تبليغاتX
بیدارشهر

بیدارشهر

تهمت شنیده را دفاع از خود/از اعتراف ، گاه ، سخت تر است

اکرم - از مزرعه ی لوبیا در ازنا تا زندان اوین- گزارش روزنامه حیات نو ( با کمی تنظیم )

 
من يك دختر دهاتي بودم، با يك پيشاني كه از آن اول هم بد روش نوشته بود.
ازدواج اول : سيزده سالگي شوهرم دادند به يك نامرد كه خدا نصيب هيچكس نكند. تا مي‌خوردم مي‌زد. فقط مي‌زد. بي‌دليل و با دليل. يك دختر هم گذاشت رو دستم. اسمش را گذاشتم فاطمه.
طلاق اول: با بدبختي طلا‌ق گرفتم، دخترم را گرفت و ديگر نگذاشت رويش را هم ببينم.
برگشتم دهاتمان «ازنا» يك جايي نزديك اليگودرز.

 ازدواج دوم :هنوز سرم را تكان ندادم، بابام شوهرم داد به يك نامرد تو خرمشهر. يك ترياكي كه شلوارش را هم من بايد مي‌كشيدم بالا‌. نشان به اين نشان كه قند و چاي و برنجمان هم هر وقت مي‌آمدم ده، از ننه بابام مي‌گرفتم.

 مردك اهل كار كردن نبود. پير شده بودم، توي آن جواني. جواني كجا بود؟
طلاق دوم :بيست سالگي دوباره يك مهر طلا‌ق تو شناسنامه‌ام بود.
ديدم اينطور نمي‌شود. بايد يك كاري مي‌كردم. دختر همسايه‌مان يك مغازه آرايشگري داشت، گفت بيا اينجا كار كن، هم كار ياد بگير، هم يك پولي دربياور.
فاطمه را يك طوري شده بود كه يواشكي مي‌رفتم مي‌ديدم. بابام و داداش‌هام كه فهميدند قيامتي كردند كه بيا و ببين. شايد همين بود كه باز دست به سرم كردند، از سرشان بازم كردند.
ازدواج سوم : شوهرم دادند به يك پيرمرد كه جاي بابابزرگم بود. گريه كردم، جيغ كشيدم، موهاي سرم را كندم.
يك دختر تو دهات اختياري ندارد از خودش. باباش و برادراش اگر تو سرش هم زدند، بايد سرش را پايين‌تر نگه دارد.
شدم زن حاجي
شوهرم بود، ولي بهش مي‌گفتم حاجي. يك شوهر 75 ساله كه يك زن 27 ساله داشت. كفن زنش هنوز خشك نشده بود كه آمد من را گرفت. بچه‌هاش گفتند رفتي با دخترت ازدواج كردي حاجي؟! راست مي‌گفتند، دخترش كه هيچي، جاي نوه‌اش بودم.
 دروغ هم مي‌گفت . دو تا زن صيغه‌اي ديگر هم با يك شناسنامه ديگر داشت. شهرستان زندگي مي‌كردند.
از زن خدابيامرزش كه تازه هم مرده بود، شش تا بچه داشت! او هم صد تا چاخان سر هم كرده بود.
 بابام تو ازنا لوبياكار بود، فكر مي‌كرد دخترش را دارد مي‌دهد به يك شوفر پولدار. پولدار چي چي بود. چهار تا تكه طلا‌يي هم كه داشتم، براي حاجي فروختم تا يك پيكان قراضه بخرد، روش كار بكند. زبانم دراز شد و عوضش حضانت فاطمه را گرفتم و آوردمش پيش خودم.
دلخوشيم همين فاطمه بود. گفتم من كه تلف شدم اين درس بخواند يك جايي برسد. اسمش را نوشتم كلا‌س زبان. كاش قلم پام مي‌شكست. خانه‌مان ته خاوران بود، كلا‌س زبانش نزديك ميدان خراسان. خودم هر روز مي‌آوردم و مي‌بردمش.
بهنام همان موقع‌ها پيداش شد. مسافركش خطي بود.
گفت: اسمت چيه؟ جواب دادم: من يك زن شوهردارم، اين هم بچه‌ام است. گير داد، پيله كرد. هر روز بيشتر تو گل مي‌رفتم. گفت مي‌آيم شوهرت را مي‌كشم. حيفي تو براي آن پيرمرد. قسمش دادم، گريه كردم. گفت اگر نگذاري خودت يا دخترت را مي‌كشم.
قرار گذاشتيم پارك خاوران، سي چهل تا قرص خواب‌آور گذاشت كف دستم گفت بدهم به حاجي و كاريم نباشد.
حاجي ظهر آمد خانه. سراغ فاطمه را گرفت.
گفتم: رفته خانه دوستش با هم درس بخوانند. ناهار خورديم. قرص‌ها را ريخته بودم تو پارچ دوغ. حاجي سنگين شد. گفت : خوابم مي‌آيد اكرم. گفتم: برو بخواب رو تخت. گفت: نه همين جا، جلوي كولر يك چرت مي‌زنم. تكيه داد به رختخواب‌ها كه پيچيده شده بود تو چادر شب.
گفت: يك جوري‌ام اكرم، سنگينم، سرم درد مي‌كند. نمي‌توانم پاشوم نمازم را هم بخوانم. گفتم : خب حالا‌ پاشو. وسط خواب و بيدار گفت : نه، بيدار كه شدم، مي‌خوانم و خوابش برد.
زنگ زدند، پرسيدم كيه، هول بودم. دكمه آيفون را زدم و توي دلم آرزو كردم فاطمه باشد. نيم ساعت از وقتي كه بهنام گفته بود مي‌آيم و نيامده بود، گذشته بود و ته دلم قرص بود كه ديگر نمي‌آيد.
بهنام بود. سست شدم، از جلوي در زدم كنار، شيرجه رفت تو شكم حاجي. با همان چاقويي كه دستش بود. حاجي منگ بود. قرص‌ها رمق نگذاشته بود براش. شيشه عينك ته استكانيش خون خالي بود. حاجي نمي‌مرد، يا مرده بود، نمي‌دانم. بهنام روسري دور گردنم را كشيد و حلقه كرد به گلوي حاجي. حاجي دست و پا مي‌زد. خفه پرسيد:
« چي كار كردي اكرم؟
 راست مي‌گفت، خودم هم نمي‌دانستم. خون جلوي چشم‌هاش را گرفته بود. تمام خانه را شوري خون برداشته بود، خون بو داشت، نمي‌دانستم.
گفتم: نمي‌دانم حاجي، نمي‌دانم.
كلا‌فه بودم. دستپاچه. بهنام فقط چاقو مي‌زد. حاجي تكه پاره شده بود. آنقدر قرص خواب بهش داده بودم كه نمي‌توانست از جايش تكان بخورد. نصف رختخواب‌ها كه بهش تكيه داده بود، ريخته بود روش. شيشه‌هاي عينك ته استكانيش سرخ سرخ شده بود.
بهنام خانه را بنزين خالي كرد و يك كبريت هم روش.
سوار ماشين حاجي شديم. فاطمه را برداشتم و گذاشتمش خانه ننه. ننه گفت: چي شده اكرم، با حاجي حرفت شده؟ گفتم : ننه، كي ديدي تا حالا‌ با حاجي دعوا و قهر كنم.
با بهنام رفتيم شمال. حرف زديم، من گريه كردم، او حرف زد.
من را گذاشت پايين. گفت مي‌رود بازار يك خريد بكند، برگردد.
برنگشت، دروغ گفته بود. پليس من را گرفت كه يك زن تنها اينجا چي كار مي‌كند؟ سوار يك اتوبوسم كردند كه مي‌آمد تهران.
 هيچي پول نداشتم. رسيدم، حلقه‌ام را فروختم تا يك چيز دستم باشد.
در به در مي‌گشتند دنبالم. پيدام كردند. سيزده روز تو آگاهي تحت فشار بودم. قتل و سوزاندن ميت، جفتش افتاده بود گردن من. آخر سر گفتم جريان بهنام را و يك نشاني كه فكر مي‌كردم شايد آنجا بشود پيداش كرد.
با دو تا مامور زن فرستادند مرا به همان نشاني. بهنام خودش در را باز كرد. زد زيرش كه من را مي‌شناسد. او را هم گرفتند.
چند سال است كه فاطمه را نديدم. آبروي خودم و خانواده را بردم.
 فاطمه حالا‌ پانزده سالش است. هنوز هم دوستم دارد، گاهي صدايش را مي‌شنوم، تلفني.
هم جرمم همين جاست. بچه‌هاي حاجي اولش قصاص خواستند، حالا‌ هم كه به ديه راضي شدند، كسي را ندارم كه چنين پولي داشته باشد. ماندم همين جا و دارم مي‌پوسم، الا‌ن چهار سال است. اين يازدهم تير رفتم تو 32 سالگي. خدا مي‌داند چقدر ديگر مي‌خواهم عمر كنم، يا مرگم را كجا و چطور ببينم.
 پدر مادرها فقط مي‌زايند، انگار زاييدن خيلي كار مهمي باشد. خود ما هشت تا خواهر برادريم. يك برادر فلج و يك باباي پير كشاورز.
خب به چه درد مي‌خورد اين زندگي. مي‌خواهم نباشد. روزي چند دفعه غش مي‌كنم، صرع دارم. مريضم، اعصابم سرجايش نيست. چي كار كنم؟
+ نوشته شده در  86/05/31ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

من را میکشند .

من را میکشند.

هر روز من را میکشند .

من بی گناهم  . به خدا من بیگناهم .

من را جلو سبزی فروشی میکشند .

در پیاده رو میکشند .

در خانه ام میکشند .

من بی گناهم  . به خدا من بیگناهم .

بمب میگذارند در اتومبیل یا می بندند به خودشان ،  بی خبر از همه جا کنار خیابان میکشند .

من را در صف استخدام می کشند .

من را اشتباهی به جای ملا عمر میکشند .

به جای بن لادن با همه ی مهمانانم یکجا میکشند .

من را در زیارت می کشند . در سینما هم می کشند .

من بی گناهم  . به خدا من بیگناهم .

+ نوشته شده در  86/05/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

توجه خبرگزاری قرآنی ایران به وبلاگ من

يك‌شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۶   ۱۲:۴۶    شماره‌ خبر : 118811
مراحل تدوين قرآن كريم در وبلاگ «بيدار شهر»

گروه وبلاگ: مراحل تدوين و تبيين قرآن كريم در زمان پيامبر و پس از آن در سه مرحله بيان شده‌‌است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، وبلاگ «بيدارشهر» توسط رضا ستاری در سرويس‌دهنده بلاگفا به روز می‌شود. وی در آخرين پست خود مطلبی با عنوان مراحل تدوين و تبيين قرآن كريم از نوشته‌های استاد بهاءالدين خرمشاهی آورده‌است.

بلاگر مراد از جمع و تدوين قرآن را چگونگی جمع‌آوری وحی ۲۳ ساله كه به صورت ۳ تا ۵ آيه‌ای نازل می‌شده و نهايتاً به صورت مدون و مصحف ( مانند كتاب امروزی ) درآمده دانسته و كهن‌ترين منبع اين بخش مهم از سرگذشت يا تاريخ قرآن احاديث اهل سنت و نيز تا حدودی احاديث شيعه است.

http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=118811

البته اسم من را اشتباهی رضا نوشته اند .
+ نوشته شده در  86/05/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سیمین دانشور

+ نوشته شده در  86/05/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از وبلاگ آرونی با صفا

 

ناپلئون میگه:

 

 حرفی رو بزن که بتونی بنویسی ....

 

                        چیزی رو بنویس که بتونی پاشو امضا کنی....

 

                                          و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی

 

ستاری : خانم عمو صادقی منبع مطالبش را نمی نویسد ولی آنچه مینویسد به دل می چسبد ، حالا ناپلئون یا هر کس دیگر فرمایش خوبی نموده ولی تو کشور ما بر عکس این پند عمل میشود و دیگر امضا هم ارزش خود را از دست داده است .

+ نوشته شده در  86/05/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تا کی ؟

تا کی به جای علوفه برای دام و غذا برای کودکان  در اراضی مستعد کشور ، توتون و تنباکو تولید خواهیم کرد ، ریه های مردم را کثیف و بیمار خواهیم کرد و پول نفت را خرج درمانشان خواهیم کرد و ...

سهم مديريت دولت بر بازار مصرف سيگار در چهار ماه نخست امسال 14.7 ميليارد نخ معادل 75 درصد مصرف كل كشور بوده است كه از اين محل درآمدي معادل 425 ميليارد ريال عايد دولت شده است. ( چند میلیارد تومان به سلامتی مردم زیان وارد آمده است !!)

داريوش سهرابي - سخنگوي شركت دخانيات ايران - در گفت‌وگو با خبرنگار صنعت و معدن خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب گفت: اين در حاليست كه سهم مديريت دولت بر بازار مصرف سيگار در سال گذشته 52.8 ميليارد نخ معادل 91 درصد بازار بوده كه اين ميزان 6 درصد نسبت به سال 84 افزايش داشته است. ( چه افتخار عظیمی!؟ )

 مصرف بيش از 19 ميليارد نخ سيگار در سال جاري

وي در خصوص مصرف چهار ماهه امسال در كشور گفت: در اين مدت 19 ميليارد و 600 ميليون نخ سيگار در كشور مصرف شده است كه از اين ميزان 6.3 ميليارد نخ واردات رسمي، 8.6 ميليارد نخ توليدات مشاركتي و مابقي به صورت قاچاق وارد كشور شده است كه بيشترين ميزان كشفيات آن در آذربايجان‌غربي و كمترين آن‌ها در استان ايلام بوده است.

 قاچاق 5 ميليارد نخ سيگار در سال گذشته

وي افزود: همچنين تا پايان تير امسال 222 تن انواع توتون و تنباكو به خارج از كشور صادر شده است. اين در حاليست كه در سال گذشته 57.8 ميليارد نخ سيگار در كشور مصرف شده كه افزايش 9 درصدي را نسبت به سال قبل از آن نشان مي‌دهد. برآورد قاچاق طي سال گذشته نيز 5 ميليارد نخ بوده كه نسبت به سال پيش از آن 32.2 درصد كاهش داشته است.

سهرابي تصريح كرد: مجموع توليدات سيگار در كشور طي سال گذشته 24.6 ميليارد نخ شامل 11.7 ميليارد نخ سيگار داخلي و 12.8 ميليارد نخ سيگار توليد مشاركتي بوده كه اين رقم 9.8 درصد افزايش نسبت به سال 84 را نشان مي‌دهد.

همچنين در سال گذشته 26.7 ميليارد نخ سيگار به طور رسمي به كشور وارد شد كه نسبت به سال پيش از آن 20.8 درصد افزايش داشت و اين ميزان درآمدي معادل 1804 ميليارد ريال براي دولت در پي داشت كه نسبت به سال 84، حدود 100 درصد افزايش را نشان مي‌دهد.

وي درخصوص عملكرد شركت دخانيات ايران در بخش‌هاي مختلف گفت: در حوزه كشاورزي، اعطاي تسهيلات ويژه نظير وام، ابزار و تجهيزات، بذر و كود و سموم دفع آفات و نصب مراكز گرم‌خانه‌اي مدرن در جهت افزايش كيفيت توتون استحصالي و بومي‌سازي و گسترش نشا به روش فلوت سيستم در جهت احياي اين بخش از مهمترين اقدامات قابل ذكر است.

سهرابي تاكيد كرد: مهمترين دستاورد شركت دخانيات در حوزه بازرگاني، تداوم همكاري‌ها با شركت‌هاي بزرگ خارجي توليد سيگار در زمينه واردات رسمي، توليد مشاركتي سيگار و كشت مشترك در مزارع توتون كشور است. علاوه بر اين اعمال استانداردهاي سختگيرانه‌تر در زمينه محصولات وارداتي و اعمال نظارت دقيق و كامل در مورد سيگارهاي مصرفي مردم در جهت حفظ سلامت و بهداشت مصرف كنندگان از ديگر دستاوردهاي شركت دخانيات طي يك‌سال گذشته بوده است.

وي همچنين از تهيه آيين‌نامه وظايف اجرايي دستگاه‌هاي دولتي در رابطه با مبارزه با قاچاق و كالاهاي دخاني با همكاري ستاد قاچاق كالا و ارز رياست جمهوري به‌عنوان يكي از اقدامات شركت دخانيات ايران نام برد.

 ايران يكي از مسيرهاي مهم قاچاق

سهرابي در خصوص بحث قاچاق محصولات دخاني نيز گفت: براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني دو منطقه در جهان وجود دارد كه داراي بيشترين سهم قاچاق است كه عبارتند از منطقه هلال طلائي شامل ايران، پاكستان و افغانستان و منطقه مثلث طلائي شامل ميانمار، لائوس و تايلند كه بر اين اساس ايران يكي از مسيرهاي مهم قاچاق محسوب مي‌شود كه برخي كشورهاي حاشيه نيز نقش بسيار برجسته‌اي در اين افزايش قاچاق دارند.

وي با انتقاد از كساني كه اعلام مي‌كنند شركت دخانيات ايران نبايد به دنبال مبارزه با قاچاق باشد، تصريح كرد: كساني كه اين ادعا را مطرح مي‌كنند هنوز از مساله قاچاق و سود ناشي از آن بي‌اطلاع‌اند و با آن برخوردهاي احساسي مي‌كنند كه اين برخوردها ضمن آن‌كه سود سرشاري را نصيب قاچاقچيان محصولات دخاني مي‌كند، مصرف‌كنندگان را نيز در معرض خطرات عديده سيگار قاچاق قرار مي‌دهد.

قاچاق سيگار عامل افزايش مصرف آن

وي افزود: سيگار مشهورترين محصول قاچاق است كه از مرزها و از طريق تغييرات مداوم در مسير صورت مي‌گيرد كه در كشور مورد نظر ضررها و زيان‌هاي فراواني را هم از لحاظ اقتصادي و هم از لحاظ سلامتي دربرخواهد گرفت و قاچاقچيان براي ورود غيرقانوني انواع مارك‌ها هيچگونه حقوق گمركي پرداخت نمي‌كنند و قيمت پايين آن، ميزان مصرف را نيز رواج مي‌دهد.

 برابري كردن سود قاچاق سيگار با اسلحه

سهرابي تصريح كرد: بايد بدانيم از مجموع 5600 ميليارد نخ مصرف سالانه مصرف سيگار در جهان بين 10 تا 11 درصد آن از طريق قاچاق تامين مي‌شود كه بيشترين سود را براي قاچاقچيان اين كالا به دنبال دارد و در برخي مواقع با سود قاچاق اسلحه برابري مي‌كند.

وي افزود: عملكرد شركت دخانيات ايران در جهت مبارزه با پديده قاچاق باعث شده است كه رقم قاچاق محصولات دخاني در كشور به طور چشمگيري كاهش يابد و تلاش خواهد شد در يك برنامه مدون سه ساله اين رقم به زير 10 درصد برسد كه در مطالعات به عمل آمده بهترين راه‌حل پيشنهادي بالابودن توليدات ملي و كم كردن واردات و حمايت از صنعت داخلي است؛ به اين معنا كه اگر بخش توليدات ملي به خودكفايي برسد به طور حتم سود كمتري نصيب قاچاقچيان خواهد شد.

وي افزود: در حال حاضر شركت دخانيات به دنبال رسيدن به خودكفايي(!!) و جايگزيني توليدات داخلي و ملي با واردات رسمي (!!)قاچاق است تا با نظارت دقيق و كامل بر جريان توليد و مصرف مطابق استانداردهاي جهاني از خروج ارز و سرمايه و سودجويي شركت‌هاي خارجي جلوگيري شود.

 امحاي سيگارهاي قاچاق

سهرابي همچنين در خصوص سيگارهاي كشف شده و فروش آن‌ها در بازار داخل به ايسنا گفت: به اين دليل كه بر سيگارهاي قاچاق هيچگونه نظارت قانوني، بهداشتي و سلامتي صورت نمي‌گيرد فاقد كيفيت بوده و تمامي اين سيگارها به طور كامل امحا مي‌شوند.

او خاطرنشان كرد: متاسفانه 

در حال حاضر سيگارهايي با برندهاي معتبر اما فاقد كيفيت در كشورهاي پاكستان، حاشيه خليج فارس به خصوص امارات و در منطقه كردستان عراق توليد مي‌شوند و به كشور قاچاق مي‌شوند و استعمال اين نوع سيگارها بسيار خطرناك است.

 

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

گزارش از بند زنان

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یزیدیه

یزیدیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

یزیدیه  يا یزیدیان از ادیان باستانی رایج در کردستان است.

زبان یزیدیها کردی است و اکثر آنان در کردستان عراق (بیشتر در اطراف موصل و مغرب آن در ناحیهٔ سنجار) و قسمت کردنشین ارمنستان و اطراف تفلیس زندگی می‌کنند. هرچند که در تمام قسمت‌های کردنشین هستند  شمار نسبتاً زیادی نیز به کشورهای اروپایی (به ویژه آلمان) پناهنده شده‌اند. شمار یزیدیان حدود ۱۵۰ هزار نفر ذکر شده‌است .

مفهوم واژه یزیدی

بنابر روایات واژه یزیدی مشتق از کلمه «ایزد» یا «یزته» است که در پارسی باستان به معنای «دین خدایی» است. در باب وجه تسمیه نام ایشان اختلافاتی هست و بعضاً نام آن را منسوب به یزید بن معاویه یا یزید بن انیسه خارجی نیز دانسته‌اند. اما بنظر می‌رسد نام پارینهٔ این کیش و اشاره‌اش به مفهوم «ایزد» در دین زرتشت، صحیح‌تر باشد. یزیدیان از واژه ی داسنی برای نامیدن خود استفاده می‌کنند.

پیشینه

این دین پیش از ورود اسلام در مناطق یاد شده، وجود داشته‌است و تحت تأثیر ادیان زرتشتی و مانوی قرار گرفته‌است و عقاید مهرپرستانه و ثنویت زرتشتی بر آن تأثیر داشته‌اند. تأثیراتی از دین یهود و فرقهٔ «نسطوری» و عقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز در منابع برشمرده شده‌اند. در منابع مربوط به فرقه‌های اسلامی آن را فرقه‌ای از جمله غلاة شیعه دانسته‌اند .

اهل این کیش، به‌وسیلهٔ شیخ عدی بن مسافر اموی که عوام وی را «شیخ عدی» می‌نامند مسلمان شدند. بعضاً گفته شده‌است که ایشان بدلیل تشابه نام یزید با کیش‌ خود او را امام و قدیس خود دانسته و حتی به مقام الوهیت رسانیده‌اند.

اولین دانشمندی که توجه محققان را به آنها جلب کرد، احمد تیمور پاشا بود که در کتاب «الیَزیدیه و مَنشاء نحلَتِهِم» به این مساله اشاره می‌کند که از این قوم پیش از قرن ششم هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که این زمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقه‌ٔ «عدویه» را در میان آنها بنیان نهاده‌است. ابوفراس در کتاب خود که به سال ۷۵۲ هجری قمری تالیف شده‌است آنها را به همین نام خوانده‌است.

محقق دیگر، «ابوسعید محمد بن عبدالکریم سمعانی» (درگذشته به سال ۵۶۲ هجری قمری) در کتاب «الانساب» می‌نویسد :

«جماعت بسیاری را در عراق در کوهستان حلوان و نواحی آن دیده که یزیدی بودند و در دیه‌های آنجا به صورت مردم زاهد اقامت داشتند و گِلی به نام «حال» می‌خورند. این گل را برای تبرک از مرقد شیخ عدی برمی‌دارند و آن را با نان خمیر می‌کنند و بصورت قرص درآورده و گاه گاه می‌خورند و آن را «برات» نامند.»

اعتقادات

«یزیدیان» هم مثل بسیاری از پیروان ادیان باستانی اعتقاد دارند که «جهان و هرچه در او هست» از چهار عنصر اصلی یعنی «آب، باد، خاک و آتش» ترکیب یافته‌است.

مشابه باور معمول ادیان سامی،خداوند انسان را از آب و خاک آفرید در حالیکه فرشتگان درگاه ابدیت همه از جنس آتشند؛ و آتش به باور آنها بر گل ﴿ممزوج آب و خاک﴾ ارجحیت دارد. از این رو وقتی خداوند از همه فرشتگان بارگاهش ﴿از جمله ملک مقرب، طاووس﴾ میخواهد که در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظیم کنند، ملک طاووس «شیطان» از این دستور نابجای ایزدی سر میپیچد و از همان زمان سر به شورش می‌گذارد، شورشی که تا روز حشر ادامه خواهد داشت و یزیدیان آن را شورشی بر حق و از روی حکمت خداوند می‌دانند و شیطان را لعن نمی‌کنند و معتقدند که در آخرالزمان او مشمول لطف و بخشش پروردگار خواهد گشت.

محققین و متکلمین اسلامی آنها را بدلیل باور به نسخ اسلام در آخرالزمان، جزو غلاة دانسته‌اند.

 از اعیاد معروف یزیدیان می‌توان «شامیرام» را نام برد.

+ نوشته شده در  86/05/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

به کدامین گناه ؟

به گزارش روز چهارشنبه بخش فرانسه گروه بین الملل خبرگزاری ایسکانیوز و به نقل از شین هوا، این مقام مسئول بیمارستانی گفت در پی انفجار دو خودرو ی بمب گذاری شده در دو نقطه شهر سینجار تعداد زیادی از شهروندانمان در دم جان باختند و فقط شمار کشته شدگان شهر سینجار را 500 نفر اعلام کرد.
وی همچنین افزود: حدود 375 نفر هم به شدت آسیب دیده اند.
دو خودروی بمب گذاری شده با موفقیت در یک منطقه مسکونی واقع در شهر بعاج، 120 کیلومتری جنوب غرب موصل در حالی منفجر شد که یک خودروی بمب گذاری شده دیگر نیز انفجاری را در منطقه مسکونی شهر سینجار، 100 کیلومتری شمال غرب موصل، رقم زد.
انفجار چهارم روز گذشته نیز در یک فروشگاه شلوغ در شهر سینجار رخ داد.
شهر موصل در 400 کیلومتری شمال بغداد ، در نینوا منطقه ای با اکثریت شیعه، که به خاطر حملات القاعده و دیگر شورشیان به ستوه آمده، واقع شده است.

+ نوشته شده در  86/05/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بخشی از گفته های رییس مجلس در باره ی قرآن

 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي امشب چهارشنبه در مراسم پاياني بيست‌ و چهارمين دوره مسابقات قرآن كريم  قرآن را ادامه حضور و امتداد وحي محمدي و نشانه دائمي و حضور مستمر عالم غيب با عالم شهادت دانست و افزود: منزلت قرآن در جامعه اسلامي همان منزلت محمد (ص) در نزد مسلمانان است و مسلمانان همان عشق و محبتي كه به پيامبر دارند نسبت به قرآن ابراز مي‌كنند. 
همانطور كه پيامبر مظهر وحدت ميان مسلمانان است، قرآن هم مايه وحدت مسلمانان است . در روزگار ما دشمنان اسلام از ترس بيداري اسلامي، وحدت مسلمانان را نشانه گرفته‌اند و با توطئه‌هاي گوناگون از همه‌سو مي‌خواهند وحدت را به تفرقه مبدل كنند. 
قرآن علاوه بر وحدت‌آفريني ميان مسلمانان سند هويت آنها نيز محسوب مي‌شود،  قرآن آينه‌اي است كه در آن مي‌توان سيماي نوراني اسلام راستين را تماشا كرد و براي بازشناسي چهره اسلام حقيقي بايد در آينه قرآن نظر كنيم. 
امروز كه اين همه پيرايه‌ها به اسلام بسته شده و دشمنان اسلام با نسبت‌هاي ناروايي مانند تروريسم مي‌خواهند چهره اسلام را در چشم مردم جهان دگرگون كنند، براي شناخت و شناساندن اسلام بهترين معيار و ملاك قرآن است. 
قرآن  ميزان و ترازويي براي دور ماندن از افراط و تفريط است. جامعيت اسلام را در قرآن بايد جستجو كرد و هر تفكري به هر اندازه از اعتدال قرآني به دور باشد، دچار انحراف است.
رئيس مجلس شوراي اسلامي بيان داشت: اعتدال ميان دنيا و آخرت درك درست معناي دنيا و آخرت، اعتدال ميان رفتار مادي و تعالي معنوي و اعتدال ميان زندگي فردي و اجتماعي و خلاصه صراط مستقيمي كه در هر نماز به دفعات به دعا آن را از خدا مي‌خواهيم، با تأمل در قرآن و درك قرآن ميسر است و به يك معني قرآن دستور زندگي است. 
گفتمان حاكم و گفتمان غالب و مسلط بر همه محافل ديني و جوامع اسلامي بايد گفتمان قرآني باشد، . همين گفتمان است كه بر معارف اسلامي اصيل ما مانند نهج‌البلاغه، صحيفه سجاديه و احاديث پيشوايان ديني ما حاكم است و بايد سطح جلسات ديني خود را با قرآن تنظيم كنيم. 
اگر گفتمان حاكم و بيان حاكم بر جلسات ديني ما قرآني باشد، مردم و مستمعان جلسات آنچه را كه مي‌شنوند با قرآن مقايسه مي‌كنند و ديگر نمي‌توان هر سخني را به نام دين اسلام در محافل و مجالس اسلامي عرضه كرد. 
بيان حقايق قرآن بهترين راه براي دور ماندن از تحجر، خرافات و جلوگيري از انحراف است . ‌براي ترويج حقايق قرآني توجه به انواع هنرهاي قرآني اهميت دارد.

+ نوشته شده در  86/05/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قناد

چند روز بود مهرآفرین میگفت سه شنبه بعداز ظهر گروه آقای قناد ( فتیله جمعه تعطیله ) در ورزشگاه حیدریان قم برنامه دارند باید من را ببری .

دیروز من را از خواب بیدار کرد و باز درخواستش را تکرار کرد .مادر و برادرهایش گفتند ما نمی بریم .

گفتم آماده ی رفتن باش. با تاکسی رفتیم . مردم پشت درب ورودی بلیط به دست منتظر بودند در حالیکه صداهایی که از داخل سالن ۲۰۰۰نفری به بیرون میرسید حاکی از شروع برنامه بود .

درب باز شد و ما هم با جمعیت داخل محوطه رفتیم . بلیط هم تمام شده  و پشت درب سالن جمعیت زیاد تری حضور داشتند و درب آکاردئونی سالن قفل بود . در یک لحظه به یاد حادثه ی سینما رکس آبادان افتادم .

بالاخره درب دوم هم باز شد و جمعیت به داخل هجوم بردند . مرد و زن و کودک به طور غیر اسلامی جلو می رفتند . جایگاه های مخصوص تماشاگران در هر سه طرف پر . و سه چهارم  زمین بازی هم  پر . و آقای قناد مشغول صحبت کردن . در جلو ما توری نخی محکمی قرار داشت و جمعیت متوقف پشت آن همدیگر را هل میدادند.

هوای سالن بسیار گرم بود و اینجا در تراکم گرمتر . یک لحظه احساس کردم نفسم دارد میگیرد . خودم را به پشت توری رساندم و دیدم پایین آن به اندازه ای که یک نفر رد بشود باز است . مهر آفرین را با کمک یک خانم که پایین بود فرستادم پایین و خودم هم به دنبالش رفتم . حالا از خفه شدن رسته بودیم ولی تصور آن که اگر اتفاقی روی دهد و این جمعیت بخواهند فرار کنند و چه فاجعه ای رخ خواهد داد بسیار نگرانم نموده بود .

در حالیکه صدای سن را گوش میدادیم به گوشه و کنار سالن رفتیم و راههای خروجی را شناسایی کردم . متاسفانه درب ها همه قفل بود . بار دیگر یاد سینما رکس افتادم . عجب مردم با قناد همکاری میکردند . تا میگفت : فتیله . همه یک صدا میگفتند : جمعه تعطیله .( یه همچین چیزایی).

توی این شلوغی و همهمه دو تا از مسئولین آموزش و پرورش هم سخنرانی کردند .

آن سه یار قناد هم آمدند و با آهنگهای یک کیبورد مقداری خواندند و حرکات موزون نمودند و ما قبل از اتمام برنامه محل را ترک نمودیم تا از حوادث احتمالی و ترافیک مصون و محفوظ بمانیم . رضایت را در چهره ی مهر آفرین دیدم و خوشحال شدم . 

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عموي خوب من

 

عمو حسين من ، با ديگر مردان آران و بيدگل فرق داشت . او هم مانند پدرش عاشق عمران و آبادي و گل و گياه و پاكي  وآزادي بود . ۱۲۹۹ به دنيا آمده بود و با اينكه بسيار باهوش بود به خواست پدر به آموزش ابتدايي  اكتفا نمود و در خدمت پدر به امور بازرگاني و عمراني پرداخت و پس از پدر و برادر خاندان ستاري را در حد توان خود  سرپرستي نمود .روزنامه و مجله ميخواند و به نگهداري آنها علاقه داشت . در حياط منزل هاي قبلي خود گل و درختان بسيار داشت. خانه اش هميشه بسيار تميز و مرتب بود و درب خانه اش به روي همه باز بود . پياده و يا با دوچرخه رفت و آمد ميكرد .من هيچوقت نديدم در كوچه و خيابان بنشيند .اگر در خارج از خانه بود در حال حركت بود .او پدر بزرگ شهيدان حسن خدمتي و سيد اصغر مصطفوي بود .او چند روز قبل ما را تنها گذاشت و در آرامگاه خانوادگي آرام گرفت .آرامگاهي كه به همت و تلاش او خريداري و نگهداري گرديد .در حال حاضر در اين آرامگاه كه در ضلع شمالي شازده هادي واقع است اين عزيزان آرام و قرار گرفته اند .

    1. شادروان بانو اشرف عرفان آراني مادر اينجانب . (۱۳۴۴)
    2. شادروان آقاي حاجي غلامرضا ستاري پدر بزرگ اينجانب . ( ۱۳۴۶)
    3. شادروان بانو باشيه ستاري همسر شادروان آقاي حاجي غلامرضا ستاري. (۱۳۴۸)
    4. شادروان بانو سلطان ستاري مادر همسر شادروان آقاي حاجي غلامرضا ستاري. (۱۳۵۵)
    5. شادروان آقاي عبدالصمد ستاري عموي اينجانب . (۱۳۵۶)
    6. شادروان آقاي ايرج ستاري برادر اينجانب . (۱۳۵۹)
    7. شادروان آقاي فرامرز ستاري فرزند شادروان آقاي حاجي محمد ستاري . (۱۳۷۹)
    8. شادروان آقاي حاجي محمد ستاري عموي اينجانب .(۱۳۸۰)
    9. شادروان بانو مرضيه خدمتي همسر شادروان آقاي حاجي حسين ستاري .(۱۳۸۲)
    10. شادروان آقاي حاجي حسين ستاري عموي اينجانب . (۱۳۸۶)
  1.  

     به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سپاس خداوند را که پروردگار جهانيان است

    خدای رحمان مهربان

    دادار روز جزا

    تنها تو را میپرستيم و تنها از تو ياری می خواهيم

    ما را بر راه راست استوار بدار

    راه کسانی که آنان را نواخته ای ، آنان نه که از نظر انداخته ای و نه گمراهان

    از قرآن کريم ترجمه ی استاد بهاءالدين خرمشاهی

     

     

+ نوشته شده در  86/05/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اين منم كوروش پسر ماندانا و كمبوجيه

 از کتاب منم کوروش شهریار روشنی ها کپی شده از وبلاگ

اين منم كوروش پسر ماندانا و كمبوجيه

پادشاهِ جهان پادشاه پهناورترين سرزمين‌هاي آدمي .

از بلندي‌هاي پارسوماش تا بابلِ بزرگ.

اين منم پيشوايِ خرَد، خوشي، پاكي و پارسايي نواده‌ي بي‌بديلِ نور، توتيايِ ترانه، سرآمدِ سلطنت.

 بَعل با من است و نَبو با من است .

من آرامشِ بي‌پايانِ اَنشان و شكوهِ ملتِ خويشم.

من پيام‌آورِ برگزيده‌ي اَهورا و عدالتم كه جز آزادي آوازِ ديگري نياموخته‌ام و جز آزادي آوازِ ديگري نخواهم آموخت.

پس شادمان باشيد زيرا به ياريِ ستم‌ديدگانِ خسته خواهم آمد من شريكِ دَرهم‌شكستگانِ سرزمينِ شما هستم .

زودا از اين ورطه برخواهيد خاست و من اين شبِ وحشت را در هم خواهم شكست و روز را به خاطرِخاموشان بازخواهم خواند و آزاديِ آدمي را رقم خواهم زد و  به خنياگران خواهم گفت براي گوشه‌گيران و گمنامان بخوانند.

من آمده‌ي عدالت و ميزبان آزادي‌ام.

چنين پنداشته چنين گفته چنين كرده‌ام كه پروردگار بزرگ به اسمِ هفت آسمانِ بلند آوازم داد تا پيشواي دانايان و برادرِ دريادلان شوم.

من امنيتِ بي‌پايانِ آوارگان زمينم كه به احترامِ آزادي ديوان و درندگان را به دوزخ درافكنده‌ام.

پس اهريمن نابكار بداند كه سرزمينِ من، ساحتِ بي‌انتهايِ آفتاب و آرامشِ آدمي‌ست تا پَرده‌دران و ديوان بدانند من دولتِ دريا و دلالتِ دانايي‌ام من منجي منتظرانِ بي‌ماه و مونسم كه آشتيِ آسمان و زمين را به زندگان خواهم بخشيد.

من قانون‌گذارِ بزرگِ بارانم كه رحمت و رهايي را به ارمغان آورده‌ام.

شاهِ شاهان پسرِ ماندانا و كمبوجيه منم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

51

سياوش فرزانگان بيدگلي

سياوش فرزانگان بيدگلي

http://siavash250.persianblog.com/

52

سياوش فرزانگان بيدگلي

سياوش فرزانگان بيدگلي

http://www.siavash250.blogfa.com/

53

شهرداري آران و بيدگل

_

http://aranbidgol.ir/framework.jsp?SID=1

54

شهرستان آران و بيدگل

شهروند

http://aran_bidgol.persianblog.com/

55

شهرستان آران و بيدگل

محسن

http://aranbidgolcity.blogfa.com/

56

شهرستان كويري آران و بيدگل

آرون بيدگلي

http://www.kavirysabz.blogfa.com/

57

طاووس بهشت

_

http://www.tavoosebehesht.com/

58

عباس رسول زاده بيدگلي

عباس رسول زاده بيدگلي

http://www.rasoulzadeh.20m.com/

59

عبدالعظيم حدمتي

عبدالعظیم خدمتی

http://khedmaty.persianblog.ir/

60

علمي فرهنگي هنري

الهام رحمن بيدگلي

http://elirahman.persianblog.com/

61

*

*

*

62

*

*

*

63

فردای روشن

الف-طامه 

http://tameh515.blogfa.com/

64

فرهنگ

مسعود فرزانگان بيدگلي

http://www.farzaneganbidgoli.persianblog.com/

65

فرهنگي هنري مذهبي

مهدي خطيب

http://www.shabhayemaranjab.blogfa.com/

66

فرياد آرام

 محمد هادی صباحی بیدگلی 

http://www.sabahy.blogfa.com/

67

فضايي براي هم انديشي

هم انديشان

http://www.hamandish.tk/

68

فوتبال آران و بيدگل

عليرضا

http://football200.blogfa.com/8603.aspx

69

فيزيك براي همه

سيد رضا سعيد زاده بيدگلي

http://physicsforall.blogfa.com/

70

قاصدك

جعفر عربيان آراني

http://cyberarani.persianblog.com/

71

کارشناس مسئول آموزش ابتدایی

اکرم راحتی

http://ranginkaman49.blogfa.com/

72

کانون فرهنگی تربیتی شهید قاسم عربیان

مدير كانون

http://www.kanoon-shahidarabian.blogfa.com/

73

كانون امام جعفر صادق

_

http://www.sadeghmag.com/

74

كانون امام زمان - مركز اطلاع رساني

كتابخانه

http://ketabkhanekanoon.blogfa.com/

75

كانون امام زمان -معاونت هنري

ايمان امينيان

http://mhonarikanoon.blogfa.com/

76

كانون امام زمان -واحد فیلم و مستند

واحد فيلم

http://filmvmostanad.blogfa.com/

77

كانون امام زمان -واحد مطالعات و پژوهش

واحد مطالعات

http://motaleatekanoon.blogfa.com/

78

كانون فرهنگي تربيتي شهيد بني طبا

عبدالصمد رحمن

http://rahmani47.persianblog.com/

79

كانون فرهنگي تربيتي شهيد بني طبا

عبدالصمد رحمن

http://radiokanoon.blogfa.com/

80

كنگره سرداران

مشتاقان شهادت

http://bidaran.persianblog.com/

81

كوير مرنجاب

صادق

http://www.arani.mihanblog.com/

82

گالري تصاويرمسافران كوير

مجيد نصيري

http://abpic.persianblog.com/

83

گنگ خواب ديده

فریدون کدخدایی

http://kamkendex.blogfa.com/

84

ماه مهر- شهرستان آران وبیدگل

مهدی باغبانزاده ارانی

http://mahemehr1386.blogfa.com/

85

مجمع فرهنگي سفيد شهر

_

http://www.sefidshahrmf.ir/under.asp

86

مركز آموزش علمي كاربردي

_

http://www.uast-aranbidgol.ac.ir/

87

مركز تحقيقات معلمان نظام وفا آران وبيدگل

با خدا

http://nazamvafa.blogfa.com/

88

مركزجامع اطلاع رساني نوش آباد

_

http://www.noushabad.com/

89

مسجد نيوز

بچه هاي مسجد

http://www.masjednews.blogfa.com/

90

مشاوره وروانشناسی احمدرضا سعیدی

احمدرضا سعيدي

http://saidy1350.blogfa.com/

91

مشعل

احمد اسلامي

http://www.mashal.blogfa.com/

92

معرفت

حميدرضا شاهميرزايي بيدگلي

http://www.aboogavad.blogfa.com/

93

ململوسي

جندقيان

http://malmaloosi.persianblog.com/

94

منجی در ادیان

سید جعفر فاطمی نوش آبادی

http://monji-dar-adyan.blogfa.com/

95

موسسه عمران وتوسعه آران و بيدگل

_

http://www.tosehngo.ir/

96

مهر7

نجمه صادقي آراني

http://mehree7.parsiblog.com/

97

ناظم الاطبا

محمد ناظمی

http://monazzam.persianblog.com/

98

نسل ظهور

ابوالفضل سربندي آراني 

http://naslezohour.blogfa.com/

99

نشريه نگين كوير

سردبير

http://aranbidgol.persianblog.com/

100

نغمه ی فراق

طیبه کوزه گر آرانی

http://koozeger.blogfa.com/

101

نگين كوير ايران

سيد

http://naginekavir.persianblog.com/

102

وب سایت من حاوی وبلاگهای من

سید جعفر فاطمی نوش آبادی

http://fatemi.persiangig.com/

103

وبلاگ دوستداران عارف

اكبر ستاري

http://sombak.persianblog.com/

104

وبلاگ روستاي يزدل

مرتضي اقدسي يزدلي

http://yazdel.parsiblog.com/

105

وبلاگ مسجد تاریخی حاج عبدالصمد بیدگل

محمد رمضانی بیدگلی 

http://hajabdolsamad.blogfa.com/

106

هدايت

سيد جواد سيدی آرانی

http://www.sjsa.blogfa.com/

107

هفت امامزاده

عموزاده بيدگلي

http://7emamzadeh.persianblog.com/

108

نگاهي به وسعت كوير

امير سحابي آراني

http://yaghotebehesht.blogfa.com/

109

گل نامه

میثم استادیان بیدگلی

http://www.meysamostadian.blogfa.com/

110

آشناي غريبه

حجت خدمتی نژاد 

http://khedmati.blogfa.com/

111

112

113

+ نوشته شده در  86/05/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عناوين - نويسندگان و آدرس وبلاگهاي شهرستان آران و بيدگل

رديف

عنوان وبلاگ

نويسنده

آدرس

1

آخرين جمعه

سید جعفر فاطمی نوش آبادی

http://akharinjomeh.persianblog.ir/

2

آران و بيدگل

مهدي

http://aranbidgol.persianblog.com/

3

آران و بيدگل

مسعود و مصطفي

http://www.abkavir.blogfa.com/

4

آران و بيدگل - اقتصاد

مسعود و مصطفي

http://abkavir-economy.blogfa.com/

5

آران و بيدگل - گردشگري

مسعود و مصطفي

http://abkavir-tourist.blogfa.com/

6

آران و بيدگل - مشاهير

مسعود و مصطفي

http://abkavir-greatest.blogfa.com/

7

آران و بيدگل ؟ شايد

عموزاده بيدگلي

http://amoozadehbidgoli.blogfa.com/

8

آران و بيدگل دروازه كوير مركزي ايران

عليرضا فخري

http://shahre-kaviri.blogfa.com/8512.aspx

9

آران و بيدگل كويريان سبز دل

حسن فخرل

http://aranbidgol.blogfa.com/

10

آران وبیدگل

عباس معبدي 

http://www.moabbedi.blogfa.com/

11

آرزو- دوستي

فاطمه خرم آبادی آرانی

http://www.makfz2.blogfa.com/

12

آروني با صفا

الهه عموصادقي آراني

http://www.aroonibasafa.blogfa.com/

13

آلاله هاي كويري

ایرانی

http://alale-kaviri.blogfa.com/

14

آموزشگاه استثنائی امید آران و بیدگل

آموزشگاه استثنائی امید آران و بیدگل

http://www.omidschool.blogfa.com/

15

اداره آموزش و پرورش آران و بيدگل

_

http://1773.isfedu.com/

16

ارباب

مرتضی ارباب حسنی آرانی 

http://www.arbab206.blogfa.com/

17

استاد عظيم زاده بيدگلي

رضا - خ

http://ostadazimzadeh.parsiblog.com/

18

اشراق عصر

حمزه نجاتي آراني

http://www.eshragheasr.blogfa.com/

19

امامزاده هاشم

اسدالله احمدي راد

http://www.yahashem.blogfa.com/

20

انجمن وبلاگ نويسان

_

http://aran_bidgol.persianblog.com/

21

انديشه امروز

اسدالله احمدي راد

http://www.ahmadirad.blogfa.com/

22

اي ايران

علي سميعي زاده 

http://www.eiiran.blogfa.com/

23

بازنشستگی پایان راه نیست تولدی دیگر است

مديرعامل

http://pishkesvat.blogfa.com/

24

بچه های کویر

نسل سومی

http://helalkavir.blogfa.com/

25

بچه هاي با حال رياضي

نيما

http://simorghnamak.blogfa.com/

26

بر و بچ آرون

مجيد و احسان

http://endearoni.blogfa.com/

27

بر و بچه های کتابخانه قائمیه

فرزین. رسولزاده.مقری

library 51.blogfa.com

28

به زیبایی چشمان تو سوگند

عباس صابری

http://www.nasimenovruzi.blogfa.com/

29

بيدارشهر

اكبر ستاري

http://bidarshahr.blogfa.com/

30

بيدگل - اخبارشهر

بيدگلي

http://bidgolestan.blogfa.com/8510.aspx

31

بينام

حميد

http://hnb.persianblog.com/

32

پايگاه خبري نوش آباد

حسين ميرزا جاني نوش آبادي

http://noushabadcity.persianblog.com/

33

پسر آروني

سجاد و احسان

http://www.pesararooni.mihanblog.com/

34

پنداشتها

آقای مهدی قندی آرانی

http://mylogs.persianblog.com/

35

پيك صبا

_

http://peykesaba.com/

36

ترنم باران

زهرا صادقي آراني

http://www.akharinseda.blogfa.com/

37

ثقلين

توسط عبد الله عباسی آرانی 

http://abasiarani.blogfa.com/

38

جا مانده از قافله

احمد

http://ahmad-266.blogfa.com/

39

دارالارشاد

_

http://darolershad.persianblog.com/

40

در حوالي كوير

علی رضا توحيدي 

http://sobahi.blogfa.com/

41

دکتر حسين عظيمي آراني

_

http://www.drazimiarani.com/

42

دل نوشته

جواد استادیان

http://www.javadostadian.blogfa.com/

43

ديوان صباحي بيدگلي

محمد بيدگلي

http://divansabahi.persianblog.com/

44

رسول رحمت

آقای سید جعفر فاطمی نوش آبادی

http://rasoolerahmat.persianblog.com/

45

روزانه

نرگس حمزه اي بيدگلي

http://kankash1.persianblog.com/

46

ساز دهنی

محمد فاضل

http://sazdahani64.blogfa.com

47

سرافراز باشي وطن من

اعظميان بيدگلي

http://azamiyan.blogfa.com/

48

سرداران رشيد اسلام

حسين

http://www.arbaby.blogfa.com/

49

سلمقان

وحيد

http://vahid54321.blogfa.com/

50

سياساكتي

گروه 66

http://66group.blogfa.com/

+ نوشته شده در  86/05/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

حمید مصدق

دیگر تبار تیره ی انسان برای زیست ، محتاج قصه های دروغین خویش نیست .

