سيد ابوالفضل توليت (مصباح التولية)
وي فرزند ميرزا سيد محمد باقر متولي باشي - سالار التولية - و مشهور به مصباح التولية است كه در سال 1283 ه . ش . متولد شد. وي از سال 1320 ه . ش . به توليت آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام برگزيده شد و تا سال 1344 ه . ش . به مدت 24 سال در اين منصب باقي بود.
او با ثروتهايي كه در اختيار داشت، سعي مي كرد به گروههاي مبارز و اسلامي كمك نمايد. وي همراه روحانيت مبارز بود و در پيشرفت كارها به آنان كمك مي كرد. حجةالاسلام هاشمي رفسنجاني كه در جريان مبارزات خود، گاهي به خارج از كشور سفر مي كرد و به فعاليت مي پرداخت، در خاطرات خود چنين مي گويد:
«به كمك يك افسر از دوستان آقاي توليت [سيد ابوالفضل ]توانستم گذرنامه بگيرم و سفر اوّل را همراه همسرم با قطار از تهران به تركيه رفتيم... از استانبول به بلژيك پرواز كرديم... در فاصله دو سفر، با اتكا به اطلاعات جمع شده، امكاناتي براي نيازهاي مبارزه در خارج تهيه كردم و عازم شدم».(5)
و باز مي گويد: «با [ابوالفضل ] توليت هم كم كم در جريان مبارزه و سربازي و روابط سياسي كه ضمن آن پيش آمد، آشنا شده بودم...».(6)
مصباح التولية در متن مبارزات عليه رژيم پهلوي حضور داشته و در جريان كاپيتولاسيون در تهيه اخبار و اسنادي كه به خدمت حضرت امام (قدس سّره) ارائه شد، نقش مهم و اساسي داشته است.(7)
ثروت مصباح التولية مهم ترين سرمايه مبارزه عليه رژيم ستم شاهي بوده است.
حجة الاسلام هاشمي رفسنجاني درباره نياز جريان مبارزات به سرمايه، خصوصاً براي تأمين نيروهاي خارج از كشور و آماده شدن مصباح التولية جهت وقف همه ثروت خود به عنوان تأسيس حكومت اسلامي، مي گويد:
«همان طور كه پيش از اين هم اشاره كردم، در سفر قبلي شناخت خوبي از امكانات و نيازهاي نيروها در آنجا داشتم كه حالا با فراهم كردن امكاناتي، اين سفر براي تأمين نيازها انجام مي شد.
نيازي كه ما به نيروهاي خارج داشتيم، اين بود كه به عنوان پايگاه هايي مطمئن صداي ما را به دنيا برسانند، نيروهايي را كه امكان ماندنِ آنها در ايران نيست، جذب كنند و يا احياناً نيروهايي را براي پاسخ به پاره اي نيازها به داخل بفرستند.
ايجاد چنين پايگاه هايي در خارج، نياز به سرمايه دارد كه تأمين آن را نمي شد از نيروهايي كه در خارج بودند، انتظار داشت. آنها يا دانشجوياني بودند نيازمند، يا كساني كه از ايران در جريان مبارزه فرار كرده بودند... كاري كه ما بعد از آن سفر اوّل انجام داديم، عمدتاً جلب حمايت آقاي توليت [سيد ابوالفضل ] بود. ايشان امكانات ماليِ زيادي داشت، بچه هم نداشت. فردي بود روشنفكر و از نظر اعتقادي هم بيشتر جريان مبارزه اسلامي را قبول داشت. او آماده شد كه همه ثروت خود را وقف مبارزه بكند، به عنوان تأسيس حكومت اسلامي.
براي اين منظور مؤسسه اي تأسيس كرديم، اساسنامه آن را نوشتيم و هيأت مديره اي تعيين كرديم كه من خودم عضو آن بودم. توليت همه ثروت و اموالش را - به استثناي خانه تهران، خانه سالاريه قم و مقداري براي گذرانِ زندگي شخصي - در اختيار گذاشت؛ به صورتي كه انجام كارها از حضور و تصميم خود ايشان بي نياز بود. هيأت مديره براي انجام هر اقدامي اختيارات كافي داشت.
به هر حال، پول زيادي - در مقياس آن روز - از طريق فروش زمين و ساير مستغلات فراهم شد. پولي هم ايشان حواله كرده بود به خارج و خود توليت هم سفري به خارج كرد كه مصادف با همان سفر دوم من به خارج از كشور بود و يكي از برنامه هاي اين سفرِ من گفت و گو با ايشان بود و بعضي كارها را مشتركاً تنظيم كرديم.
