تبليغاتX
بیدارشهر

بیدارشهر

در این فصل دوری و دیدارهای عبوری چه چاره بجز دل نهادن به یک عشق غیر حضوری !

متن كامل نامه حمید روحانی/مهدی كروبی/مهدی جمارانی به آیت‌ الله منتظری در 29/11/67


 

 بسم الله الرحمن الرحیم

محضرمبارك حضرت مستطاب آیت‌ الله ‌العظمی جناب آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت افاضاته


با سلام و تحیت، پیش از پرداختن به موضوعات اصلی لازم می‌داند نكاتی را یادآور شود :
الف: از آنجاكه یكی از ویژگیهای حضرتعالی صراحت لهجه است، انتظار داریم كه از برخورد صریح و دور از مجاملة ما نرنجید و آنرا حمل بر جسارت و اسائه ادب نكنید.

ب: این نامه را افرادی به محضر عالی می‌نویسند كه در درازای نهضت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و تا به امروز از علاقمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالی به ثبوت رسیده است و علاوه بر اعتراف به مقام علمی شما از نظر مقاومت و از خود گذشتگی و تحمل رنج‌ها و فشارها شما را اسوه و الگوی كم نظیر دوران خفقان رژیم ستم شاهی می‌دانند و در این نگارش جز خیر خواهی و صلاح اندیشی و تذكرات مشفقانه و پیشگیری از ضربه و لطمة ناهنجار به مقام والای آنجناب نظر و اندیشه ای ندارند.


ج: این نامه، پس از دیر زمانی بردباری و خویشتن داری در برابر یك سلسله برخوردها و موضع‌گیریهای سئوال برانگیز جنابعالی كه برای ما در خور توجیه نبوده است، به حضور عالی نگارش شده است. امید است كه آنرا بر پایه احساسات آنی، جوانی و حساب نشده نانگارید و توجه داشته باشید كه در پی دیر زمانی اندیشه و بررسی همه جانبه ، به تقدیم آن ناگزیر شدیم . با وجود این اگر شیوه نگارش دون شأن آن مقام معظم است ، پوزش می خواهیم چون ما را از آن گریزی نبوده است . والعذر عند كرام الناس مقبول .


د : شما توصیه می فرمایید كه : « لازم است مردم و كسانی كه انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهای خود را بزنند » امید است كه به ما به عنوان سربازانی كه در راه اسلام و انقلاب اسلامی- انشاء الله- فداكاری و خدمتگذاری كرده و می كنند ، این رخصت را بدهید كه دور از هر گونه سانسور ، انتقاد و نظریه خود را لااقل در نامه ای در بسته ، به حضور عالی بنگارند .
اما مسائلی را كه لازم می دانیم با آنجناب در میان بگذاریم و دربارۀ آن با كمال ادب و احترام توضیح بخواهیم بدین شرح است :


1- برخورد و موضع گیری حضرتعالی در ماجرای مهدی هاشمی برای بیشتر دوستان مخلص و ارادتمندان روحانی شما كه از نزدیك و دور شاهد موضع گیریهای شما بودند ، شگفت انگیز و حیرت آور بود و هنوز نیز این شگفتی و حیرت ادامه دارد. شما خود می دانید كه نامبرده و باند او عالم روحانی مرحوم شمس آبادی و نیز روحانی دیگری را به جرم ساده اندیشی و بنا به گفتۀ خود او « عدم اعتقاد به مبارزه » ربودند و به وضع فجیعی به قتل رسانیدند و آنگاه كه دستگیر شدند نیز- بنابر پرونده موجود - نامبرده در خدمت ساواك قرار گرفت و به همكاری با آنان پرداخت .

در پی پیروزی انقلاب اسلامی كه از زندان آزاد گردید ، نیز به شرارت ادامه داد و حشمت و دو فرزند بی گناه او را به وسیله باند خود ربود و به قتل رسانید و آنگاه كه از سوی حضرتعالی علی رغم هشدارها و تذكرات خیرخواهانه حضرت امام و برخی از مسئولان و دوستان ، به مسئولیت نهضتها گماشته شد ، می دانید كه چگونه در افغانستان میان برادران مسلمان كشت و كشتار و برادر كشی راه انداخت و فتنه ها برپا كرد .

و سرانجام خونهای ناحق ریخته گریبان او و باند اورا گرفت و از سوی مسئولان نظام جمهوری اسلامی دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار گرفت و به جنایات خود اعتراف كرد و به جزای اعمال خود رسید در این میان انتظار می‌رفت كه حضرت عالی در پی آگاهی از جنایت ها و آدم ربائیها و خون ریزیها و ده ها جنایت و خیانت دیگر او كه در پرونده های او منعكس است و خود به خوبی از آن آگاهید ، نه تنها از او و باند او اظهار تبری و انزجار كنید و از مسئولان امركیفر هر چه سریعتر آنانرا بخواهید بلكه از وجود چنین جنایتكاران خونخوار و خداشناسی در میان بیت خود به شدت نگران شوید و به خود آیید ودر راه پاك سازی بیت خود از عناصر منحرف و وابسته به باند مهدی بكوشید و از مقامات و مسئولانی كه در راه ریشه كن كردن این مادۀ فساد تلاش كرده اند ، سپاسگزاری كنید و خود را مرهون آنان بدانید ، لیكن متأسفانه حضرتعالی نه تنها چنین نكردید بلكه تا واپسین روز زندگی او می كوشیدید كه او را از كیفر قانونی برهانید ؟! آیا این موضع حضرتعالی را می توان با موازین قانونی ، مطابق دانست ؟


2- شما در سخنرانیها و موضع گیریهای خود از پایبندی به قانون ، عدم تجاوز به قانون و حركت بر پایه قانون ، فراوان سخن می گوئید. پرسشی كه برای ما مطرح است این است كه آیا پیروی از قانون برای دیگران است ؟! یعنی این مسئولان نظام جمهوری اسلامی و امت قهرمان پرور ایران هستند كه باید قانون را رعایت كنند ؟ لیكن اطرافیهای شما از هفت دولت آزادند ؟! اگر چنین نیست پس چگونه :


الف : خبر كشته شدن حشمت و دو فرزند او به دست باند مهدی، نه تنها شما را تكان نداد بلكه تا آنجا كه امكان داشت از قاتلان آنها حمایت كردید. در صورتی كه اگر حشمت و دو فرزند او باید به چنین كیفری می رسیدند، این وظیفة دادگاه انقلاب و دستگاههای قضایی بود، نه وظیفه مهدی و باند او. شما چگونه است كه از دریافت قتل حشمت و فرزندان او، به دست باند مهدی تكان نخوردید، لیكن آنگاه كه خبردار شدید كه مشتی منافق و محارب را طبق موازین قضائی محاكمه و اعدام كرده اند، به نامه نگاری دست زدید و در دیدار با برخی از مقامات قضائی این كار را جنایت خواندید و آنانرا جانی نامیدید؟ شگفتا! مهدی و باند او اگر مردم را بدزدند و بكشند جانی نیستند، لیكن مقامات قضائی نظام جمهوری اسلامی اگر شماری از توطئه گرانی را كه نقشه براندازی دارند، محاكمه و اعدام كنند، جانی هستند ؟!


ب : شما آنگاه كه خبردار شدید كه یكی از افراد باند مهدی اوراق و اسناد نخست وزیری را دزدیده است اظهار داشتید كه « شاید تصمیم داشته در آینده نخست وزیر بشود و می خواسته است اطلاعاتی از چون و چند كار نخست وزیری داشته باشد » !
آیا اگر فردا خبردار شوید كه یكی از علما – العیاذ بالله – به بیت شما دستبرد زده است و شماری اسناد و مدارك را ربوده است و توجیه او این است كه چون قصد دارد در آینده قائم مقام رهبر شود، برای آشنایی با اوضاع و شرایط قائم مقامی به این كار دست زده است، با او چه رفتار و معامله‌ای خواهید كرد و چه دیدی نسبت به او خواهید داشت؟ آیا دربارة او نیز چنین اظهار نظری خواهید فرمود؟

ج : سعید آیت الله زاده در حضور حضرتعالی به جعل سند علیه دكتر هادی و سید صادق روحانی اعتراف كرد و صریحا اعلام داشت كه با سند جعلی، آنانرا ساواكی جازده است و در حقیقت با بدترین شیوه با آبرو و حیثیت آنان بازی كرده است. شما كه دربارة قانون و حیثیت افراد آن گونه داد سخن می دهید لطفا بفرمایید كه دربارة این كار خلاف قانون نامبرده چه واكنشی از خود نشان دادید ؟!


د : حجت الاسلام آقای سید هادی هاشمی بنابر اتهاماتی كه در پرونده او موجود است و اعترافاتی كه مهدی و باند او علیه نامبرده كردند، طبق قانون به بازجوئی فراخوانده شد. حضرتعالی روی احترام به كدام قانون او را در بیت خود مخفی كردید و اعلام داشتید كه بازجوئی و محاكمة او بازجوئی و محاكمة من است؟! و نیز روی چه مجوزی شماری از هم پرونده های مهدی هاشمی مانند جعفرزادة قاتل را در درون بیت شما پنهان ساختند و اجازه ندادند كه طبق قانون دستگیر و كیفر داده شوند؟
راستی كسی كه تحت تأثیر اطرافیهای خود، به این آسانی قانون را نادیده می گیرد و قانون شكنی ها و آدمكشی های آنانرا نمی بیند چگونه می تواند از قانون دفاع كند و قانون را حاكم سازد؟!


3- شما در سخنرانیها و موضع گیریهای خود از تبعیض نیز گله مندید و آنرا به حق برای اسلام و انقلاب اسلامی و جامعه روحانیت زیان آور می دانید. لیكن بار دیگر تحت تأثیر جو حاكم در بیت خود دربارة سعید آیت الله زاده، خود تبعیض قائل می شوید و آنگاه كه او را به اتهام جعل سند، احضار می كنند، از فرستادن او به بازجوئی ممانعت به عمل می آورید و تنها با بازجوئی او در حضور خود شما موافقت می فرمائید؟! و آنگاه كه در حضور شما صریحا اعتراف می كند كه علیه دكتر هادی و سید صادق روحانی سند جعل كرده است ولی از نوشتن این اعتراف سرباز می زند، شما نیزاز اوحمایت می كنید و با پرخاش می گوئید چرا می خواهید از او نوشته بگیرید؟ آیا می خواهید او را به محاكمه بكشید؟! و این گونه به ماجرا پایان می بخشید. و درست چند روز پس از این جریان طی یك سخنرانی اعلام می دارید كه تبعیض غلط است، ما نباید میان خودی و بیگانه فرق بگذاریم! ما باید از حكومت حضرت علی درس بیاموزیم كه فرمود اگر عاریة مضمونه نبود اولین هاشمیه ای بودی كه دستت را قطع می كردم و ... .


4- شما از سانسور در رسانه های گروهی انتقاد می كنید و از این نگرانید كه « اگر اینطور باشد كار به جایی می رسد كه حرف من طلبه را هم كه از اول انقلاب در كنار مردم و همراه با انقلاب اسلامی بوده ام سانسور می كنند ... »!
شگفتا! چگونه است آنروز كه رسانه های گروهی بیانیة حضرت امام دربارة مهدی هاشمی را پخش می كنند، با پرخاش می گوئید كه چرا این موضوع را بوق كرده اند؟ وآنگاه كه خبر به شما می رسد كه رادیو و تلویزیون می خواهد اعترافات مهدی را پخش كند می كوشید كه حتی با تهدید از پخش آن جلوگیری كنید و نگذارید كه امت اسلامی جنایات مهدی را از زبان او بشنوند!
آیا به نظر شما سانسور پیام رهبر انقلاب اسلامی كه در راه این انقلاب همه هستی خود را فدا كرده است در صورتی كه شما صلاح بدانید بی اشكال است و سانسور اعترافات مهدی و باند او نیز باید انجام بگیرد و تنها سانسور نظریات شما خلاف قانون است؟!


5- شما اعلام می دارید كه: « متأسفانه دیده می شود طوری شده است كه افراد خوب از ترس پرونده سازی نمی توانند نفس بكشند »!! با پوزش از محضر عالی باید عرض كنیم سیاه باد روی آن شیادانی كه دور شما را گرفته اند و هر روز به گونه ای برای شما جو را ترسیم می كنند. روزی به شما می باورانند كه مردم تا آن پایه ناراضی هستند كه به مقامات مسئول كشور و روحانیان، در كوچه و خیابان آشكارا هتاكی می كنند و روز دیگر وانمود می كنند كه « افراد خوب هم از ترس پرونده سازی نمی توانند نفس بكشند » و حضرتعالی نیز بدون مطالعه و اندیشه روی آن گفته ها، آنرا باور می كنید و بر زبان می رانید.
اگر حكومت تا آن پایه ضعیف است كه مردم در كوچه و بازار به مقامات مسئول كشور آشكارا ناسزا می گویند چگونه توان پرونده سازی دارد و چگونه افراد خوب نمی توانند نفس بكشند؟
آیا براستی افراد خوب از ترس نمی توانند نفس بكشند كه « خوبان » بیت شما بی پروا و آشكارا به امام، مسئولان و مقدسات این انقلاب همه گونه جسارتها را روا می دارند؟! آیا این اشرف خانم صبیه جنابعالی نیستند كه از قم تا قهدریجان و تا هرجائی كه صدای او برسد به امام عزیز و جان امت اسلامی اهانت می كند و عكس حضرت امام را در برابر چشمان شما از دیوار می كند؟! آیا این سعید آیت الله زاده نیست كه فرزند عزیز امام، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی را به جرم آنكه اجازه نداده است بیت امام نیز مركز جاسوسان، آدمكشان و باندبازان قرار بگیرد و برای رسیدن به قدرت باند آدمكشی تشكیل نداده است « احمد شاه » می نامد!! و حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اكبر هاشمی رفسنجانی را به جرم آنكه از آغاز نهضت امام با فداكاری و پایداری در كنار امام ایستاده است و برای بیرون راندن دیگران از صحنه به جعل سند دست نزده است « اكبر شاه » می خواند!!


آیا حضرتعالی شب نامه های نهضت آزادی را كه در آن امام، مسئولان و اصولا نظام جمهوری اسلامی را به زیر سؤال می برند مطالعه نمی كنید؟!
آیا سخنرانیهای عناصر وابسته به انجمن حجتیه و پیروان تز « اسلام منهای روحانیت » را علیه مقامات و مسئولان كشور نمی شنوید؟!
آیا خدا راضی است كه با اینگونه سخنان، برای رادیوهای بیگانه و ضد انقلاب خوراك تهیه كنید و اصل نظام جمهوری اسلامی ایران را به زیر سؤال ببرید؟!
حضرت آیت الله !
شما خوب می دانید كه امت قهرمان پرور ایران هرگز تحمل كوچكترین اهانت به ساحت مقدس حضرت امام را ندارد و این حقیقت در دوران ستم شاهی بارها ثابت شده است. راستی اگر روزی این ملت باخبر شود كه در بیت شما نسبت به عكس امام چه جسارتی شده است می دانید با آن بیت چه خواهند كرد؟!


شما مداحی و ثناگوئی را نكوهش كرده اید! آیا ممكن است توضیح بفرمایید كه منظور شما چه می باشد. تا آنجا كه ما می دانیم در صدا و سیما، خطبه های نماز جمعه، نطق قبل از دستور و در قطعنامه ها جز از امام و حضرتعالی از هیچ مقامی مدح و ثنائی نمی شود و مداحی از امام از باب « فا ما بنعمت ربك فحدث » و « من لم یشكر المخلوق لم یشكر الخالق » وظیفه همه مسلمانان است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم امت حق شناس ایران از این وظیفه هرگز سر باز نخواهد زد. هر چند ممكن است باند آدمكشان را خوش نیاید.


6- شما همیشه دربرخورد با مسئولان ومقامات قضائی ازعفو زندانیان گروهكی سخن می گوئید وآزادی آنانرا میخواهید. با وجود آنكه بارها برای شما ثابت شده است كه بسیاری از آنان به سبب اصرار و پافشاری شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسائی بیشتر از پاسداران و بسیجیان دست به آدمكشی و ترور زده خون عزیزان ما را ریخته اند، لیكن هرگز اینگونه رویدادها در موضع شما در پشتیبانی از زندانیهای گروهكی تغییری پدید نیاورده است. این موضع شما برای ما سؤال برانگیز است ما مطمئن هستیم كه عناصر مرموز بیت، در این موضع گیری شما نقش اساسی دارند.


7- شما در سخنرانیهای خود روی این نكته بارها تأكید دارید كه برخی از شعارهائی كه دادیم غلط بود، تندروی بود موجب رمیدن افكار جهانی شد! حتی در دیدار با هیئت فلسطینی سفارش كردید كه اشتباهی را كه ما مرتكب شدیم شما تكرار نكنید، شعار نابودی اسرائیل را سر ندهید.
باید این نكته را یادآور شویم كه استكبار جهانی برای منحرف كردن مسیر یك انقلاب، نخست از این راه وارد می شود كه به برخی از سردمداران انقلاب بباوراند كه قاطعیت و انعطاف ناپذیری و ایستادگی روی آرمانهای انقلاب غیر عملی و موجب انزوای كشور انقلابی در جهان می شود! و می كوشند افكار جهانی را به شكل لولوی سر خرمن، در برابر چشمان مسئولان انقلاب، پیوسته به رژه وادارند. غافل از آنكه، افكار جهانی را مشتی زراندوزان بی وجدان، رفاه طلبان بی درد و انسانهای تهی از انسانیت می سازند و آنانكه در كشورهای مقتدر و استكباری هنوز از انسانیت تهی نشده اند، خود از بسیاری حقوق محرومند و در معادلات جهانی نقشی ندارند.


مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید بكوشند شعارها و آرمانهایی را دنبال كنند كه مورد پشتیبانی امت قهرمان پرور ایران است و خانواده های معظمی در راه تحقق آن آرمانها بهترین عزیزان خود را فدا كرده اند و هر گونه كمبود، كاستی و ناراحتی را در راه پیشبرد آرمانهای مقدس انقلاب تحمل می‌كنند و مسلما هیچگاه از آرمانهای مقدس خود دست نمی كشند و به آن پشت نمی كنند.
آری ما باید بكوشیم شعارها و آرمانهایی را كه امت اسلامی در راه پیاده كردن آن قربانیها داده رنجها برده و می برد حفظ كنیم و جامه عمل بپوشانیم. نه آنكه برای خوشایند بی تفاوتها، رفاه طلب ها سرمایه داران و سوداگران اروپا و آمریكا، به شعارهای اسلامی – انقلابی پشت كنیم و آنرا غیر عملی بخوانیم.


8- شما می فرمائید « هر كس باید اعمال خود را محاسبه و اشتباهات خود را جبران كند ... و در پی برطرف كردن نواقص و رفع اشتباهات برآیند » البته پیشنهاد ارزنده و اسلامی است و همه وظیفه‌مندند به حساب خود برسند پیش از آنكه به حساب آنان رسیدگی شود لیكن باید دید حضرتعالی در این زمینه چه گامی برداشتید؟ اگر حضرتعالی نگاهی به گذشته های خود بكنید و اشتباهات گذشته را دریابید، شاید امروز بتوانید در برخوردهای خود جانب احتیاط را رعایت كنید و به این حقیقت برسید كه ممكن است امروز نیز مانند دیروز در اشتباه باشید.
شما یك روز به كتاب شهید جاوید تقریظ نوشتید و روز دیگر بافشار نیروهای منفی درصدد برآمدید كه آنرا رد كنید و توبه نامه بنویسید كه برخی از دوستان نگذاشتند كه هردو كار اشتباه بود. شما شهید قهرمان محمد منتظری را تحت تأثیر گفته های دیگران، روانی خواندید. در صورتی كه امام را هرچه تحت فشار قرار دادند تا كلمه ای علیه محمد بر زبان آورند نپذیرفتند. و خدا می داند كه لیبرالها و ملی گراها از این اظهار نظر شما در باره ی او چه بهره برداری های سوء كردند و در مجلس شورای اسلامی او را از قول شما دیوانه خواندند! . شما علیرغم توصیه ها و تذكرات حضرت امام كه از نجف دربارة مهدی دید منفی داشت و نیز دوستان دلسوز، مهدی هاشمی را مسئولیت دادید و دست او را باز گذاشتید و در نتیجه دیدید كه بابهره برداری سوء از امكانات بدست آورده، به چه جنایاتی در ایران و افغانستان دست زد و امروز نیز علیرغم هشدارها و رهنمودهای حضرت امام و بیشتر دوستان وفادار و دلسوز، از پاكسازی بیت خود، خودداری می ورزید ودر نتیجه می بینیم كه اطرافیها و نزدیكان شما برآنند كه شمارا گام به گام از راه انقلاب جدا سازند و شما را نسبت به انسانهای متعهد و فداكار و انقلابی بد بین سازند و آدمكشان و سرمایه دارها و لیبرالها را در دید شما قهرمانان مبارزه با آمریكا جا بزنند!


شما دیگران را از یك دندگی و لجاجت منع می كنید لیكن خود در برابر این همه دوستان دیرینه و خیل خیراندیشان كه از سالهای متمادی و از دوران های بسیارگذشته آنانرا می شناسید و به اخلاص و تعهد آنان ایمان دارید سرسختی نشان می دهید به گونه ای كه انگار همه آنان در مسیر مخالف انقلاب حركت می كنند و یا نمی فهمند ودر اشتباهند و تنها چند نفری كه گرداگرد شما حلقه زده اند دلسوز انقلاب می باشند و درست می اندیشند!


9- شما پیوسته به مسئولان گوشزد می كنید كه نیروهارا كنارنزنید، افراد كاری را حذف نكنید لیكن می بینیم كه امروز برخی عناصر درستكار و متعهد از بیت شما كنار زده شده و یا منزوی گردیده اند و سعید آیت الله زاده با اهانت از افرادی كه در باند نیستند كلید تحویل می گیرد!!


10- گفتن ندارد كه در نظام جمهوری اسلامی، كمبودها و كاستی هایی وجود دارد كه برخی از آن از پیامد های انقلاب نو پا و جنگ تحمیلی می باشد و اجتناب ناپذیر است و برخی نیز به سبب بی تجربگی و عدم كارائی برخی از مسئولان به وجود آمده است و قهرا با تذكرها و راهنماییهای مشفقانه همراه با ارائه طرح ها و برنامه‌ها می توان آن را برطرف ساخت. اما این شیوه ای كه شما در پیش گرفته اید كه ضعف هایی را كه اطرافیان و نزدیكان در نظر شما بزرگ جلوه می دهند، بدست می‌گیرید و با بوق وكرنا به رخ مسئولان می كشید، بدون آنكه راه حلی ارائه دهید، نه تنها شیوه ای سازنده و اصلاحی نیست بلكه از یك سوء ، برای دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی خوراك تبلیغاتی فراهم می كند و از سوی دیگر نظام را زیر سؤال می برد و تضعیف می نماید. این شیوة آنهایی است كه كنار گود نشسته اند و همه مشكلات كشور را یك روزه حل می كنند.
شما خوبست به جای حمله به این و آن، به ارشاد و راهنمائی بپردازید و ضمنا به كارهائی كه خود انجام می دهید بنگرید تا دریابید كه تا چه پایه ای در صحنه‌ عمل موفق بوده اید. آن بند ج كه دربارة آن نتوان سخن گفت و این نمایندگان شما در دانشگاه ها كه برخی از آنان، مایه شرمساری و دور داشتن دانشجو از روحانی شده اند و دیگر مجالی برای شرح آن نیست.


ما در پایان لازم می دانیم كه راه امام و خط امام را به شما یاد آوری كنیم. ما بر این باوریم كه حضرتعالی اگر به زندگی و راه امام عنایت بیشتری داشته باشید و آن را در یابید و به كار بندید در زندگی سیاسی شما 180 درجه دگرگونی پدید خواهد آمد و راه دیگری در پیش خواهید گرفت.
از ویژگیهای برجسته و ارزندة امام این است كه تأثیر ناپذیرند و این ویژگیها معظم له را از بسیاری خطرها مصون داشته است. در آن روزگاری كه در نجف اشرف، در غربت به سر می بردند، نامه ها پیامها و فشارهای همه جانبه بیشتر یاران و دوستان ایشان نتوانست معظم له را تحت تأثیر قرار دهد و به پشتیبانی از منافقین وادارد. و چنانكه در بالا اشاره شد در بارة شهید محمد نیز تلاشهای فراوانی شد تا امام كلمه ای علیه او بر زبان آورد ونیز دربارة برخی از چهرهائی كه در محافل روشنفكری محبوبیتی‌داشتند‌‌و نیز پیرامون برخی گروهها و‌‌انجمنها كه متأسفانه امروز نیز در مراكز حساس جا خوش‌كرده اند، بارها تلاشهائی به عمل آمد تا از امام تأییدی بگیرند كه به سبب بیداری و هوشیاری امام، همه آن تلاشها ناكام ماند و تأثیر ناپذیری امام بر همگان ثابت و آشكار گردید.
موضع امام علیه مهدی هاشمی در نجف اشرف كه حتی به برادران روحانی نجف، اجازه تحصن و اعتصاب برای نجات جان او را نداد، آموزنده و پندآمیز است ( در این زمینه آقای انصاری كه در خدمت حضرتعالی انجام وظیفه می كنند وآقای سید حمید روحانی كه در این نگارش، سهیم است، می توانند دیدگاه امام دربارة مهدی در نجف را برای شما بازگو كنند.)


