تبليغاتX
بیدارشهر

بیدارشهر

(بـهـتـان ) از ريـشـه (بهت ) ، دروغى است كه به خاطر بزرگى و زشتى ، شنونده را مات و مبهوت مى سازد.

سفر در ماه مبارک

چاره ای نبود برای رهایی از هل و هول و هجوم و ازدحام در دیگر ایام مسافرت در ماه مبارک با خانواده چند روز به استان همدان رفتیم.

هنگام برداشت انگور و گردو و کدو حلوایی و سیب زمینی بود و در مسیر حرکت ، کشاورزان در تلاش.انگورهای آغشته به تیزاب را در سطوح صاف زمین قرار میدادند تا پس از سه روز به کشمش سبز صادراتی تبدیل گردد و بدون تیزاب کشمش قرمز به دست می آید .گردوها با ضربه های چوبهای بلند به زمین می افتادند. گردو با پوست سبز کیلویی ۶۰۰ تا ۶۵۰ تومان . بدون پوست کیلویی ۲۵۰۰ تومان در بازار تویسرکان . مغز گردو کیلویی ۸۵۰۰ تا ۱۱۵۰۰ تومان.برای کسی که گردو شناس نیست این قیمتها گیج کننده است .

خشك نمودن انگورهاي تيزابي-عكاس: صالح ستاري با موبايل

بابا طاهر همچنان در وسط میدان آرامگاه داشت. وقتی آواز مرد درویش نشسته در زیر گنبد به پایان رسید من هم با آهنگ او یک رباعی خواندم.

باباطاهر

 

 یک دور میدان هم ۵ نفری درشکه سواری کردیم .مهرآفرین خیلی دوست داشت .

تجلیل از بوعلی و احداث آرامگاهی به این زیبایی در قبل از انقلاب و کاسه ی دستشویی شکسته و میز و صندلی فرسوده ی اکنون معنای ناجوری داشت .و عارف قزوینی که غربت به توان ۲ . *

آرامگاه عارف قزويني

ردیف طولانی صندلیهای خالی در غار صدر حاکی از آن بود که در غیر از ماه مبارک بسیار باید منتظر میماندیم تا پای در قایق بگذاریم .

به لالجین** هم رفتیم.

لالجين - شهرك صنعتي سفال -عكاس:محمدجواد ستاري

 و این هم عکسی از موزه ی تاریخ طبیعی جنب دانشکده کشاورزی همدان- ابتدای جاده حیدره- جنینی واقعی در الکل یا مایع مخصوص


به حكم اجبار او را به همدان تبعيد كردند. او شش هفت سال آخر عمر را در همدان سپري كرد.
...جسد عارف را در صندوقي كه قبلاً تهيه شده بود گذاشته با دسته‌هاي گل كه از طرف عموم و دوستان روي صندوق ريختند صبح يكشنبه با حضور عده‌اي از رجال و تجار كه در تشييع جنازه حاضر بودند به بقعه بوعلي سينا برده امانت گذارديم.
اثاثيه‌اش كه همه متعلق به دوستان بود كسي پس نگرفت، همه را فروختيم صد توماني شد به جيران كلفت آن مرحوم داديم.
منابع و مأخذ: خاطرات حكيم صفاءالحق مدني

http://www.hegmataneh.org/1385/11/02/post_15.php

**لالِجین یکی از شهرهای شهرستان بهار در استان همدان ایران می‌باشد و با داشتن جمعیتی در حدود ۲۰٬۰۰۰ نفر به عنوان مرکز تولید سفال و سرامیک خاور میانه شناخته شده‌است. ۸۰ درصد از جمعیت شهر لالجین به پیشه سفالگری و سرامیک‌کاری اشتغال دارند

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تحریم خطوط کشتیرانی ایران

ازتابناک:

دولت آمریکا خطوط کشتیرانی ایران و 18 شرکت همکار آن را تحریم کرده است.

به گزارش بی بی سی، دولت آمریکا ادعا می کند که این شرکت اسلحه و محموله های نظامی حمل می کرده است. آنها همچنین می گویند که کشتیرانی جمهوری اسلامی مدارک را دستکاری کرده تا محموله اش را پنهان کند.

وزارت خزانه داری آمریکا می گوید که خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران(IRISL) به وزارت دفاع جمهوری اسلامی کمک های لجستیک کرده است.

اقدام دولت آمریکا به این معناست که حسابهای بانکی و دارایی های خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی در آمریکا مسدود خواهد شد. همچنین شرکت های آمریکایی اجازه نخواهند داشت که با خطوط کشتیرانی ایران و شرکت های همکارش ارتباطات تجاری داشته باشند.

از سایت کشتیرانی جمهوری اسلامی:

انديشه تاسيس يك شركت مستقل كشتيراني درمحافل بانكي وبازرگاني كشور هنگامي قوت گرفت كه افزايش حجم واردات كشور و ورود و خروج بي رويه ی كشتي هاي خارجي دربنادر داخلي موجب بروز مشكلاتي در كشور شد و برخی مسولان را به مطالعه و بررسي طرح تاسيس نخستين وبزرگترين شركت كشتيراني ايراني واداشت.به ويژه اينكه نياز به يك حمل ونقل دريايي منظم وملاحظاتي چون موقعيت جغرافيايي خاص ايران ,داشتن مرزهاي طولاني آبي , دسترسي به آبهاي گرم وحساسيت حياتي حمل ونقل كالا ازطريق دريا بر اين مهم موثر واقع شد و مطالعاتي ازسوي سيستم بانكي و سازمان برنامه و بودجه در اين زمينه به عمل آمد.
نتيجه ی اين مطالعات كه از سال ١٣٤٠ آغاز شده بود, در اولين اجلاس مجمع عمومي موسسين درمرداد ١٣٤٦ تصويب و شركت با نام شركت كشتيراني ملي آريا فعاليت خود را آغاز نمود.
كشتيراني آريا درسال ١٣٤٧ با دو فروند كشتي كوچك باظرفيتهاي ١٠٠٠و ١٥٥٠ تن درحوزه ی خليج فارس و ٤ فروند كشتي اقيانوس پيما با نامهاي آرياسپ , آريافر, آرياناز و آرياگام با ظرفيت ٦١ هزار و ٢٥٢ تن در مسير خليج فارس – اروپا , خليج فارس – آسيا و خليج فارس- آمريكا و بالعكس فعاليت خود را اغاز كرد.

