ايران كشور شوراها
-
شورايعالی انفورماتيک
-
شورايعالی اطلاع رسانی
-
شورايعالی انقلاب فرهنگی
-
شورايعالی امنيت فضای تبادل اطلاعات کشور
-
شورايعالی امنيت ملی ايران
-
شورايعالی صادرات غير نفتی
-
شورايعالی امور ايرانيان خارج از کشور
-
شورايعالی اداری
-
شورايعالی آموزش و پرورش
-
شورايعالی استاندارد
-
شورايعالی سياستگذاری لجستيک
-
شورايعالی فناوری اطلاعات
-
شورايعالی علوم - تحقيقات و فناوری
-
شورايعالی جوانان
-
شورايعالی هماهنگی ترافيک شهرهای کشور
-
شورايعالی استانها
-
شورايعالی مناطق آزاد
-
شورايعالی هواپيمايی
-
شورايعالی سلامت و امنيت غذا
-
شورايعالی نقشه برداری
-
-----------------
نامهاي آشناعباس کيارستمی ( کارگردان سينما )
عباس معروفی ( موسيقیدان )
عباس اقبال آشتيانی ( نويسنده )
عباس بابايی ( تيمسار شهيد نيروی هوايی )
عباس امير انتظام ( همکار مهندس بازر گان در دولت موقت )
عباس قره باغی ( ارتشبد در زمان شاه )
عباس سحاب ( پدر علم جغرافيای ايران )
-----------------------------------------------------------------------------------------
-
فریدون فرخزاد --> برادر فروغ فرخزاد - خواننده و مجری برنامه های شاد (شو من)- در یک حادثه در منزلش در اروپا توسط افراد ناشناس به قتل رسید. (شب بود بیابان بود) یکی از مشهور ترین ترانه هایی است که خوانده است . ازدواج ناموفقی داشت. فرزند ندارد.
-
فریدون فرهی--> خواننده - صدای اپرایی داشت - در کانادا زندگی ميکند.
-
فریدون فرح اندوز--> گوینده اخبار تلویزیون - همسر وی مریم خموش که او هم گوینده و مجری بودفوت نموده است. فرزند او هم فوت نموده است. در آمریکا زندگی میکند.
-
فریدون جوادی--> به نقل از مادر محمد رضا پهلوی در کتاب خاطراتش او دوست فرح پهلوی بوده که بعد از ازدواج محمدرضا با دختر ۱۸ ساله ای - دوستی جوادی با فرح صمیمانه تر گشته است. از او خبری ندارم.
- فریدون صدیقی --> نقاش و مجسمه ساز
- فریدون کشاورز --> از رهبران سابق حزب توده
- فریدون ناصری --> آهنگساز
- فریدون زندی --> فوتبالیست
- فریدون معینی --> فوتبالیست
- فریدون مشیری --> شاعر
- فریدون فروغی --> خواننده
- فریدون جیرانی --> کارگردان سینما
- فریدون توللی --> شاعر
- فریدون حسن پور --> کارگردان سینما
- فریدون تنکابنی --> نویسنده
- فريدون هويدا--> برادر امير عباس هويدا - نويسنده
-----------------------------------------------------------------------------
پرویز کاردان - بازیگر سینما و تلویزیون- بازی در نقش مراد برقی- سریال مراد برقی را مردم خیلی دوست داشتند.
پرویز صیاد - بازیگر سینما و تلویزیون- بازی در نقش صمدآقا- سریال سرکار استوار را مردم خیلی دوست داشتند.
پرویز قریب افشار - مجری برنامه های شاد و تفریحی تلویزیون
هرسه اکنون در آمریکا زندگی میکنند.
-----------------------------------------------------------------
- مرحوم شادروان علی اکبر صنعتی - نقاش و مجسمه ساز معاصر
- مرحوم شادروان علی اکبر دهخدا - روزنامه نویس و صاحب لغت نامه
- مرحوم شادروان علی اکبر داور - موسس دادگستری نوین
- علی اکبر شهنازی - نوازنده تار
- علی اکبر شیدا- شاعر و آهنگساز و نوازنده تار
- علی اکبر هاشمی رفسنجانی - رییس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران
- علی اکبر ناطق نوری - رییس اسبق مجلس شورای اسلامی
- علی اکبر معین فر - وزیر نفت اسبق جمهوری اسلامی ایران
- علی اکبر محتشمی پور- وزیر کشور اسبق جمهوری اسلامی ایران
- مرحوم شادروان علی اکبر ابو ترابی - روحانی با تقوی که سالها در عراق اسیر بود.