اکنون بهار نیست تا برگهای سبز رنگ درختان نارون ، تن در نسیم بهاری رها کنند.

تا ماهیان سرخ ، در آبهای برکه ی آبی شنا کنند.

رنجوری ترا باور نمیکنم . ای پیشمرگ تو همه رخشنده اختران ، تو مرگ آفتاب درخشان و پاک را ، باور مکن .

که ابر ملالی اگر تو راست ، چونان غروب سرد غم انگیز بگذرد.

دردی اگر به جان تو بنشست ، این نیز بگذرد.

دردی ، عظیم دردیست ، با خویشتن نشستن ، در خویشتن شکستن .

ای خواب رفتگان ، از پشت پلکتان بتکانید گرد قرون مانده به مژگان را .
 

+ نوشته شده در  86/05/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فاجعه اسفناک زلزله مهیب بیدگل

در مقدمه ی  دیوان صباحی بیدگلی فاجعه اسفناک زلزله مهیب بیدگل  که  منجر به کشته شدن جمعیت زیادی از مردم شد سال ۱۱۹۶ هجری قمری ذکر شده  است . شعر بسیار غمناک صباحی بیدگلی نیز در صفحه ۱۷۴دیوان  ( به کوشش آقای احمد کرمی - انتشارات ما چاپ اول )  آمده است . اما در کتاب تاریخ زمبن لرزه های ایران نوشته آقای  ن . ن . امبر سز  و آقای چ . پ . ملویل ۰( ترجمه ابوالحسن رده  از انتشارات آگاه  ) تاریخ این زمین لرزه  ۱۵ دسامبر سال ۱۷۷۸ میلادی  یا  به عبارتی سپیده دم سه شنبه ۲۵ ذیقعده سال ۱۱۹۲ هجری قمری ثبت شده است . ( صفحه ۱۶۸ کتاب ) و تعداد کشته شدگان این زمین لرزه را در منطقه کاشان ۸۰۰۰ نفر ذکر کرده است .
     در صفحه  ۱۷۴  این کتاب نقشه مقیاسی زمین لرزه  با مشخص بودن نام  ۰ بیدگل ۰ نشان داده شده است .

بند سوم  و چهارم ار ترکیب بند صباحی بیدگلی در مورد زلزله ی بیدگل

بر سر خاک که سازم بعد از این یارب مقام ؟       سروها دارم به زیر خاک ،  نالم بر کدام ؟

در ریاض ناز ، هریک سروی  و سرو  تمام        بر سپهر حسن ، هریک ماهی و ماه تمام

خواهم از هرسو اثر ، نه کوی می بینم  نه در        جویم از هرجا نشان ، نه صحن می بینم  نه بام

افکنم هر سو نظر، بوده است ماهی  را طلوع        آورم هرجا گذر ، بوده است سروی  را خرام

سوده رخساری چو قرص ماه در خاک سیاه        خسته اندامی چو سیم خام زیر خشت خام

نطع خاک تیره رنگین شد به خون  مهوشان        پیش از آن کارد برون  ترک فلک تیغ از نیام

همرهانم برگ رفتن کرده و بر من همین        مانده نام زندگی  کان زندگی بر من حرام

هر شکسته استخوان کو، زنده سر از زیر خاک        کرد بیرون گفت : سبحان الذی یحیی العظام

زندگان را گرچه باشد نیم جانی  رایگان        کاش با این درد و غم هم می نماندی نیم جان

گر فلک ویران زمن یک خانه از بیداد کرد        از عزیزانم مزاری چند را آباد کرد

جست برقی تند و آتش بر گل سیراب زد        خواست بادی سرد و قصد سوسن آزاد کرد

زد سمومی ناگهان و خرمن نسرین بسوخت        شد خزانی بی گمان و غارت شمشاد کرد

چاک بر دل کودکی از ماتم مادر فکند        خاک بر سر مادری از ماتم اولاد کرد

ماه کنعانی من باور مکن گویند اگر        بی تو یعقوب تو دل از ابن یامین شاد کرد

نغمه بلبل چه شد کز جور باد دی به باغ        نوحه بوم است و بانگ کرکس و فریاد زاغ ؟

       در  مصراع اول بیت ششم در متن دیوان کلمه خاک آمده است که من فکر می کنم خون درست باشد و  در نوشتار بالا خون   را آورده ام . ( با تشکر از آقای مهندس فرزانگان)

http://www.farzaneganbidgoli.persianblog.com

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قانون نظام مهندسی

 

از آيين نامه ی اجرايی ماده ۳۳ قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان 

فصل پنجم- ناظر
ماده 21  – ناظر شخص حقيقي يا حقوقي داراي پروانه اشتغال بكار در يكي از رشته‌هاي موضوع قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان است كه بر اجراي صحيح عمليات ساختماني در حيطه صلاحيت مندرج در پروانه اشتغال خود نظارت مي‌نمايد. عمليات اجرايي تمامي ساختمانهاي مشمول ماده (4) قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان بايد تحت نظارت ناظر انجام پذيرد.

ماده 22 – ناظران مكلفند بر عمليات اجرايي ساختماني كه تحت نظارت آنها احداث مي‌گردد از لحاظ انطباق ساختمان با مشخصات مندرج در پروانه و نقشه‌ها و محاسبات فني ضميمه آن نظارت كرده و در پايان كار مطابقت عمليات اجرايي ساختمان را با مدارك فوق، گواهي نمايند.

ماده 23 – ناظران بايد گزارش پايان هر يك از مراحل اصلي كار خود را به مرجع صدور پروانه ساختمان ارائه نمايند. مراحل اصلي كار عبارتند از:

الف) پي‌سازي

ب) اجراي اسكلت

پ) سفت‌كاري

ت) نازك‌كاري

ث) پايان كار

هرگاه ناظران در حين اجرا با تخلفي برخورد نمايند بايد مورد را به مرجع صدور پروانه ساختمان و سازمان نظام مهندسي ساختمان استان و يا دفاتر نمايندگي آن (حسب مورد) اعلام نمايند.

تبصره: تغييرات بعدي مراحل اصلي كار،با توجه به نوع ساختمان،توسط وزارت مسكن و شهرسازي اعلام خواهد شد.

ماده 24– ناظر به هنگام صدور پروانه ساختمان، توسط سازمان نظام مهندسي ساختمان استان انتخاب شده و به مالك و مراجع صدور پروانه ساختمان معرفي ميگردد. ناظر نمي‌تواند شاغل در دستگاه صادر كننده پروانه ساختمان در منطقه‌اي باشد كه ساختمان در آن منطقه احداث مي‌شود.

تبصره1: تا زماني كه سازمان نظام مهندسي ساختمان استان در شهرها و مناطقي كه پروانه در آن صادر مي‌گردد دفتر نمايندگي تأسيس ننموده باشد، مراجع صدور پروانه ساختماني با هماهنگي با آن سازمان، وظيفه معرفي ناظر مربوطه را انجام مي‌دهند.

تبصره2: دستورالعمل مربوط به نحوه ارجاع كار، نظارت، ميزان حق‌الزحمه و نحوه دريافت و پرداخت آن و همچنين رفع اختلاف نظر بين ناظر و مجري، توسط وزارت مسكن و شهرسازي استان تهيه و ابلاغ خواهد شد.

ماده 25- ناظر نمي‌تواند مجري تمام يا بخشي از ساختمان تحت نظارت خود باشد، اما انجام نظارت ساختمان توسط طراح ساختمان بلامانع است. ناظر همچنين نمي‌تواند هيچگونه رابطه مالي با مالك ايجاد نمايد يا به نحوي عمل نمايد كه داراي منافعي در پروژه گردد.

فصل ششم: شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه ساختمان

ماده 26 – شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه ساختمان در صورت برخورد با تخلف ناظران بايد موارد را جهت بررسي و اقدام به سازمان نظام مهندسي ساختمان استان اعلام نمايند.

ماده 27 –  شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه ساختمان موظفند با اعلام كتبي وزارت مسكن و شهرسازي يا سازمان نظام مهندسي ساختمان استان يا ناظران، در خصوص وقوع تخلف ساختماني، در اسرع وقت با اطلاع ناظر، دستور اصلاح را صادر نمايند و تا زمان رفع تخلف از ادامه كار جلوگيري نمايند.

ماده 28– شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه ساختمان براي ساختمانهايي كه طبق تشخيص ناظران و تاييد سازمان نظام مهندسي ساختمان استان، مقررات ملي ساختمان در آنها رعايت نشده باشد، تا زمان رفع نقص، پايان كار صادر نخواهند نمود.

پسماند به مواد جامد، مايع و گاز ( غير از فاضلاب ) گفته ميشود که به طور مستقيم يا غير مستقيم حاصل از فعاليت انسان بوده و از نظر توليد کننده زائد تلقی ميشود.
 ۱- پسماندهای عادی از قبيل زباله های خانگی و نخاله های ساختمانی
 ۲- پسماندهای پزشکی ( بيمارستانی )- پسماندهای عفونی و زيان آور ناشی از بيمارستانها /مراکز بهداشتی درمانی/ آزمايشگاههای تشخيص طبی و ساير مراکز مشابه .
۳- پسماندهای کشاورزی مانند فضولات/ لاشه ی حيوانات/محصولات کشاورزی فاسد يا غير قابل مصرف
۴- پسماندهای صنعتی از قبيل براده ها/سر ريزها و لجنهای صنعتی.
۵- پسماند های ويژه - که به دليل بالا بودن حداقل يکی از خواص خطرناک از قبيل : سميت/بيماری زائی/ قابليت انفجار يا اشتعال/ خورندگی و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد.
نظارت و مسئوليت حسن اجرای قانون مديريت پسماند ها بر عهده ی سازمان حفاظت محيط زيست ميباشد.

 اراضی شهری زمينهايی است که در محدوده ی قانونی و حريم استحفاظی شهرها و شهرکها قرار گرفته است .

اراضی موات شهری زمينهايی است که سابقه ی عمران و احيا نداشته باشد.

اراضی بايرشهری زمينهايی است که سابقه ی عمران و احيا داشته و به تدريج به حالت موات برگشته ، اعم از اينکه صاحب مشخصی داشته و يا نداشته باشد.

 

به کتاب قانون نگاه ميکردم به آيين نامه ای برخوردم از سال ۱۳۱۹ که از آن زمان تا حالا تغييری نکرده و هنوز هم معتبر است .آيين نامه ی مرده شويخانه و گورستان. چند نکته جالب از آن:

- حمل در گذشتگان قبل از تحصيل پروانه ی دفن ممنوع است مگر در موارد ضروری.( پروانه ی دفن ميشود پروانه ی حمل . )

- حمل جنازه به وسيله ی وسائط نقليه و کرايه و شخصی اکيدا ممنوع است .

- مامورين حمل بايد لباس مشکی ی نظيف در بر داشته باشند.

- اتومبيل يا کالسکه ی مخصوص نعش کش بايد دارای تابوت رو بسته از چوب جلا شده بوده و داخل آن نيز آهن سفيد باشد که مرده را داخل آن قرار دهند.( ۶۷ سال گذشت و اجرا نشد .)

- پس از حمل در گذشته بايد داخل تابوت را با آهک شستشو دهند.

- دفن دو در گذشته يا بيشتر در يک گور ممنوع است .( ای قانون شکنان)

- متصديان غسل و کفن حق ندارند با لباس کار از مغسل خارج شوند و پس از انجام کار بايد خود را شستشو داده با لباس شخصی بيرون روند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تحول و دوستی

 

 

سير تحول در نهادهای آموزشی آران و بيدگل

از زماني كه ارباب ميرزا فلاح آراني مدرسه ملي ادب را در ملك مسكوني خود واقع در محله چهار سوق آران پايه گذاري كرد حدود 80 سال مي گذرد . مطالعه ي تاريخ معاصر ايران به ويژه در عرصه تحولات فرهنگي ،نشان مي دهد كه تاسيس مدرسه ي ادب در آران كاملا تحت تاثير حوادث مشروطه و الهام گرفته از نضج مدرسه سازي به شيوه نوين در ايران عصر قاجاري بوده است . قبل از اين تاريخ ، آن چه كه به عنوان سيستم آموزشي در آران و بيدگل وجود داشته است ، همان مكتب خانه هايي بوده است كه عمدتا به آموزش قرآن و تجويد و احتمالا ديوان حافظ و كليات سعدي اختصاص داشته است . كه  بيشتر اين مكتب خانه ها توسط مكتب داران زن و اصطلاحا ملاباجي ها اداره مي شده است .
اما مدرسه ي ملي ادب كه البته عنوان ملي آن در واقع بيانگر شخصی بودن آن مي باشد و< اينکه> هزينه ي آن توسط خانواده هاي دانش آموزان  تامين مي شده است. اولين مدرسه اي است كه با برنامه هاي مدون و مطابق با آموزش نوين (نسبت به روزگار خود ) پي نهاده شده است.
تمام باسوادها و درس خوانده هايي كه اكنون در آران و بيدگل ، سني نزديك به 90 سال دارند ، خود را درس خوانده مدرسه ي ادب معرفي مي كنند .مدرسه ي ملي ادب در سال 1311 بنا به دستور مقامات دولتي و در زطان وزارت عماد الملك در دوره ي نخست وزيري مهدي قلي خان هدايت (مخبر السلطنه ) بر اساس ملاحظات مذهبي و اعتقادي برچيده مي شود و اولين دبستان دولتي به نام دبستان هدايت در محله ي دربند آران توسط وزارت معارف و صنايع مستظرفه تاسيس مي گردد.بزرگواراني كه با ذكر خاطره هاي دوران تحصيل خود محبت مي كنند و صفحه خط ها و خاطره هاي طنين (خبرنامه روابط عمومي آموزش و پرورش آران و بيدگل ) را مي‌نويسند ، همگي يادآور مي شوند كه اين مدرسه (هدايت ) توسط روحانيون اداره مي شد و كساني چون حجت الاسلام مدرس بزرگ و حجت الاسلام نظام دربندي ، اولين معلمان اين دبستان بوده اند.
طبق همين گزارشات و بازنويسي ها خاطره ها ، بعد از تاسيس دبستان هدايت در محله دربند آران ، مدرسه ي ديگري در قسمت ديگر شهر يعني بيدگل و در صحن زيبا  و مصفاي امامزاده هادي به نام دبستان حافظ بنيانگذاري مي شود كه معلمان مدرسه ي هدايت ،دانش آموزان  اين مدرسه را نيز آموزش مي داده اند .
دبستان هاي هدايت وحافظ تا اواخر دهه 20 شمسي تنها مدارس دولتي آران و بيدگل بوده اند كه در كنار مكتب خانه هاي ملي  مثل مكتب خانه هاي  (احمدي ، مهيمني ، حسام ) تا اواخر دهه 20 شمسي از مراكز آموزشي اين منطقه كويري محسوب مي شده اند . در فاصله سال هاي بيست تا سي ، مدارس بونصر شيباني ، شاه عباس كبير در آران و دبستان صباحي بيدگلي در بيدگل توسط دولت هاي وقت ، بنيانگذاري مي شود كه از ابتداي دهه ي سي به بعد به نسبت رشد جمعيت و توسعه ي شهر ، مدارس ديگري در بخش هاي دخترانه و پسرانه و دوره هاي دبستان و دبيرستان و (اغلب در ملك هاي استيجاري ) ، داير شده و هويت تازه اي به آران و بيدگل مي بخشد .
در دهه هاي چهل و پنجاه شمسي ، ساختار اجتماعي آران و بيدگل ، پوست انداخته و با احداث مدارسي تازه تعاملاتي تازه نيز در عرصه ي اجتماعي ظهور پيدا كرده و شور و نشاط خاصي به جامعه وارد مي شود . در طول اين دو دهه ، چندين مدرسه دخترانه به مدارس آران و بيدگل اضافه مي شود مدارسي چون جهان دانش در آران ، نوبنياد در بيدگل و بعدها مدارسي مانند كاشانچي شماره 1 در آران و مهرگان در بيدگل.
اولين مدرسه ي دخترانه و پسرانه به نام ملك الشعراء بهار نيز در سال 1353 (به صورت مختلط) در مركزي ترين نقطه شهر (جنب ميدان شهداي امروز ) ساخته شده است .(مدرسه اي كه امروز با نام كوثر شناخته مي شود.)
سال هاي بعد از انقلاب ، سال هاي پر بركت مدرسه سازي در آران و بيدگل است و به تحقيق مي توان گفت ، رشد مدرسه سازي بعد از انقلاب در اين شهر نسبتا گمنام (به نسبت استعدادها و توانمندي هايش ) ، زمينه ساز خوبي براي ساير ابعاد توسعه شد . (توسعه هاي فرهنگي اجتماعي و سياسي ).
در حال حاضر تعداد آموزشگاه هاي شهرستان آران و بيدگل به بيش از 120 واحد مي رسد كه در 90 ساختمان مستقر مي باشد . با چندين مجموعه بزرگ ورزشي و فرهنگي و تربيتي و هنري . و در فرآيند همين رشد و توسعه ، هم اكنون دانشگاه هاي پيام نور و علمي كاربردي پوشش دهنده صدها دانشجوي بومي و غير بومي است و خوشبختانه زمينه هاي احداث دانشگاه آزاد اسلامي نيز در حال شكل گيري است .
ذكر اين نكته ضروري است كه آموزش و پرورش آران و بيدگل تا سال 1333 به طور مستقيم تحت نظر اداره فرهنگ كاشان قرار داشته است كه در همين سال داراي نمايندگي مي شود و اولين نماينده ي آن مرحوم حاج سيد(جواد) بني طبا بيدگلي معلم فرهيخته و روشنفكر و بنيانگذار اولين دبيرستان شهر ( نظام وفا) بوده است . بعد از 20 سال اين نمايندگي در سال 1353 به صورت مستقل در آمده است .

روابط عمومي آموزش و پرورش آران و بيدگل (نشریه طنین)

به همت نویسنده گرامی حیدر علی عنایتی بیدگلی

http://amoozadehbidgoli.blogfa.com

 دو دوست قديمی

آران و بيدگل در طول تاريخ دو دوست صميمی بوده اند که در ساحل دريای کوير زيسته اند . با وجود آنکه فاصله ی اين دو شهر حداکثر حدود ۲۰۰ متر بوده است ولی تفاوت لهجه و آداب و رسوم واضح است.

    زمانی آرانی ها برای رفتن به کاشان بايد از بيدگل عبور ميکردند و بيدگلی ها برای رفتن به نوش آباد از آران.

    دختران و پسران بيدگلی برای تحصيلات دوره ی ابتدايی به آران ميرفتند . روزنامه فروش آرانی در کوچه های بيدگل  روزنامه و مجله توزيع ميکرد. من برای خريد مجله ی( کيهان بچه ها) و مجله ی (دختران و پسران) به فروشگاه آقای حسن سلمانی در آران ميرفتم. اطبا ء آرانی به منازل بيدگلی ها  و صنعتگران بيدگلی به آران ميرفتند .بسياری از  پسران آرانی با دختران بيدگلی و پسران بيدگلی با دختران آرانی ازدواج نموده اند و مينمايند . مرحوم حسين کلوابند جد پدری من با دختری آرانی ازدواج نموده و همينطور پدرم و بسياری ديگر.

    زمانيکه آران و بيدگل حوضخانه های جداگانه داشتند آب حوضخانه ی بيدگل به حوضخانه ی آران ميرفت و از آنجا در جوی خانه های آران جريان می يافت .

     اين همجواری و روابط ميتوانست منشا بروز اختلاف و دعوا باشد ولی هيچگاه اين اتفاق نيفتاد . شايد بعضی از روی خامی گاهی نا دانسته خطايی کرده اند ولی پيوند دوستی و محبت به قدری محکم بوده است که خطاکاران خيلی زود هدايت شده اند .

اکنون با توسعه ی اين دوشهر ، از همه طرف ، همچون دو درخت کهنسال تناور که شاخه هايشان در يکديگر گسترش ميابند و بيننده يک درخت ميبند ، اين دو مبدل به شهری بزرگ شده اند و به زودی با پيوستن دوست مشترکشان نوش آباد عزيز، اين شهر بزرگتر هم خواهد شد و شايد نامش بشود گلنوشان يا بيدارآباد.

دوستی و صميميت مردم اين دوشهر با يکديگر ميتواند الگوی روابط بين شهرها و کشورها قرار گيرد .

 آران و بيدگل دو اسم زيبا در ميان اسامی شهرها و روستاهای ايران ميباشد که حتی ميتوانست عنوانی برای يک داستان عشقی مانند فرهاد و شيرين و ويس و رامين باشد .

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

کانون فرهنگی تربیتی­شهید بنی­طبا

 

کانون فرهنگی تربیتی­شهید بنی­طبا

ساختمان کانون شهید بنی طباء در«شرق آران و بیدگل»محدوده ای به وسعت ۳۱۰۰ متر مربع زیر بنا را در بر می گیرد.

این مجموعه فرهنگی ، هنری ­کوششی است برای باز گرداندن روح وحیات دوباره فرهنگی به این شهر کهن.

ویژگی ممتاز و بی بدیل این مجموعه ارزشمند فضای سبزی به قدمت پنجاه سال در سرزمین خشک و کویری است که این روزها گرانیگاه تحولات فرهنگی­ است و نیز توجه به نیازها و مقتضیات زندگی اجتماعی امروز دارد.

تنوع کاربردی­ این بنا تصویری از یک مجموعه فعال، پویا و زنده را در بیشتر اوقات شبانه روز به نمایش در می آورد.

حیاط  وسیع و سرسبز، انبساط  خاطر مراجعین را در محیطی آزاد و مطبوع فراهم می آورد.

 دفتر ومجموعه کلاسهای آموزشی در یک ساختمان سه طبقه در کنار تالار اجتماعات بزرگمهر به عنوان محورهای اصلی کاربری کانون در نظر گرفته شده است.

این مجموعه جایگزین یک سالن قدیمی به عنوان اولین بنای آجری شهرستان در 5 دهه قبل شده است که در سال ۱۳۶۷ از شهر داری آران و بیدگل به آموزش و پرورش انتقال یافت.ساختمان قبلی در آن سالها موتور خانه برق بیدگل بود ه که به همان دلیل «کارخانه برق بیدگل» همچنان نیز زبانزد مردم است.

گاهگداری­بیان خاطرات مهندسان خارجی و سازنده آن مجموعه فنی هنوز از سالخوردگان محل شنیدنی است.

بعد از انقلاب ۵۷ محل فعلی کانون که شامل حیاط و موتورخانه برق بود به عنوان کتابخانه عمومی شروع به کار کردو با قدر ناشناسی عده ای این فعالیت تعطیل و از سال ۱۳۶۷ با همت مدیر وقت آموزش و پرورش (آقای حاج محمد اسلامی) طی قرار دادی با شهر داری به تملک آموزش و پرورش درآمد و مرحله نهایی و قانونی تملک یک دهه بعد اتفاق افتاد.

سال ۱۳۶۷ همزمان با تشکیل کانونهای فرهنگی و تربیتی مجوز تشکیل کانون در آران و بیدگل نیز با نام کانون پرورشی امام صادق اخذ شد و بعد از یک سال به کانون فجر تغییرنام یافت.

از سال ۶۷ تا ۷۴ برای شش نفر حکم سرپرستی کانون صادر شد. آقايان:حسین امیدی،حسین جلوداریان،حسین تمسکی،عباس عباس زاده، عباس عقیقی و احمد محلوجی.

 نویسنده این متن نیز از سال ۷۴ به ترتیب به عنوان سرپرست، مدیر و رئیس کانون مشغول کار بوده است. در 12 سال اخیر تغییرات فیزیکی زیادی در کانون اتفاق افتاده که می توان به ایجاد ساختمان فعلی در سه طبقه با زیر بنای ۶۶۰ متر مربع،نوسازی سالن اجتماعات با زیر بنای ۲۵۰ متر و حیاط سازی اشاره کرد.

سالن اجتماعات کانون در سال ۸۴ طی پروژه مشارکتی­ با برادران پورابراهیمی با هزینه ای بالغ بر ۲۳۰میلیون ریال و به نام تالار بزرگمهر باز سازی­شدتا کانون شهید بنی طباء که از سال ۸۲ به این نام زینت یافت در انجام رسالت اصلی خود توان دوباره ای پیدا کند.

رسالت کانون بر طبق آیین نامه کانونها عبارت است از غنی سازی اوقات فراغت و پرورش استعدادهای علمی، فرهنگی و هنری جوانان و نوجوانان .

دولت هشتم با تشکیل سازمان دانش آموزی، تولیت کانونها را به این سازمان نوپا سپرد و اکنون با تصمیم دولت نهم مبنی بر تجدید حیات دوباره امور تربیتی در انتظار روشن شدن وضعیت خود خواهیم ماند.اگر چه در این سالها نیز هیچگاه منتظر کمک ،رهنمود و برنا مه های مقامات نبوده و در کنار رعایت کلیه موازین قانونی با تمام توان خود و همیاری فرهیختگان شهر و اتکا به یاری خداوند به انجام این وظیفه مقدس مفتخر بوده ایم.  

 


اهدای­دانایی

کتابخانه ی کانون در چند سال اخیر هیچ گاه از سخاوتمندی اهالی نور بی نصیب نبوده است

اسامی اهداء کنندگان­کتاب 1386-1382

خانواده مرحوم قاسم خورشیدی

250 جلد

موسسه فرهنگی منادی تربیت

250جلد

خانواده شهید بنی­طباء

100 جلد

نامه ی پارسی

20 جلد

خانواده شهید صلاحی پور

100 جلد

توسعه ی کتابخانه های ایران

10 جلد

خانواده مرحوم علی صباغیان

400 جلد

موسسه­قلم چی

20 جلد

آقای احمد حیرانی

40 جلد

آقای حسن اربابی

شش میلیون ریال

دفتر مقام رهبری

300 جلد

آقای غلام رضا شالی

یک دستگاه کامپیوتر

انتشارات تیمورزاده

50 جلد

آقای علیرضا پور ابراهیمی

50 جلد

موسسه نمایشگاه های فرهنگی

600 جلد

آقای حسین شریفی

50 جلد

انتشارات مدرسه

150 جلد

آقای حسین طاهایی

20 جلد

انتشارات قلم

50 جلد

آقای عبدالصمدرحمان

300 جلد

کانون پرورش فکری کودکان

200 جلد

موسسه عروج

39 جلد

مطالعات وپژوهش­­­­­­ های بازرگانی

50 جلد

سازمان دانش آموزی

300 جلد

انتشارات پیام آزادگان

50 جلد

انجمن آثار مفاخرفرهنگی

19 جلد

وزارت ارشاد

214 جلد

موسسه در راه حق

14 جلد

نشر معارف انقلاب

38 جلد

انتشارات ققنوس

55 جلد

انتشارات دانشگاه­تهران

64 جلد

کتابخانه ی محمد هلال

95 جلد

انتشارات پیام آزادی

170 جلد

آقای عباس صدیقیان

500 جلد

خانواده مرحوم سید جواد بنی طباء

144 جلد

آقای مهندس دیاری

دو عدد قفسه کتاب

 http://rahmani47.persianblog.com/

درود بر همه ی عزيزان فوق آلاشاره و به ويژه رييس محترم آموزش و پرورش و شهردار محترم آران و بيدگل در سال ۱۳۶۷ - ستاری

 

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ياد ايامی .... ياد ايامی

دوباره حس خوب خواب روی پشت بام خانه ی پدر بزرگ

شمردن ستاره های بیشمار نشسته روی دامن بلند آسمان

دوباره عشق دیدن تمام عکسهای بچگی ، مرور خاطرات تلخ و خوش

یاد دیدن کبوتران جلد ، مرغهای خانگی ، شنیدن صدای شانه روی پود

اتل متل و قصه های عم قزی .

دوباره بوی قهوه  وگلاب

بوی نذری و صدای روضه های اقدسی .

دوباره بوی نقل روی خوانچه های نیمه ای

یاد حوض آب و باغ و باد و زنجره ي لای تک درخت بید .

شوق آبتنی درون حوض آب ظهر ،

کاشیهای لب پریده ،

 ماهی های جوب

یاد قلقله ، بلون ، تنگی ، کوزه های نو ، جوال خشکبار و خمره های گز

دوباره ترمه ، گواردین ، پیچازی ، مخمل و زری

دوباره رچ ، بوم ، حاشیه ،

قالی گلی و تیرمه ای .

کلون و چفت

شیشه های رنگی اتاق هشت دری

ارسی و رف و چراغدان

بادگیر و خلوته ،

پله های بیشمار جوب ( جوب آب خورده از مبارکه )

دوباره قاضی و دولاب ، گنبیه و دست زیر

شوید و باقلا ، کالک و انار ، بوی دست یار

دوباره تنگ های سبز ، شویدیهای روس ، گلابدان چین ،

سماور و اتو زغالی و گرامافون

دوباره یاد بوق ساعت سه ، گرمابه ي شرف

دوباره توتون و چپق و پیرمردهای خسته ي تکیده ي پشت چینه ي

دکان مسگری

دوباره جنگ بی بقای درب ریگ و سلمقان

یاد رنجهای مردم از زمان نایبی

یاد دستهای با سخاوت زمانه ي وبا .

دوباره یاد نیمکت شکسته کلاسهای درس و بچه های موپریش بد لباس

یاد خوب کاغذ هوایی نرفته تا بلند اوج .

دوباره هدیه های چای کیمیا

دوباره شوق یک بغل ترانه روی کاگلای پشت بام خانه ي پدر بزرگ

شمردن ستاره های بیشمار آسمان باز آسمان پر ستاره ي کویر

مسعود فرزانگان بیدگلی  

اسفند ۱۳۸۴

..........................................................................................

جلد:jald - رام- اهلی-دست آموز

شانه: (کوبیدن شانه ی آهنی بزرگ بر روی پود قالی توسط قالیبافان )

زنجره :  ( حشره ای اندازه ی یک زنبور که صدای یکنواخت دلنشینی شاید از ارتعاش بالهایش ایجاد میشود خوشبختانه هنوز وجود دارد.)

اقدسی :( واعظ معمم بیدگل)

نیمه ای :( هدیه ی داماد در نیمه ی ماه رمضان برای عروس)

جوب: ( جوی قنات ) کانالهای آب قنات در اعماق زمین و در سراسر روستا وجود داشت و در هر خانه تونلی با شیب ملایم حفر میشد و پلکانی داشت که دسترسی به آب را میسر مینمود. از این آب برای شستشوی لباس و ظروف و گاهی آبتنی و در اوایل که آب تمیز بود وضو استفاده میشد.

 قلقله :(با ضمه دو قاف -کوزه ی سفالی با شکلی مانند هشت انگليسي )

بلون: محافظ غذا - سفالی- با ارتفاع و قطر حدود ۹۰ سانتیمتر -مدور)تنگي: ( با ضمه ت- کوزه ی کوچک)

درب ريگ و سلمقان : دو محله در بيدگل

 

من نيازم ، تو را هر روز ديدنه * از لبت ، دوستت دارم شنيدنه

نفست ، شعر بلند بودنه * با تو بودن ، بهترين شعر منه

****

تن تو ، ظهر تابستونو به يادم مياره * رنگ چشمای تو ، بارونو به يادم مياره

وقتی نيستی ، زندگی ، فرقی با زندون نداره * قهر تو ، تلخی ی زندونو به يادم مياره

****

تو بزرگی ، مث اون لحظه که بارون ميزنه * تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مث خواب گل سرخی ، لطيفی مث خواب * من همونم که اگه بی تو باشه ، جون ميکنه

****

تو مث وسوسه ی شکار يک شاپرکی * تو مث شوق رها کردن يک بادبادکی

تو هميشه مث يک قصه ، پر از حادثه ای * تو مث شادی خواب کردن يک عروسکی

****

تو قشنگی ، مث شکلهايی که ابرا می سازن * گلهای اطلسی از ديدن تو رنگ می بازن

اگه مردای تو قصه بدونن که اينجايی * برای بردن تو با اسب بالدار می تازن

***

من نيازم ، تو را هر روز ديدنه * از لبت ، دوستت دارم شنيدنه

نفست ، شعر بلند بودنه  * با تو بودن ، بهترين شعر منه

شهيار قنبری

تهران - ۱۳۵۲

 

توی يک ديوار سنگی دوتا پنجره اسيرن . دوتا خسته دوتا تنها يکيشون تو يکيشون من * ديوار از سنگ سياهه سنگ سرد و سخت خارا. زده قفل بی صدايی به لبای بسته ی ما * نميتونيم که بجنبيم زير سنگينی ی ديوار . همه ی عشق من و تو قصه هست قصه ی ديدار * هميشه فاصله بوده بين دستای من و تو .با همين تلخی گذشته شب و روزای من و تو * راه دوری بين ما نيست اما باز اينم زياده . تنها پيوند من و تو دست مهربون باده * ما بايد اسير بمونيم زنده هستيم تا اسيريم . واسه ما رهايی مرگه تا رها بشيم می ميريم* کاشکی اين ديوار خراب شه من و تو با هم بميريم . توی يک دنيای ديگه دستای همو بگيريم * شايد اونجا درد بيزاری نباشه . ميون پنجره هاشون ديگه ديواری نباشه

اردلان سرفراز

 سلام - من و تو با هميم اما دلامون خيلی دوره ۰هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره ۰* نداريم هيچ کدوم حرفی که بازم تازه باشه۰ چراغ خنده هامون خيلی وقته سوت و کوره *۰ همصدای بی صداييم با هم و از هم جداييم۰ خسته از اين قصه هاييم همصدای بی صداييم*۰ نشستيم خيلی شبها قصه گفتيم از قديما۰ يه عمره وعده ها افتاده از امشب به فردا*۰ تمام وعده ها رو داديم و حرفا رو گفتيم ۰ ديگه هيچی نمی مونه برای گفتن ما۰* گلای سرخمون پوسيده موندن توی باغچه۰ ديگه افتاده از کار ساعت پير  رو طاقچه *۰ گلای قالی ، رنگ زرد پاييزی گرفتن ۰ اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من ۰* خدا حافظ۰

به جز سلام و خدا حافظ - اردلان سرفراز

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خاطرات

خاطرات

خاطره شماره يک:

سال ۵۷ يکی دوهفته مونده به عيد / خدا بيامرز مرحوم آيت ا... طالقانی/هفته يا روز پاکسازی را اعلام کرد. من در خيابان نظام آباد تهران زندگی دانشجويی داشتم .به قصد کمک  به ميدان شهناز ( امام حسين (ع)فعلی )اومدم .

پشت مسجد امام حسين يک کوچه عريض بن بست بود که ساليان سال کسی اونجا را تميز نکرده بود .

يک کاميون کمپرسی داخل اين کوچه پارک کرده بود و چند نفر با بيل و با دست خالی آت و آشغالها را پرت ميکردند بالای اون .

همه جا که تميز شد آخر کار يه گاری دستی موند که به صورت سر و ته ( دمر) گوشه ای افتاده بود .از آن گاری ها که روی آن لبو يا ميوه می فروشند.

هرکسی يک گوشه ای از اونو گرفت تا بلندش کنند و داخل کمپرسی بيندازند که ناگهان درب کوچک آن باز شد و جوان نسبتا چاق ژوليده ای از آن بيرون اومد .

همه يک قدم به عقب برداشتيم و با تعجب به او نگاه کرديم . يه پتو و مقداری لباس و وسائل را از گاری بيرون آورد و همه را داخل پتوی خاکستری سربازی پيچيد و روی دوشش انداخت و به سمت مدخل کوچه حرکت کرد .

چند قدم که از ما دور شد برگشت و به ما گفت :

به علی قسم هرکس به گاری دست بزنه لنگش ميکنم .و بعد راهش را گرفت و رفت.

به محض اينکه پيچيد تو پياده رو همگی با گفتن (يا علی) گاری را بلند کرده و روی کمپرسی انداختيم .

خاطره شماره ۲:

مشکلات تهران قبل از انقلاب

در اکثر ساندويچ فروشيها آبجو هم می فروختند. بعضی هاشون عرق و  شراب هم داشتند .اونقدر که گفته ميشد عرق فروشيها از کتابفروشيها بيشتر است و درست هم بود .توی سوپرمارکتهای شمال شهر هم مشروبات الکلی و مجلات سکسی( sexy magazine) فروخته ميشد .دکه های روزنامه فروشی هم مجلات سکسی ميفروختند. در شهرهای مذهبی مشروبات در اغذيه فروشيها پيدا نميشد. مثلا در کاشان  مهمانسرايی بود که معروف بود به مهمانسرای شربتی که مشروب همراه غذا ارائه مينمود .و مهمانسرای جلب سياحان در جاده ی فين . در کاشان يک يهودی بود به نام يوسف که در دکه ای کنار منزلش عرق ميفروخت .( در محله ای قديمی در فاصله بين بازار و خيابانی  در شرق بازار حوالی مسجد بزرگ  ميدان سنگ ) . در اين محله يک سری زنان مسن بد نام هم بودند.وجود چنين محله ای در قلب کاشان از عجايب روزگار بود . تحقيق در مورد سابقه تاريخی اين محله جالب است.

در تهران شبها تظاهرات مستانه و عربده کشی و دعوای مستان  اغلب مشاهده ميشد.و صبحها آثار استفراغ آنها که زياده روی کرده بودند گوشه و کنار ديده ميشد .

آبجوهای معروف آن زمان ( شمس) و ( اسکول ) را يادم هست . کارخانجات توليد شراب در ايران وجود داشت ( در اروميه و شيراز-پشت ويترين يک مغازه در ميدان فردوسی خواندم که روی يک بطری نوشته بود- شراب خلار شيراز).  مشروبات الکلی را به اين نامها ميشنيدم / عرق سگی/ ودکا/ ويسکی/ ۵سيری/ عرق کشمش / جانی واکر و غيره.

خانم ها اکثرا از خيابان شاهرضا ( انقلاب ) به بالا از لباس چادر استفاده نميکردند و صحبتی هم از مانتو نبود . در بالای شهر واقعا لباس زير بعضی از آنها پيدا بود .

زنهای بدبخت خود فروش و مردان بيچاره ی معتاد زياد ديده ميشدند و در محلاتی معروف به دروازه قزوين - جمشيد - قلعه - شهرنو خانه هايی(whorehouse) در کنار يکديگر وجود داشت که روسپيان سياه بخت در آنجا تنفروشی ميکردند.بخشی هم فاحشه هايی(street walker) بودند که پياده در خيابانها و ميادين در جستجوی مشتری پرسه ميزدند. تعدادی هم بدنامان تلفنی(call girl) بودند . تعدادی هم با خود رو  و راننده در شهر ميگشتند.يکی از مکانهايی که مشهور بود حوالی هتل اينتر کنتينانتال در خيابان آريامهر( دکتر فاطمی ) بود که آنها کنار خيابان منتظر می ايستادند .

سينماها فيلمهای سکسی را نمايش ميدادند و بر  روی درب يا بالای گيشه مينوشتند ورود افراد کمتر از ۱۸ سال ممنوع ميباشد و عکسهای سکسی بزرگ در بالای درب ورودی نصب ميکردند .