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و تغيير ساختار اقتصادي و سياسي كشور در پانزدهم دي ماه ١٣٥٨ وفق تصميمات مقامات دولتي كشور خطوط كشتيراني آريا به كشتيراني جمهوري اسلامي ايران (سهامي عام ) تغيير نام يافته و بعنوان يكي از شركتهاي وابسته به وزارت بازرگاني به فعاليت تجاري خودادامه داده است.
هم اكنون كشتيراني ج.ا.ا داراي ١١٥ فروند با ظرفيت بالغ بر ٣/٣ ميليون DWT مي باشد كه بابهره گيري از ٦٠٠٠ نفر كادر دريايي مجرب و١٠٠٠  نفر پرسنل كارآمد دربخش حشكي موجبات حمل بيش از ٢٢ ميليون تن كالا درسال رافراهم نموده است.

 

+ نوشته شده در  87/06/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

به يادشان باشيم و به ياد داشته باشيم كه دنيا محل گذره و ...

1

ابوالحسن صبا

20

حسین طاهرزاده

39

غلامحسين بنان

2

احمد کسروی

21

حسين عظیمی

40

غلامرضا تختی

3

اخوان ثالث

22

ﺣﺴﻴﻦ ﻓـاطمي

41

فردین

4

اسماعيل داورفر

23

خسرو شكيبايي

42

فریدون فرخزاد

5

الهه

24

داوود پيرنيا

43

قيصر امين پور

6

انجوي شيرازي

25

ذبيح الله منصوري

44

کلنل وزيري

7

ايرج بسطامی

26

روح الله خالقی

45

مانی

8

بابک بیات

27

رهی معیری

46

محمد قریب

9

پرویز ناتل خانلری

28

زرین پنجه

47

*

10

پرويز فني زاده

29

سپيده كاشانى

48

محمد مصدق

11

پرويزدهداری

30

سیروس قایقران

49

محمد معین

12

پوپك گلدره

31

شیون فومنی

50

محمدجعفر پوينده

13

تاج اصفهانی

32

صمد بهرنگي

51

محمود محمودی خوانساری

14

تجویدی

33

عبّاسِ إقبالِ آشتياني

52

منوچهر نوذری

15

تورج نگهبان

34

عباس مسعودی

53

مهستی

16

جعفرشعار

35

عبدالحسین سپنتا

54

نادر ابراهیمی

17

جلال الدين همايي

36

علی اكبر خان شهنازی

55

ناصر عبداللهی

18

جواد بديع زاده

37

علی شریعتی

56

نعمت آغاسی

19

حسین پناهی

38

علي حاتمي

57

نورالدين کیانوری

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تقلب در هر امری جایز نیست.

من الان دو سال است که در دانشگاه آزاد در رشته حقوق قبول شده ام و مشغول به تحصيل هستم که قبل از قبول شدن در دانشگاه در دوران تحصيلم در درس هايي تقلب کرده بودم که در دو تا از اين درس ها مطمئن به تاثير تقلبم هستم و در بقيه درسها که دقيق تعدادشان را نمي دانم در تاثير تقلبم شک دارم و در بعضي مواقع مانند دادن کنکور به يکي دو نفر کمي کمک کرده ام و در زماني هم که تقلب مي کردم متوجه خلاف شرع بودن و اثرات تقلب نبودم حالا با در نظر گرفتن اين كه اگر تقلبم رو مي گرفتند نمره هايم صفر مي شد خواهش مي کنم به اين سوالات به طور دقيق جواب بدهيد و اگر کوچک ترين اشکالي باشد مصلحت رو در نظر نگيريد.
1. چون من ديپلم و پيش دانشگاهي رو با تقلب گرفته بودم اجازه دادن کنکور رو نداشتم و با قبول شدنم حق يک نفر را ضايع کرده ام؟
2. اگر من در مراحل بالاتر دو باره امتحان کنکور بدهم و قبول بشوم حق ديگري هم ضايع مي شود؟
3. اگر من در امتحان وکالت قبول بشوم يک حقي ضايع مي شود و اگر وارد بازار کار بشوم به طور مستمر حقوق يک سري از افراد رو ضايع خواهم کرد به دليل اشکال داشتن مجوز وکالت؟
4. آيا ادامه تحصيل به مراحل بالاتر و اشتغال من با نظر خداوند مخالف است... خواهش مي کنم به طور دقيق و با استدلال جواب بدهيد تا شايد من بعد از چند ماهي به اين مشکلم که پس از استفتائات گوناگون حل نشده است و شکل وسواس به خود گرفته پايان بدهم. در اخر هم دوباره خواهش مي كنم كه به تمام سوالات 1.2.3.4پاسخ بدهيد.

-------------------------------------------------------------------------------
همه ی مراجع تقلید تقلب در امتحانات درسی را حرام می دانند.[1]

سؤال و متن فتوای هر یک از مراجع تقلید به صورت واضح پاسخ گوی سؤالات شما می باشد از این رو بصورت جداگانه آن ها را می آوریم .

سؤال: اگر دانش آموز یا دانشجویی در امتحانات با تقلب نمره ی قبولی کسب کند و به مرحله ی بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند، حکم استفاده از این مزایا چیست؟

حضرت آیت الله خامنه ای: تقلب حرام است، ولی اگر تخصص و مهارت لازم را برای کاری که برای آن استخدام شده دارد و مقررات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مشکل است، شرعاً نمی تواند از این مزایا استفاده کند.

حضرت آیت الله بهجت: باید جبران کند آن درس را.

حضرت آیت الله تبریزی(ره): تقلب دروغ عملی است و جایز نیست و اگر کسی این کار را کرد و متصدی کاری شد که خبرویت نمی خواهد و مانند دیگران کار کرد، مانعی ندارد و در صورتی که آن کار خبرویت می خواهد و شخص مذکور خبرویت آن را ندارد، تصدی آن جایز نیست.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: تقلب در هر امری جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که در یکی دو ماده ی درسی تقلب کرده باشد، هرچند کار خلاف کرده، ولی مدرک گرفته شده و ادامه ی تحصیل و استخدام با آن مدرک اشکال ندارد.