- مرحوم شادروان علی اکبر سعیدی سیرجانی- نویسنده معاصر
- علی اکبر ولایتی- وزیر امور خارجه اسبق جمهوری اسلامی
=================================================
مرحوم شادروان دکتر محمد معین- استاد ادبیات فارسی
مرجوم شادروان دکتر محمد قریب - متخصص اطفال
مرحوم شادروان دکتر محمد مصدق - نخست وزیر اسبق
------------------------------------
چه خوب ميشد اگر طی اقدامی انسان دوستانه جمهوری اسلامی ايران تمامی ايرانيان هفتاد سال به بالای مقيم خارج از کشور را ميبخشيد و به آنها اجازه ميداد اگر خودشان مايلند به ايران بازگردند .
-----------------------------------------------------
اگر در کشور ( الف ) - فردي با چاقو توسط فرد ديگري مضروب شود و روي چاقو نوشته شده باشد( ساخت زنجان ) -آيا دولت كشور ( الف ) بايد دولت ايران را در اين ماجرا مقصر بداند ؟
=======================================
در گوشه و كنار شهر قم باغ انار هايي هنوز باقيست
كه جلو درب باغ انارهايشان را ميفروشند قيمتهاي
ديروز بود:
1. انار درشت و ريز داخل كارتن كيلويي 500تومان
(حدود نيم دلار)
2. انار ريز سالم آبدار مناسب آبگيري كيلويی
200-250 تومان
3. انار شكسته( ترك خورده) و بعضا داراي كمي
پوسيدگي كه خانم مسني براي تهيه رب چند كارتن
خريداري كردكيلويي 100 تومان. پاییز ۸۵
---------------------------------------------------------------------------
اگر واحد طول ( یک متر و اندی ) بود چه اتفاقی می افتاد؟ در هر کشوری که قوانین ـ شفاف نباشند همان اتفاق می افتد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی ازدلایل مهم نامگذاری انسانها سهولت در شناسایی آنهاست. بعضی از والدين نامهای تکراری را در یک خاندان با نام خانوادگی یکسان و یا نامهای با تلفظهای قافیه دار و یا خیلی مشابه را انتخاب میکنند که بعدا دچار مشکل میشوند و وقت بسیاری از خود و دیگران را تلف میکنند. مثلا :
احمد ناصری فرزند نصرت!
احمد ناصری فرزند قدرت!
که در این گفتگوی تلفنی بخشی از مشکل را ملاحظه می فرماييد :
-احمد در کنکور قبول شد.
=کدوم احمد؟
- احمد ناصری.
=پسر قدرت يا نصرت؟
- پسر قدرت.
=چی نصرت؟
- نه بابا قدرت...
یا پدر و مادری اسم فرزندان را میگذارند : ناصر- نادر - قادر!!
بعد یکی را که میخواهند صدا بزنند هرسه اسم را باهم میگویند
و اگر هم والدين اسم را درست بگویند فرزندان اشتباه میکنند و هرسه با هم میگویند: بله
میانه رو در پوشش و آرایش هیچگاه عکسهایش را پاره نمی کند .
-------------------------------------------------
مردم تا ساعت ۲۴ و بعد از آن به تماشای تلویزیون می نشینند . ساعات شروع کار ادارات اصلا متناسب با این شب نشینی ها نیست و اکثرکارمندان و دانش آموزان خیلی خسته و عصبی هستند چون به اندازه کافی نمی خوابند . ولی کسبه و مغازه داران که ساعت ۹ مغازه شان را باز میکنند شاداب ترند. یا باید در ساعت پخش برنامه های پر بیننده تجدید نظر کرد یا ساعت شروع کار مدارس - دانشگاهها و ادارات را تغییر داد .
=================================================
شهيد مطهري در كتاب مساله حجاب از قول ويل دورانت درجلداول تاريخ تمدن راجع به ايرانيان دوران هخامنشي ميگويد: ،، زنان طبقات بالاي اجتماع جرئت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بيرون بيايند..... زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد ،،. و راجع به قوم يهود مينويسد:اگر زنی به نقض قانون يهود می پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم ميرفت و يا در شارع عام نخ می رشت يا با هر سنخی از مردان درد دل ميكرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مينمود همسايگان می توانستند سخنان او را بشنوند در آنصورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد . و شهيد مطهري خود ميگويد: اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و بوسيله ي اسلام در عرب پيدا شده است.