کاباره های بزرگی هم وجود داشت مانند مولن روژ - شکوفه نو - ميامی که خوانندگان و رقاصان و کمدين های مشهور و شعبده بازان آنجا شبها تا بعد از نيمه شب برنامه داشتند .در اين کاباره ها مشروبات الکلی هم ارائه ميگرديد.کافه هايی هم بود که خوانندگان و رقاصان مخصوص به خود داشت ( کافه های ساز ضربی) . مشتريان اين کافه ها هم از سطح درآمدی پايين تری برخوردار بودند .عرق خوری هم در اين کافه ها رواج داشت . در فيلمهای فارسی قديمی صحنه های زيادی از اين نوع کافه ها وجود دارد. دانسينگ هم محلی بود که دختران و پسران برای رقصيدن ميرفتند. خانواده ها  از اين مکانها دوری میکردند و به فرزندانشان اجازه نمی دادند به اينجور جاها بروند.قمار خانه ها و شيره کش خانه ها هم فراوان وجود داشت .

دولت به افراد مسن از سن مشخصي كوپن براي خريد ترياك با قيمت مشخص از دارو خانه هاي مشخص تحويل ميداد و اين افراد با خيال راحت در حضور ساير افراد خانواده آنها را دود ميكردند و همين موضوع باعث گرايش جوانان بسياري به مصرف مواد مخدر گرديد.

تراكم ترافيك خودروها بسيار زياد بود . يادم مياد سوار تاكسی شدم و تاكسيمتر كار ميكرد . ده دقيقه نشستم و تاكسی حتی يك سانتيمتر حركت نكرد . به راننده گفتم : چقدر شد ؟ پياده ميشوم. راننده گفت : ۱۵ريال.

۱۵ريال را دادم و پياده شدم. 

خاطره شماره ۳:

اولين تلويزيون آران و بيدگل

دقيقا يادم نيست چه سالی بود .۴۵ تا ۵۰.عمويم فروشگاه لوازم خانگی داشت .

يک تلويزيون R.T.Iبرای خانه خودش خريده بود .آنزمان هنوز آنتن های تقويتی برای كاشان و نواحی آن نصب نشده بود . منبع آب ۲۵ متری روستا روبروي منزل عموجان آنسوی خيابان قرار داشت . عموجان آنتن تلويزيونش را بالای منبع آب نصب كرد و سيم ۷۰متری آن را به پشت تلويزيونش وصل كرد تا تصوير را مستقيم از تهران دريافت نمايد . اكثرا برفك بود و خش خش.برای تنظيم آنتن پسر عمويم به بالای منبع ميرفت . گاهی وقتها مختصر تصوير و صدايی می آمد . ولی همين هم مارا بسيار هيجانزده و شاد ميكرد .آدمهايی را كه در راديو نمی ديديم اينجا ميديديم و از حركت آنها متعجب و شاد ميشديم. با همين تصوير تعدادی از اهالی تلويزيون خريدند .آن روزها ما به كارتون ميگفتيم موزيك قلمی ( مضحك قلمي) .بعدها كه تصوير بهتر شد سريالهايی مانند پيتون پليس - روزهای زندگی - دكتر بعد از اين - بالا تر از خطر- سركار استوار - خانه بدوش و شوهای قريب افشار- فرخزاد- حميد ميرمطهری - حسن خياط باشی و ... ما را سرگرم ميكرد.

خاطره شماره ۴

اولين راهپيمايی که من شرکت کردم.

سال ۵۶ هنوز در بين مردم جنبشها آغاز نشده بود و زندگی در پايتخت روال عادی خود را داشت .در سالن غذا خوری مدرسه عالی بازرگانی واقع در نبش خيابان بخارست و عباس آباد نزديک سينماهای شهرفرنگ و شهر قصه ناهار ميخوردم که ناگهان همه چيز بهم ريخت و ميزها واژگون و سينی ها به هوا پرتاب شد و شيشه های پنجره ها شکست و دانشجويان آرام سالن را ترک کردند .

من هم که جزو آخرين ها بودم يک صندلی را برداشتم و پايه هايش را زدم به يکی از پنجره هايش و شيشه ای را شکستم و از روی سينيها و بشقاب ها گذر نموده و از سالن خارج شدم در حاليکه اصلا نمی دانستم که اين حرکت از کجا مديريت شده است .فقط از وضع موجود ناراحت بودم .

دانشجويان پس از خروج در پياده رو چهار راه تجمع کرده و به سمت شرق راهپيمايی آرامی را آغاز کردند و شعارهايی مثل مرگ بر امپرياليزم ميدادند .به آنها پيوستم و بعد پيچيديم داخل يک خيابان فرعی . به يک ساختمان در حال ساخت رسيديم . بعضی خم شده و آجر پاره ای را برداشتند .منهم برداشتم و پشيمان شده و به زمين انداختم . رسيديم به يک بانک که آنسوی خيابان بود . ناگهان آجرپاره ها را به سوی بانک پرتاب کردند وتمام شيشه ها ی بانک را شکستند و به سرعت زياد فرار نمودند.من آن روز عينکم خراب بود و به چشمم نبود. پای چپم هم که در دوران دبيرستان شکسته بود و بد جوش خورده بود نمی گذاشت که بدوم .کفش و لباسم هم مناسب نبود ناچار به آرامی و سلانه سلانه رسيدم به خيابان  ( شايد شاه عباس ) .دوتا از همکلاسهايم را آنجا ديدم . شروع به گفتگو نموديم که ناگهان يک ماشين پليس کنارمان ايستاد و دو پليس پياده شدند. دوستان با سرعت زياد فرار کردند و من ايستادم و اينگونه نشان دادم که اينها را نمیشناسم. حالت بهت و تعجب.پليسها فحشهای آبداری نثارشان کردند و از تعقيب آنها منصرف شدند. شايد هم ميخواستند که آنها فرار کنند.

خاطره شماره ۵

اولين بار که امام خمينی و ياسر عرفات را ديدم.

اواخر سال۵۷ با دوستم برای ديدن امام به ميدان بهارستان رفتيم . صف طويلی تشکيل شده بود . با صف حرکت کرديم تا به مدرسه رفاه رسيديم . اول ياسر عرفات را ديديم که مهمان ايران بود . او بالای پشت بام بود و برای جمعيت دست تکان ميداد و ما شعار ميداديم: ياسر عرفات اخ ابوعمار.بعد به محلی رسيديم که امام در اطاقی مشرف به جايی مثل پارکينگ نشسته بود و با حرکت دستش به مردم محبت مينمود . و بعد از درب ديگری خارج شديم.بار دوم با دانشجويان به جماران رفتيم و در حسينيه جماران امام را ديدم.سال ۵۸يا۵۹.هنگام ورود امام به ايران من آران و بيدگل بودم و هنگام وفات امام  زاهدان بودم و ساعت ۷ صبح از راديو خبر را شنيدم.

يادم است که صبح ۲۲ يا ۲۳ بهمن بيدگل بودم با صدای شعار دادن مردم به کوچه رفتم ببينم ديگر برای چه راهپيمايی ميکنند . جمعيت نسبتا زيادی بودند و شعارشان اين بود : شکرخدا- شکرخدا که انقلاب پيروز شد . ولی اکنون بعد از ۲۸ سال هنوز آن التهاب و شور انقلابی فرو کش نکرده است و  آرامش حاصل نشده است . 

 
  بازی و سرگرمی کودکان در روستايی در محاصره ی تپه های ماسه بادی ۴۰ سال قبل

آران و بيدگل كاملا در محاصره ي ماسه باديها( پله های ريگ- PALLEH) بود و همواره مزارع اطراف و حاشيه ی روستا را مورد هجوم قرار ميداد به دنبال طوفانهای شديد راه روستا به كاشان مسدود ميشد و اتومبيلها امكان عبور از بعضی نقاط را نداشتند و جيبها با دنده ی كمكی حركت ميكردند و بعضی بايد از خودرو پياده و جاده را باز ميكردند و اگر مثلا يكی دو ماه رفت و آمدی از اين جاده نميشد ارتباط كاملا قطع ميشد. وقتی جنگلبانی شروع به درختكاری نمود ما دانش آموزان دبيرستانی را آوردند و اولين بذر ها و يا نهالها را كاشتيم.واما بازيها 

هر کودکی در هر نقطه ی روستا زندگی میکرد با قبرها فاصله ی

زیادی نداشت . قبرهایی که بعضی سنگ قبر داشتند و بعضی آجر چین

 و یا به صورت تلی از خاک بودند . گاهی کنار این قبرها

کاغذ نوشته هایی پیدا میکردیم که بزرگترها میگفتند جادو است .

گاهی با آجرها ی قبرها برج درست میکردیم و گاهی به آنها چند متر

نخ گره زده و روی ماسه بادیها ( ریگها) میکشیدیم و با لب و لوچه مان

صدای انواع ماشینها را در می آوردیم و از تماشای جاده ای که روی

ریگها  یا خاکهای نرم ایجاد میشد کیف میکردیم .

 و از همه جالبتر و هیجان انگیز تر آب ریختن در سوراخهای اطراف

قبرها و بیرون آمدن عقربهای ریز و درشت و زرد و سیاه بود .

 اول چنگها و سرشان نمایان میشد و کمی دیگر که آب میریختیم با سرعت بیرون می آمدند .

يكی ديگر از بازيها حركت دادن (سيم چرخ) بود. سيم چرخ به بستهای دايره شكل بشكه ها گفته ميشد كه ۷۰-۸۰ سانت قطرش بود . يك سر سيمی آهنی به همين اندازه را به شكل U در می آورديم و با آن سيم چرخ را هل داده و روزانه كيلومترها می دويديم . بعضی هم با لاستيك و يا بخش فلزی چرخ دوچرخه اين بازی را انجام ميدادند. 

 

 

مرحوم حاجی غلامرضا ستاری بيدگلی  را نه به خاطر آنکه پدر بزرگ من است بلکه به خاطر ويژگيهای شخصيتيش ، مختصری معرفی می نمايم .

سال تولد او حدودا ۱۲۸۰ هجری شمسی بوده است و محل تولدش بیدگل .پدرش فردی با مهارتهای فنی زمانه ی خود بوده و ظروف چينی و سفالی را تعمير مينموده است . ( کلوا بند- KALVABAND - چينی بند زن ) و او معروف به حسین کلوابند بود که مایه ی افتخار من است .

غلامرضا تنها فرزند ذكور خانواده اش بود و در جوانی محيط سوت و كور و آرام قريه را نتوانست تحمل نمايد و چون سواد كافي نداشت و سر پر شوری داشت و از قدرت بدنی خوبی برخوردار بود جذب دار و دسته ی نايب حسين كاشی و پسرش شد و پس از مدت كوتاهی از آنها جدا و به ديار خويش باز گشت .

كم كم سرمايه ای اندوخت و به تجارت روی آورد و حوادث روزگار و شم اقتصادی او به رونق زندگی او كمك كرد و او يكی از ثروتمندان آران و بيدگل شد .ولی او يك فرد ثروتمند معمولی نبود . او یک کار آفرین بود و بسیار دوستار عمران و سازندگی و دشمن بیکاری و نکوهشگر بیکاران . در زمينه های امور توليدی اراضی زيادی را زير كشت برد و يك كارخانه ی نساجی در كنار منزل خويش احداث نمود و به اين وسيله برای تعدادی از مردان قريه اشتغال ايجاد نمود . دستگاه قالی بافی و مواد اوليه را در اختيار زنان و مردان قرار داد تا در خانه هايشان در قبال دريافت دستمزد قالی ببافند . دبستانی را بنا نمود كه به نام دبستان سليمان صباحی نامگذاری شد و تنها دبستان مدرن بيدگل در آن زمان بود . (اواخر دهه ی ۲۰) .کارخانه بعد از وفات ایشان و تعطیلی با اندک تغییراتی به عنوان اداره ی مخابرات آران و بیدگل ، بانک اصناف و بعد بانک تجارت ، فروشگاه لوازم خانگی ، میوه فروشی ، سوپر مارکت و تعمیرات رادیو تلویزیون به صورت همزمان مورد استفاده و در خدمت مردم منطقه بود . بخشی از دبستان تخریب و تبدیل به منزل مسکونی شد و بخشی با تغییراتی مبدل به یک سوپر مارکت شد .و بعدا تمامی آنها به اضافه ی فروشندگی نفت و بنزین و گازوئیل جنب آن که متعلق به یکی از داماد های حاجی بود تخریب و به تدریج میدان بلال فعلی به وجود آمد . 

در كوچه های محله چاه فاضلاب حفر نمود و دو تا از كوچه های بزرگ محله را سنگفرش نمود . 

يكی از بزرگترين و زيبا ترين خانه های بيدگل خانه ی او بود . مساحت آن خانه حدود ۱۰۰۰ متر مربع بود و يك باغ حدود ۳۰۰۰ متری در جنوب آن واقع بود كه درختهای انار ، توت ، سنجد ، انجير و گل سرخ از زمره ی اشجار آنجا بود و استخری بزرگ و چاه آب با پمپ قوی داشت .

۱۶ کاج بلند که از تمام آران و بیدگل قابل دیدن بود در حیاط این خانه بود که تقریبا جلو تابش نور خورشید به اطاقها را گرفته بود و ده ها لانه کلاغ در لا بلای شاخ و برگ این کاجها وجود داشت و همواره سر و صدای کلاغها  همراه با صدای گنجشکها و کبوترها به گوش میرسید.لاک پشت پیری هم در باغ بود که زمستانها زیر خاک به خواب میرفت و سایر فصول سلانه سلانه اینور و آنور میرفت . یک سگ سفید هم در گوشه ای از حیاط با قلاده ای بسته شده بود و بعضی از اوقات قلاده اش را باز میکردند و آن وقت هیچیک از ما بچه ها جرئت نمی کردیم از اطاق خارج شویم . 

در جنب منزلش حجره يا دفتر كارش بود و دفتر كاری هم در يكی ازكاروانسراهای كاشان داشت و روزانه تعدادی از تجار ، پيشه وران ، كشاورزان و كارگران به حجره ی بيدگل مراجعه ميكردند .

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مشکلات مشترک شهرهای ايران

  1. در اطراف غالب شهرها عده ای حاشيه نشين هستند که فقير ميباشند و خانه هايی سست در زمين های بدون سند مالکيت بنا مینمايند .
  2. در مرکز غالب شهرها بافت کهن  با  خانه های خشت و گلی و کوچه های باريک وجود دارد .
  3. در اطراف غالب شهرها کارخانه ها و کوره های آجر پزی و آهک پزی وجود دارد که دودشان هوای شهر و فاضلابهايشان  رودها را آلوده ميکنند  .
  4. گورستانها غالبا داخل شهر و یا بسیار نزدیک شهر میباشند.
  5. اکثر شهرها شهردارانی دارند که شهرداری بلد نيستند.
  6. يکی از مشکلات شهرهای ايران وجود يک يا چندين گورستان در قلب شهرها و بسيار نزديک به خانه های مردم است که از نظر بهداشت سلامت تن و روان صحيح نمی باشد و در شهرهايی که گورستانهای جديد در دور از شهر احداث ميشود مردم از آنها استقبال نمی نمايند و همچنان مايل به دفن اموات در گورستانهای قديمی داخل شهر و امامزاده ها می باشند . به نظر من مردان و زنانی که در نزد مردم از محبوبيت و احترام برخوردارند بايد وصيت نمايند که پس از مرگشان آنها را در گورستانهای جديد دفن نمايند تا مردم تشويق به اينکار شوند. به ويژه در شهرهايی مانند قم - کاشان - مشهد و اصفهان که مرسوم است بزرگان را در جوار حضرت امام رضا (ع) و حضرت معصومه ( س) و امامزاده ها دفن مينمايند بزرگان و الگوهای جامعه بايد در اين امر خير پيشگام گردند و به منظور اصلاح امور فداکاری نمايند و در وصيتنامه هايشان موکدا از بازماندگان بخواهند که آنهارا در گورستانهای جديد دفن نمايند . دفن برخی از بزرگان در مناطق دور دست و محروم چه بسا عاملی ميشود در راه رشد و توسعه ی آن مناطق و به وجود آمدن شهرهای جديد حول محور مدفن آن انسان بزرگ . 

     

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ابوزيد آباد

 

ابوزيد آباد در 33 كيلومتري جنوب خاوري کاشان با 330 و '54 و عرض شمالي و 510 و '45 طول شرقي و 941 متر ارتفاع از سطح دريا واقع است.
ابوزيد آباد را كه نورآباد نيز ناميده شده است  به اختصار بوزآباد مي نامند، ولي در اصطلاح محلي بيشتر به بيزوه معروف است (ايرانيكا).
ابوزيد آباد مركز منظومه اي است مركب از 11 روستاي مسكوني به نامهاي ابوزيد آباد، حسين آباد، شهرياري،‌ فخره، قاسم آباد، كاغذي، محمدآباد، امين آباد، يَزدلان، ريجَن و علي آباد و نيز دو روستاي متروك يعني گز و محمد آباد بالا .

منطقة ابوزيدآباد بخشي از اراضي بياباني و كم عارضه و ماسه اي منطقه  است و ناهمواري عمدة آن تپه هاي ماسه اي است كه بيشتر در خاور ابوزيدآباد ديده مي شود . ابوزيد كه ناحيه اي كويري، شوره زار، باتلاقي و ريگستاني توصيف شده، در گذشته منتهي اليه و سرحد شرقي منطقة كاشان و جزء نواحي گرمسيري و قشلاقي آن شهرستان و در واقع آخرين آبادي معتبر در حاشية كوير بوده است . ابوزيد آباد داراي اقليمي بياباني با تابستانهاي بسيار گرم و خشك و زمستانهاي معتدل است. متوسط دماي سالانة آن حدود 20 سانتي گراد است ولي در تابستان گاه دماي هوا از 40 سانتي گراد فراتر مي رود. اختلاف متوسط دماي آن در زمستان و تابستان قابل توجه و تا 28 سانتي گراد است. ميزان باران سالانة آن بين 10 تا 14 سانتي متر است كه تماماً در نيمة سرد سال مي بارد (70% در سه ماه زمستان). هواي آن در تابستان كاملاً خشك است . در نيمة سرد سال غالب بادهاي آن شمالي و شمال غربي است و اغلب خنك و باران زاست، در حالي كه بادهاي تابستاني كه بيشتر از مشرق و جنوب شرقي مي وزد، گرم و سوزان و همراه با ماسه و گرد و خاك فراوان است. اين بادها در معيشت كشاورزي ابوزيد آباد آثار منفي و خسارت باري به جا مي گذرد .

در متون جغرافيايي كهن. از ابوزيد آباد ياد نشده است، ولي اهالي محل بنياد آن را به 900 سال قبل نسبت مي دهند. وجود قلعه ها مؤيد قدمت اين روستاست. ساكنان اين روستا شيعة دوازده اماميند، ولي در گذشته زردشتيان هم در آنجا سكني داشته اند . اعتقادات مذهبي در ميان مردم روستا نيرومند است .

در 1310ش، جمعيت آن 2000 تن اعلام شده  ولي در اولين سرشماري رسمي سال 1335ش، 1543 تن در آن ساكن بوده اند. اين جمعيت ظرف 20 سال در حدود سه برابر افزايش يافته و در 1355 ش به 4550 تن در 650 خانوار رسيده است .

 مردم ابوزيد آباد در پناه محيط نامساعد و بياباني خود قرنها به انزوا زيسته و با اقوام مهاجم ترك و نازي كمتر اختلاط داشته اند. نتيجة اين انزوا، باقي ماندن گويش فارسي قديم آنهاست كه به رايجي يا راجي و راژي معروف شده و خود اهالي آن را بوزدآبادي يا بيزوويه مي نامند .

ابوزيد آباد نمونة كاملي از يك آبادي بياباني است كه سيماي ظاهري آن در طول قرنها تحت تأثير مقتضيات خاص محيط جغرافيايي آن تحول پيدا كرده و امروزه هم تا حدي دست نخورده مانده است. و احدهاي مسكوني آن از محوطه هايي تشكيل شده كه گرداگرد آن را تاقهايي براي مقاصد مختلف اشغال كرده است. ديوارهاي خشت و گلي ضخيم و پشت بامهاي گنبدي از خصوصيات خانه هاي ابوزيد آباد است. از ديگر مشخصات واحدهاي مسكوني آن وجود هشتي و دالان و بادگير در خانه هاست. در 1356ش، 90% خانه ها داراي گنبد، 80% داراي ايوان،‌73% داراي هشتي و ايوان و 47% داراي بادگير بوده اند . از ويژگيهاي مساكن بياباني ايران، زيرزمين است كه در ابوزيد آباد به علت سست بودن خاك و بالا بودن سفره آب زيرزميني چندان رواج پيدا نكرده و در سال مذكور تنها 27% خانه ها داراي زيرزمين بوده اند . در 1356ش؛ 75% واحدهاي مسكوني داراي آغل بوده اند كه خود از اهميت دامداري در آنجا حكايت مي كند. در بيشتر خانه هاي ابوزيد آباد چاههايي كم عمق براي تهية آب آشاميدني و رفع نيازهاي خانگي حفر مي كنند. در همان سال 53% از منازل داراي چاههايي به عمق 8 تا 12 متر بوده اند .

در ابوزيد آباد چند انبار عمومي نيز وجود دارد. قلعة بزرگ ابوزيدآباد به وسعت 5000 ـ 2 در زمان حكومت نايب حسين كاشي در 1327ق/ 1909م ساخته شده و به نام پسر او به قلعة سردار معروف شده است. در آن زمان هر خانوادة ابوزيد آبادي در قلعه، محلي مخصوص به خود داشته كه در مواقع لازم از آن استفاده مي كرده است، ولي امروزه از اين قلعه به عنوان انبار علوفه و كاه استفاده مي شود. قلعه ها هستة مركزي آبادي ابوزيدآباد را به خود آورده و تمام خانه ها و مساكن دورادور قلعه ها ساخته شده اند .

ابوزيد آباد داراي سه ميدان است به نام ميدان قندي، ميدان اللهيار و ميدان جلوخان. اين آبادي هفت مسجد دارد. مهم ترين آنها مسجد جمعه است كه بيش از 200 سال پيش بنا شده است. ساير مساجد عبارتند از سحرگاه، رئيس، عبدالرحمن، صاحب الزمان، درب زيارت و محله. ابوزيد آباد داراي يك زيارتگاه است كه ظاهراً مرقد عبدالله ابن علي بن ابراهيم بن عبدالله بن اميرالمؤمنين علي (ع) است كه گنبد بقعة آن در 1263ق/ 1847م به وسيلة حاجي حسين نام ابوزيد آبادي از كاشي پوشيده شده است.

 در 1356ش آبادي ابوزيد آباد داراي 630 واحد مسكوني با وسعت كلي برابر با 180 هكتار بوده است .

اهالي ابوزيد آباد كه در گذشته با زراعت و هيزم كشي زندگي را مي گذراندند ، امروزه مانند ساكنان ساير دهات اين منظومه از راه زراعت، باغداري، دامداري و قالي بافي امرار معاش مي كنند.
زراعت در ابوزيد آباد به صورت سنتي انجام مي گيرد. كمي منابع آب و شور بودن خاك مانع از تحول بزرگي در امر زراعت است. ابوزيد آباد علاوه بر زمينهايي كه به وسيلة قنات اصلي روستا آبياري مي شود، داراي چهار مزرعه است: مزرعة زهرائيه در گوشة شرقي روستا؛ مزرعة همت آباد در مغرب؛ مزرعة سرافرازي در جنوب؛ مزرعة حاجي آباد در جنوب غربي .

منبع آبياري ابوزيد آباد يك رشته قنات است كه 9 كمـ طول و 225 حلقه چاه دارد. اين قنات در سال به طور متوسط در حدود نيم ميليون مـ 3 آبدهي دارد،‌ ولي با وجود لاي روبيهاي سالانه ميزان آبدهي آن همواره كاهش يافته است. در مزرعه هاي وابسته، در سالهاي اخير چاههاي عميق و نيمه عميق چندي حفر كرده اند  كه بعضي بدون مطالعه كافي با هزينه هاي هنگفت حفر شده و جنانكه بايد بازده اقتصادي ندارد  علاوه بر اينها در مزرعة سرافرازي يك رشته قنات وجود دارد كه در سالهاي اخير به علت كاهش آب و پايين افتادن سطح آن در مظهر قنات با تلمبه از آن استفاده مي شود. در ابوزيد آباد روي هم رفته در سال در حدود 3 ميليون مـ 3 آب از طريق چاهها و قناتها و غيره به دست مي آيد . اراضي قناتي روستا كه در گذشته تيول محمد تقي ميرزا بوده  به 1465 سهم تقسيم شده است. كوچك ترين واحد در نسق آبياري ابوزيد آباد مسرجه است كه برابر با حدود 10 دقيقه جريان آب قنات است و بزرگ ترين آن طاق است كه معادل 75 مسرجه يا حدود 12 ساعت جريان آب قنات است. گردش آب بر اساس قرعه كشي معروف به سپاه بشك است كه در گذشته نظارت آن بر عهدة ميراب بود و امروزه زير نظر رئيس انجمن ده اداره مي شود .

در سالهاي دهة پنجاه تلاشهاي مؤثري در زمينة تثبيت شنهاي روان در اطراف روستا به عمل آمده و مقادیري جنگل مصنوعي ايجاد گرديده كه مقداري از زمينهاي زراعتي را از ميان برده و در نتيجه آب چاهها به علت كمبود زمين بلااستفاده مانده است .

ابوزيد آباد و مزارع وابسته بدان جمعاً 259 هكتار زمين قابل بهره برداري دارد كه تماماً زير كشت مي رود . محصولات عمدة زراعي آن در سال 1356ش، براساس سطح كشت عبارت بوده اند از گندم، جو، پياز، پنبه، چغندر، تنباكو، يونجه و ذرت كه تمام در معرض آفات حيواني مخصوصاً موش و خرگوش قرار داشته اند . كشاورزي مكانيزه به تدريج در ابوزيد آباد متداول مي شود و در 1360 ش جمعاً 7 تراكتور در آنجا به كار مشغول بوده است .

 ابوزيد آباد از مراكز معتبر دامداري منطقه است كه با وجود تقليل تدريجي تعداد دام، باز هم از اهميتي ويژه برخوردار است. در 1360 ش بنابر آمارگيري جهادسازندگي، در اين روستا 9000 بز و بزغاله و 5000 گوسفند و بره و 300 گاو و گوساله وجود داشته است .
باغداري در ابوزيد آباد در دهه هاي اخير گسترش يافته است، تا آنجا كه با وجود 38/8% كاهش در سطح زير كشت بين سالهاي 1348 ـ 1354 ش سطح تاكستانها تا بيش از 5/35% افزايش يافته است. در 1354 ش در ابوزيد آباد جمعاً 15/13 هكتار باغ با درختهاي انار، سيب، آلوچه، انجير و مخصوصاً انگور وجود داشته است. در همان سال درآمد خالص اهالي از محل فروش انواع محصول باغي بالغ بر 11487237 ريال بوده است .

قالي بافي سنتي در ابوزيد اباد سابقة نسبتاً طولاني دارد و كمتر خانه اي مي توان در آنجا يافت كه در آن محلي به قالي بافي تخصیص نيافته باشد. در 1355 ش در اين روستا 724 دار قالي وجود داشته است كه 916 نفر از ساكنان در آنها به كار مشغول بوده اند . در ابوزيد آباد بيشتر قاليچه و پشتي بافته مي شود و مواد اوليه و طرحهاي آن از كاشان فراهم مي گردد .

 اين روستا، به علت درآمد نسبتاً زيادي كه از طريق باغداري و قالي بافي عايد ساكنان آن مي شود، از روستاهايي است كه به سرعت رو به توسعه مي رود. در 1360 ش داراي 4 دبستان و يك مدرسة راهنمايي و يك دبيرستان بوده است. علاوه بر اين دفتر پست، آب، برق، مركز توزيع نفت، درمانگاه و شركت تعاوني روستايي داشته است .

در نيمة دوم سال 1354 ش مركز تحقيقات مناطق كويري و بياباني ايران وابسته به دانشگاه تهران اولين ايستگاه پژوهشي صحرايي خود را در كاشان افتتاح كرده و از آن پس 8 گروه تحقيقاتي به مطالعه در امور مختلف جغرافيايي و اجتماعي منظومة ابوزيد آباد پرداختند و گزارشهاي پرارزشي فراهم ساختند.


مآخذ: اصفهاني، محمد مهدي بن محمد رضا، نصف جهان في تعريف اصفهان، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، 1340ش؛ بهفروز، فاطمه، «پژوهشي در ساكن روستايي منطقة بياباني شرق كاشان» بيابان تهران،‌ 1356ش، شمـ2؛ رشيديان، خليل، «پژوهشي دربارة قالي بافي و مسائل آن در روستاهاي منطقة بياباني شرق كاشان» بيابان، تهران، 1357ش، شمـ8؛ سايكس، پرسي، سفرنامه (ده هزار ميل در ايران)، ترجمة حسين سعادت، تهران، 1363ش؛ ضرايي، عبدالرحيم، (سهيل كاشاني)، تاريخ كاشان، به كوشش ايرج افشار، تهران، 1356ش؛ فرهنگ اجتماعي دهات و مزارع، استان اصفهان (1)، جهاد سازندگي، تهران، 1363ش؛ فرهنگ اقتصادي دهات و مزارع، استان اصفهان، جهاد سازندگي، تهران. 1363ش؛ فرهنگ جغرافيايي ايران، تهران، 1355ش؛ كرمي خواجه، ذبيح الله و پرويز كردواني، «بررسي مسائل اقتصاد روستايي منطقة بياباني شرق كاشان»، بيابان، تهران، 1356ش، شمـ 7؛ كيهان، مسعود، جغرافياي مفصل ايران، تهران، 1310ش؛ مدرسي طباطبائي، حسين، قم نامه، قم، 1364ش؛ مهدوي، مسعود «پژوهشي دربارة آب و آبياري در روستاهاي منطقة بياباني شرق كاشان» بيابان، تهران، 1356ش، شمـ 5؛ نائيني، ميرزا علي خان، سفرنامة صفاء السلطنة نائيني، تهران 1366ش؛ نراقي، حسن، تاريخ اجتماعي كاشان، تهران، 1345 ش؛ نيز:
Iranica; Lecoq, ”Le dialecte d‘Abu Zeyd Abad“, Acta Iranica, Leiden, 1675, vol.V.
محمد حسن گنجي


از سايت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی با اندکی ويرايش و تصحيح-ستاری

كاشان- خبرنگار كيهان: شهر ابوزيدآباد در 25 كيلومتري كاشان با 6 هزار نفر جمعيت از مشكل آب به شدت رنج مي برند. مردم ابوزيدآباد همگي بر اين عقيده هستند كه هيچ تلاشي در جهت مرمت و بازسازي تنها منبع آب شهر انجام نگرفته است، مسئولان شركت آب و فاضلاب هميشه آهنگ صرفه جويي كردن دارند اما دريغ از اينكه آب اين منبع شبانه روز به هدر مي رود و هيچ مسئولي پاسخگو نيست.
رئيس شوراي اسلامي شهر ابوزيدآباد، گفت: متأسفانه بيش از 40 درصد از آب منبع شهر ابوزيدآباد به دليل قديمي بودن هدر مي رود.
وي فرسوده بودن سيستم هاي آبرساني اين شهر را يادآور شد و تأكيد كرد كه به دليل زنگ زدگي، بيش از اين نمي توان آن را بازسازي كرد.
حبيب الله خوباني، افزود: بيش از يك ميليارد و 500 هزار ريال اعتبار براي ساخت منبع جديد نياز است و ضروري است اين مشكل هرچه سريعتر به دست مسئولان ذي ربط حل شود.
اين در حالي است كه بيش از 5 روستاي مجاور نيز با بيش از 15 هزار نفر از آب اين منبع استفاده مي كنند.
شايان ذكر است، ابوزيدآباد شهري آرميده در دل كوير با گرماي 44 درجه سانتيگراد به دور از امكانات شهري با 6 هزار نفر جمعيت در شرق شهرستان آران و بيدگل واقع شده است و مردم اين شهر كويري با مشكلات و معضلات روزمره زندگي مي كنند و در طول شبانه روز دو يا سه ساعت بيشتر آب ندارند.

كاشان- خبرنگار كيهان: سيدحسين سيدين شهردار ابوزيدآباد گفت: جهت ساخت و عمليات اجرايي ميدان ورودي ابوزيدآباد با وسعت 12 هزار مترمربع يك ميليارد و 500 ميليون ريال هزينه شده است.

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چی چی رو از کجا ميخريديم وقتی کوچيک بوديم.

مجله و روزنامه ----> آران -  ازفروشگاه آقای حسن سلمانی
نان سنگک------>بيدگل  بازار استاد عليرضا - از مرحوم شاطر مندعلی دولوسی.
روبرو مسجد کريم- از آقای سيف ا...خدمتی.
محله توی ده-  از مرحوم غلامرضا جلوداريان.
روبروی تربيت بدنی از مرحوم حاجی رستم جندقيان.
باغ علوی از آقای جواد حسن زاده.
نان بازاری( تافتون)------> بيدگل بازار فاضل . آقای حاج سيد فخرالدين مصطفوی .
نرسيده به مسجد نقشينه - حاجی اکبر آقا...
تمبر و بادکنک و نامه پست نمودن-----> بيدگل محله ی توی ده - مرحوم آقای اسدالله صديقيان.
البته چيزی را که ما به عنوان بادکنک و خيلی ارزان می خريديم ...... بود .
کوزه - تنگی - قلقله-----> بيدگل بعد از مسجد عبدالصمد - فخاری.....
سوهان-----> بيدگل مرحوم حاج قاسم حقيقيان
فالوده------> بيدگل جنب نانوايی حاجی اکبرآقا - از آقای احمد ....
بستنی-----> آران - آقای صابری
نفت -----> بيدگل محله ی دروازه - از مرحوم آقای علی پارسا
دارو -----> بيدگل از  آقای بنی طبا و مرحوم آقای جعفری
گوشت---->بيدگل-بازار فاضل- مرحوم آقارضا قصاب- و کوچه ی محقق مرحوم استاد حسين مردادی
ميوه ----->بيدگل -مرحوم استاد محمود بقال - مرحوم آقامحمد فاضل - آقای حسن فتح القريب- مرحوم آقای عنايتی-مرحوم استاد عليرضا ساطع
لوازم خانگی----> بيدگل مرحوم آقای حاج محمد ستاری- آقای حاجی فخرالدين مصطفوی
 جعبه ی شانسی( اسباب بازی) ----> بيدگل - محله ی فخارخانه - مرحوم آقای عنايتی
کنجاله و پوسته دانه ---->( غذای دام )- بيدگل - محله دروازه - آقای علی منوری
زغال-----> بيدگل محله دروازه - مرحوم داش رضا
كت و شلوار عيد-----> كاشان- بازار - ميانچال- پارچه از حاج سيد ولي ---دوخت آقاي معيري
بيدگل-بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي محمد حقيقيان

آرايش -----> بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي كمباف(حسامي)
لحاف و تشك----->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع-آقاي فتح الله حقيقيان
كفاشي---->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- اسم كفاش يادم نيست.
كباب----->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي شيخي
روبروي تربيت بدني-----> آقاي عليمحمد لامع
تعمير دوچرخه---->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي علي عنايتي و بعدا احمد عنايتي در فخارخانه- و آقاي حسن مرشدي رو به روي مسجد جنب مغازه آقاي عبداللهي - نرسيده به درمانگاه مركز بيدگل.
آرد- جو - گندم ----> بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع
نجاري-----> آقاي دياري-بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع
پارچه و لباس------>آران -آب پخش- مرحوم جواد عرفان
آمپول-----> آقاي لطفي و آقاي كاظم ...؟

وحيد شنبه 22/2/1386 - 18:24
زير بازارسلمقان- جايي كه هنوز هم مقداري از ْآن باقي مانده
يك آقا ي مغازه داري بود كه مااورا به نام شاه عباس مي شناختيم البته اسم واقعي اوعباس زارعي بود كه چند سال پيش فوت كرد وپسرهاي اوآقايان زارعي ها بچه هاي تحصيلكرده اي هستند كه الان تهران وكاشانند ونوه دختري او دكتر مسعودي نژاد دندانپزشك معروف است
اين آقاي مغازه دار هرچي چيزهاي خوشمزه آن روزها در دنيابود داشت .ماسرراه مدرسه به مغازه اوكه مي رسيديم از شكلات هاي سه گوش قهوه اي رنگ كاكائويي تاترشي هاي ليته هركدام راكه پولي داشتيم مي خريديم
بدنبود يادي هم از مغازه آقاحسن زواره كه در ابتداي كوچه باغ علوي بود بكني چون دانش اموزان آن روزها ازمشتريان اوبودند وهنوز من چندكتاب داستان راكه سال ۵۵ از مغازه اوخريده ام دارم.
درضمن نانوايي هاي سنگكي ديگري هم دربيدگل بود ازجمله همين بازار سلمقان مغازه ابوالقاسم ارباب پور-خيابان سلمقان شاطر علي محمد جلوداريان ومحله سلمقان مغازه حاج غلامعلي
درضمن فالوده وبستني امرالله زارعي رادر جنب نفت فروشي اربا ب آقاولي درسلمقان فراموش كرده اي

در اينجا ياد ميکنم از چند تا رانندگان محترم قديم:

مرحوم آقای حسين جندقيان- مرحوم آقای عبدالله جلوداريان - مرحوم آقای حسن مشهودی- مرحوم آقای علی زراعتی - مرحوم آقای عباس عنايتی - آقای محمود صلواتی - مرحوم آقای علی محمد قهاری- آقای محمد غيرتی-آقای رضا مصلح - مرحوم آقای رضا اربابی- آقای حسن مجيدی

 

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نظرات دوست در باره من .

نقد وبلاگ آقای ستاری

آقای اکبر ستاری  نویسنده محترم وبلاگ بیدار شهر یا سمبک است . خیلی از همشهریان او را از نزدیک ندیده اند و نمی شناسند مدت زیادی از عمرش را دور از زادگاه گذرانده است . تهران< تبريز-بروجرد >- زاهدان و اینک قم . اما نوشتارهای او در وبلاگش نشانگر سکونت دل او در آران و بیدگل و پایبندی دلخواسته هایش به زادگاهش است . و اکنون خیلی  ها <  !!  >او را از وبلاگش می شناسند و با او ارتباط مجازی خوبی دارند . وبلاگش را همانگونه که از پیشينه اش پیداست از مرداد ماه ۱۳۸۵ شروع کرده و بررسی متون نوشتاری ایشان بیانگر وجود انگیزه قوی برای نوشتن< كاملا درست است > از سوی اوست که امروزه با سهولت کاربردی اینترنت، فرصت نوشتن را برای او مهیا کرده است .
شاید اندیشه ي ابتدایی او برای ایجاد وبلاگ شخصی ُ مکتوب کردن یادداشتهای روزمره همراه با ارائه اطلاعات عمومی برای دوستانش بوده باشد و نوشتن برای حداقل یکنفر از هرجای دنیا از مابین هزاران مخاطبی که فرصت خواندن آثار او را داشته باشند .< آرامش بعد از نوشتن >. اما در گذر زمان نوشته ای او رنگ و بوی دیگری را به خود گرفته است . < رنگ و بوي عشق ، عشق به زادگاهم و همشهريانم بعد از سالها تحمل غم غربت . غربتي كه خودم انتخاب كردم براي تنبيه خودم .>
نوشته ی او از طرح سنبک شروع می شود واژه ای که قبل از آنکه تداعی کننده ي منطقه ای زیبا از بیدگل باشد بیانگر روح نوستالوژیک پسند آقای ستاری است  که می خواهد ارتباط های ریشه ای خود را حفظ کرده باشد . < سنبك براي من سمبل نجابت و سخت كوشي و قناعت مردم آران و بيدگل است.>
نوشته های او تا دی و  بهمن ماه ۱۳۸۵ بیشتر به کشکول نویسی شبیه است و از بهمن ماه خط جدید نوشتاری از لابلای نوشته های مرسوم او خودنمایی می کند . نوشتن و پرداختن به خاطرات قدیمی همچون بازگویی خاطرات زمان دانشجویی اوایل انقلاب ُ اولین تلویزیون در آران وبیدگل و ... که این بازگویی ها اگرچه غیر حرفه ای است اما می تواند برای دیگران حائز نکات قابل کاربرد و قابل تاملی باشد .
آقای ستاری در  گام بعدی  به معرفی چهره ها می پردازد . از پدر بزرگشان  و خانواده  خود  شروع می کند < معرفي خودم > و در نهایت به معرفی چهره های ادبی - فرهنگی و علمی زادگاهش می پردازد . و این تمرین نوع نگاه وطرز  قلم او را حرفه ای تر می کند .
تا در اردیبهشت ۱۳۸۶ تصمیم می گیرد که نوشته های خود را تفکیک کند و نوشته های مربوط به زادگاهش را در یک وبلاگ و نوشته های عمومی و روزمره اش را در وبلاگ دیگر فراروی دوستانش قرار دهد . تا از این راه هم تمام دلمشغولی های خود را برای نوشتن حفظ کرده باشد و هم مخاطبان خود را در بهترین وضعیت و امکان دسترسی قرار  داده باشد .
(البته ردپای کسانی که برای او ایده می داده اند در این تصمیم گیر ی مشهود است . )
وبلاگ آقای ستاری که  نام اولیه ؛ بیدگل آران ؛ و نام فعلی ؛ بیدار شهر ؛ که هردو اندیشه یکسانی را بازگو می کند را دارد . همواره در جهت بسط اتحاد و دوستی مردمان زادگاهش قلم زده است . زادگاهی که خود به نسبت  مساوی از آن ارث برده است .< از رنجهايم توهم وجود اختلاف است در حاليكه اصل مطلب يك رقابت سازنده است .وقوع نزاع بين محلات بيدگل كه حتي منجر به قتل شده است را به ياد دارم .برادر كشي در بيدگل را به ياد دارم.ولي اختلاف بين آراني و بيدگلي را هرگز.و هرچه شنيده ام عشق و ازدواج ميان دختران و پسران آران و بيدگلي بوده است.و چه پيوندهاي محكم و ثمربخشي .>
و همواره تعادل نوشتاری و اطلاع رسانی را از هردو طرف شهر به خوبی انجام داده است .  و در همین راستا به دور از هرگونه حب و بغض توانسته با اکثر قریب به اتفاق وبلاگ نویسان همشهری خود ارتباط داشته باشد . به گونه ای که وبلاگ او دارای بیشترین ارتباط لینک است . و شاید وبلاگ آقای ستاری را بتوان به عنوان واسط العقد وبلاگهای ارانیها و بیدگلیها  لحاظ کرد .
ستاری اگرچه می توانسته با بهره گیری از شعرهای طنز و فکاهی پدرش ( آقای علی ستاری - شیدا ) وبلاگ عام پسندی را داشته باشد اما هنوز این کار را انجام نداده است . < وقتي عامه ي مردم به اينترنت دسترسي پيدا كنند حتما اين كار عام پسند را خواهم كرد. >
 به هر حال حضور او در جمع وبلاگ نویسان همشهری قابل اعتنا و تامل است .
دلش همیشه شاد باد . < دل همه ي انسانها شاد باد >

مسعود فرزانگان

http://www.farzaneganbidgoli.persianblog.com

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

كشكول

 

شيخ بهايي كشكول دارد.

كشكول كتابي است كه در آن، متن هاي جذاب جور واجور مي توانيد بخوانيد و به قول معروف، از هر دري حكايتي است.

شيخ بهايي، خودش هم يك كشكول است.

 او هم علوم ديني مي داند، هم عرفان، هم رياضي، هم هندسه، هم فيزيك. شيخ بهايي، كشكولي اساسي است.

آن چه او مي داند، به كار مي آيد و به كار مي برد.

شيخ بهايي، باني يك شهر است. نجف آباد اصفهان، پيش از شيخ بهايي وجود نداشته است. با تدبير شيخ بهايي و به دلايل سياسي، نجف آباد شهري مي شود در 30 كيلومتري اصفهان.

شيخ بهايي، نبوغ را به حمام وصل مي كند. منشأ گرماي حمام شيخ، سال ها جاي سؤال بود. گاز متان فاضلاب يا مرداب؟ سوخت هسته اي؟ يا...