حضرت آیت الله سیستانی: استفاده ی او اشکال ندارد، گرچه عمل او (تقلب) جایز نیست».[2] و[3]

البته همان گونه که ملاحظه می شود این پاسخ ها تنها از جنبه ارتقاء به رتبه بالاتر و استفاده از امتیازات و حقوق داده شده است و به حکم تضییع حقوق دیگران اشاره ای نشده است.

اما اگر در جایی تقلب باعث تضییع حق از شخص دیگری شود باید جبران شود یا از کسی که حقش تضییع شده است حلالیت بخواهند و رضایت او را بدست آورند مگر این که امکان جبران وجود نداشته باشد.

دفاتر آیات عظام در پاسخ به این سؤال که، اگر کسی در کنکور تقلب کند و حق کسی را ضایع نماید، چون قبول نمی شد و کس دیگری جایش می آمد، چگونه باید جبران کند و حلالیت بطلبد؟، فرموده اند:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

تقلب حرام است و توبه کافی است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

باید انصراف دهد تا نفر بعد جایگزین او شود[4].

بهر حال مطابق آنچه در چهار سوال خود مطرح کرده اید، چون طبق شرایط سازمان سنجش در زمانی که شما در کنکور شرکت کرده اید نمرات دوران دبیرستان تأثیری در شرکت و در قبولی کنکور نداشته است، بنا بر این در مقطع کنکور حق کسی را ضایع نکرده اید. و نسبت به تقلب رساندن به دیگران در کنکور چون یقین ندارید که کمک شما در موفقیت آنان نقش داشته است یا نه؟ دیگر دنبال نکنید و جلوی وسوسه ی شیطان را بگیرید و ان شاء ا...حق کسی را ضایع نکرده اید و در مراحل بعدی هم که خوشبختانه دیگر تقلبی انجام نداده اید.

اگر ان شاء ا...برای وکالت قبول شدید چون امتحانات و شرایط آن ربطی به نمرات دبیرستان ندارد بنابراین در این مرحله هم حق کسی ضایع نشده است فقط باید به خاطر انجام تقلب در امتحانات که حرام بوده است توبه کرده و از خداوند مهربان طلب آمرزش نمایید که ان شاء ا... توبه شما پذیرفته می شود. به هر حال جای هیچ گونه وسوسه ای باقی نمی ماند.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] رساله ی دانشجویی، مسئله ی 539.
[2] مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 3، ص 211.
[3] اقتباس از سؤال 1378 (سایت: ۱۴۱۱).
[4] نک: سؤال 1867 (سایت: ۲۰۰۰).


http://www.tebyan-hamedan.ir/islam/archives/post_420.php

+ نوشته شده در  87/06/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

براي عضويت هيئت علمي در دانشگاهها حداقل فوق‌ ليسانس لازم است.



الياس نادران : آيا ورود كردان به مقطع كارشناسي ارشد قانوني بوده؟
زاهدی : قانون به دانشگاه آزاد اجازه ی آزمون مستقل را داده و در حال حاضر اطلاعي ندارم كه آيا ايشان در آزمون‌هاي رسمي شركت كرده يا نه. البته در اين زمينه از دانشگاه آزاد سؤال كردم و منتظر پاسخ رسمي دانشگاه آزاد هستم.
الياس نادران :آيا دانشگاه آزادي مجوزي براي برگزاري مقطع كارشناسي ارشد پيوسته حقوق را داشته است؟
زاهدی : نه دانشگاه آزاد و نه هيچ دانشگاه دولتي مجوز برگزاري دوره‌هاي كارشناسي ارشد پيوسته حقوق را ندارند جز دانشگاه امام صادق (ع) كه مجوز برگزاري دوره هاي كارشناسي ارشد رشته حقوق و معارف اسلامي را دارد.

نادران : آيا آقاي كردان داراي مدرك معتبر كارشناسي ارشد و دكترا بوده و اگر اين مدارك را دارد از چه دانشگاهي آنها را دريافت كرده؟
 زاهدی : ما در خصوص مدرك كارشناسي ارشد آقاي كردان از دانشگاه آزاد استعلام كرديم ولي هنوز جوابي دريافت نشده است. در مورد مدرك دكتراي ايشان نيز تا اين لحظه هيچ مدركي مبني بر داشتن دكتراي علمي يعني «PHD» به ما ارائه نكرده است. البته همان برگه‌اي كه به رسانه‌ها داده براي ما ارسال كرده ولي چون ارزش علمي ندارد ما اساساً اين برگه را ارزشيابي نكرديم.
نادران :  عضويت هيئت علمي كردان وجاهت قانوني دارد ؟و اينكه ايشان اجازه تدريس در دانشگاهها را با توجه به مدرك علمي عنوان شده داشته و آيا مي‌توان با مدرك كارداني عضو هيئت علمي دانشگاهها شد؟
 زاهدی : براي عضويت هيئت علمي در دانشگاهها حداقل فوق‌ ليسانس لازم است. بنابراين داشتن دكتراي افتخاري يا فوق‌ديپلم براي عضويت هيئت علمي هيچ دانشگاهي وجاهت قانوني ندارد.
 شوراي عالي برنامه‌ريزي و يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي با توجه به خبره بودن بعضي افراد مثل اساتيد اصلاح كتب خطي به آنها اجازه تدريس میدهد ولي به‌ هيچ ‌وجه اجازه هيئت علمي به  دارندگان گواهي فارغ‌التحصيلي كمتر از كارشناسي ارشد از دانشگاه معتبر مورد تأييد وزارت علوم، داده نمي‌شود.
 از نظر ما آقاي كردان دكتراي علمي ندارد و از مدرك كارشناسي ارشد ايشان از دانشگاه آزاد تا اين لحظه اطلاع رسمي نداريم ولي شنيده‌ها حاكي است كه آقاي جاسبي داشتن مدرك كارشناسي ارشد كردان از دانشگاه آزاد را نفي كرده است.
نادران :  چگونه ممكن است فردي با داشتن فوق ديپلم عضويت هيئت علمي با درجه دانشياري، شود؟
زاهدی: محال است چنين اتفاقي در آموزش عالي يا دانشگاه آزاد بيفتد در عين حال ما از نماينده خود در هيئت مميزه دانشگاه آزاد مي‌پرسيم تا جريان داشتن درجه دانشياري و عضويت هيئت علمي با مدرك كارداني ايشان را بررسي كنند و اگر صلاحيت‌هاي علمي لازم را نداشته و مدارك حاكي از اطلاعاتي باشد كه امروز در اين جلسه دريافت كرديم، با آقاي كردان برخورد خواهيم كرد.
چون دكتراي افتخاري ارزش علمي ندارد ما اين مدرك را بررسي نكرديم تا راجع به اصالت آن اظهار نظر كنيم. ولي اگر علي عباسپور رئيس كميسيون آموزش تحقيقات مجلس كتباً از ما درخواست كنند كه اين مسئله را رسيدگي كنيم ما اين كار را انجام مي‌دهيم.
تنظیم : بیدارشهر
+ نوشته شده در  87/06/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خوب و بد