به نظر اينجانب ( نويسنده وبلاگ) حجاب ، پوشش ، لباس و حجب و حيا مربوط به انسان است و هر انسانی كه محجوب و پوشيده و با حيا باشد نزد ساير انسانها محترم تر است .آنچه مهم است آن است كه در اين امور افراط و تفريط نشود .مثلا در هوای گرم انسان بايد پوششی كم و دارای رنگ روشن بپوشد.لباس نبايد طوری باشد كه نقاط برجسته ی بدن را نشان بدهد . اگر يك مرد برای قسمت ميانی و جلو شلوار خود جايی را همشكل و هم اندازه ی اندام جنسی خود بدوزد هر چند كه پوشش دارد ولی از نظر مردم آن مرد شرم و حيا ندارد و از نظرقانون در بسياری از کشور ها اين کار جرم محسوب ميشود . اگر يك زن يا يك مرد با لباس مخصوص خواب برای خريد به بازار برود و يا يك نفر مكانيك اتومبيل با لباس كار به رختخواب برود و يا يكنفر با لباس شنا به اداره برود كاری خلاف ادب و عرف انجام داده است و نبايد توقع احترام از همنوعانش را داشته باشد.اينجانب شديدا مخالف آن هستم كه پوشش و حجاب را فقط برای زن بدانيم و بخواهيم . هر فردی كه عاقل و بالغ باشد بايد پوششی را داشته باشد كه با جامعه ، دمای هوا ، محيط زندگی و كار و تفريح و يا هر فعاليت ديگر تناسب و هماهنگی داشته باشد. دانش امروز بشر با توجه به بهداشت و سلامتی انسانها بطوری دقيق انواع لباسها ی مناسب را تعيين نموده است كه يك انسان ميتواند لباس مناسب برای شرايط متفاوت را انتخاب نمايد. اينکه جامعه يا حکومتها نسبت به برخی لباسها حساس ميشوند به دليل عدم رعايت تناسبهای مزبور ميباشد.
همانطور که هر زن و مردی اختيار انتخاب نوع غذا را دارند و اگر غذايی ناسازگار بخورند بيمار و دچار درد و ناراحتی ميشوند همانطور هم اختيار انتخاب نوع پوشش را دارند که اگر آن لباس ناسازگار با شرايط محيط زندگی آنها باشد عواقبی مانند بيماری و بی احترامی را متحمل ميشوند .
امروزه ميليونها انسان درزمينه ی طراحی و توليد لباس مشغول تحقيقات و آموزش و فعاليت هستند و شاخه های تخصصی متعددی وجود دارد .مانند:
لباسهای کار- لباسهای ورزشی - لباس نوزادان - لباس کودکان - لباس زنان - لباس مردان - لباس خواب - و حتی لباس برای حيوانات
و همگان ضرورت پوشش مناسب را قبول دارند . عدم رعايت تناسبها در پوشش ميتواند آرامش و نظم را در يک جامعه مختل کند . اگر يک مدرسه طرح و رنگ خاصی مثلا آبی آسمانی را برای دانش آموزان در نظر گرفته است يک دانش آموز نبايد با لباس زرد به مدرسه بيايد . او ميتواند اگر خيلی به رنگ زرد علاقه دارد به مدرسه ای برود که اين رنگ را برای دانش آموزانش انتخاب کرده است . در جوامع بزرگتر فرهنگ ها اختيارانسانها را محدود ميکنند . انسان ناچار ميشود به خاطر احترام گذاشتن به اکثريت برای رفتارش محدوديت ايجاد نمايد و برای وصول به رفتار دلخواهش به سرزمينی ديگر کوچ کند .
=================================
سرزمين بسيار عريض و طويلي را تصوركنيد كه در آن دستجات عظيم انسانها به ترتيب زيراستقرار يافته اند و شما بر سكويي بلند نشسته ايد و همه را تماشا ميكنيد.
تا
-
زناني که در حال زاييدن هستند.
-
زناني كه بچه هاي يكروزه را شير ميدهند.
-
زناني كه بچه هاي دوروزه را شير ميدهند.
تا
تا
چه مبينيد؟
رودي طولاني كه ابتدايش چشمه ايست كه از آن آبي ميجوشد و در بستري جريان مي يابد و تمامي آب در انتها در شنزاري فرو ميرود.
کاش یک نفر این صحنه را با انیمیشن به تصویر بکشد.
----------------------------------------------------------------------------------------
پسر: بابا!؟
ـ جان.
پسر: می ترسم.
- از چی پسرم ؟
پسر: از وقتی که توی قبر اون همه خاک روی آدم می ریزند. آدم خفه میشه !
- توی قبر که لازم نیست نفس بکشی . توی شکم مادرت هم داخل آب غوطه ور بودی ولی خفه نشدی . اونجا هم لازم نبود نفس بکشی.
پسر: توی قبر تاریکه . مورچه ها و عقربها به من حمله میکنند .منو گاز میگیرن . تو و مامان نیستید کمکم کنید.
- تو توی قبر هیچی نمی فهمی ۰ نمی بینی ۰ نمیشنوی و بدنت هیچ حسی ندارد ۰ برایت هیچ فرقی نمی کند که کجا باشی . پس تو نه تاریکی می بینی و نه نیش مورچه و عقرب را حس میکنی ۰ خیالت راحت راحت باشد . اصلا آنکه توی قبر هست که تو نیستی . اون قالب تو هست . اون جای جان تو است . تو چند سالی از اون استفاده میکنی و بعد آنرا دور می اندازی. تو خودت که زیر خاک نمی روی جسمت میرود. خودت بالایی و داری جسم فرسوده ات را نگاه میکنی و اگر آنرا از بالای پشت بام پرت کنند پایین - تو ککت هم نمیگزد ...