و آخر، چند دهه پيش خاموش شد. 
شيخ بهايي با رياضي، عدالت برقرار مي كند. در اصفهان آب چندان نبوده و آدم ها زياد، و اختلاف بر سر آب بيشتر. شيخ بهايي چنان زاينده رود را تكه تكه مي كند كه همه آرام مي گيرند. شيخ بهايي كليد اول و آخر را دارد. كليد ساخت مسجد امام اصفهان را شيخ مي زند. اما جاي مسجد در ميدان نقش جهان، طوري است كه جهت مسجد با قبله همخوان نبوده. كليد در دست شيخ، بهايي است.

اگر به اصفهان برويد،

 مي بينيد مشكل چطورحل مي شود.
شيخ بهايي شاعر است:

 بيچاره بهايي كه دلش زار غم توست.

http://www.nitc.co.ir/hamshahri/vijenam/JAVAN/1384/840821/aftab.htm

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بخشی از يک خاطره ی زيبا

 

سالها پیش (حدود سالهای 56-55) برای درو گندم به مجدآباد و مزرعه ی پدر بزرگم میرفتیم .رسم براین بود که مردان فامیل جمع میشدند و کمک میکردند تا به نوبت همه ی کردوها(کرتها) درومیشد وخرمنها برپا میگردید.صرف چای در سایه ی تک درختی وسط بیابان گرم و آبدوغ خیاری برای نهارتنها چیزی بود که در یک نصف روز سوزان خستگی را از بزرگترها دور میکرد.الاغ سواری،آب آوردن ازجوب قنات و البته برداشتن تخم پرندگان هم سرگرمی ما بچه ها بود.http://rahmani47.persianblog.com/

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بوشغاله

  • کلمات هم خانواده با کلمه ی <بوش> را بنويسيد.

     پاسخ :بوشاله - بوش غاله - بوشمبک - بوشينه - درازبوش - کره بوش

  • با عبارت زير يک کلمه بسازيد.

      مرتيکه ی احمق بی شعور

    پاسخ: بوش

  • با کلمه ی < بوش > چند جمله بسازيد.

  پاسخ: عوضش کن بوش بلند شده .بوش آدمو ميکشه . پنجره را بازکن بوش بره بيرون.بوش زياده ، نکنه گنديده؟ در سطل آشغالو محکم ببند بوش نياد بيرون.فکر صداشو کردی يه فکريم برا بوش ميکردی! بوش آدمو خفه ميکنه . اين پوتين را بینداز بيرون ديگه بوش نمياد.

  • کلمات مخالف کلمه < بوش > را بنويسيد .

پاسخ :عاقل - متين- متعادل- خوشگل- محبوب- مهربان- عادل

  • اگر بوش را ملاقات کنيد چه شعری را برای او می خوانيد؟

پاسخ: گاوان و خران بار بردار ---- به ز آدميان مردم آزار

  • به نظر شما هدف بوش از اشغال عراق چه بوده است؟
  1. بعد از خفت ۱۱ سپتامبر چون پاسخی برای مردم نداشت اينجوری اونارا سر کار گذاشت .
  2.  جوانهای بيکار و بيسواد و گردن کلفت ممکنه مشکل ايجاد کنند اونا را ميفرسته عراق و افغانستان و ....
  3. توليدات نظامی رو دستش مونده . پولشو ميگيره تو عراق مصرف ميکنه .
  4. هی نفتا را بار ميکنه می بره.
  5. بين توده ی مردم اختلاف میندازه تا خودشون همدگرا  بکشن و از گيرشون راحت بشه .
  6. راه ايرانيا را ببنده نتونن برن سوريه و لبنان و به اونا کمک کنند .اينطوری اسرائيليام راحت ترن.
  7. ايران و سوريه رو تو راه بياره .
  8. لبنانو يه پارچه کنه .
  9. عربا را راضی کنه.
  10. تمامی موارد .

پاسخ: ۱۰

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

استان کاشان

 

شنبه 5 خرداد 1386 - 16:09 
دكتر احمدی نژاد در آران و بیدگل:
فشار و تحریم ملت ایران را وادار به تبعیت از استکبار نخواهد کرد
.


رئیس جمهور تاکید کرد که ملت ایران تحت هر گونه فشار ، جنگ روانی و تحریم، از کشور های استکباری تبعیت نخواهد کرد .
رئیس جمهور در جمع مردم آران و بیدگل با بیان این مطلب افزود: کشورهای غربی 28 سال است که جمهوری اسلامی ایران را تحریم می کنند تا شاید بدین طریق ایران بندگی آنان بپذیرد ، من به آنان اعلام می کنم که سخت در اشتباه هستند زیرا ملت ایران آرزوی تبعیت از فرمانهای آنان را هیچ گاه محقق نخواهند ساخت و آنان این آرزو را با خود به گور خواهند برد.
وی افزود: ملت ایران آگاهانه و به لطف خدا و با تمام وجود کرامت و قدرت خود را حفظ خواهد کرد ومحال است در این صف آرایی سیاسی دشمن کوتاه بیاید و سرسوزنی عقب نشینی کند.
رئیس شورای عالی امنیت ملی گفت: کشورهای غربی تلاش می کنند امروز ایران را به هر طریق ممکن بترسانند، بنده در همین جا اعلام می کنم که این تصور شما به خاطر این است که شما فکر می کنید قدرت بزرگی هستید ولی خبر ندارید که ملت ایران قدرت شما را به حساب نمی آورد و از هارت و پورت های شما هراسی ندارد.
وی تصریح کرد: ملت ایران شما را به حساب نمی آورد باید بدانید ملت ایران امروز با آگاهی وایمان مسیر روشن خود را با وحدت و اتحاد ادامه خواهد داد و در برابر تمامی تهدیدات با تمام توان ایستادگی خواهد کرد.
احمدی نژاد در ادامه گفت: شاید یک روز شما قادر بودید به دلیل پولی که دراختیار داشتید جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی را به ما تحمیل کنید اما امروز باید به شما بگویم این ملت با توکل به خدا توانسته است به قله های پیشرفت و سعادت دست پیدا کند و از دستاوردهای خود از جمله فن آوری صلح آمیز هسته ای دفاع خواهد کرد.
وی گفت: شما نگران این هستید که ملت ایران به عزیزترین ملت ها تبدیل شود بدانید که به زودی این اتفاق خواهد افتاد و به زودی طعم تلخ این پیروزی را ملت ایران به شما خواهند چشاند.
رئیس جمهور گفت: ما می دانیم که شما کشورهای استکباری از انرژی هسته ای و حتی بمب هسته ای نمی ترسید زیرا انبارهای شما از بمب های هسته ای پر شده است، شما از انرژی ملت ایران می ترسید که مبادا شما را به خاک مذلت بکشد.
رئیس قوه مجریه در پایان سخنان خود به سازندگی کشور اشاره کرد و گفت: امروز دولت در تلاش است با استفاده از توان و تمامی امکانات خود در شهرستانها بتواند قله های سعادت را هر چه زودتر فتح کند.
وی اختصاص 60 میلیارد تومان تسهیلات زودبازده، ایجاد کنار گذر آران و بیدگل، افزایش سهمیه آب شهرستان ازآب زاینده رود، توسعه وتکمیل و تجهیز بیمارستان این شهرستان، ایجاد دو منطقه گردشگری و تاسیس دو ورزشگاه مجهز برای پسران ودختران شهرستان آران و بیدگل از مهمترین برنامه های هیات دولت برای این شهرستان برشمرد .

و در کاشان : وي همچنين در پاسخ به درخواست مكرر مردم و مسئولين استان مبني بر قرار دادن كاشان به عنوان مركز استان گفت: اگر بنا به تصميم گيري شخص احمدي نژاد بود با افتخار اعلام مي‌كنم كه مردم اين ديار شايسته ترين ملت ايران هستند؛ اما دولت در جلسات استاني مطلقاً وارد دستور تقسيمات كشوري نمي‌شود. اما در جلسه مركزي هيئت دولت ارتقاء سطح تقسيمات كشوري براي كاشان را در دستور كار قرار مي دهيم و تا آنجا كه قانون اجازه دهد تقديم مردم مي‌شود.

 لايحه جامع تقسيمات كشوري در دستور كار دولت قرار گرفته است
مديركل تقسيمات كشوري در ادامه‌ گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا با بيان اين‌كه " در حال حاضر لايحه جامع تقسيمات كشوري در دستور كار دولت قرار گرفته و مراحل پاياني بررسي و ارزيابي را سپري مي‌كند" اظهار اميدواري كرد كه بعد از اتمام، نتيجه بررسي تقديم مجلس شوراي اسلامي گردد.
محمدي درباره‌ زمان تصويب نهايي لايحه جامع تقسيمات كشوري گفت: احتمال مي‌دهيم در نيمه اول سال 86 به نتيجه مشخصي برسيم و قانون جديد ملاك قضاوت و عمل واحدهاي تقسيماتي قرار گيرد.
تا تعيين تكليف نهايي طرح جامع تقسيمات كشوري، استان جديدي را براي تقسيم در دستور كار نداريم.

 

داخلي. اجتماعي. تقسيمات كشوري.

نماينده كاشان و آران و بيدگل در مجلس شوراي اسلامي از هرگونه ايده الحاق شهرستان كاشان به استان قم بشدت انتقاد كرد.

مهندس " علي اصغر گرانمايه پور" عصر دوشنبه در گردهمايي فرهنگيان كاشان با اشاره به برخي شنيده‌ها در محافل ذيربط در تهران،اظهار داشت: به هيچ وجه انتزاع كاشان از استان اصفهان و الحاق آن به استان قم متضمن حل مشكلات اين شهرستان نيست.

وي تصريح كرد: بنده به عنوان نماينده مردم اين شهرستان بشدت با چنين ايده‌اي مخالفم و اطمينان دارم مردم نيز زير بار چنين طرحي نخواهند رفت.

مهندس گرانمايه پور بهترين راهكار حل مشكلات كاشان و شهرهاي همجوار آن را استان شدن اين منطقه عنوان كرد و گفت: مردم از برخي تبعيض‌ها بويژه در پرداخت اعتبارات از ناحيه مركز استان اصفهان رنج مي‌برند. كاشان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۲/۱۷


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مرحوم یدالله اربابی متخلص به آشفته

 

مرحوم يدالله اربابی متخلص به (آشفته)فرزند مرحوم اربابعلی متولد ۱۲۹۷خورشیدی و
تاريخ فوت۱۳۳۴ که براثر تصادف اتومبیل درجاده قم - تهران (حسن آباد) درسن۳۷ سالگی درگذشت و درهمان جا مدفون شددرسال ۱۳۶۰ جسد وی به مقبره خانوادگی در هفت امامزاده بیدگل منتقل گردید

 

        اولین شعر سروده شده توسط مرحوم یدالله اربابی متخلص به آشفته درتاریخ ۱۹/۴/۱۳۳۱ خورشیدی

 

 

     بيا وسينه ی سوزان زالتهاب انداز                        نظر به خسته دلان از ره ثواب انداز

 

     كرشمه اي كن و درعالم انقلاب افكن                     شكست تا به قيامت  برآفتاب انداز

 

    به شکر آنکه خدایت جمال زیبا داد                   زکات حسن ببخش وز رخ حجاب انداز

 

   امید وصل به دلدادگان مویت ده                       رقیب را دل مسکین به پیچ و تاب انداز

 

    گرت هوای جنون است خلق عالم را                     ز روی مهرحقیقت دمی نقاب انداز

 

    حضور مجلس انس است وشاهد ، ای ساقی           به گردش ، از کرم ، آن ساغر شراب انداز

 

    مکن مضایقه میخوارگان یکدل را                           شمار دوره ی جام از حدوحساب انداز

 

    نگاه مرحمتم ای نگار عهد شکن                    به اشک سرخ و رخ همچو ماهتاب انداز

 

    بپرس حال ضعیفان توانگرا روزی                     ز لطفشان نظری بردل خراب انداز

 

    کنون که هجر توام میکشد فلک را گو                 به خرمن ، آتشم افکن ، به خانه آب انداز

 

    دل شکسته ی (آشفته) بسته ی غم توست                  به رافتش بنواز و زاضطراب انداز

 در روزهايی که شادروان مهندس نصرت الله اربابی بيدگلی در بستر بيماری بودند باتفاق يکی از اقوام به منزلش در تهران رفتيم .بر سر معنی کلمه ای اختلاف نظر پيش آمد . در کتابخانه ی ايشان چند رديف لغت نامه ی دهخدا چيده شده بود در چند لحظه کتابی را که کلمه ی مورد نظر را داشت يافتم و صفحه ی مربوط را باز نمودم و توضيحات را قرائت نمودم .گويا ايشان از سرعت عمل حقير خوششان آمد و به همسرمهربانشان گفتند يک جلد از ديوان موفق را بياور . بعد جمله ی کوتاهی نوشت و به من هديه نمود.عرض کردم : يک نسخه به پدر هديه داده ايد که نزد من است . گفتند : آن را به پدر برگردانيد و اين را نگهداريد .همواره ياد او روحم را شاد ميکند . روحش شاد و از ما راضی باد .

+ نوشته شده در  86/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامی شهدای شهرستان آران و بیدگل

 

اسامی شهدای شهرستان آران و بیدگل

اين فهرست کامل نيست لطفا کمک کنيد تا کامل شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

معنی عشق

معنی عشق

 

     بيدگل واژه ي خوش آوا و دلنشيني است كه بوي ترمه و اطلسي  و ارمك و فنتازي رااز معبربادگيرها وگنبدهاي پرشكوهش براي ستاره هاي آسمان  پرغوغاي شب هاي كوير به ارمغان مي برده است.

    بيدگل يعني صلابت روح .

                                             بيدگل يعني ظرافت فرهنگ.

                                                                                                     بيدگل يعني شكوه انديشه.

 

     بيدگل يادآور روحانيتي  است كه پنجره هاي  صبح دل راهرروز درشبستان هاي مسجد نقشينه ، مسجد ابالؤلؤ ، مسجد سنجر،مسجد كريم ، مسجدسرسنگ و.....بيدار مي كرده اند.

                بيدگل يعني ساباط يعني طارمي           بيدگل يعني ترنج ،يعني محراب

 

              بيدگل رابايددرميان يك بوته ي گون درجواربرج مجدآباد جستجو كرد.

 

               بيدگل را بايد درآب انبار حاج آقا شهاب بني طبا به تماشا نشست .

 

   بيدگل را بايد درصحن با صفاي امامزاده هادي ، درشعر سليمان صباحي بيدگلي ،درسروده هاي وصاف و واصف ، در منبت كاري هاي حاج صفر علي ودركوچه هاي رازناك توي ده، فخارخانه ،سلمقان و دربريگ ديد.

 

     بايد عكسي از مسجد حاج عبدالصمد گرفت ودردالان همه خانه ها نصب كرد تا بوي خاك ساده  وصميمي مردمان اين اهالي فراموش نشود.

 

     بيدگل يعني قنات هاي جاري درزيرزمين محله هاي باغ علوي ومختص آباد و يزلان و ويرانه و دروازه.

 

    بيدگل يعني خيره ماندن به سفالينه اي بازمانده ازتپه هاي  سيلك درپيش پاي رمل هاي تشنه .

 

     بيدگل يعني گوش سپردن به گويشي پيچيده وپرحجم كه ريشه اش به تاريخ ايران باستان برمي گردد.

 

      بيدگل را هنوز برج وباروهاي به جا مانده ازسده هاي گذشته براي ما معني مي كنند.

 

     بيدگل را مي توان با قدم زدن در دشت هاي حسن آباد و قاضي وحامد آباد حس كرد.

 

      بيدگل يعني تركيب سايه وآفتاب در عصر يك روز پاييزي در كنار ديوارهاي كاهگلي ودر آستانه ي دهليزهايي كه به كوي عشق راه مي برند.

 

    بيدگل يعني افتادن يك توت درشت در اواسط ارديبهشت ماه درميان دشتي به وسعت دل.

 

        بيدگل يعني صداي سنج.

 

        بيدگل يعني وزيدن باد بربيرق ها و ريختن اشك ها در شب هاي محرم.

 

       بيدگل يعني يك مشك پرازآب روي دوش مردي از جنس شبنم وياس وكودكي كه دركنار مادر، به اوخيره مانده است.

 

      بيدگل گاهي اوقات درحاشيه ي يك كتاب خطي نفيس خودش را نشان مي دهد وگاهي وقت ها روي يك تنگ مرصع  دربالاي رف يك خانه اي كه از فرهنگ حكايت مي كند،ديده مي شود.

      بيدگل يعني يك قاليچه ي ابريشمي ، قاب شده روي ديواريك موزه.

 

      بيدگل يعني يك تپش درچاشتگاه يك روز بهاري درخم يك كوچه خلوت.

 

        موبد بيدگلي رابايد دربيدگل شناخت وبعد رفت سراغ كتاب ادوارد براون ،محقق انگليسی ، علمايي چون حاج ملامحسن ، حاج ملاعبدالعلی ، حاج ملاجعفر، حاج ملامحمد باقر، حاج ملااحمد وحاج ملامحمد علي بيدگلي راهم بايد دراوراق به جامانده دركتابخانه هاي شهرهاي بزرگ جستجو كرد.

   بيدگل رابايد دربيدگل ديد.

حيدرعنايتي بيدگلي خرداد1386

 

http://amoozadehbidgoli.blogfa.com/
+ نوشته شده در  86/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ماساژ درماني چيست ؟

ماساژ درماني چيست ؟



ماساژ درماني عبارتست از دست ورزي بر روي بافت هاي نرم بدن. اين درمان به رهايي از استرس و فشار عضلاني و درد ناشي از صدما ت و سرعت بهبود ناراحتيهاي حاد و مزمن كمك مي كند. امروزه ميليونها نفر در سراسر جهان از اين روش به عنوان يك روش مراقبت بهداشتي استفاده مي كنند.

فوايد ماساژ صورت

بهبود حالت عضلات و پوست صورت. پوست نرمتر و با قوام تر مي شود.
 
 ريلكس شدن عضلات صورت وچشمها.
 
تسكين سر درد ها و دردهاي ناحيه صورت.
 
كاهش چين وچروك ريز و كم عمق پوست صورت.

تحريك جريان خون.

كاهش
استرس
و تنش.

قدرت شفا بخش ماساژ : علم ثابت كرده كه ماساژ باعث از بين رفتن استرس شده و سلامت بدن را افزايش مي دهد . به علاوه هنگاميكه كسي شما را ماساژ مي دهد احساس فوق العاده اي به شما دست ميدهد. بر اساس درمان از طريق مالش ماهيچه ها و استخوان ها ماساژ شما را از شر فشار و استرس ذهني و ماهيچه اي خلاص مي كند. بدن را متعادل مي كند، درد و استرس را از شما دور نگه مي دارد. هشياري دروني شما را افزايش مي دهد و سبب مي شود شما مشكلات و ناراحتي هايتان را درمان كنيد. همچنين سلامتي روحي و رواني را نيز به همراه دارد. با ماساژ ميتوان به بالاترين ميزان آرامش دست پيدا كرد . امروزه ماساژ در همه جاي دنيا جزء نرمش هاي آرام بخش به حساب مي آيد و همه كشورها در حال ارتقاء آن هستند و رفته رفته اين نرمش در حال وارد شدن به چرخه سلامتي انسان است. اگر شما براي شروع رابطه با همسر خود با مشكل مواجه هستيد و شريك زندگي شما اندكي سرد مزاج است ماساژ درماني مي توانند گزينه خوبي براي شروع و درمان باشند.

آرامشی که نوازش در ما ایجاد می کند نیز تا حدی در اثر بالا رفتن هورمون اکسی توسین است.

 

+ نوشته شده در  86/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سودان - دارفور

حكومت : جمهوری
مساحت : 815/505/2 كیلومترمربع  
جمعیت :  000/204/37  نفر          
رشد سالانه جمعیت : 3 درصد   
پایتخت : خارطوم   
زبان   : عربی
دین    : اسلام
واحد پول : پوندسودان

   سودان بزرگترین كشور آفریقا بوده، درشمال حوضه رود نیل،واقع شده و دارای آب و هوای گرم و خشك است. با این حال 80% كل درآمدهای خارجی  سودان، از صادرات محصولات كشاورزی، تأمین می شود.  اكثر جمعیت این كشور، چادرنشین بوده، و شغل اصلی آنان، دامداری است. از  صادرات مهم سودان می توان به كتان، بادام زمینی نیشكر و كنجد اشاره نمود.

http://www.kishtpc.com/global_sudan_persian.htm

آشنائي با دارفور
 
آفريقا - همشهري آنلاين-سالومه ابطحي:
دارفور  منطقه اي است درغربي‌ترين نقطه سودان كه با جمهوري آفريقاي مركزي، ليبي و چاد مرز مشترك دارد.

دارفور به سه استان اصلي تقسيم مي‌شود : دارفور غربي، دارفور جنوبي و دارفور شمالي.

اين منطقه به واسطه درگيري‌هاي ميان شبه نظاميان جان جاويد و دو گروه  شورشي جنبش آزاديخواه سودان و جنبش عدالت و برابري، گرفتار بحران است.

اقتصاد، مردم ، زبان

جمعيت دارفور حدود 7.4 ميليون نفر است. اقتصاد اين منطقه بر پايه كشاورزي مي‌چرخد و از توليدات اصلي آن مي‌توان غلات، انواع ميوه ها و تنباكو را نام برد.

زبان اصلي مردم دارفور عربي است اما در مناطق مختلف زبانهاي ديگري نيز تكلم مي‌شود.

درگيري در دارفور
 
 مدت زيادي است كه  قتل عام و نسل‌کشی در دارفور ادامه دارد. تاکنون سازمان ملل متحد به دليل مخالفت شدید دولت مرکزی سودان موفق به فرستادن نيروهاي حافظ صلح به این منطقه نشده است و در حال حاضر امنیت این منطقه تنها به دست ۱۰۰۰۰ صلح بان اتحادیه آفریقا است.  بيش از دو ميليون نفر سوداني در كمپ‌هاي آوارگان زندگي مي‌كنند

درگيري چگونه شروع شد؟

درگيري در اين منطقه خشك و فقير در سال 2003 به دنبال حمله يك گروه شورشي به چند مركزحساس دولتي آغاز شد. اين گروه ادعا مي‌كرد كه منطقه سكونتشان مورد بي توجهي دولت مركزي در خارطوم قرار گرفته است.

ساليان زيادي است كه مردم دارفور بر سر مالكيت زمين و حق چرا با كوچ نشينان عرب و قبايل مزرعه دار درگيري دارند.  شورشيان اين منطقه اعتقاد دارند كه دولت سياهان آفريقايي را به نفع عرب‌ها سركوب مي‌كند.

گروههاي اصلي شورشي اين منطقه به دو دسته اصلي تقسيم مي‌شوند : ارتش آزادي‌خواه سودان (SLA) و جنبش عدالت و برابري (JEM).

اين گروهها بر خلاف معاهده صلح "مي" ، اكنون به هم پيوسته و جبهه ملي آزاديخواهان را به رهبري فرماندار اسبق دارفور احمد ديراج ، تشكيل داده اند.

آوارگان دارفور مي‌گويند كه به دنبال حملات هوايي دولت، اعضاي گروه جان جاويد سوار بر اسب و شتر به روستاها حمله كرده ، مردم بيگناه را از دم تيغ مي‌گذرانند.

دولت سودان هرگونه ارتباط با گروه جان جاويد را منكر مي‌شود و عمرالبشير رئيس جمهور سودان بارها آنها را دزد و تبهكار خوانده است.

 
     
  
 
 

+ نوشته شده در  86/05/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

جشن ازدواج

هفته ی قبل آمدم بیدگل و به دیدار جوانترین عمویم رفتم . عمو اسفندیار.او از جشنی گفت که پدر بزرگم برای ازدواج دو پسرش در همین خانه ی واقع در میدان بلال بر پای نموده بود .حدود ۶۰ سال پیش .

دامادها پدر من و مرحوم عمو محمدم بودند و عروسها دختران مرحوم استاد عزیزا.. عرفان آرانی و مرحوم مشهدی علی جندقیان .

خانه نوساز بود و هنوز کسی در آن سکونت نگزیده بود .برادران ورزنده از کاشان برای اجرای برنامه ی موسیقی دعوت شده بودند و بانوی خواننده ا ی به نام نازی نیز همراه آنان بود .یکی با سنتور و دیگری با تمبک  با آهنگهای زیبایی به مجلس شادی میبخشیدند .

( پدر میگوید برادران ورزنده نبودند ولی نازی بود .آقای مرشدی هم بود .)

محل اجرای موسیقی اطاق بزرگ وسط در بخش زمستان نشین خانه بود و حیاط خانه و سایر اطاقها و پشت بامها مملو از جمعیت بود .

{خانم پریدخت سپهری در کتاب سهراب ، مرغ مهاجر از گروه ورزنده اینطور یاد نموده است: سهراب به موسیقی علاقه داشت . از سنتور خوشش می آمد و نواختن آن را توسط گروه ورزنده ، که گاه به میهمانی های ما می آمدند ، از نزدیک دیده بود }. 

*غلامرضا مرشد ورزنده معروف به رضا ورزنده، سال 1305 در كاشان متولد شد. پدرش كه با موسیقی بخوبی آشنائی داشت،‌از كودكی او را به این سو كشاند و او نواختن سنتور را مجدانه آغاز كرد. در دهه 30، به تهران آمد و در رادیو به كار مشغول شد در این رسانه، او كنار اساتیدی نظیر صبا و محجوبی، معلومات خود را اعتلا بخشید و سبك شخصی سنتور‌نوازی خود را كاملتر كرد. سنتور او نیز منحصر به فرد بود و اندازه‌ای متفاوت نسبت به سازهای مرسوم داشت. هنگام نواختن معمولاً، حوله‌ای روی سیمها انداخته، آن ‌گاه روی ساز مینواخت.


سنتور‌نوازی ورزنده از چند نظر قابل بررسی است. شیوه او هر چند شخصی است اما ساختار جملات و بیان كلی ساز با موسیقی هنری و قدیم ایران ارتباط عمیق دارد. در شیوه او تكیه بر بداهه‌نوازی مسلم است و در هنر بداهه او را از توانمندترین موسیقیدانان آن سالها به شمار میآورند. اما بداهه‌های او همگی با ساختار وفضائی مرتبط است كه تا حدودی آن را از شیوه‌های مرسوم بداهه‌نوازی در رادیو نیز دور میكند. قدیمیترین اسناد مربوط به سنتور‌نوازی، به زمان قاجار و نواخته‌های محمدحسن‌خان و محمد صادق خان سرور‌الملكی باز میگردد. در دوره‌های بعد، علی‌اكبر شاهی و سماع‌ حضور اساتیدی هستند كه از نواخته‌های آنان آثاری بر لوله فونوگراف و صفحه گرامافون ضبط شده است. حبیب سماعی فرزند سماع حضور، در آغاز قرن كنونی و از آغاز تأسیس رادیو، تنها نوازنده‌ای بود كه با تسلط و آشنائی كامل بر موسیقی ایرانی نوازندگی میكرد. از دهه سی افراد مختلفی به نوازندگی این ساز روی آوردند اما این دوران تنها به شیوه دو هنرمند وابسته است: فرامرز پایور و رضا ورزنده كه دو شیوه و سبك متفاوت در نوازندگی داشتند


همان‌گونه كه ذكر شد، رضا ورزنده با سب و شیوه‌ای كاملا شخصی مینواخت. توجه به جملات آوازی، ریزهای پر، تحرك بسیار در اجرای جمله‌ها، سونوریته شفاف اما ویژه و خاص از ویژگیهای ساز او به شمار میرود. نكته جالب آن كه هنرمند بزرگ آواز ایران، محمدرضا شجریان، اولین آواز خود را سال 1346 در رادیو به همراه سنتور مرحوم ورزنده اجرا كرد. این همراهی سبب پیدائی دوستی و الفتی دیرینه و عمیق گردید . شجریان كه خود با نوازندگی سنتور آشنائی داشت و از محضر ورزنده و پایور بهره برده بود، چنان علاقه‌ای به ورزنده داشت كه در مصاحبه‌ای اعلام كرد: وقتی در سال 1355 ورزنده درگذشت، همان روز به یاد او قدری سنتور نواختم و بعد از آن دیگر هیچ‌گاه دست به این ساز نزدم».

شخصی بودن و درونی بودن سبك ورزنده از سوئی و عدم تدریس منظم شیوه او از سوی دیگر، سبب شد تا شیوه نوازندگی سنتور ورزنده، چندان گسترش نیابد و حتی به فراموشی سپرده شود. با این حال، میتوان بداهه‌نوازیهای او را بتنهائی یا در كنار ساز اساتید دیگر بارها شنید و نكته‌های فراوانی آموخت. یادش گرامی باد.

http://www.rezavarzandeh.com/biography.htm

+ نوشته شده در  86/05/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

متن کامل قانون مطبوعات

متن کامل قانون مطبوعات

قانون مطبوعات در سال 1364 و آنگاه در سال1379 اصلاحات آن نيز در مجلس شوراي اسلامي مورد تصويب نمايندگان قرار گرفت . آنچه در زير مي آيد متن کامل و اصلاح شده ي قانون مطبوعات مي باشد.

 

 

"ن "والقلم و مايسطرون ...   سوگند به قلم و آنچه مينويسند... .

" قرآن كريم "

                                                              

نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آنرا قانون معين مي كند .

"قانون اساسي اصل "24

 

 فصل اول :تعريف مطبوعات

ماده - 1 مطبوعات در اين قانون عبارتند از نشرياتي كه به طور منظم با نام ثابت و تاريخ و شماره رديف در زمينه هاي گوناگون خبري ،انتقادي ،اجتماعي ،سياسي ،اقتصادي ،كشاورزي ،فرهنگي ،ديني، علمي ،فني ،نظامي ،هنري ،ورزشي و نظاير اينها منتشر مي شوند .

تبصره 1- انتشار فوقالعاده اختصاص به نشريهاي دارد كه به طور مرتب انتشار مي يابد.

تبصره 2 - نشريه اي كه بدون اخذ پروانه از هيأت نظارت بر مطبوعات منتشر گردد از شمول قانون مطبوعات خارج بوده و تابع قوانين عمومي است.

تبصره 3 - كليه نشريات الكترونيكي مشمول مواد اين قانون است.


فصل دوم :رسالت مطبوعات

ماده - 2 رسالتي كه مطبوعات در نظام جمهوري اسلامي بر عهده دارند عبارت است از :

الف - روشن ساختن افكار عمومي و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم دريك يا چند زمينه مورد اشاره در ماده 1.

ب - پيشبرد اهدافي كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي بيان شده است .

ج - تلاش برأي نفي مرزبندي هاي كاذب و تفرقهانگيز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل يكديگر ،مانند دسته بندي مردم بر اساس نژاد ،زبان ،رسوم ،سنن محلي و...

د - مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماري( اسراف ،تبذير ،لغو ،تجمل پرستي ،اشاعه فحشا و ..) و ترويج و تبليغ فرهنگ اصيل اسلامي و گسترش فضائل اخلاقي.

ه - حفظ و تحكيم سياست نه شرقي و نه غربي .

تبصره - هر يك از مطبوعات بايد حداقل در تحقق يكي از موارد فوقالذكر سهيم و با موارد ديگر به هيچ وجه در تضاد نبوده و در مسير جمهوري اسلامي باشد .


فصل سوم :حقوق مطبوعات

ماده - 3 مطبوعات حق دارند نظرات ،انتقادات سازنده ،پيشنهادها ،

توضيحات مردم ومسئولين را با رعايت موازين اسلامي و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند .

تبصره - انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهيز از توهين ،تحقير و تخريب مي باشد .

ماده - 4 هيچ مقام دولتي و غير دولتي حق ندارد برأي چاپ مطلب يا مقاله اي در صدد اعمال فشار بر مطبوعات بر آيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند .

ماده - 5 كسب و انتشار اخبار داخلي و خارجي كه به منظور افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه باشد با

رعايت اين قانون حق قانوني مطبوعات است.

تبصره 1 - متخلف از مواد 4 و 5 به شرط داشتن شاكي به حكم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دو سال و در صورت تكرار به انفصال دائم از خدمات دولتي محكوم خواهد شد.

تبصره 2 - مصوبات شورأي عالي امنيت ملي برأي مطبوعات لازم الاتباع است در صورت تخلف ، دادگاه مي تواند نشريه مختلف را موقتاً تا دو ماه توقيف و پرونده را خارج از نوبت رسيدگي كند.

تبصره 3- مطالب اختصاصي نشريات اگر به نام پديدآوردنده اثر (به نام اصلي يا مستعار) منتشر شود به نام او و در غير اين صورت به نام نشريه ، مشمول قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مي باشد.


فصل چهارم :حدود مطبوعات

ماده - 6 نشريات جز در موارد اخلال به مباني و احكام اسلام و حقوق عمومي، خصوصي كه در اين فصل مشخص مي شوند آزادند .

1-نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي لطمه وارد كند .

2-اشاعه فحشا و منكرات و انتشار عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي .

3-تبليغ و ترويج اسراف و تبذير .

4-ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه ،به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي .

5-تحريص و تشويق افراد و گروهها به ارتكاب اعمالي عليه امنيت ،حيثيت و منافع جمهوري اسلامي ايران در داخل يا خارج .

6-فاش نمودن و انتشار اسناد و دستورها و مسائل محرمانه ،اسرار نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ،نقشه و

استحكامات نظامي ،انتشار مذاكرات غير علني مجلس شورأي اسلامي و محاكم غير علني دادگستري و تحقيقات مراجع قضايي بدون مجوز قانوني .

7-اهانت به دين مبين اسلام و مقدسات آن و همچنين اهانت به مقام معظمرهبري و مراجع مسلم تقليد .

8-افترا به مقامات ،نهادها ،ارگانها و هر يك از افراد كشور و توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي كه حرمت شرعي دارند ،اگر چه از طريق انتشار عكس يا كاريكاتور باشد .

9-سرقتهاي ادبي و همچنين نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههاي منحرف و مخالف اسلام ( داخلي و خارجي) به نحوي كه تبليغ از آنها باشد ( حدود موارد فوق را آيين نامه مشخص مي كند ).

10-استفاده ابزاري از افراد (اعم از زن و مرد) در تصاوير و محتوي تحقير و توهين به جنس زن ، تبليغ تشريفات و تجملات نامشروع و غير قانوني.

تبصره 1- سرقت ادبي عبارت است از نسبت دادن عمدي تمام يا بخش قابل توجهي از آثار و نوشته هاي ديگران به خود يا غير ولو به صورت ترجمه .

تبصره 2 - متخلف از موارد مندرج در اين ماده مستوجب مجازات هاي مقرر در ماده 698 قانون مجازات اسلامي خواهد بود و در صورت اصرار مستوجب تشديد و لغو پروانه مي باشد.

11-پخش شايعات و مطالب خلاف واقع و يا مطالب تحريف ديگران

12-انتشار مطلب عليه قانون اساسي

ماده - 7 موارد ذيل ممنوع است :

موارد زير ممنوع و جرم محسوب مي شود :

الف -چاپ و انتشار نشريهاي كه پروانه برأي آن صادر نشده و يا پروانهآن لغو گرديده است و يا به دستور دادگاه به طور موقت يا دائم تعطيل گرديده است .

ب - انتشار نشريه به گونهاي كه اكثر مطالب آن مغاير باشد با آنچه كه متقاضي به نوع آن متعهد شده است .

ج - انتشار نشريه به نحوي كه با نشريات موجود يا نشرياتي كه به طور موقت يا دائم تعطيل شده اند از نظر نام ،

علامت و شكل اشتباه شود .

د - انتشار نشريه بدون ذكر نام صاحب امتياز و مدير مسئول و نشاني اداره نشريه و چاپخانه آن .

تبصره- مراكز نشر ،چاپ ،توزيع و فروش نشريات ، مجاز به چاپ و انتشار و عرضه مطبوعات و نشرياتي كه از سوي دادگاه صالح يا هيأت نظارت مغاير با اصول مندرج در اينقانون تشخيص داده شود، نمي باشند.

 

فصل پنجم :شرأيط متقاضي و مراحل صدور پروانه

ماده 8 - انتشار نشريه به مسئوليت اشخاص حقيقي يا حقوقي با سرمايه ايراني و اخذ پروانه از وزارت ارشاد اسلامي آزاد است .

استفاده نشريات از كمك خارجي مستقيم يا غير مستقيم ممنوع و جرم محسوب مي شود.

تبصره 2- كمك هاي اشخاص حقيقي يا حقوقي خارجي غير دولتي كه با نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت امور خارجه دريافت گردد مشمول اين ماده نخواهد بود.

تبصره 3 - واگذاري امتياز نشريه به غير اعم از قطعي ،شرطي، اجاره و امثال آن ممنوع است و جرم محسوب مي شود مگر در صورت درخواست كتبي صاحب امتياز و تصويب هيأت نظارت.

ماده - 9 شخص حقيقي متقاضي صاحب امتياز بايد دارأي شرأيط زير باشد :

- 1تابعيت ايران .

- 2دارا بودن حداقل 25 سال .

- 3عدم حجر ورشكستگي به تقلب و تقصير .

- 4عدم اشتهار به فساد اخلاق و سابقه محكوميت كيفري بر اساس موازين اسلامي كه موجب سلب حقوق اجتماعي باشد .

5-داشتن صلاحيت علمي در حد ليسانس و يا پايان سطح در علوم حوزهاي به تشخيص هيأت نظارت موضوع ماده 10 اين قانون .

6-پايبندي و التزام عملي به قانون اساسي .

ب - اشخاص حقوقي متقاضي امتياز بايد دارأي شرأيط ذيل باشد :

1-مراحل قانوني ثبت شخصيت حقوقي طي شده باشد و در اساسنامه و يا قانون تشكيل خود مجاز به انتشار نشريه

باشد.

2-زمينه فعاليت نشريه مرتبط با زمينه فعاليت شخص حقوقي بوده و محدوده جغرافيايي انتشار آن همان محدوده جغرافيايي شخصيت حقوقي باشد.

تبصره - 1 متقاضي امتياز نشريه موظف است خود يا شخص ديگري را به عنوان مدير مسئول واجد شرأيط ندرج در اين ماده معرفي نمايد .

تبصره - 2 برأي نشريات داخلي يك سازمان ،موسسه و شركت دولتي يا خصوصي كه فقط برأي استفاده كاركنان منتشر و رأيگان در اختيار آنان قرار ميگيرد تنها اجازه وزارت ارشاد اسلامي با رعايت ماده 2 اين قانون كافي است .

تبصره - 3 با يك پروانه نميتوان بيش از يك نشريه منتشر كرد.

تبصره - 4 صاحب امتياز در قبال خط مشي كلي نشريه مسئول است و مسئوليت يكايك مطالبي كه در نشريه به چاپ مي رسد و ديگر امور در رابطه با نشريه بهعهده مدير مسئول خواهد بود .

تبصره - 5 نخست وزيران ،وزيران ،استانداران ،امرأي ارتش و شهرباني ،ژاندارمري روساي سازمانهاي دولتي ،مديران عامل و رؤساي هيأت مديره شركتها و بانكهاي دولتي و كليه شركتها و موسساتي كه شمول حكم در مورد آن مستلزم ذكر نام است ،نمايندگان مجلسين ،سفرا ،فرمانداران ،شهرداران ،رؤساي انجمنهاي شهر و شهرستان تهران و مراكز استانها ،اعضاي ساواك ،روساي دفاتررستاخيز در تهران و مراكز استانها و شهرستانها و وابستگان به رژيم سابق كه در فاصله زماني پانزدهم خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 در مشاغل

مذكور بوده و همچنين كساني كه در اين مدت از طريق مطبوعات ،راديو تلويزيون با سخنراني در اجتماعات خدمتگزار تبليغاتي رژيم گذشته بوده اند ،از انتشارنشريه و هر گونه فعاليت مطبوعاتي محرومند .

تبصره 6- هيأت نظارت موظف است جهت بررسي صلاحيت متقاضي و مدير مسئول از مراجع ذي صلاح (وزارت اطلاعات و دادگستري و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران) استعلام نمايند. مراجع مذكور موظفند حداكثر تا دو ماه نظر خود را همراه مستندات و مدارك معتبر به هيأت نظارت اعلام نمايند. در صورت عدم پاسخ از سوي مراجع مذكور و فقدان دليل ديگر صلاحيت آنان تأييد شده تلقي مي گردد.

تبصره 7- مسئوليت مقالات و مطالبي كه در نشريه منتشر مي شود به عهده مدير مسئول است ولي اين مسئوليت

نافي مسئوليت نويسنده و ساير اشخاصي كه در ارتكاب جرم دخالت داشته باشند نخواهند بود.

تبصره 8- اعضاء و هواداران گروه هاي ضد انقلاب و يا گروههاي غير قانوني و محكومين دادگاههاي انقلاب اسلامي كه به جرم اعمال ضد انقلابي و يا عليه امنيت داخلي و خارجي محكوميت يافته اند و همچنين كساني كه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران فعاليت و يا تبليغ مي كنند حق هيچگونه فعاليت مطبوعاتي و قبول سمت در نشريات را ندارند.

ماده - 10 اعضا هيأت نظارت بر مطبوعات كه از افراد مسلمان و صاحب صلاحيت علمي و اخلاقي لازم و مؤمن به انقلاب اسلامي مي باشند ،عبارتند از :

الف - يكي از قضات به انتخاب رئيس قوه قضاييه .

ب - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يا نماينده تام الاختيار وي .

ج - يكي از نمايندگان مجلس شورأي اسلامي به انتخاب مجلس .

د - يكي از اساتيد دانشگاه به انتخاب وزير فرهنگ و آموزش عالي .

ه - يكي از مديران مسئول مطبوعات به انتخاب آنان .

و-يكي از اساتيد حوزه علميه به انتخاب شورأي عالي حوزه علميه قم.

ز-يكي از اعضاي شورأي عالي انقلاب فرهنگي به انتخاب آن شورا

تبصره - 2 تصميمات هيأت نظارت قطعي است، اين امر مانع شكايت و اقامه دعواي افرادي ذي نفع در محاكم نخواهد بود.

تبصره -3 دبيرخانه هيأت نظارت با امكانات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيل مي شود و زير نظر آن هيأت انجام وظيفه مي نمايد.

تبصره 5- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي رياست هيأت نظارت بر مطبوعات را بر عهده خواهد داشت و پاسخگوي عمليات هيأت مذكور در مجلس و ديگر مراجع ذي صلاح خواهد بود.

ماده - 11 رسيدگي به درخواست صدور پروانه و تشخيص صلاحيت متقاضي و مدير مسئول به عهده هيأت نظارت بر مطبوعات است .

تبصره - در صورتي كه صاحب پروانه يكي از شرأيط مقرر در ماده 9 اين قانون را فاقد شود. به تشخيص هيأت نظارت مقرر در ماده 10 و با رعايت تبصره هاي آن پروانه نشريه لغو مي شود.

ماده - 12 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي موظف است تخلفنشريات را راساً يا با تقاضاي حداقل 2 نفر از اعضاي هيأت نظارت ظرف مدت يك ماه مورد بررسي قرار داده و در صورت لزوم بطور مستقيم و يا از طريق هيأت نظارت ، مراتب را جهت پيگرد قانوني به دادگاه صالح تقديم نمايد.

تبصره - در مورد تخلفات موضوع ماده 6 به جز بند 3 و 4 و بند ب و ح و د و ماده 7 هيأت نظارت مي تواند نشريه را توقيف نمايد و در صورت توقيف موظف است ظرف يك هفته پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارسال نمايد.

ماده - 13 هيأت نظارت مكلف است ظرف مدت سه ماه از تاريخ دريافت تقاضا جهت امتياز به يك نشريه درباره صلاحيت متقاضي و مدير مسئول با رعايت شرأيط مقرر در اين قانون رسيدگيهاي لازم را انجام داده و مراتب رد يا قبول تقاضا را با ذكر دلائل و شواهد جهت اجرا به وزير ارشاد گزارش نمايد و وزارت ارشاد اسلامي موظف است حداكثر ظرف دو ماه از تاريخ موافقت هيأت نظارت برأي متقاضي پروانه انتشار صادر كند .