 

دنیای بد

دنیای خوب

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

جنگ-الکلیسم-فحشا-اعتیاد-فقر- جنایت-آلودگی محیط زیست - تروریسم - گرسنگی و بانکیمون

+ نوشته شده در  87/06/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

حسين توفيق

حسين توفيق از پيشكسوتان و با سابقه‌ترين روزنامه‌نگاران معاصر و از شاعران و نويسندگان طنزپرداز روزگار ماست. به گونه‌اي كه مي‌توان او را پدر طنز ادب فارسي امروز ناميد.

مرحوم «حسين توفيق» موسس «روزنامه توفیق» در سال 1301 شمسي است.

او با تاسيس اين روزنامه ايجادكننده مكتبي شد كه بسياري از شعرا و نويسندگان و اديبان مشهور ايران در آن به پرورش ذوق و استعداد خود پرداختند و نام‌آوران بسياري در ادبيات طنز ايران با آن همكاري كردند و افزون بر آن محل و مجمعي براي تبادل افكار ميان اهل قلم و رشد و تعالي فرهنگ طنز و كاربردهاي سياسي و اجتماعي نيز بود.

شادروان «حسين توفيق» نشريه توفيق را ابتدا با روش جدي و ادبي منتشر مي‌كرد كه كم و بيش آثار طنزآميز نيز داشت، ولي از اواسط سال 1317 استاد ابوالقاسم حالت كه در آ‌ن زمان نوجواني پرشور بود، سردبيري آ‌ن را به عهده گرفت. توفيق به نشريه‌اي با راه و روش فكاهي، انتقادي، اجتماعي و سياسي تبديل شد و از اين تاريخ به بعد است كه روزنامه توفيق شهرت بسزايي پيدا كرد و مورد اقبال طبقات مختلف مردم قرار گرفت و در تاريخ مطبوعات طنزآميز ايران نشريه ديگري را نمي‌يابيم كه قدمت و مداومت و محبوبيت توفيق را پيدا كرده باشد.

مرحوم حسين توفيق در اشعار و بحر طويل‌هاي خود از اسامي مستعار: «بوقلمون»، «غاز»، «شونه‌بسر»، «هدهد ميرزا»، «تربچه نقلي»، «گشنيز خانم» و... شايد «ملندر» استفاده كرده است.

شادروان حسين توفيق در انتشار توفيق مكرر با سختگيري‌هاي عوامل دولتي كه مزاجشان با انتقاد و شوخي سازگار نبود، مواجه شد؛ به طوري كه اين سختگيري‌ها بارها به توقيف روزنامه و زنداني شدن خودش انجاميد و در اثر همين ناملايمات سرانجام در شب دوشنبه 29 بهمن ماه 1318 رخت به سراي باقي كشيد و ادامه انتشار روزنامه به دست خواهرزادگان او انجام گرفت و روزنامه توفيق تا سال 1350 به صورت هفتگي، ماهنامه و سالنامه انتشار يافت.

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2008%5C08%5C08-28%5C11-16-22.htm&storytitle=%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86%20%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82