ما اطمینان داریم كه حضرتعالی با الهام از تذكرات و رهنمودهای حضرت امام بزرگوار، می توانید به بهترین شیوه ای در مقام اصلاح و پاكسازی بیت خود برآئید، عناصر ناباب را از درگاه خود برانید و نزدیكان را از دخالت در امور سیاسی و اجتماعی خود منع كنید.
شما از اصلاحات، فراوان سخن گفته اید و رهنمود داده اید لیكن هیچگاه به سبب جوسازیهای برخی از اطرافیها و نزدیكان نتوانستید به اصلاح بیت خود دست بزنید یعنی اساسا به شما فرصت اندیشیدن در این باره را نداده اند .
صداقت، درستی و سلامت نفس شما برهمگان آشكار است، لیكن آنچه كه شما را آسیب پذیر ساخته است بیت و نزدیكان شما و منابع خبری شما است كه متأسفانه ناسالم است. و این منابع خبری ناسالم و برخی نزدیكان ناصالح شما را به اشتباهات خطرناكی واداشته اند و دشمن را به شكل دوست و دوستان را دشمن در برابر شما به نمایش می گذارند و عناصر لیبرال و منحرف مانند نهضت آزادی را به شما نزدیك می سازند . ما از این نگرانیم كه این روش و شیوة شما صبر برادران انقلابی و وفادار به شما را لبریز كند و آنانرا به نگارش نامه های سرگشاده و استفاده از رسانه های گروهی برای پاسخگوئی به جنابعالی و توضیح حقایق برای امت اسلامی، ناگزیر سازد كه از آن به خدا پناه می بریم.


ما رسما اعلام می داریم كه تا منابع خبری و تشكیلات درونی شما اصلاح نگردد ، این ره به تركستان است و هرگز نخواهید توانست وظایف و مسئولیتهائی را كه در قبال اسلام و انقلاب اسلامی بر دوش دارید به درستی به پایان ببرید بلكه ممكن است خدای نخواسته به خود و اسلام و انقلاب زیانهای جبران ناپذیری وارد كنید. این حقیقت را می توانید با مطالعه در زندگی برخی‌علما و مراجع گذشته كه در محاصره اطرافیها و نزدیكان بوده‌اند به خوبی به دست آوریدكه قرآن می فرماید: لقد كان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب – والسلام علیكم ورحمت الله.

 

سید حمید روحانی - مهدی كروبی- مهدی جمارانی

29/11/1367 

http://www.irdc.ir/fa/content/8405/default.aspx

+ نوشته شده در  88/10/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پیشنهاد بیدارشهر به خاتمی و کروبی و موسوی

خاتمی و کروبی و موسوی تا عید نوروز سکوت نمایند.هیچکس دلیل این پیشنهاد را از من نپرسد.

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

لطفا مرا نکشید!!

PLEASE DON,T KILL ME

+ نوشته شده در  88/09/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

WINGDINGS

E

D

C

B

A

E

D

C

B

A

J

I

H

G

F

J

I

H

G

F

O

N

M

L

K

O

N

M

L

K

T

S

R

Q

P

T

S

R

Q

P

Y

X

W

V

U

Y

X

W

V

U

 

 

 

 

Z

 

 

 

 

Z

میتوانید اگر دوست داشتید زبان را انگلیسی و با خط WINGDINGS بنویسید و از شکلهای فوق در نوشته هایتان استفاده کنید.

+ نوشته شده در  88/09/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چرا؟

۱۲ آبان۱۳۸۸ -تهران - سینمایی در تهران

احمد که پلیس است در کنار حسن که یک دانشجوی شهرستانیست مشغول تماشای فیلم هستند .حسن بیسکویتش را به احمد تعارف میکند.

۱۳ آبان خیابان کریم خان تهران

حسن با چند تا از دوستانش راهپیمایی میکنند.چند پلیس از آنها میخواهند که سریعتر محل را ترک کنند .آنها گوش نمیکنند.یکی از پلیسها ضربه ای به پای حسن وارد میکند . او احمد است.

+ نوشته شده در  88/08/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بدون شرح

منبع: شيعه آنلاين

+ نوشته شده در  88/08/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

لطقا راهنمایی نمایید

دشت بی فرهنگی ما
هرزه تمومه علفاش
خوب، اگه خوب
بد، اگه بد
مُرده دلای آدماش

دشت بی فرهنگی که تمامش را علف هرزه پوشانده است و تمام ساکنینش دلمرده هستند کجاست؟

و این چه سرود و چه شعاریست که جوانان ما دسته جمعی میخوانند و با زبان خودشان به خودشان اهانت میکنند؟

اصولا آیا ملت بی فرهنگ روی کره ی زمین وجود دارد؟

در جستجوی گوگلی داریم:

  •  فرهنگي قوي و ريشه اي
  • فرهنگی غنی و اسلامی
  • فرهنگي پويا و بسيار غني
  • فرهنگي غالب
  • فرهنگی غنی اسلامی و ایرانی
  •  فرهنگی کهن و پربار
  • فرهنگي غني و بسيار ارزشمند
  • فرهنگی غنی و تمدنی ریشه دار
  • فرهنگي با پشتوانة غني و پايه هاي فراگير جهاني
  • فرهنگي ايراني-اسلامي
  •  فرهنگی باستانی و غنی
  • فرهنگي كهن و تاريخي
  • فرهنگي شاخص
  • فرهنگی یکپارچه
  • فرهنگي بس كهن
  • فرهنگي يكسان
  • فرهنگی متنوع تر
  • فرهنگي عالي
  • فرهنگی متفاوت
  • فرهنگي اصيل، بالنده و فراگير
  •  فرهنگی عشیره ای، تاراجگر، ساده دلانه، تندخویانه، جنگجو و ...
  • فرهنگی غنی، تمدنی شکوهمند و تاریخی
  • فرهنگي غالب
  • فرهنگي دموكراتيك و آزاديخواه
  • فرهنگی دست نخورده
  • فرهنگی درخشان
  • فرهنگی بسیار اصیل و از نژاد کهن آریایی
  • فرهنگی مبتنی بر سنت و دین
  • فرهنگي مشترك
  • فرهنگي منحصر بفرد و عموما ناشناخته
  • فرهنگی متمدننانه ۲۵۰۰ ساله
  • فرهنگي علمي
  • فرهنگي ادبي
  • فرهنگی غنی، پویا و حرکت آفرین
  • فرهنگی خویشاوندی و تبارگرا

حتی در میان قبایل بدوی در قلب جنگلها نیز فرهنگ وجود دارد .کلمه ی "بی فرهنگ "برای انسانها مانند کلمه ی "متحرک" برای مرده است.ما مرده ی متحرک نداریم .انسان بی فرهنگ هم نداریم.

+ نوشته شده در  88/08/17ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بازار گرم دروغ گویی و تکذیب

 

حداد اظهاراتش درباره هاشمی را تکذیب کرد

تهمينه ميلاني تکذیب کرد

BBC فارسی - ايران - روسیه قاچاق موشک برای ایران را تکذیب کرد

BBC فارسی - ايران - زهرا رهنورد اتهامات علیه برادرش را تکذیب کرد

آفتاب - دفتر آیت الله دستغیب خبر ایرنا را تکذیب کرد

آفتاب - وزیر کشور تغییرات گسترده استانداران را تکذیب کرد

چرا احمدی نژاد دخالت دولت را تکذیب کرد - roozonline.com

پايگاه خبری تحليلی فرارو - فيروزآبادي رفتن خود را تكذيب کرد

پايگاه خبری تحليلی فرارو - حداد عادل تکذیب کرد

استاندار تهران احضار راننده ها را تکذیب کرد

عربستان ماجراجویی علیه ایران را تکذیب کرد

يكي از نزديكان خانوادگي فرح پهلوي، همسر شاه مخلوع ايران خبر فوت وي را كه امروز انتشار يافته بود، تكذيب كرد.

جهان نيوز - ستاد كل نيروهاي مسلح تکذیب کرد

جهان نيوز - حدادعادل اظهارات منسوب به خودرا تکذیب کرد

دادستاني تهران تکذیب کرد: کسی آزاد نمی شود

سامی یوسف تکذیب کرد

آلودگي برنج را هند تکذيب کرد، اسنادش هم هست | پایگاه خبری تحلیلی ...

پایگاه خبری جوان : مشایی ریاست علی آبادی را تکذیب کرد

خبرگزاري فارس: مديرعامل پرسپوليس شايعه تهديد و استعفايش را تكذيب كرد

شبکه خبر :: كرانچار اظهارات خردبین را تكذیب كرد

برلوسکنی فروش میلان را تکذیب کرد - جالب نیوز

دفتر كردان تكذيب كرد - سايت خبري تحليلي سحر::سحرنيوز

رییس ستاد موسوی تکذیب کرد

TABAN::.....دادستانی آزادی ابطحی وعطریانفررا تکذیب کرد

روزنامه سرمايه - مجلس سخنان مشایی را تکذیب کرد

MediaNews.ir | مایکروسافت ساخت تلفن همراه را تکذیب کرد

روسیه تکذیب کرد

باشگاه روسی نژادپرستی را تکذیب کرد - کابل پرس: خبری، تحليلی و ...

اولروم تكذيب كرد

محسن آرمین تکذیب کرد - بازیاب

خبرگزاری جمهوری اسلامی :: سفير ايران در بحرين خبر شينهوا را تکذيب کرد

Narestan.ir : نارستان : نکونام به شدت تکذيب کرد

آقای نماینده شایعه را پخش و تکذیب کرد!

سایت خبری تحلیلی نخستین | کروبی انصراف خود را تکذیب کرد

آژانس اتمی وجود سند محرمانه در رابطه با ایران را تکذیب کرد ...

دفتر خاتمی ارتباط با جورج سوروس را تکذیب کرد | مردمک

جوان فردا :: ابوالفضل فاتح خبر ایرنا را تكذیب كرد

روزنامه خراسان: آموزش و پرورش قوچان تکذیب کرد اما مردم تأیید کردند

ایران سبز: کروبی: لاریجانی بدون تحقیق تکذیب کرد

اخبار چلسی برای هواداران - آبرامویچ پرداخت پول به کشورش را تکذیب کرد

علي احمدي تکذيب کرد: نامه احمدي نژاد را پاره نکردم

ایرنا: وزیر خارجه ایران دیدار با قانونگذاران آمریکائی را تکذیب کرد ...

........تا کی این به سخره گرفتن افکار عمومی و بی احترامی به مردم ادامه خواهد یافت؟

 

 

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از خدا چیزی را میخواهیم که نمیدانیم چیست.

 

کلماتی را بر زبان می آوریم که نمیدانیم دعاست.

میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

ما را به راه راست هدایت فرما

به راستی راه راست چیست؟

از کودکی دیده ایم که :

  • مادرمان با خاله مان در باره ی دیگران بد گویی میکنند و نماز هم میخوانند .به راستی که آنها  راه راست "گفتن" را نمیدانند.
  • پدرمان دروغ میگوید و نماز هم میخواند.به راستی که او راه راست "گفتن" را نمیداند.
  • مادربزرگمان پرخوری میکند و بلافاصله استفراغ میکند و  راه راست را از خدا طلب میکند .به راستی که او راه راست تغذیه را نمیداند.
  • پدربزرگ چپق میکشد و همراه با دودی که از دهانش بیرون میفرستد ذکر خدا میگوید .به راستی که او راه راست تنفس را نمیداند.
  • زن عمو برای یافتن چشم زخم زننده ای که باعث شکسته شدن گلاب پاش مرصعش شده تخم مرغ را لای پارچه میفشارد و اسامی را بر زبان می آورد و لحظاتی بعد روی به دیوار می ایستد و راه راست را از خدا میخواهد.به راستی که او هیچ نمیداند.

و حال ما همه راهی میرویم به جز راه راست و صبح میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

ظهر میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

شب میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

و صبحگاهان و نیمروز و شامگاه کج میرویم .کج میخوریم.کج میگوییم.کج مینویسیم.کج میشنویم.کج نفس میکشیم.کج میبینیم.کج میکنیم.کج میگیریم . کج میدهیم.کج میفروشیم.کج میخریم.کج سوار میشویم.کج پیاده میشویم.کج یاد میدهیم.کج یاد میگیریم و باز میگوییم راست میخواهیم.تا  پایان عمر تکرار میکنیم.ما را بر راه راست بدار ولی راه های راست را نمی شناسیم و به ما هم نمی شناسانند.

+ نوشته شده در  88/07/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بهتان بدترین نوع دروغ است

 

 

تهمت

  • بهتان و تهمت عبارتست از اینکه انسان در حق غیر به چیزی که راضی نیست دروغ بگوید به عبارت دیگر چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده به انجام آن متهم کند و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب.
  • بهتان و تهمت از گناهان کبیره است و در قرآن مجید به شدت از آن نهی، و عذاب شدیدی برای آن ذکر گردیده است.
  • در حقیقت بهتان بدترین نوع دروغ است و چنانچه اتهام شخص در غیاب وی باشد غیبت هم بشمار می‌آید و انسان در واقع مرتکب دو گناه شده است یکی دورغ و دیگری غیبت و بزرگترین ظلم در حق برادر مؤمن آنست که او را متهم به ارتکاب گناهی کنی که هرگز آنرا انجام نداده است. بهتان باصطلاح همین برچسب زدن به این و آن است که متاسفانه همواره در جوامع بشری مطرح بوده و امروزه نیز بزرگترین ابزار دشمنان و مخالفان است.
  • نتیجه بهتان و افتراء به این و آن اینست که نظام اجتماعی دیر یا زود از هم بپاشد و عدالت اجتماعی از بین برود ،حق باطل و باطل حق جلوه کند، بیگناهان متهم و گرفتار، ‌و گناهکاران تبرئه و آزاد باشند، حسن ظن به سوء ظن نسبت بکدیگر تبدیل گردد و اعتماد عمومی مردم از یکدیگر سلب شود و زمینه‎ی هرج و مرج فراهم گردد و نا امنی و نار ضایتی رشد یابد،‌ دوستی و صمیمیت جایش را به کینه و عداوت بدهد، مردم پراکنده و متفرق و بدون ارتباط با یکدیگر زندگی کنند و از تجمع و تشکل و انسجام خبری نباشد. بدون شک چنین جامعه‌ای نمی‌تواند دوام و بقاء داشته باشد بلکه بزودی سقوط خواهد کرد و مردم آن هلاک و گرفتار انواع مشکلات و بلایا خواهند شد.
  • و لذا امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر گاه مؤمنی برادر مؤمن خویش را متهم سازد و به او تهمت بزند ایمان از قلب او محو می‌شود همچنانکه نمک در آب ذوب می‌گردد. و وقتی ایمان مؤمن ذوب شد و دیگر اثری از ایمان در قلبش باقی نماند جایگاهش دوزخ است .
  • چنانکه پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ی‌ گفته‎ی خود بیرون آید.
    در قرآن کریم بیش از چهل آیه درباره‎ تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل شده است.

منبع

+ نوشته شده در  88/07/05ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ادامه ی نفت و سفره

وظیفه ی دولت این نیست که مبالغ نقدی ناچیزی را در فواصل زمانی بین مردم تقسیم کند .

وظیفه ی دولت این است که مبالغ نقدی ناچیزی را از مردم بگیرد و آنها را در یک حساب بانکی جمع کند و با آن پول برای مردم و توسط مردم مثلا جاده بسازد .راه آهنی بسازد.

وظیفه ی دولت این نیست که نفت بفروشد و با پولش  بنزین بخرد و هر نفر یک ماشین سوار شود و کیلومترها راه برود تا یک نفر دیگر را سوار کند و به خانه ی یک نفر دیگر ببرد تا آنجا آش بخورند و چرت و پرت بگویند و بشنوند .

وظیفه ی دولت این است که نفت بفروشد و با پولش با کمک مردم مترو بسازد تا مردم سوار آن شوند و به مزارع و کارخانه ها بروند و تولید نمایند و به قبرستانها نروند تا سر قبرها بنشینند و آب مقطر به یکدیگر بپاشند و آب غوره بگیرند و آب بینی بالا بکشند و خرما و شیرینی به یکدیگر تعارف کنند.

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نفت را به سفره ی مردم بردن

با احداث جاده ای که کاشان را به سمنان متصل نماید مسیر ۴۶۰ کیلومتری "کاشان - قم - تهران - گرمسار - سمنان " ۳۰۰ کیلومتر میشود و این یعنی نفت را به سفره ی مردم بردن .

جمعه 3 مهر1388 ساعت: 6:54 توسط:بیدگلی
با چه ماشینی این نان را از این جاده خواهند آورد؟
****
جمعه 3 مهر1388 ساعت: 0:33 توسط:عباس رسول زاده
همین طوری هم لب و دهن و دستامون سیاه هست به اندازه کافی

ولی خوب مفهوم حرف شما زیباست
*****

پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت: 20:41 توسط:فرز ین
نانهای ما چند سالی ست که بوی نفت میدهد.....
*****

پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت: 20:13 توسط:اشنای غریبه
مبارک است
+ نوشته شده در  88/07/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دلارهای گدا پرور و نابود کننده ی حرمت و کرامت انسانی

تعدادی از هموطنان ما که در خارج از کشور زندگی میکنند و از درآمد بالایی برخوردارند با کمک افرادی در داخل کشور  به صورت نقدی یا کالا به مستمندان کمک میکنند .اشکالاتی  وجود دارد :

  1. افراد توزیع کننده ی کمک باید در حفظ حرمت و احترام مستمندان مهارت داشته باشند.متاسفانه مشاهده میشود برخی از این افراد که بیسواد و یا کم سواد هم هستند در مجالس خصوصی و خانوادگی از مستمندان نام می برند.
  2. مردم در مراسم مختلف میگویند مرگ بر آمریکا و متاسفانه اکنون تعدادی در داخل کشور بسیار وابسته شده اند به دلارهایی که از طریق فوق توزیع میگردد و با حیثیت و آبروی هموطنان بازی میشود.
  3. در ادیان مختلف در مورد کمک پنهانی سفارش شده است ولی پیروان ادیان توجه نمیکنند.
  4. در کشوری که بیکاری هم هست برخی از این کمکهای بی برنامه جامعه را به سمت زندگی بدون تلاش هدایت میکند -" گدا پروری ".
  5. یکی از دلایل وضع به وجود آمده خروج ایرانیان با استعداد و ورود دوستان افغان ما میباشد.ایرانیان با استعداد در آمریکا ثروتمند میشوند و اشتغال می آفرینند و عدم وجود کارآفرین به اندازه ی کافی ( به دلیل مهاجرت ) مشاغل را کاهش میدهد و افغانها فرصتهای اندک اشتغال را از مردم می گیرند و این است که بدبختی و فلاکت هر روز دامنه اش گسترش می یابد .در آمارهای غیر رسمی حدود ۳ میلیون ایرانی پر انرژی در خارج از کشور هستند و حدود ۲میلیون افغانی پر انرژی در داخل کشور هستند.
+ نوشته شده در  88/07/01ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پژواک های قرنها استبداد هنوز به گوش میرسد و درد می آفریند...

 

دوست گفت از سیلی ها

میسوخت و میگفت از خیلیها

که سیلی زدند وی را

سیلیهایی که آتش میزدند صورت را

سیلیهایی که زنگ صدایشان یک عمر است پایان نیافته

سیلیهای مادر /پدر /معلم /مدیر و شوفر

و اینهمه هیچ.

خاطرات سیلهایی که زد به دانش آموزانش

هنوز روحش را می آزارد و خود را نمی بخشد .

+ نوشته شده در  88/06/31ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فرض کنید

میرحسین در مرحله اول رئیس جمهور شد.احمدی نژاد به او تبریک گفت.جشن بزرگی بر پا شد.مراسم تنفیذ هم انجام شد . همه ی دولتها به جز ونزوئلا پیام تبریک فرستادند . مراسم تحلیف هم انجام شد . حالا به نظر شما آیا این مجلس به کابینه اش رای اعتماد میداد ؟

ولی این ۷۲ نفر که بعد از شهدای کربلا و شهدای ۷ تیر سومین ۷۲ تن بودند الان صحیح و سالم نزد خانواده اشان بودند و داشتند سریال کلید اسرار را تماشا میکردند .

کروبی هم تو خونش آله انداخته بود و به جای پرونده ی کهریزک در طاقچه ی خونه اش یک حبه قند کهریزک گوشه ی بقش بود و استکان کمرباریک تو دستش.

تا چند روز دیگه هم وزرا با شالهای سبز روی شونه هاشون  وارد وزارتخونه ها میشدن و کارمندان با پیراهنها و مانتوهای  سبز در مراسم معارفه شرکت میکردند .

بعدهم هرچه لایحه میرفت مجلس تعییر ماهیت میداد یا کارش به مجمع تشخیص میرسید.و دولت منتظر میماند تا انتخابات بعدی مجلس............................

مطبوعات آزادانه مینوشتند: الان زود است که انتقاد کنیم حداقل یکسال باید فرصت داد و دو سه هفته بعد به دنبال یک سخنرانی فلان وزیر بعد از نماز چمعه راهپیمایی و ....

 

+ نوشته شده در  88/06/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نخبه!

ما جمعي از اساتيد و نخبگان جامعه پزشكي سراسر كشور، در ابتداي شروع و فعاليت جنابعالي ، ذكر نكاتي چند را به محضر حضرتعالي لازم و ضروري مي دانيم :

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806071692

بیدار شهر : آیا خودستایی نیست که خود را نخبه بنامیم؟ و بی احترامی به دیگران نیست؟

+ نوشته شده در  88/06/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یک نفر دیگر از دل من گفت.

دکتر سيد محمد هادي ايازي ـ سخنگوي شهرداري تهران در ارتباط با نارضایتی کسبه از طرح یکطرفه نمودن خیابان ولی عصر گفت :

ما همه چيز را

در شهر

فداي ناوگان حمل و نقل عمومي خواهيم كرد.

 

+ نوشته شده در  88/06/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سه تصویر از یکی از پارکهای شهرستان آران و بیدگل

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

میر حسین فرموده اند : هیچ‌ یک از نیروهای دلسوز انقلاب نمی‌خواستند این حوادث روی دهد.

بزرگترین

 

دروغ

 

 آن

 

 است

 

 که

 

 خواست

 

 طبیعی

 

 مردم

 

 برای

 

 اصلاح

 

 را

 

به

 

 بیگانگان

 

 نسبت

 

 دهند.

مردم خواهان طرح خواسته‌ها و اعتراضات خود در جوی آرام و عاری از تشنج بوده و هستند.

 

+ نوشته شده در  88/05/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دوران مهدی کی فرا میرسد؟

 

برای اینکه دوران مهدی فرا برسد باید:

 وحدت مردم جهان تحقق یابد.

برای اینکه وحدت مردم جهان تحقق یابد باید مردم جهان به عقیده ای واحد دست یابند.

برای اینکه مردم جهان به عقیده ای واحد دست یابند باید با هم گفتگو نمایند.

برای اینکه مردم جهان بتوانند با هم گفتگو نمایند باید همه به یک زبان صحبت کنند.

برای اینکه مردم جهان بتوانند به یک زبان صحبت کنند باید اختلاط جهانی به وجود آید.

برای اینکه اختلاط جهانی به وجود آید باید مهاجرت و جابجایی تسهیل شود.

  • هر کشوری باید ملزم گردد در هر سال به همان تعداد که شهروندانش به سایر کشورها مهاجرت میکنند مهاجرین دیگر کشورها را بپذیرد و برای انها مسکن و شغل تامین نماید .
  • برای ازدواج دو انسان از هر نقطه ی جهان که باشند نباید منعی وجود داشته باشد. 

 

+ نوشته شده در  88/05/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

انتظار





+ نوشته شده در  88/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

من یک ایرانی هستم.

تو یک ایرانی هستی.

او یک ایرانی هست.

آیا واقعا من یک ایرانی هستم؟

آیا واقعا تو یک ایرانی هستی؟

آیا واقعا او یک ایرانی هست؟

+ نوشته شده در  88/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

انسان

من یک انسان هستم.

تو یک انسان هستی.

او یک انسان هست.

آیا واقعا من یک انسان هستم؟

آیا واقعا تو یک انسان هستی؟

آیا واقعا او یک انسان هست؟

+ نوشته شده در  88/05/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

همه یا هیچ

آیا شما سفید و سیاه فکر می‌کنید؟

=================== =======================

ایده ی سفید و سیاه فکر کردن،  عرصه را بر شما تنگ می‌کند .