ببین جدایی جسم آدم از جانش مثل بیرون آمدن مار از پوست خود می باشد . پوست جدا شده از مار را اگر در آتش هم بیندازیم - مار ذره ای احساس سوزش نمیکند و مار هیچوقت پیش آن پوست بر نمی گردد و در باره آن فکر نمیکند که مثلا پوست بیچاره ام حالا چکار میکند .
تو هیچوقت بعد از یک ماه به آرایشگاه رفته ای تا بدانی آرایشگر باموهای قیچی شده تو چکارکرده است؟ اصلا برای تو مهم نیست که مویت کجاست.
پس تو اصلا نگران نباش و نترس . روح ما آدمها همیشه زنده هست و همه باهم هستیم و با هم خواهیم بود چه در قالب چه در خارج از قالب .
پسر: برایم مهم نیست که مو یا ناخنی که از بدنم جدا میشود کجا میرود و چه بلایی به سرش می آید ولی برایم مهم است که بدانم جسمم چه سرنوشتی دارد؟
- حالا برایت مهم است - چون هنوز روحت از جسمت جدا نشده است . ناخنت هم تا زمانی که از بدنت جدا نشده برایت مهم است. مویت هم همینطور . ولی وقتی تو از جسمت جدا شدی دیگر این احساسی را که حالا داری نخواهی داشت. ولی اگر میخواهی بدانی بسیار خوب است . بدن های بدون جان - مانند هر چیز دیگری که در روی زمین رها شود بتدریج تجزیه شده و عناصر آن به خاک بازمیگردد مثل آب که تجزیه میشود به هیدروژن و اکسیژن. البته مکان در مدت تجزیه مواد رها شده موثر است .
------------------------------------------------------------------------
= حالا چرا قالبها را زیر خاک قایم میکنند؟
- جسد یا لاشه یا به قول تو و من قالب ها و یا این کارتن های گوشتی و استخوانی عیبی که دارند این است که خیلی زود می پوسند و میگندند و بوی گندشان از بدترین بوی گندهاست . تو میدانی که برای دوری از زباله - انسانها یا آن را میسوزانند یادر خارج از شهر دفن میکنند و یا به جایی دور از محل زندگی میبرند و در سطح زمین میگذارند. با جنازه هم همین رفتار میشود ولی محترمانه . بعضی مثل ما آنرا زیر خاک دفن میکنند . بعضی مثلا در هند آنرا میسوزانند و خاکسترش را در آب میریزند یا در خانه نگهداری میکنند و بعضی در خارج از محل زندگی در دامنه کوهها میگذارند تا حیوانات آن را بخورند و به تدریج به خاک باز گردند.
-------------------------------------------------------------------------
پسر : از تاریکی شکم مادر تا تاریکی قبر چه بکنیم؟
پدر : نفس بکش. غذا بخور. ببین . بشنو . لمس کن . لذت ببر .
پسر : همین!
پدر : نه . حرف بزن . یاد بگیر . یاد بده . محبت کن . دنیارا بشناس . فکر کن.
پسر : گفتی جسممان از خاک است و به خاک بر میگردد . روحمان چی؟
پدر : روح بستگی دارد به آثاری که در فاصله زمانی از شکم مادر تا قطع نفس به جای میگذاریم.
--------------------------------------------------------------------------------
پسر: تکلیف جسم را روشن کردی یعنی خیالم را راحت کردی . خیلی افسانه ها از بچگی راجع به قبر و قبرستان و ...شنیده بودم حالا ایمان دارم که همه اش دروغ بوده و جسممان به طبیعت بر میگردد و در گردش است. ولی شما راجع به روح حرف جالبی زدید خواهش میکنم بیشتر توضیح بدهید.
پدر : توضیح در باره روح به سادگی توضیح در باره جسم نیست. روح یعنی آثار به جای مانده از یک موجود زنده در طول مدت حبس او در قفس تن . از فریاد پس از خروج از رحم مادر تا خروج جان از تن و فریاد بازماندگان. در این فاصله زمانی انسان آثاری بر جای میگذارد که سایر انسانها به یاد او هستند .هرچه این آثار بزرگتر باشد و موجبات رفاه و آسایش بیشتری را برای مردم فراهم کرده باشد و باعث رشد و توسعه مادی و معنوی بیشتر بشریت شده باشد آن روح بزرگتر و ماندگارتر خواهد بود.
