یونان

(بـهـتـان ) از ريـشـه (بهت ) ، دروغى است كه به خاطر بزرگى و زشتى ، شنونده را مات و مبهوت مى سازد.
|
کلمن |
لوازم شستشوی ظروف و لباس |
|
فلاسک چای |
لوازم حمام شامل صابون ، شامپو و . . . . |
|
ظروف و لیوان یکبار مصرف |
قرص هاي تصفيه آب يا سيستمهاي فيلتر آب |
|
قاشق / چنگال / چاقو / درب کنسرو بازکن |
تلمبه و درجه باد |
|
گاز پیک نیک پر |
واکی تاکی |
|
قابلمه – ماهی تابه |
کاور ( یا پارچه ) برای کشیدن روی بارهای عقب ماشین |
|
کبریت – زغال – استارتر آتش |
GPS – قطب نما |
|
منقل ( قوطی ) – سیخ کباب – توری – بادبزن |
زنجیر چرخ |
|
چای – قند |
آدرس و تلفن تعمیرگاههای مجاز اتوموبیل در مسیرهای عبوری |
|
روغن – برنج – کنسروجات – نان خشک |
پوشش جلوی ماشین جهت عبور از آب ( رودخانه ) |
|
تنقلات – آجیل – میوه خشک – آب معدنی |
روغن موتور |
|
مسواک – خمیر دندان – لوازم شخصی مانند حوله - ریش تراش ، موزر ، قیچی و . . . – لوازم خیاطی – نخ ضخیم |
پلاستیک زباله کوچک ( دسته دار برای داخل ماشین ) و بزرگ – زیپ لاک |
|
ظرف آب – گالن آب |
سوت |
|
پتو – حصیر – زیر انداز |
کامپیوتر نت بوک + مودم اکسترنال + سیم خط تلفن + پچ کور |
|
ملافه برای هرنفر دو عدد – روبالشی |
سیم سیار برق ( بلند ) جهت استفاده از برق در کمپ سایتها |
|
دمپائی – کفش |
مدارک شناسائی شخصی و اتوموبیل – دفترچه بیمه - |
|
جعبه کمکهای اولیه و برخی داروهای مورد نیاز احتمالی |
تعدادی عکس |
|
چراغ قوه و چراغ اضطراری + باتری اضافی ( شارژی ؟+ شارژر ) |
کپی از کلیه مدارک شناسائی و نگهداری آن در محلی غیر از جائی که اصل مدارک گذاشته میشود |
|
چادر – کیسه خواب – کوله پشتی |
برچسب کشور روی ماشین ( قانون جاده های اروپا ) |
|
صندلی تاشو – ننو – پشه بند |
مثلث خطر ، جلیقه شبرنگ ( قانون جاده های اروپا ) |
|
کاپشن – لباس گرم و سرد – کلاه پشمی – کلاه آفتاب گیر – عینک آفتابی – چتر |
|
|
لوازم عکاسی و فیلم برداری با نوار و حافظه اضافی + سه پایه |
|
|
لوازم موسیقی – mp3 player با کارتهای حافظه و کابلهای مربوطه |
|
|
شارژر موبایل برقی و فندکی – مبدل 12 به 220 ولت |
|
|
کیف آچار و ابزار – مقداری سیم برق و بست کمربندی - بیلچه |
|
|
طناب بکسل |
|
|
نوار چسب پهن بزرگ – نوار چسب برقی |
|
|
تبر – چاقوی بزرگ |
|
|
الصاق لیست تلفنهای ضروری ( 110 – 115 و.... )در جائی از ماشین که قابل رویت باشد . همچنین ذخیره در حافظه موبایل |
|
نوع تابستاني آن، همان "كدو سبز" است كه پوست صاف و نرمي دارد و اغلب ايرانيها از آن خورش تهيه كرده و يا در كنار مرغ آن را ميل ميكنند و البته كوكوي خوشمزهاش را براي شام ميپزند. به علاوه، هنگام كاهش وزن و کاهش قند خون، به عضو ثابت برنامه غذايي ما تبديل ميشود.
اما منظور از نوع زمستاني، "كدو تنبل" يا "کدو حلوايي" است. به نظر ميرسد به دليل جثه بزرگش، به آن لقب تنبل دادهاند و به دليل تهيه دسرهاي شيرين با آن در فصل زمستان، به كدو حلوايي معروف است. ما نيز ميخواهيم درباره ارزش غذايي مورد آخر برايتان بگوييم.