طرز فکر سیاه و سفید، همه یا هیچ، شما را به سوی داوری، انتقاد و منفی‌گرایی سوق می‌دهد.

با این طرز فکر، شما تنها می‌توانید قضیه را از یک طرف ببینید که معمولاً نیمه ی خالی لیوان است.

 

 در این جاست که با انجام دادن یک اشتباه، احساس شکست می‌کنید.

 با فراموش کردن یک قرار ملاقات، احساس حماقت می‌کنید .

 با افزایش یک کیلو به وزنتان، فکر می‌کنید چاق شده‌اید.

 چنین افکار سفید و سیاهی،  حقایق را بد جلوه می‌دهد.

فرض کنید که به یکی از دوستانتان می‌گویید: تو همیشه دیر می‌کنی.

 این امر حقیقت ندارد.

هیچ کس همیشه دیر نمی‌کند.

 شاید تعداد دفعات دیر آمدن او زیاد باشد؛ امّا همیشه این طور نیست و با این ادّعا، شما :

قضاوت انتقادآمیز و سرزنش‌باری داشته‌اید. بدین گونه، شما هم خودتان را ناراحت می‌کنید و هم دوستتان را.

اگر شما همواره از کلمات کلیدی‌ای چون: همیشه، هرگز، همه کس و همه چیز استفاده می‌کنید، در واقع، به فکر کردن به روش سفید و سیاه مبتلا هستید.

زمانی که این کلمات را به زبان می‌آورید، به صدای خود گوش دهید و بیندیشید که آیا این موارد، حقیقت دارند یا خیر؟

مدیر من، هیچ حرف محبّت‌آمیزی بلد نیست!

منظورتان این است که حتّی یک بار هم کلماتی محبّت‌آمیز به زبان نیاورده است؟ حتّی برای یک بار؟

همه فکر می‌کنند که من چاق هستم.

 همه ی آدم‌های دنیا؟ حتّی تمامی انسان‌هایی که تو را ندیده‌اند؟

همه چیز خراب شده.

همه چیز در جهان و بدون هیچ استثنایی؟

به این ایراد خود (سفید و سیاه فکر کردن) پی ببرید و آن را اصلاح کنید.

 از تجربه‌های خود استفاده کنید. شاید بتوانید کمی سایه خاکستری به افکار سفید و سیاهتان (یا هیچ یا همه چیز) بزنید!

 سعی کنید که زیاد این افکار سفید و سیاهتان را جدّی نگیرید.

با این شیوه، می‌توانید وسط هر چیزی را ببینید.

فکر کردن با سایه‌های خاکستری رنگ، به شما این امکان را می‌دهد که افکار واقعی‌تری داشته باشید؛

چرا که شما بدین طریق، احتمالات را در نظر می‌گیرید و کمتر قضاوت کرده، بیشتر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید.

سعی کنید این گونه فکر کنید:

مدیر من، معمولا زمانی که استرس دارد، کمتر به دیگران توجّه می‌کند.

همه فکر نمی‌کنند که من چاق هستم؛ شاید فقط من فکر میکنم این چنین هستم.

همه چیز خراب نشده است. تنها این مورد است که من آنرا نمی‌پسندم.

شما با واقعی فکر کردن خود، و دیگران را طبقه‌بندی نمی‌کنید، چیزی را بزرگ یا کوچک جلوه نمی‌دهید و به فردی واقع‌بین مبدّل می‌شوید.

زمانی که شما هر دو روی سکّه را می‌بینید، می‌توانید حقّ انتخاب داشته باشید و میانه‌رو شوید.

از تفکّر سفید و سیاه، دوری کنید. به افکارتان کمی سایه خاکستری رنگ بزنید. حتّی می‌توانید شیوه نگرش کاملاً رنگینی داشته باشید. این کار را بکنید؛ خواهید دید که زندگی‌تان بهتر می‌شود.

 

======

======

======

======

======

======

+ نوشته شده در  88/05/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

در جستجوی معنی تضارب

 

نمايشگاه کتاب فرصتي براي تضارب افکار



راه اندازی گسترده ی وبلاگ توسط هر گروه یا قشری از جامعه در واقع حاوی این پیام است که عرصه ی تفکر، تضارب اندیشه ها و آرا در حال گسترده تر شدن است.



نماينده ی تهران در مجلس : شكل گيري تصميم دولت بدون تضارب آزادانه ی آراي نخبگان ناممكن است. 


وبــلاگ؛ بستري عقلاني و آزاد براي تضارب افكار و انديشه‌ها

ايجاد تضارب آرا و گسترش فضاي انتقادي سالم موجب تحرك و پويايي جامعه مي شود.


دانشگاه باید مركز تضارب آرا و افكار و سلايق مختلف باشد. ...



نظام هيچگاه از تضارب افكار زيان نمي كند ....


+ نوشته شده در  88/05/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ریاست رحیم مشائی بر صندلی های خالی

جهان نیوز نوشت:

اقدام هماهنگ وزرای کابینه نهم

بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشائی

پس از آنکه در جلسه روز گذشته هیات دولت اکثریت وزیران به انتقاد از احمدی نژاد در صدور حکم معاون اولی برای مشائی پرداختند رئیس جمهور اعلام می کند که به این شبهه ها پاسخ خواهد داد. در همین حال به دلیل بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشائی و فضای متشنج هیات دولت سبب می شود تا احمدی نژاد تنفسی چند دقیقه ای را برای ادامه جلسه هیات دولت به وزرا اعلام کند.

پس از بازگشت ازتنفس در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفاف سازی احمدی نژاد و پاسخ شنیدن از چرایی تعلل وی در برکناری مشائی بودند به ناگاه در کمال تعجب مشاهده می کنند که احمدی نژاد جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشائی به عنوان معاون اول خود سپرده است و با این کار به وزرای منتقد مشائی پاسخی عملی درباره کیفیت حمایتش از مشائی داده است.

این در حالی است که وزرای کابینه نهم بامشاهده چنین اقدام توهین آمیزی در اقدامی هماهنگ دست به ترک جلسه هیات وزیران زده و موجبات ریاست مشائی بر صندلی های خالی را پدید می آورند.تابناک.

+ نوشته شده در  88/05/01ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

تشكیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها،

بدون‏ حمل‏ سلاح‏،

به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد

 آزاد است‏.

+ نوشته شده در  88/04/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

تشكیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها،

بدون‏ حمل‏ سلاح‏،

به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد

 آزاد است‏.

+ نوشته شده در  88/04/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نامه ی سرگشاده به آقای لاریجانی

خدا شاهد است

جناب آقای لاریجانی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

درود بر شما

میدانید که برابر اصل ۱۵ قانون اساسی زبان و خط مشترک مردم ایران فارسی است و اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی بدبختانه قوانین ما هرچند که به ظاهر به زبان فارسی هستند ولی کلمه های عربی به اندازه ای زیاد هستند که خواندن و فهم قوانین برای بسیاری از مردم خیلی سخت و گاهی غیر ممکن است که سبب میشود مردم از  کتابهای قانون راضی نباشند و از آنها دوری نمایند و از حقوق خویش آگاه نگشته و زیان نمایند.از شما میخواهم که دستور بدهید همه ی قوانین دوباره بررسی و تا آنجا که ممکن است به زبان فارسی  نزدیک شوند .برای نمونه چند ماده از قانون مدنی این پایین هست .

ماده 191 -عقد محقق مي شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چيزي كه دلالت بر قصدكند .

ماده 209 - امضاء معامله  بعداز رفع اكراه موجب نفوذمعامله است .

ماده 224 - الفاظ عقود محمول است برمعاني عرفيه .

ماده 363 - درعقد بيع وجود خيار فسخ براي متبايعين ياوجود اجلي براي تسليم مبيع يا تاديه ثمن مانع انتقال نمي شود بنابراين اگر ثمن يا مبيع عين معين بوده و قبل ازتسليم آن احد متعاملين مفلس شود طرف ديگرحق مطالبه آن عين را خواهد داشت .

ماده 390 - اگربعدازقبض ثمن مبيع كلاياجزءا مستحق للغيردرآيدبايع ضامن است اگرچه تصريح به ضمان نشده باشد.

موکل شما - اکبر ستاری

+ نوشته شده در  88/04/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مقایسه

 

مقایسه ای بین آنچه من ظهر جمعه پیش بینی کردم و نتیجه ی اعلام شده توسط وزارت کشور

 

پیش بینی من

آمار وزارت کشور

کل آراء ریخته شده به صندوقها

۴۰میلیون

39،371،214

احمدی نژاد

۱۶ میلیون

24،592،793

موسوی

۱۵.۹۹۹.۹۹۹

13،338،121

رضایی

۴ میلیون

681،851

کروبی

۲ میلیون

338،278

باطله ماخوذه

۲ میلیون

420،171

+ نوشته شده در  88/03/24ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شما چه فکر میکنید؟

پیش بینی نتیجه ی انتخابات

کل آراء ریخته شده به صندوقها

۴۰میلیون

احمدی نژاد

۱۶ میلیون

موسوی

۱۵.۹۹۹.۹۹۹

رضایی

۴ میلیون

کروبی

۲ میلیون

آراء باطله

۲ میلیون

+ نوشته شده در  88/03/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

این چه نانیست که مردم میخورند؟

راهنمای همشهری - نیازمندیهای صبح تهران! در ۱۰۴ صفحه که به طور رایگان در پای تخت ! منتشر میشود به دستم رسید .(یاد نچ نومه ی کانون با تیراژ ۲۰۰ نسخه ای افتادم که ۵ نفر دست گردان میکنند و هر یک بالای یک مطلب مینویسد حذف شود تا خدای نکرده بر خلاف اسلام و مصالح کشور چیزی به دست معلمها و دانش آموزان ندهند . ) دیدم به به ! باغت آباد شه انگوری ! چقدر آگهی از رباخواران!؟در کشوری که قرار بوده رباخواری نباشد .به چند نمونه توجه فرمایید :

۲۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان سرمایه! با بهترین شرایط موجود است .

پرداخت سرمایه تا ۳ میلیون تومان به کارمندان دولت با چک-و با طلا و جواهر بدون چک.

پرداخت سرمایه بالای۳۰ میلیون تومان با سند ملکی.

سرمایه به هر میزان فوری موجود است.

تامین سرمایه از ۱۰ میلیون تا ۲ میلیارد .

سند مسکونی از شما سرمایه شخصی از ما- کارمزد توافقی

۱۵ میلیارد تومان سرمایه از شما سند ملکی معتبر تهران از ما

سند - وثیقه - کفالت جهت دادگاه موجود است .

  • میتوانید به جای کلمه ی " سرمایه " کلمه ی " پول " را بگذارید .

*یادگار بماند*

+ نوشته شده در  88/03/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مردم

هيچكس از ديگران بي نياز نيست. مردمان همه با هم پايدارند.

بنی آدم اعضای یک پیکرند .

 مردمان را هر كه باشند دوست بداريد و به همگان مهر بورزيد.

دوستی با مردم دانا نکوست.

 با دوستان  مروت و با دشمنان مدارا نمایید .

خير نيست در كسي كه به مردم مهر نمي ورزد و با مردم انس نمي گيرد.

 ياران ما هرچه دارند با هم دارند.

می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن.

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد--جان​ها فدای مردم نیکونهاد باد

فلک به مردم نادان دهد زمام --تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

مردم نادان را هم دوست بدارید.

به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست-زحمتی می​کشم از مردم نادان که مپرس

+ نوشته شده در  88/02/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بچه های آران و بیدگل از این کارها نمیکنند .

امروز 20 متر مانده به منزل کلاچ ماشین خالی شد .درب موتور را بالا زدم و متوجه شدم چند روز قبل که جعبه فرمان را تعمیر کار خواسته خارج سازد شیلنگ را کنار زده و به اگزوز چسبانده و در خاتمه یادش رفته آنر برگرداند سر جایش و در نتیجه ظرف چند روز به تدریج لاستیک شیلنگ ذوب شده و امروز سوراخ شده است . با دوچرخه رفتم پیش همان تعمیرکاران جوان جعبه فرمان در خیابان خاندایی کاشان .

 گفت : بروید من با موتور میام . رفتم و آمد .

نگاه کرد و گفت : سوراخ نشده و از محل بست روغن ترمز خارج شده .قبول کردم و در دلم گفتم بعدا  نشانت میدهم که حرفت درست نیست. موتورش را من سوار شدم و او ماشین را به تعمرگاه آورد .

 شیلنگ را باز کرد و دستش را محکم روی محل آسیب دیده ی شیلنگ گرفت تا من نبینم  و محل بست را نشان داد .

با اصرار شیلنگ را ااز او گرفتم و سوراخ به وجود آمده از تماس شیلنگ با اگزوز را نشان دادم .

این چه نانیست که مردم میخورند؟

 من این رفتار ناروا را نادیده گرفتم و از 6 هزارتومانی که از من بابت این تعمیر مطالبه کردند 4 هزارتومانش را دادم و خداحافظی کردم .

+ نوشته شده در  88/02/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آنها که .....

داشتم به این نکته فکر میکردم  که:

بعضی از ساختمانها در شهرهای کوچک  نشانه ای میشوند  برای یادآوری از انسانهایی که برای به دست آوردن ثروت  ازانجام هیچ کردار ضد اخلاق وارزشهای  والای انسانی  باکی نداشته اند و در عمر کوتاه خود با دروغگویی  ، تقلب ، رشوه گرفتن ، رشوه دادن ، توطئه ، تهمت ، پایمالکردن حقوق دیگران ، گرانفروشی ، کمفروشی ، احتکار ، قاچاق کالا ، استفاده ی شخصی از مقام اداری ،وطن فروشی ،رانت خواری ، سند سازی  ،زمین خواری ، پرونده سازی  بر علیه دیگران ، بد قولی ، فریبکاری ، خساست و بخل ، دزدی ، خود فروشی و دلالی  جنسی  ،  خیانت در امانت ، چاپلوسی ، دریوزگی ، جاسوسی ،تجارت نامشروع ، راهزنی ، جیب بری ، زورگیری  ، اجحاف، استحمار ، استثمار ،  شیادی ، رمّالی ، جن گیری ، قتل،قمار،تدلیس و عوامفریبی ، فسق و فساد،کلاهبرداری و تطمیع سست عنصران ، به مال اندوزی پرداخته و برای خویش ساختمانهای رفیع و با شکوه در گوشه و کنار شهرها ساخته اند و این ساختمانها تا چند سال یاد آور همه ی پلیدی های آنان در طول حیات ننگینشان میباشد و هرکس از کنار آنها عبور میکند فحش و نفرینی نثار آنان و پدر و مادرشان میکند و حتی فرزندان و نوه هایشان از این لعن و نفرینها مصون نمی مانند و همواره شرمنده ی مردم شهر میباشند و با یاد آوری خاطرات ناگوارگذشتگانشان توسط مردم عذاب و خجالت میکشند.

 

+ نوشته شده در  88/02/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پرتگاه - اصلاحات - و بازگشت به گذشته

تابناک:

رضایی :دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و كانديداي انتخابات رياست جمهوري گفت: مسیر احمدی نژاد رو به پرتگاه و اصلاحات، بازگشت به گذشته است.
از وقتی که شنیده ام رضایی همچین حرفی پشت سر رئیس جمهورمان زده شبها خوابهای وحشتناک میبینم.

دیشب خواب دیدم در کوچه ای در خیابان سلیمان صباحی بیدگلی داشتم دنده عقب می رفتم اتومبیلم در گودال یک منزل در حال ساخت سقوط کرد .

امروز بعد از ظهر خواب دیدم بالای قلعه ی فیل پا بودم یک لحظه یک کفتر چایی از سوراخی آمد بیرون و من کنترل خود را از دست دادم و با سر پرت شدم پایین .ناگهان یک سیدی شبیه سیدهای مخصابادی که شالی سبز روی شانه اش بود ظاهر شد و مرا مثل حرکت آهسته ی فیلمها گرفت .

دم غروب داشتم فکر میکردم که یعنی خاتمی ۸ سال ما را به گذشته بازگردانده و حالا احمدی نژاد داره ما را به سمت پرتگاه میبرد. آخه اینا مگه مریضن ؟

+ نوشته شده در  88/02/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

روز جهانی کارگر

    چه کسی و کدام نهاد می داند که در هر شهر و روستا روزانه چه تعداد کارگر، تا حدود نیم روز بر سر گذر می ایستند و کسی آن ها را به سر کار نمی برد ؟

کدام نهاد آن ها را می شناسد، نام نویسی کرده و به کمک آن ها می شتابد ؟

رنج و ناکامی مردان، زنان، دختران و پسران چنین خانواده هایی را چه کسی پاسخ گوست ؟

تبعات و عواقب ناکامی ها و ناهنجاری های ناشی از فقر اقتصادی و فرهنگی حاکم بر این خانواده ها را بر کل جامعه، چه کسی مورد مطالعه و تحقیق قرار داده است ؟

+ نوشته شده در  88/02/09ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ترازوی بزرگ زندگی آدمها

شماری  از مردم هنگامی که زندگی خود را با زندگی دگرمردم می سنجند و یا دگران را با دگران

 نگران گردند و گاه گریان و پریشان

 از آن رو چنین گردند که از میان ماجراهای مختلف تنها به یک ماجرا می پردازند

 مانند در ترازو نهادنِ:

  1. درآمد ماهیانه ی فرهاد و درآمد ماهیانه ی محسن
  2. تعداد فرزند کامران و تعداد فرزند جعفر
  3. زیبایی همسر رستم  و زیبایی همسر کاوه
  4. شغل نسرین و شغل مهوش
  5. قد عروس کبریا و قد عروس کوکب
  6. اتوموبیل داماد زهره و اتومبیل داماد ناهید
  7. مدرک تحصیلی شوهر زهراخانم و مدرک تحصیلی شوهر جمیله خانم

و....

این نوع سنجش درست نه است .

و چون سنجش نادرست.نتیجه گیری هم نادرست .

و چون نتیجه گیری غلطه موجب ایجاد بحثهای بیهوده در خانواده های چشم وهمچشم گرای سطح نگر و کوته بین ِ تازه به دوران رسیده ی خرافاتی میگردد.

ما  خانواده ها ی  این چنینی نخست باید خو بگیریم  به یک واکنش مثبت گفتاری و رفتاری

 که تا شنیدیم  فردی از نعمتی برخوردار شده با تبسمی ، خوشحالی خود را نشان دهیم و بگوییم :

ماشاالله. مبارکشون باشه.

و بعد برای اینکه اعتماد به نفس خو را از کف ندهیم و خود را حقیر و بی کفایت  نپنداریم :

تمامی ماجراهای زندگی های دو نفر را یکجا و با هم در ترازویی بزرگ قرار دهیم و با تعجب  ببینیم که دو کفه ی این ترازو بعد از کمی نوسان در یک سطح آرام میگیرند .

این ماجراها شاید تعدادش به 5000 و یا بالاتر هم برسد برای نمونه تعداد محدودی از ماجراهای زندگی ابوالقاسم و مجتبی را در اینجا نوشته و به هر ماجرا نمره میدهم .

 

 

ماجرای زندگی

ابوالقاسم

امتیاز

مجتبی

امتیاز

تعداد فرزند صالح

3

30

1

10

همسر زیبا

-

-

1

20

همسر خوش اخلاق

1

10

-

-

املاک

1

10

5

50

سلامتی

سلامت کامل

50

قلب و کلیه بیمار

10-

سلامتی همسر

دندان مصنوعی

10-

فشارخون و دیابت

10-

سلامتی فرزندان

یک فرزند ناشنوا

10-

یک فرزند معتاد

10-

همسایه

بد

10-

خوب

20

خودرو

رنو

10

سمند

30

مدرک تحصیلی

سیکل

5

ابتدایی

-

مادرزن

ندارد

30

مادرزن بد اخلاق

5-

پدرزن

معتاد

20-

سالم

25

برادرزن

همه خوب

20

یکی لات

5-

جمع

-

115

-

115

 

+ نوشته شده در  88/01/24ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مهندس میرحسین موسوی :

 
  1. نوع تبلیغات، بحث‌ها و گفت‌وگوها نباید کینه و عناد در جامعه ایجاد کند .
  2.  ما همه امسال دور هم برای تغییر اساسی جمع شده‌ایم. میل به تغییر از روی هوا و هوس نیست. بلکه به دلیل نیازی است که احساس می‌کنیم کشور به آن دارد.
  3.   آنچه که باعث این حرکت شده است و ما دور هم جمع شده‌ایم، این است که حرکت‌ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافی که انقلاب اعلام کرده است و ظرفیت‌هایی که انقلاب ایجاد کرده، نیست و چه بسا انحرافاتی هم در این رابطه وجود داشته باشد.
  4.  اضافه‌ بر آن مشکلاتی هم در سطح کشور داریم که مخصوصا اگر بعضی از آنها ادامه یابد خطرزاست.
     از جمله این موارد بی‌اعتنایی به قانون است که مهم‌ترین مشکل در حال حاضر محسوب می‌شود.
  5. فقط می‌خواهیم یک لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه کردیم و صرف چه کردیم؟
  6. یکی از مشکلات دیگرمان، این است که بر خلاف عهدی که با مردم داشتیم که همه چیزمان در مقابل مردم شفاف و روشن باشد، دائم به سمت پنهان کاری بیشتر در مقابل مردم پیش می‌رویم.
  7.  یکی از مواردی که در آن الگوی مصرف باید بازبینی شود، نحوه مصرف منابعی است که در دست دولت است. دولت دارای بزرگترین منابع است و خود بزرگترین مصرف‌کننده است.
  8. مصرف منابع کمیاب برای مقاصد کوتاه مدت و اغراض سیاسی فاجعه ایجاد می‌کند
  9.  چرا باید طوری عمل کنیم که باخت یا برد ( ورزشی)ما از جنبه عادی خارج شود و باخت ما به عنوان باخت نظام در مقابل این یا آن کشور تلقی ‌شود؟
  10. ما از مافیای نفتی بحث کردیم اما امروز که این جا نشسته‌ایم به هیچ وجه دست ما به اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهای نفتی نمی‌رسد و حتی مجلس هم از بسیاری از این قراردادها اطلاع ندارد. 
  11.  مردمی که حق به گردن همه دارند هم ارزش‌های زیبای اصلاح گرایانه را می‌پذیرند و قبول دارند و هم این که این اصلاحات را بر گرفته از ارزش‌های بنیادی خودمان می‌دانند و تناقضی بین این گرایش و ارزش‌ها نمی‌بینند.
  12.  عموم مردم دوست ندارند که در کشور آزادی بیان نباشد، روزنامه ها بسته شوند و یا در این زمینه‌ها مشکلاتی داشته باشیم یا به جوانان و فرهنگ آنها احترام نگذاریم یا جامعه فرهنگی خودمان را آنچنان که هست نتوانیم درک کنیم.
  13. با اسلامیت تحجری که نمی‌تواند به مسایل روز و حکومتی و مسایل فرهنگی جهان پاسخ دهد، رو به رو و غرق در مسایل خرافی و انحطاط‌‌آور خواهیم شد.
  14.  همان طور که زمانی حضرت امام فرمود "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" این موضوع برای ما جنبه حیاتی دارد.
  15.  استفاده ابزاری از دین و ایمان مردم به مشروعیت نظام آسیب می‌رساند. ما نباید ضعف‌های خودمان را با استفاده از احساسات مذهبی مردم جبران کنیم.
  16. هر کس جمهوری اسلامی را قبول دارد و طالب همکاری است، می‌توانیم با او کار کنیم. من خیلی دقیق گفتم اصلاح‌طلبی هستم که اصول را گم نمی‌کنم و دائم به آن بر می‌گردم؛ این حرف را در شرایط دفاع مقدس هم می‌گفتم؛ در دوران آقایان هاشمی و خاتمی هم گفتم، الان هم می‌گویم.
  17.  فکر می‌کنم جمعیت عظیم هنرمندان ممکن است در راس نباشند اما در بدنه هستند و در حوزه فرهنگ با گرایش‌های گوناگون فعالیت می‌کنند. شما به همین سریال‌های تلویزیونی نگاه کنید که چه تاثیراتی بر جای می‌گذارد.
  18.  آزادی بیان و نبستن روزنامه و استقبال از انتشار فرهنگ و اعتماد به روشنفکران و هنرمندان بر اساس این نگاه باید انجام شود.برگشت به تمدن درخشان ایرانی و استفاده از فرهنگ غنی یک ملت بزرگ برای مدیریت این تغییرات درک و زحمت زیادی می‌طلبد و تنها با یک عزم ملی می‌توان کار انجام داد.

+ نوشته شده در  88/01/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

 

تمامی ساعات و روزها و شبهای یک سال مبارک و فرخنده است و هر یک از اعداد و حروف و علائم و گیاهان و جانوران و موجودات ارزش خاص خود را دارند و هیچیک نحس نیستند.