+ نوشته شده در  87/06/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

هادي خرسندي‌

هادي خرسندي‌، فرزند احمد خرسندي در سال 1322 (اول مرداد) در فريمان متولد شد. دروس اوليه را در زادگاه خود به پايان رساند. در دبيرستان ذوقي تهران سال 1335 ـ 1340 درس خواند سپس در دبيرستان ابومسلم ادامه داد (1341 ـ 1342) و در پنجم طبيعي‌، تحصيل را خاتمه داد. مدتي زبان انگليسي را پي گرفت ولي آن را هم نيمه‌تمام گذاشت‌.
وي كار مطبوعاتي و نويسندگي را از سال 1340، در سن هجده سالگي آغاز نمود و در مطبوعات مختلف مقاله نوشت‌. مطبوعاتي كه در آن مقاله و طنز مي‌نوشت عبارتند از:
توفيق‌، تهران مصور، كاريكاتور، جلب سياحان‌، اطلاعات و جهانگردي‌، روزنامه اطلاعات‌. وي در سال 1344 به عضويت سنديكاي نويسندگان و روزنامه‌نگاران و خبرنگاران درآمد و در سال 1354 سفري به امريكا داشت و سپس مدتي در لندن ماند.
وي دو برادر به نامهاي «منصور» و كمال‌الدين داشت كه اولي تكنسين برق و دومي رئيس كارگزيني شركت شيميكو بودند.
هادي بيش از هفت سال نداشت كه پدرش درگذشت (1329) و او برادر بزرگ خانواده بود. او توانست در اوايل دهه 1340 به استخدام وزارت اطلاعات و جهانگردي درآيد.
خرسندي در مصاحبه‌اي با مجله سپيدوسياه كارش را اين گونه شرح مي‌دهد: كار روزنامه‌نويسي را از نشرياتي آغاز كردم كه دو نسخه آن حدود هفتصد، هشتصد خواننده داشت‌. ولي متأسفانه هر بار فقط در يك نسخه منتشر مي‌شد.
اين نشريه روزنامه ديواري دبيرستان ذوقي بود. در سال چهل و يك كه كلاس پنجم دبيرستان بودم‌ وارد روزنامه توفيق شدم و به عنوان كاريكاتوريست مشغول كار گشتم‌. منتهي به من گفتند اگر وقت كردي‌، ضمن كاريكاتور كشيدن‌، شعر هم بگو و مطلب فكاهي بنويس‌. من هم قبول كردم و بالاخره كار به آنجا كشيد كه من از بس شعر مي‌گفتم و مطلب مي‌نوشتم ديگر فرصت كاريكاتور كشيدن پيدا نكردم‌. حدود چهار سال با توفيق كار كردم كه آقايان «منوچهر محجوبي‌» و لطيفي نشريه فكاهي سياسي كشكاسه را به صورت ضميمه مجله تهران مصور منتشر مي‌كردند و من هم در آنجا مشغول كار شدم‌. حالا كاري به اين نداريم كه اين ضميمه چگونه گل كرده بود. كم‌كم بزرگتر شد و بالاخره به صورت ماهنامه سياسي مستقل درآمد و آخر هم جوانمرگ شد. بعد از تعطيلي آن در اواخر سال 1346 من كم‌وبيش همكاري خود را با مجله تهران مصور ادامه دادم‌. با باز كردن دو صفحه «پارازيت‌» شروع كردم به كار. در اواخر 1347 كه آقاي «دولو» خبر دادند كه مي‌خواهند مجله كاريكاتور را دوباره منتشر كنند، به سراغ ايشان رفتم‌، در اين فاصله مقداري كار تلويزيوني و تئاتر و غيره هم انجام دادم و با يكي دو مجله ديگر هم همكاري مي‌كردم‌. در حال حاضر با تهران مصور، كاريكاتور، و اخيراً روزنامه اطلاعات همكاري دارم‌. قبل از اين‌ها مدتي هم در كتابفروشي كار مي‌كردم‌. و مدتي هم به عنوان مصحح روزنامه اطلاعات و مجله تهران مصور و ماهنامة نگين بوده‌ام‌. هم‌اكنون هم كارمند پيماني سازمان جلب سياحان در قسمت چاپ‌، معاون منوچهر محجوبي هستم‌. ضمناً هر چند وقت يك بار با مجله سپيد و سياه مختصري همكاري دارم‌.(1)

هادي در لندن
او در سال 1357 راهي لندن شد. مي‌دانست در تهران پس از انقلاب جايي براي كار كردن ندارد. همكاري همه‌جانبه با باقي مانده دستگاه‌هاي تبليغاتي رژيم‌ پهلوي، فعاليت در فرقه ضاله بهائيت و اسائه ادب به اعتقادات مقدس مردم از علل مهم گريختن او از ايران بود.
در لندن با ستار لقايي‌، منوچهر محجوبي‌، اسماعيل نوري علاء، شكوه ميرزازادگي‌، عليرضا نوري‌زاده‌، حسن عرب‌... دوستي و همكاري دارد.
او در بدو ورود با كمك «كيهان چاپ لندن‌» از سوي دكتر مصباح‌زاده مورد حمايت قرار گرفت‌. ابتدا مجله «طاغوت‌» را منتشر نمود. بعد از چندي «اصغرآقا» را.
در كنار فعاليت مطبوعاتي چند اثر شعر، نثر در «هجو» و «طنز» انتشار داد ـ كه عمدتاً عليه مقدسات اسلامي بود. با همكاري پرويز صياد در كارهاي نمايشي و تأتر نيز فعاليت نمود. ارتباط گسترده با نويسندگان و اهل قلم «ضدانقلاب‌» در اروپا و امريكا ـ وي را به عنوان يك نويسنده سرشناس‌! و «امضاكننده اعلاميه‌» عليه جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي درآورد. به عنوان نمونه در جريان مرگ سعيدي سيرجاني در 4 مورد، با چهار تيپ از نويسندگان اعلاميه مشترك داد! آن هم با كساني چون‌، سيدمحمود طباطبائي قمي‌، محمد عاصمي‌، پرويز قاضي سعيدي‌، عليرضا نوري‌زاده‌، نادر نادرپور، نسيم خاكسار، پرويز قليچ‌خاني‌، ماشأالله آجوداني‌، علي‌اصغر حاج سيدجوادي‌، اسماعيل خويي‌، رضا مظلومان‌، منوچهر گنجي‌ و مهشيد اميرشاهي.
هادي در كنار اين گونه كارها در جلسات «شب شعر» در پاريس‌، لندن‌، واشنگتن‌، لوس‌آنجلس‌.. شركت مي‌كند. همكاري با مجله توفيق براي او توفيق شهرت را بدنبال داشت‌.


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704020564

+ نوشته شده در  87/06/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

روزهای سکوت

اندوه تابستانی در ساحل داغ دریای کویر و سکوت طولانی وبلاگ نویسان آران و بیدگلی

اسامی و تعداد روزهای سکوت

  1. آخرین خبرهای تصویری ـــــــــــــــــــ ۹ روز
  2. کنکاش ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۴روز
  3. گلنامه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۵روز
  4. بچه های کویر ـــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۹روز
  5. آرونی با صفا ـــــــــــــــــــــــــــــــــ۲۷ روز
  6. فوتبال ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۳ روز
  7. سلمقان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۸ روز
  8. آران و بیدگل از نگاهی متفاوت ـــ ۳۹ روز
  9. علامت سوال ـــــــــــــــــــــــــــــ۴۲ روز
  10. جوان کویر ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۸۹ روز
  11. به یاد سرداران شهید اربابی ــــ۱۱۴ روز

 

+ نوشته شده در  87/06/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دیشب مُردم

خداوند مرا بیامرزد.نیمه­های دیشب مُردم .

http://radiomoallem2.blogfa.com/post-123.aspx

+ نوشته شده در  87/06/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پراكنده نشويد...