ماده - 14 در صورتي كه مدير مسئول شرأيط مندرج در ماده 9 را فاقد گردد ،يا فوت شود و يا استعفا دهد صاحب امتياز موظف است حداكثر ظرف سه ماه شخص ديگري را كه واجد شرأيط باشد به وزارت ارشاد اسلامي معرفي كند ،درغير اين صورت از انتشار نشريه او جلوگيري مي شود ،تا زماني كه صلاحيت مدير به تأييد نرسيده است ،مسئوليت هاي مدير به عهده صاحب امتياز است .

ماده - 15 اعلام نظر هيأت نظارت مبني بر تاييد يا عدم تأييد مدير مسئول جديد ،حداكثر سه ماه از تاريخ معرفي توسط وزارت ارشاد اسلامي خواهد بود .

ماده - 16 صاحب امتياز موظف است ظرف شش ماه پس از صدور پروانه ،نشريه مربوطه را منتشر كند و در غير اين صورت با يك بار اخطار كتبي و دادن فرصت پانزده روز ديگر در صورت عدم عذر موجه اعتبار پروانه از بين مي رود ،عدم انتشار منظم نشريه در يك سال نيز اگر بدون عذر(موجه) به تشخيص هيأت نظارت باشد،موجب لغو پروانه خواهد بود .

تبصره – نشريه اي كه سالانه منتشر مي شود سالنامه از ماده فوق مستثني بوده و در صورت عدم نشر ظرف يك سال بدون عذر موجه پروانه صاحب امتياز لغوخواهد شد .

ماده - 17 پروانه هايي كه بر طبق مقررات سابق برأي نشريات كنوني صادر شده است به اعتبار خود باقي است ،

مشروط بر اين كه ظرف سه ماه از تاريخ اجرا اين قانون ،صاحب امتياز برأي تطبيق وضع خود ،با اين قانون اقدام نمايد .

ماده - 18 در هر شماره بايد نام صاحب امتياز ،مدير مسئول ،نشاني اداره و چاپخانه اي كه نشريه در آن به چاپ

مي رسد و نيز زمينه فعاليت و ترتيب انتشار نوع نشريه ديني ،علمي ،سياسي ،اقتصادي ،ادبي ،هنري و غيره )در صفحه معين و محل ثابت اعلان شود ،چاپخانه ها نيز مكلف به رعايت مفاد اين ماده ميباشند .

ماده - 19 نشريات در چاپ آگهي هاي تجارتي كه مشتمل بر تعريف و تمجيد كالا يا خدماتي كه از طرف يكي از مراكز تحقيقاتي كشور كه بر حسب قوانين رسميت داشته باشند ،تأييد گردد با رعايت ماده 12 آيين نامه تأسيس و نظارت بر نحوه كار و فعاليت كانون هاي آگهي تبليغاتي و بندهاي مربوطه مجاز مي باشند .

تبصره - در مواردي كه طبق اين ماده ،مطبوعات مجاز به درج آگهي هاي مشتمل بر تعريف و تشويق از كالا و خدمات هستند ،متن اين تعريف و تشويق نمي تواند از متن تقديرنامه رسمي مراكز قانوني مذكور در اين ماده فراتر رود .

ماده - 20 هر روزنامه يا مجله بايد دفاتر محاسباتي پلمپ شده بر طبق قانون تهيه و كليه مخارج و درآمد خود را در آن ثبت كند و بيلان سالانه درآمد و مخارج را به وزارت ارشاد اسلامي بفرستد ،وزارت ارشاد اسلامي هر وقتلازم بداند ،دفاتر مالي مؤسسات را بازرسي مي نمايد .

تبصره - كليه مطبوعات مكلفند همه ماهه تيراژ فروش ماهيانه خود را كتبا به وزارت ارشاد اسلامي اطلاع دهند .

ماده - 21 مديران مسئول نشريات موظفند از هر شماره نشريه دو نسخه به هر يك از مراجع زير به طور مرتب و رأيگان ارسال نمايند :

الف - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

ب - مجلس شورأي اسلامي

ج - دادگستري مركز استان محل نشر

ماده - 22 ورود مطبوعات به كشور و نيز خروج آن بر اساس موازين شرعي و قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي است .

ضوابط ورود و خروج آن ظرف شش ماه توسط وزارت ارشاد اسلامي تهيه و به تصويب مجلس شورأي اسلامي خواهد رسيد .


فصل ششم :جرأيم

ماده - 23 هر گاه در مطبوعات مطالبي مشتمل بر توهين يا افترا ،يا خلاف واقع و يا انتقاد نسبت به شخص(اعم از

حقيقي يا حقوق ) مشاهده شود ،ذينفع حق دارد پاسخ آن را ظرف يك ماه كتباً برأي همان نشريه بفرستد .و نشريه مزبور موظف است آن گونه توضيحات و پاسخ ها را در يكي از دو شمارهاي كه پس از وصول پاسخ منتشر ميشود ،در همان صفحه و ستون و يا همان حروف كه اصل مطلب منتشر شده است ،مجاني به چاپ برساند ،به شرط آنكه جواب از دو برابر اصل تجاوز نكند و متضمن توهين و افترا به كسي نباشد .

تبصره - 1 اگر نشريه علاوه بر پاسخ مذكور مطالب يا توضيحات مجددي چاپ كند ،حق پاسخگويي مجدد برأي معترض باقي است .درج قسمتي از پاسخ به صورتي كه آنرا ناقص يا نا مفهوم سازد و همچنين افزودن مطالبي به آن در حكم عدم درج است و متن پاسخ بايد در يك شماره درج شود .

تبصره - 2 پاسخ نامزدهاي انتخاباتي در جريان انتخابات بايد در اولين شماره نشريه درج گردد .به شرط آنكه حداقل شش ساعت پيش از زير چاپ رفتن نشريه پاسخ به دفتر نشريه تسليم و رسيد دريافت شده باشد .

تبصره - 3 در صورتي كه نشريه از درج پاسخ امتناع ورزد يا پاسخ را منتشر نسازد ، شاكي مي تواند به دادگستري شكايت كند و رئيس دادگستري در صورت احراز صحت شكايت جهت نشر پاسخ به نشريه اخطار مي کند و هر گاه اين اخطار مؤثر واقع نشود پرونده را پس از دستور توقيف موقت نشريه كه مدت آن حداكثر از ده روز تجاوز نخواهد كرد به دادگاه ارسال مي كند.

تبصره 4- اقدامات موضوع اين ماده و تبصره هاي آن نافي اختيارات شاكي در جهت شكايت به مراجع قضايي نمي باشد.

ماده - 24 اشخاصي كه اسناد و دستورهاي محرمانه نظامي و اسرار ارتش و سپاه و يا نقشه هاي قلاع واستحكامات نظامي را در زمان جنگ يا صلح به وسيله يكي از مطبوعات فاش و منتشر كنند به دادگاه تحويل تا برابر مقررات رسيدگي شود .

ماده - 25 هر كس به وسيله مطبوعات ،مردم را صريحا به ارتكاب جرم يا جنايتي بر ضد امنيت داخلي يا سياست

خارجي كشور كه در قانون مجازات عمومي پيش بيني شده است ،تحريص و تشويق نمايد در صورتي كه اثري بر آن مترتب شود،به مجازات معاونت همان جرم محكوم و در صورتي كه اثري بر آن مترتب نشود ،طبق نظر حاكم شرع بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد .

ماده - 26 هر كس به وسيله مطبوعات به دين مبين اسلام و مقدسات آن اهانت كند ،در صورتي كه به ارتداد منجر شود حكم ارتداد در حق وي صادر و اجرا و اگر به ارتداد نيانجامد طبق نظر حاكم شرع بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد .

ماده - 27 هر گاه در نشريه اي به رهبر يا شورأي رهبري جمهوري اسلامي ايران و يا مراجع مسلم تقليد اهانت شود ،پروانه آن نشريه لغو و مدير مسئول و نويسنده مطلب به محاكم صالحه معرفي و مجازات خواهند شد .

تبصره - رسيدگي به جرائم موضوع مواد ،27 ،26 ،25 ،24 تابع شكايت مدعيخصوصي نيست .

ماده - 28 انتشار عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي ممنوع و موجب تعزير شرعي است و اصرار بر آن موجب تشديد تعزير و لغو پروانه خواهد بود .

ماده - 29 انتشار مذاكرات غير علني مجلس شورأي اسلامي و مذاكرات غير علني محاكم دادگستري يا تحقيقات

مراجع اطلاعاتي و قضايي كه طبق قانون افشا آن مجاز نيست ممنوع است و در صورت تخلف طبق نظر حاكم شرع قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد .

ماده - 30 انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت يا افترا يا فحش و الفاظ ركيك يا نسبتهاي توهين آميز و نظاير آن

نسبت به اشخاص ممنوع است .مدير مسئول جهت مجازات به محاكم قضايي معرفي ميگردد ،و تعقيب جرائم مزبور موكول به شكايت شاكي خصوصي است و در صورت استرداد شكايت تعقيب در هر مرحلهاي كه باشد متوقف خواهد شد .

تبصره - 1 در موارد فوق شاكي( اعم از حقيقي و حقوقي )ميتواند برأي مطالبه خسارتي كه از نشر مطالب مزبور بر او وارد آمده به دادگاه صالحه شكايت نموده و دادگاه نيز مكلف است نسبت به آن رسيدگي و حكم متناسب صادر نمايد .

تبصره - 2 هر گاه انتشار مطالب مذكور در ماده فوق راجع به شخص متوفي بوده ولي عرفاًً هتاكي به بازماندگان وي به حساب آيد ،هر يك از ورثه قانوني ميتواند از نظر جزايي يا حقوقي طبق ماده و تبصره فوق اقامه دعوي نمايد .

ماده - 31 انتشار مطالبي كه مشتمل بر تهديد به هتك شرف و يا حيثيت و يا افشاي اسرار شخصي باشد ممنوع

است و مدير مسئول به محاكم قضايي معرفي وبا وي طبق قانون تعزيرات رفتار خواهد شد .

تبصره - در مواد 31 ،30 تا زماني كه پرونده در مرحله تحقيق و رسيدگي است ،نشريه مورد شكايت حق ندارد نسبت به مورد رسيدگي مطلبي نشر دهد ،در صورت تخلف رئيس دادگاه بايد قبل از ختم تحقيقات حكم توقيف نشريه را صادر كند ،اين توقيف شامل اولين شماره بعد از ابلاغ مي شود و در صورت تكرار تا موقع صدور رأي دادگاه از انتشار نشريه جلوگيري مي شود .

ماده - 32 هر كس در نشريه اي خود را بر خلاف واقع صاحب پروانه انتشار يا مدير مسئول معرفي كند ، يا بدون داشتن پروانه به انتشار نشريه مبادرت نمايد ،طبق نظر حاكم شرع با وي رفتار خواهد شد .

مقررات اين ماده شامل دارندگان پروانه و مديران مسئولي كه سمتهاي مزبور را طبق قانون از دست داده اند نيز

مي شود .

ماده - 33 هر گاه در انتشار نشريه نام يا علامت نشريه ديگري ولو با تغييرات جزيي تقليد شود ،به طوري كه برأي خواننده امكان اشتباه باشد،از انتشار آن جلوگيري و مرتكب به حبس تعزيري 61 روز تا سه ماه و جزاي نقدي از يك ميليون ريال تا ده ميليون ريال محكوم مي شود، تعقيب جرم ومجازات منوط به شكايت شاكي خصوصي است .

ماده - 34 به جرائم ارتكابي به وسيله مطبوعات در دادگاه صالحه با حضور هيأت منصفه رسيدگي مي شود .

ماده - 35 تخلف از مقررات اين قانون جرم است و چنانچه در قانون مجازات اسلامي و اين قانون برأي آن مجازات تعيين نشده باشد، متخلف به يكي از مجازات هاي ذيل محكوم مي شود:

الف - جزاي نقدي از يك ميليون (1000000) تا بيست ميليون(20000000) ريال .

ب - تعطيل نشريه حداكثر تا شش ماه در مورد روزنامه ها و تا يكسال در مورد ساير نشريات.

ج - محروميت از مسئوليت هاي مطبوعاتي حداكثر تا پنج سال.

ماده - 36 انتخاب هيأت منصفه به طريق ذيل خواهد بود :

هر دو سال يكبار در مهرماه جهت تعيين اعضاي هيأت منصفه در تهران به دعوت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و با حضور وي و رئيس كل دادگستري استان، رئيس شورأي شهر، رئيس سازمان تبليغات و نماينده شورأي سياستگذاري ائمه جمعه سراسر كشور و در مراكز استان به دعوت مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان و با حضور وي و رئيس كل دادگستري استان، رئيس شورأي شهر مركز استان، رئيس سازمان تبليغات و امام جمعه مركز استان يا نماينده وي تشكيل مي شود. هيأت مذكور در تهران 21 نفر و در ساير استان ها 14 نفر از

افراد مورد اعتماد عمومي را از بين گروه هاي مختلف اجتماعي(روحانيون، اساتيد دانشگاه، پزشكان، مهندسان،

نويسندگان، روزنامه نگاران، وكلاي دادگستري ، دبيران، آموزگاران ، اصناف، كارمندان ، كارگران، كشاورزان، هنرمندان و بسيجيان) به عنوان اعضاي هيئت منصفه انتخاب مي كند.

تبصره 1- چنانچه مفاد موضوع اين ماده در مهلت مقرر انجام نشود، رئيس كل دادگستري مكلف مي باشد نسبت به

دعوت از افراد ياد شده و انتخاب هيأت منصفه اقدام نمايد.

تبصره 2 - چنانچه به هر دليلي اعضاي هيئت منصفه به ده نفر يا كمتر برسد. هيأت مذكور در اين ماده موظف است ظرف يك ماه تشكيل جلسه داده و نسبت به تكميل اعضاي هيأت منصفه اقدام نمايد.

ماده 18 - متن ذيل به عنوان ماده 37 الحاق مي گردد :

ماده 37 - اعضاي هيأت منصفه بايد دارأي شرأيط زير باشند :

1-داشتن حداقل سي سال سن و تأهل

2-نداشتن سابقه محكوميت موقر كيفري

3-اشتهار به امانت ، صداقت و حسن شهرت

4-صلاحيت، علمي و آشنايي با مسائل فرهنگي و مطبوعاتي

ماده 38- پس از انتخاب اعضاي هيأت منصفه ، موضوع ماده 36 اين قانون، مراتب توسط رئيس كل دادگستري استان به اعضا ابلاغ مي گردد .

دادگاه رسيدگي از تمامي اعضاي هيأت منصفه دعوت مي كند تا در جلسه محاكمه حضور يابند. دادگاه با حضور حداقل هفت نفر از اعضاي هيأت منصفه رسميت خواهد يافت. اكثريت آرأي حاضران ملاك تصميم گيري هيأت منصفه خواهد بود. اعضاي هيأت موظفند تا پايان جلسات دادگاه حضور داشته باشند.

تبصره 1- تصميمات هيأت هاي نظارت و منصفه با اكثريت مطلق عده حاضر معتبر خواهد بود.

تبصره 2 - چنانچه در دو جلسه رسيدگي به يك پرونده جرم مطبوعاتي، هيأت منصفه به حد نصاب نرسد، دادگاه در جلسه سوم با حضور افراد حداقل به تعداد پنج نفر رسيدگي نمايد.

تبصره 3 - دبيرخانه هيئت منصفه با بودجه و امكانات قوه قضاييه تشكيل و زير نظر هيأت منصفه انجام وظيفه نمايد.

ماده 39- هر يك از اعضاي هيأت منصفه چنانچه بدون عذر موجه در دو جلسه متوالي يا پنج جلسه متناوب در دادگاه حاضر نشود يا از شركت در اتخاذ تصميم خودداري كند با حكم دادگاه رسيدگي كننده به دو سال محروميت از عضويت در هيأت منصفه محكوم مي شود . رأي دادگاه قطعي است.

تبصره - هر يك از اعضاي هيأت منصفه به علت وجود عدل موجه نتواند در جلسه دادرسي عذر خود را كتباً و به طور مستدل به استحضار دادگاه برساند. در غير اينصورت عذر وي غير موجه محسوب مي گردد مگر عذرهايي كه درأين فاصله تا جلسه دادگاه حادث شده باشد در هر حال موظف است عذر خواهي خود را به دادگاه اعلام نمايد.

عذر موجه همان است كه در آيين دادرسي احضار گرديده است.

ماده 40- اعضاي هيئت منصفه در ابتداي اولين جلسه حضور خود در دادگاه به خداوند متعال و در برابر قرآن كريم سوگند ياد مي كنند بدون در نظر گرفتن گرأيش هاي شخصي يا گروهي و با رعايت صداقت، تقوا و امانت داري در راه احقاق حق و ابطال انجام وظيفه نمايند.

ماده 41 - موارد رد اعضاي هيأت منصفه همان است كه طبق قانون در مورد رد قضاوت پيش بيني شده است.

ماده 42 - هرگاه در حين محاكمه اعضاي هيأت منصفه سؤالاتي داشته باشند. مراتب را كتباً جهت طرح ، تسليم

رئيس دادگاه مي نمايند.

ماده 43- پس از اعلام ختم رسيدگي بلافاصله اعضاي هيأت منصفه به شور پرداخته و نظر كتبي خود را در دو مورد زير به دادگاه اعلام مي دارند :

الف - متهم بزهكار است يا خير ؟

ب - در صورت بزهكاري آيا مستحق تخفيف است يا خير ؟

تبصره 1 - پس از اعلام نظر هيأت منصفه دادگاه در خصوص مجرميت يا برائت متهم اتخاذ تصميم نموده و طبق قانون مبادرت به صدور رأي مي نمايد.

تبصره 2 - در صورتي كه تصميم هيأت منصفه بر بزهكاري باشد دادگاه مي تواند پس از رسيدگي رأي بر برائت صادر كند.

تبصره 3- در صورتي كه رأي دادگاه مبني بر مجرميت باشد، رأي صادره طبق مقررات قانوني قابل تجديد حضور هيأت منصفه لازم نيست.

تبصره 4 - حضور هيأت منصفه در تحقيقات مقدماتي و صدور فرارهاي قانوني لازم نيست.

ماده 44 - هر گاه حكم دادگاه مبني بر برائت يا محكوميتي باشد كه مستلزم سلب حقوق اجتماعي نباشد، از نشريه

در صورتي كه قبلاً توقيف شده باشد بي درنگ رفع توقيف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع مي باشد.

فصل هشتم - موارد متفرقه

ماده 45- نظارت دقيق بر عملكرد جرأيد و انجام رسالت مطبوعاتي آنان بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.

اين امرمانع از انجام وظيفه مستقيم هيأت نظارت نخواهد بود.

ماده 46- صاحب امتياز و مدير مسئول موظفند كليه كاركنان نشريه را بيمه نمايند تا در صورتي كه به حكم دادگاه يا رأي هيأت نظارت يا به هر دليل ديگر نشريه تعطيل مي گردد.تا زمان اشتغال مجدد طبق مقررات قانون كار حقوق قانوني آنان پرداخت شود.

ماده 47-

ماده 48- اين قانون از جمله در مورد نحوه تشكيل هيأت نظارت و هيأت منصفه از تاريخ تصويب لازم الاجراست و نيز از تاريخ تصويب ، كليه قوانين مغاير با آن از جمله لايحه قانوني مطبوعات مصوب 25/8/1358 شورأي انقلاب لغو مي گردد.

 

مرتبط :آيين نامه اجرايي قانون مطبوعات ، مصوب 1364 و اصلاحات بعدي آن

 http://www.eprsoft.com/home/information/doc3.htm

+ نوشته شده در  86/05/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قانون تجارت الكترونيكی

جمعه، ۸ اسفندماه ۱۳۸۲

سرويس اسناد ايتنا -


متن كامل قانون تجارت الكترونيكی

باب اول – مقررات عمومی

مبحث اول- در كليات

فصل اول- قلمرو و شمول قانون
ماده 1- اين قانون مجموعه اصول و قواعدی است كه برای مبادله آسان و ايمن اطلاعات در واسط‌های الكترونيكی و با استفاده از سيستم‌های ارتباطي جديد به كار می‌رود.
فصل دوم – تعريف
ماده 2-
الف - «داده‌پيام» (Data Message): هر نمادی از واقعه، اطلاعات يا مفهوم است كه با وسائل الكترونيكی، نوری و يا فناوری‌های جديد اطلاعات توليد، ارسال،دريافت، ذخيره يا پردازش می‌شود.
ب- «اصل‌ساز» (Originator): منشأ اصلی «داده‌پيام» است كه «داده‌پيام» به وسيله او يا از طرف او توليد يا ارسال می‌شود اما شامل شخصی كه در خصوص «داده‌پيام» به عنوان واسطه عمل می‌كند نخواهد شد.
ج- «مخاطب» (Addressee): شخصی است كه اصل‌ساز قصد دارد وی «داده‌پيام» را دريافت كند، اما شامل شخصی كه در ارتباط با «داده‌پيام» به عنوان واسطه عمل می‌كند نخواهد شد.
د- «ارجاع در داده‌پيام» ( By Reference Incorporation): يعنی به منابعی خارج از «داده‌پيام» عطف شود كه در صورت مطابقت با ماده (18) اين قانون جزئی از «داده‌پيام» محسوب می‌شود.
ه- «تماميت داده‌پيام» (Integrity ): عبارت است از موجوديت كامل و بدون تغيير «داده‌پيام». اعمال ناشی از تصدي سيستم از قبيل ارسال، ذخيره يا نمايش اطلاعات كه به طور معمول انجام می‌شود خدشه‌ای به تماميت «داده‌پيام» وارد نمی‌كند.
و- «سيستم رايانه‌ای» (System :(Computer هر نوع دستگاه يا مجموعه‌ای از دستگاه‌های متصل سخت‌افزاری- نرم‌افزاری است كه از طريق اجرای برنامه‌های پردازش خود كار «داده‌پيام» عمل می‌كند.
ز- «سيستم اطلاعاتی» (System Information): سيستمی برای توليد (اصل‌سازی)، ارسال، دريافت، ذخيره يا پردازش «داده‌پيام» است.
ح- «سيستم اطلاعاتی مطمئن» (System Secure Information): سيستم اطلاعاتی است كه:
1- به نحوی معقول در برابر سوء استفاده و نفوذ محفوظ باشد.
2- سطح معقولی از قابليت دسترسي و تصدی صحيح را دارا باشد.
3- به نحوی معقول متناسب با اهميت كاری كه انجام می‌دهد پيكربندی و سازماندهی شده باشد.
4- موافق با رويه ايمن باشد.
ط- «رويه ايمن» (Secure Method): رويه‌ای است برای تطبيق صحت ثبت «داده‌پيام» منشأ و مقصد آن با تعيين تاريخ و برای يافتن هرگونه خطا يا تغيير در مبادله، محتوا و يا ذخيره سازی «داده‌پيام» از يك زمان خاص. يك رويه ايمن ممكن است با استفاده از الگوريتم‌ها يا كدها، كلمات يا ارقام شناسائی، رمزنگاری، روش‌های تصديق يا پاسخ برگشت و يا طرق ايمنی مشابه انجام شود.
ی- «امضای الكترونيكی»(Electronic Signature): عبارت از هر نوع علامت منضم شده يا به نحو منطقي متصل شده به «داده‌پيام» است كه برای شناسائی امضا كننده «داده‌پيام» است كه برای شناسائی امضا كننده «داده‌پيام» مورد استفاده قرار می‌گيرد.
ك- «امضای الكترونيكی مطمئن» ( ( Secure/Enhanced/Advanced Electronic Signature
هر امضای الكترونيكی است كه مطابق با ماده (10) اين قانون باشد.
ل- «امضاء كننده» (Signatory): هر شخص يا قائم مقام وی كه امضای الكترونيكي توليد می‌كند.
م- «شخص» (Person): اعم است از شخص حقيقی و حقوقی و يا سيستم‌های رايانه‌ای تحت كنترل آنان.
ن- «معقول» (سنجش عقلانی)، (Reasonableness Test): با توجه به اوضاع و احوال مبادله «داده‌پيام» از جمله : طبيعت مبادله، مهارت و موقعيت طرفين، حجم مبادلات طرفين در موارد مشابه، در دسترس بودن گزينه‌های پيشنهادی و در آن گزينه‌ها از جانب هر يك از طرفين، هزينه گزينه‌هاي پيشنهادی، عرف و روش‌هاي معمول و مورد استفاده در اين نوع مبادلات، ارزيابی می‌شود.
س- «مصرف كننده» (Consumer): هر شخصي است كه به منظوری جز تجارت يا شغل حرفه‌ای اقدام می‌كند.
ع- «تأمين كننده» (Supplier): عبارت از شخصي است كه بنا به اهليت تجاری، صنفی يا حرفه‌ای فعاليت می‌كند.
ف- «وسايل ارتباط از راه دور» (Means Of Distance Communication): عبارت از هر نوع وسيله‌ای است كه بدون حضور فيزيكي همزمان تأمين كننده و مصرف كننده جهت فروش كالا و خدمات استفاده می‌شود.
ص- «عقد از راه دور»(Distance Contract): ايجاب و قبول راجع به كالاها و خدمات بين تأمين كننده و مصرف كننده با استفاده از وسايل ارتباط از راه دور است.
ق- «واسط بادوام» (Durable Medium): يعنی وسائلي كه به موجب آن مصرف كننده شخصا «داده‌پيام»های مربوطه را بر روی آن ذخيره كند از جمله شامل فلاپي ديسك، ديسك فشرده، ديسك سخت و يا پست الكترونيكی مصرف كننده.
ز- «داده‌پيام‌های شخصی» (Private Data): يعني «داده‌پيام»های مربوطه به يك شخص حقيقي (موضوع «داده» Data Subject) مشخص و معين.
فصل سوم – تفسير قانون
ماده 3- در تفسير اين قانون هميشه بايد به خصوصيت بين‌المللي، ضرورت توسعه هماهنگي بين كشورها در كاربرد آن و رعايت لزوم حسن نيت توجه كرد.
ماده 4- در مواقع سكوت و يا ابهام باب اول اين قانون، محاكم قضايي بايد بر اساس ساير قوانين موضوعه و رعايت چهارچوب فصول و مواد مندرج در اين قانون، قضاوت نمايند.
فصل چهارم – اعتبار قراردادهای خصوصي
ماده 5- هرگونه تغيير در توليد، ارسال، دريافت، ذخيره و يا پردازش داده‌پيام با توافق و قرارداد خاص طرفين معتبر است.

مبحث دوم- در احكام «داده‌پيام»

-نوشته، امضاء اصل
ماده 6- هرگاه وجود يك نوشته از نظر قانون لازم باشد، «داده‌پيام» در حكم نوشته است مگر در موارد زير:
الف- اسناد مالكيت اموال غيرمنقول.
ب- فروش مواد داروئی به مصرف‌كنندگان نهايي.
ج- اعلام، اخطار، هشدار و يا عبارات مشابهي كه دستور خاصی براي استفاده كالا صادر می‌كند و يا از بكارگيری روش‌های خاصي به صورت فعلي يا ترك فعل منع می‌كند.
ماده 7- هر گاه قانون، وجود امضاء را لازم بداند امضای الكترونيكی مكفي است.
ماده 8- هرگاه قانون لازم بداند كه اطلاعات به صورت اصل ارائه يا نگهداری شود، اين امر يا نگهداری و ارائه اطلاعات به صورت داده‌پيام نيز در صورت وجود شرايط زير امكان پذير می‌باشد:
الف- اطلاعات موردنظر قابل دسترسي بوده و امكان استفاده در صورت رجوع بعدی فراهم باشد.
ب- داده‌پيام به همان قالبی(فرمتی) كه توليد، ارسال و يا دريافت شده و يا به قالبي كه دقيقاً نمايشگر اطلاعاتي باشد كه توليد، ارسال و يا دريافت شده، نگهداری شود.
ج- اطلاعاتی كه مشخص كننده مبدأ، مقصد، زمان ارسال و زمان دريافت داده‌پيام می‌باشند نيز در صورت وجود نگهداری شوند.
د- شرايط ديگری كه هر نهاد، سازمان، دستگاه دولتي و يا وزارتخانه در خصوص نگهداری داده‌پيام مرتبط با حوزه مسؤوليت خود مقرر نموده فراهم شده باشد.
ماده 9- هرگاه شرايطي به وجود آيد كه از مقطعي معين ارسال «داده‌پيام» خاتمه يافته و استفاده از اسناد كاغذی جايگزين آن شود سند كاغذی كه تحت اين شرايط صادر می‌شود بايد به طور صريح ختم تبادل «داده‌پيام» را اعلام كند. جايگزيني اسناد كاغذی به جاي «داده‌پيام» اثری بر حقوق و تعهدات قبلي طرفين نخواهد داشت.

مبحث سوم- «داده‌پيام» مطمئن

فصل اول- امضاء و سابقه الكترونيكي مطمئن
ماده10- امضای الكترونيكي مطمئن بايد دارای شرايط زير باشد:
الف- نسبت به امضاء كننده منحصر به فرد باشد.
ب- هويت امضاء كننده «داده‌پيام» را معلوم نمايد.
ج- به وسيله امضاءكننده و يا تحت اراده انحصاری وي صادر شده باشد.
د- به نحوی به يك «داده‌پيام» متصل شود كه هر تغييری در آن «داده‌پيام» قابل تشخيص و كشف باشد.
ماده 11- سابقه الكترونيكي مطمئن عبارت از «داده‌پيام»ی است كه با رعايت شرايط يك سيستم اطلاعاتي مطمئن ذخيره شده و به هنگام لزوم در دسترس و قابل درك است.
فصل دوم – پذيرش، ارزش اثباتي و آتار سابقه و امضای الكترونيكي مطمئن
ماده 12- اسناد و ادله اثبات دعوی ممكن است به صورت داده‌پيام بوده و در هيچ محكمه يا اداره دولتي نمي توان براساس قواعد ادله موجود، ارزش اثباتي «داده‌پيام» را صرفاً به دليل شكل و قالب آن رد كرد.
ماده 13- به طور كلي، ارزش اثباتي «داده‌پيام»ها با توجه به عوامل مطمئنه از جمله تناسب روش‌های ايمني به كار گرفته شده با موضوع و منظور مبادله «داده‌پيام» تعيين می‌شود.
ماده 14- كليه «داده‌پيام»هائی كه به طريق مطمئن ايجاد و نگهداری شده‌اند از حيث محتويات و امضای مندرج در آن، تعهدات طرفين يا طرفي كه تعهد كرده و كليه اشخاصي كه قائم مقام قانوني آنان محسوب می‌شوند، اجرای مفاد آن و ساير آتار در حكم اسناد معتبر و قابل استناد در مراجع قضائي و حقوقي است.
ماده 15- نسبت به «داده‌پيام» مطمئن، سوابق الكترونيكي مطمئن و امضای الكترونيكي مطمئن انكار و ترديد مسموع نيست و تنها مي‌توان ادعای جعليت به «داده‌پيام» مزبور وارد و با ثابت نمود كه «داده‌پيام» مزبور به جهتي از جهات قانوني از اعتبار افتاده است.
ماده 16- هر «داده‌پيام»ی كه توسط شخص ثالث مطابق با شرايط ماده (11) اين قانون ثبت و نگهداری میشود، مقرون به صحت است.

مبحث چهارم- مبادله «داده‌پيام»

فصل اول- اعتبار قانوني ارجاع در «داده‌پيام»، عقد و اراده طرفين
ماده 17- «ارجاع در داده‌پيام» با رعايت موارد زير معتبر است:
الف- مورد ارجاع به طور صريح در «داده‌پيام» معين شود.
ب- مورد ارجاع برای طرف مقابل كه به آن تكيه ميكند روشن و مشخص باشد.
ج- «داده‌پيام» موضوع ارجاع مورد قبول طرف باشد.
فصل دوم- انتساب «داده‌پيام»
ماده 18- در موارد زير «داده‌پيام» منسوب به اصل‌ساز است:
الف- اگر توسط اصل‌ساز ويا به وسيله شخصي ارسال شده باشد كه از جانب اصل‌ساز مجاز به اين كار بوده است.
ب- اگر به وسيله سيستم اطلاعاتي برنامه‌ريزی شده يا تصدی خودكار از جانب اصل‌ساز ارسال شود.
ماده 19- «داده‌پيام»ی كه بر اساس يكي از شروط زير ارسال ميشود مخاطب حق دارد آن را ارسال شده محسوب كرده، و مطابق چنين فرضي (ارسال شده) عمل نمايد:
الف- قبلاً به وسيله اصل‌ساز روشي معرفي و يا توافق شده باشد كه معلوم كند آيا «داده‌پيام» همان است كه اصل‌ساز ارسال كرده است.
ب- «داده‌پيام» دريافت شده توسط مخاطب از اقدامات شخصي ناشي شده كه رابطه‌اش با اصلساز، يا نمايندگان وی باعث شده تا شخص مذكور به روش مورد استفاده اصل‌ساز دسترسي يافته و «داده‌پيام» را به مثابه «داده‌پيام» خود بشناسد.
ماده 20- ماده (19)اين قانون شامل مواردی نيست كه پيام از اصل‌ساز صادر نشده باشد و يا به طور اشتباه صادر شده باشد.
ماده 21- هر «داده‌پيام» يك «داده‌پيام» مجزا و مستقل محسوب ميگردد، مگر آن كه معلوم باشد كه آن «داده‌پيام» نسخه مجددي از «داده‌پيام» اوليه است.
فصل سوم- تصديق دريافت
ماده 22- هرگاه قبل يا به هنگام ارسال «داده‌پيام» اصل‌ساز از مخاطب بخواهد يا توافق كنند كه دريافت «داده‌پيام» تصديق شود، اگر به شكل يا روش تصديق توافق نشده باشد، هر نوع ارتباط خوكار يا مكاتبه يا اتخاذ هر نوع تدبير مناسب از سوي مخاطب كه اصل‌ساز را به نحو معقول از دريافت «داده‌پيام» مطمئن كند تصديق دريافت «داده‌پيام» محسوب ميگردد.
ماده 23- اگر اصل‌ساز به طور صريح هر گونه اثر حقوقي «داده‌پيام» را مشروط به تصديق دريافت «داده‌پيام» كرده باشد، «داده‌پيام» ارسال نشده تلقي می‌شود، مگرآن كه تصديق آن دريافت شود.
ماده 24- اماره دريافت «داده‌پيام» راجع به محتواي «داده‌پيام» صادق نيست.
ماده 25- هنگامي كه در تصديق قيد ميشود، «داده‌پيام» مطابق با الزامات فني استاندارد يا روش مورد توافق طرفين دريافت شده، فرض براين است كه آن الزامات رعايت شده اند.
فصل چهارم- زمان و مكان ارسال و دريافت «داده‌پيام»
ماده 26- ارسال «داده‌پيام» زماني تحقق مي يابد كه به يك سيستم اطلاعاتي خارج از كنترل اصل‌ساز يا قائم مقام وی وارد شود.
ماده 27- زمان دريافت «داده‌پيام» مطابق شرايط زير خواهد بود:
الف- اگر سيستم اطلاعاتي مخاطب براي دريافت «داده‌پيام» معين شده باشد دريافت، زماني محقق ميشود كه:
1- «داده‌پيام» به سيستم اطلاعاتي معين شده وارد شود؛ يا
2- چنانچه «داده‌پيام» به سيستم اطلاعاتي مخاطب غير از سيستمي كه منحصراً براي اين كار معين شده وارد شود «داده‌پيام» بازيافت شود.
ب- اگر مخاطب، يك سيستم اطلاعاتي براي دريافت معين نكرده باشد، دريافت زماني محقق ميشود كه «داده‌پيام» وارد سيستم اطلاعاتي مخاطب شود.
ماده 28- مفاد ماده (27) اين قانون بدون توجه به محل استقرار سيستم اطلاعاتي جاري است.
ماده 29- اگر محل استقرار سيستم اطلاعاتي با محل استقرار دريافت «داده‌پيام» مختلف باشد مطابق قاعده زير عمل ميشود:
الف- محل تجاري، يا كاري اصلساز محل ارسال «داده‌پيام» است و محل تجاري يا كاري مخاطب محل دريافت «داده‌پيام» است مگر آن كه خلاف آن توافق شده باشد.
ب- اگر اصل‌ساز بيش از يك محل تجاري يا كاري داشته باشد، نزديكترين محل به اصل معامله، محل تجاري يا كاري خواهد بود در غير اين صورت محل اصلي شركت، محل تجاري يا كاري است.
ج- اگر اصل‌ساز يا مخاطب فاقد محل تجاري يا كاري باشند، اقامتگاه قانوني آنان ملاك خواهد بود.
ماده 30- آتار حقوقي پس از انتساب، دريافت تصديق و زمان و مكان ارسال و دريافت «داده‌پيام» موضوع فصول دوم تا چهارم مبحث چهارم اين قانون و همچنين محتوي «داده‌پيام» تابع قواعد عمومي است.

باب دوم – دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي
(Certification Service Provider)


ماده 31- دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي واحدهائي هستند كه برای ارائه خدمات صدور امضای الكترونيكي در كشور تأسيس ميشوند. اين خدمات شامل توليد، صدور، ذخيره، ارسال، تأييد، ابطال و به روز نگهداری گواهي‌های اصالت (امضای)الكترونيكي ميباشد.
ماده 32- آيين‌نامه و ضوابط نظام تأسيس و شرح وظايف اين دفاتر توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و وزارتخانه هاي بازرگاني، ارتباطات و فناوري اطلاعات، امور اقتصادي و دارايي و دادگستري تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