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

همه ی دختران دم بخت باید بدانند که از علف کاری ساخته نیست و آنچه بختشان را خوش مینماید همانا کسب دانش و هنر و دوری از رفتارهای جلف و خوارکننده و روی آوردن به گفتار و پندار و کردار نیک و اخلاق خوش و حجب و حیای ایرانی میباشد .

۱۳ به در - سیزده به در - سبزه گره زدن

+ نوشته شده در  88/01/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

در پاسخ به عباس و فرزین تا در خواندنش سهیم باشیم از جایی دیگر برداشتم و اینجا چسباندم .

از شرافت ، حرمت و پاکی قلم سخن ها گفته اند . از برای وفاداری و وظایفش به درستی ، صداقت و خدمت به مردم حدیث ها نقل کرده اند . چه جان های پاکی در این راه فدا گشته اند . وقتی به سختی راه می اندیشم به عیان در می یابم  اراده و عزمی پولادین می خواهد . تحمل رنج و محنت خود و جوابگویی به اهل و عیال ، تأمین هزینه ی خورد وخوراک و پوشاک و تحصیلشان ، اندیشیدن به درد مردمان نوشتن از برای مردمان ... آه بایستی طاقت آورد .

سخن گفتن از (( پایداری )) یک کلمه است . ولی از روی شرف برای نو خواهی و نو زیستی پنجه در پنجه ی مشکلات افکندن ، در برابر مشقات سر فرود  نیاوردن ، صبور بودن ، زخم تلخ کامی ها را تحمل کردن ... بیان سختی همه ی این ها حقیقتاً در چارچوب کلمات نمی گنجد . زندگی اکنونی ما مصداق بارز آن مثل معروف است : گونه ی خود را با سیلی سرخ نگه داشتن و هر روزه زخم خنجری چشیدن . دیروز به فرزندم که پول برای ثبت نام در کلاس تقویتی میخواست چه دروغ ها گفتم تا قانعش نمایم لازم نیست . در خانه نیز می تواند همان درس ها را بدون معلم سر خانه بخواند . به گمانم دانست همه ی استدلالاتم برای آن است که جان مطلب را نگویم : نداری و بی پولی .

گرانی برنج ، گوشت و سایر مواد خوراکی خرابی آسفالت پشت بام خانه و چکه ی آب . همه اش دو سالی نمی شود خانه سفید کاری شده بود . جابجا لکه های زرد رنگ بر دیوار و سقف خانه ... با دیدنش غم وغصه ی آدمی وصف ناپذیر است . پوسیدگی و ترکیدگی لوله های آب ، از در و دیوار نم می بارد . غر غر مادر بچه ها اگر چاره ای نکنی بچه ها تلف می شوند و آبرویمان می رود .

سعی فوق العاده ای می کنم تا بچه هایم فشار روحی متحمل نشده درد نداری را حس نکنند ... ولی آخر مگر شدنی است ؟ به فیشی که از مدرسه به دست دخترم داده اند تا واریزش نمایم می نگرم . حساب این یکی را نکرده بودم . گویی دنیا بر سرم آوار می شود . گویند کچل خان خیلی خوشگل بود زد بیماری تراخم و آبله هم گرفت . بفرما این هم قبض گاز و برق و هزار درد بی درمان دیگر ...

تصمیم دارم دور از چشم بچه ها انگشتری یادگاری مادرم را بفروشم تا بینیم چه پیش آید ... چند سالی است شلوار وصله دار می پوشم . تا با صرفه جویی لااقل بچه هایم را نو نوارشان کنم . مدت هاست از خیر خرید هر چه کتاب ، مجله و روز نامه گذشته ام . باز خدا پدر بعضی دوستان را بیامرزد از این بابت نمی گذارند کمبودی حس نمایم . مطالعه حتی ساعتی در روز باشد آرامش روحی می خواهد . که فعلاً ندارم . بالا تر از آن دست به قلم بردن ، تمرکز حواس می طلبد ، با این دغدغه ها مگر مقدور است ؟

چندی قبل از دوستان پر فیس و افاده ی دوران کودکی ام با دیدن سر و وضعم در سر کار ، خواست شماتتم کند : اگر از اول (( آن طرفی )) می رفتم حال و روزم این نبود . در نگاه چشمان خیره ام نمی دانم چه خواند ، فوراً کلامش را نیمه کاره گذاشته رفت . آن ماشین های آخرین مدل رنگ وا رنگ و زندگی آن چنانی ارزانی خودشان باد . او گمان می برد ، برایش از عذابی که می کشم سخن خواهم گفت . در دل به عقل قاصرش خندیدم . مرا کاری به کار او نیست بگذار با ماشین آخرین سیستم دنده اتوماتیکش  ویراژ دهد .

یکی از اقوام خیلی از خود راضی و ممنون ، گستاخی و وقاحت را به جایی رسانده گفت : زندگی ات دوپاپاسی نمی ارزد . مرد حسابی چی از کف دادی چه چیزی به دست آورده ای . آخه بابا مثلاً زندگی با مرام و عقیده هم شد زندگی ؟ ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . از پرولتربازی توبه کن بیا پیش خودم در حجره . هنوز برایت دیر نشده به زن و بچه ات رحم کن . بر خلاف عادتم ، در این مواقع سکوت کرده صحبت را به جای دیگری می کشانم با تندی گفتم : حاج آقا به بچه های خودت دل سوزی کن . همه شان الافند و تحت رهنمود های حضرت عالی از زندگی جز عیاشی و الواطی چیزی بارشان نیست . ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان . با خونسردی رویم را برگرد انده از حضورش مرخص شدم .

چرا این ها را می نویسم ؟ می خواهم حس ترحم کسی را جلب کنم ؟ آه ... از ما به دور باد .  مگر جز این است خودمان آگاهانه این راه را برگزیده . گذر از سنگ لاخ های صعب العبور را با همان همت و پشتکار پیشینیان خلف خود آغازیده ایم ؟ پشیمانی و جا زدن که نهایتاً به جر زدن می  رسد کار بزد لان سست اراده است . به نیکی می دانم هیچ پاداشی در کارمان نیست . شاید هم داغ و درفش در انتظارمان ... البته نقداً این یکی نصیبمان شده است . از نوع روحی و روانی اش با فشار های جور وا جور زندگی حتی برای لحظه ای بی نصیبمان نمی گذارند .

آزاد  بودن ، آزاد زیستن و آزادی خواستن ... جان فشانی در راه این شعار زندگی ما سوای لذت مافوق تصوری که دارد وظیفه ای است انسانی . غرور و نیک بختی اش بر تحمل همه ی مشقات  می چربد . خواهی انسان باشی مبارزه با ناملایمات و مقاومت باید در تو اصل باشد . آری حتی برای عرضه ی نوشته هایت که جوهرش با خونت رنگین شده ، امکانی نیست . ولیکن جای نا امیدی نیست . با تلاش و خود را به این در و آن در زدن ، آن هم مهیا خواهد شد . رهرو در ره باید . رفتن مهم است . رسیدن نه ... اصلاً نفس رفتن همان رسیدن است . باری در این راه حرف آخر آزادی خواهان عدالت طلب این است :

ایستاده ام چو شمع مترسان زآتشم http://www.sedayemardom.net/maghalat/articles_detail_siasi.php?aid=337

+ نوشته شده در  88/01/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آبهاونکره

همه می پرسند چیست در زمزمه مبهم آب؟ که بعضی از آب کره میگیرند و بعضی آن را در هاون میکوبند .
+ نوشته شده در  87/12/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تمايل به مصرف مسكرات و مخدر‌ها برای خلق اثر هنری و ادبی

يكي از اتفاقات مهمي كه در تاريخ  ادبيات جهان از سال‌هاي بسيار دور تا امروز به چشم مي‌خورد و كمتر مورد توجه قرار گرفته است تمايل و خواهش هنرمندان و نويسندگان به مصرف مسكرات و مخدر‌ها است. اين خواهش صرف‌نظر از تبعاتي كه براي اين گروه و مخاطبانشان به همراه دارد به دليل اين باور رنگ گرفته كه مصرف اين مواد به نوعي موجب بالابردن توانايي نويسنده يا هنرمند در خلق اثري ماندگار، خاص و منحصر به فرد مي‌شود. اما «چارلز بوكفسكي» نويسنده‌اي كه به گفته خودش « خانه خراب شده بود» معتقد است: «اگر نشئگي و خماري دست از سر ادبيات برمي‌داشت، آن قدر «توماس مان» و «چخوف» داشتيم كه معلوم نيست بايد چه مي‌كرديم.»

مصرف مخدرهايي چون شيره افيون، ترياك، هروئين، ماري‌جوانا، مسكالين و ال.اس.دي براي بسياري از نويسندگان همراه با  جذابيت‌هاي خاص بوده است. مصرف اين مواد از قرن‌ 18 رنگ و روي ديگري پيدا كرد و در سالهاي پاياني قرن نوزدهم و سالهاي آغازين قرن بيستم به اوج خود رسيد. اين گروه از نويسندگان كه تعداد آنها به ده‌ها نفر مي‌رسد معتقد بودند كه  مصرف اين مواد و عالم پر رمز و راز و سرشار از تصويري كه پس از مصرف براي آنها به وجود مي‌آيد سرشار از ادراك و شهودي است كه موجب رواني قلم آنها و در نهايت ماندگاري اثر ا دبي- هنري‌شان خواهد شد.

http://afarrokhi.blogfa.com/

شما چند نفر از هنرمندان وطن را میشناسید که اهل دود و الکل بوده اند؟ و به نظر شما میتوان آنها را هنرمند و یا شاعر شناخت؟

+ نوشته شده در  87/12/17ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تبعیض عمرانی

امروزه تبعیض در عمران و نوسازی نقاط مختلف اکثر شهرها یکی از پدیده های نفرت انگیز میباشد . مردم پاکدل و پاکدست حاشیه ی شهرها و مناطق فقیرنشین خون دل بسیاری از این تبعیضها میخورند .

شهرداریها پول مردم را صرف تزئینات اجق وجق ناپایدار مثل مجسمه ها ، فواره و چراغهای زیرآبی و گردش مصنوعی آب در جویهای کاشیکاری شده ای میکنند که نگهداری آنها هزینه و مواظبت بسیار لازم دارد و چون امکان تامین هر دو وجود ندارد عمرشان به یکماه نمیرسد و همه چیز رنگ و بوی مرگ به خود میگیرد .در حالیکه سالها مردم در حاشیه ی شهرها از گرد و خاک کوچه های خاکی در عذابند و یا بر اثر صدای افتادن اتومبیلها در چاله ها ی خیابانها بعد از نیمه ی شب از خواب میپرند و یا کودکان از صدای سگهای ولگرد در کنار زباله های حمل نشده و داخل ساختمانهای مخروبه ی بافتهای فرسوده هراسناک میشوند و ...

+ نوشته شده در  87/12/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قالیباف نسنجیده گفت:

قالیباف:

در جنگ از کامبيز و ايرج خبري نبود.

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=35508


آرزوها (در وصف شهید ایرج غرایاق زندی)

ای خوشا مانند ایرج یار دیرین داشتن         

                                                  همچو او در زندگانی رسم و آیین داشتن

در هوای کوی لیلی همچو مجنون زیستن           

                                                   همچو خسرو آرزوی روی شیرین داشتن

همچو ایرج در طریق عشق بی پروا شدن             

                                                     آسمان تیره شب را پر ز پروین داشتن

همچو ایرج در طریق عشق بی پروا شدن         

                                                       دلبر و دلدار را آغوش و بالین داشتن

در شجاعت یکه تاز و در شهادت کم نظیر          

                                                 در وصال کوی جانان عزم سنگین داشتن

گرد رخسار چو شمع دوست پروانه شدن          

                                                  خاک ایران را زخون خویش رنگین داشتن

در کنار گل چو بلبل عاشق و شیدا شدن            

                                                    خار را کردن تحمل خوی گلچین داشتن

ای خوشا منصور چون ایرج تن و جان باختن     

                                                     در بهشت جاودان بوی ریاحین داشتن

چالوس - منصور فرحمند

http://shahidzandi.persianblog.ir/


 شهید ایرج آقابزرگی

شهيد ايرج هدايت

شهید ایرج اکبر

شهید ایرج ابولی

شهید ایرج رستمی

شهيد ايرج رضازاده

شهيد ايرج ميرزا

شهيد ايرج آبگون

شهيد ايرج شهسواري

شهيد ايرج(حسن) مسعودي

شهيد ايرج لشكري

شهيد ايرج بائوج لاهوتي

شهيد ايرج نصرتزاد

شهید ایرج نور محمدی

شهید ایرج حسن امرجی

شهید ایرج قاسمی

شهید ایرج عنایتی

 شهید ایرج معماری

شهيد ايرج سبحاني

شهيد ايرج بخشيان

شهيد ايرج رضايي

شهید ایرج نصرت زاد

شهيد ايرج كرمي

شهيد ايرج بهادري

و ......

شهید کامبیز زرودی

شهيد كامبيز جهانشاهي

شهيد كامبيز نجفي

 شهيد كامبيز دبستانى

+ نوشته شده در  87/11/17ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مدرک؟

 

محمدرضا رحيمي، معاون پارلماني رئيس‌جمهور به خبرنگارانی که در مورد مدرک تحصیلیش از او سوال مینمودند:

«ولم کنيد؛ اجازه بدهيد بروم».

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=34411

http://www.baztabonline.com/fa/pages/?cid=20695

 

+ نوشته شده در  87/11/09ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قبرستان، بهشت نیست هر چند که سبز و خرم باشد.

قبرستان بهشت زهرا در تهران

قبرستان بهشت سکینه در کرج

قبرستان بهشت رضا در مشهد

قبرستان بهشت معصومه در قم

قبرستان بهشت محمدی در سنندج

قبرستان بهشت محمد در زاهدان

قبرستان بهشت علی در مشهد

قبرستان بهشت صادق در بوشهر

قبرستان بهشت فاطمه در اردبیل

قبرستان بهشت شهدای بروجرد

قبرستان بهشت آباد اهواز

آیا قبرستان، بهشت است؟

آیا شایسته است که نام پیامبر و امامانمان را  بر قبرستانهایمان بگذاریم ؟

قبرستان، بهشت نیست هر چند که سبز و خرم باشد.

در دو متری عمق قبرستان ها گند و عفونت وناپاکیست.

قبرستان، بهشت است؟

این بهشتی است که وعده داده شده است؟

احترام کلمات را نگه داریم.

نام محمد و علی و زهرا باید تداعی کننده ی نور و پاکی و عدل و محبت باشد و نه...

برای نامگذاری قبرستانها اگر بیش از یکی در یک شهر باشد میتوان نامید:

قبرستان اول

قبرستان دوم

قبرستان سوم

نام پیامبر و امامان و بزرگان علمی و فرهنگی کشورمان و کلمه ی بهشت  را برای نامگذاری مکانهای مناسب تری استفاده کنیم .

+ نوشته شده در  87/11/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

كه اكثر آنها زن و كودك بودند خوراك سگ‌هاي ولگرد در غزه شده‌اند.

محصول ۲۲ روز جنایت در نوار غزه

  1.  حملات وحشيانه‌ي رژيم صهيونيستي به نوار غزه ويراني‌هاي زياد و گسترده‌اي را بر جاي گذاشت.
  2.  اكثر ساختارهاي زيربنايي، موسسات آموزشي، ساختمان‌هاي مسكوني و دولتي، مساجد و حتي دفاتر وابسته به سازمان‌هاي بين‌المللي در غزه طي اين حملات ويران شد؛
  3.  اما پيامدهاي اين جنگ هم‌چنان دامنگير مردم بي‌گناهي است كه با وجود ماه‌ها محاصره‌ي اقتصادي، اكنون حتي براي اسكان نيز با مشكل روبه‌رو هستند.
  4. طبق برآورد اوليه‌ي اداره‌ي آمار فلسطين، بازسازي غزه به چيزي فراتر از دو ميليارد دلار هزينه نياز دارد كه بخش زيادي از آن بايد به بازسازي راه‌ها، شبكه‌هاي آبرساني، مراكز بهداشتي، ارتباطات و تامين انرژي اختصاص يابد.
  5.  غزه با يك فاجعه‌ي انساني، اجتماعي و اقتصادي روبه‌رو شده است. حتي سازمان‌هاي حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد نيز در گزارش‌هاي خود اين منطقه را يك منطقه‌ي بحران زده اعلام كرده و به حجم بالاي ويراني و خسارت‌هاي ناشي از حملات رژيم صهيونيستي به غزه معترف شدند.
  6. سازمان بهداشت جهاني نيز اعلام كرد: اسراييل به طور عمدي مراكز بهداشتي را هدف قرار داده است و اين اقدام نقض آشكار قوانين بين‌المللي است.
  7. بر اساس اين گزارش، بخش بهداشتي غزه در آستانه‌ي فروپاشي است.
  8. در حملات 23 روزه‌ي صهيونيست‌ها به نوار غزه،‌ بيش از 1300 تن شهيد و بيش از 5300 تن زخمي شدند. اين در حالي است كه كار جمع آوري پيكر شهدا از زير آوارها هم‌چنان ادامه دارد.
  9. از سوي ديگر، دكتر اياد السراج رييس برنامه‌ي بهداشت رواني غزه، اعلام كرده است: حدود 50 درصد از كودكان غزه در پي صدمات ناشي از حمله‌ي اسراييل به اين منطقه نياز به درمان رواني دارند.
  10. وي افزود: اين حمله بر روي اكثر فلسطينيان تاثير منفي گذاشته است و حالت‌هاي ترس و عدم توانايي دفاع از خويش را در آنها به وجود آورده است.
  11. اين مقام فلسطيني تاكيد كرد: شهروندان غزه به ويژه كودكان با مشكلاتي هم‌چون ترس، استرس، بي‌خوابي و عدم كنترل ادرار روبه‌رو هستند و از زمان آغاز جنگ تاكنون تماس‌هاي زيادي با مركز برنامه بهداشت رواني غزه و اعلام موارد مشابه از سوي شهروندان فلسطيني صورت گرفته است.وي هم‌چنين از آموزش حدود 100 متخصص براي درمان پيامدهاي رواني حمله‌ي اسراييل بر شهروندان نوار غزه خبر داد.
  12. اين مقام فلسطيني به تاثير اين وضعيت بر آينده‌ي كودكان فلسطيني اشاره كرده و افزود: تعداد زيادي از اين كودكان به ويژه آنان كه خانواده‌هاي خود را در اين حملات از دست دادند دچار خشونت‌هاي شديد در سنين بالاتر و حتي امكان استفاده از سلاح مي‌شوند.
  13. سراج تاكيد كرد: چنانچه نسل آتي فلسطين كينه و نفرت بيشتري نسبت به اسراييل در آينده داشته باشد، ناشي از اقدامات وحشيانه‌ي امروز اسراييلي‌ها است.
  14. از سوي ديگر، معاويه حسنين رييس اورژانس غزه نيز اعلام كرد: تيم‌هاي پزشكي و امداد‌رساني هم‌چنان مشغول بيرون آوردن اجساد از زير آوارهاي به جاي مانده از بمباران‌هاي اسراييل در غزه هستند.
  15. وي تاكيد كرد: تاكنون حدود 100 جسد كه اكثر آنها زن و كودك هستند از زير آوار بيرون كشيده شده و با توجه به حجم بالاي حملات، احتمال افزايش تعداد اين اجساد و طبيعتا بالا رفتن آمار شهدا وجود دارد.
  16. در همين حال، تيم پزشكي كشورهاي حوزه‌ي خليج فارس كه اعضاي آن جزو اولين گروه پزشكان اردني اعزامي به غزه محسوب مي‌شوند، پس از بازگشت به اردن وضعيت زخمي‌هاي فلسطيني را بسيار ناگوار توصيف كردند. اين پزشكان تاكيد كردند، درمان برخي از زخمي‌ها به ويژه آنان كه در تماس با بمب‌هاي فسفري به سوختگي‌هاي شديد دچار شده‌اند، بسيار سخت و دشوار است.
  17. دكتر باسم الكسوان، رييس تيم پزشكي اردن، اظهار داشت: آنچه كه ما شاهد آن بوديم يك جنايت واقعي بود. روزانه دهها عمل جراحي به روي زخمي‌ها انجام مي‌شد و اكثر آنها با سوختگي‌هاي شديد روبه‌رو شده بودند كه بيشتر آنها نيز كودك بودند.
  18. يكي ديگر از پزشكان اين تيم نيز با ابراز تاسف نسبت به اين كه نتوانسته به دليل شرايط نامناسب وظايف انساني‌اش را در خصوص درمان زخمي‌ها به جا آورد اظهار داشت: تعداد زيادي از مجروحان در زير آوارها مانده بودند كه امكان دسترسي به آنها وجود نداشت زيرا تانك‌هاي اسراييلي راه‌ها را بسته و آمبولانس‌ها را تهديد كرده بودند كه حق نزديك شدن به اين مناطق را ندارند.
  19. پزشكان اردني هم‌چنين تاكيد كردند: جسد شهداي حملات اسراييل به غزه كه اكثر آنها زن و كودك بودند خوراك سگ‌هاي ولگرد در غزه شده‌اند.

    http://www.tabnak.ir/pages/?cid=33349
+ نوشته شده در  87/10/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مادرش را سرطان برده بود.

اسم ،   فامیل ، نام پدر  و خلاصه تمام شناسنامه ات را باید خالی می کردی روی تخته سیاه  و  بعد با  زبان  پاکش  می کردی . تف نباید می کردی تلخی گچ را .  ترکه انار سهم هر روز مجید از معلمی بود که نام خانوادگی اش را گذاشته بودند چیزی شبیه مهربانی . مجید دیکته اش ضعیف بود .

 

ترکه  انار را  دست خودت می داد  تا  آب بزنی و برگردی  به  کلاس .  بابت هر غلط  یک  ترکه .  کف دست نه .   می خواباند روی نیمکت برای فلک  و بعد  که  تکان  سبیل هایش زیاد می شد ، دست عوض می کرد ومی زد  ...  . نمی نویسم  کجا .

 

مجید خودش بود ویک مادر بزرگ پیر. مادرش را سرطان برده بود. پدرهم  سایه ای نشد  بر سرش . کویت روی ماشین سنگین کار می کرد . غلط های املایی مجید زیاد شده بود . ترکه و شیلنگ بود که می نشست بر جسم و روح او  و ما  فقط  نگاه می کردیم  و بعد  برای هم تعریف که دیدی چه صدایی  می داد.  ضجه مجید را نمی گفتیم . ترکه انار بر شلوار" لی"  او منظورمان بود.

 

دوران ابتدایی من تمام در مدرسه رازی گذشت . نیمکت ردیف  اول .  چشم سبز در کلاس  ما فقط همین یک مجید بود که ردیف  آخر می نشست . رازی را راضی نوشت  یک بار .  ترسید  و گریخت از مدرسه .  از روی دیوار .  نشد  کلاس درس را شبیه رویاهای خود کند . مجید دیکته اش ضعیف بود .

 

پیرزن به ناله و شکایت  نوه اش را آورد کلاس . شلوار مجید را  کشید پایین .  30 جفت چشم خیره ماند روی  تاول های ترکیده . صورت مجید به همان سرخی بود که جای ترکه های انار . فردا کسی او را با چشم های سبزش در مدرسه ما ندید . در مدرسه های دیگر هم . مجید دبستان را تمام نکرد .

 

 کلاس ،  بالای گاراژ باربری بود .  کسی درونم گفت  ترکه ها را بردارم . خالی کردم کمد را . کم نبود . همه را ریختم پایین . به گمانم به تعداد تمام بچه های کلاس کنار گذاشته بود . برای مجید که دیگر نبود بیشتر . چه لذتی بردم از  مبصر بودن . قدرت چه چیز خوبی است . 

 

 کسی جز من و او کلید نداشت . وقتی آمد نپرسید کار کیست .خودکار را گذاشت لای انگشتانم  و فشار و فشار و فشار. گوشم را کشید تا آنجا که می آمد وصدای شکستن که داد، رها کرد و کشیده ای حواله ام کرد. دوستی ام با هم قطاران مجید دو چندان شد . مجید اما دیگر آنجا نبود.

 

پدرش را موتور زد . معلم ابتدایی مان را می گویم .  روبه روی خانه شان . آه که چه قدر خوشحالی کردند بچه های کلاس . زیاد نیامدند برای تسلیت . مجید اما آمد و غصه خورد  و خرمای مراسم ختم را گرداند.  نفهمیدم چرا . مجید فقط  دیکته اش ضعیف بود .

 

دبستان ما حالا  شده مولوی . کسی  هم رازی را راضی نمی نویسد .