و همگى به رشته الهى درآويزيد و پراكنده نشويد؛ و نعمت خداوند را بر خود ياد كنيد آنگاه كه دشمنان همديگر بوديد سپس (او) ميان دلهاى شما الفت داد و به نعمت او با هم دوست شديد، و بر لبه پرتگاهى از آتش بوديد و او از آن بازتان رهاند؛ خداوند بدينسان آيات خويش را براى شما روشن مى‏سازد تا هدايت يابيد. آل عمران

علی رغم دستور خداوند انسانها به رشته الهى درنمی آويزند و پراكنده میشوند.

چه راه هایی وجود دارد که با وجود پراکندگی ، دشمن همدیگر نباشند و با هم دوست و مهربان باشند؟

من تخم اردک دوست دارم تو تخم مرغ ولی همدیگر را دوست داریم .

ما هر دو تخم مرغ دوست داریم ولی تو آب پز دوست داری و من املت ولی همدیگر را دوست داریم .

از میان شخصیتهای تاریخی من ناپلئون را دوست دارم تو هیتلر را .ولی همدیگر را دوست داریم .

من محمدی هستم تو عیسوی ولی همدیگر را دوست داریم .

 

 

+ نوشته شده در  87/06/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

رافضی یعنی چه؟سلفی یعنی چه؟

رافضی یعنی چه؟

پاسخها از فرهنگ دهخدا:

 منسوب به گروهی از لشکر زیدبن علی که او را ترک کردند. در اصطلاح فرقه ٔ سنی هر شیعه رافضی است . چه ، ایمان به سه نفر از خلفاء راشدین را ترک کرده است .

منسوب است به رافضة که جماعتی از شیعیانند.

منسوب به رافضة. و رافضة گروهی از لشکری که سردار خود را بگذارند.

رافض . [ ف ِ ] (ع ص ) تارک و ماننده . ترک کننده چیزی .  ترک کننده .


از ویکی پدیا

سَلَفی به گروهی از مسلمانان اهل سنت گفته می‌شود که تنها راه نجات مسلمانان را بازگشت به قوانین قرآن و سنت طبق فهم «سلف صالح» می‌دانند. این گروه با هرگونه پیروی از شاخه‌های گوناگون دین و کیش‌گرایی مخالفند و معتقدند که هر مسلمان به راحتی می‌تواند با مراجعه مستقیم به قرآن و سنت دینش را بیاموزد.

سلفی‌ها که بسیاری آنها را به تندروی متهم می‌کنند پایتخت اصلیشان مکه و مدینه است. گاهی به آنان وهابی گفته می‌شود اگرچه کسانی که خود را سلفی می‌خوانند منکر وجود گروهی به نام وهابی هستند.

امروزه گروهی از کسانی که در کشورهای غربی به اسلام میگرایند به افکار این روش فکری-عقیدتی گرایش پیدا می‌کنند. امروزه سلفی‌ها را می‌توان به سه شاخه اصلی تقسیم کرد.

  • 1- سلفی محافظه کار و درباری
  • 2- سلفی سیاسی رادیکالی
  • 3- سلفی جهادی (سلفی تکفیری)

سلفی تکفیری

سلفی تکفیری به گروهی از مسلمانان وهابی ستیزه‌جو گفته می‌شود بویژه به طرفداران گروه القاعده که هر فردی غیر از مسلمانان پیرو سلف صالح، بقیه مردم و حتی مسلمانان شیعه را کافر می‌دانند و بنابراین قتل آنها را مجاز می شمارند. سلفی‌های تکفیری بیشتر در عراق فعالیت می‌کنند و مسئولیت قتل هزاران نفر شیعه و قتل گروگانهای خارجی را برعهده دارند.


+ نوشته شده در  87/06/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

رادیو فردا

رادیو فردا - چرا پراگ؟

برای تهیه گزارش و عکس از رادیو فردا به مقر آن در پراگ سفر کردم. از این‌که به این بهانه از پراگ، پایتخت جمهوری چک، شهری قدیمی با آثاری قرون وسطایی، دیدن می‌کنم خوشحالم.

جمهوری چک کشوری در اروپای مرکزی و عضو اتحادیه‌ی اروپاست که با لهستان، آلمان ، اتریش و اسلوواکی همسایه است. دلیل انتخاب جمهوری چک، به عنوان مرکز رادیو صدای آزاد اروپا، شنیدنی‌ست:

یکی این‌که جمهوری چک در قلب اروپاست و دیگر این‌که در زمان دو قطبی بودن جهان و جنگ سرد، سازمان جاسوسی آمریکا و کنگره‌ی آمریکا اقدام به تهیه‌ی استودیویی برای پخش اخبار برای کشورهای بلوک شرق کردند که مرکز آن در آن زمان مونیخ بود. نویسنده‌ی معترض چک، واسلاو هاول، که در آن زمان در زندان بود، نامه‌هایی را به همسرش می‌نوشت که از رادیو آزادی پخش می‌شدند. بعد از فروپاشی بلوک شرق و انتخابات آزاد در چکسلواکی و برگزیده شدن واسلاو هاول به ریاست جمهوری چکسلواکی، او به عنوان قدردانی از رادیو آزاد اروپا و تأثیر آن در روند آگاهی مردم چک نسبت به وقایع آن جامعه، با توجه به سانسوری که آن زمان وجود داشت، ساختمان پارلمان چک را برای مرکز رادیو صدای آزاد اروپا تقدیم کرد و به شکلی نمادین، سالی یک دلار بابت کرایه‌ی ساختمان تعیین کرد.

پراگ شهری بسیار زیبا و دیدنی‌ست؛ ساختمان‌هایی بسیار قدیمی با معماری خیلی قشنگ.

روز یک‌شنبه چنان آفتابی در پراگ می‌درخشید که من احساس کردم به جنوب ایران در اوایل بهار پرواز کرده‌ام. پراگ نه تنها می‌درخشید بلکه احساس می‌کردم می‌رقصید. با یکی از همکاران رادیو قرار گذاشتم تا بعد از گشت‌وگذاری در شهر با او به محل رادیو فردا بروم.