---------------------------------------------------------------------------
روح یعنی در یادها و خاطره ها بودن- روح یعنی بعد از رفتن از مرحله نفس کشیدن چند نفر به یاد تو هستند. پس ادیسون - کورش- محمد - عیسی - افلاطون - گالیله - رازی - حافظ - شکسپیر- حسابی - ارشمیدس - انیشتن و... روح پایدار و مانا دارند . و میلیاردها نفس کش دیگر نیز بوده اند که اکنون نیستند و قرنها قبل مرحله نفس کشی را گذرانده اند و اکنون هیچ نامی از آنها به جای نمانده است و انگار که اصلا نبوده اند. کسی که بودن و نبودنش فرقی نمیکند روح کوچک و ناپایداری خواهد داشت. گاهی در جاده میبینی که از برخورد پروانه ای با شیشه اتوموبیل تنها لکه ای بر جای میماند و بعد ما آنرا با دستمالی نمناک پاک میکنیم . زندگی بعضی از آدمها هم این جوری است فقط مدت عمرشان بیشتر است و لاشه اشان گنده تر است. خورده اند - خوابیده اند- جفتگیری کرده اند و انگل وار زیسته اند و برای همنوعانشان مزاحمت ایجاد کرده اند و به جای کمک به کاستن از تاریکی ها - برای آنها که عزم گسترش روشنایی ها را داشته اند سد بوده اند.
----------------------------------------------------------------------------
هستی دایره ایست که دو رنگ دارد :
-
رنگ سیاه که بخش ناشناخته ی هستی میباشد.
-
رنگ سفید بخشی است که تا کنون بشر شناخته است.
وقتی تمامی این دایره سفید شد یعنی زمان حدس و گمان زدنها و فرضیه پردازیهاو افسانه سرایی ها به سر آمده و جنگ ۷۲ ملت خاتمه یافته است و حقیقت هستی بر همگان معلوم شده است.مجهولی نیست و همه چیز معلوم است . نقطه پایان جهل و نادانی بشر.
دانشمندان و محققین و مکتشفین در راس انسانهایی هستند که در این آمدنها و رفتنها از بخش سیاه دایره می کاهند و به بخش سفید آن می افزایند . بقیه انسانها در حقیقت خدمه و پشتیبانان انها هستند.
دایره که سفید شد نوع انسان به هدف خود رسیده است و آغاز دوران خوشبختی اوست و ارزش هر انسان به آن است که در راه رسیدن به این سپیدی چقدر سهیم بوده است .
--------------------------------------------------------------------------------------
فرزند: كاشكي 500 سال بعد به دنيا مي آمدم چون آن زمان تمدن بسيار پيشرفت كرده و خيلي از مشكلات فعلي وجود نخواهد داشت و دنيا زيبا تر خواهد بود.
پدر: 500 سال قبل هم يكي بوده مثل تو – همشكل تو – همفكر تو كه دوست داشته 500 سال بعد يعني حالا به دنيا مي آمده است تو هماني - خوب دنياي جديد را ببين و كيف كن. و 500 سال بعد هم يكي ديگر خواهد بود مثل تو – همشكل تو – همفكر تو كه باز هم او تو هستي . پس تا انسان هست تو هم هستي .
اكنون آگر خوب جستجو كني انسانهاي هم قد و همشكل و هم عقيده وبسيار شبيه تو در بين 6 ميليارد نفر زياد هستند . پس حتما آدمهاي مثل تو در بين 60 ميليارد نفر هم خيلي بيشتر خواهند بود. ( فرض كنيد مجموع آدمهايي كه طي 1000 سال بوده اند 60 ميليارد نفر باشد .) پس تو هميشه هستي . چه فرق ميكند كه با چه شناسنامه اي . مهم بودن است . مهم ديدن است . روح تو هست. شكل قالبها كمي ممكن است تغيير كند .
------------------------------------------------
آیا روزی خواهد آمد که :
توپ - تانک - تفنگ - بمب - مین و امثالهم را فقط در کتابها و موزه ها بیابیم ؟
انرژی خورشید - آب - باد -ابر و ماه استفاده کنند و محیط زیست انسانها مانند
روزگاری که هنوز انسان آغاز به آلودن زمین ننموده بود پاک شود؟
-------------------------------------------------------------------------
( و اين مطلب از كتاب شناخت و تاريخ اديان زنده ياد ، شادروان ، مرحوم دكتر علي شريعتي )
شاگرد كنفسيوس از وي پرسيد: به روح مردگان چگونه ميشود خدمت كرد؟
كنفسيوس پاسخ داد: تو كه نميداني به زندگان چگونه ميشود خدمت كرد و در زندگيشان از تو خدمتي نمي بينند وقتي مردند چگونه ميتواني به آنها خدمت نمايي ؟
شاگرد كنفسيوس از وي پرسيد : زندگي پس از مرگ را به ما نمي گوييد ؟
پاسخ داد : زندگي پيش از مرگ را نمي شناسي پس چگونه زندگي پس از مرگ را به تو بشناسانم ؟
و چون انجام عبادات و سحر و جادوي تائوئي را از او ميخواهند ميگويد: زندگي من عبادت من است.
------------------------------------------------------------------
کنفوسيوس فيلسوف و دانشمند چينی ۴۷۹- ۵۵۱ قبل از ميلاد - هنوز عده ای از مردم چين پيرو آيين فلسفی او هستند.
