از تابناک
|
داستان غم انگیز جانباز عزیزی که در بحبوحه ی جنگ تحمیلی دچار موج گرفتگی میشود و با فوت پدر و مادرش اکنون یک بیمار روانیست بی سر پناه است و مدارک کافی برای ارائه و اثبات جانبازی ایشان وجود ندارد و نظرات کاربران .
نظرات كاربران:
▪ من به عنوان يك ايراني وقتي اين گزارش را خواندم به حال و روز خودمان گريه كردم و ياد روزهايي افتادم كه رفتن به جبهه ها هنر مردان بزرگ بود و امروز من جا مانده از قافله بايد براي اين بزرگ گريه كنم. ▪ آن زمان که دشمن تا پشت دروازه های اهواز پيش آمده بود و نعره می کشيد. زمانی که جنايات آن چنان وحشتناک را در سوسنگرد و اطراف سوسنگرد در حق خانواده های بی دفاع انجام داد. ▪ شب گذشته کانال اول سیما فیلمی از مسکو را به نمایش گذاشت که برای من خیلی جالب بود. خیابانهای مسکو و کاخ کرملین و بناها و سازه هایی که بعنوان یادبود مبارزین و کشته های جنگ جهانی بنا شده بود و جالب تر اینکه همین بناها و سازه ها هنوز هم یکی از پر ببیننده ترین و زیبا ترین مکانهای مسکو بحساب می آید یعنی با گذشت این همه سال هنوز مردم برای ادای احترام در این مکانها جمع می شوند و خاطرات دوران سخت را زنده نگه می دارند. ▪ امام فرمود نگذاريد پيشكسوتان خون وشهادت درپيج وخم زندگي فراموش شوند. ▪ با سلام آقای عزبز مگر فقط آقای علی اعلمی دارای مشکل موج انفجار است و به حال خود رها شده است؛ من برادرم هم جانباز اعصاب و روان است در منطقه فاو دچار موج انفجار شد و پرونده هم دارد، برای او چه کارکردند که برای این بنده خدای بدون مدرک کاری کنند. بخدا قسم حتی یک ذره هم کمکش نکرده اند و اگر من و خانواده ام نبودیم سرنوشتی شاید بدتر از آقای اعلمی داشت؟؟؟ در عوض... یاد دوران جنگ بخیر که اینها گل سر سبد بودند وبرای دفاع از دین و مملکت سلامتی خود را دادند. یا حق ▪ با سلام و عرض ادب و احترام به پیشگاه تمامی رزمندگان 8 سال دفاع مقدس با خواندن این گزارش اشک در چشمانم حلقه زده و یاد و خاطره آنهمه دلاوری و رشادت مردان خدا در ذهنم نقش بسته است در زمانیکه تمامی سياسیون محترم در هیاهو و تقلا برای راه یافتن به صحن مجلس هستند با کمی اندیشیدن به وضعیت جانبازان و یادگاران دفاع مقدس باید آگاه باشند که همت این مردان مرد بود که آنان هم اکنون آسوده خاطر و با امنیت کامل مشغول دنیا شده اند. امیدوارم مسئولین محترم از خواب غفلت بیدارشده و قبل از وقوع واقعه علاج آن را بیابند. با تشکر ▪ جالبه که بیش از 3500 نفر تا به حال این خبر رو خوندند اما ... من واقعا می خوام چیزی رو بگم. بابا جان ول کنید این بنیاد و آن بنیاد رو حداقل انسان است این بشر ما که در مشهد نیستیم ولی بهزیستی و کمیته امداد و گرمخانه های شهرداری که آنجا هست مطلع کنید در ضمن روشی را برای کمک افراد خارج از مشهد برای این رزمنده دلاور و شهید زنده تشکیل دهیم ، همه مان هی می گوییم دولت و بنیاد و جبهه و فلان ووو باغیرتها همان طوری که این عزیر عاشقانه رفت جبهه و دنبال مدرک و سند و رتبه دنیایی نبود بیایید چند نفر جمع شویم و مشکلات این عزیران را حل کنیم مگر همچین کسی در ماه چقدر هزینه می خواهد مگر در کل کشور چند نفر مثل او هستند. جهاد آن زمان آن طور بود و جهاد امروز این طور، بیاید همت کنیم و انشاالله تشکلی ایجاد کنیم تا به مواردی مثل این عزیر کمک شود جای دوری نمی رود والهی . مطمن هستم در مراحل بعدی دولت و دیگران هم کمک خواهند کرد انشاالله . همت کنید دوستان بسم الله بنده به عنوان یک ایرانی آمادگی دارم در این زمینه پیشقدم شوم. ایمیل من در سایت تابناک ثبت گردیده است. نفرات بعدی هم بیایند. ▪ واقعا شرم آور است. اصلا جانباز نيست آدم كه هست بابا شايد دوباره نياز بشه