راهی دفتر کار رادیو فردا شدیم. ساختمان بزرگ شیشه‌ای با شیشه‌های دودی. این ساختمان که پارلمان چکسلواکی بود در سال ۱۹۶۸، زمانی که روس‌ها این کشور را به تصرف خود در آوردند هنوز نیمه‌ساز بود. دور تا دور این ساختمان را دیوار سنگی‌ای که تقریبا یک متر بلندی داشت گرفته بود. هر چند متر، سربازی مسلح در حال نگهبانی بود. احساس کردم که به پادگانی نظامی وارد می‌شوم. جلوی در ساختمان پر از ماشین‌های بنز با شیشه‌های ظاهرا ضدگلوله و دودی بود. از همکارم پرسیدم خبری شده؟ او گفت که احتمالا یکی از رؤسا باید برای جلسه‌ای حضور داشته باشد. چند دقیقه بعد هم متوجه شدیم که رییس جدید رادیو صدای اروپا، جف گدمن، با بقیه‌ی مدیران جلسه‌ای داشته. 

همکارم با نشان دادن کارت شناسایی‌اش مرا هم به دنبال خود به درون ساختمان برد. پرچم کشورهای متعدد رادیو اروپای آزاد، و در میان آنها پرچم ایران، بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد. ستون‌هایی در سمت چپ ورود به ساختمان، به رنگ لوگوی رادیو آزاد اروپا یعنی نارنجی، با نام کشورها و نقشه‌شان دیده می‌شد. بعد از مراحل کنترل، برای من کارت عکس‌دار مهمان صادر شد. وارد راهرو که شدیم نقشه‌ی همه‌ی ۲۱ کشوری که رادیو آزادی به زبان‌های آنها پخش می‌شود را بر روی دیوار دیدم. دیدن نقشه‌ی ایران و پرچم سه رنگش برای من آرامش‌بخش بود. در طبقه‌ی هم‌کف رستوران و کافه تریا قرار داشت. 

فنجان قهوه در دست، به اتاق پخش رفتیم. اتاق پخش همانند اکثر استودیوهای صدا با یک پنجره‌ی شیشه‌ای با اتاق فرمان ارتباط داشت. بهروز کارونی در اتاق پخش آماده برای خواندن اخبار بود. پیام جوان هم مسئول اتاق فرمان بود. چیزی طول نکشید که چراغ قرمز «پخش زنده» روشن شد. این به معنای آن بود که در اتاق پخش بسته شود و سکوت کاملا ً رعایت شود. پس از گرفتن عکس از بهروز به اتاق مجاور، که بخش ضبط و مونتاژ بود، رفتیم. سپس به طبقه‌ی دوم اتاق هیأت تحریریه رفتیم. راهرو با گیاهان زیبا و مبلمان تزیین شده بود. سمت چپ راهرو با چند پله به حیاطی منتهی می‌شد که با میز و صندلی مخصوص سیگاری‌ها آماده شده بود. کارکنان با خوش‌رویی به استقبال آمدند و ضمن خوش‌آمدگویی، همه با کنجکاوی می‌خواستند بدانند که این گزارش برای کجا تهیه می‌شود. وقتی که گفتم برای رادیو زمانه و سایت گویانیوز، برخی با تعجب گفتند رادیو زمانه؟ ولی پس از این‌که احساس کردند که همکاران رادیوی نوپای زمانه درآمستردام علاقه‌مند به تهیه‌ی گزارش و گفت‌وگو با آنهاست، خوشحال شدند. همکاران دیگر، همچون ژان خاکزاد، عباس جوادی، نیما تمدن، آزاده شرفشاهی، توماج طاهباز، مریم منظوری، سعیده هاشمی، جمشید برزگر، عباس جوادی، مهین گرجی و...، هر کدام مشغول کار خود بودند. بعد از چندی ژان خاکزاد به همراه فریدون زرنگار راهی برنامه‌ی یک ساعته‌ مجله‌ی شامگاهی شدند. من هم به همراه آنها برای گرفتن عکس، دوباره به اتاق پخش رفتم.

بعد ازگرفتن عکس از همکاران در رادیو به سمت اتاق مدیر رادیو، امیرمصدق کاتوزیان، رفتم. کاتوزیان که چندین سال است با رادیو فردا به عنوان خبرنگار کار می‌کرد، مدت سه هفته‌ای‌ست که به سِمت مدیر رادیو فردا منصوب شده. روز یک‌شنبه موفق به دیدار کاتوزیان نشدم ولی قرار برای دوشنبه بود.

در راه بازگشت، در آسانسور، به رییس جدید رادیو صدای آزاد اروپا، آقای جف گدمن، برخوردم که از جلسه‌ی عمومی برمی‌گشت. سریع دوربینم را زوم کردم و از ایشان اجازه‌ی عکس خواستم. او با خوش‌رویی قبول کرد و در کنار ستون‌های نارنجی معرف کشورهای در برگیرنده‌ی رادیو صدای آزاد اروپا ایستاد تا از او عکس بگیرم: 

روز دوم، بعد از مراحل معمول کنترل، به دفتر امیرمصدق کاتوزیان برای مصاحبه رفتم. ایشان ضمن استقبال از مصاحبه، گفتند از آنجایی که یک سری سؤالات به سیاست کلی رادیو صدای آزاد اروپا برمی‌گردد اجازه بدهید که با واشنگتن هماهنگ کنم. بعد از تماس با واشنگتن، قرار بر این شد که مصاحبه را آقای جف تریمبل، مدیرکل رادیو صدای آزاد اروپا انجام دهد. قراری به همت آقای کاتوزیان برای دو روز بعد دراستودیو رادیو زمانه گذاشتم. دو روز بعد به همراه همکارانم در رادیو زمانه، شهزاده نظروا و منوچهر هنرمند، مصاحبه را از استودیو رادیو زمانه انجام دادیم .

http://akhtarghasemi.blogfa.com/post-53.aspx

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

جنگ خنک

جنــــــــــــــــــــــــگ ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

از ویکی‌پدیا

جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش‌ها، کشمکش‌ها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده، شوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ اطلاق می‌شود. در طول این دوره رقابت بین این دو ابرقدرت در عرصه‌های مختلف مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه تکنولوژی ادامه داشت. این رقابت‌ها تبعاتی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات سلاح‌های هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.

گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی بین نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم پیمانان این ابر قدرت‌ها از تبعات آن به شمار می‌روند. هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی قبل از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوباره سازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.