=========================================
جناب آقای دکتر احمدی نژاد فرديست بسيار باهوش .
او به خوبی ميداند که انجام وظايف پست سازمانی < رييس جمهور > در شرايط بحرانی تا چه اندازه مشکل است .او قدر فرصتی را که به دست آورده ميداند و از آن برای نشر عقايدش استفاده ميکند.
او بيشتر به مشکلات مردم زمين می انديشد و معتقد است اگر مشکلات مديريت زمين حل شود بسياری از مشکلات کشور خودش هم حل خواهد شد . از اين روی او به سران کشورها نامه می نويسد و در مجامع بين المللی در باره اين مشکلات و راه حل های آنها سخنرانی ميکند.
او از ظلم و تبعيض و بيعدالتی جهانی دلش خون است .
او از فرصت به دست آمده استفاده ميکند و به اقصی نقاط ايران سفر ميکند و از نزديک با مشکلات مردم آشنا ميشود و ايران را بيشتر ميشناسد و مردم را از غلط بودن و ناعادلانه بودن سيستم اداره کره زمين آگاه ميکند و بی لياقتی سران کشورهای ذی نفوذ در سازمان ملل را آشکار می سازد.
او برای اداره ی بهتر کره زمين در ذهنش برنامه هايی دارد و سعی مينمايد با ايجاد جرقه هايی در انديشه ديگران در برنامه ريزی جهانی تحول به وجود آورد.
شايد بهتر بود او زبان انگليسی خود را تقويت ميکرد ولی او اين مجال را پيدا نکرده است .
سرعت نور 300.000 كيلومتر در ثانيه است.
يك دقيقه ي نوري برابر است با 60ضربدر300.000 يعني 18.000.000 كيلومتر.
فاصله ما با خورشيد هشت دقيقه نوري است ، 8 ضربدر 18.000.000
فاصله ما با پلوتون 5 ساعت نوري است . 5 ضربدر60ضربدر18.000.000
90.000 سال زمان لازم است تا نور از يك طرف كهكشان راه شيري به طرف ديگرش برسد.
90000*365*24*60*18.000.000كيلومتر.
خورشيد يكي از 400 ميليارد ستاره ي كهكشان راه شيري است.
حدود 100 ميليارد كهكشان در فضا وجود دارد.
اكثر ستاره شناسان معتقدند ، روزي روزگاري ، حدود 15 ميليارد سال پيش ، تمام مواد موجود در جهان ، تحت يك جاذبه در محوطه كوچكي جمع بودند ، اين مواد چنان غلظت و تراكم داشت كه نيروي جاذبه آنهارا به شدت گرم كرد و سر انجام آنقدر داغ و آنقدرتنگ فشرده شدند كه منفجر گرديدند. ( انفجار بزرگ BIG BANG ). اين انفجار موجب شد كليه مواد موجود در جهان در فضا انبساط يافته و پراكنده شود. اين مواد به تدريج سرد شد و كهكشانها را تشكيل داد. و اين انبساط هنوز ادامه دارد و كهكشانها همچنان از هم دور مي شوند. شايد متلا دو ميليارد سال ديگر نيروي اين انفجار كم شود و نيروي جاذبه بار ديگر كهكشانهارا در محوطه كوچكي جمع نمايد و بعد از آن انبساط ، بار دیگر انقباض روي دهد و شايد انفجاري ديگر.
منبع : كتاب دنياي سوفي – نوشته جناب آقاي يوستين گردر- ترجمه جناب آقاي حسن كامشاد
--------------------------------------------------------------------------
رشته های نیکی و بدی در هر چه ما میکنیم پیوسته در هم تنیده است.
ره آورد انقلاب فنی دوران رنسانس
هم ماشین ریسندگی بود هم بیکاری .
هم بیماریهای تازه بود هم دارو و درمان.
هم بهبود کارایی کشاورزی بود هم تحلیل رفتن بیشتر محیط زیست.
هم لوازم سودمندی چون ماشین رختشویی و یخچال بود
هم آلودگی هوا و ضایعات صنعتی.
به تدریج یاد خواهیم گرفت چگونه طبیعت را مهار کنیم بدون آنکه هستی طبیعت و
بنابراین هستی خود را به خطر اندازیم.
|
|
|
|
ديدن زنجيرها و حلقه ها بر بدن همنوعان دوران بردگی را به ذهن می آورد فقط رنگ زنجيرها عوض شده است .به نظر ميرسد زنان جهان برای دست يافتن به حقوق خويش در وهله ی اول بايد اين زنجيرها را از گردن و دست و پا باز نمايند و خود را از دامهاي سازندگان جواهر و لوازم آرايش و زيبايی و جراحان زيبايی و طراحان مد رها سازند |
 |
 |
جواهر ، رنگ ، پولک ، پودر ، روغن ، کرم زيبا نمی سازد.
سادگی= زيبايی
مردان به چشم مينگرند ، به مو ، به لب ، به گونه و بينی و ... مينگرند.