باب سوم- در قواعد مختلف

مبحث اول- حمايت‌های انحصاری در بستر مبادلات الكترونيكي
فصل اول- حمايت از مصرف كننده (Consumer Protection)
ماده 33- فروشندگان كالا و ارائه دهندگان خدمات بايستي اطلاعات مؤثر در تصميم گيري مصرف كنندگان جهت خريد و يا قبول شرايط را از زمان مناسبي قبل از عقد در اختيار مصرف كنندگان قرار دهند. حداقل اطلاعات لازم، شامل موارد زير می‌باشد:
الف- مشخصات فني و ويژگي‌های كاربردی كالا و يا خدمات.
ب- هويت تأمين كننده، نام تجاری كه تحت آن نام به فعاليت مشغول می‌باشد و نشاني وی.
ج- آدرس پست الكترونيكي، شماره تلفن و يا هر روشي كه مشتری در صورت نياز بايستي از آن طريق با فروشنده ارتباط برقرار كند.
د- كليه هزينه هائي كه براي خريد كالا بر عهده مشتري خواهد بود (از جمله قيمت كالا و يا خدمات، ميزان ماليات، هزينه حمل، هزينه تماس).
ه- مدت زماني كه پيشنهاد ارائه شده معتبر می‌باشد.
و- شرايط و فرايند عقد از جمله ترتيب و نحوه پرداخت، تحويل و يا اجرا، فسخ، ارجاع، خدمات پس از فروش.
ماده 34- تأمين كننده بايد به طور جداگانه ضمن تأييد اطلاعات مقدماتي، اطلاعات زير را ارسال نمايد:
الف- آدرس محل تجاري يا كاري تأمين كننده برای شكايت احتمالي.
ب- اطلاعات راجع به ضمانت و پشتيباني پس از فروش.
ج- شرايط و فراگرد فسخ معامله به موجب مواد (37) و (38) اين قانون.
د- شرايط فسخ در قراردادهای انجام خدمات.
ماده 35- اطلاعات اعلامی و تأييديه اطلاعات اعلامي به مصرف كننده بايد در واسطي با دوام، روشن و صريح بوده و در زمان مناسب و با وسايل مناسب ارتباطي در مدت معين و براساس لزوم حسن نيت در معاملات و از جمله ضرورت رعايت افراد ناتوان و كودكان ارائه شود.
ماده 36- در صورت استفاده از ارتباط صوتي، هويت تأمين كننده و قصد وی از ايجادتماس با مصرف كننده بايد به طور روشن و صريح در شروع هر مكالمه بيان شود.
ماده 37- در هر معامله از راه دور مصرف كننده بايد حداقل هفت روز كاری، وقت برای انصراف (حق انصراف) از قبول خود بدون تحمل جريمه و يا ارائه دليل داشته باشد. تنها هزينه تحميلی بر مصرف كننده هزينه باز پس فرستادن كالاخواهد بود.
ماده 38- شروع اعمال حق انصراف به ترتيب زير خواهد بود:
الف- در صورت فروش كالا، از تاريخ تسليم كالا به مصرف كننده و در صورت فروش خدمات، از روز انعقاد.
ب- در هر حال آغاز اعمال حق انصراف مصرف كننده پس از ارائه اطلاعاتي خواهد بود كه تأمين كننده طبق مواد(33) و (34) اين قانون موظف به ارائه آن است.
ج- به محض استفاده مصرف كننده از حق انصراف،تأمين كننده مكلف است بدون مطالبه هيچ گونه وجهي عين مبلغ دريافتي را در اسرع وقت به مصرف كننده مسترد نمايد.
د- حق انصراف مصرف كننده در مواردی كه شرايط خاصي بر نوع كالا و خدمات حاكم است اجرا نخواهد شد. موارد آن به موجب آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ماده 39- در صورتي كه تأمين كننده در حين معامله به دليل عدم موجودی كالا و يا عدم امكان اجرای خدمات، نتواند تعهدات خود را انجام دهد، بايد مبلغ دريافتي را فوراً به مخاطب برگرداند، مگر دربيع كلي و تعهداتي كه برای هميشه وفای به تعهد غير ممكن نباشد و مخاطب آماده صبر كردن تا امكان تحويل كالا و يا ايفای تعهد باشد. در صورتي كه معلوم شود تأمين كننده از ابتدا عدم امكان ايفاي تعهد خود را مي‌دانسته، علاوه بر لزوم استرداد مبلغ دريافتي، به حداكثر مجازات مقرر در اين قانون نيز محكوم خواهد شد.
ماده 40- تأمين كننده می‌تواند كالا يا خدمات مشابه آنچه را كه به مصرف كننده وعده كرده تحويل يا ارائه نمايد مشروط برآن كه قبل از معامله يا در حين انجام معامله آن را اعلام كرده باشد.
ماده 41- در صورتي كه تأمين كننده، كالا يا خدمات ديگری غير از موضوع معامله يا تعهد را براي مخاطب ارسال نمايد، كالا و يا خدمات ارجاع داده ميشود و هزينه ارجاع به عهده تأمين كننده است. كالا يا خدمات ارسالي مذكور چنانچه به عنوان يك معامله يا تعهد ديگر از سوي تأمين كننده مورد ايجاب قرار گيرد، مخاطب مي تواند آن را قبول كند.
ماده 42- حمايت‌های اين فصل در موارد زير اجرا نخواهد شد:
الف- خدمات مالي كه فهرست آن به موجب آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ب- معاملات راجع به فروش اموال غير منقول و يا حقوق مالكيت ناشي از اموال غيرمنقول به جز اجاره.
ج- خريد از ماشين‌هايی فروش مستقيم كالا و خدمات.
د- معاملاتي كه با استفاده از تلفن عمومي (همگاني) انجام می‌شود.
ه- معاملات راجع به حراجي ها.
ماده 43- تأمين كننده نبايد سكوت مصرف كننده را حمل بر رضايت وی كند.
ماده 44- در موارد اختلاف و يا ترديد مراجع قضائي رسيدگي خواهند كرد.
ماده 45- اجرای حقوق مصرف كننده به موجب اين قانون نبايد بر اساس ساير قوانين كه حمايت ضعيفتري اعمال ميكنند متوقف شود.
ماده 46- استفاده از شروط قراردادی خلاف مقررات اين فصل و همچنين اعمال شروط غيرمنصفانه به ضرر مصرف كننده، مؤثر نيست.
ماده 47- در معاملات از راه دور آن بخش از موضوع معامله كه به روشي غير از وسائل ارتباط از راه دور انجام ميشود مشمول مقررات اين قانون نخواهد بود.
ماده 48- سازمان‌هاي قانوني و مدني حمايت از حقوق مصرف كننده می‌توانند به عنوان شاكي اقامه دعوی نمايند. ترتيب آن به موجب آييننامهاي خواهد بود كه به پيشنهاد وزارت بازرگاني و تصويب هيأت وزيران ميباشد.
ماده 49- حقوق مصرف كننده در زمان استفاده از وسايل پرداخت الكترونيكي به موجب قوانين و مقرراتي است كه توسط مراجع قانوني ذيربط تصويب شده و يا خواهد شد.
فصل دوم- در قواعد تبليغ- (M arketing)
ماده 50- تأمين كنندگان در تبليغ كالا و خدمات خود نبايد مرتكب فعل يا ترك فعلي شوند كه سبب مشتبه شدن و يا فريب مخاطب از حيث كميت و كيفيت شود.
ماده 51- تأمين كنندگاني كه برای فروش كالا و خدمات خود تبليغ ميكنند نبايد سلامتي افراد را به خطراندازند.
ماده 52- تأمين كننده بايد به نحوی تبليغ كند كه مصرف كننده به طور دقيق، صحيح و روشن اطلاعات مربوط به كالا و خدمات را درك كند.
ماده 53- در تبليغات و بازاريابي بايد هويت شخص يا بنگاهي كه تبليغات به نفع اوست روشن و صريح باشد.
ماده 54- تأمين كنندگان نبايد از خصوصيات ويژه معاملات به روش الكترونيكي جهت مخفي نمودن حقايق مربوط به هويت يا محل كسب خود سوء استفاده كنند.
ماده 55- تأمين كنندگان بايد تمهيداتي را برای مصرف كنندگان درنظر بگيرند تا آنان راجع به دريافت تبليغات به نشاني پستي و يا پست الكترونيكي خود تصميم بگيرند.
ماده 56- تأمين كنندگان در تبليغات بايد مطابق با رويه حرفه‌ای عمل نمايند. ضوابط آن به موجب آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ماده 57- تبليغ و بازاريابي براي كودكان و نوجوانان زير سن قانوني به موجب آيين‌نامهای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
فصل سوم- حمايت از «داده‌پيام»های شخصي
(حمايت از داده- Data Protection)
ماده 58- ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده‌پيام»های شخصي مبين ريشه‌های قومي يا نژادی، ديدگاه‌های عقيدتي، مذهبي، خصوصيات اخلاقي و «داده‌پيام»های راجع به وضعيت جسماني، رواني و يا جنسي اشخاص بدون رضايت صريح آنها به هر عنوان غير قانوني است.
ماده 59- در صورت رضايت شخص موضوع «داده‌پيام» نيز به شرط آن كه محتوای داده‌پيام وفق قوانين مصوب مجلس شورای اسلامی باشد ذخيره، پردازش و توزيع «داده‌پيام»های شخصي در بستر مبادلات الكترونيكي بايد با لحاظ شرايط زير صورت پذيرد:
الف- اهداف آن مشخص بوده و به طور واضح شرح داده شده باشند.
ب- «داده‌پيام» بايد تنها به اندازه ضرورت و متناسب با اهدافي كه در هنگام جمع‌آوری برای شخص موضوع «داده‌پيام» شرح داده شده جمعآوري گردد و تنها براي اهداف تعيين شده مورد استفاده قرار گيرد.
ج- «داده‌پيام» بايد صحيح و روزآمد باشد.
د- شخص موضوع «داده‌پيام» بايد به پرونده‌های رايان‌های حاوی «داده‌پيام»های شخصي مربوط به خود دسترسي داشته و بتواند «داده‌پيام»هايی ناقص و يا نادرست را محو يا اصلاح كند.
ه- شخص موضوع «داده‌پيام» بايد بتواند در هر زمان با رعايت ضوابط مربوطه در خواست محو كامل پرونده رايانه‌ای «داده‌پيام»های شخصي مربوط به خود را بنمايد.
ماده 60- ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده‌پيام»های مربوطه به سوابق پزشكي و بهداشتي تابع آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ماده 61- ساير موارد راجع به دسترسي موضوع «داده‌پيام» از قبيل استثنائات، افشای آن برای اشخاص ثالث، اعتراض، فراگردهای ايمني، نهادهای مسؤول ديدباني و كنترل جريان «داده‌پيام»های شخصی به موجب مواد مندرج در باب چهارم اين قانون و آييننامه مربوطه خواهد بود.
مبحث دوم – حفاظت از «داده‌پيام» در بستر مبادلات الكترونيكي
فصل اول- حمايت از حقوق مؤلف(Author's Right/ Copyright) در بستر مبادلات الكترونيكي
ماده 62- حق تكثير، اجراء و توزيع (عرصه و نشر) آتار تحت حمايت قانون حمايت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب 3/9/1348 و قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آتار صوتي مصوب 26/9/1352 و قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهای رايانه‌ای مصوب 4/10/1379 ، به صورت«داده‌پيام» می‌باشند، از جمله اطلاعات، نرم‌افزارها و برنامه‌های رايانه‌ای، ابزار و روش‌های رايانه‌ای و پايگاه‌های داده و همچنين حمايت از حقوق مالكيت‌های فكری در بستر مبادلات الكترونيكي شامل حق اختراع، حق طراحي، حق مؤلف، حقوق مرتبط با حق مؤلف، حمايت از پايگاه‌های داده، حمايت از نقشه مدارهای يكپارچه قطعات الكترونيكي (Integrated Circuits & Chips) و حمايت از اسرار تجاری، مشمول قوانين مذكور در اين ماده و قانون ثبت علائم و اختراعات مصوبت 1/4/1310 و آيين‌نامه اصلاحي اجرای قانون ثبت علائم تجارتي و اختراعات مصوب 14/4/1337 خواهد بود، منوط بر آن كه امور مذكور در آن دو قانون موافق مصوبات مجلس شورای اسلاميباشد.
تبصره 1- حقوق مرتبط با مالكيت ادبي و هنری (Related Rights) كه پيش از اين به عنوان حقوق جانبي مالكيت ادبي و هنري (Neighboring Rights) شناخته می‌شدند شامل حقوق مادی و معنوی برای عناصر ديگري علاوه بر مؤلف، از جمله حقوق هنرمندان مجري آتار، توليد كنندگان صفحات صوتي و تصويري و سازمان‌ها و مؤسسات ضبط و پخش می‌باشند كه مشمول قوانين مصوب 3/9/1348 و 26/9/1352 مورد اشاره در اين ماده می‌باشند.
تبصره 2- مدار يكپاچه (Integrated Circuit) يك جزء الكترونيكي با نقشه و منطقي خاص است كه عملكرد و كارائي آن قابليت جايگزيني با تعداد بسيار زياديی از اجزاء الكترونيكي متعارف را داراست. طراحي‌هاي نقشه، جانمائي و منطق اين مدارها بر اساس قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب 1/4/1310 و آييننامه اصلاحي اجراي قانون ثبت علائم تجارتي و اختراعات مصوب 14/4/1337 مورد حمايت ميباشد.
ماده 63- اعمال موقت تكثير، اجراء و توزيع اثر كه جزء لاينفك فراگرد فني پردازش «داده‌پيام» در شبكه‌ها است از شمول مقرر فوق خارج است.
فصل دوم- حمايت از اسرار تجاری (Trade Secrets)
ماده 64- به منظور حمايت از رقابت‌های مشروع و عادلانه در بستر مبادلات الكترونيكي، تحصيل غيرقانوني اسرار تجاری و اقتصادی بنگاه‌ها و مؤسسات برای خود و يا افشای آن برای اشخاص ثالث در محيط الكترونيكي جرم محسوب و مرتكب به مجازات مقرر در اين قانون خواهد رسيد.
ماده 65- اسرار تجاری الكترونيكي «داده‌پيام»ی است كه شامل اطلاعات، فرمول‌ها، الگوها، نرم‌افزارها و برنامه‌ها، ابزار و روش‌ها، تكنيك‌ها و فرايندها، تأليفات منتشر نشده، روش‌های انجام تجارت و داد و ستد، فنون، نقشه‌ها و فراگردها، اطلاعات مالي، فهرست مشتريان، طرح‌های تجاری و امثال اينها است، كه به طور مستقل دارای ارزش اقتصادی بوده و در دسترس عموم قرار ندارد و تلاش‌های معقولانه‌ای برای حفظ و حراست از آنها انجام شده است.
فصل سوم- حمايت از علائم تجاری (Trade Names)
ماده 66- به منظور حمايت از حقوق مصرف كنندگان و تشويق رقابت‌های مشروع در بستر مبادلات الكترونيكي استفاده از علائم تجاری به صورت نام دامنه (Domain Name) و يا هر نوع نمايش برخط (Online) علائم تجاري كه موجب فريب يا مشتبه شدن طرف به اصالت كالا و خدمات شود ممنوع و متخلف به مجازات مقرر در اين قانون خواهد رسيد.

باب چهارم – جرايم و مجازات‌ها

مبحث اول- كلاهبرداری كامپيوتری
ماده 67- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي، با سوء استفاده و يا استفاده غير مجاز از «داده‌پيام» برنامه‌ها و سيستم‌های رايانه‌ای و وسايل ارتباط از راه دور و ارتكاب افعالي نظير ورود، محو، توقف «داده‌پيام» مداخله در عملكرد برنامه يا سيستم رايانه‌ای و غير ديگران را بفريبد و يا سبب گمراهي سيستم‌های پردازش خودكار و نظاير آن شود و از اين طريق برای خود يا ديگري وجوه، اموال يا امتيازات مالي تحصيل كند و اموال ديگران را ببرد مجرم محسوب و علاوه بر رد مال به صاحبان اموال به حبس از يك تا سه سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مال مأخوذه محكوم می‌شود.
تبصره- شروع به اين جرم نيز جرم محسوب و مجازات آن حداقل مجازات مقرر در اين ماده ميباشد.
مبحث دوم- جعل كامپيوتري
ماده 68- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي، از طريق ورود، تغيير، محو و توقف «داده‌پيام» و مداخله در پردازش «داده‌پيام» و مداخله در پردازش «داده‌پيام» و سيستم‌های رايانه‌ای، و يا استفاده از وسايل كاربردي سيستم‌هاي رمزنگاري توليد امضاء- مثل كليد اختصاصي- بدون مجوز امضاء كننده و يا توليد امضاي فاقد سابقه ثبت در فهرست دفاتر اسناد الكترونيكي ويا عدم انطباق آن وسايل با نام دارنده در فهرست مزبور و اخذ گواهي مجعول و نظاير آن اقدام به جعل «داده‌پيام» داراي ارزش مالي و اثباتي نمايد تا با ارائه آن به مراجع اداری، قضايي، مالي و غيره به عنوان «داده‌پيام»های معتبر استفاده نمايد جاعل محسوب و به مجازات حبس از يك تا سه سال و پرداخت جزای نقدي به ميزان پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم ميشود.
تبصره- مجازات شروع به اين جرم حداقل مجازات در اين ماده می‌باشد.
مبحث سوم- نقض حقوق انحصاري در بستر مبادلات الكترونيك
فصل اول- نقض حقوق مصرف كننده و قواعد تبليغ
ماده 69- تأمين كننده متخلف از مواد (33)، (34)،(35)،(36) و (37) اين قانون به مجازات از ده ميليون (000/000/10) ريال تا پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم خواهد شد.
تبصره- تأمين كننده متخلف از ماده (37) به حداكثر مجازات محكوم خواهد شد.
ماده 70- تأمين كننده متخلف ازمواد (39)،(50)،(51)،(52)،(53)،(54)،(55) اين قانون به مجازات از بيست ميليون (000/000/20) ريال تا يكصد ميليون(000/000/10) ريال محكوم خواهد شد.
تبصره 1- تأمين كننده متخلف از ماده (51) اين قانون به حداكثر مجازات در اين ماده محكوم خواهد شد.
تبصره 2- تأمين كننده متخلف از ماده (55) اين قانون به حداقل مجازات در اين ماده محكوم خواهد شد.
فصل دوم- نقض حمايت از «داده‌پيام»های شخصي/ حمايت از داده
ماده 71- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي شرايط مقرر در مواد (58) و (59) اين قانون را نقض نمايد مجرم محسوب و به يك تا سه سال حبس محكوم می‌شود.
ماده 72- هر گاه جرايم راجع به «داده‌پيام» هاي شخصي توسط دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي و ساير نهادهای مسؤول ارتكاب يابد، مرتكب به حداكثر مجازات مقرر در ماده (71) اين قانون محكوم خواهد شد.
ماده 73- اگر به واسطه بی‌مبالاتي و بي احتياطي دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي جرايم راجع به «داده‌پيام»های شخصي روی دهد، مرتكب به سه ماه تا يك سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم می‌شود.
مبحث چهارم- نقض حفاظت از «داده‌پيام» در بسترمبادلات الكترونيكي
فصل اول-نقض حق مؤلف
ماده 74- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي با تكثير، اجرا و توزيع (عرضه و نشر) مواردی كه در قانون حمايت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب 3/9/1348 و قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آتار صوتي مصوب 26/9/1352 و قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهای رايانه‌ای مصوب 4/10/1379 منوط بر آنكه امور مذكور طبق مصوبات مجلس شورای اسلامی مجاز شمرده شود، در صورتی كه حق تصريح شده مؤلفان را نقض نمايد به مجازات سه ماه تا يك سال حبس و جزای نقدی به ميزان پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم خواهد شد.
فصل دوم- نقض اسرار تجاری
ماده 75- متخلفين از ماده (64) اين قانون و هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي به منظور رقابت، منفعت و يا ورود خسارت به بنگاه‌های تجاری، صنعتي، اقتصادي و خدماتي، با نقض حقوق قراردادهای استخدام مبني برعدم افشاي اسرار شغلي و يا دستيابي غيرمجاز، اسرار تجاري آنان را براي خود تحصيل نموده و يا براي اشخاص ثالث افشا نمايد به حبس ازشش ماه تا دو سال و نيم، و جزای نقدی معادل پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم خواهد شد.
فصل سوم- نقض علايم تجاری
ماده 76- متخلفان از ماده (66) اين قانون به يك تا سه سال حبس و جزای نقدی از بيست ميليون (000/000/20) ريال تا يكصد ميليون (000/000/10) ريال محكوم خواهند شد.
فصل چهارم- ساير
ماده 77- ساير جرايم، آيين دادرسي و مقررات مربوطه به صلاحيت جزايي و روش‌های همكاری بين‌المللی قضايي جزايی مرتبط با بسترمبادلات الكترونيكي به موجب قانون خواهد بود.

باب پنجم- جبران خسارت

ماده 78- هرگاه در بستر مبادلات الكترونيكي در اثر نقص يا ضعف سيستم مؤسسات خصوصي و دولتي، به جز در نتيجه قطع فيزيكي ارتباط الكترونيكي، خسارتي به اشخاص وارد شود، مؤسسات مزبور مسؤول جبران خسارت وارده ميباشند مگر اينكه خسارات وارده ناشي ازفعل شخصي افراد باشد كه در اين صورت جبران خسارات بر عهده اين اشخاص خواهد بود.

باب ششم- متفرقه

ماده 79- وزارت بازرگاني موظف است زمينه‌های مرتبط با تجارت الكترونيكي را كه در اجرای اين قانون مؤثر ميباشند شناسائی كرده و با ارائه پيشنهاد و تأييد شورای عالي فناوری اطلاعات، خواستار تدوين مقررات مربوطه و آئين‌نامه‌های اين قانون توسط نهادهای ذی‌ربط شود. اين آيين‌نامه‌ها مقررات پس از تصويب هيأت وزيران به مرحله اجرا در خواهند آمد.ساير آيين‌نامه‌های مورد اشاره دراين قانون به ترتيب ذيل تهيه خواهند شد:
الف- آيين‌نامه مربوطه به مواد(38) و (42) اين قانون به پيشنهاد وزارتخانه‌های بازرگاني، امور اقتصادی و دارائي، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و بانك مركزی جمهوری اسلامی ايران تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ب- آيين‌نامه مربوط به مواد (56) و (57) اين قانون به پيشنهاد وزارتخانه‌های بازرگاني و فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ج- آيين‌نامه مربوط به ماده (60) اين قانون به پيشنهاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزی كشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

http://www.itna.ir/archives/documents/000112.php
+ نوشته شده در  86/05/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قانون استخدام جانبازان،

http://www.esfahan.agri-jahad.ir/defa/ghavanin/ghanon67.htm

قانون استخدام جانبازان، اسراء و  افراد خانواده‌هاي شهداء، جانبازان از  كارافتاده، اسراء و  مفقودالاثرهاي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي و همچنين افرادي كه حداقل 9 ماه متوالي يا يكسال متناوب داوطلبانه در جبهه خدمت نموده اند

مصوب 7/10/1367

ماده واحده -  از  تاريخ تصويب اين قانون كليه وزارتخانه‌ها، مؤسسات، شركتهاي دولتي، بانكها و  شركتهاي تحت پوشش آنها، شهرداريها  و  مؤسسات و  شركتهاي دولتي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است و مؤسسات و شركتهاي ملي و مصادره شده و مؤسساتي كه بنحوي از بودجه يا كمك دولت استفاده مي‌كنند  و نهادهاي انقلاب اسلامي و شركتهاي تحت پوشش آنها مكلفند با رعايت مقررات مربوط، نيروهاي مورد نياز خود را (بصورت رسمي يا غيررسمي) پس از كسب مجوزهاي قانوني به ترتيب اولويت از بين آن دسته از جانبازان انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي كه قادر به كار باشند و اسرائيكه آزاد شده يا مي‌شوند و افراد خانواده شهداء، جانبازان از كارافتاده، اسراء و مفقودين و همچنين افرادي كه حداقل 9 ماه متوالي يا يكسال متناوب بصورت داوطلبانه در جبهه خدمت نموده باشند با معرفي سازمان اموراداري  و استخدامي كشور و رعايت مقررات و  ضوابط استخدامي و گزينشي مربوط استخدام نمايند.

تبصره 1 - منظور از خانواده شهداء، جانبازان از كارافتاده، اسراء  و  مفقودالاثرهاي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي از لحاظ اين قانون فرزند، همسر، پدر، مادر، برادر و خواهر آنان مي‌باشند كه به ازاء يك شهيد يا مفقودالاثر يكنفر از آنان به ترتيب اولويت ذكر شده از مزاياي اين قانون استفاده خواهند نمود.

تبصره 2 - تشخيص موارد شهادت، اسارت، جانباز  يا مفقودالاثر بودن با بنياد شهيد انقلاب اسلامي يا ارگان مربوط به امور جانبازان حسب مورد بوده و تعيين مدت خدمت داوطلبانه در جبهه حسب مورد با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يا جهاد سازندگي مي‌باشد. نحـوه تعيين مــدت خدمت داوطلبان اعــزامي از ساير ارگانها به عهـــده كميسيوني مركب از سپاه پاسداران انقــلاب اسلامي، جهادسازندگي و ارگان مربوطه خواهد بود.

تبصره 3 - استخدام دختران، همسران، مادران و خواهران افراد موضوع اين قانون در مشاغل آموزشي، بهداشتي و درماني و يا ساير مشاغلي كه به تأييد سازمان اموراداري و استخدامي كشور برسد مجاز خواهد بود.

تبصره 4 - دستگاههاي موضوع اين قانون منحصراً در مواردي كه فرد واجد شرايط جهت استخدام از بين افراد مندرج در اين قانون وجود نداشته باشد پس از اعلام سازمان اموراداري و استخدامي كشور مجاز به استخدام ساير افراد با رعايت كليه مقررات مربوط خواهند بود.

تبصره 5 - موارد اولويت عبارتند از:

الف - تعداد شهيد، جانباز، مفقودالاثر و اسير.

 ب  - مدت خدمت داوطلبانه در جبهه.

  ج  - كفالت يا سرپرستي خانواده‌هاي موضوع اين قانون.

  د  - تأهل.

 هـ - بومي بودن.

  و - تخصص و تجربه كار.

تبصره 6 - سازمان اموراداري استخدامي كشور موظف است بمنظور حسن اجراي اين قانون نسبت به جمع آوري اطلاعات مورد نياز با همكاري دستگاههاي ذيربط اقدام نمايد.

تبصره 7 - از تاريخ تصويب اين قانون كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون ملغي است.

تبصره 8 - آئين‌نامه اجرائي اين قانون توسط سازمان اموراداري و استخدامي كشور ظرف سه ماه تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

 

 

+ نوشته شده در  86/05/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شعری از شیدا

  تقديم به انجمن محترم ادبی سخن کاشان

 انجمنی هست به نام سخن

 اهل ادب جمع در اين انجمن

 صائم دانشگر دانش پژوه

 رهبر و مجری بود اندر گروه

 هفته ای يکشب همه در منزلی

 گرد هم آيند و شود محفلی

 من چه بگويم که چه شوری بپاست

 مجلس انس است وبسی دلرباست

 بحث کنند جمله ی دانشوران

 شعر بخوانند همه ی شاعران

 دل به چنين جرگه شود پای بست

 لذت وافر ببرد هر که هست

 مفتخرم بنده و هم کامکار

 که اهل ادب را شده ام در کنار

 نوبت شيدا چو رسد در زمان

 شعر فکاهيش نمايد بيان

 آرزوی جمله و اميد من

 هست به پايندگی انجمن

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از دیوان حافظ

مرا در منزل جانان چه  امن عيش چون هردم   

 جرس فرياد ميدارد که بر بنديد محملها

 دلم ز صومعه بگرفت و خرقه ی سالوس

 کجاست دير مغان و شراب ناب کجا

 حديث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

 که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را

 به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر

 به بند  و دام نگيرند مرغ دانا را

 ای صاحب کرامت ، شکرانه ی سلامت

 روزی تفقدی کن درويش بينوا را

 همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهی

 به پيام آشنايان بنوازد آشنا را

 راز درون پرده ز رندان مست پرس 

 که اين حال نيست زاهد عالی مقام را

 با دلارامی مرا خاطر خوش است

 کز دلم يکباره برد آرام را

 هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است

 گو چه حاجت که بر افلاک کشی ایوان را

 ما مريدان روی سوی قبله چون آريم؟چون؟

 روی سوی خانه ی خمار دارد پير ما

 هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده ی عالم دوام ما

 ميکند حافظ دعايی بشنو آمينی بگو

 روزی ما باد لعل شکر افشان شما

 ای که در زنجير زلفت جای چندين آشناست

 خوش فتاد آن خال مشکين بر رخ رنگين غريب

 درويش نمی پرسی و ترسم که نباشد

 انديشه ی آمرزش و پروای ثوابت

 شراب خورده و خوی کرده ميروی به چمن

 که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت

 خرقه ی زهد مرا آب خرابات ببرد

 خانه ی عقل مرا آتش ميخانه بسوخت

 حافظ از دست مده دولت اين کشتی نوح

 ور نه طوفان حوادث ببرد بنيادت

 آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

 نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست؟

 باده نوشی که در او ريب و ريايی نبود

 بهتر از زهد فروشی که در او روی و رياست

 حافظ اين خرقه بينداز مگر جان ببری

 کاتش از خرقه ی سالوس و کرامت برخاست

نخفته ام زخيالی که می پزد دل من

خمار صد شبه دارم شرابخانه کجاست

 خيال روی تو در هر طريق همره ماست

 نسيم موی تو پيوند جان آگه ماست

 من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق

 چار تکبير زدم يکسره بر هر چه که هست

 از اين رباط دو در چون ضرورت است رحيل

 رواق طاق معيشت چه سر بلند و چه پست

 خنده ی جام می و زلف گره گير نگار

 ای بسا توبه که چون توبه ی حافظ بشکست

 در دير مغان آمد ،يارم قدحی در دست

 مست از می و ، ميخواران ، از نرگس مستش مست

 بکن معامله ای و ، دل شکسته بخر

 که با شکستگی ارزد به صدهزار درست

 گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد

 در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است

 شيدا از آن شدم که که نگارم چو ماه نو

 ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

 من نخواهم کرد ترک لعل يار و جام می

 زاهدان معذور داريدم که اينم مذهب است

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آمار سال 85 آران و بیدگل

سرشماري سال 85

نام

جمع

شهري

روستايي

جمع

مرد

زن

خانوار

جمع

مرد

زن

خانوار

جمع

جمع بخش كويرات

12,817

6,656

6,161

3,334

5,166

2,653

2,513

1,320

7,651

دهستان كويرات

3,650

1,947

1,703

958

.

.

.

.

3,650

دهستان كوير

4,001

2,056

1,945

1,056

.

.

.

.

4,001

شهر ابوزيدآباد

5,166

2,653

2,513

1,320

5,166

2,653

2,513

1,320

.

جمع بخش مركزى

77,674

39,471

38,203

21,219

71,469

36,096

35,373

19,673

6,205

دهستان سفيددشت

6,205

3,375

2,830

1,546

.

.

.

.

6,205

شهر آران وبيدگل

55,833

28,067

27,766

15,564

55,833

28,067

27,766

15,564

.

شهر نوش آباد

10,485

5,335

5,150

2,860

10,485

5,335

5,150

2,860

.

شهر سفيدشهر

5,151

2,694

2,457

1,249

5,151

2,694

2,457

1,249

.

جمع کل شهرستان آران وبيدگل

90,492

46,128

44,364

24,554

76,635

38,749

37,886

20,993

13,856

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامی علمای دارای مدرک دکترای غير پزشکی شهرستان آران و بيدگل

100

 اسامی علمای دارای مدرک دکترای غير پزشکی شهرستان آران و بيدگل

  1. مرحوم آقای دکتر حسين عظيمی آرانی (ره)
  2. آقای دکتر غلامرضا اسلامی بيدگلی
  3. آقای دکتر محمدرضا سرکارآرانی
  4. آقای دکتر حسن شريفی بيدگلی
  5. آقای دکتر ماشاالله جشنی آرانی
  6. آقای دکتر علی کبريايی نوش آبادی
  7. آقای دکتر محمد ستوده آرانی
  8. آقای دکتر ابوالفتح شجاعی آرانی
  9. آقای دکتر محمد تقی دياری بيدگلی
  10. آقای دکتر شاهين شايان آرانی
  11. آقای  دکتر سعید اسلامی بیدگلی ( آقای فرزانگان معرفی نمود )
  12. آقای  دکتر حسن بيکی بيدگلی ( آقای حميد معرفی نمود )
  13. آقای دکتر عباس معدن دارآرانی ( آقای حميد معرفی نمود )
  14. آقای دکتر حسین شریفی بیدگلی ( اخوی مهندس جواد)( آقای جندقيان معرفی نمود )
  15. آقای دکتر غلامعباس ارشدی بيدگلی( آقای فرزانگان معرفی نمود )

  16. آقای دکتر عبدالله موحدی بيدگلی( آقای فرزانگان معرفی نمود )

  17. آقای دکتر محمد امينی نوش آبادی( آقای فاطمی معرفی نمود )

  18. آقای دکتر قنبر علی شيخ زاده نوش آبادی( آقای فاطمی معرفی نمود )

  19. آقاي دكتر مهدي مقري بيدگلي

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نشريات آران و بيدگل

     نشريات آران و بيدگل

 نام

 مدير مسئول

 سردبير

 آدرس

 تلفن

 تربه

 مليحه رييسی

 آقای علی ادهمی بيدگلی

 خانه تاريخی بنی طبا

 ۰۳۶۲۲۷۳۰۰۶۲

 ماهنامه صادق

 حيدر ايمانيان

آقای عليرضا توحيدی 

ص.پ۱۸۴-۸۷۴۱۵ 

 ۰۳۶۲۲۷۲۵۶۲۴

 

طنين 

آموزش و پرورش آران و بيدگل 

آقای حيدر علی عنايتی 

 -

ژرفا

 آقای ميثم نمکی

- اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آران و بيدگل -

توسعه

-

آقای علی محمد دهقانی

- -

آرمان

-

آقای علی محمد دهقانی

- -

جوان کوير

آقای حسن خوش چشم -

انجمن دانشجويان آران وبيدگل

-

پيام زينبيه

- -

حوزه ی علميه ی زينبيه

-

نچ نومه

-

آقای عبدالصمد رحمان

کانون شهيد بنی طبا

-

آبنوس

آقای حسين باخدا

- - -

خبر کوير

- -

شورای اسلامی آوب

-

پويا

آقای عباسعلی نوذريان

- - -

انوشه

- -

شورای اسلامی نوش آباد

-
+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

معرفی چهره های ادبی امروز آران و بیدگل

معرفی چهره های ادبی امروز آران و بیدگل

 نام

 نام خانوادگی

 نام

 نام خانوادگی

آقای مسعود

 فرزانگان بيدگلی

خانم فرزانه

 اربابی بيدگلی

آقای محمد

 عظیمی بیدگلی

 آقای حیدر علی

 عنایتی

آقای محسن

 صباحی (صبح )

  آقای محمد حسن 

 منعمی

آقای عبدالصمد

 رحمان

آقای حمیدرضا

 مقدم ستوده

آقای ابوالفضل

 مقری

آقای مهدی

 مسیبی

آقای حسین

 جندقیان

آقای ‌هادی 

 صباغی 

آقای  علی

 ستاری ( شيدا)

 خانم نرگس

 حمزه ای بیدگلی

آقای  مجید

 شاهیان

 خانم

 عباسی

آقای رضا

 فرجادنیا

خانم

 محلوجی

آقای مهدی

ماهرو

خانم

هجری

آقای جواد

استادیان

آقای احمد

یزلانی

 

 سنبلی بیدگلی

آقای مصطفی 

فريدونی 

آقای محمد حسین

ارشدی

آقای عليرضا 

توحيدی 

آقای غلامرضا

دهقانی

آقای محسن

يونسی 

 آقای شهاب

تشکری آرانی 

آقای علی 

سلطان محمدی

آقای عليرضا

پهلوانی بيدگلی( بيدل)

آقای علی اکبر

قندانی

آقای عباس

اسلامی نژاد

آقای علی

مولودی

آقای محسن

مهر آبادی

آقای بهروز

مرادی

آقای ميثم

نمکی

آقای حسين

جعفرزاده

 

ارباب

آقای حسين 

کريمشاهی بيدگلی 

 آقای دکترعباس

فرزانگان بیدگلی 

 

 

آقای محسن 

روزی بيدگلی 

 

 

وقتی از ادبیات همروزگارآران و بیدگل سخن رانده می شود بدون تردید باید از نامهایی برای معرفی سود جست که در دو سه دهه اخیر با نگارش شعر - داستان - مقاله های سیاسی و اجتماعی و .... و پایه گذاری جلسات و انجمن های ادبی و فرهنگی تلاش و کوشش کرده اند و یا اگر خود صاحب نوشته ای نبوده اند و یا موجد جلسه ای نبوده اند همواره همراه آن گروه بوده اند و در راس ایشان می توان از این افراد نام برد .

اگر چه  شناسایی چهره های همروزگار ادبی آران و بیدگل و بررسی آثار مکتوب ایشان به تحقیق و مطالعه همه جانبه آثار منتشر شده ایشان بستگی دارد . و با توجه به اینکه تعداد بیشتر فعالان ادبی و فرهنگی آران و بیدگل هنوز امکان چاپ آثار خود را نیافته اند بررسی ها و شناساندن ها ُ قضاوت های کاملا درست نخواهد بود و هم اینکه امکان دارد حتا نام تعدادی از آن بزرگواران فراموش شود .

ولی در حد امکان و با سابقه حضور در نشست های ادبی اران و بیدگل به معرفی عده ای از آنها پرداخته و امید است با راهنمایی و ارائه مطالب بقیه دوستان در تکمیل همه جانبه ابن نوشتار کوشش شود.

مسعود فرزانگان بیدگلی

استاد عظیمی بیدگلی : استاد عظیمی عمری را بر سر ادبیات گذاشته است شعرهای وی طراوت غزلهای کهن را دارد و د رقصیده سرایی از خود اثر های ماندگاری گذاشته . در اگثر انجمن های ادبی اران و بیدگل و کاشان و شهر های دیگر او را به نام می شناسند و قدرت فن  عروض او برکسی پوشیده نیست

 محسن صباحی

   محسن صباحی کارشناس ارشد مهندسی پزشکی  از دا نشگاه اصفهان است د ر شعر دست توانایی دارد و تخلص او؛صبح ؛است . او فرزند زنده یاد جواد صباحی است .

 عبدالصمد رحمان  

 کارشناس ارشد رشته ادبیات فارسی  از دانشگاه آزاد است و سالهاست که مسئول کانون فرهنگی هنری شهید بنی طبا در اران و بیدگل است . در شعر و داستان صاحب نظر است و خود نیز نویسنده داستانهای قابل تاملی است . ماهنامه ( نچ نومه ) از فعالیتهای کانون بنی طباست که رحمان مدیر مسولی ان را به عهده دارد . ابتکار برگزاری جشنواره داستانی یلدا ا زاوست که سومین جشنواره را امسال برگزار کرد .

 حیدر علی عنایتی   

کارشناس ادبیات فارسی  از دانشگاه آزاد کاشان است او سالهاست در عرصه ادبیات قلمفرسایی می کند و داستانها و شعر ها و مقالات سیاسی - اجتماعی او بارها در نشریات محلی کاشان و اران و بیدگل به چاپ رسیده است . و آخرین بار در کنگره شعر حج در کاشان مقام اول شعر ی را به دست آورده است .

او چند نشریه محلی را راه اندازی کرده که فقط نشریه طنین او که در اصل متعلق به اداره آموزش و پرورش اران و بیدگل است ادامه دار است .

 در انجمن های ادبی اران و بیدگل و کاشان نامی آشناست و گاهگاهی در انها شرکت می کند .

می گویند می خواهد کتاب کوچه های بیدگل را که مجموعه ای از داستانهایش می باشد را به چاپ برساند .

علبرضا توحیدی :

علیرضا توحیدی نویسنده ای زبر دستی است که در نشریات محلی نامی شناخته شده است . دستی هم در طنز دارد . طنزی تلخ و گزنده .

گاهنامه صادق را منتشر می کند . وبلاگ رادیو معلم هم از فعالیتهای اوست .

کتابخانه امام جعفر صادق نیز به درایت او برپا شده است .

 ابوالفضل مقری

او چند سالی است که در داستان نویسی مدرن طبع آزمایی می کند و خواندن چند داستان از او جرات این قضاوت را می دهد که اگر او به همین روال ادامه دهد  به یکی از بهترین داستان نویسان  تبدیل  می شود . خیلی اهل انجمن های ادبی نیست ولی هم اکنون حضور مستمر در انجمن ادبیات خونه هنرمندا بیدگل را دارد . بیشتر داستانهای او در ارتباط با ادبیات کارگری است .

گاهی نیز شعر می نویسد . شعرهایی کوتاه با مضامین بلند .

حسین جندقیان  

کارشناس تربیت بدنی است ولی نوشتن داستان را به همه چیز ترجیح می دهد داستانهای موفقی ازخود به چاپ سپرده  و داستان اوج اودر مجله ادبیات داستانی مقام آورده است .

او نیز همچون آقای مقری زیاد اهل انجمن و جلسه ادبی نیست ولی هم اکنون عضو جلسه ادبیات خونه هنرمندا بیدگل است .

 علی ستاری 

آقای ستاری متخلص به شیدا  از شاعران طنز پرداز است . و بیشتر شعرهای او در وادی طنز است .

در اکثر جلسات ادبی کاشان و اران و بیدگل شرکت می کند .

خوهی بدانی کیستم                           شیدای قرن بیستم

من شاعری آزاده ام                        مغرورو چاخان نیستم

به شاهنامه فردوسی خیلی علاقه دارد و از همین رو بیشتر شعرهای او وزن بحر متقارب را به خود گرفته است .

حسین شاهیان

حسین شاهیان کارشناس رشته هوا و فضا است . در شعر و نویسندگی دستی ندارد اما همیشه در کنار کارهای فرهنگی شهر یوده است و از مال و وقت و آبروی خود در راه مشاعه فرهنگ و ادبیات و کارهای نمایشی مایه گذاشته است . روزگاری مدیر مسئول کانون فرهنگی مهرگان بود و هنوز هم با آن کانون راربطه تنگاتنگ دارد .

در چاپ جزوه کنکاش نوروزی سال ۱۳۷۴ فعالیت قابل تحسینی داشت .

ایشان فعلا ساکن کرج و شاغل در تهران است .

 مجید شاهیان

 کاردان رشته نساجی است از شاعران جوان آران و بیدگل است که بیشتر غزل می گوید و در سال ۸۱ کتاب یک بیابان باران  را که مجموعه ای از غزلهای ۵ نفر از شاعران جوان آران و بیدگل بود به چاپ رساند .

 محمد حسن  منعمی

کارشناس جغرافیا از دانشگاه پیام نور است .  تجربه شعری او درحوزه نو و کلاسیک  است و هم اکنون عضو فعال انجمن    ادبیات خونه هنرمندا ست .

 حمیدرضا مقدم ستوده

آقای مقدم سالهاست درعرصه تئاتر  به عنوان  نمایش نامه نویس    کارگردان  بازیگر  دوبلور و ...

فعالیت کرده و می کند . حوالی سال ۱۳۸۰ کانون هنری مهرگان را با دوستان خود پایه گذاری  کرد . که متاسفانه پایدار نماند .

هم اکنون گروه تئاتر باران را در خونه هنرمندا راه اندازی کرده است .

او با دوستانش نمایشنامه های زیادی را به صحنه برده است .

 مهدی مسیبی

اقای مسیبی  سالهاست که خاک صحنه تئاتر را میخورد . نمایشنامه های زیادی را نوشته روزگاری هم با مهران مدیری کار کرده است به طوریکه حدود ۵۰  طرح نمایش را برای مجموعه نقطه چین نوشته است . او کارگردان  و نویسنده     چندین تئاتر  بوده است . در داستان نویسی مدرن نیز قلم توانایی دارد

و در داستانهای خوداز تکلف های ادبی نیز بهره می گیرد . مثلا داستان بدون نقطه  و ....

او همکار و دوست  حمیدمقدم  در گروه باران  لست .

‌هادی صباغی 

ّآقای صباغی  بازیگر تئاتر است و با آقایان مسیبی و مقدم همگروه است . گاهی هم دست به قلم می برد و مقاله می نویسد و گاهی هم شعر میگوید . از صدای خوبی هم برخورداراست و در اکثر جنگ ها و جلسات ادبی آواز می خواند . گاهی هم به عنوان مجری جلسات ادبی و فرهنگی ظاهر می شود .

خانم حمزه ای

کارشناس ادبیات فارسی از دانشگاه کاشان است . در جلسات ادبی بیشتر به نقد می پردازد . داستانهای شاهنامه را روایت می کند و گاهی هم شعر می نویسد . در جلسه ادبیات خونه هنرمندا به بازخوانی داستانهای شاهنامه فردوسی وبررسی  داستانها وطرح دیدگاههای خود در رابطه با شاهنامه فعالیت می کند .  وبلاگ روزانه که معرف نویسندگان - شاعران - و اندیشمندان فرهنگ و هنر است از اوست

خانم عباسی

کارشناس رشته           از دانشگاه پیام نور آران وبیدگل است . در شعر کلاسیک و نو طبع آزمایی می کند و مضامین شعر او نو و قابل تامل است .

خانم محلوجی

دانشجوی ادبیات فارسی در دانشگاه کاشان است . در قالب شعر سپید طبع آزمایی میکند . شعر های او با ابهام و قابل تامل و بررسی است .

 رضا فرجادنیا

آقای فرجادنیا  تازه گی ها از جلسات ادبیات دوری کرده است و لی در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳  عضو فعال انجمن ادبی بود و شعرهای خوبی داشت .

مهدی ماهرو

آقای ماهرو کارمند شرکت گرانیت کاشان است . و اکنون همگروه یاران باران است . تئاتر می نویسد بازیگر است و گاهی هم داستان می نویسد . تازگی ها هم در هفته نامه سیمرغ خونه هنرمندا مقاله می نویسد .

 جواد استادیان

کارشناس روانشناسی کودکان است و بازنشسته آموزش و پرورش .و هم اکنون مسئول مدرسه غیر انتفاعی دکتر معین آران و بیدگل است . سالهاست شعر می نویسد و قرار است شعرهایش را به چاپ برساند .یک کتاب هم با عنوان یاد خدا  تالیف کرده است .

         سنبلی بیدگلی

کارشناس رشته مهندسی صنایع است و فعلا ساکن تهران است . شعرهای خوبی در قالب سپید دارد .

 محمد حسین ارشدی

دانشجوی سال آخر حقوق دانشگاه تبریز است . غزلهای قابل تاملی دارد . گاهی هم هنجار شکن است . از شاعران جوان کاشان و اران و بیدگل محسوب می شود .

 غلامرضا دهقانی

دانشجوی رشته          در تهران است . شعر های محکمی دارد و بیشتر شعر کلاسیک کار می کند . یکی دوبار هم در کنگره های شعر دانشجویی مقام آورده است .

 خانم هجری :

چند سالی است شعر می گوید ولی راه درازی در پیش دارد .

خانم کاظم پور

خانم صالحی

خانم رمضانی :

از شاعران جوان است و بیشتر غزل می گوید اگر چه در اول راه است ولی احساس شاعرانه ای دارد که به او در ادامه راه کمک خواهد کرد.

احمد یزلانی

اقای یزلانی غزلهای زیادی دارد و در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ در جلسات ادبی شرکت می کرد( با تخلص حزین)  ولی هم اکنون ازنحوه  ادامه کار ادبی  او بی اطلاعم .

استاد شهاب تشکری آرانی

استاد تشکری از چهره های فرهنگی و ادبی شناخته شده در کشور هستند . اولین کتابش را در سال ۱۳۴۸ چاپ کرده است . و ترجمه منظوم قران نیز آخرین کتاب اوست که سه سال پیش به دوستانش ارائه کرده است . شعر او و خود او همیشه در مجامع فرهنگی مورد احترام بوده است .

استاد تشکری سالهای سال است که با  انجمن های ادبی آران و بیدگل - کاشان و .. همکاری دارد .

آقای سلطانمحمدی

آقای علی سلطانمحمدی ( متخلص به علی ) نوه شاعر فقید مائل آرانی است . سالهاست شعر می گوید . در انجمن های ادبی آران و بیدگل حضور مستمر دارد .

آقای علی اکبر قندانی

آقای عباس اسلامی نژاد :

ایشان دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد کاشان است . و بازنشسته کارخانجات نساجی کاشان .

دو یه تالیف از او به چاپ رسیده است .

آقای علی مولودی

آقای مولودی در زمینه داستان کوتاه و متن ادبی و تازگی ها شعرنو فعالیت دارد . هم اکنون در جلسه شعر ؛ خونه هنرمندا؛ حضور مستمر دارد .

آقای محسن مهر آبادی

آقای بهروز مرادی

آقای میثم نمکی

آقای نمکی( رئیس ادراه فرهنگ و ارشاد آران و بیدگل )  از چهره های فرهنگی امروز آران و بیدگل هستند . ایشان دارای تالیفاتی هم هست که به آنها اشاره خواهد شد . هم اکنون مدیر مشئول گاهنامه ژرفا است .

آقای حسین جعفرزاده

آقای جعفر زاده از شاعران جوان است و بیشتر فعالیت ادبی او در کانون نصر آران و بیدگل است . چند شعر ازاو در کتابها و روزنامه چاپ شده است .

آقای مهرآبادی

از شاعران جوان است که با شعر های او با احساس و اندیشه آمیخته است .

آقای ارباب

در سالهای ۱۳۸۱در جلسات شعر اداره ارشاد شرکت می کرد و شعرهای مفهومی و احساسی قشنگی داشت

اکنون از فعالیت ادبی او بی خبرم .