 

پ. ن  : راستی  اول مهر  کاش دبستانی ها  نخوانند این پست را  . معلم ما نام خانوادگی اش را گذاشته بودند چیزی شبیه مهربانی .

http://journalismradio.blogfa.com/post-8.aspx

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آقاى معلم لطفاً به كف پايم بزنيد.

دكتر جواد صفى نژاد . متولد شهريور ماه ۱۳۰۸ . شهر رى تهران . فارغ التحصيل دوره ليسانس از دانشكده تاريخ و جغرافيا دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۶ . درسال ۱۳۳۷ پس از تأسيس مؤسسه مطالعات وتحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران به عضويت آن در مى آيد و كار تدريس در همان دانشگاه را از همان سال آغاز مى كند. در سال ۱۳۴۰ موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس علوم اجتماعى از دانشگاه تهران مى شود و چند سال بعد مدرك دكتراى خود را در همين رشته به دست مى آورد. در سال ۱۳۷۲ به دعوت مؤسسه شرق شناسى دانشگاه مونيخ به آنجا مى رود و به اتفاق دكتر «كروگر» كتابى تحت عنوان «كشاورزى سنتى ايران براساس اسناد دوران ناصرى در جنوب تهران» به چاپ مى رسانند. درسال ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ همكارى پژوهشى را با مديريت مردم شناسى سازمان ميراث فرهنگى آغاز مى كند كه حاصل آن متن دو سرشمارى باقى مانده از دوران ناصرى مربوط به قلمرو تربت حيدريه و طبس است كه در سال ۱۳۷۷ منتشر شد.
برخى از آثار او عبارتند از :
اطلس ايلات كهگيلويه (۱۳۴۷ ) ، بنه يا نظام هاى زراعى سنتى در ايران (۱۳۶۸) ، نظام هاى آبيارى سنتى در ايران (۱۳۵۹) ، مبانى جغرافياى انسانى (۱۳۸۲) ، عشاير مركزى ايران (۱۳۶۸) ، لرهاى ايران ، لربزرگ و لر كوچك (۱۳۸۱) و...
خاطره ای از:دكتر جواد صفى نژاد

«اجازه بدهيد از منفى ترين معلم خودم ياد كنم. اولين روزى كه در سن هفت سالگى به كلاس اول رفتم، معلم كلاس مرا به پاى تخته سياه كلاس فراخواند. گچى به دست من داد و درحاليكه جلوى تخته ايستاده بودم، به من نوشتن كلمه اى را تكليف كرد. روز اول ورود به مدرسه، نوشتن كلمه اى يا واژه اى روى تخته سياه، كسى كه هنوز يك كلمه از الفبا را نياموخته است. من چاره اى جز نگاه كردن و سكوت نداشتم.
ـ چوب بياوريد.
وسط حوض پرآب حياط مدرسه دسته اى از تركه هاى چوب انار را كه به هم بسته بودند، انداخته شده بود تا تركه ها تازه بمانند. تركه انار بلندى را از دسته تركه ها كشيدند و براى معلم آوردند. معلم به قدرى با اين تركه به كف دو دست من زد كه ديگر نتوانستم تحمل كنم. بى اختيار خوابيدم، پاهاى خود را بالا آوردم و گفتم «آقاى معلم لطفاً به كف پايم بزنيد. او هم به قدرى چوب به كف پايم زد كه وقتى تمام شد قادر به راه رفتن نبودم...»

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ترکه ی درخت بادام

برای همکارم که اهل نجف آباد است داستان آقای بیدگلی را تعریف کردم او هم گفت که :

در اوایل انقلاب در دبستان ما زمستانها تعدادی از معلمها برف را گلوله نموده و در دست بچه ها میگذاشتند تا دست حسابی سرد شود و بعد با ترکه ی درخت بادام به کف دست سرد آنها ضربات محکم وارد مینمودند که اکثر اوقات با عث زخمی شدن دستان دانش آموزان میشد .

در کلاس اول راهنمایی معلمی داشتیم که یک گوش بچه ها را میگرفت و آنها را از روی زمین بلند میکرد و بعد از بالا رها میکرد .

و بعد داستان دبستان مختلط و حرکات ناشایست معلم....

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نمی دانم چرا این انبیاء با من چنین کردند که اشقیاء نکردند.

جا دارد آموزش و پرورش متن زیر را قاب نماید و در اطاق مدیران تمام مدرسه های کشور نصب نماید تا بفهمند چه بر سر حسین های ما آورده اند .
 
نیمدانم چرا وقتی کلمه ی معلم را می شنوم ترسی همه وجودم را فرا میگیرد.ولی به لایه های درون خود که نگاه می کنم سر منشا این ترس و اضطراب را در دوران کود کی و سالهای تحصیل ابتدایی خود می بینم.
معلمی حرفه ی خوبیست و جایی شنیده بودم شغل انبیاست اما هر چه فکر می کنم نمی دانم چرا این انبیاء با من چنین کردند که اشقیاء نکردند.
  البته من حق ندارم بخاطر یکی دو نفر همه را فدا کنم و من هم چنین قصدی ندارم و به همه معلم های خوب کشورم وشهرم احترام میگذارم اما از اول سال ابتدایی تا سال پنجم هیچ سالی من از زیر تازیانه و شکنجه ی معلم هایم جان سالم به در نبردم.
 شاید جاهایی بازی گوشی کرده ام و مقصر خودم بوده ام اما بی رحمی بعضی از آنها افراطی بوده وعقده های شخصی اشان را بر سر من خالی کرده اند که من نه در این دنیا و نه در آن دنیا از سر بعضی از  آنها نخواهم گذشت.
کلاس چهارم معلم ورزشی داشتیم به نام آقای ب. زنگ ورزش ما را به صف میکرد تا دور حیاط مدرسه کاشانچی بدویم و سیم کابلی در دست داشت اگر کسی خوب نمی دوید خدا به دادش باید می رسید .
هنوز هم نمی دانم او معلم ورزش بود یا شکنجه گر ورزشی شاید او را ببخشم. اما در سال پنجم و در همان مدرسه مدیری بود به نام آقای ت که در صف صبح گاه به خاطر نگفتن تکبیر من را به باد کتک گرفت و بعد هم از مدرسه اخراجم کرد و من به مدرسه ی صدوقی رفتم .
در آن سال باز مدیر مدرسه که آقای ی نام داشت به بهانه ی واهی سر من و یکی از بچه ها را  که الان معلم شده چنان به هم کوبید که من برای ساعتی دید چشمم را از دست دادم و استفراغ شدیدی کردم .
 اکنون که سالها از آن واقعه تلخ می گذرد هنور هم بار ها وبارها به همان حالت می افتم ودیدم را از دست میدهم سردرد میگیرم واستفراغ میکنم.
چندین بار دکتر رفته ام نتیجه ای نگرفته ام و یک سال بعد هم ترک تحصیل کردم.
چندین بار قلم لای انگشتان کوچک من گذاشتند و فشار دادندتا تقی (صدا) کند ولذت ببرند.چرا؟چون تکلیف شبم را قشنگ ننوشته بودم. من شاهد داغ کردن سکه روی بخاری کلاس بودم و معلم آن را روی دست کودکی ۹ساله گذاشت.
 در زندان گوانتانامو هم حالا چنین نمی کنند .شما هم همه شاهد چنین اعمالی بوده اید اما به دلایلی که خودتان می دانید ابراز نمی کنید حضرت حافظ پندی دارد که اینگونه می گوید:
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را        غبار خاطری از رهگذار تو نرسد 
هنوز هم بعضی ها بدشان نمی آید که چنین کنند زمانه عوض شده ولی................................

 حسین بیدگلی

http://bidgoly.blogfa.com/

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

صادق محصولی وزیر کشور گفت:

 

 قبل از انحلال - سکه بده  اعتبار بگیر

وزیر کشور درباره انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و تبدیل آن به دو معاونت رئیس جمهوری افزود:

سازمان مدیریتی که اگر یک وزیر نظام بخواهد برای پروژه ای در حیطه وظایف خود اعتباراتی را دریافت کند نمی تواند بدون عدم ارائه سکه طلا به برخی کارشناسان آن سازمان ، بودجه مصوب خود را دریافت کند باید منحل شود که رئیس جمهور نیز این کار را انجام داد.

وی تصریح کرد: البته این سازمان منحل نشده و کار کارشناسی آن همچنان ادامه دارد و تنها ارائه سکه به عنوان پاداش به برخی کارشناسان بخشهای مختلف این سازمان به تعطیلی کشیده شده است.

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=32825

+ نوشته شده در  87/10/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اين سکوتها در حقيقت غوغاهايي است که خيلي براي مردم معنا دارد.

منتخبی از سخنان دکتر محمد مطهری فرزند شهید مرتضی مطهری در مصاحبه با تابناک

  1. نامه استمداد خانواده دکتر زهرا بني يعقوب يک خانم پزشک جوان (دختر يک پاسدار و از زندانيان سياسي قبل از انقلاب) که در پارکي در همدان دستگير شده و دو روز بعد در بازداشتگاه جان داد حتما خوانده‌ايد. حتي اگر نصف آن نامه هم راست باشد، واقعا واي به حال ما.
  2. بعضي فکر مي‌کنند «تشويش اذهان» فقط به اين معناست كه يک نفر سخنان تندي عليه مسئولان مطرح کند و دستاوردهاي انقلاب را زير سؤال ببرد. در عصر اينترنت و ماهواره، آنقدر حرف نامربوط به گوشها آشناست که با سخنان هتاکانه، غير منصفانه و بي مبنا، ذهن کمتر کسي مشوش مي‌شود. آنچه بارزترين مصداق تشويش اذهان است، «سکوت» کساني است که نبايد در مورد اينگونه وقايع سکوت کنند و اين منحصر به مقامات قضايي نيست. البته از نظر حقوقي اين سکوتها تشويش اذهان به حساب نمي‌آيد ولي از نظر کارکرد و تأثير منفي بر مردم صدبار از هر تشويش اذهان ديگري بدتر است. اين سکوتها در حقيقت غوغاهايي است که خيلي براي مردم معنا دارد. اگر ما به جاي يک ماه تبليغات بي وقفه براي انتخابات، پرونده تخلفات چند تن از افراد پارتي دار را به نتيجه مي‌رسانديم، تاثير مثبت‌تري بر آمار شرکت کنندگان انتخابات داشت.
  3.  به نظر من اگر نظام ما با برخي از آنچه تحت لواي «حفظ نظام» انجام مي‌شود سقوط نکند گمان نمي‌کنم هيچ عامل ديگري بتواند روزي خداي ناکرده اين نظام را از بين ببرد. ظاهرا بعضي «حفظ نظام» را با «حفظ موقعيت خود در نظام» اشتباه گرفته‌اند. اين بدترين توهين به نظام است که بگوييم اجراي عدالت در يک پرونده خاص باعث تضعيف نظام مي‌شود.
    اصولا هر جا بوي ظلم ولو در موارد نادر استشمام شود همه امور مثبت ديگر هر قدر بزرگ هم باشند تحت الشعاع قرار مي‌گيرند. فرض کنيد من بگويم و شما هم باور کنيد که شهيد مطهري چند بار به چند انسان بيگناه سيلي زده بود. همين امر به ظاهر کوچک و گذرا، خيل عظيم خوانندگان آثار شهيد را از آثار ايشان دور مي‌کند. هر چقدر هم که از علم و تقوي و هزاران خدمت و ميليونها برکت كتابهاي ايشان گفته شود وجهه ايشان اصلاح نخواهد شد. وقتي مي‌گوييم ظلم ويرانگر است فرقي نمي‌کند مظلوم که باشد؛ در مکتب ما حتي در برخورد با قاتل امير المؤمنين(ع) که «اشقي الاشقياء» است بر رعايت عدالت تأکيد شده است.
  4. معمولا در دنيا هر جرم يا تخلفي که انجام مي‌شود، مسأله اصلي اين است که چه کنيم ديگر «تکرار نشود»، همه چيز ديگر در مقابل اين هدف بي اهميت است؛ با کسي هم رودربايستي ندارند. اما در ايران در مواجهه با يک تخلف آنقدر محاسبه ی بي پايه مي‌کنيم که در صورت رسيدگي چه کسي تضعيف و چه کسي تقويت مي‌شود که اصل مسأله لوث مي‌شود.
+ نوشته شده در  87/10/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

هشدار دهنده و بيدار کننده

سخنان آيت‌الله خامنه‌اي در روز چهارشنبه 27/9/87 :

ما از گذشته تا كنون مي‌دانستيم که پول برخي کتاب‌هاي سراسر دشنام و تهمت را که عليه شيعيان و اهل تسنن چاپ مي‌شود، يک مرکز وابسته به استکبار مي‌دهد و آيا اين واقعيت خطرناک، هشدار دهنده و بيدار کننده نيست؟

چاپ کتاب‌هاي دربردارنده تهمت و بدگويي  در دنياي تشيع و تسنن، کمک به تحقق اهداف آمريکا و صهيونيزم میکند و همه بدانند که اين‌گونه کتاب‌ها، هيچ شيعه‌اي را سني نمي‌کند و دل هيچ يک از اهل تسنن را جذب عقايد شيعه نخواهد کرد.

اگر کسي تصور مي‌کند که با بدگويي و تهمت به اهل تسنن مي‌تواند از شيعه دفاع کند بداند که جز برانگيختن آتش دشمني هيچ نتيجه‌اي نخواهد گرفت و اين کار در واقع دفاع از ولايت نيست، بلکه دفاع از آمريکا و صهيونيست‌هاست.

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چه میگوییم . چه انجام میدهیم.

 

نرخ بهره در آمریکا = صفر

در اسلام ربا حرام است .

نرخ بهره در جمهوری اسلامی ایران = ۱۲ درصد

+ نوشته شده در  87/09/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ماهواره

  ده سال قبل زمانیکه به خانه ای در شمال تهران میرفتم دیشها روی بالکنها و بامها توجهم را جلب میکرد و در پایین شهر تعداد دیشها کمتر بود . ماه قبل با مترو می آمدم بهشت زهرا دست راستم را نگاه میکردم در جنوبی ترین مناطق پشت بامها دیش باران بود .این در حالیست که ساخت و خرید و فروش تجهیزات دریافت تصویر و صدا از ماهواره ممنوع است و به خاطر این ممنوعیت قیمتشان از قیمت واقعی بالاتر است و ریسک و سود در بازار آنها بالاست . 

با توجه به اینکه حجم اطلاعات مفیدی که برنامه های فارسی زبان ماهواره ای ( به جز کانالهای دولت ایران )  ارائه میدهند بسیار ناچیز میباشد و ۹۰درصد مبتذل است و دنبال اهداف مادی و سیاسی هستند تا اهداف انسان دوستانه و تبلیغات مسموم بیشتر روی اقشاری که از سواد کمتر برخوردارند موثر میباشد آنچه حاصل میشود مورد قبول هیچ ایرانی شریفی نمیتواند باشد .

مسلم است که دولت ایران نه توان جلوگیری از پخش برنامه ها را دارد و نه در مقابل هجوم تکنولوژی میتواند بایستد همانطور که دیدیم تلفن و رادیو و گرامافون و ویدئو و موبایل و ... آمدند و جا افتادند .

فقط یک راه حل باقی میماند و آنهم جذاب نمودن برنامه های صدا و سیما میباشد، به طوریکه تماشاگران را بکشاند به سوی خود.

برای جذاب نمودن برنامه های خبری و نمایشی یک راه حل آن است که از تعداد شبکه ها و در نتیجه هزینه ها کاست و به کیفیت پرداخت و دوم آنکه میدان را برای هنرمندانی که آنقدر شرافتمند بوده اند که ایران را ترک نکرده اند باز نمود و با روی باز از آنها استقبال نمود.بازار مناظرات سیاسی را راه انداخت . به همه ی متفکرین سیاسی و اقتصادی اجازه داد که جلو دوربین ظاهر شوند و نظراتشان را بیان کنند .اگر این فضای باز سیاسی را نتوانیم در صدا و سیما به وجود آوریم مردم برای گریز از فضای بسته به برنامه های جهت دار بیگانه روی خواهند آورد و بیگانگان افکار جمعی را به سود خود رهبری خواهند نمود .  

قدیما داستانی را تعریف میکردند از گفتگوی فرزندان یک پاسبان و یک وکیل مجلس . وکیل زاده پز میدهد که پدر من خیلی قدرت دارد و ماهانه ۳ هزار تومان حقوق میگیرد و قانون تصویب میکند . پاسبان زاده میگوید : پدر من قدرتمند تر است ۵ تومان میگیرد و ..... به قانون پدر تو .

حالا نمیدانم دقیقا چند تا کانال داریم ؟با سی تا شبکه ی استانی شاید عدد به ۴۰ نزدیک باشد و همه با چه هزینه های سرسام آوری .
یک ایرانی معتاد در آمریکا پیدا میشود .فضایی را از یکی از ماهواره ها میخرد و با حداقل فضای کاری و تجهیزاتی تک و تنها یک تلویزیون ۲۴ ساعته راه می اندازد و آن را تنها با یک کارمند که آنهم خودش است اداره میکند . برنامه هایش این است که با حیثیت همه ی سرشناسان دنیای سیاست و هنر داخلی و خارجی بازی میکند و همه را به تمسخر میگیرد و بودجه اش را هم مردم آسیب دیده از انقلاب و دولتهای دشمن تامین میکنند و همه ماهه چند هزار دلار هم به جیب میزند .کاری که او میکند خیلی شبیه است به کار پاسبان دوران پهلوی.( البته قصد توهین ندارم .خیلی از پاسبانها هم بسیار درستکار و شریف و حامی مردم بودند .)

این یکی از مدیران تلویزیون های ماهواره ای بود. امثال او زیادند .

آیا وقتش نرسیده است که کاری بکنیم.تا کی ببینیم و خویش را به نابینایی بزنیم و زمانی به خود آییم که دیگر خیلی دیر شده است .

به خدا خروج از این وضعیت راه حل دارد . میتوانیم کشتی پهناور ایران را در این دریای متلاطم از غرق شدن نجات دهیم .باید حلقه هایی که به دور خود بسته ایم را بشکنیم همه دست در دست یکدیگر فضایی یک پارچه و متحد و با قلوب مملو از مهر و محبت به یکدیگر به وجود آوریم .همه با هم آشتی .در سر هر چه هست باشد .قلبها را به هم پیوند دهیم .

 

+ نوشته شده در  87/09/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از انجام کارها به صورت کلیشه ای خودداری کنیم.

 

ما بايداز انجام کارها به صورت کلیشه ای و تکراری خودداری کنیم و هر بار تغییراتی را داشته باشیم .

فردا با امروز و امروز با دیروز متفاوت باشد.

میتوان محل استقرار وسائل را در منزل و محل کار تغییر داد.

مسیر رفت و برگشت را تغییر داد.

یک روز هم پیاده به محل کارمان برویم .

روز دیگر با دوچرخه .

لباسهایمان را زود به زود تغییر بدهیم .

بعضی ها چندین سال یک پیراهن و یک شلوار میپوشند .

آرایش مو و صورت را تغییر بدهیم .

اگر امکان دارد شغلهای متفاوت را تجربه کنیم .

و یا حتی محل کار و زندگی را تغییر دهیم .

نحوه ی تشکیل و اداره ی جلسات هم باید تغییر کند .

جلسات ادبی مخصوصا نباید تکراری و کلیشه ای باشد .

موسیقی و شادی باید داشته باشند.

درست است که جلسه ادبی است ولی لازم نیست همه خیلی مودب باشند .

و هر نفر انشایش را بخواند و بنشیند.

 من از دوران دبستان از سکوت کلاسها بیزار بوده ام .

و حتی در دوران کارمندی سالنهای سخنرانی را از سکوت و سنگینی در آورده ام . 

دكتر محمدرضا تركي: بايد اين عرصه ها را جدي گرفت 
به نظر بنده وبلاگ هاي ادبي هر چه قدر هم قوي باشند، باز احساس مي شود نمي توانند جايگزين انجمن ها و جلسات ادبي شوند. در جلسات ادبي اتفاق به طور ديگري مي افتد و در وبلاگ ها به صورتي ديگر. هر كدام از اينها كاركرد خودشان را دارند. جلسات و انجمن هاي ادبي عمر درازتري دارند و مشتريان خاص خود و نحوه نقد و بررسي كارها به نظر مي رسد در آنها جدي تر است، چون در جلسات و انجمنهاي ادبي آدمها رو در رو با يكديگر بحث مي كنند و اين خيلي اهميت دارد. آن جا شاعري شعرش را مي خواند و ديگران نظر خود را درباره شعر شاعر، مثبت يا منفي بيان مي كنند، ولي اين اتفاق با اين جديت در خوانش يك شعر و يا شعرهاي يك شاعر در فضاي اينترنت نمي افتد. آن جا چون فضا از نوعي ديگر است بررسي كارها هم متفاوت است و متأسفانه بيشتر اوقات به تعارف برگزار مي شود كه خوب نيست. برد و كاربرد جلسه ادبي با يك وبلاگ ادبي متفاوت است و حتي تأثيرگذاري اين دو هم با هم تفاوت دارد. جلسات ادبي را هم مي شود يك رسانه تصور كرد. رسانه اي كه كاربرد خود را دارد و به هيچ وجه اين دو نوع رسانه نمي توانند جايگزين يكديگر شوند، همان طور كه سينما نمي تواند جايگزين شعر شود يا تئاتر نمي تواند جايگزين سينما شود، چون هر كدام از اين ها كاركرد و تأثير خود را دارند. اما با اين حال اگر ما عرصه اينترنت را جدي بگيريم امروز بيش از ديروز و فردا بيش از امروز شاهد اين خواهيم بود كه بخش قابل توجهي از خلاقيتهاي ادبي و شعري از طريق همين فضاهاي مجازي و وبلاگها اتفاق خواهد افتاد.

جليل صفر بيگي:وبلاگها نمي توانند جايگزين انجمن هاي ادبي شوند، زيرا نقد حضوري كه آن را در جلسات نقد و انجمنهاي ادبي شاهديم در وبلاگ ها نيست. در وبلاگ ها در بعضي موارد حتي مخاطب و مراجعه كننده مطلب را نخوانده نظر مي دهد كه البته بيشتر در قالب تعارفاتي از قبيل «قشنگ بود» يا «عالي بود» است. در وبلاگهاي ادبي بعضي ها بدون نام و نشان نظر مي دهند و متأسفانه در بعضي از موارد فضاهاي حاكم بر وبلاگ ها فضاي غير اخلاقي است كه اين اتفاق در انجمنهاي ادبي نمي افتد چون در انجمن، صاحب اثر و مخاطب يا منتقد در يك فضا و در كنار هم به بررسي شعر مي پردازند وبر فضاي ادبي حاكم است، ولي در وبلاگ چون طرف ناشناخته است، هر چيزي مي تواند بگويد و اين در بعضي از موارد خوب نيست و صاحب اثر هم نمي داند اين صحبتها از طرف چه كسي است. صحبتها و نظراتي كه در بسياري از موارد، بار علمي و مثبت هم ندارد.
http://www.qudsdaily.com/archive/1387/html/6/1387-06-30/page6.html

 

 

+ نوشته شده در  87/09/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یک ضرورت

نمیدانم از خدا بخواهم تمام رئیس ها ی آرانبیدگل وبلاگ نویس شوند یا تمام وبلاگ نویسهای آرانبیدگل رئیس شوند.

+ نوشته شده در  87/09/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اصل110

بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی هم تعیین سیاستهای کلی نظام و هم نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام جزو وظایف و اختیارات رهبر میباشد و بنابر اصل ۱۱۳ رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط است ، میباشد.خاتمی و احمدی نژاد هر یک به شکلی خیلی علاقه مند بوده اند که به حوزه ی وظایف و اختیارات رهبری هم وارد شوند و این موضوع باعث شده است که در انجام وظایف اصلی خویش کاملا موفق نباشند .

+ نوشته شده در  87/08/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چه کسی باید رئیس جمهور شود ؟

بیدار شهر : در کشورهایی نظیر کشور ما که در راس حکومت << رهبر >> قرار دارد << رئیس جمهور >> باید تنها به امور اجرایی بپردازد و اظهار نظر در اموری مانند گفتگوی تمدنها ، اوضاع کره ی زمین ، ادیان و مذاهب و انتقاد به سیستمهای حکومتی و انجام سخنرانیهای طولانی مدت و شرکت در مجامع مختلف جهانی با موضوعات فوق الذکر را کنار بگذارد و به حل مشکلات داخل کشور بپردازد .بدیهیست سیاستهای کلی نظام در رابطه با داخل و خارج کشور را << رهبر >>تبیین مینماید .

<< رئیس جمهور >> باید تمام حرفش و حدیثش پروژه ها - بودجه - نفت - بهره برداری - توزیع عادلانه ی ثروت - تورم - بیکاری - اشتغال - آزادی - بیمه - جاده - راه آهن - سد - بیمارستان - فرودگاه - بهداشت و درمان - مسکن - مدرسه - دانشگاه - خوابگاه - ازدواج جوانان - سرکشی مخفیانه به ادارات - رفع فساد از ادارات و وضع زندگی کارگران و کارمندان و ... باشد.