و به گوشواره و النگو هرگز.
ولی زنان چرا حلقه های سنگين فلزی را به گوش و اخيرا لب و بينی و ... می آويزند ...نميدونم.
. |
|
6- بيد معمولي:Salix alba Salicaceae : تيره بزرگترين بيد است كه ارتفاع آن به 15 متر ميرسد. برگهاي آن دراز و باريك و ميوه آن كم و بيش بدون كرك است. گونه S.chrysocoma يا بيد مجنون كه خيلي سريع رشد ميكند. در باغ ايراني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد به طور كلي از بيد در جاهايي كه سايه وجود داشته استفاده ميگرديده و هرگز كنار استخر يا در مسيرهاي اصلي باغ كاشته نميشده است.
7- بيدمشك : Salix aegyptica Sali caceae:تيره داراي گلهاي سفيد يا خاكستري بسيار معطر است. ازگل آن عرق بيدمشك تهيه مي شود كه استفاده داروئي دارد و استفاده از آن درگذشته بسيار معمول و متداول بوده است. اين درخت از جمله گياهاني است كه به جز جنبه زيبايي آن، داراي استفاده هاي فراوان ديگري نيز ميباشد.
http://www.persiangarden.ir | |
| |
|
اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده. توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره
وقتي به دنيا ميام ، سياهم ، وقتي بزرگ ميشم ، سياهم ، وقتي ميرم زير آفتاب ، سياهم ، وقتي مي ترسم ، سياهم ، وقتي مريض ميشم ، سياهم ، وقتي مي ميرم ، هنوزم سياهم ... و تو ، آدم سفيد !!! وقتي به دنيا مياي ، صورتي اي ، وقتي بزرگ ميشي ، سفيدي ، وقتي ميري زير آفتاب ، قرمزي ، وقتي سردت ميشه ، آبي اي ، وقتي مي ترسي ، زردي ، وقتي مريض ميشي ، سبزي ، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟
|
|
War is bad
Terrorize is bad
Rape is bad
Murder is bad |
| |
|
در سال 1355 خورشيدی پروفسور محسن هشترودی استاد بزرگ رياضيات ايران بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. اودرسال 1286 خورشيدی درشهر تبريز و در خانواده اي فرهيخته ، کودکي به دنياآمد که او را محسن نام نهادند . پدرش همچون اکثر آذريها مردي بود کوشا و با همت که چهارده سال در نجف اشرف تحصيل کرده بود .خانواده هشترودي بعد ها به تهران نقل مکان کرد . محسن هشترودي تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس سيروس و اقدسيه تهران گذراند . او از همان ابتدا فرد بسيار سخت کوشي بود و ازکلاس هفتم بدون معلم به فراگيري زبان فرانسه همت گماشت و در اين زمينه چنان پيشرفت کرد که خيلي زود شروع به خواندن کتابهاي فرانسوي نمود. محسن ازکلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت . پروفسور هشترودی دوران دبيرستان را که به پايان رساند تحصيل در رشته پزشکي را آغاز نمود پس ازمدتی تحصيل در اين رشته ، آن را رها کرد و به فرانسه رفت تا در رشته ي مهندسي مکانيک تحصيل نمايد اما اين رشته نيز با ذوق او موافق نبود . اين بود که به تهران برگشت ودر دارالمعلمين عالي به تحصيل دررشته رياضي مشغول شد. رياضي با روح پروفسورهشترودي موافق بود و او باعشق تمام به تحصيل پرداخت . پس ازدريافت درجه ليسانس به فرانسه رفت و در دانشکده علوم پاريس مشغول به تحصيل دررشته رياضي شد و سپس بهدانشگاه سوربن رفت ودرآن دانشگاه تحصيلات خود را دردوره دکتري رياضي به پايان رساند. پروفسور هشترودي درسال 1315 خورشيدی درسن بيست و نه سالگي به ايران بازگشت و با سمت دانشياري دردانشکده علوم و دانشسراي عالي مشغول به تدريس شدو پس از پنج سال به درجه استادي رسيد . حاصل زندگي پر بار پروفسور هشترودي را نميتوان به سادگي با معيارهاي کمي قياس کرد. وي طي سالهاي استادي خود شاگردان برجستهاي تربيت نمود که هر کدام راه او را پيش گرفتند و مايه ي سر بلندي ملت ايران شدند.
|
|
زلزله
ای انسان زمانی که هیچ انسانی و هیچ حیوانی روی زمین نبود ، رودها طغیان میکردند ، طوفانهای سهمگین بر پا میشد ، امواج بلند دریا وجود داشت ، زلزله بود و ...
پس نگو به خاطر اعمال بد چند انسان ، خداوند خشمگین میشود و برای مجازات آن چند نفر با زلزله ای قوی ، شهری را بر سر ساکنان آن خراب میکند.