انواع کدو حلوايي
كدو تنبلهاي كشور ما دو نوعاند: نوع اول كاملاً گرد هستند و نوع دوم، سر باريك و انتهاي پهني دارند و شكلشان نامتقارن است. شايد باور نكنيد كه نوع دوم از نظر داشتن ميزان بتاكاروتن (پيش ساز ويتامين A) ارجحيت دارد، به طوري كه تحقيقات نشان داده است بتاكاروتن موجود در نوع دوم چهار برابر بيشتر است. علاوه بر اين، كدو حلوايي نوع دوم، پتاسيم بالايي دارد و خوردن آن براي كساني كه از فشار خون بالا رنج ميبرند، مفيد است. ويتامين C کدو حلوايي نيز در مقايسه با ساير كدوها بيشتر است، البته با پختن آن در حرارت بالا و حتي سرخ كردن، ديگر اثري از اين ويتامين باقي نخواهد ماند، مگر اينكه آن را در ظرفي در بسته بخارپز كنيد كه در اين صورت ميزان از بين رفتن اين ويتامين کم خواهد شد.

مصرف روزانه تمامي سبزيهاي سبز و زرد مثل هويج و كدو حلوايي ، به همه گروههاي سني توصيه ميشود، زيرا بررسيها نشان دادهاند، مصرف مرتب اين سبزي ها، احتمال ابتلا به سرطان پروستات را در افراد بالاي 60 سال به ميزان قابلملاحظهاي كاهش ميدهد و اين موضوع به خاطر وجود كاروتنوييدهاي فراواني (مثل بتاروتن) است كه در اين سبزي ها وجود دارد.
به علاوه نتايج مطالعات حاكي از آن است كه سالمنداني كه ميزان بتاكاروتن خونشان پايين است، بيشتر احتمال دارد به مشكلات چشمي مانند آب مرواريد دچار شوند و ديده شده با افزودن اين سبزي به برنامهغذاييشان، احتمال ابتلا به اين بيماري در سالهاي بعدي زندگي به حداقل ميرسد. بنابراين چه بهتر كه اين سبزي را از همين حالا در سوپ و يا خورش خود اضافه كنيد.
حتي اين سبزي براي كساني كه به سرماخوردگي و آنفلوآنزا دچارند نيز مفيد است، به خصوص در فصول سرد كه اين بيماري شيوع بيشتري دارد، زيرا منبع مناسب ويتامين C، E و بتاكاروتن است که همه آنها خاصيت آنتياكسيداني دارند و از بروز سرماخوردگي و آنفلوآنزا جلوگيري ميكنند.
همچنين به علت داشتن اين آنتياكسيدانها، از تخريب ديواره عروق كه در اثر تجمع LDL (کلسترول بد) شكل ميگيرد ، جلوگيري مي کند و در نتيجه احتمال ابتلا به بيماريهاي قلبي را كم مي نمايد.