پس از جنگ در حالی که امریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به تمام جهان به ویژه اروپای غربی، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحران‌های مکرر مانند دیوار برلین (۱۹۴۸-۱۹۴۹)، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، جنگ ویتنام (۱۹۵۹-۱۹۷۵)، بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و جنگ شوروی در افغانستان روبه‌رو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد می‌کرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به سلاح‌های هسته‌ای و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاح‌ها بود.

در نهایت در انتهای دهه ۱۹۸۰ و با دیدارهای مقامات عالی رتبه که به وسیله آخرین رهبر شوروی میخائیل گورباچف ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تبلیغات بر علیه شیعیان در رویترز

A performer rests during a religious carnival marking Ashura on day eight of Muslim holy month of Moharram in Sede, near of the city of Isfahan, 495 km (309 miles) south of Tehran, January 17, 2008.  

http://www.reuters.com/news/pictures/slideshow?collectionId=2013&galleryName=Showcases#a=48

نوشته اند: مراسم محرم در سده ی اصفهان

  جن در كربلا
گاهي اوقات در جنگ‌ها و نبردهاي ميان انسان نيز جنيان مداخله داشته‌اند. حال در سمت كفر عليه حق يا در صف حق عليه كفر. بالاخره حضور داشته‌اند كه مثال بارز اين گفته را مي‌توانيد در جنگ و قيام خونين ابي‌عبدا...(ع) مشاهده كنيد.به‌طوري‌كه سيدبن طاووس محقق برجسته در كتاب مقتل كامل لحوف نوشته‌اند، درست در روز عاشورا حدود هزار و سيصد و شصت‌ سال پيش كه حضرت ابي‌عبدا...(ع) در حال جنگ با لشگر يزيد بودند، زعفر جني كه رييس شيعيان جن بود در محل بئر ذات‌العلم، براي خود جشن عروسي باشكوهي برپا كرده بود و تمام سران طوايف ديگر از اجنه را براي عروسي خود دعوت كرده بود.
در اواسط شادي و سرور زعفر صداي ناله دو جن نظر وي را جلب كرد و سبب احضار آن دو نزد زعفر شد، وقتي كه زعفر دليل بي‌تابي آن دو را جويا شد، آنها گفتند: زماني كه براي عروسي در حال حركت به ذات العلم بوديم در ميان راه با محلي به نام نينوا برخورد كرديم و در آنجا ديدم فرزند همان كسي كه ما به دست وي مسلمان شده‌ايم تكيه بر ديوار تنهايي كرده و با لشگر بسيار زياد كفر در حال جنگ است.
 وقتي زعفر اين حرف را شنيد به همراه نودهزار جن از لشگريانش به كربلا رفت (البته چون براي اجنه و فرشتگان بعد زمان و مكان مفهومي ندارد اين كار به طرفه‌‌‌العيني صورت گرفت) به روايت برخي از بزرگان و مراجع زعفر خودش گفته است: وقتي لباس دامادي از تن درآوردم و به كربلا رسيدم ديدم چهار فرسخ در چهار فرسخ، صف در صف لشكر كفار ايستاد‌ه‌اند و در اين سمت تمام ملائكه مقربه خدا از جمله ملك منصور، ملك نصر، جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل، عزرائيل
و... هر كدام با هزاران سرباز و ارواح تمام انبياء از آدم تا خاتم براي ياري پسر شير خدا جمع شده‌اند.
 بعد از مدتي صبر به خدمت ايشان رسيدم و درخواست اجازه كمك كردم با مخالفت ايشان روبه‌رو شدم و دستور برگشت به من داده شد سپس به همراه مادرم مراجعه كردم و آنگاه كه ديگر جنگ تمام شده بود امام سجاد (ع) دستور دادند تا شام كاروان اسرا را همراهي كنيم و مسووليت مراقبت از اطفال را به جنيان محول كردند.از روزنامه دنیای اقتصاد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=82863

+ نوشته شده در  87/06/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چند کلمه از آران و بیدگل

 

سعید چند کلمه ی از گویش محلی آران و بیدگل به وسیله ی تلفن برایم فرستاد که جالب است :

·  هَپکو ؟==> هَـ برای تاکید در ابتدای کلمات و عبارات می آید . پَ => پس. در اینجا پرسیده میشود هـَ پَس کو؟ به معنی پس کجاست  ؟ همچنین داریم هـَ وادار = حرف نزن . هـَ بنشین . هـَ قرار بگیر. هـَ بِسَه .

·      جِرقِنابه = کثیف

·      آلِشی ==> عوضی . آلش  به معنی عوض و بدل که ترکی میباشد.

·  گلیزه ==> گلیز یعنی بزاق . در لهجه های سایر شهرها هم هست . کوزه . تراوش آب را زه میگویند. بزاق هم تراوش میشود . گلی زه – آبی که از گِل تراوش میشود یا تراوش گلی.

·      پِِتال = شخص بی نظم و انضباط = ولنگار

·      وِلنگِ واز = و لِنگ باز. لِنگ یعنی پا- کسی که جمع و جور نمی نشیند.

·      ای که او که نی که = این که آن نیست که .

·      پَل گیر = پتو را پل گیر یعنی پتو را روی خودت بکش.

 

+ نوشته شده در  87/06/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

به مناسبت کوچ استاد تورج نگهبان

بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
بعد از تو هم با دل سخن ها می توان می توان گفت
بعد از تو هم این سوز هجران
هرگز نمی آید به پایان
بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا برجا بماند یا نماند
بی تو هم دریای بی آرام دل شاید به طوفانم کششاند یا براند
من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم
می روم عشق و وفا را در جهان رسوا کنم
دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم
من کی شوم آزاد از این دل
فریاد از این دل داد از این دل
جز غم چه شد زین عشق رسوا
شد هستیم بر باد از این دل
بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
بعد از تو هم با دل سخن ها می توان می توان گفت
بعد از تو هم این سوز هجران
هرگز نمی آید به پایان
بعد از تو هم این سوز هجران
هرگز نمی آید به پایان
من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم
می روم عشق و وفا را در جهان رسوا کنم
دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم

تورج نگهبان

+ نوشته شده در  87/06/01ساعت   توسط اکبر ستاری  |