 


+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پزشکان آران و بیدگل

پزشکان  آران و بيدگلی

1

مرحوم آقای دکتر ناصر شفایی

31

  خانم دکترسالومه ياسمی

61

خانم دکتر صديقه الهيارزاده

2

 آقای دکتر احمد شفايی

32

 آقای دکتر محمد ناظمی

62

خانم دکتر طاهايی

3

 آقای دکتر حسن طباطبايی

33

 خانم دکترعطيه ارباب

63

آقای دکتر محمد عظيم پور

4

 آقای دکتر حسين شريفی

34

 خانم دکتررويا فرزانگان

64

آقای دکتر حسين آذری

5

آقای دکتر امير هوشنگ اربابی

35

 خانم دکتررعنا فرزانگان

65

 آقای دکتر محمد بيگانه

6

 آقای دکتر  محمد اهلی

36

 آقای دکتر بهروزفرزانگان

66

دکتر علی امينی مهر

7

 آقای دکتر عباس  مختصی

37

 آقای دکتر عباس فرزانگان

67

آقای دکتر حسن قرنی

8

 خانم دکترهما ستاری

38

 آقای دکترعليرضا کبرايی

68

آقای دکتر محمد جمالی

9

 آقای دکترعلی اصغر رنجبر 

39

آقای دکتر کرباسی

69

آقای دکتر عليمحمد غياثپور

10

خانم دکترتهمينه ياسمی

40

آقای دکتر وحيد آيتی

70

خانم دکتر زهرا مشفق

11

آقای دکتر  محمد عرفان( داروساز)

41

 آقای دکتر مجيد آيتی

71

کتر فتحی مقدم

12

 خانم دکتر نسرين عرفان

42

خانم دکتر مجيده متشکر

72

آقای دکتر محسن صلاتی

13

 خانم دکترفريبا مينايی

43

 آقای دکتر جواد حسينی

73

 آقای دکتر عباس شيبانی

14

 آقای دکتربيژن( شاپور) عرفان

44

آقای دکتر رنجکش

74

خانم دکتر ليلا ساکنی

15

 خانم دکترحميرا حسينی

45

آقای دکتر حسن  دارچينی

75

 دکتر ابوالحسنی

16

آقای دکتر امین اربابی

46

 خانم دکترافسانه اربابی 

76

دکتر اکبرزاده

17

 آقای دکتر شهرام شفايی

47

آقای دکتر محمدرضا مسعودی نژاد

77

آقای دکتر علی يوسفيان

18

خانم دکترسرور ربانی

48

آقای دکتر حسن کرباسی

78

خانم دکتر قيصری

19

 خانم دکترمژگان قائمی

49

آقای دکتر  احمد کرباسی

79

خانم دکتر جميله قديری مفرد

20

 آقای دکتر عليرضا باقری

50

خانم دکتر تهمینه عرفان

80

آقاي دكتر محمد مهدوي پناه

21

آقای دکتر مصطفی بنی طبا

51

 آقای دکتر فتح قريب

*

*

22

مرحوم آقای دکتر احمد طباطبایی

52

آقای دکتر مهدی حاجی زاده

*

*

23

 آقای دکتر علی قيصری

53

 آقای دکتر علی جلالی

*

*

24

 خانم دکترسپيده اربابی

54

 آقای دکتر قيصری

*

*

25

 آقای دکتر احمد صابری

55

 آقای دکترجمشید کدخدایی

*

*

26

 خانم دکترفاطمه اعظميان

56

 آقای دکترحسین کرامتی

*

*

27

 آقای دکتر محمد رمضانی

57

آقای دکترعظیم زاده

*

*

28

 آقای دکتر احمد باهنر

58

آقای دکترقاسم اف

*

*

29

 خانم دکترژيلا نيکبخت

59

آقای دکتر علی خاتمی

*

*

30

 آقای دکتر مجيد کبرايی

60

خانم دكتر زهرا اسلامي

*

*

 

در اينجا به توصيه ی دوستان از دو طبيب قديمی ياد ميکنم :
۱- شادروان حکيم ميرزا يحيی شفايی آرانی۲- شادروان حکيم  ميرزا محمد تقی ضيا الحکما بيدگلی

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ادارات شهرستان آران و بيدگل

 

 

با استفاده از سايت شهرداری و کمک دوستان

ردیف

نام اداره

نام مسئول قبلي

نام مسئول فعلي

1

دادگستری

آقای بنایی راد

آقای قمري

2

شهرداری

آقای علیرضا فخری

آقای زاهدي

3

اطلاعات

آقای میر حبیبی

4

سپاه

آقای سرهنگ سلوکی

5

جهاد کشاورزی

آقای محمد خاکسار

آقای حداد

6

نیروی انتظامی

آقای سرهنگ سلحشور

آقای سرهنگ عبدالهی

7

آموزش و پرورش

آقای مسلم مکاری نژاد

8

برق

آقای عباس تمنایی فر

9

شبکه بهداشت

آقای دکتر موسوی

آقای دکترخيرخواه

10

ثبت احوال

آقای محمد ناظمی پور

11

مخابرات

آقای دهقانی

12

اقتصاد و دارایی

آقای حسین عابداف

13

بنیاد شهید

آقای عبدالکریمی

آقای افروز

14

امور آب و فاضلاب روستایی

آقای محمد صادق زاده

15

امور آب و فاضلاب شهری

آقای حبیب اله کریمی

16

بهزیستی

آقای دکتر کبرایی

آقای خاتمي

17

اوقاف و امور خیریه

آقای محمود جهانی

آقای موسوي

18

منابع طبیعی

آقای قاسم زارعی

آقای اخوان حجازی

19

تأمین اجتماعی

آقای صادقی

آقای ياسميان

20

تربیت بدنی

آقای نصرت اله قربانی

21

دانشگاه علمی کاربردی

آقای علیجان دیانت پور

22

دانشگاه پیام نور

خانم نسرین نیک اندیش

23

کمیته امداد امام (ره)

آقای اصغر خادم

24

آموزش فنی و حرفه ای

آقای مهران سرمدیان

25

بازرگانی

آقای مرادی

26

شبکه دامپزشکی

آقای علیزاده

27

جمعیت هلال احمر

آقای مهدی کریمیان

خانم آقايي

28

پست

آقای محمد صفاری

29

شرکت گاز

آقای عباس بهرامی نژاد

30

ثبت اسناد و املاک

آقای مهتری

آقای عرشي

31

فرهنگ و ارشاد اسلامی

آقای میثم نمکی

32

کار و خدمات اشتغال

آقای حسین اکبرزاده

33

بیمه خدمات درمانی

آقای متشکر

34

بنیاد مسکن

آقای رجبعلی رنجبر

35

پادگان سرلشگر کبریایی

آقای سرهنگ امینی صبا

36

شهرداری ابوزید آباد

آقای حسین سیدیان

37

شهرداری نوش آباد

آقای علی اصغر شقایقی

آقای عطايي شاد

38

شهرداری سفید شهر

آقای رستم امانیور

39

اداره راه و ترابری

آقای علی فلاحی

40

شرکت ملی پخش فراورده های نفتی کاشان

آقای رحمت اله فردوسی

41

امور آب کاشان

آقای مصطفی گنجی

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خبر

 

 
كاشان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۳/۳۱‬
 مرحله نخست يك واحد نساجي روز پنجشنبه در شهرستان آران و بيدگل با حضور امام جمعه، فرماندار و جمعي از مسوولان اين شهرستان به بهره‌برداري رسيد.

مديرعامل اين كارخانه گفت:اين واحد به‌عنوان نخستين شركت سهامي عام اين شهرستان با سرمايه اوليه شش ميليارد ريال و مجموع دارايي ‪ ۳۰‬ميليارد ريال ايجاد شده است.

به گزارش ايرنا،"عليرضا پور ابراهيمي" در آيين بهره‌برداري از اين واحد، تعداد سهامداران آن را‪ ۸۰‬نفر ذكر كرد و افزود:اين واحد در زميني به وسعت ‪ ۲۱‬هزار و ‪ ۴۸۰‬مترمربع در شهرك صنعتي آران و بيدگل احداث شده است.

به گفته وي، با خريد ‪ ۳۲‬هزار مترمربع زمين،طرح توسعه اين واحد در آينده نيز پيش بيني شده است.

وي اظهار داشت:خط توليد اين واحد نساجي هم‌اكنون با ظرفيت سالانه‪ ۵۰۰‬هزار مترمربع پارچه رومبلي با تجهيز هشت دستگاه بافندگي خريداري شده‌از كشورهاي فرانسه و آلمان فعاليت خود را آغاز كرده است.

وي اشتغالزايي كنوني اين واحد را ‪ ۳۰‬نفر ذكر كرد و افزود:با راه‌اندازي ساير بخشهاي اين واحد از جمله صنايع پايين دستي پتروشيمي آمار اشتغال آن در آينده افزايش مي‌يابد.

هم‌اكنون ‪ ۲۵۷‬واحد نساجي در شهرستان آران و بيدگل وجود دارد.

 سالن ورزشي " شهداي ورزشكار" شهرستان آران و بيدگل در آييني روز يكشنبه به بهره برداري رسيد.

به گزارش ايرنا، اين سالن با اعتباري بالغ بر سه ميليارد ريال از محل اعتبارات سفر مقام معظم رهبري و اعتبارات استاني احداث شده است.

اين سالن چندمنظوره كه كار ساخت آن از سال ‪ ۸۰‬در زميني به مساحت دو هزار و‪ ۱۰۰‬مترمربع آغاز شده است،در يكهزار و‪ ۸۵۸‬مترمربع زيربنا احداث شده است.

"كسري منوچهري"معاون توسعه ورزش همگاني سازمان تربيت بدني استان اصفهان دراين مراسم‌گفت:ازسوي مديريت سازمان تربيت بدني ستادي جهت پيگيري مصوبات اين سفر در بخش ورزش استان تشكيل شده است.

وي‌افتتاح همزمان ‪ ۱۱۰‬طرح ورزشي در كشور را يادآور شدواظهارداشت: امروز در استان اصفهان نيز شاهد ‪ ۱۱‬طرح ورزشي هستيم.

" نصرت الله قرباني" سرپرست اداره تربيت بدني آران و بيدگل نيز گفت: ‪۲۸‬ باشگاه فوتبال اين شهرستان هم اكنون تنها يك زمين چمن دارند.

وي گفت:امكانات موجود ورزشي اين شهرستان جوابگوي نيازعلاقه‌مندان به ورزش نيست.

اين‌گزارش حاكيست، با حضور مسوولان، كار ساخت باشگاه ورزش باستاني آران و بيدگل توسط بخش خصوصي آغاز شد.

شهرستان آران و بيدگل در شمال استان اصفهان هم‌اكنون سه هزار ورزشكار بيمه شده دارد.
وحيد دوشنبه 4/4/1386 - 14:17

البته سالن شهدای ورزشکار افتتاح شد ولی تاآماده بهره برداری بشه همچين يک مقدار ديگه کارداره
شايد مثلا تاهفته دولت ويا دهه فجر آينده

چرا؟؟ معنی افتتاح چیست؟ چه کسانی از این افتتاح بی موقع سود میبرند ؟ تا کی؟ آقای منوچهری چرا؟ آقای قربانی چرا؟

  اداره حفاظت محيط زيست شهرستان كاشان ، از پلمپ واحد رنگرزي و ريسندگي طرح توسعه كارخانجات نساجي كاشان خبر داد.

"سيف‌الله انصاري" روز يكشنبه در گفت و گو با ايرنا، از جمله دلايل پلمپ اين واحد توليدي را نداشتن سيستم تصفيه فاضلاب و رعايت نكردن ضوابط قانون زيست محيطي ذكر كرد.

وي ايجاد آلودگي زيست محيطي بر اثر عوامل آلوده‌كننده و خروج پساب صنعتي قسمت رنگرزي اين واحد را از ديگر عوامل پلمپ آن بيان كرد.

به گفته وي، امسال تاكنون پنج واحد توليدي و صنعتي ديگر نيز به حكم دادستاني شهرستان كاشان پلمپ شده است.

وي از جمله واحدهاي پلمپ شده با گزارش‌هاي كارشناسان اين اداره را واحد آسفالت شهرداري، يك واحد روده‌پاكني در آران و بيدگل ، يك واحد مرغداري و چند واحد توليدي ديگر در منطقه ذكر كرد.

انصاري اظهار داشت: با اقدامات صورت گرفته و هماهنگي با ساير دستگاههاي اجرايي شهرستانهاي كاشان و آران و بيدگل، ميزان آلاينده‌هاي زيست محيطي رو به كاهش است.ك/‪

كاشان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۴/۰۷‬

داخلي. اجتماعي. ميراث فرهنگي.

فرمانده يگان حفاظت اداره ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري كاشان، آران و بيدگل گفت: با پيگيري نيروهاي اين يگان و همكاري ماموران اداره آگاهي انتظامي كاشان، تعداد ‪ ۱۷۵‬سكه تاريخي كشف شد.

" احمد رضا قاسمي" روز پنجشنبه در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت: اين سكه‌ها متعلق به دوره‌هاي مختلف تاريخي از اشكانيان تا دروه معاصر است.

وي جنس اين سكه‌ها را نقره‌اي ذكر كرد و گفت: اين سكه‌ها از خودروي يكي از قاچاقچيان معروف عتيقه در منطقه آران و بيدگل در حين بازرسي كشف شد.

قاسمي گفت: فرد متهم جهت رسيدگي تحويل مقامات قضايي شهرستان شد و سكه‌هاي كشف شده براي نگهداري و اعلام نظر كارشناسي تحويل مديريت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري منطقه كاشان، آران و بيدگل شد. ك/‪۳‬ /‪۵۶۶/۵۵۴‬

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

لطيفه

 

ملاحظه ميشود هموطنان عزيز در وبلاگها و تلفنها در باره ی يکديگر مطالب زننده ای تحت عنوان جوک مينويسند و به يکديگر توهين ميکنند و همديگر را مسخره ميکنند . اين کار بی شباهت به کشتن يکديگر در عراق مظلوم و اشغال شده نيست . آيا مسلمين خودزنی و خودکشی را راه نجات خود ميدانند؟

پيشنهاد ميشود به جای ترور شخصيت يکديگر به سراغ آنهايی برويم که برای جان و آبروی ما و امثال ما در ساير کشورها هيچ ارزشی قائل نيستند و دشمنيشان ثابت شده است . خيلی راحت ميشود اين جوکها را کپی کرد و به جای نام هموطن نام کله پوکها را نوشت مانند :

بوش ميره کتاب فروشي به يارو ميگه آقا شما کتاب بوش دانا دارين؟ يارو ميگه نه عزيز، من کتابهاي تخيلي ندارم!
 به بوش ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدی پرواز كرد!
بوش زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن دکتر رايس رو دارين؟! يارو ميگه: نه. بوش ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
 به بوش ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من رايس رو دوست دارم توكيو؟!
رايس براي بچه اش لالايي ميخونه .
بچه اش بعد از يك ساعت ميگه :
. حالا خفه شو ميخوام بخوابم .
  يارو زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي: ميگه..ميخوام با دکتور البرادعي ...صحبت کنم......
    البرادعي: بفرماييد.
    يارو : آقاي البرادعي شما دکترين ؟
    البرادعي: بله من دکترم.
    يارو : پس آخه باسه چي تو آژانس کار ميکني؟
 
!
 

بوش داشته پرتقال پوست ميكنده با خودش ميگفته خدا كنه داخلش موز باشه .

 
يه خره دنبال بوش همه جا می رفته ،بوش عصباني ميشه مي گه برا چي دنبال من را ه افتادي ؟ خره ميگه ها آآآ... من وجدانت بيدم جيييييگر.
 

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شعربافی

تصوير چند دستگاه بافندگی چينی

شعربافي هنري از ياد رفته

در روزگاران گذشته در شهر آران و بيدگل هنر شعر بافي رواج شايان توجه و قابل تاملي داشته که بيشتر جنبه صنعتي بودن آن مد نظر است به طوري که بسياري از مردم شهر و روستاهاي اطراف به اين صنعت مشغول بودند و در سردابه بسياري از خانه هاي بيدگل و در محلات مرکزي آن، کارخانه هاي شعربافي پررونقي وجود داشته و در واقع شغل اول بسياري از مردم در کنار کشاورزي و ديگر کاسبي ها بوده است. اين هنر و صنعت به واسطه نفوذ و ورود صنعت ماشيني نساجي رو به زوال نهاده ليکن آثار به جا مانده در سردابه خانه ها و کارخانه هاي باقيمانده شاهد و مدرکي از رواج اين هنر در تاريخ قديم آران و بيدگل مي باشد.

در اينجا ما با استاد عاليقدر آقاي لطف ا... مصنوعي معروف به حاجي بابا همکلام و همصحبت مي شويم که در برپاکردن و زنده کردن دستگاه شعر بافي در خانه بني طباء با همکاري آقاي گلبيدي و آقاي کريمشاهي نقش به سزايي داشته اند.  

لطفا خودتان را معرفي کنيد؟

 بسم ا... الرحمن الرحيم

من لطف ا... مصنوعي پسر عبد ا... هستم و در شناسنامه 75 سال دارم که البته 3-4 سالي از اين حدود بيشتر سن دارم.

چرا به شما حاجي بابا مي گويند؟

راستش را بخواهيد اين لطف مردم است و چون من در جلسات مداحي، قرائت، شب زنده داري و دعاي ندبه هم در آران و هم در بيدگل از زمان قديم بوده ام به حاجي بابا معروف شده ام.

از چند سالگي شعر بافي را شروع کرديد؟

از 6-7 سالگي ماسوره پيچي کرده ام و 3-4 سال بعد هم يواش يواش افتادم تو کار شعربافي.

پدرتان چه شغلي داشتند؟

والا هم کشاورز بود هم شعر مي بافت، پدرم شعر بافي را خيلي دوست داشت و در کنار کشاورزي و رعيتي در زمستان ها در کارخانه دربند توده به کمک ما مي آمد.

در کدام محلات بيدگل شعربافي رواج داشت؟

مرکز شعربافي بيدگل توده بود و در اکثر خانه ها از 5 تا 15 دستگاه شعر بافي وجود داشت به جز کارخانه ها که 8 تا 20 دستگاه در آنها بافته مي شد.

لطفا چند مورد از اين کارخانه ها را نام ببريد؟

کارخانه که زياد بود اما آنهايي که من يادم است کارخانه هاي حاجي تقي، دربند، جلوخان، دربند زعيم، حاج آقا شهاب بني طباء، کارخانه عباس اسلامي، حاجي حسن صابري، آقا حسن نعيمي، رضواني، حاجي آقا جعفر شريفي و خيلي کارخانه هاي ديگر که روي هم تعداد دستگاه هايشان با دستگاه هاي داخل خانه ها به 6000 دستگاه هم مي رسيد البته اگر بيشتر نباشد.

لطفا مراحل شعربافي را به طور خلاصه شرح دهيد؟

اولا اينکه آن زمان در بيدگل از پنبه ريسيدن شعر تا بافتنش و همه کارهاي مربوط به شعربافي مستقلا در بيدگل انجام مي شد که بعد از نخ ريسيدنش از پنبه (وش) و واتاباندنش، آن را آب کوب مي کردند تا هم محکم شود هم اينکه رنگ را به خودش بگيرد، مرحله بعدي رنگرزي بود که فوت و فن خودش را دارد و بعد از آن شومالي در واقع همان آهار امروزي است که از مخلوط سريشم و آرد درست مي شده است که نخ هاي رنگ شده را در اين مرحله شو مي ماليدند.

مرحله چهارم ماسوره پيچي و بعد از آن تونه دواني است که در اين مرحله تار يا به عبارتي چله دستگاه فراهم مي شده است سپس نوبت به طراحي مي رسيد که خودش حرفه اي جدا بود و براي هر محصول و پارچه اي فرق مي کرد، در مرحله آخر يعني بعد از سراپا کردن دستگاه و طراحي، بافتن بود که خود مهارت و فوت هاي خاص به خودش را داشت، در کل از کشاورز بگير تا رنگرز و خراط و شومال و بافنده همه دست به دست هم مي دادند تا يک پارچه بافته مي شد.

خراط ها چه نقشي در شعر بافي داشتند؟

دستگاه شعر بافي همه به جز ماکوي آن که مقداري فلز دارد از چوب بود و خراط هاي بزرگي مثل اوستا آقا رضا مرصعي، اوستا اسدا... خراطي، اوستا ماشاءا... مرشدي و اوستا حسينعلي مرشدي بودند که مهارت بالايي به خصوص در ساخت نورد شعربافي داشتند به طوريکه از کاشان هم مي آمدند و دستگاه مي بردند. علاوه بر اين نقاشان و طراحان بزرگي هم در بيدگل وجود داشت که بزرگترين آنها اوستا ميرزا حبيب ا... سبطيني بود.

محصولات شعربافي را توضيح دهيد؟

حدود 40 رقم پارچه در زمان ما بافته مي شد که چند مورد آن عبارتند از: پارچه گورادي براي دوخت کت و شلوار مخصوص طبقه اعيان (16 پوشاله)، پارچه فرنل براي کت و شلوار با کيفيت کمتر (6 پوشاله)، پارچه غزن لالا براي دوخت کت و شلوار با کيفيت پايين (4 پوشاله)، حرير با نخ و ابريشم (10 پوشاله)، ناصري (4 پوشاله با 8 تسمه)، چادر سرمه اي (2 پوشاله)، چادر شمد مخصوص تازه عروس ها (2 پوشاله)، روتختي (2 پوشاله)، متخال (2 پوشاله)، شمدي (2 پوشاله)، پشه بندي (2 پوشاله)، چادر شب (2 پوشاله)، لنگ (2 پوشاله)، دستمال (2 پوشاله)، گليم (2 پوشاله)، چيتي (2 پوشاله)، ليفي (2 پوشاله)، کرباس (2 پوشاله)، مشبک (3 پوشاله)، عدسي (2 پوشاله)، باقالايي (2 پوشاله)، خشخاشي (2 پوشاله) و خيلي پارچه هاي ديگر که الآن در ذهن و ياد من نيست.

                                           

چگونه اين هنر و صنعت گرانبها از بين رفت؟

حدو 60-70 سال قبل توريست ها و خارجي هاي زيادي به منطقه کاشان و آران بيدگل مي آمدند که به عکاسي و فيلم گرفتن مي پرداختند تا اينکه يک دفعه با ورود دستگاه هاي خارجي به اين صنعت، هنر شعربافي هم از بين رفت به طوري که قيمت نخ و گندله از 120 تومان به 17 تومان رسيد و کار شعر از متري 3-4 تومان به 4 ريال، اين هم در دهات هاي اطراف فروخته شد و به جز آقا حسن صابري و آقا حسن نعيمي همه ورشکست شدند.

نويسنده و مصاحبه کننده:جناب آقای ادهمی

از:http://rahmani47.persianblog.com/


 

 " شعربافي " ، ميراثي از تجارت جاده ابريشم
شعربافي يا شربافي (‪ ( SHERBAFI‬از جمله هنرها و صنايعي است كه حدود ‪۳۵۰‬ سال پيش به وسيله دستگاهي بانام"ماكوپران" انجام مي‌شد و در هر كوي و برزن شهر يزد مردم به اين شغل مشغول بودند و امرار معاش مي‌كردند.
اما اين هنر زيبا كه برگرفته از روح و جان كويرنشينان است، خود ميراثي ماندگار از گذشته‌هاي دور است و شايد بدون اغراق ، پيشرفت صنعت نساجي فعلي اين استان به نوعي مرهون زحمات و رنج‌هاي نياكان اين سرزمين گرم و خشك است.
زري بافي ، مخمل ، پارچه قلمكار ، دارايي، احرامي، پتو، ترمه، روتختي، رويه‌لحاف، شال،پلاس،سفره، شمد، جيم، كرباس، قناويز، روفرشي، دنداني، بقچه، لنگ،كيسه‌حمام، پرده،اومك،چادرشب، دستمال يزدي و دستمال مرسريزه از محصولات شعربافي است.
متاسفانه اكنون فقط دارايي و احرام بافي آن هم درحد آموزش در اين استان به وسيله دستگاه شعربافي بافته مي‌شود و ساير محصولات دستبافته‌استان يزد با ورود دستگاههاي بافندگي به بوته فراموشي سپرده شده‌اند.
بر اساس پژوهشي كه پايگاه ميراث فرهنگي يزد انجام داده است، تا سال ‪۶۸‬ يك هزار و ‪ ۷۷‬دستگاه بافندگي، ماسوره پيچي، چله كش و آهار زني در مناطق مريم آباد، ابرندآباد، حسن‌آباد و محمودآباد فعال بود، اما اينك و به گفته كارشناسان بيشتر اين دستگاهها از بين رفته‌است.
اين هنر را در ابتدا بانوان با دستگاههاي بسيار ساده در خانه انجام مي‌دادند اما به دليل رشد و توسعه اين هنر و رونق اقتصادي آن مورد توجه مردان نيز قرار گرفت و موجب ايجاد كارگاهاي شعربافي شد.
بر همين اساس، شايد قديمي‌ترين اطلاعي كه از اين صنعت در شهر يزد وجود دارد مربوط به عصر ساساني است كه در اين دوره به رغم محدوديت‌هايي كه دولت در امر تجارت اعمال مي‌كرد، حوزه نفوذ تجاري ايران با روم شرقي در غرب و از شرق تا هندوستان و چين امتداد داشت.
ابريشم در اين زمان نخستين مقام را در داد و ستد چين و بيزانس احراز كرده بود و نامگذاري راهي كه از خشكي به چين مي‌رفت، راه ترازيتي تجارت ابريشم بود كه از آن به عنوان "جاده ابريشم" ياد مي‌كنند.
از عهد ساسانيان، قطعات پارچه‌هاي ابريشمي به نام‌هاي تراز يا نگار جامه، پارچه‌هاي ديبق ، منير و حريرسندس به جاي مانده است كه تكنيك بافت آنها دو پودي است و آن را به يزد نسبت داده‌اند.
ماركوپولو، سياح معروف ونيزي كه در قرن هفتم هجري به يزد سفر كرده است در سفر نامه‌اش نوشته كه‌يزدشهر بزرگي است كه از لحاظ تجارت و رفت و آمد، نقطه مهمي به شمار مي‌رود.يك نوع پارچه ابريشمي و طلايي در آنجابافته مي‌شود كه موسوم است به پارچه يزدي كه به همه جاي دنيا صادر مي‌شود.
اما دوران طلايي دستباف ايران و يزد به دوران صفويه برمي‌گردد، در اين دوران، پارچه‌هاي ابريشمي ساده، زربافت و مخمل‌هاي ابريشمي در كارگاههاي يزد، كرمان و كاشان بافته مي‌شود.
اين نوع پارچه‌ها معمولا براي جامه شاهزادگان و پرده و روپوش بزرگان به كار برده مي‌شدوبه‌علت زيبايي و ارزشي كه داشت اغلب ازطرف امرا و پادشاهان صفوي به عنوان خلعت و هديه براي بزرگان كشورهاي ديگر فرستاده مي‌شد.
ظهور هنرمند نامي اين دوران به نام "غياث‌الدين" كه بدون ترديد وي را مي‌توان از بزرگترين هنرمنداني دانست كه با تمام وجود به هنر عشق مي‌ورزيد و چنان در نقاشي بر روي مقوا براي تهيه نقوش پارچه مهارت داشت كه او را "غياث نقشبند" مي‌ناميدند.
غياث‌الدين كه اصالتي يزدي داشت، تاثير بسزايي در توسعه هنر دستبافان در يزد داشت و چندي نيز در دربار صفويان در اصفهان فعاليت داشت.
دستگاههاي شعربافي به طور عموم چوبي و داراي اندازه‌هاي متفاوت بودند كه از قسمت‌هاي مختلفي مانند پدال، نورد(غلتك پارچه پيچ)، ميخ طويله پهلوكش، موم مال، شانه، ورد، ماسوره، ميل ميلك، ساز، ماكو، ميتيز، دفه يا دفتين، گرت ، چرخ سوره پيچي، كيسه شن و دستگاه چله‌دواني تشكيل مي‌شدند.
براي تهيه منسوجات دستباف، صنعتگران پس از تهيه و رنگرزي نخ مورد نياز ابتدا آن را چله دواني كرده و هشت تار از بوبين‌هاي مختلف را گرفته و آن را به گرد چرخي استوانه‌اي پيچيده و از آن عمامه ايجاد مي‌كنند و همزمان با اين كارعمل ماسوره‌پيچي به وسيله چرخ‌هايي كه با دست به حركت درمي‌آيد انجام و پس از آن چله كشي و طراحي آغاز مي‌شود.
در اين مرحله طبق نقشه، تارهاي لازم از سوراخ ميل ميلك دستگاه به روش خاصي عبور داده مي‌شود و عمامه‌هاي چله به وسيله وردنه‌هايي درانتهاي دستگاه مستقر مي‌شود و به نسبت پيشرفت توليد، با خارج كردن قلمبك، مقداري از نخ عمامه باز شده و توليد ادامه مي‌يابد.
در زير پاي بافنده، پدال وردهاي دستگاه قرار داد كه در ارتباط با طرح پارچه‌ها، دو به دو به بالا و پايين رفته و دو دسته تار را از هم باز مي‌كند كه به اصطلاح دهنه ايجاد مي‌شودو در اين حال با عبور ماكو از وسط دهنه، پود گذاشته مي‌شود و با عوض كردن پاها، دو ورد ديگر را به حركت درآورده و بافت را مانند آنچه گفته شد ادامه مي‌دهند.
در صورتي كه پود پارچه از چند رنگ باشد، به موقع از ماسوره‌هاي رنگارنگ استفاده مي‌شود.
اما در ميان دست بافته‌هاي يزدي كه به آنها شعربافي نيز اطلاق مي‌شود ترمه از شكوه و جذابيت فراواني برخوردار است.
ترمه يا تيرمه واژه‌اي است هندي به معني درخت سروي كه خميده باشد، اين پارچه هفت رنگ كه فقط در يزد ايران توليد مي‌شود، زادگاه اوليه‌آن را كشمير مي‌دانند و برخي ديگر معتقدند كه اين هنر از ايران به كشمير راه يافته و در آنجا كامل شده است.
از پيشينه ترمه تا قبل از سال ‪ ۹۰۰‬هجري قمري اطلاع چنداني در دست نيست و نشانه‌هاي اين هنر و صنعت را از دوره صفويه به بعد شاهد هستيم.
اين هنر در بدو ورود به ايران در انحصار زرتشتيان قرار داشت و از آن تنها براي دوخت شلوار گبري كه نوعي تن‌پوش مخصوص مجالس جشن و سرور بود استفاده مي‌كردند، اما ساير مردم يزد و پاره‌اي از سكنه كرمان نيز با اين هنر آشنايي يافته و سبب بالندگي آن شدند.
ترمه در گذشته توسط انگشتان دست بافته مي‌شود كه به آن "انگشت باف" مي‌گفتند كه كار بسيار سخت و طافت فرسايي بود و ترمه باف براي بافتن يك تكه كوچك از اين پارچه مدتها وقت صرف مي‌كرد.
به گفته كارشناسان پايگاه ميراث فرهنگي يزد، در اوايل قرن سيزدهم ميلادي در جهت پيشرفت و بازدهي بيشتر،تحولاتي در اين كار صورت گرفته و ترمه انگشت باف توسط شخصي به‌نام رضا ترك منسوخ شد وبافت ترمه با دستگاههاي سنتي توسط اين شخص عملي شد.
بافت ترمه در بين ساير دست‌بافته‌هاي شعربافي بسيار سخت و دقيق‌تر است.
دستگاه ترمه بافي از چهار ورودي تشكيل شده و در گذشته بافت ترمه توسط دو نفر استادكار و گوشواره‌كش انجام مي‌شد به طوري كه استاد كار در پايين و پشت دستگاه و گوشواره كش در بالاي دستگاه بودند و اين كار موجب ايجاد نقوش زيبابرروي پارچه‌هاي ترمه مي‌شد ولي نقش اصلي را "نقش بند"برعهده داشت.
ادامه دارد...
نقش بند، نقش ترمه را در ذهن خود جاي مي‌داد و سپس روي كاغذ شطرنجي پياده مي‌كرد و بعد از طراحي روي كاغذ شطرنجي، فاصله‌هاي رنگ آميزي كاغذ شطرنجي را با نخ روي دستگاه بافندگي پياده مي‌كرد.
‪ ۴۰‬گوشواره يعني چهار خانه افقي شطرنجي كه روي كاغذ شطرنجي پياده مي‌شد، كه به آن يك " دستور " مي‌گفتند و هر طرح امكان داشت از يك تا پنج دستور تشكيل شود كه به آن نقش مي‌گفتند.
به جز نقش‌بند كه نقش اصلي را ايفا مي‌كرد دو نفر ديگر در كار بافتن ترمه دخالت داشتند، يكي بافنده كه چگونگي بافت توسط نقش بند به او گفته مي‌شد كه مثلا طرح شش رنگ ، زرد، سفيد، گلي، سبز، آبي و مشكي ببافد و يا اول يا آخر كار، آبي را تكرار كند.
به كارگيري رنگ‌هاي گوناگون، پرتنوع و گاهي تضاد رنگ و استفاده‌از رنگهاي مكمل موجب پيدايش فضايي بس عميق و پر رمز و راز شده‌است.
زري بافي نيز يكي ديگر از زيباترين شعربافي‌هايي‌است كه به وسيله دستگاهي به نام " دستوري " بافته مي‌شود و از نظر شكل ظاهري تا حدودي شبيه ساير دستگاههاي نساجي سنتي است.
اما آنچه كه در مورد زري بافي در تاريخ آمده است نشان‌دهنده ظهور اين پارچه در زمان هخامنشيان و رشد و توسعه آن در زمان ساسانيان بوده‌است.
بدون‌شك مخمل نيز يكي از پر تجمل‌ترين و شكوهمندترين توليدات هنر بافندگي به شمار مي‌رود.
روش‌هاي پيچيده و مشكلي كه در تهيه‌و بافت پر نقش و نگار مخمل بكار مي‌رود بسيار استادانه و پرزحمت است و اين نوع بافت ابريشمي بسيار غني و درخشان چشنواز است و طرفداران زيادي در خاور و باختر دارد.
در موردزادگاه و زمان پيدايش اين بافت پرمايه،در بين‌مورخان و صاحبنظران اتفاق نظري نيست.
لاتور (‪ (LATOUR‬عقيده دارد، ايتاليايي‌ها تا پيش از سده دوازدهم ميلادي‌آن را پديد آوردند و تنها بافت قرون وسطايي است، ولي " فيليس اكرمن" نيز ضمن تاييد اين نظريه بر آن است كه مخمل در حدود سده ‪ ۱۵‬ميلادي به ايران راه يافته‌است.
اما برخي يافته‌هاي ديگر نشان مي‌دهد كه مخمل بافي كم و بيش در يك زمان، ولي مستقل از هم و در سده چهاردهم ميلادي نخستين بار در ايران و چين پديد آمد و سپس طي يك قرن به ايتاليا راه يافت.
دارايي بافي نيز نوع ديگري از شعربافي است كه در لاتين به آن "ايكات" به معني بستن، گره‌زدن يا پيچاندن اطلاق مي‌شود.
در مورد محل اصلي دارايي اطلاعات چنداني در دست نيست، برخي پژوهشگران بر اين ادعا هستند كه اين شيوه بافت، طي قرن‌هاي ‪ ۱۵‬و ‪ ۱۶‬ميلادي در اروپا و توسط اقوام مختلف با فرهنگ‌هاي جداگانه ابداع شده است.
پيچيدگي و ظرافت خاصي كه در نقش‌ها و شيوه‌هاي بافت آن در جزاير مالي، سومبا، سوماترا و برنئو يافت شده، دلالت بر اين داردكه خاستگاه اصلي ايكات در اندونزي بوده است.
قديمي‌ترين نمونه ايكات پيدا شده مربوط به مصر در تاريخ ‪ ۱۱۰۰‬ميلادي است.
ايكات را از مكزيك تا پرو نيز مي‌بافتند ، همچنين در در دنياي اسلام از ماداگاسكار گرفته تا اسپانيا و هندوستان و تا غرب آفريقا ايكات بافته مي‌شد.
در كشور ايران نيز اين شيوه بافت از گذشته‌هاي دور در مناطق مختلفي از جمله كاشان، خوزستان، آذربايجان و گيلان وجود داشته ولي در حال حاضر ايكات يا دارايي بافي تنها در چند كارگاه شهر يزد توسط رمضان رضايي، غديرزاده و ملك ثابت بافته مي‌شود.
احرامي يكي ديگر از دست‌بافته‌هاي قديمي يزد است كه بيشتر براي سجاده بافته مي‌شود، و از آن جا كه بيشتر زائران خانه‌خدا از آن استفاده مي‌كردند، به اين نام مشهور شد و نقوش ريز و طرح چليپا از مهمترين ويژگي‌هاي اين دست بافته‌است.
سابقه اين نقش در هنر سنتي ايران به چندين‌هزار سال مي‌رسد و در دوره‌هاي تاريخي مختلف به طور ثابت در اغلب آثار ايران از سفال، فرش و گليم گرفته تا معماري و حجاري قابل مشاهده است.
ساير دست بافته‌ها و يا شعربافي‌هاي يزدي كه از گذشته‌ها بافت آنها مرسوم بوده ، در حال حاضر ديگر منسوخ شده و بافت ماشيني آنها مرسوم شده است.
اما مهمترين دليل منسوخ شدن دست‌بافته‌هاي يزد را بايد اختراع دستگاه بافندگي ژاكارد توسط شارل ماري فرانسوي در سال ‪ ۱۸۰۹‬ميلادي دانست كه صنعت بافندگي به عنوان هنري كه تا آن زمان دستي بود، به صورت مكانيزه رواج يافت.
اتوماتيك شدن ماشين‌هاي بافندگي در اواخر قرن ‪ ۱۹‬و آغاز قرن بيستم به اوج خود رسيد و با ورود دستگاه ژاكارد به ايران، دست‌بافته‌هاي يزد نيز از سال ‪ ۱۳۴۲‬جاي خود را به ماشين‌هاي بافندگي داد.
اين امر تاثير عميقي بر ساختار منسوجات گذاشت و موجب منسوخ شدن تمامي دست‌بافته‌هاي يزدي شد تا جايي كه اكنون فقط حدود پنج دستگاه شعربافي كه براي بافت دارايي و احرام‌بافي استفاده مي‌شود در استان وجود دارد كه دو دستگاه به منظور بازديد علاقمندان در زندان اسكندر موجود است.
اساتيدي كه در حال حاضر دارايي و احرامي مي‌بافند نيز به دليل كهولت سن، چند سالي ديگر دست‌از كار خواهندكشيد و چنانچه‌مسوولان زودتر به خود نيايند، در آينده بايد زوال اين هنر اصيل ايراني را شاهد باشيم.
منبع: خبرگزاري جمهوري اسلامي

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اقتصاد

 

 

دنياي اقتصاد- احمد كريمي اصفهاني به عنوان دبير كل جامعه اصناف و بازار ايران، تحليل «بازار» را از اوضاع اقتصادي ايران در گفت‌وگويي تشريح كرده است.
وي با تاكيد بر اينكه «اقتصاد يك علم است» يادآوري مي‌كند كه كشور ما قدرت بالقوه‌اي در حوزه اقتصادي دارد، اما اينكه چرا با همه اين امكانات نتوانسته‌ايم نسبت به برخي كشورها كه حتي امكانات يك استان ما را هم ندارند كاري بكنيم،

 نشان‌دهنده آن است كه در مسائل اقتصادي جاي مديران لايقي كه بتوانند اين قدرت بالقوه را بالفعل كنند، خالي است و همه بايد به اين موضوع فكر كنيم.

 دبيركل جامعه بازار از وجود يك جنگ جدي پنهان در حوزه اقتصاد سخن مي‌گويد كه به دليل غفلت ما هر سال خسارات ما گسترده‌تر مي‌شود.
او اضافه مي‌كند: اينكه هر سال مي‌بينيم قيمت‌ها افزايش پيدا مي‌كند و تعادل بين اقشار جامعه به هم مي‌ريزد، نشان مي‌دهد كه يك غفلت تاريخي در اين زمينه وجود دارد.

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اولين سفر پس از سهميه بندی بنزين

 

 ۵ شنبه آمدم کاشان  بچه ها و مادرشان به خانه ی مادربزرگشان رفتند .اولين انجير های سياه حياط که به ندرت شيرين هستند روی ميز آشپز خانه منتظر خورده شدن بودند .و بعد تنها به سوی آران و بيدگل حرکت کردم. از روی پل باريک خيابان کارگر و جاده ی خلوت  عبور کردم و خودرو را در سايه ی ديوار حسينيه گذاشتم و در خلوت بعد از ظهر کوچه به خانه رسيدم .

شيدای ۸۲ ساله در خنکای باد ملايم کولر مثل هميشه روی تخت دراز کشيده بود . يخچال و سماور و اجاق و ظرفشويی و راديو و روزنامه و تلفن و چرتکه و ميز صندلی و کتابهايش همه در اطاق ۱۲متری خشت و گلی قديمي و پستوی کوچک کنارش  جای دارند و در همين اطاق از مهمانانش پذيرايی ميکند .برايم هندوانه و قيسی سرد و کلوچه و کيک آورد .

گفت : جای تختم را ميخواهم عوض کنم . ولی بر اساس قانون چو عضوی به درد آورد روزگار - دگر عضوها را نماند قرار به جز يخچال با کمک خودش  همه چيز جابجا شد و اطاق را هم جاروب نمودم و کيسه ی جارو را هم خالی نموده و شستم .

و سپس ديدار از عمو حسين در منزلش .مرا شناخت .

بعد از ظهر جمعه به بيمارستان شهيد بهشتی کاشان رفتيم .در بخش ويژه از پشت شيشه نوه ی خاله ام آقای حامد خاکی را که در تصادف موتوسيکلتش با يک خود رو در حالت کما بود را نگاه کردم .در آن راهرو باريک پشت هر شيشه عده ای مشغول گريه و زاری و دعا بودند .بازگشت سلامتی او را از خداوند قادر خواهانم .

 

        شنبه، 16 تير، 1386 -

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

طرح جامع شهر آران و بيدگل

 

 کار مطالعه ی طرح جامع شهری قبل از انقلاب در دست اقدام بوده و در سال ۵۹ به تصويب شورای عالی شهرسازی و معماری رسيده است .

در اواخر سال ۷۴بازنگری در طرح مذکور آغاز شد و سرانجام در تاريخ ۱۰/۱۰/۸۰ به تصويب شورای عالی شهرسازی و معماری رسيد.

بر اساس اين طرح در سال ۱۳۹۰ اين شهر با مساحت ۱۲۴۱هکتار ۷۸۰۰۰نفر جمعيت خواهد داشت.  

منبع :کارنامه عملکرد شورای اسلامی شهر و شهرداری

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامی اعضای سه دوره ی شورای اسلامی شهر آران و بيدگل

   اسامی اعضای سه دوره ی شورای اسلامی شهر آران و بيدگل

 دوره ی اول

 دوره ی دوم

 دوره ی سوم

آقای تقی محمود آبادی 

 آقای تقی محمود آبادی

آقای حسن عنايتی

آقای عليرضا فخری

آقای  احمد رضا سعيدی

 آقای رضا چاقيان

 آقای عليمحمد غياث پور

آقای عليمحمد غياث پور

آقای عليمحمد قاسم پور

آقای  محمد اسلامی

خانم منيرالسادات مشتاقی

 آقای علی شکوری

آقای رحمت الله حاجی جمالی

آقای علی اکبر قندانی

 آقای احمدرضا خورشيدی

 آقای علی داداشی

 آقای علی داداشی

 آقای عليرضا پورابراهيمی

 آقای رضا بيگانه

 آقای رضا بيگانه

 آقای محمد رمضانی

آقای علی محمد بشارتی

   

منبع :کارنامه عملکرد شورای اسلامی شهر و شهرداری و جناب آقای عموزاده

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عجايب هفتگانه

 

    عجايب هفتگانه ی کره ی زمين

  عجايب دنيای باستان

  عجايب جديد

 نام

 کشور

 نام

 کشور

 فانوس دريايي اسکندريه

 مصر

 ديوار بزرگ چين

 چين

 هرم بزرگ جيزه

 مصر

 مسجد تاج محل

 شهر آگرای هند

 تنديس غول پيکر رودس

 يونان

 شهر تاريخي «پترا» 

 اردن

 نيايشگاه آرتميس

 ترکيه امروزي

 آمفي تئاتر کولوسيوم

 شهر رم ايتاليا

 تنديس زئوس

 يونان

 پيکره «مسيح رهايي بخش»

 برزيل

 باغهاي معلق بابل

 عراق

 هرم «چيچن ايتزا»

 مکزيک

آرامگاه هاليکارناسوس

 ترکيه امروزي

بقاياي شهر تاريخي «ماچو پيکچو»

پرو

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

زندگی

 

زندگی مثل امتحان ديکته می مونه تا می خوای غلط ها ت روپاک کنی يه نفر داد می زنه : ورقه ها بالا!