به همین دلیل رئیس جمهور فعلی و رئیس جمهور قبلی را گزینه های مناسبی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده نمیدانم .

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شركت دخانيات ايران ؟!

 شركت دخانيات ايران با قدمتي بيش از هفتاد سال بر اساس قانون انحصار (سال ١٣٠٧هجري شمسي) نسبت به توسعه و ساماندهي اين صنعت اهتمام ورزيده وبه عنوان يكي از بزرگترين گروههاي دخانيات خاورميانه بر آن است تا ضمن توليد و عرضه انواع محصولات و فرآورده هاي دخاني ، در رشد وتوسعه اقتصادي كشور نقشي ايفا نمايد.!؟
اين شركت در پاسخ به نياز مشتريان خود بيش از هر چيز به سلامت و بهداشت آنان مي انديشد!!! و در اين راستا تمام توان خود را جهت توليداتي مطلوب و كم ضرر !!!و اعمال نظارت و كنترل مستمر به منظور جلوگيري از ورود محصولات تقلبي و قاچاق با همكاري نهادهاي مرتبط به كار مي گيرد. ما از يك سو با استفاده از فناوريهاي پيشرفته و تكيه بر تجربيات نوين
علمي قصد داريم بهترين محصول !!!را به مشتريان خود عرضه نمائيم و از سوي ديگر با بهره گيري ار روش هاي روز بازاريابي در صدد دستيابي به سهم شايسته اي از بـازارهاي مصرف داخـلي و منطقهاي هستيم.!!!!
  ارج نهادن بر نگراني عمومي از گسترش مصرف محصولات دخاني جزو اصول اعتقادي ماست بنابراين با حمايت از فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي!!!! ، خود را در ارتقاي فرهنگ سلامت جامعه سهيم مي دانيم. نگاه ما به منافع حاصله ، نگاهي سودانگرانه نيست بلكه نگرشي اقتصادي
مبتني بر نظام انصاف!!! است كه در آن منافع مشتريان ، شركت و رشد اقتصادي كشور در عاليترين نقطه آن ديده شده است . توجه به زنجيره تامين شركت، حفظ ونگهداشت نيروهاي متخصص، آموزش وارتقاء شغلي كاركنان درسطوح مختلف مديريتي، ايجاد انگيزه، مشاركت در تصميمسازيهاي كلان ، تامين امنيت شغلي و بهبود وضعيت معيشتي خانواده بزرگ دخانيات از دغدغه هاي اصلي اين شركت مي باشد.
ما با التزام به رفتار صادقانه براين باوريم كه با بهره مندي از شرايط مناسب اقليمي و منطقه اي و داشتن تجربه ، توان و دانش فني طراحي و توليد فرآورده هاي مرغوب دخاني، مي توانيم سهمي در ارتقاي جايگاه صنعتي كشور داشته و سرآمدي اقتصادي و صنعتي ايران اسلامي را در منطقه اثبات نمائيم.!!!!!

http://www.irtobacco.com/site/message.aspx
 
 

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چه جوری؟ این جوری؟

فرزندم که در سال اول راهنمایی مدرسه ی مکتبی قم درس میخواند چند روز قبل فرمی را ارائه کرد با متن زیر:

ولی محترم سلام علیکم

با توجه به اینکه در موقع ثبت نام تمام اولیا مایل به تشکیل کلاسهای فوق برنامه بوده اند این آموزشگاه موفق به تشکیل کلاسهای فوق در دروس ریاضی - زبان و طراحی گردید. لذا خواهشمند است جهت پرداخت هزینه ی کلاسهااقدام فرمایید .کلاس فوق برنامه و مبلغ تعیین شده تا پایان سال میباشد.

*****************************************************

اینجانب ولی دانش آموز..................مایل هستم که هزینه ی کلاسهای فوق برنامه را بمبلغ ۲۶۰۰۰۰ ریال به صورت نقدی.... قسطی .... پرداخت نمایم.


بیدارشهر : در برنامه ی هفتگی یکشنبه زنگ اول و چهارشنبه زنگ دوم  به جای بیکاری قرار است این فوق برنامه برگزار شود .واقعا خانواده ای که توان پرداخت ندارند چکار کنند ؟ میشود به کودک گفت تو برو تو حیاط بازی کن و به کلاس نرو .چرا معلمهای عزیز در ساعتی که موظف هستند با کیفیتی تدریس نمی نمایند که نیازی به فوق برنامه نباشد؟

 اصولا فوق برنامه باید آموزشهایی غیر از دروس برنامه باشد .مانند صنایع دستی - موسیقی - گردشهای تفریحی و علمی. حرکات موزون - سرود - نقاشی و ....

والدین را در وضعیتی قرار میدهند که علی رغم عدم رضایت و توانایی مبلغ را پرداخت نمایند . مثل آنکه بگویند در کلاس کباب کوبیده میدهیم هرکس مایل است فردا سه هزار تومان بیاورد . حالا به هر دلیل اگر والدین این کباب را نخواهند بچه شان بخورد در تنگنا قرار میگیرند .

آیا میشود به بچه گفت : تو بنشین و کباب خوردن بقیه را نگاه کن ؟

رفتار مدارس موجب سردرگمي مردم شده است مردم از يك سو با سخنان همه مسوولين درمورد عدم دريافت شهريه در مدارس دولتي مواجه هستند و ازسوي ديگر مدارس به عمل خود درمورد اخذ شهريه به شکلهای دیگر به علت كمبود اعتبار یا جبران دریافتی معلمهای محترم  ادامه مي‌دهند.

اين دو گانگي در حرف و عمل مسوولين، شايسته  نيست و اعتماد مردم را به اركان نظام كاهش مي دهد .

 

+ نوشته شده در  87/08/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آقاي علي مطهري در جلسه ي استيضاح وزير كشور:

 

  1.   اعتماد مردم زمانی جلب می شود که مشاهده شود با متخلفان برخورد می شود وباید با افراد فارغ از اینکه چه قشری هستند و به چه کسی وابستگی دارند، سپاهی هستند یا روحانی و یا اینکه فرزند شهید و ... در صورت تخلف به همان نام با آنان برخورد شود و ما آنقدر در این رابطه مسامحه کرده ایم که روزگار ما به این گونه است.
  2.  از سیره امام فاصله گرفته ایم و این فرمایش را که حفظ نظام بالاتر از هر چیزی است را به نحوی معنی می کنیم که برای حفظ نظام باید تخلف مسئولان را بپوشانیم.
  3. برخورد جدی با متخلفان در جهت سیره پیامبر است.
  4.  نگاه دولت به مجلس باید عوض شود و در قضیه چک پول ها نیز درست است با یک نفر برخورد شد اما کسی که دستور این کار را داده باید مجازات شود.
  5.  همچنین می گویند موضوع قلابی بودن مدرک مسئله مهمی نیست چون مدرک قلابی زیاد است،‌ در حالی که این هم اظهار نظر درستی نیست چون هرکس که مدرک قلابی دارد با او نیز باید برخورد شود ضمن اینکه بحث ما و کردان مسئله مدرک نیست بلکه مسئله عدم صداقت است و خطای بزرگی صورت گرفته و این خطا برای عزل کافی است.
+ نوشته شده در  87/08/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامی 28 نماينده-استیضاح وزیری که مدرکش جعلیست.

اسامی 28 نماينده ی محترم مجلس که طرح استيضاح علي كردان وزير كشور را امضا كردند.

1- قسيم عثماني نماينده بوكان-آذربایجان غربی
2- سيد شريف حسيني نماينده اهواز - استان خوزستان
3- عبدالله كعبي نماينده آبادان - استان خوزستان
4- سيد حسن دهدشتي نماينده آبادان - استان خوزستان
5- محمد كرمي راد نماينده كرمانشاه
6- علي مطهري نماينده شبستر - آذربایجان شرقی

7- عليرضا سليمي نماينده محلات و دليجان - استان مرکزی
8- نادر قاضي پور نماينده اروميه - آذربایجان غربی
9- جواد آرين منش نماينده مشهد - استان خراسان

10- عباس رجايي نماينده اراك - استان مرکزی
11- ستار هدايت خواه نماينده بوير احمد و دنا
12- روح الله جاني عباسپور نماينده بويين زهرا - استان قزوین
13- داوود محمد جاني نماينده آباده - استان فارس
14- احمدرضا دستغيب نماينده شيراز - استان فارس
15- سيد جلال يحيي زاده نماينده تفت و ميبد - استان یزد
16- ابراهيم نكونام نماينده گلپايگان- استان اصفهان

17- مجيد ناصري‌نژاد نماينده شادگان - استان خوزستان
18- بهروز جعفري نماينده سميرم- استان اصفهان
19- ارسلان فتحي پور نماينده كليبر و هوراند-آذربایجان شرقی
20- محمد دهقان نماينده چناران و طرقبه - استان خراسان
21- هادي مقدسي نماينده بروجرد- استان لزستان
22- عوض حيدرپور نماينده شهرضا-استان اصفهان
23- سيدناصر موسوي نماينده فلاورجان - استان اصفهان
24- داروش قنبري نماينده ايلام
25- علي مطهري نماينده تهران
26- بيژن نوباوه نماينده تهران
27- پرويز سروري نماينده تهران
28- زهره الهيان نماينده تهران

 

وزير كشور اظهار داشت: ‌اگر جمهوري اسلامي ايران مجدداً جاروكشي يك ساختمان را به من بدهد آن را براي خود افتخاري مي‌دانم و همچنان در خدمت به نظام ادامه مي‌دهم.

از تابناک

بیدار شهر:نمایندگان گیلان و مازندران و سمنان و قم و همدان و کرمان و سیستان و بلوچستان و کردستان و چهارمحال و زنجان چرا در لیست نیستند؟

+ نوشته شده در  87/08/09ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

استمداد

+ نوشته شده در  87/08/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

افراطي گری يعني چه؟افراطی کیست ؟

 

ناسیونالیست‌های افراطی

 افکار افراطی

گروههای افراطی

 افراطی گری

 سکولار افراطی

هندوی افراطی

سیک افراطی

حزب راست افراطی

 اصلاح طلبان افراطی

 مسلمان افراطی

شیعه افراطی

 مسیحی افراطی

کمونيست افراطي

يهودی افراطی

سنی افراطی

 دموکرات افراطی

سوسياليست افراطي

+ نوشته شده در  87/08/05ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از تابناک- بخشی از سخنان خاتمی

خاتمی:رقابت در این است که افراد با گرایش های مختلفی که دارند همین اندازه که در چارچوب قانون اساسی می توانند کار کنند بتوانند بیایند و مردم با دست باز انتخاب کنند نه اینکه فقط کسانی بیایند که سلایق خاص دارند و بدتر اینکه کسانی سلایق مخالف خود را با عناوین "خلاف شرع و قانون" از عرصه بیرون کنند. این حق کسی نیست که نظر خود را بر جامعه تحمیل کند و از امکانات کشوربرای بستن راه به روی رقیب استفاده کند .

+ نوشته شده در  87/08/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اظهارات تند

برخي منابع آگاه به خبرنگار «تابناك» گفتند: در اين ديدار آيت‌الله منتظري درباره عملكرد رئيس‌جمهور سابق،‌ اظهارات تندي را بيان داشته و گفته است: خاتمي اصلا به درد نمي‌خورد و عرضه ندارد.

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=22249
+ نوشته شده در  87/07/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آقاي محمد نوريزاد در ديدار با آقاي احمدي نژاد: من با اطمینان می گویم که اگر دل به سخنان یک شهید بسپریم ، سخنان اورا خواهیم شنید که می گوید :

من شهید نشده ام که شما برای من شعر بسرایید و ازمن داستان بنویسید و از من تاتر و فیلم بسازید. بلکه من برای آرمانی به شهادت رسیده ام که آن آرمان ، جامعه ي من را پاک و بدون آسیب و بدون پلیدی و تبعیض و نفرت و رشوه و هرزگی و غارت می خواهد . شما اگر آن جامعه آرمانی را ترسیم کنید و خواهان آن باشید حتما به من شهید پرداخته اید و از من تجلیل کرده اید .

متن كامل را در وبلاگ زير بخوانيد :

http://mohammadnourizad.blogfa.com/

+ نوشته شده در  87/07/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

افتضح - یفتضح - افتضاح

اخیرا اعلاميه‏هاي زيادي در سطح شهر «قازان»، پايتخت جمهوري تاتارستان توزيع شد که خبر از افتتاح رسمي «باشگاه همجنس‏بازان» مي‏داد!
همچنين تبليغات تلويزيوني اين کلوپ از کانال‌هاي گوناگون، اين مسأله را به خبر نخست اين ماه در تاتارستان تبديل کرده است.

به گزارش ابنا، به گفته «و. کلوکلف»، هدف از راه‌اندازي اين باشگاه، ايجاد محيطي بدون نگراني براي استراحت و تفريح همجنس‏بازان مرد و زن است.

وي اضافه کرد: همچنين براي اشخاص مشهور و مقامات دولتي که مي‏خواهند از اين باشگاه استفاده کنند، ورودي مجزايي در نظر گرفته شده است. ضمن اينکه آنان مي‏‏توانند با ماسک به اين کلوپ رفت و آمد کنند تا ناشناخته بمانند!

در اين حال، مقامات ملي، مدني و نيز جامعه اسلامي شهر قازان اعتراض شديد خود را عليه اين اقدام ضد اسلامي پيروان قوم لوط ابراز داشته‌اند.

گذشته از «اداره روحانيت تاتارستان» که صريحا مقابله خود با همجنس‏بازان را اعلام کرد، «فاندلاس سافيولين» رهبر جنبش ملي تاتارستان و نماينده سابق مجلس گفت: «اين بالاترين شرمندگي براي ملت تاتار است که چنين چيزي را تحمل کنند. اين يک فساد معنوي کامل است و شرمنده‏ايم که دولت ما از عهده مقابله با آن برنمي‏آيد و جامعه ما چنين اجازه‏اي به خود مي‏دهد».

قازان، پايتخت جمهوري خودمختار تاتارستان و يکي از بزرگترين شهرهاي روسيه است که در797 کيلومتري مسکو و در بخش شرقي روسيه اروپايي قرار گرفته است. تاتارستان با حدود 55 درصد مردم مسلمان (اعم از شيعه، سني و پيروان فرقه‏هاي صوفي)، يکي از توسعه‏يافته‏ترين مناطق اقتصادي فدراسيون روسيه بوده و قازان از مراکز مهم صنعتي، بازرگاني و فرهنگي در مرز اروپا و آسياست و مهمترين شهر فرهنگي براي تاتارهاست. اين شهر از سال 1801 داراي دانشگاه شده و از سال 2005 ميلادي (همزمان با هزار سالگي اين شهر) بزرگترين مسجد روسيه ـ و احتمالاً اروپا ـ به نام مسجد «قُل‌شريف» در آن ساخته شده است.

اين جامعه 55 درصدي مسلمان، در حالي اکثريت ديني را در اين جمهوري دارد که از دوران حکومت «ايوان مخوف» تبليغ مذهبي شديدي آغاز شد و تعداد نسبتاً زيادي از تاتارها، مسيحي ارتدوکس شدند. از دوران حکومت نخستين رُمانف‏ها تا دوره کاترين دوم، اقدامات گوناگوني براي ريشه‌کن کردن اسلام انجام شد؛ مساجد تخريب و املاک وقفي مصادره شد، مدارس ويژه‌اي براي فرزندان تاتارهاي مسيحي شده گشايش يافت، مسلمانان از روستاهايي که تاتارهاي مسيحي شده داشتند به نقاط دوردست تبعيد شدند، تبليغ اسلام جرم به شمار رفت و مجازات مرگ براي آن در نظر گرفته شد و تنها در فاصله سال‏هاي 1740 تا 1743، از 536 مسجد ناحيه قازان ، 418 مسجد تخريب شد.

اينک اقدامات ضد اسلامي همچون تبليغات و فعاليت علني همجنس‏گرايان در راستاي همان اسلام‏زدايي کهن به نظر مي‏رسد.
رییس جمهور تاتارستان
نخست وزیر تاتارستان
+ نوشته شده در  87/07/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نه ديگه..ديگه نميشه...

تو ميگي يه وقتا گاهي... پيش مياد يه اشتباهي!

نه ديگه..ديگه نميشه...واسه تو نمونده راهي

+ نوشته شده در  87/07/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

انگار هدف از آموزش، سنجش است!!

"جاي سنجش و آموزش را عوضي گرفته‌ايم. به جاي آن كه سنجش ابزاري باشد براي كنترل كارآمد بودن آموزش، آموزش را بر اساس سنجش تنظيم مي‌كنيم.
چيزهايي را بيشتر و مفصل‌تر به فراگيران ياد مي‌دهيم كه مي‌دانيم در امتحان بيشتر مورد سوال قرار خواهد گرفت!"
اين‌ها را يك معلم دبستان مي‌گفت. در گفتگويمان مصاديق زيادي از اين "عوضي گرفتن" در مدارس و كلاس‌ها را پيدا كرديم. حتي در مقطع دبستان كه سنجش بزرگي هم در كار نيست، ديگر چه برسد به راهنمايي و دبيرستان و كنكور!
رفتار و برخورد معلمانمان طوري است كه انگار هدف از آموزش، سنجش است!! فكر كن! همين عوضي گرفتن ساده چه نتايج مسخره و نامطلوب و آزاردهنده‌اي به بار مي‌آورد... (در گفتن واژه فاجعه‌بار و هولناك تخفيف دادم، هر چند كه آن‌ها حق مطلب را بهتر ادا مي‌كند!)
نمي‌دانم چرا خوشبينانه خيال مي‌كردم ماجرا محدود به مدرسه است.
فاجعه بزرگ‌تر از اين حرف‌هاست. حتي وقتي قرار است قوانين و آداب ايمن زندگي كردن را هم بياموزيم باز دچار اين خطاي وحشتناك مي‌شويم و  آن چه را مي‌آموزيم كه قرار است در امتحان بيايد، نه آن‌چه را كه ضروري است؛ و اين كار از سوي نهادي صورت مي‌گيرد كه وظيفه‌اش تربيت شهرونداني ماهر و صلاحيت‌دار براي ايمن زندگي كردن است.
يك بار ديگر فكرش بكن و ببين چه احمقانه و دردناك است: حتي وقتي قرار است اصول ايمن زندگي كردن را هم بياموزيم باز سنجش مي‌شود هدف! همه چيز را ياد نمي‌دهيم. حتي چيزهاي ضروري‌تر را هم ياد نمي‌دهيم! چيزي را ياد مي‌دهيم كه احتمال پرسيدنش در امتحان بيشتر است.

... و من چه ساده‌دلانه انتظار تفاوت داشتم از اين يكي ساز و كار آموزش! زهي خيال باطل! اين جا هم به جاي اين كه من را براي زندگي آماده كند، فقط و فقط به دنبال آماده كردن من براي امتحان است!

http://daftaretajrobeha.blogfa.com/

+ نوشته شده در  87/07/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آواز گنجشکها

دیروز من و دو فرزندم به تماشای فیلم آواز گنجشکها در یکی از سالنهای مجتمع سینمایی کاشان نشستیم .به جز ما یک جوان دیگر هم حضور داشت . سینما با ۴ تماشاگر فیلم را نمایش داد .

رضا ناجی بازیگر نقش اول فیلم که بسیار شباهت دارد به لاندو بوزانکا هنرپیشه ایتالیایی

لاندو بوزانکا

صالح ستاری یکی از ۴ تماشاگر فیلم

+ نوشته شده در  87/07/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از تابناک - مدرک جناب آقای دکتر کردان وزیر محترم کشور

   انتشار متن سخنان و انتقادات مخالفان وزير کشور درباره مدرک وزير کشور، موجي از نگراني و آشوب را در دل دوستداران انقلاب پديد آورده است که در صورت رد و بدل محرمانه اين گزارش، نتيجه‌گيري منطقي، هماني خواهد بود که مخالفان وزير کشور درصدد اثبات آن بودند. به همين دليل کميسيون آموزش و هيأت رئيسه مجلس بايد در نخستين گام، مهر سياست بازي را شکسته و آشكارا تکليف دکترا يا تحصيلات عادي رئيس شوراي امنيت کشور را مشخص کنند، چرا که در غير اين صورت، مردم اعتماد خود را به مسئولان از دست داده و در مواردي از اين قبيل در مسير تبليغات مخالفان نظام قرار خواهند گرفت.

همچنين بايد خاطرنشان کرد که ضرورت چنين برخورد شفافي از آن رو احساس مي‌شود که تاکنون حتي وزير علوم نيز به عنوان عضوي از کابينه، اظهارات ضد و نقيضي با وزير کشور در زمينه وصول و تأييد مدرکش بر زبان رانده که بر ابهامات و ترديدها افزوده است.

گفتني است، دانشگاه آزاد نيز که يک طرف ماجراي مدرک کردان به اين نهاد آموزشي وابسته است، پس از اظهارات کردان، صرفا به تکذيبي که از لابلاي شنيده‌ها به بيرون درز نموده، بسنده کرده و از حيثيت خود يا وزير کشور دفاع نکرد.
ولي در عين حال از هيأت رئيسه مجلس به عنوان حامي اصلي مطالبات مردم و آبروي مسئولان نظام انتظار مي‌رود که از در پيش گرفتن چنين روش پنهانکارانه‌اي دوري کرده و مردم را نامحرم ندانند، چرا که در اين صورت تکليف کاغذپاره‌هايي که تاکنون در بسياري مشاغل، از جمله نمايندگي مجلس شرط حضور است، به خوبي معلوم خواهد شد.
همچنين وزير کشور پس از اظهارات ضد و نقيض مسئولان در زمينه مدرک و تأييد نشدن سخنانش توسط حتي اعضاي متصدي امور آموزشي در دولت، گفت‌وگوي تفصيلي در اين باره را به آينده موکول کرده است.
 
باید خاطر نشان کرد که عمده حساسیت ها به علنی شدن نتیجه بررسی های مدرک وزیر کشور از آن روست که بزرگان مجلس از تبدیل جلسه علنی بررسی صلاحیت وزیر کشور فعلی به غیر علنی به دلیل اینکه مردم محرم هستند جلوگیری کردند. 
 
+ نوشته شده در  87/07/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تقلب در هر امری جایز نیست.

من الان دو سال است که در دانشگاه آزاد در رشته حقوق قبول شده ام و مشغول به تحصيل هستم که قبل از قبول شدن در دانشگاه در دوران تحصيلم در درس هايي تقلب کرده بودم که در دو تا از اين درس ها مطمئن به تاثير تقلبم هستم و در بقيه درسها که دقيق تعدادشان را نمي دانم در تاثير تقلبم شک دارم و در بعضي مواقع مانند دادن کنکور به يکي دو نفر کمي کمک کرده ام و در زماني هم که تقلب مي کردم متوجه خلاف شرع بودن و اثرات تقلب نبودم حالا با در نظر گرفتن اين كه اگر تقلبم رو مي گرفتند نمره هايم صفر مي شد خواهش مي کنم به اين سوالات به طور دقيق جواب بدهيد و اگر کوچک ترين اشکالي باشد مصلحت رو در نظر نگيريد.
1. چون من ديپلم و پيش دانشگاهي رو با تقلب گرفته بودم اجازه دادن کنکور رو نداشتم و با قبول شدنم حق يک نفر را ضايع کرده ام؟
2. اگر من در مراحل بالاتر دو باره امتحان کنکور بدهم و قبول بشوم حق ديگري هم ضايع مي شود؟
3. اگر من در امتحان وکالت قبول بشوم يک حقي ضايع مي شود و اگر وارد بازار کار بشوم به طور مستمر حقوق يک سري از افراد رو ضايع خواهم کرد به دليل اشکال داشتن مجوز وکالت؟
4. آيا ادامه تحصيل به مراحل بالاتر و اشتغال من با نظر خداوند مخالف است... خواهش مي کنم به طور دقيق و با استدلال جواب بدهيد تا شايد من بعد از چند ماهي به اين مشکلم که پس از استفتائات گوناگون حل نشده است و شکل وسواس به خود گرفته پايان بدهم. در اخر هم دوباره خواهش مي كنم كه به تمام سوالات 1.2.3.4پاسخ بدهيد.

-------------------------------------------------------------------------------
همه ی مراجع تقلید تقلب در امتحانات درسی را حرام می دانند.[1]

سؤال و متن فتوای هر یک از مراجع تقلید به صورت واضح پاسخ گوی سؤالات شما می باشد از این رو بصورت جداگانه آن ها را می آوریم .

سؤال: اگر دانش آموز یا دانشجویی در امتحانات با تقلب نمره ی قبولی کسب کند و به مرحله ی بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند، حکم استفاده از این مزایا چیست؟

حضرت آیت الله خامنه ای: تقلب حرام است، ولی اگر تخصص و مهارت لازم را برای کاری که برای آن استخدام شده دارد و مقررات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مشکل است، شرعاً نمی تواند از این مزایا استفاده کند.