با استفاده از اين امكانات سعي شد كه در خارجِ از كشور سرمايه گذاريهايي بشود كه با تكيه بر درآمدهاي آن، نيازهاي نيروها و پايگاه هاي ما در لبنان، عراق، اروپا و امريكا تأمين شود و اگر در داخل كشور هم نيازهايي پيش آمد، به حل مشكلات داخل هم كمك شود. مرحوم توليت در قم زمينهاي زيادي داشتند، براي استفاده مناسب از آنها و به كمك دوستان ما شركتي به نام «دژساز» تأسيس شد. به سرعت قيمت زمينها بالا رفت كه امكانات زيادي در اختيار هيأت مديره خيريه قرار مي داد».(8)
حجة الاسلام رفسنجاني درباره گرايش مصباح التولية به سمت نهضت آزادي و سرنوشت وي مي گويد: «پس از بازگشت من از اروپا و دستگيري و زنداني شدن، با استفاده از روابط صميمانه آقايان توليت و [احمد] صدر حاج سيد جوادي، تغييراتي در هيأت مديره به سود نهضت آزادي انجام شد. هر چند كه حضور من محفوظ بود، اما دوستاني را كه براي ما بيشتر مورد اعتماد بودند - مثل آقاي باهنر - كنار گذاشتند. از جزئيات مسائل اطلاع دقيق ندارم، اجمالاً مي دانم كه مقداري پول به امريكا فرستادند كه صرف پايگاهي شد، براي آقاي يزدي [ابراهيم ]. بعدها تغييراتي پيش آمد.
در روزهايي كه امام پاريس بودند، توليت اموال خود را در اختيار ايشان گذاشته بود. امام هم اختيارات را به هيأتي سه نفره - مركب از من و آقايان منتظري و مطهري - داده بودند كه آقاي عراقي مأمور شده بود اين خبر را به ما برساند.
اين در شرايطي بود كه هيچ فرصتي براي اين گونه مسائل نداشتيم و همه نيرو و توان ما صرف مسائل مهم مملكتي مي شد؛ زيرا اين پيغام در آستانه پيروزي انقلاب رسيد، در شرايطي كه همه جاي كشور مسأله داشت.
حضور شخصيِ توليت هم نياز به دخالت فوري ما را كم مي كرد. رفته رفته رنجشهايي براي او پيش آمد، توقعاتي داشت كه مورد توجه قرار نگرفت. در نتيجه، منعطف شده بود به سمت نهضت آزادي و وصيتي برايش تنظيم شده بود كه همه اختيارات به خانم ايشان داده مي شد. البته با واگذاري اين اموال به امام و اهاله اختيار از طرف امام به جمع ما، ديگر جاي اين تغييرات نبود و در زمان حيات توليت هم من مطلع نشدم.
اما بعد از مرگ توليت، بهره برداري از اين امكانات با مشكلي اساسي برخورد كرد. بخش عمده اي از اين ثروت در يكي از بانكهاي انگليس بود كه براي برداشت از آن اشكال قانون مطرح شد و مطالبه انحصار وراثت كردند.
در اينجا موسي خان (امير حسيني) مدعي وراثت شد. او كه از قضات است، پسر عمه توليت بود. توليت هم كه وارث بلافصلي نداشت و اينها به عنوان طبقاتِ بعدي وارث ادعايي داشتند. با اعتراض ايشان، پولها در بانك لندن باقي ماند و زمينه اي شد براي مراجعه مجدد آقايان به ما و پيشنهاد كمك براي حل مشكل با حكمي از دستگاه قضايي. با اين مقدمات، زمينه دخالت آقاي منتظري پيش آمد كه ايشان حكم كردند كه اموال توليت تخميس شود. خمس آن را خود ايشان برداشت و بقيه به جامعة الصادق - كه ايشان هم از اعضاي تصميم گيرنده آن بودند - واگذار شد كه فعلاً در اختيار دانشگاه امام صادق عليه السلام است.
آنچه از اين اموال به مصرف نيازهاي انقلاب، پيش از پيروزي، در خارج كشور رسيد - جز آنچه در آن سفر خود من در حل مشكلاتي استفاده كردم - من از آن بي اطلاعم. در داخل هم استفاده هايي از آن شد؛ مثلاً در ايجاد پايگاهي مثل نشر فرهنگ اسلامي».(9)
او هنگام عهده داري مقام معاونت توليت به نمايندگي مردم قم در مجلس شوراي ملي در دوره يازدهم برگزيده شده و هفت دوره پي در پي به مجلس راه يافته بود.(10) وي در سال 1365 ه . ق. ضريح مقدس حضرت فاطمه عليهاالسلام را تعويض نمود.(11) در سال 1338 ه . ش . دفتر آستانه مقدسه در سمت شمالي كتابخانه از ناحيه سيد ابوالفضل توليت، متولي وقت بنيان گرديد(12) و همچنين بناي مسجد بالاسر از سطح زمين برداشته شد و به جاي آن عمارت رفيع كنوني بنيان گرديد.(13)
سيد ابوالفضل توليت داراي فرزند نبود و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دار فاني را در قم وداع گفت و در كنار مسجد چهارده معصوم عليهم السلام كه زمين آن و خانه هاي اطراف را وقف نموده بود، به خاك سپرده شد.
بنابراين، دوره توليت سادات حسيني با رحلت سيد ابوالفضل توليت به پايان مي رسد كه بيش از سه قرن توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه عليهاالسلام را عهده دار بوده اند.
ثروت سيد ابوالفضل توليت برای کمک به انقلاب اسلامی
http://www.masoumeh.com/far/html/19/59/8.html