به حضور مردم در صحنه ها مختلف از جنگ گرفته تا انتخابات، راهپيمائي واقعا اين حق كسي است كه رفته جبهه براي راحتي من و امثال من. اين مسئله مرا ياد برخورد بد بنياد شهيد با يكي از شهداي سرباز مي اندازد كه مادرش بدنبال اثبات شهادت او بود. شما فكر جوان شما از بين رفته يكي مي گويد شهيد است يكي مي گويد بدون اجازه رفته قس علي هذا. ▪ با سلام واحترام به تمامي كساني كه به بچه هاي جبهه عشق ميورزند ؛ اينجانب از دو چشم مجروح شيميايي شده ام و حالا كسي بدادمان نميرسد فقط شانس آوردم كه درسم را خواندم تا چه رسد به آدمي مثل ايشان يادمان نرود "از ماست كه بر ماست" با تشكر ▪ پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت هیچ کس غصه این را که چه می کرد نداشت چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت! ▪ از اينكه شما هم به اين موضوع پرداختيد و به آن اهميت داديد از طرف بچه هاي مسجد اميرالمومنين(ع) تشكر ميكنم و نظر شما را به يادداشت سردبير محترم روزنامه خراسان هم در همين رابطه و در همين روز (29/11/86) جلب ميكنم. ▪ حکایت تلخ جانبازان بی نام ونشان بسیار است .هستند جانبازانی که در گمنامی گذران امور می کنند و با داشتن همسر و چند فرزند بدون داشتن سرپناه به سختی و با بدن رنجور و در فقر کامل زندگی می کنند. البته ماجرای علی اعلمی دل هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد . مسوولان محترم بایدبدانندکه در قبال این جانبازان مسوولیت بسی سنگین دارند وامور آنان به مراتب واجب تر از ورود به مناقشات سیاسی است . چگونگی تعامل مسوولان در قبال این افراد نشانه میزان پایبندی واقعی به اصولگرایی و پاسداری از سرمایه های انقلاب اسلامی است .برای من که خود از نزدیک رنجها و مشقتهای برخی از جانبازان جنگ تحمیلی را نظاره گر هستم باورنکردنی است که این سرمایه ها به ورطه فراموشی سپرده شده اند و این یکی از نقاط تاریک عملکرد مسوولان بشمار می آید . آیا واقعا کشورهای دیگر با قهرمانان کشور خود اینگونه برخورد می کنند؟ به اعتقاد من خود بچه های بسیج باید با ایجاد بنیاد های خیریه محلی به اینگونه مسایل رسیدگی کنند و اجازه دهند مسوولان محترم بیش از پیش به امورات سیاسی بپردازند!! ▪ ...من به عنوان یک ایرانی که مدت 21 ماه د ر میدان های نبرد حضور داشته و دوبار مجروح شد ه ام واقعا از خواندن این مطلب به گریه افتادم . ببینید با علی چه می کنند . برخی این مسوولان غرق در سیاستند و علی ها رافراموش کرده اند . خدا از تقصیر شان نگذرد. خدا روح سردار حمید باکری را با مولایش محشور گرداند ، که این روز را برای ما رزمندگان پیش بینی کرده بود . ▪ آدمايي مثل اون هستن که ادعايي ندارن نه کسايي که داعيه بي ادعاييشون گوش فلک رو کر کرده. جملات بعدي که ميگم بخاطر ادعا نيست چون خوشبختانه اينجا هيچکس کسيو نميشناسه، يادمه که 16 سال بيشتر نداشتم تو شلمچه مجروح شدم فقط اينو ميدونم که وقتي مادرم در حياط رو باز کرد ديد که پسر بچش با سرو صورت خونين و لباس کثيف و خاکي جلو در حياط ايستاده. الان که پدر شدم ميفهمم اصلا وضعيت خوبي واسه اون نبوده. حالا موندم که کي يه بچه زخمي رو همينجوري بدون هيچ پروندهاي و پولي در جيب فرستاده خونش. خدا خيرش بده اون کسي که واسم بليت گرفت و راننده تاکسي که منو مفتکي رسوند در خونه. ▪ من یکی از رزمندگان تخریب هستم که از سال61 تا پایان جنگ در جبهه بودم (بطور مستمر)بعد آن هم مشغول پاکسازی مناطق آلوده ، در سال 81 بازنشسته شدم بگذریم ازاینکه چه بی مهریهایی را دیدم ولی بعد از بازنشستگی حدود پنج سال است که حتی یکنفر هم از تشکیلات تماس نگرفته تا ببیند ما زنده ایم یا مرده . در برنامه ایی از سیما دیدم که در یک کشور اروپایی از یک بازنشسته آتش نشانی بدلیل نجات دو نفر از مرگ چطور تجلیل شد و مدال شجاعت گرفت و در مقابل اولین روزی که بازنشست شدیم نامه دادند كه هرچه سريعتر منزل سازماني را خالي كنيم!! دیده اید که ورزشکار یا هنرمندی که در جایی درخششی داشته باهماهنگی سازمان مربوطه در جمعی خصوصی خدمت مقام رهبری میرسد ، تشکیلات بسیج و...