حضرت آیت الله بهجت: باید جبران کند آن درس را.

حضرت آیت الله تبریزی(ره): تقلب دروغ عملی است و جایز نیست و اگر کسی این کار را کرد و متصدی کاری شد که خبرویت نمی خواهد و مانند دیگران کار کرد، مانعی ندارد و در صورتی که آن کار خبرویت می خواهد و شخص مذکور خبرویت آن را ندارد، تصدی آن جایز نیست.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: تقلب در هر امری جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که در یکی دو ماده ی درسی تقلب کرده باشد، هرچند کار خلاف کرده، ولی مدرک گرفته شده و ادامه ی تحصیل و استخدام با آن مدرک اشکال ندارد.

حضرت آیت الله سیستانی: استفاده ی او اشکال ندارد، گرچه عمل او (تقلب) جایز نیست».[2] و[3]

البته همان گونه که ملاحظه می شود این پاسخ ها تنها از جنبه ارتقاء به رتبه بالاتر و استفاده از امتیازات و حقوق داده شده است و به حکم تضییع حقوق دیگران اشاره ای نشده است.

اما اگر در جایی تقلب باعث تضییع حق از شخص دیگری شود باید جبران شود یا از کسی که حقش تضییع شده است حلالیت بخواهند و رضایت او را بدست آورند مگر این که امکان جبران وجود نداشته باشد.

دفاتر آیات عظام در پاسخ به این سؤال که، اگر کسی در کنکور تقلب کند و حق کسی را ضایع نماید، چون قبول نمی شد و کس دیگری جایش می آمد، چگونه باید جبران کند و حلالیت بطلبد؟، فرموده اند:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

تقلب حرام است و توبه کافی است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

باید انصراف دهد تا نفر بعد جایگزین او شود[4].

بهر حال مطابق آنچه در چهار سوال خود مطرح کرده اید، چون طبق شرایط سازمان سنجش در زمانی که شما در کنکور شرکت کرده اید نمرات دوران دبیرستان تأثیری در شرکت و در قبولی کنکور نداشته است، بنا بر این در مقطع کنکور حق کسی را ضایع نکرده اید. و نسبت به تقلب رساندن به دیگران در کنکور چون یقین ندارید که کمک شما در موفقیت آنان نقش داشته است یا نه؟ دیگر دنبال نکنید و جلوی وسوسه ی شیطان را بگیرید و ان شاء ا...حق کسی را ضایع نکرده اید و در مراحل بعدی هم که خوشبختانه دیگر تقلبی انجام نداده اید.

اگر ان شاء ا...برای وکالت قبول شدید چون امتحانات و شرایط آن ربطی به نمرات دبیرستان ندارد بنابراین در این مرحله هم حق کسی ضایع نشده است فقط باید به خاطر انجام تقلب در امتحانات که حرام بوده است توبه کرده و از خداوند مهربان طلب آمرزش نمایید که ان شاء ا... توبه شما پذیرفته می شود. به هر حال جای هیچ گونه وسوسه ای باقی نمی ماند.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] رساله ی دانشجویی، مسئله ی 539.
[2] مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 3، ص 211.
[3] اقتباس از سؤال 1378 (سایت: ۱۴۱۱).
[4] نک: سؤال 1867 (سایت: ۲۰۰۰).


http://www.tebyan-hamedan.ir/islam/archives/post_420.php

+ نوشته شده در  87/06/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

براي عضويت هيئت علمي در دانشگاهها حداقل فوق‌ ليسانس لازم است.



الياس نادران : آيا ورود كردان به مقطع كارشناسي ارشد قانوني بوده؟
زاهدی : قانون به دانشگاه آزاد اجازه ی آزمون مستقل را داده و در حال حاضر اطلاعي ندارم كه آيا ايشان در آزمون‌هاي رسمي شركت كرده يا نه. البته در اين زمينه از دانشگاه آزاد سؤال كردم و منتظر پاسخ رسمي دانشگاه آزاد هستم.
الياس نادران :آيا دانشگاه آزادي مجوزي براي برگزاري مقطع كارشناسي ارشد پيوسته حقوق را داشته است؟
زاهدی : نه دانشگاه آزاد و نه هيچ دانشگاه دولتي مجوز برگزاري دوره‌هاي كارشناسي ارشد پيوسته حقوق را ندارند جز دانشگاه امام صادق (ع) كه مجوز برگزاري دوره هاي كارشناسي ارشد رشته حقوق و معارف اسلامي را دارد.

نادران : آيا آقاي كردان داراي مدرك معتبر كارشناسي ارشد و دكترا بوده و اگر اين مدارك را دارد از چه دانشگاهي آنها را دريافت كرده؟
 زاهدی : ما در خصوص مدرك كارشناسي ارشد آقاي كردان از دانشگاه آزاد استعلام كرديم ولي هنوز جوابي دريافت نشده است. در مورد مدرك دكتراي ايشان نيز تا اين لحظه هيچ مدركي مبني بر داشتن دكتراي علمي يعني «PHD» به ما ارائه نكرده است. البته همان برگه‌اي كه به رسانه‌ها داده براي ما ارسال كرده ولي چون ارزش علمي ندارد ما اساساً اين برگه را ارزشيابي نكرديم.
نادران :  عضويت هيئت علمي كردان وجاهت قانوني دارد ؟و اينكه ايشان اجازه تدريس در دانشگاهها را با توجه به مدرك علمي عنوان شده داشته و آيا مي‌توان با مدرك كارداني عضو هيئت علمي دانشگاهها شد؟
 زاهدی : براي عضويت هيئت علمي در دانشگاهها حداقل فوق‌ ليسانس لازم است. بنابراين داشتن دكتراي افتخاري يا فوق‌ديپلم براي عضويت هيئت علمي هيچ دانشگاهي وجاهت قانوني ندارد.
 شوراي عالي برنامه‌ريزي و يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي با توجه به خبره بودن بعضي افراد مثل اساتيد اصلاح كتب خطي به آنها اجازه تدريس میدهد ولي به‌ هيچ ‌وجه اجازه هيئت علمي به  دارندگان گواهي فارغ‌التحصيلي كمتر از كارشناسي ارشد از دانشگاه معتبر مورد تأييد وزارت علوم، داده نمي‌شود.
 از نظر ما آقاي كردان دكتراي علمي ندارد و از مدرك كارشناسي ارشد ايشان از دانشگاه آزاد تا اين لحظه اطلاع رسمي نداريم ولي شنيده‌ها حاكي است كه آقاي جاسبي داشتن مدرك كارشناسي ارشد كردان از دانشگاه آزاد را نفي كرده است.
نادران :  چگونه ممكن است فردي با داشتن فوق ديپلم عضويت هيئت علمي با درجه دانشياري، شود؟
زاهدی: محال است چنين اتفاقي در آموزش عالي يا دانشگاه آزاد بيفتد در عين حال ما از نماينده خود در هيئت مميزه دانشگاه آزاد مي‌پرسيم تا جريان داشتن درجه دانشياري و عضويت هيئت علمي با مدرك كارداني ايشان را بررسي كنند و اگر صلاحيت‌هاي علمي لازم را نداشته و مدارك حاكي از اطلاعاتي باشد كه امروز در اين جلسه دريافت كرديم، با آقاي كردان برخورد خواهيم كرد.
چون دكتراي افتخاري ارزش علمي ندارد ما اين مدرك را بررسي نكرديم تا راجع به اصالت آن اظهار نظر كنيم. ولي اگر علي عباسپور رئيس كميسيون آموزش تحقيقات مجلس كتباً از ما درخواست كنند كه اين مسئله را رسيدگي كنيم ما اين كار را انجام مي‌دهيم.
تنظیم : بیدارشهر
+ نوشته شده در  87/06/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

برکناری یا استعفا

 

محمدصادق افشار، معاون وزير راه و ترابري و مديرعامل شركت مادر تخصصي ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل كشور به علت فشار سرپرست وزارت راه براي امضاي قراردادي خارج از ضوابط اين وزارت، در آستانه بركناري يا استعفا قرار گرفت.

به نوشته «کارگزاران»، اگرچه خبر بركناري يا استعفاي محمدصادق افشار را سيد حسين كرماني‌ها مديركل روابط‌عمومي شركت مادر تخصصي ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل كشور تكذيب كرده‌است و مي‌گويد: «اين شركت به صورت هيات‌مديره اداره مي‌شود و مدير عامل شركت منتسب و منتخب هيات مديره است و تحت فشار يا با توصيه ديگران تغيير نكرده و بركنار نمي‌شود» اما شايعه بركناري يا استعفاي صادق افشار چيزي نبود كه بتواند در پشت درهاي بسته شركت ساخت و توسعه يا وزارت راه و ترابري كه ملتهب از انتخاب وزير تازه است باقي بماند.

ديروز محمدصادق افشار در پاسخ به خبرنگار كارگزاران درباره استعفا يا بركناري خود تنها سكوت كرد و حاضر به تاييد يا تكذيب آن نشد. گفته‌مي‌شود دليل اصلي چالش افشار و بهبهاني، اختلاف اين دو بر سر واگذاري پروژه مشهد ـ گرگان به شركتي است كه هم‌اكنون مجري آزادراه كنارگذر شرقي اصفهان است. اين شركت كه در انجام پروژه مذكور نيز توفيق چنداني نداشته و تنها توانسته است در مدت 4 سال فقط 30 كيلومتر از پروژه 80 كيلومتري به انجام برساند و فقط 60 درصد پيشرفت داشته هم‌اكنون تمايلي به ادامه اين پروژه نداشته و به دنبال گرفتن پروژه‌اي تازه است.
آگاهان در وزارت راه، دليل اصلي بركناري محمد رحمتي وزير سابق راه و ترابري را نيز مقاومت وي در برابر فشارهاي وارده براي واگذاري پروژه راه آهن مشهد ـ گرگان به اين شركت مي‌دانند.

گفته‌مي‌شود محمود احمدي‌نژاد حدود يك ماه پيش در جلسه مشترك استانداران، رحمتي و مديران وزارت راه و ترابري در پاسخ به اصرار استاندار استان خراسان رضوي براي واگذاري پروژه راه‌آهن مشهد ـ گرگان به اين شركت از محمدرحمتي خواهان واگذاري اجراي پروژه به اين شركت شده بود كه با مقاومت رحمتي، وي از سمت خود بركنار شده‌است.

حال به نظر مي‌رسد كه محمدصادق افشار نيز در برابر اصرار بهبهاني براي واگذاري اجراي پروژه راه‌آهن مشهد ـ گرگان به اين شركت مقاومت كرده و حاضر به واگذاري پروژه بدون رعايت ضوابط اداري و قانوني حاكم بر وزارت راه و ترابري نيست.
بنا بر ارزيابي‌هاي اوليه، اعتبار مطالعات اين پروژه در حدود 5 ميليارد تومان بوده‌است.

محمد صادق افشار از پرسابقه‌ترين مديران وزارت راه و ترابري است كه پيش از اين مديريت عاملي راه‌آهن و سرپرستي وزارت راه و ترابري را تجربه كرده است. شركت مادر تخصصي ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل كشور از مهمترين زيرمجموعه‌هاي وزارت راه و ترابري به شمار مي‌رود.
بیدارشهر : احتمالا کنار گذر غربی منظور باشد. مهندسین مشاور هگزا دخیل در کنار گذر شرقی بوده است . و شرکت سیمین سپاهان پیمانکار  کنار گذر غربی میباشد .
+ نوشته شده در  87/05/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چیزی را به دست آورده ام ،

از فردی که میگوید:

 چیزی را به دست آورده ام ،

بپرسید : برای به دست آوردن آن چیز ،

چه چیزی را از دست داده ای؟

+ نوشته شده در  87/04/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

در باب اوقات فراغت تبادل نظر وتصمیم گیری شود.

مخغی نماتد که روز یک­شنبه  9 تیر بنا به دعوت شهرداری به همراه حدود 40 نفر از مسئولان کانونها و تشکلها به اتاق جلسات شهرداری دعوت شدیم تا در باب اوقات فراغت تبادل نظر وتصمیم گیری شود.

 ابتدا شهردار سخنرانی کرد.

بعد رئیس سازمان تبلیغات اسلامی سخنرانی کرد.

 و بعد رئیس ارشاد سخنرانی کرد.  

و بعد یک نفر از اصفهان سخنرانی کرد.

 و بعد فرماندار سخنرانی کرد.

 و بعد امام جمعه سخنرانی کرد.

 و بعد یک نفر از فرمانداری سخنرانی کرد.

 و بعد جلسه تمام شد.

 و بعد ……..

درحوالی کویر

+ نوشته شده در  87/04/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بسی رنج بردم دیروز پسین

دیروز حسب دستور بعد از چندین سال به جای رئیسمان در جلسه ی کارگروه پژوهش استان حضور یافتم . هنوز هم تصویب صلواتی بر قرار است . نکته ی مهم این بود که قرارشد برای مخترعین خانه ی مخترعین احداث شود .

+ نوشته شده در  87/04/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

افول تكريم

افول تكريم ارباب رجوع در بانك پارسيان قم

بانك پارسيان در قم دو شعبه دارد . روز شنبه ساعت ۷:۳۰ بامداد به شعبه ي ۱۹ دي رفتم تا سپرده ي ۶ ماهه ام را قبل از اتمام ۶ ماه به علت نياز دريافت نمايم . از سكوت و آرامش هميشگي اثري نبود و مشتري ها و كارمندان با صداي بلند گفتگو ميكردند .پرسيدم : من حسابم را در شعبه ي امين باز كرده ام ميتوانم اينجا پولش را بگيرم . گفتند : آري . خوشحال از اينكه راهم نزديك شد نشستم . ولي وقتي خواستند از رايانه جواب بگيرند هي پيام خطا ميداد . تا ساعت ۱۰:۳۰ مسئول رايانه مشغول علت يابي و تلفن زدن بود ولي رايانه رام نميشد . در اين زمان رييس شعبه به نام ميرزايي با خونسردي به من كه به مرز انفجار رسيده بودم گفت : برويد شعبه ي امين ....عكس العمل من تنها اين شد كه ۴ بار درب آهني بانك را محكم باز نموده و بستم و صداي اعتراضم را به گوششان رساندم و با صداي بلند در شعبه ي امين ماجرا را براي رييس شعبه اش شرح دادم تا مشتريان آن شعبه هم ماجرا را بشنوند و امروز اينجا به شرح ماجرا پرداختم و قدري راحتتر شدم ...اين روزها تكريم بي تكريم .

+ نوشته شده در  87/03/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عدم جريان آزاد اطلاعات باعث رانت اطلاعاتي، ويژه‌خواري و بروز مفاسد اقتصادي است

عدم جريان آزاد اطلاعات باعث رانت اطلاعاتي، ويژه‌خواري و  بروز مفاسد اقتصادي است.

طرح تفصیلی:
تعریف : :طرح تقصیلی عبارت از طرحی است که براساس معیارها و ضوابط کلی  طرح جامع شهر

  • نحوه ی استفاده از زمین های شهری در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آن ها
  •  وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور به میزان تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحدهای شهری
  • و اولویتهای مربوط به مناطق بهسازی و نوسازی و توسعه
  • و حل مشکلات شهری
  •  و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود و نقشه ها و مشخصات مربوط به مالکیت بر اساس مدارک ثبتی ، تهیه و تنظیم می گردد.

در واقع محتوای طرح تفصیلی عبارت است از نقشه های کاربری اراضی ، شبکه های ارتباطی ، مساحت ها ،سرانه ها ، معیارها و ضوابط دقیق و اجرایی طرح جامع شهر که پیش از تهیه طرح تفصیلی تهیه شده و به تصویب مراجع رسمی رسیده است.

 

برای جلوگیری از سو’ استفاده بر اثر انحصاری شدن امکان مشاهده نقشه های طرح تفصیلی برای تعداد محدودی ، خوب است که این نقشه ها  جهت مشاهده ی عموم روی اینترنت  گذاشته شود .

 

+ نوشته شده در  87/03/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

غمگین و عصبانی در انتظار پاسخ دفاتر به اتهامات اهانت آمیز هستم.

بیدار شهر از اهانتهای فردی به نام پالیزدار به روحانیت در یک سخنراني جنجالي  که درآن هيچ ردي از دلسوزي و نقد اصلاح‌طلبانه ديده نمي‌شود به شدت نگران و عصبانیست و از دفاتر آنها مصرانه استدعا دارد با بیان شفاف فعالیتهای اقتصادی قانونی این عریزان  افکار عمومی را از تشویش و نگرانی برهانند و ازخدشه‌دار کردن اعتماد عمومي به روحانيت و تخريب چهره‌هاي مطرح و صاحب‌نظر جلوگیری نمایند.

ضعف اطلاع‌رساني در موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادي و بعضا ضعف در عملياتي کردن منويات رهبري توسط قواي سه‌گانه، آستانه تحمل جامعه را به حدي مي‌رساند که بعضا تشنه ظهور افرادي شبيه پاليزدار هستند و اين نقص بزرگ  متوجه سه قوه  است كه بايد با برخورد قاطع با مفسدان حقيقي به شکلي علني برطرف  شود .

+ نوشته شده در  87/03/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

در جستجوی راه حلی برای مشکلات


این مسئله را حل نمایید :


در کارخانه ای  به مساحت یک هکتار و خورده ای تعدادی کارگر به تولید دو سه تا کالا مشغولند . چند نفر سهامدار این کارخانه هستند که با توکل به الطاف خداوند قادر متعال انتظار دارند که در پایان هر سال سود حاصل از فعالیتهای این واحد تولیدی را بین یکدیگر تقسیم نمایند . مصرف روزانه ی سوخت و مواد اولیه و میزان حقوق روزانه ی کارکنان به شرح زیر میباشد :

1.       گازوئیل سه چهار تا بشکه ی بزرگ

2.       نفت سفید -  نزدیک نصف باک دستگاه

3.       برق -  کنتور برق خراب است .

4.       ماده ی اولیه ی اصلی -  تا لب پنجره ی انبار

5.       ماده اولیه دوم -  4 تا فرغون سر خالی

6.       دستمزد کارگران -  حدود 10 میلیون ریال

7.       حقوق کارکنان پشتیبانی -  تقریبا 12 میلیون ریال

8.       حقوق مهندس کارخانه :  300 هزار ریال

محاسبه نمایید تولید روزانه ی این کارخانه چقدر باشد و کالاهای تولیدی را دانه ای چند بفروشد تا سالانه هریک از سهامداران  سودی معادل  250 میلیون ریال عایدشان شود . ضمنا هر کس این مسئله را حل نماید صد در صد قادر است مشکل تورم در کشور را حل نماید و لذا از سوی اینجانب اقدام بایسته جهت دعوت از مشارالیه به منظور حضور در مراکز تصمیم گیری در رده های بالا به عمل خواهد آمد . منتظر پاسخهای شما عزیزان هستم . پیروز باشید .


۵۴


 

+ نوشته شده در  87/02/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نقشه راهنمای آران و بیدگل

نقشه راهنمای آران و بیدگل را نگاه میکنم .

  • چرا سلیمان صباحی غربی و شرقی ؟
  • بهتر نیست خیابانی که از میدان امام خمینی مستقیما به آرامگاه صباحی منتهی میشود سلیمان صباحی نامیده شود ؟ و نام خیابان سلیمان به خیابان معین آباد تغییر یابد ؟ از قدیم این سه راهی به سه راهی معین آباد( MAYNABAD)معروف است .
  • چرا دقت نشده و فخارخانه اشتباهی قهارخانه نوشته شده ؟
  • از دیدن اسامی خیابان فرهنگ - خیابان نظام وفا - خیابان جلال آباد - سه راه بندشاهی - بلوار دکتر عظیمی و تالار اندیشه خوشحالم.
+ نوشته شده در  87/02/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

متن کامل نامه ی سرگشاده

متن کامل نامه ی سرگشاده ی اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت) واتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور به روسای سه قوه

جناب آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم

جناب آقاي حداد عادل  رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي

جناب آقاي هاشمي شاهرودي رئيس محترم قوه قضائيه

  • بعد از سي سال از انقلاب عدالت محور و فساد ستيز و هفت سال از فرمان هشت ماده اي رهبري در مبارزه با فساد که مخاطبان اصلي آن شما و مجموعه هاي تحت نظر شما بوده اند نتيجه چه بوده است؟
  • کدام بساط فساد اقتصادي بر اثر ضربه قاطع عدالت خواهانه شما برچيده شده و کدام مفسد اقتصادي احساس ناامني کرده است؟
  •  کدام ثروت بادآورده با عزم و عمل با صلابت شما به بيت المال بازگشته  و کدام دست فرصت طلب از کيسه بيت المال  و جيب مردم بريده شده است؟
  •  کدام فرياد عدالت خواهانه و فساد ستيزانه اي را فرياد رس بوده ايد؟ و کدام مفسد اقتصادي از تنگ شدن عرصه بر خود زمزمه هايش به فرياد و نعره تبديل شده است؟
  •  کدام آلودگي اقتصادي دربخش هاي اداري و اقتصادي وسياسي کشور از سوي شما ويروس کشي و کدام بخش از مديريت در برابر ميکروب فساد واکسينه گرديده است؟

در اين سال ها هر هنگام از شما سئوالاتي از اين دست پرسيده شده است پاسخ گفته ايد که" مفهوم فساد اقتصادي به دليل ماهيت كيفي، تركيبي و پيچيده خود نياز به تدوين شاخص هاي جامع دارد كه تا چنين مهمي رخ ندهد نمي توان با اين معضل اجتماعي برخورد کرد." هرگاه از شما خواسته شد که  در رابطه برخورد با دانه درشت هاي فساد اقتصادي پاسخگو باشيد، ما را از ايجاد اختلال در امنيت سرمايه گذاري برحذر داشته و انذار داده ايد. 

رؤساي محترم جمهور، قوه قضائيه و مجلس شوراي اسلامي

7 سال از صدور فرمان 8 ماده اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص مبارزه جدي و عملي با مفاسد اقتصادي مي گذرد. فرماني كه براي مراقبت از سلامت نظام سازمان يافته كشور صادر گرديد و طبق اين فرمان فعاليت اقتصادي سالم به مانند صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي سبب احساس امنيت و آرامش در جامعه مي‌شود.

اين فرمان تاريخي بر دو شرط احراز پاكي از فساد اقتصادي و عاري بودن از هر گونه آلودگي تأكيد كرده است و مخاطبانش، دولت به معني عميق كلمه و قواي سه ‌گانه بودند و صدور آن در 7 سال پيش در سال «رفتار علوي»، طرحي براي همكاري قواي سه‌گانه و اتحاد در افق‌هاي كلي بوده است.

فعاليت سالم اقتصادي، پرهيز از امتياز طلبي، زياده خواهي و انحصار طلبي و احياي سرمايه‌گذاري و ايجاد توليد و اشتغال، از ميان بردن احساس ناامني و نوميدي، جلوگيري از سوءاستفاده‌ها از امكانات حكومتي و همچنين اقدامات قواي سه‌گانه در نظارت سازمان يافته از ديگر زواياي فرمان هشت ماده‌اي مقام معظم‌رهبري مي‌باشند. كه متأسفانه به شهادت افكار عمومي جامعه از سوي قواي سه گانه  معطل مانده و به جاي تبديل شدن زمزمه ها به فريادها و نعره ها جامعه شاهد پوزخند مفسدان اقتصادي است و اين خود دليلي آشکار بر عدم اجراي جدي مبارزه با مفسدان اقتصادي است.

حضرات آقايان رؤساي محترم قواي سه گانه

ما دانشجويان و اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان به عنوان  قديمي‌ترين جريان اسلام گرا در درون دانشگاه‌ها از شما مي خواهيم اگر به مبارزه با فساد اقتصادي اعتقادي نداريد و يا طاقت و اراده  براي وارد شدن در اين ميدان سخت و دشوار را  نداريد از مسئوليتي که بر آن تکيه زده ايد، کناره گيري کنيد که ماندن شما بر مسند مسئوليت در اين شرايط هم خلاف عقل و هم خلاف شرع است.

در پايان آگرچه نااميدانه، اما براي اداي تکليف مسلماني و آرمان گرايي دانشجويي خود شما را به پاسخگويي در برابر وجدان دانشگاهيان براي کارهايي که کرده ايد و يا به عبارت بهتر، کارهايي که نکرده ايد دعوت مي نماييم.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت)

اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور

http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=50835

+ نوشته شده در  87/02/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از اکبر اعلمی

ملزومات فساد ستيزي! 
 