 

 http://www.aroonibasafa.blogfa.com/

از عشق که در گذریم نگاه فردوسی است به زن  . که در خور بررسی و اندیشه است . فردوسی زن را با عالی ترین صفات ستوده است . او حتی بر خلاف عرف زمانه خود  زن خود را ستوده است.

http://www.farzaneganbidgoli.persianblog.com/ 

استاد عباس متولي يكي از هنرمندان بنام شهرستان آران و بيدگل مي باشد كه در زمينه خوشنويسي توانسته موفقيت هاي زيادي را كسب كند كه هم اكنون رئيس انجمن خوشنويسان شهرستان است.

http://rahmani47.persianblog.com/

پیشرفت و سوق به جلو نباید از راه تقلب و نادرستی بوده یا با دروغ و خیانت و پستی همراه باشد. 

http://kankash1.persianblog.com/

رویکرد معرفتی و شناختی به طبیعت نشان می دهد که پایایی و مانایی هر چیز در گرو قالب شکنی و قالب گیری همواره و  شوندگی تجددگرایانه و توسعه گرایانه است.

http://www.mashal.blogfa.com/

استاد عباس مکاری خدمتگزار و موذن مسجد جامع عتیق نوش آباد در این حادثه بر اثر ضربه مغزی در دم جان داد.

 http://noushabadcity.persianblog.com/

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

درباره ی قانون اساسی

 
در پايان برخی از اصول قانون اساسی آمده است :

  • شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند.
  • مگر در مواردی که قانون تجويز کند .
  • تفصيل آن را قانون معين ميکند.
  • مگر به حکم قانون.
  • مگر در مواردی که قانون مقرر می دارد.
  • تفصيل ضوابط و قلمرو و شرايط هر سه بخش را قانون معين می کند.
  • تفصيل  و ترتيب استفاده از هر يک را قانون معين می کند.
  • ضوابط آن را قانون معين ميکند.
  • و....

   به نظر اينجانب انشای اين چنينی قانون اساسی ،  از استحکام و قاطعيت و شفافيت قانون اساسی ميکاهد .وقتی در قانون اساسی مجلس قانونگذاری پيش بينی شده است و اصل ۷۱ مقرر ميدارد که ( مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانون وضع کند.) اين همه تکرار مکررات برای چيست ؟

 

 

 برخی از اصول قانون اساسی شفاف و قاطع است مانند:

اصل ۲۳ - تفتيش عقايد ممنوع است و هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.

اصل ۳۸ -

  • هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است .
  • اجبار شخص به شهادت ، اقرار يا سوگند  ، مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است .
  • متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود.

اصل ۳۹ - هتک حرمت و حيثيت کسی که به حکم قانون دستگير، بازداشت  ، زندانی يا تبعيد شده ، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است .

اصل ۴۰- هيچکس نميتواند اعمال حق خويش را وسيله ی اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد .

 

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نروژ

 

   تهران‌ / واحد مرکزي‌ خبر / سياسي‌ ‌86‌/‌4‌/‌19‌
خبرگزاري‌ المان‌ از اسلو گزارش‌ داد‌‌‌ :
وزارت‌ امور خارجه‌ نروژ اعلام‌ کرد: اين‌ کشور امروز سه‌ شنبه‌ به‌ سنگسار منجر به‌ مرگ‌ يک‌ شهروند ايراني‌ به‌ جرم‌ زنا اعتراض‌ کرد‌ .
وزارت‌ امور خارجه‌ نروژ افزود : اين‌ وزارتخانه‌ امروز عبد الرضا فرجي‌ راد سفير ايران‌ در اسلو را به‌ منظور اعتراض‌ به‌ سنگسار جعفر کياني‌ که‌ پنج‌ شنبه‌ گذشته‌ در شهر تاکستان‌ واقع در شمال‌ غربي‌ ايران‌ صورت‌ گرفت‌ ‌ احضار کرد‌ .
وزارت‌ امور خارجه‌ نروژ در بيانيه‌ اي‌ اعلام‌ کرد يوناس‌ گاهر استور ‌‌‌‌‌‌‌‌وزير امور خارجه‌ اين‌ کشور گفت‌ وي‌ از اجراي‌ اين‌ اعدام‌ ناراحت‌  ‌است‌ و افزود سنگسار مجازاتي‌ وحشيانه‌ است‌‌ .
استور گفت‌ : نروژ و ديگر کشورها از مقامات‌ مسئول‌ ايران‌ خواسته‌ اند مجازات‌سنگسار را در مورد مکرمه‌ ابراهيمي‌ که‌ مادر سه‌ فرزند است‌ و شريک‌جرم‌ کياني‌ بوده‌ است‌ اجرا نکنند‌ .

سازمان ملل متحد رتبه شاخص توسعه انساني 177 كشور جهان را در سال 2006 (به ترتيب از بهترين تا بدترين شاخص) به شرح زير اعلام كرده است كه عدد داخل پرانتز نيز رتبه توسعه انساني كشورها در سال 2005 را نشان مي دهد.

1- نروژ (1)

31- باربادوس (30)

61- مالزي(61)

91-پاراگوئه (88)

2-ايسلند(2)

32- جزيره مالت(32)

62- بوسني و هرزگوين (68)

92- تركيه (94)

3- استراليا(3)

33- كويت (44)

63-موريس (65)

93- سريلانكا(93)

4- ايرلند (8)

34- برونئي (33)

64-ليبي (58)

94- جمهوري دومينيكن (95)

5- سوئد(6)

35- مجارستان(35)

65- روسيه (62)

95- بليز (91)

6- كانادا (5)

36- آرژانتين (34)

66- مقدونيه (59)

96- ايران(99)

7-ژاپن (11)

37- لهستان (36)

67- بلاروس(67)

97- گرجستان (100)

8- آمريكا(10)

38- شيلي (37)

68- دومينيكو (70)

98- مالديو (96)

9-سوئيس (7)

39- بحرين (43)

69- برزيل (63)

99- آذربايجان (101)

10- هلند(12)

40- استوني (38)

70-كلمبيا (69)

100- فلسطين(102)

11- فنلاند (13)

41- ليتواني (39)

71- سن لويسيا (76)

101 - السالوادور (104)

12-لوكزامبورگ (4)

42- اسلواكي (42)

72-ونزوئلا (75)

102- الجزاير (103)

13- بلژيك (9)

43- اروگوئه (46)

73- آلباني (72)

103- گويان (107)

14-اتريش (17)

44- كرواسي (45)

74-تايلند (73)

104-جامائيكا (98)

15- دانمارك (14)

45- لاتويا (48)

75- سامائو غربي (74)

105- تركمنستان (97)

16- فرانسه(16)

46- قطر (40)

76- عربستان سعودي (77)

106- كيپ‌ورد (105)

17- ايتاليا(18)

47- جزاير سشيل (51)

77- اوكراين (78)

107- سوريه (106)

18- انگليس(15)

48- كاستاريكا (47)

78- لبنان (81)

108- اندونزي (110)

19- اسپانيا (21)

49-امارت متحده عربي (41)

79- قزاقستان (80)

109- ويتنام (108)

20- نيوزلند(19)

50- كوبا (52)

80-ارمنستان (83)

110- قرقيزستان (109)

21- آلمان(20)

51- سن كيتس ونويس(49)

81- چين (85)

111- مصر (119)

22- هنك كنگ(22)

52- باهاماس(50)

82- پرو (79)

112- نيكاراگوئه(112)

23- اسرائيل[غاصب] (23)

53- مكزيك(53)

83- اكوادور (82)

113- ازبكستان (111)

24- يونان(24)

54-بلغارستان (55)

84-فيليپين(84)

114 -جمهوري مولداوي (115)

25- سنگاپور(25)

55- تونگا (54)

85- گرانادا (66)

115- بوليوي (113)

26- كره جنوبي (28)

56- عمان (71)

86-اردن (90)

116- مغولستان (114)

27- اسلواني (26)

57- ترينيدات و توباگو(57)

87- تونس (89)

117- هندوراس (116)

28- پرتغال (27)

58- پاناما (56)

88- سن ويلسنت و گرينادينز (87)

118- گواتمالا (117)

29- قبرس(29)

59- آنتيگوا و باربودا (60)

89-سورينام(86)

119-وانواتو (118)

30- جمهوري چك(31)

60- روماني (64)

90- فيجي (92)

120- گينه استوايي(121)

حكومت : پادشاهی

      مساحت : 895/323  كیلومترمربع

جمعیت :   4593041 نفر

  رشد سالانه جمعیت : 3/0 درصد

پایتخت : اسلو

زبان   : نروژی

 

 كشوری كوهستانی و سردسیر در شمال اروپا است. آب و  هوای این كشوردرساحل غربی،به علت عبورجریان آب گرم گلف استریم معتدل بوده، و میزان بارش سالانه در همین  منطقه، 196 سانتی متر است. میانگین دما از 4 درجه زیر  صفر در دی ماه تا 17 درجه سانتی گراد بالای صفر در    خرداد، نوسان دارد. بخش زیادی از جمعیت در فیوردها-سواحل و حومه اسلو زندگی می كنند. صنایع مهم نروژ  عبارتند از : صنایع شیمیایی فلزكاری و تولید كاغذ. ازنظر منابع طبیعی ، كشوری ثروتنمد محسوب شده و صادرات آن را زغال سنگ نفت گاز ماهی صنایع غذایی و ماشین آلات تشكیل می دهد.

 

 

١۸٫٠٠٠سال قبل نروژ پوشیده از یخ بود. به تدریج هوا گرمتر شد، یخ ها ذوب شدند و اولین گروه از انسان ها حدود ١١٫٠٠٠ سال قبل از آلمان راهی این سرزمین شدند و پس از پیمودن نواحی پوشیده از یخ به اینجا رسیدند. آنها با شکار حیوانات مختلف امرار معاش می کردند، ابزارهای مورد نیاز خود را از سنگ می ساختند، و لباس های خود را از پوست حیوانات تهیه می کردند. ما این دوره تاریخی را عصر حجر می نامیم.

با گذشت زمان، هوا گرم تر شد و جنگل ها رویش کردند. مردم به تدریج به کشاورزی و نگهداری از حیوانات اهلی پرداختند. آنها ریسندگی و بافندگی را آموختند و پوشاک خود را از پشم گوسفند تهیه کردند. آنها از آهن ابزارهایی مانند چاقو، تبر و امثال آن را ساختند. خانواده های گسترده در کنار هم زندگی می کردند. پدربزرگ رئیس مزرعه محسوب می شد. چنین خانواده گسترده ای قبیله نامیده می شد. همه افراد تحت حمایت، مراقبت و کمک قبیله قرار داشتند. منازعات بین قبیله ای توسط نوعی دادگاه که به زبان نروژی «تینگ» نامیده می شد حل و فصل می گردید. بعضی از قبیله ها قوی و ثروتمند شدند و به داد و ستد با سایر ملل اروپا پرداختند.

در سال ۷۹٣، نروژی ها به صومعه ای که در جزیره لیندیس فارنه (Lindisfarne) در شرق سواحل شمالی انگلستان واقع شده بود حمله کردند. برای اولین بار، مردم منطقه شمال اروپا نقش مهمی در تاریخ اروپا ایفا کردند. سوئدی ها، دانمارکی ها، و نروژی ها کشتی های خوبی داشتند و راهی سفرهای دریایی طولانی می شدند. آنها را وایکینگ ها می نامیدند. آنها تجارت می کردند، به چپاول می پرداختند، می جنگیدند، و افرادی را برای بردگی به اسارت می گرفتند. وایکینگها آیین خاص خود و خدایان زیادی داشتند. بسیاری از وایکینگ ها نروژ را ترک کردند و در جاهای دیگر مستقر شدند.

سقط جنین به میل خود

در نروژ، یک زن حق دارد قبل از پایان هفته دوازدهم بارداری جنین خود را سقط کند. هر سال حدود ١٣٫٠٠٠ مورد سقط جنین در نروژ صورت می گیرد. زنی که مایل به سقط جنین خود است، باید با پزشک دائمی خود مشورت کند تا پزشک او را به بیمارستان ارجاع دهد.

انتخاب بیمارستان

هنگامی که به پزشک مراجعه می کنید، هزینه ای را به عنوان حق ویزیت پرداخت می کنید. اما در صورت مراجعه به بیمارستان، معالجاتی که دریافت می کنید رایگان خواهد بود. بسیاری از مردم در نروژ در انتظار عمل جراحی به سر می برند. بیمارستان های مختلف زمان های انتظار متفاوتی دارند. شما به عنوان بیمار حق دارید بیمارستان محل معالجه خود را انتخاب کنید. شما باید هزینه ای را برای انتقال به بیمارستان بپردازید. پزشک دائمی شما می تواند راجع به بیمارستان هایی که می توانید برای معالجه به آنجا مراجعه کنید شما را راهنمایی کند. برای بررسی زمان های انتظار می توانید به وب سایت انتخاب بیمارستان رایگان مراجعه کنید.

تعلیم و تربیت و کسب مدارج لازم

نظام آموزشی نروژ همه مقاطع، از مهد کودک گرفته تا دانشگاه، را در بر می گیرد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی ١٠ سال طول می کشد و برای همه اجباری است. اکثر کودکان در مدارس دولتی تحصیل می کنند و تنها ٪٢ از آنها به مدارس خصوصی می روند. تحصیل در مقطع دبیرستان اجباری نیست، اما ٪٩٥ از نوجوانان بعد از اتمام تحصیلات اجباری خود، وارد مقطع دبیرستان می شوند. تحصیل در مدارس دولتی، مدارس مقطع متوسطه، دانشکده ها و دانشگاه های نروژ رایگان است.

 کمک هزینه اولاد

خانواده های دارای فرزندان کمتر از ١۸ سال سن از دولت کمک هزینه اولاد دریافت می کنند. کمک هزینه اولاد در پایان هر ماه پرداخت می شود و مشمول پرداخت مالیات نمی گردد. کمک هزینه اولاد برای همه خانواده ها، صرف نظر از میزان درآمد آنها، یکسان است.

باید توجه داشته باشیم که کمک هزینه اولاد پولی است که متعلق به والدین می باشد نه فرزندان. کمک هزینه اولاد با هدف پوشش دادن بخشی از هزینه هایی که خانواده به خاطر فرزند متحمل می شود، از قبیل هزینه های مضاعف زندگی، پوشاک، کفش، تجهیزات ورزشی و امثال آن، به خانواده ها پرداخت می گردد.

قاعده کلی در خصوص برخورداری از کمک هزینه اولاد این است که فرزندانی که فرد به خاطر آنها کمک هزینه اولاد دریافت می کند باید مقیم نروژ باشند. چنانچه فرزند یا فرزندان برای مدت زمان بیش از ١۲ ماه در خارج از نروژ زندگی کنند، بدیهی است که خانواده از حق دریافت کمک هزینه اولاد محروم خواهد شد. کمک هزینه اولاد همچنین قابل پرداخت برای فرزندانی است که در یک کشور محدوده اقتصادی اروپا (EEA) غیر از نروژ زندگی می کنند، مشروط بر آنکه، به عنوان مثال، یکی از والدین آنها در نروژ مشغول به کار باشد.

نرخ های زیر از اول ژانویه سال ۲٠٠٧ قابل اجرا بوده و نشان می دهند که هر خانواده به ازای هر فرزند ماهیانه چه مبلغی را دریافت می کند:

  • نرخ معمولی ۹۷٠ کرون نروژ است.
  • چنانچه فرزندان در فین مارک (Finnmark) و یا در برخی از بخش های نورد-ترومس (Nord-Troms) زندگی کنند نرخ بالاتر است، و مبلغ اضافی ٣۲٠ کرون نروژ دریافت می گردد.
  • افرادی که به تنهایی مسئولیت نگهداری از فرزند یا فرزندان را برعهده دارند ممکن است یک کمک هزینه اولاد اضافی نیز دریافت کنند. این بدان معنا است که آنها کمک هزینه یک فرزند دیگر، علاوه بر فرزندانی که دارند، را نیز دریافت می کنند. افرادی که به تنهایی مسئولیت نگهداری از فرزند یا فرزندان را برعهده دارند ممکن است مبلغی اضافه به عنوان کمک هزینه اولاد صغیر برای فرزندان ٠ تا ٣ سال دریافت کنند (این مبلغ ماهیانه ۶۶٠ کرون نروژ می باشد).

بودجه ی خانواده

برنامه ی بودجه، میزان دخل و خرج را طی مدت زمانی مشخص تعیین می کند. هم خانواده ها و هم شرکت ها دارای برنامه بودجه می باشند. بسیاری از خانواده ها برنامه بودجه خود را به صورت ماهیانه تنظیم می کنند. این امر برنامه ریزی برای دخل وخرج را آسان تر می کند.

نمونه ای از برنامه بودجه یک خانواده در ذیل ارائه شده است:

ژانویه ۲٠٠۶

درآمد مخارج
حقوق لیلا ١۵٫٠٠٠ رهن ۷٫۵٠٠
حقوق کریم ١۵٫٠٠٠ وام اتومبیل ۲٫۸٠٠
کمک هزینه اولاد ۹۷٠ وام تحصیلی ١٫۵٠٠
کودکستان ۲٫۵٠٠
هزینه های بخش ١٫٠٠٠
برق ١٫۲٠٠
بنزین ١٫۳٠٠
کرایه اتوبوس ۷۵٠
بیمه ١٫٠٠٠
روزنامه ۴٠٠
بهداشت و سلامت ۳٠٠
خوراک ۴٫٠٠٠
تلفن ١٫٠٠٠
پوشاک ١٫٠٠٠
تعطیلات و فعالیت های اوقات فراغت ۳٫٠٠٠
پس انداز  ١٫۵٠٠

جمع کل درآمد ۳٠٫۹۷٠ جمع کل مخارج: ۳٠٫۷۵٠

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نروژ

 

   تهران‌ / واحد مرکزي‌ خبر / سياسي‌ ‌86‌/‌4‌/‌19‌
خبرگزاري‌ المان‌ از اسلو گزارش‌ داد‌‌‌ :
وزارت‌ امور خارجه‌ نروژ اعلام‌ کرد: اين‌ کشور امروز سه‌ شنبه‌ به‌ سنگسار منجر به‌ مرگ‌ يک‌ شهروند ايراني‌ به‌ جرم‌ زنا اعتراض‌ کرد‌ .
وزارت‌ امور خارجه‌ نروژ افزود : اين‌ وزارتخانه‌ امروز عبد الرضا فرجي‌ راد سفير ايران‌ در اسلو را به‌ منظور اعتراض‌ به‌ سنگسار جعفر کياني‌ که‌ پنج‌ شنبه‌ گذشته‌ در شهر تاکستان‌ واقع در شمال‌ غربي‌ ايران‌ صورت‌ گرفت‌ ‌ احضار کرد‌ .
وزارت‌ امور خارجه‌ نروژ در بيانيه‌ اي‌ اعلام‌ کرد يوناس‌ گاهر استور ‌‌‌‌‌‌‌‌وزير امور خارجه‌ اين‌ کشور گفت‌ وي‌ از اجراي‌ اين‌ اعدام‌ ناراحت‌  ‌است‌ و افزود سنگسار مجازاتي‌ وحشيانه‌ است‌‌ .
استور گفت‌ : نروژ و ديگر کشورها از مقامات‌ مسئول‌ ايران‌ خواسته‌ اند مجازات‌سنگسار را در مورد مکرمه‌ ابراهيمي‌ که‌ مادر سه‌ فرزند است‌ و شريک‌جرم‌ کياني‌ بوده‌ است‌ اجرا نکنند‌ .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

وبلاگ نويس پر تلاش

 

 جناب آقای سيد جعفر فاطمی نوش آبادی ( سيد ) مدير محترم دبستان شهيد تقوی شادشهر نوش آباد و همسرشان از اوايل سال ۸۵ وبلاگ نويسی را شروع کرده اند.تقريباً تمامی وبلاگهای آنها مذهبی و در باره ی اسلام و پيامبر اکرم (ص) و امامان ميباشد.عناوين وبلاگهای شناسايی شده عبارتند از :

  • رسول رحمت
  • پرسش مهر ۵-۶-۷
  • پلاک بهشت
  • آخرين جمعه
  • علمدار صبح
  • اتحاد ملی
  • کاروان
  • زلال نرگس

برای ايشان و همسر محترمشان آرزوی بهروزی و آرامش دارم .

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چنين گفت شيدا

 

 ......تجليل از معلم های عزيز......

......ز آموزگاران سخن سرکنم.........

......همی نامشان زيب دفتر کنم......

......از آنانکه بسيار بردند رنج.........

......نبردند گنج از سرای سپنج......

...چو جدّی ، فقيهی ، چو محمود صدر...

...چو مصباحی آن مرد با ارج و قدر...

......جلوداريان ستوده خصال......

......کريمی و مشهودیّ بی مثال......

......دگر عسگری ، بانوی نامدار......

......زن فاضل پاک پرهيزکار......

......زدنيای فانی چو پرپر زدند ......

......سراپرده در ملک ديگر زدند......

......به نيکی از آن رفتگان ياد باد......

......روانشان به باغ جنان شاد باد......

...وز آن زندگان گويم اکنون سخن...

...ز مردان دانش پژوه کهن...

 ......ز آموزگاران روشن ضمير......

...... که در راه تعليم گشتند پير......

 ......بسی رنج بردند و دل سوختند......

...... اَ بَر کودکان علم آموختند......

...... به فرهنگ اکنون شاغل ني اند......

...... سزاوار تکريم و دلجوئيند......

 ...همه عارف و مؤمن و پاکرو...

... کنون نامشان را يکايک شنو...

 ......مؤذن ، رجايی و بند شهی......

...... شهاب سخن سنج با فرّهی......

...... دو صدر و دو ربانی چون گهر......

......منوچهر سامانی با هنر ......

...... عليجانزاده ، دبير خبير......

...... که تأليف کرده زبان کوير......

 ......يکی سيد از نسل آل عبا......

...... فرهمند و نامش بنیّ طبا......

... پس از آن اميری و اشراقی است...

... شريفی و ساتع هم اربابی است...

...دگر آيتی مرد صاحب کمال...

...شکوری که او را نباشد همال...

...فتاد از قلم گر که نام کسی...

...بخواهيم پوزش از ايشان بسی...

......به اموزگاران فرستم درود......

......به پاداش هديه کنم اين سرود......

......به مسئول فرهنگ صد آفرين......

...ورا باد اقبال و دولت قرين...

......چنين گفت شيدای شيرين سخن......

......معلم مرا کرده استاد فن......

منبع: زمزمه ی ... کاری از واحد نشر انجمن ادبی صباحی بيدگلی - ارديبهشت ۷۴

با تشکر از مهرآفرين ستاری که شعر را خواند و من تایپ کردم .

 

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از مديترانه تا چين

 

 

 چه خبر است ؟اين سکوت مرگبار در قبال کشتار انسانها به چه معنی است ؟

در نهرالبارد- نوار غزه - کرانه ی باختری رود اردن - عراق - پاکستان - افغانستان انسانها را تحت عنوان ستيزه جو ميکشند و انگار که همه به اين کشتار ها راضی هستند . قاتلها تشويق هم می شوند .عجب حالی دارد اين روزها پرويز مشرف .جنايت  مسجد سرخ شمارش معکوس سقوطش را آغازنموده است. .

 از ساحل مديترانه تا مرز هند و چين  برای آمريکا تبديل به باتلاقی عظيم شده است .تا کنون ميگفتيم عراق باتلاق است .

در يکطرف بوش و اروپا و سنيوره و اسرائيل و مالکی و محمود عباس و پرويز مشرف و کرزای در طرف ديگر القاعده و ايران و سوريه و  مقتدی صدر و حسن نصرالله و حماس و و احتمالا روسيه در نبردی نا برابر .و اين وسط مردم بيگناه که لت و پار ميشوند .

در جنگهای امروزی داوری در مورد اينکه کدام طرف برنده و کدام طرف بازنده است بسيار مشکل است .

در جنگهای قديم يا جنگ در کوه و بيابان بين دو لشگر بود که در اين صورت طرفين با شدت تمام و بدون محدوديت تمامی سپاه دشمن را مورد حمله قرار ميداد و تعداد فراری ها و کشته ها و زخمی ها و اسرا طرف پيروز و شکست خورده را مشخص می کرد ويا به شهرها حمله ميشد و در صورت ورود به شهر و کشته و مجروح شدن محافظان و مردم شهر ، مهاجمين پيروز بودند و در موقع پرتاب تير و يا سنگ و آتش به داخل شهر فرقی بين مردم و محافظان نبود و مهاجمين مواظبت نمی کردند که مردم عادی صدمه نبينند .

در جنگهای امروز مثلا جنگ حزب الله لبنان با اسرائيل يا دولت لبنان با فلسطينيان اردوگاه نهر البارد طرفين نمی توانند  داخل مناطق مسکونی را بمباران کنند . بنا براين اگر نبرد طولانی ميشود و به نتيجه نمی رسد به اين دليل است نه به دليل اينکه يک طرف ضعيف است و طرف ديگر قوی تر .

هم در جنوب لبنان و هم در شمال آن ، خانه ها و ساکنينش سنگر و سپر مسلمين بودند . و در مسجد لعل پاکستان هم زنها و بچه ها را سپر قرار داده بودند . فلسطينيان هم در مقابل اسرائيل همين کار را ميکنند . عراقی ها در برابر آمريکا همينطور .اين است که باتلاق درست ميشود و  ارتشهای قوی نمی توانند به سرعت پيروز شوند .

  

 
+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سينماهای كاشان

 

  چهار تا سينما در كاشان بوده كه هر چهارتا در فاصله ی فلكه ی مجسمه ( ۱۵ خرداد) تا  فلكه ی فين بودند .

  1. سينما ايران نو  نزديك ترين سينما به فلكه ی فين در محله ای موسوم به ملك آباد نبش يك كوچه .شيدا هر هفته ما ( من و خواهرم )را به اين سينما ميبرد .يادم هست يكبار درست زمانی داخل سالن شديم كه سرود شاهنشهی پخش ميشد . موقع سرود همه می ايستادند . ما رفتيم نشستيم و پاسبانی به ما تذكر داد .ساندويچهای كالباسش بسيار خوشمزه بود .
  2. سينما چهل جريب واقع در ورزشگاه چهل جريب . سالن زمستانی سالنی كوچك و خشت و گلی بود .و تابستانها در كنار استخر روباز صندلی ميچيدند و تصوير روی ديوار بلند مخصوص نمايش داده ميشد . خيلی با صفا بود .چند بار با برادر هايم به اين سينما رفتم . يكبار قبل از آنكه فيلم شروع شود يك نفر سرش را از اطاق پخش فيلم بيرون آورده بود و با صدای بلند برای فيلم بعدی تبليغ ميكرد .
  3. سينما بيتا كه بعدا بهمن نام گرفت و الان گويا تبديل به چند سالن شده است نزديك ترين سينما به ميدان مجسمه بود .ديگر تنها و يا با دوستانم به اين سينما و سينما سيلور سيتی می رفتم .
  4. سينما سيلور سيتی در ۴ راه پنجه شاه كه  نقشه ی معماری آن جديد بود و در روی پرده بردن فيلمهای لختی پختی از ساير سينماها پيشی گرفته بود .الان در محل آن يك پاساژ احداث شده است .

 

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شهرداران زاهدان از سال 1319 تا کنون

فهرست اسامي شهرداران از بدو تاسيس شهرداري زاهدان

رديف

نام و نام خانوادگي

سمت

دوره زماني مسئوليت

تاريخ انتصاب

تاريخ انقضاء

1

بني اقبال

شهردار زاهدان

18/9/1319

8/9/1329

2

كوشيار

شهردار زاهدان

19/9/1329

1330

3

برقي

شهردار زاهدان

1331

1332

4

فرنام

شهردار زاهدان

1333

10/8/1333

5

برقي

شهردار زاهدان

11/9/1333

19/12/1339

6

حسين پيشرو

شهردار زاهدان

20/12/1339

12/1/1342

7

جواد اكراني

شهردار زاهدان

6/2/1342

16/6/1342

8

محمد حسين فرزين

شهردار زاهدان

17/6/1342

1/9/1343

9

محمدرضا راغبي

شهردار زاهدان

16/9/1343

22/5/1345

10

محمد جهانفر

شهردار زاهدان

30/5/1345

16/4/1346

11

ايرج فرزانه

شهردار زاهدان

20/4/1346

7/9/1346

12

منوچهر كارگر

سرپرست شهرداري زاهدان

20/9/1346

20/10/1346

13

ملك منصور خواجه نوري

شهردار زاهدان

21/12/1346

1/5/1348

14

احمد هاشمي

سرپرست شهرداري زاهدان

10/5/1348

13/7/1348

15

محمد علي تهرانيان

شهردار زاهدان

26/7/1348

10/9/1350

16

نورعلي شهابي

شهردار زاهدان

14/9/1350

26/7/1351

17

سرتيپ اسدا... روئين فر

شهردار زاهدان

13/9/1351

30/8/1352

18

سيدعلي علوي

شهردار زاهدان

1/11/1352

25/3/1355

19

منوچهر كارگر

شهردار زاهدان

25/4/1355

15/7/1357

20

هوشمند مندخت

شهردار زاهدان

9/8/1357

1/4/1359

21

خالقداد آريا

سرپرست شهرداري زاهدان

1/4/1359

20/8/1359

22

جان محمد باجوري

شهردار زاهدان

20/8/1359

24/8/1361

23

رضا كاظمي

شهردار زاهدان

25/7/1361

29/12/1361

24

نصرا... زارع

شهردار زاهدان

1/1/1362

12/12/1362

25

جان محمد باجوري

شهردار زاهدان

13/12/1362

4/12/1363

26

حسن محرابي بهار

شهردار زاهدان

5/12/1363

25/3/1364

27

علي جعفري

شهردار زاهدان

26/3/1364

15/4/1365

28

جمشيد مطيع جهان

سرپرست شهرداري زاهدان

16/4/1365

18/10/1368

29

حسن عيني

شهردار زاهدان

19/10/1368

31/2/1369

30

محمد علي جوادي

سرپرست و شهردار

1/3/1369

26/7/1371

31

مجيد حاجي غلام سريزدي

شهردار زاهدان

26/7/1371

23/9/1373

32

ابراهيم باجوري

سرپرست شهرداري زاهدان

23/9/1373

14/10/1373

33

عليرضا سرگلزهي

شهردار زاهدان

14/10/1373

4/11/1376

34

غلامرضا حسين پور

شهردار زاهدان

14/11/1376

4/11/1377

35

كريم ريگي

سرپرست شهرداري زاهدان

9/3/1378

20/4/1378

36

مجيد حاجي غلام سريزدي

شهردار زاهدان

20/4/1378

25/2/1380

37

كريم ريگي

سرپرست شهرداري زاهدان

25/2/1380

8/6/1380

38

كريم ريگي

شهردار زاهدان

8/6/1380

24/1/1384

39

محمود دشتي خويدكي

سرپرست شهرداري زاهدان

24/1/1384

4/5/1384

40

محمد علي جدلي

شهردار زاهدان

5/5/1384

تا كنون

http://www.zahedancity.ir/cms/printit.asp?id=157
+ نوشته شده در  86/05/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دلشوره

سمت خونه ي جديد اميرينا در حال حركت بودن... دونه هاي برف... سطح چايي يخ زده اش رو پُر كردن ... چايي از دستش افتاد... ديگه سارا متوجه شده بود كه دلشوره و دل نگراني تمام اين سالها به خاطر چي بود... بغض گلويش رو داشت ميفشرد ... اشكهاي چشمش مجال

 به تنهایی خودم به دردها و کتکهایی که خوردم و ... دل شوره عجیبی داشتم و یهو

بغضم ترکید و یک دل سیر اشک ریختم . دوباره اومدن سراغم این بار دو تا مرد بودن

چرا با امید؟ نه! من راه دیگه ای سراغ دارم. چهار پنج روز اول رو بی خیال دنیا. از روز پنجم سعی کن به دل شوره بیفتی. روز ششم یک فیلم خفن مثل...

هم‌ چنين‌ از آنجايي‌ كه‌ گرايش‌ به‌ سمت‌ نگراني‌، دلشوره‌ و سركوب‌ كردن‌ و فروخوردن‌ عواطف‌ و احساسات‌ دروني‌ شان‌ را دارند، خطر ابتلا به‌ دل‌ شوره‌ وناراحتي‌هاي‌ گوارشي‌ برايشان‌ وجود دارد. گفته‌ مي‌شود كه‌ در خطر معرض‌ ابتلا به‌ كم‌خوني‌، ناراحتي‌ كليه‌، زكام‌، ناشنوايي‌، روماتيسم‌ و راشي‌ تيسم‌ نيز هستند.

 

ترس و دل‌شوره و پادرهوايی جاش رو الان به يه بی‌وزنی عجیب و غریب داده . از 6 روز پيش تا همين ديشب شمال بودم. دور خودم می‌چرخيدم

امید را سرلوحه زندگی خود قرار دهید و نگاه شما به خوبیهای زندگی باشد. تا آنجا که ممکن است از تشویش و دل شوره داشتن برای هر چیز اجتناب نمائید. تشویش دشمن آرامش و منشاء بسیاری از قضاوت های

بيمار خانم متولد ۵/۲/۱۳۴۶ قد بلند و چاق
*مشکل اصلي حواسپرتي است که هميشگي است و زمان خاصي را نميتوانم پيدا کنم.
* نگران بروز اتفاقات بد براي افراد خانواده هستم .مثل تصادف -زلزله نگران هستم که اگر موقع مدرسه بودن بچه ها زلزله رخ بده چه جوري خودم را بهشون برسونم!
* شبها تا شوهرم به خانه برسه قلبم شروع به زدن ميکنه ميگم نکنه خوابش ببره و تصادف کنه!
* از بيماري بچه هام خصوصا شوهرم ميترسم .
* جديدا خيلي محتاط شدم در رانندگي ترسو شدم که قبلا اينطوري نبودم.
* چند وقته دلشوره دارم جوري که حالت تهوع بهم دست ميده.در ان موقع گوشتهاي انگشتان دستم را با دستم ميکنم با کندن آنها احساس آرامش بهم دست ميده.
* گاهي ۱۵ دقيقه تلويزيون نگاه ميکنم ولي نميفهمم چيه! کتاب هم که ميخوانم گاهي مجبور ميشم براي اينکه بفهمم برگردم از اول بخوانم.
*خيلي عصبي و پرخاشگر هستم به صدا خيلي حساسم . در جمع خوبم هم ترسها و هم دلشوره هام. جوري که در جمع کسي فکر نميکنه عصبي باشم.
*خواب زياد ميبينم خواب مرگ و مير زياد ميبينم گاهي بيدار که ميشم ميبينم در خواب گريه هم کردم.
* گريه زياد نميکنم مخصوصا اگر جلوي کسي باشم. از گريه کردن جلوي کسي خجالت ميکشم.
* از بادهاي شديد که زوزه ميکشند ميترسم.
* در جمع کم حرف ميزنم نميخوام کسي بهم بخنده يا مسخره و يا تحقيرم کنه.حتي اگه جواب سوالي را بدانم نميتوانم بدهم اعتماد به نفسم پائينه.
*نه از کسي ايراد ميگيرم و نه تحمل انتقاد را دارم.
موقع عصبانيت دستهام ميلرزه و هر چي که جلوي دستم باشه پرت ميکنم کاري هم ندارم که آن شي گران قيمت باشه يا نباشه.
*سرم خيلي شوره ميزنه موهام ميريزه.ناخنهام ميشکنه.
*گاهي حس ميکنم يه سري آدم کوتوله رد ميشوند و از پشت سر نگام ميکنن.
*گوشم هميشه سوت ميکشه مثل يه راديو که موج داره.در جاهاي شلوع بدتر ميشه.
*نسبت به بو خيلي حساسم بوي شديد باعث ميشه تنگي نفس بگيرم.
*با غذاي شور حالت تهوع بهم دست ميده. از شوري متنفرم و عاشق شيريني و ملس هستم.
*آب خيلي نميخورم.خيلي نفخ ميکنم شکم و معده ام ورم ميکنه در روده هام احساس تکان ميکنم انگار چيزي راه ميره.
* در سينه احساس غده ميکنم ميترسم که سرطان سينه بگيرم.
*خانوادگي مزاجمان سفت است. يک مدت مزاج منم سفت بود ولي ۲-۳ سال است که مزاجم شل شده دل پيچه دارم بيشتر بعد غذاست و همراه با باد است نوع غذا هيچ اثري نداره ۲روز خوبه ولي دوباره تکرار ميشه.
* هموروئيد دارم که خيلي دردناکه خيلي که سرپا باشم و کار کنم اذيتم ميکنه.
* بخيه هاي زايمان چرک ميکنه.اگه از نظر روحي خوب باشم چرک خوبه ولي اگه عصبي بشم چرک ميکنه که بوي خيلي بدي ميده که گاهي قرمز و گاهي قهوه اي روشنه!
*از نظر پريود زياد مرتب نيستم گاهي براي مکه رفتن که قرص مصرف ميکنم اثري نداره.
مقدارش خيلي زياده لخته اي است و سياه .
*دستهام موقع رانندگي خواب ميره .
* نوک انگشتانم خيلي ترک ميخوره خصوصا شست ترک عميق که خون مياد.
* پاهامو خيلي بهم ميسابم.( توي جلسه هم دائم اين کار را انجام ميداد.)
* از گرما متنفرم هميشه لباس آستين کوتاه ميپوشم و لباس نازک .لباس يقه دار و آستين بلند را نميتونم تحمل کنم.
* عرق زياد ميکنم عرقم بو ميده بوي پياز مونده.اگر سبزي و پياز بخورم بيشتر ميشه.

با توام

اي لنگر تسكين

اي تكانهاي دل

اي آرامش ساحل

با توام

اي نور

اي منشور

اي تمام طيفهاي آفتابي

اي كبود ارغواني

اي بنفشابي

با توام اي شور،اي دلشوره شيرين

با توام

اي شادي غمگين

با توام

اي غم

غم مبهم

اي نمي دانم

هر چه هستي باش

اما كاش.......؛

نه، جز اينم آرزوئي نيست

هر چه هستي باش

اما باش

قيصر امين پور

 

+ نوشته شده در  86/05/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خطر عبور دکلهای برق از داخل شهرها

 قابل توجه شهردار محترم كاشان - شهرداري كاشان - اداره محيط زيست كاشان

خطر عبور دکلهای برق از داخل شهرها

برخي از کارشناسان مي‌گويند عبور اين خطوط از نزديک مدرسه‌ها و منازل، باعث بالا رفتن احتمال بروز سرطان خون و برخي بيماري‌هاي ديگر مي‌شود و عده‌اي ديگر تاکيد مي‌کنند که دکل‌هاي برق، هيچ زياني براي شهروندان و به ويژه کودکان ندارد.

به گزارش بي‌بي‌سي، به تازگي دولت انگلستان کميته‌اي 40 نفره شامل نمايندگان کارخانه‌هاي برق و نيز کارشناسان بهداشتي را مامور بررسي خطرها و زيان‌هاي احتمالي اين دکل‌ها و امواج الکترومغناطيس ناشي از آن کرده است.

هم اکنون نزديک به يک درصد منازل بريتانيايي‌ها در فاصله 200 متري دکل‌هاي فشار قوي ساخته شده‌اند و تخمين زده مي‌شود که حدود 25 هزار خانه هم در فاصله 60 متري، يعني بسيار نزديک به آن، قرار گرفته باشد.

براي اولين بار در سال 2005، اداره بهداشت محيط انگلستان در گزارشي اعلام کرد کساني که در فاصله 200 متري از اين دکل‌ها زندگي مي‌کنند، 70 درصد بيشتر از بقيه احتمال دارد که به لوکمي و سرطان خون، مبتلا شوند. 

برخي کارشناسان پا را از اين فراتر مي‌گذارند و مي‌گويند در يک درصد از 400 مورد بيمار مبتلا به لوکمي، علت اصلي بيماري همين موضوع بوده است. محققان ديگر عقيده دارند ممکن است اين دکل‌ها، متهم اصلي در بيماري‌هاي ديگر هم باشند.

بيماري‌هايي مانند تومورهاي بدخيم مغزي و «اختلال سيستم عصبي حرکتي». البته هنوز هستند کارشناساني که مي‌گويند نزديکي دکل‌هاي برق فشار قوي به خانه‌ها، هيچ زياني براي مردم ندارد.

فعلا اين کميته 40 نفره مشغول بررسي گزينه‌هاي حل اين موضوع و به حداقل رساندن زيان‌هاي احتمالي ناشي از اين دکل‌هاست. يکي از اين گزينه‌ها اين است که يک محدوده به شعاع 60 متر اطراف اين دکل‌ها در نظر گرفته شود و در اين محدوده ساخت و ساز منازل ممنوع شود.

به اين ترتيب يک «راهروي ايمن» به وجود مي‌آيد. پيشنهاد ديگر اين است که خطوط انتقال برق، به جاي اين که روي زمين کاشته شوند، «زير» زمين دفن شوند که البته عملي بودن چنين ايده‌اي بسيار بحث‌انگيز است.

از ايده‌هاي ديگر، ارائه مجموعه‌اي از دستورالعمل‌ها براي خانواده‌هاست، چيزهايي شبيه به اين که «تختخواب خود را جايي دور از کنتور برق خانگي، جعبه فيوزها و مبدل‌ها، قرار دهيد.» توصيه‌هايي که مي‌تواند مواجهه با امواج الکترومغناطيس را به حداقل برساند.

ايده راديکال‌تر اين است که ساخت و ساز در محدوده وسيع‌تري از اطراف خطوط انتقال برق، بلافاصله ممنوع شود. اين ايده، پيشنهاد نمايندگان مرکز کودکان سرطاني است و البته اداره انرژي انگلستان با آن مخالفت کرده است.

اين اداره اعلام کرده است احترام ويژه براي شواهد علمي‌و استدلال‌هاي دانشمندان قائل است، اما هنوز دليل قانع کننده‌اي براي دفن خطوط انتقال برق يا دور کردن آنها از خانه‌ها و مدرسه‌ها، يافت نشده است.

اگرچه در كشور ما هم مناطق مسكوني زيادي هستند كه در مجاورت عبور كابل‌هاي برق فشار قوي قرار دارند، اما مطالعات جدي در اين‌موضوع در كشور ما محدود است و مي‌توان گفت اين مسئله در كشور ما هم هنوز حل نشده است؛ مسئله‌اي كه در مورد امواج آنتن‌هاي موبايل كه بالاي بام منازل نصب مي‌شود نيز مورد مناقشه است.

البته گروهي معتقدند اثر سوء امواج الكترومغناطيسي همچون امواج گوشي همراه به تنهايي در بدن بروز نمي‌كند بلكه هرگاه اين امواج توأم با فاكتورهاي نامناسب محيطي مانند آلودگي هوا و استرس باشد، تهديد كننده سلامت افراد خواهد بود.

چنانكه دكتر بهرام بلوري، متخصص بيوفيزيك پزشكي و عضو هيات علمي‌دانشگاه علوم پزشكي ايران، مي‌گويد: تاكنون تحقيقات متعددي روي آثار سوء ‌امواج الكترومغناطيسي انجام ‌شده و نتايج متنوع و متفاوتي نيز ارائه شده است، اما آنچه از تمام اين نتايج به ‌دست آمده، بروز اثرات سوء امواج درصورت توأم بودن آنها با شرايط نامناسب محيطي است.

او در اين باره توضيح مي‌دهد: مجاورت با كابل‌هاي برق‌شهري، استفاده از گوشي همراه و ماكرويو به تنهايي خطري براي سلامت نيست، اما درصورتي كه افراد دركنار اين امواج در محيط آلوده صوتي، هوايي و شيميايي نيز قرار گيرند و از فشارهاي روحي هم رنج ببرند، قطعاً در خطر ابتلا به بيماري‌هايي مانند سرطان و ضعف سيستم ايمني قرارخواهند داشت.

 
     
  
http://www.hamshahri.net/News/?id=21685
 
+ نوشته شده در  86/05/01ساعت   توسط اکبر ستاری  |