حداقل کاری که میتوانستند انجام دهند هماهنگی حضور بود در جمع چند نفره تا ضمن دیدار حداقل دردلی گفته میشد که نشد . ▪ بنام خدا امید آن دارم مسئولین محترم وجدان بیداری برایشان مانده باشد که با مشکل این برادر بسیجی جا مانده از قافله شهدا رسیدگی کنن امید انکه در زرق و برق زندگی شهری و پست و مقام وظیفه اداری خود را فراموش نکرده باشند داشتن صورت سانحه جبهه شاید قانون باشد ولی راه کار برای آن هم وجود دارد آن کسانی که از جبهه و جانبازی خود پل ساختند تا به دنیا برسند تمام شده اند و اکنون در زندگی آلوده مادی خود غرقند بنیاد جانبازان باید به فکر اینگونه جانبازان که کم نیستند باشد تا خدای نکرده مشمول نفرین شهدا و خانواده ایثارگران قرار نگیرد. فردی بازمانده از قافله شهدا ▪ فقط ميتوانم بگويم افسوس افسوس از من وامانده از قافله عشق و افسوس از .... ▪ از سايت محترم تابناك خواهش ميكنم اين جريان را پيگيري كند و اگر مسوولان فكري به حال ايشان نكردند لطفا شماره حساب معرفي كنيد. با اينكه به همين سكه اي كه قرار است مثلا به عنوان عيدي به ما كارمندان بدهند نياز دارم ، اما بنده به نوبه خودم حاضرم اين سكه را تقديم كنم. ▪ درحالی که میلیاردها دلار پول نفت کشور بدون حساب وکتاب مشخص هدر میرود مدافعان بی تمنای ناموس این مردم اینچنین به فراموشی سپرده می شوند باید مسئول بود تا احساس مسئولیت داشت ولی متاسفانه هرگز نمی توانند افرادی مثل علی اعلمی رادرک کنند. ▪ با سلام. خدمتتان عارضم که مثل علی اعلمی زیادند که نه تنها از یاد رفته اند بلکه برای جبهه و جنگ رفتنشان تمسخر هم میشوند و شاید اینگونه بهتر باشد که بگویم با گذشت این سالها مرده وزنده بودن رزمندگان آن برهه هیچ تفاوتی برای هیچکس ندارد و من خود از همان بسیجیانی هستم که پس از اتمام جنگ تا کنون یک نفر سراغ مرا که در سال 65 در منطقه اروند رود شیمیائی شده ام نگرفته است و با درد و رنج خودم مدارا میکنم و حدود 16سال است خودم با درامد ناچیزی که دارم مشغول مداوایم هستم و فقط یک بار در سال 70 به بنیاد مراجعه کردم که فقط آدرس یک پزشک را به من بدهند که متاسفانه با برخورد بدی که با من شد رفتم و دیگر پشت سرم را نگاه نکردم و خدا را شاکرم که از هیچ امتیاز جبهه و جانبازی استفاده نکرده ام و به مانند خیلی از همرزمانم به انتظار روزی هستم که ترک دنیا کنم و از این رنج و سختی نجات یابم. هیچ منتی هم بر سر کسی ندارم چرا که با نیت قلبی و به عشق امام حسین ع رفتم ولی دریغا که لیاقت زیارت قبرش را نیز پیدا نکردم. آری در مملکت ما امثال اعلمی ها فراوانند که اگر از درون دلشان بگویند کتابها نوشته میشود و فقط از خدا بخواهید که به من و امثال من صبر عنایت کند. انشاالله ▪ شك نكنيدكه همه ما چه مردم وچه دولت اول به عنوان يك انسان وبعد به عنوان يك مسلمان مسئوليم وسعي نكنيم خودمان را گول بزنيم.يا علي بگوئيم واقدام موثري انجام دهيم.انشاا... ▪ این رزمنده عزیز از دسته ای است که در تقسیم بندی شهید باکری باید خون دل بخورد رزمنده ای را سراغ دارم 40 ماه جبهه داوطلبانه دارد 28 ماه هم خدمت کرده و در گوشه از شهر قم یک کلبه ی آرایشگری دارد و یک بار هم به بسیج مراجعه نکرده که گواهی جبهه بگیرد. |












































