در طول مدتي كه دكتر احمدي نژاد بر كرسي رياست جمهوري تكيه زده، بارها و بحق به فساد موجود در كشور اشاره كرده است. اخيرا نيز در اجتماع مردم قم گفت:
"هنوز كسانی هستند كه دارای اطلاعات و امتيازات ويژه هستند و از طریق آن ثروت اندوزی می کنند.در حال حاضر دو شبكه موازی با هم ، هماهنگ با هم و هدايت شده از يك مركز، مسئول وارد كردن سيگار به داخل كشور ما هستند. یعنی همان كسانی كه سيگار وارد می‌كنند دو شبكه درست كرده اند. يک شبكه رسمی و یک شبکه غیر رسمی. كسي هست كه اگر من اشاره كنم شما او را می‌شناسيد."
 وي پيش از اين هم بارها از وجود شبکه ها و مافيا و نارسايي ها و تبعيض ها سخن گفته بود:  اواخر سال 85 هنگام تقديم لايحه بودجه به مجلس اظهار داشت كه
 ليست مفسدان اقتصادي در جيب کتش قرار دارد اما اصرار بعضي دوستان مانع از افشاي اسامي آنها مي شود!
سال گذشته هم در سفر استاني خود به ساوجبلاغ اعلام کرد:
" ‏كسانی كه از بانك‌ها وام به مبالغ زیادی گرفته‌اند و آن را بازنگردانده‌اند 15 روز مهلت دارند كه با بانك‌ها تسویه ‏حساب كنند و اگر بعد از 15 روز گزارشی از این بانك‌ها در ارتباط با تسویه حساب این افراد به ما داده نشد، ‏اسامی كسانی را كه با پارتی‌بازی و قلدری وام‌های كلان گرفته‌اند و حقوق ملت را تصرف كرده‌اند، اعلام می ‏‏‌كنیم.من به عنوان نماینده‌ ملت این اقدام را انجام می دهم".
 اما هيچيك از اين تهديدات عملي نشد و هيچ مصداقي هم از سوي ايشان معرفي نگرديد!
اگر آنچه احمدي نژاد مي گويد مقرون به صحت باشد، حتي در حد شناخت مفسدان هم قابل تحسين است و بايد آنرا يك گام به پيش محسوب كرد، اما ماداميكه اين قبيل اظهارات در حد شعار، فرافكني، انحراف افكار عمومي از گراني ها و معضلات ناشي از سوء مديريت، مچگيري و ترساندن رقبا باقي مانده و دامنه فساد ستيزي ايشان از حريم جيبشان تجاوز نكرده است، اين جار و جنجال ها به كار معركه گيراني مي ماند كه...!
به هر روي از آنجا كه ناكامي در امر مبارزه با فساد با پيامدهائي مانند :
  •  گسترش نارضايتي هاي عمومي
  • و كاهش اعتماد به حكومت و تقليل مشروعيت آن ،
  • تضعيف ساختار اداري،
  • كاهش بهره وري،
  • كاهش احترام به قانون اساسي،
  •  از بين رفتن انگيزه هاي شرافتمندانه
  • و افزايش هزينه هاي رندگي سالم، 
  •  از ميان رفتن شفافيت و حساب پس دهي
  • و از دست دادن اعتبار جهاني همراه است،
  •  از اينرو  اهتمام به آن امري ضروري و اجتناب ناپذير مي باشد.قهرا مبارزه با فساد نيازمند تدارك پاره اي از مقدمات و ملزومات است و وجود عزم و اراده لازم در كليت نظام و حاكميت براي مبارزه با فساد و همچنين  شفاف سازي، اولين گام مبارزه با فساد به شمار مي آيد.لذا ماداميكه دكتر احمدي نژاد خود سوال مطرح شده بنده در مجلس، مبني بر اعلام مبنا و مجوز سیصد میلیارد تومان هزینه های بدون سند طی سالهای 82 و ‏‏83 در شهرداری تهران را بي پاسخ گذاشته و حوزه فعاليت اسكله هاي غير قانوني همچنان نامعلوم بوده  و به كسي اجازه نظارت بر عملكرد دست اندركاران آن داده نمي شود و يا در پرونده هائي نظير پرونده شهرام جزايري اسامي همه اشخاص حقيقي و حقوقي كه از او مبالغ هنگفتي دريافت كرده اند بدون تبعيض افشا نمي شود، دلايل اعمال تبعيض در دريافت ماليات از صاحبان مشاغل و اصناف بر خلاف وعده هاي رئيس جمهور همچنان مجهول باقي مي ماند،مافياهاي گوناگون اقتصادي از مصونيت هاي آهنين برخوردار مي شوند و يا ... ، خيلي نمي توان عزم و اراده كليت نظام را در انهدام شبكه هاي فساد و  رانت و امنيت سوداگري جدي گرفت و به آن دل بست.
    به همين دليل سازمان شفافیت بين‌الملل كه «شاخص تشخیص فساد»
    (CPI) را بر اساس معیارهای یکسان برای رده‌بندی کشورهای مختلف از نظر سلامت و فساد مالی و اداری در هر سال تدوین و منتشر مي كند، در گزارش سال 2007 خود، برای ایران شاخص عددی 131 و نمره 5/2 از 10 را محاسبه کرده است و اين در حالي است كه به موجب همين گزارش کشور دانمارک همراه با فنلاند و سنگاپور با شاخص عددی یک و بالاترين نمره از 10 يعني نمره 4/9 دارای کمترین میزان فساد بوده  است . شاخص فساد مالی و اداری برای کشورهای سوئیس 7، کانادا 9، بریتانیا 12، آلمان 16، ژاپن 17، فرانسه 19، ایالات متحده 20، چین 72 و هند 72  اعلام شده است. بموجب گزارش سال ۲۰۰۶ سازمان مذكور، جايگاه ايران در ميان ۱۶۳ کشوري كه مورد بررسی قرار گرفت، در رديف ۱۰۵ و در سال ۲۰۰۵ در ميان ۱۵۸ کشور در رديف ۸۸ قرار داشت كه اين امر نشان دهنده افزايش فساد در سه سال اخير است!
    اين در حالي است كه همه اين كشورها از داشتن حوزه هاي علميه، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، آمران به معروف و ناهيان از منكر دولتي ، صدها امام جمعه و جماعات كه حداقل بمدت سه دهه در تريبون هاي مختلف به ارشاد مردم پرداخته اند، بي بهره مي باشند.آنها از داشتن الگوها و قديساني نظير امام علي(ع) كه حتي به استفاده از شمع ناقابل بيت المال در مذاكره خصوصي طلحه و زبير با خود رضايت نمي دهد، محرومند.آنها با قران و نهج البلاغه بيگانه اند. مسئولان و نمايندگان هيچيك از اين كشورهاي اروپائي روزي 17 ركعت نماز بر پا نمي دارند و سالي 30 روز روزه نمي گيرند.با هاله نور و مقولاتي از اين دست سر و كار ندارند. به امام غايبي كه روزي ظهور خواهد كرد تا هرگونه ظلم و فسادي را از زمين بر چيند اعتقادي ندارند. هيچيك از كشورهائي كه اسامي آنها ذكر شد و داراي كمترين فساد مالي و اداري هستند، در ادارات ريز و درشت خود فيلترهاي مختلف گزينشي براي وزن كردن اعتقاد و التزام ساده ترين كارمندان خود به احكام اسلام داير نكرده اند، از داشتن شوراي نگهباني كه تطبيق دهنده مصوبات مجلس با موازين اسلام باشد، بي بهره اند و فاقد فيلتري هستند كه داوطلبان مجلس را پيش از ورود به خانه ملت از حيث اعتقاد و التزامشان به اسلام  بسنجد.
  •  اما در كشورهاي مزبور با وجود همه اين كاستي ها و محروميت ها، قوانين و مقررات براي همگان به صراحت مشخص و قابل دسترسي و آگاهي است. از مطبوعات آزاد و رسانه هاي كارآمد و منتقد برخوردارند، فعاليت احزاب در آنها آزاد است و بدليل پذيرش و توسعه فضاي نقد سازمانها و مديريت آنها در جامعه، سازمانهاي غيردولتي و تشكلهاي مردمي براي مبارزه با فساد و آشكارسازي كجروي ها به آساني به نقد قدرت مي پردازند. دسترسي به اطلاعات براي همگان به آساني ميسر و در نتيجه هر نوع پنهان كاري و عملكرد در سايه، ناممكن و دشوار است.
    حال اگر بجاي جار و جنجال هاي بي اثر، و در كنار همه امتيازاتي كه ما داريم و ديگران فاقد آن هستند، به ويژگي ها و مناسبات فوق هم تن در دهيم، يقينا فساد ستيزي ما از در جا زدن در مرحله شعار خارج و به مرحله عمل خواهد پيوست و در اينصورت البته امثال دكتر احمدي نژ‍اد هم ناگزيرند كه بجاي فرافكني و دادن آدرس هاي غلط،  چاره اي براي تورم لجام گسيخته و گسترش فاصله طبقاتي بيانديشند و در صورت ناتواني از مردم عذر خواهي كرده و از قدرت كناره گيري نمايند!  
+ نوشته شده در  87/02/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

از وبلاگ رادیو معلم

 

در روزگار ما وسایلی برای آسایش آدمی ساخته شده است که باعث می شود کارها زودتر وبهتر وراحت ترانجام شود .اما چون هنوز کشور ما کاملاً صنعتی نشده گاه این وسایل مشکلاتی را هم بوجود می آورد نمونه ی آن خودپردازهای بانک است .

در شهر ما حدود 10 شعبه دارای این دستگاه است اما گاهی وقت ها هر یک بنا به دلایلی خدمتی ارائه نمی کنند .

چند روز قبل به 300 هزار تومان نیاز داشتم باشادمانی از اینکه در حسابم بیش از این مبلغ موجود است از خانه بیرون آمدم کارت را در اولین دستگاه گذاشتم وکلیدها را زدم نوشت:

 مشتری عزیز پول موجود نیست .امروز برو فردا بیا !!

کارت را برداشتم به عابر بانک دوم رفتم پیغام داد: 

 آقای محترم 3 روز است دستگاه خراب شده رئیس بانک هرچی به تعمیر کار زنگ می زند طرف گوشی را برنمی دارد رئیس گفته اگه امروز پیداش نکنیم باید با تهران تماس بگیرم .

به عابر بانک سوم رفتم نوشت :

سلام خسته نباشی آخر برجه پول موجود نیست از دوستی، آشنایی یه مقدار دستی بگیر کارت راه بیفته تا بعد بهش پس بدی .اگر یک نفر راسراغ داری کلید1 واگه سراغ نداری کلید 2 را فشار بده  .

 من کلید 2 را فشار دادم روی صفحه عابر بانک این جمله ظاهر شد:

 این دیگه مشکل خودته !!

به سراغ عابر بانک بعدی رفتم کارت را توی دستگاه گذاشتم ورمز خود را وارد کردم دستگاه چند لحظه توی چشمای من خیره شد و نوشت :

پول دارم زیاد هم دارم اما به تو یکی نمی دم ؟ اگه می پرسی چرا کلید 1 را فشار بده وگرنه کارت خودت را بردار وبرو .

کلید 1 را فشار دادم این جمله آمدم :

چون تو مشتری ما نیستی ما آخر برج فقط به مشتری های خودمون پول می دیم حالا کارتت را بردار وبرو بزار یه کم هوا بخوریم .

با دلخوری کارت را برداشتم وگفتم فقط به سراغ یک عابر بانک دیگه می رم . کارت را داخل دستگاه گذاشتم نوشت:

عزیز من این پنجمین عابر بانكيه که سر زدی مگه تو حرف حسابی توی گوشت فرو نمی ره گفتیم آخر برجه پول نیست از یک نفر قرض کن. مگه نمی دونی تمام عابر بانک ها مثل دستگاه اعصاب به هم متصلند. امروز چوب خطتت پر شد کارت جنابعالی توی دستگاه می مونه یک ماه دیگه بیا از همین بانک مجاور تحویل بگیر .ناراحت شدم التماس کردم صفحه عابر بانک را بوسیدم اما متاسفانه کارت را پس نداد !!!!!

+ نوشته شده در  86/11/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

انتخابات ( از تابناك )

 
در پي رد صلاحيت گسترده كانديداهاي اصلاح طلب توسط هيات هاي اجرايي ، دكتر محمد رضا عارف از احتمال انصراف اصلاح طلبان براي شركت در انتخابات مجلس هشتم خبر داد.

دكتر عارف معاون اول رييس جمهور در دولت خاتمي كه خود از حوزه انتخابيه تهران براي انتخابات مجلس هشتم كانديدا شده است در گفتگو با خبرنگار سايت ائتلاف اصلاح طلبان تهران با اعلام اين مطلب گفت : اصلاح طلبان انتخابات را تحريم نمي كنند اما احتمال شركت نكردن كانديداهاي باقي مانده در انتخابات مطرح هست ، چرا كه ما با نظام قهر نمي كنيم ولي شركت نكردن كانديداهاي اصلاح طلب در اين انتخابات باعث خواهد شد تا مردم نتيجه عملكرد محافظه كاران را شفاف تر ببينند.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت : حضور يك نظامي در راس ستاد انتخابات و حضور متعدد نظاميان در هيات هاي اجرايي بر خلاف فرمايشات حضرت امام ( ره ) است . وي افزود : رد صلاحيت گسترده كانديداهاي اصلاح طلب براي اولين بار نيست كه اتفاق مي افتد اما اين دفعه حادتر است .

دكتر عارف گفت : تدبير اين است كه تا جايي كه مي توان با رايزني و توضيح ، تعداد زيادي از رد صلاحيتها اصلاح شود چون انتخابات يك دست به ضرر نظام است .

وي تصريح كرد : برداشت ما اين است كه هيات هاي اجرايي خواسته اند هزينه رد صلاحيت توسط هياتهاي نظارت را كم كنند و آنها سنگر اول رد صلاحيت شده اند . وي هر گونه رد صلاحيت كانديداها بدون استناد به استعلام مراجع 4 گانه را فاقد وجاهت قانوني دانست و گفت :‌شوراي نگهبان به استناد قانون نظارت استصوابي رد صلاحيت مي كند اما بحث ما اين است كه حتي هيات هاي اجرايي فراتر از قانون عمل كرده اند .

دكتر عارف گفت : ما ساكت نمي شويم اما بنايمان هم براين نيست كه خيلي جنجال كنيم.
+ نوشته شده در  86/11/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

کار یک هنرمند نقاش این نیست

کار یک هنرمند نقاش این نیست که یک هندوانه را بگذارد روی میز و کاملا شبیه آن را نقاشی نماید چون دوربین عکاسی به راحتی این کار را به خوبی انجام میدهد . او باید کاری بکند که از دوربین عکاسی ساخته نیست . مثلا تاریخ را بخواند و آنچه را از وقایع یا چهره ها یا اشیاء در ذهنش تصور میکند نقاشی نماید.و یا تصوراتش از دنیای آینده را نقاشی نماید .

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دردی به نام درد غربت

بهانه ی این نوشته توجهم نسبت به انسانهای هموطنم در خارج از کشور هست که به دلایلی همه ی پلها را پشت سر خویش خراب کرده و ترک دیار نموده اند و اکنون خیلی دلشان برای اقوامشان ، وطنشان ، شهرشان و محله اشان تنگ شده و افسرده هستند .بسیاری از آنها آرزو دارند که قبل از اتمام زندگی یکبار دیگر وطنشان را ببینند . برخی دلشان میخواهد در خاک وطن دفن شوند و از حالا غمگینند که چرا آرامگاهشان در یک گورستان در خارج از کشور خواهد بود و بسیاری از کنار قبرشان عبور خواهند کرد و نوشته ی روی سنگ قبر را خواهند خواند و نشناخته گذر خواهند کرد .

اشتیاق  بازگشت به زادگاه را من که از کشور برون نرفته ام و فقط ۳۰ سال است که از شهرم دور هستم به خوبی درک میکنم . ۱۶ سال از این ۳۰ سال را من در زاهدان بودم .با وجود آنکه یکی از برادرهایم هم آنجا بود، ولی بازهم شبها قبل از خواب در عالم تخیل در کوچه و پس کوچه های آران و بیدگل قدم میزدم تا به خواب بروم .

من از همه ی انسانهایی که قادرند در زمینه ی بخشش و بازگشت هموطنانمان به کشورشان کمک نمایند خواهش میکنم  این کردار بشردوستانه  و نیک را انجام دهند و نگذارند انها درحسرت دوری از وطن  رنجور و مغموم بمانند و با دلی پرحسرت با دنیا وداع نمایند . 

در اینجا درگذشت آقای حمید عاملی را به همه تسلیت میگویم .

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دو خبر از سازمان گوشت با فاصله ی یکماه

دو خبر از سازمان گوشت با فاصله ی یکماه
كد خبر:   ۲۲ دي ۱۳۸۶
مديرعامل شركت پشتيباني امور دام گفت: در 8 ماه نخست سال‌جاري 41 هزار تن گوشت قرمز به ارزش 8/112 ميليون دلار وارد كشور شده است.

وي افزود: واردات گوشت قرمز در سال‌جاري به استناد قانون، توسط دولت و بخش‌هاي دولتي ممنوع است و تاكنون هيچ دستگاه دولتي نه مجوز واردات گرفته و نه واردات گوشت انجام داده است.

 21/09/86


 

معاون سازمان تحقيقات وزارت جهاد كشاورزي در گفت‌وگو با فارس خبرداد:

در توليد گوشت قرمز به خودكفايي كامل رسيديم

خبرگزاري فارس: معاون تحقيقات سازمان آموزش، تحقيقات و ترويج وزارت جهاد كشاورزي گفت: توليد گوشت قرمز ايران با وجود 110 ميليون واحد دامي بيش از حد خودكفايي است.

 

محمد علي كمالي رئيس سابق موسسه تحقيقات علوم دامي كشور در گفت ‌و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، افزود: با وجود 110 ميليون واحد دامي در كشور و توليد 830 هزار تن گوشت قرمز، بيش از خودكفايي و نياز داخل پروتئين قرمز توليد شده است.

بيدار شهر( یکماه قبل ) : وقتي ميگوئيم از نظر گندم خود كفا شده ايم درست است چون همه ي مردم نان را مصرف ميكنند و حتي چون ساير مواد غذايي گران است بيش از حد معمول مصرف ميكنند . ولي اگر گوشت قرمز ارزان بود و همه به اندازه ي كافي ميخوردند باز هم ميتوانستيم ادعا كنيم كه خودكفا شده ايم ؟

بسياري از مردم در يكماه  يكبار هم گوشت قرمز مصرف نميكنند و بسياري ديگر به اندازه اي كه بايد بخورند نمي خورند و بيشتر آبگوشت ميخورند تا گوشت .

اگر گوشت ارزان باشد دو برابر توليد فعلي هم كفايت نمي نمايد .( و امروز )اگر لاشه های گاو و گوسفند در قصابی ها آویزان است و کسی نمیخرد برای آن است که مردم قدرت خرید ندارند و دلیل بر مازاد تولید نیست .

 

+ نوشته شده در  86/09/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

گوشت

معاون تحقيقات سازمان آموزش، تحقيقات و ترويج وزارت جهاد كشاورزي گفت: توليد گوشت قرمز ايران با وجود 110 ميليون واحد دامي بيش از حد خودكفايي است.

محمد علي كمالي رئيس سابق موسسه تحقيقات علوم دامي كشور در گفت ‌و گو با فارس، افزود: با وجود 110 ميليون واحد دامي در كشور و توليد 830 هزار تن گوشت قرمز، بيش از خودكفايي و نياز داخل پروتئين قرمز توليد شده است.

بيدار شهر : وقتي ميگوئيم از نظر گندم خود كفا شده ايم درست است چون همه ي مردم نان را مصرف ميكنند و حتي چون ساير مواد غذايي گران است بيش از حد معمول مصرف ميكنند . ولي اگر گوشت قرمز ارزان بود و همه به اندازه ي كافي ميخوردند باز هم ميتوانستيم ادعا كنيم كه خودكفا شده ايم ؟

بسياري از مردم در يكماه هم يكبار گوشت قرمز مصرف نميكنند و بسياري ديگر به اندازه اي كه بايد بخورند نمي خورند و بيشتر آبگوشت ميخورند تا گوشت .

اگر گوشت ارزان باشد دو برابر توليد فعلي هم كفايت نمي نمايد .

 

+ نوشته شده در  86/09/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اعتماد به اینترنت - چقدر؟

گاهی مشاهده میشود فردی چند برگ مطلب تایپ شده ارائه مینماید و وقتی در مورد صحت آن سوال میشود میگوید : خیالت راحت باشد از اینترنت گرفته ام !!

در مدتی که من با اینترنت آشنا شده ام پی برده ام که :

  • متاسفانه نویسندگان و تایپیستها بسیار زیاد اشتباهات املایی دارند .
  • در نوشتن قوانین دقت نمی نمایند و موادی را نمی نویسند و یا حروف و کلماتی را جا به جا مینویسند .
  • اشعار را اشتباه مینویسند .
  • مطالب مهم علمی را از منابع و سایتهای غیر معتبر نقل میکنند که به ویژه در بحث مطالب بهداشتی و پزشکی باید بسیار دقت داشته باشیم .
  • در نوشتن تاریخها و آمار و ارقام دقت نمیشود .
  • اگر مطلبی را از سایت یا وبلاگی کپی میکنند نام آن منبع را نمی نویسند .

بنابراین در استفاده از اینترنت باید هوشیار بود و در انتقال مطالب آن به فرزندانمان یا در کلاسهای درس مواظب صحت مطالب باشیم و کپیها را ردیابی کنیم تا به منبع مطمئن اولیه برسیم و وقتی اعتماد کافی به دست آمد استفاده نماییم .در زمان تایپ از سالم بودن صفحه کلید مطمئن باشیم و بدون عجله تایپ نماییم و پس از اتمام تایپ یکبار مطالعه و غلطها را اصلاح نماییم .

  • از دوستانی که مطالب وبلاگ اینجانب را میخوانند خواهش میکنم هر جا به اشتباهی پی بردند مرا مطلع نمایند تا سریعا اصلاح نمایم .
+ نوشته شده در  86/08/29ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بازتاب تابناك

محمدرضا خاتمي: برادرم محور اصلاحات است.( برادر محوري را كنار بگذاريد .)

شورای نگهبان حذف کنکور را تایید کرد.( تا چه بر جايش نشيند )
اجرای طرح پرداخت خسارت در صحنه تصادف ( OK)
لاريجاني: استعفايم براي «تسهیل مدیریت» احمدي‌نژاد بود.( بارك ا...)
+ نوشته شده در  86/08/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مشترک گرامي

 

 

 

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد .

 

 

   

به اميد روزي كه تمام سايتهاي مستهجن از WWW برداشته شود و ديگر در هيچ جستجويي صفحه ي فوق مشاهده نشود .

+ نوشته شده در  86/07/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

« میدان خبرنگار »

خیابانی در کاشان هست به نام پیام . یک سویش دانشگاه پیام نور و سوی دگرش خبرگزاری جمهوری اسلامی . این خیابان بین دو میدان است . یثربی و خبرنگار . چند هفته پیش با ناباواری دیدم روی تابلوی میدان به جای نام زیبای « میدان خبرنگار » نوشته شده است « میدان گاز » . گویا قدرت شرکت گاز در کنار این میدان بیش از قدرت دو سازمان فرهنگی بوده است . شاید برای تامین رضایت هر سه سازمان باید نام میدان را گذاشت « خبرنگاز  ».ولی اگر از مردم ساکن در حوالی میدان سوال شود بدون شک از کمیته نامگذاری شورای شهر کاشان خواهند خواست نام زیبای « میدان خبرنگار » را به این میدان برگردانند و روح سهراب و سپیده و محتشم را شاد نمایند

+ نوشته شده در  86/07/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

کارجویان در خیابانها

در زاهدان میدیدم که اگر یک خودرو در یکی از میادینی که کارگرها گرد می آیند می ایستاد بلافاصله کارگرها خودرو را محاصره میکردند و اگر سواری بود و دربهایش باز بود درب را باز و سوار میشدند و اگر وانت بود میرفتند در قسمت بار و پیاده شدنشان خیلی با زحمت همراه بود .

ولی دیروز در قم برایم جالب بود که داشتم پیاده روی میکردم به یک چهار راه رسیدم و یک دفعه چهارپنج کارگر شریف به سمتم هجوم آوردند و شروع کردند به خواهش و التماس که ما را ببر و ... و تا قسم نخوردم که به خدا من برای بردن کارگر نیامده ام و دارم ورزش میکنم رهایم نکردند و حتی حواسم پرت شد و نزدیک بود تصادف نمایم .

چه خوب بود که شهرداریها مکانی را برای تجمع کارجویان اختصاص میدادند و نظم و ترتیبی بود و کرامت و ارزش والای انسان خدشه دار نمی گردید و یا شرکتهایی تاسیس میشد و بازار کار را مدیریت میکرد و میشد کارگر دارای مهارت و یا کارگر ساده را با تلفن استخدام نمود .  

+ نوشته شده در  86/07/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مطالب قدیمی‌تر