بگو : زمین تکانهایی را که همیشه میخورده ، میخورد . این ما هستیم که پول نداشته ایم ، بلد نبوده ایم ، تنبلی کرده ایم و یا نخواسته ایم که خانه ای محکم بنا نماییم.
|
صمصام السلطنه- حسامالسلطنه-اعتماد السلطنه-سديد السلطنه-مصدق السلطنه-قوام السلطنه-اقبال السلطنه-شعاع السلطنه-تاج السلطنه-اعظم السلطنه- افتخار السلطنه- نجم السلطنه- كاشف السلطنه-احتشام السلطنه- منزه السلطنه-اشرفالسلطنه- همدم السلطنه-شجاع السلطنه-نظام السلطنه- بهادر السلطنه- مزين السلطنه-كمال السلطنه-ممتاز السلطنه-توران السلطنه-اختر السلطنه -شيخ الاسلام- معین الاسلام-حجة الاسلام-ثقه الاسلام- ظهير الاسلام-صدر الاسلام-افتخارالاسلام - نصرت الدوله- وثوق الدوله-ارفع الدوله-عين الدوله- صارم الدوله-اقبال الدوله-امين الدوله-آصف الدوله- ناصر الدوله- ركن الدوله-علاء الدوله-قوام الدوله-عين الدوله-ناظم الدوله-مزين الدوله- وثوق الدوله-انيس الدوله- سيف الدوله-امین السلطان-ظل السلطان - حسام الدين- صلاح الدين-محي الدين-جمال الدين-برهان الدين-جلال الدين-نصير الدين- شجاع الدين-غياث الدين-ناصر الدين-عمادالدين-نجم الدين- نصر الدين- معين الدين - اعليحضرت-علياحضرت- والاحضرت ...
و بهترين لقب : (( عبدالله )) |
شهیار قنبری
|
گفتنی ها کم نيست ، من و تو کم گفتيم ، مثل هذيان دم مرگ ، از آغاز ، چنين در هم و بر هم گفتيم . |
|
ديدنی ها کم نيست ، من و تو کم ديديم ، بی سبب از پاييز ، جای ميلاد اقاقی ها را پرسيديم. |
|
از من نترس ای هم قفس ، ای خوب بد ، ای بد خوب ، ای هرکس |
|
آبی دريا ، قدغن شوق تماشا ، قدغن عشق دو ماهی ، قدغن با هم و تنها ، قدغن |
|
تو بگو جز تو کدوم رود ناجی لب تشنگی بود جز تو آغوش کدوم باغ سايه گاه خستگی بود |
روز جمعه با سعدی شيرازی
|
همه چشمیم
تا تو برون آیی
همه گوشیم
تا تو چه فرمایی
از بوی تو درتاب شود آهوی مشکین
گر باز کنند از شکن زلف تو تابی
از من مطلب صبر جدایی ، که ندارم
سنگیست فراق و دل محنت زده جامی
سرو قدی میان انجمنی
به که هفتاد سرو در چمنی
به هر کویی پری رویی به چوگان می زند گویی
تو خود گوی زنخ داری بساز از زلف چوگانی
کوته نظران را نبود جز غم خویش
صاحب نظران را غم بیگانه و خویش
بزرگی نماند بر آن پایدار
که مردم به چشمش نمایند خوار
مردی نه به قوت است و شمشیر زنی
آن است که جوری که توانی نکنی
سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
|
تفرج در خاک فرج
|
امروز بعد از ظهر قدم زنان رفتم گورستان وادی السلام . تاريخ تاسيس ۱۳۳۷.محل خاک معطر شهيد نواب صفوی.شهيد آيت الله سعيدی.شهيد واحدی . شهيد ذوالقدر.برخی از آرامگاه های خصوصی متروکه و مخروبه بسيار غم انگيز است . روزگاری پولداران شهرهای ديگر اين آرامگاه ها را خريده اند و چند نفری هم دفن شده اند و پس از مدتی بازماندگان نه تنها مردگانشان را به قم نياورده اند بلکه حتی سالها قفل درب آرامگاه باز نشده است . سقفها ريزش کرده و خاک روی فرش و قبر و قاب عکسهای رنگ و رو رفته را گرفته است . يک آرامگاه شايد توسط معتادی آتش گرفته و تمام سقف و درب وديوار و سنگ قبرهايش سياه شده بود . اخيرا در محوطه بسيار وسيع آن درخت اکالیپتوس نشانده اند که قدری به آنجا صفا داده است . در کنار اين گورستان ، گورستان ديگريست به نام باغ رضوان. تاسيس ۱۳۴۰به دستور آيت الله سيد کاظم شريعتمداری .اين دو گورستان در خيابانی موسوم به خاک فرج واقعند . از ميدان ۷۲ تن- اتوبانی که به ابتدای جاده ی قديم قم کاشان منتهی ميشود - اولين بولوار سمت راست و سپس گذشتن از يک ميدان و ديوار های بلند اين گورستان . |