هنگام خريد، بايد كدوهاي سالم و بدون لك را جدا كنيد. از خريد كدوهايي كه با كمي فشار دادن، نشانههاي لهيدگي احساس ميکنيد، بپرهيزيد.
اين سبزي را قبل از بريدن مي توانيد در جايي خنك (بيرون از يخچال) بگذاريد، اما به محض برش دادن، بدون برداشتن تخمههاي کدو، بايد آن را داخل كيسهاي پلاستيكي در يخچال قرار دهيد.
اين كدو را ميتوانيد آبپز، بخارپز يا كباب كنيد و به كمك مغزها و عسل دسرهايي خوشمزه از آن تهيه کنيد. اگر كدو حلوايي كه خريدهايد، بيش از مصرف هفتگيتان است، توصيه ميشود آن را بخارپز كرده و در بستهبندي هايي كوچك، در فريزر ذخيره كنيد. البته سعي كنيد تا مدت يك ماه آن را ميل كنيد و بيش از اين در فريزر هم نگذاريد.
شما ميتوانيد با مخلوط كردن اين سبزي با انواع سبزيجات از جمله كرفس و جوانه گندم تازه، غذايي مفيد براي كساني كه فشار خون بالايي دارند، تهيه كنيد، زيرا هر سه اين سبزي ها، تنظيمكننده فشار خون هستند.
به علاوه، مصرف توام كدو حلوايي با سبزيهايي مانند كلم برگ قرمز، قارچ و گوجهفرنگي به دليل خاصيت كاهندگي چربي خون و دارا بودن آنتياكسيدان فراوان، براي كساني كه سابقه بيماري قلبي دارند، توصيه ميشود كه ميتوانيد آنها را با هم، در سوپ و يا كنار ماهي و مرغ بخارپز يا كباب شده ميل كنيد.

به غير از استفادههاي خوراکي از کدوحلوايي يا تخمه آن، اجزاي مختلف اين سبزي، خواص دارويي گوناگوني نيز دارند؛ مثلا از گل کدو براي تهيه مرهم زخم استفاده ميشود
روغن تخم کدو حلوايي از قديم گفته ميشود اثرات مفيدي روي مشکلات پروستات دارد. مطالعات جديد هم تا حدودي اين نظريه را تاييد کردهاند و حتي يک دارو براي درمان بزرگي خوشخيم پروستات، با استفاده از عصاره تخم کدو به بازار معرفي شده است. روغن تخم کدو حلوايي، اسيدهاي چرب مفيدي دارد که باعث سلامت عروق و اعصاب ميشود. اين اسيدهاي چرب ضروري، در بافتهاي بدن هم کاربرد دارند.
به غير از درمان بزرگي خوشخيم پروستات (که تقريبا اثرات آن ثابت شده است)، استفادههاي ديگري هم براي تخمه هاي کدوحلوايي عنوان ميشود؛ مثل درمان افسردگي، درمان سنگ کليه ، برطرف کردن انگلها و عفونتهاي گوارشي. اگرچه اين درمانها هنوز کاملا از نظر علمي تاييد نشدهاند، اما خاصيت ضدانگل بودن تخم کدو يک عقيده ي قديمي است.
کدو حلوايي اثرات مفيدي بر عملکرد مثانه دارد.
وجود اسيد آمينه ي تريپتوفان، خاصيت ضدافسردگي کدو را توجيه ميکند و مطالعاتي هم در تايلند در زمينه فوايد اين سبزي در جلوگيري از به وجود آمدن سنگ کليه در حال انجام است.
باز میگردند زمیدان
فراریان سلاح بر جای گذارده
سیاهند وسقیدند و خاکستری
بارها بنهاده در مقصد و خالی روی سوی منزل دارند
این ابرها ، این روزها
پاییزی کم باران شد امسال
برای آران و بیدگل برای کاشان
"میرحسین موسوی" نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری ایران روز شنبه بیانیه 14-ام خود را منتشر کرد. متن کامل این بیانیه که از سوی پایگاه اطلاع رسانی "کلمه" بمناسبت نزدیک شدن 13 آبان، روز دانشجو، منتشر شد، بدین شرح است:
"در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است.
در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجهای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحولخواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سالها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است ...»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانشآموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانهترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیرهکننده دست مییابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسانها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمیشناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه افتادن لازم نبود که پیدرپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام میخواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچیک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور میکردند بعد از چند روز حادثه تمام میشود و به خانههایشان باز میگردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد میداند که جامعهای شکلیافته از چوبهای فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزهای ندارد. او مردم را رهبر میپسندید، زیرا میدانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده میکرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد.
آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟
اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهرهمند شدهاند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود - بلکه به امید خدا بسیار زود - مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. دستگاه ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟ دستگاه ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم.
البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم".
خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 9 آبان ماه