vandalism


در این فصل دوری و دیدارهای عبوری چه چاره بجز دل نهادن به یک عشق غیر حضوری !
دوست گفت از سیلی ها
میسوخت و میگفت از خیلیها
که سیلی زدند وی را
سیلیهایی که آتش میزدند صورت را
سیلیهایی که زنگ صدایشان یک عمر است پایان نیافته
سیلیهای مادر /پدر /معلم /مدیر و شوفر
و اینهمه هیچ.
خاطرات سیلهایی که زد به دانش آموزانش
هنوز روحش را می آزارد و خود را نمی بخشد .
|
'House of horror' children never saw daylight - CNN.com
| |
|
Josef Fritzl appeared in court after admitting raping his daughter and ... The three children heldin the cellar in the town of Amstetten were still in the | |
|
Man who held his daughter captive linked to murder - THE murder of a young woman 22 years ago has been linked to Josef Fritzl, the Austrian who has ... | |
|
A retired electrician has confessed to imprisoning his daughter for 24 years and ... Austrian teen held captive since birth in critical condition AP ... | |
|
Josef Fritzl, 73, appears to have been driven by pronounced narcissism and a ... Police said Fritzl confessed Monday to holding captive his daughter — now ... | |
|
Josef Fritzl is said to have told his wife, Rosemarie, ... Comments. 3 Responses to “Austrian Man Held Daughter Captive in Cellar as Sex Slave for 24 Years” | |
|
... suspect Josef Fritzl at an unspecified location. Austria's police were questioning him and said he held his daughter captive for 24 years and sexually ... | |
|
'Man Held Daughter Captive In Cellar'. Updated:23:00, Sunday April 27, 2008 ... Her 73-year-old father Josef Fritzl has been arrested and is being held in ... | |
|
New details have emerged in the case of the father who held his daughter .... plight of being held captive beneath the floors of Josef Fritzl’s villa. ... | |
|
The 19-year-old is one of seven children Josef Fritzl fathered with his daughter, who was held captive for 24 years in a dingy dungeon beneath his home. ...
![]() ![]() ![]() |

اطاق يك انسان كه با فروش تنش روزگار ميگذراند در سالهايي كه محمد رضا پهلوي داشت ماموريتش را براي وطنش انجام ميداد و انقلابي سفيد را بر پاي نموده بود و چهار نعل به سوي تمدن بزرگ مي تاخت.خانه اي در قلب پايتخت. با فاصله اي بسيار نزديك تا كاخ مرمر و مجلس سنا.خانه اي در محله اي بدنام كه هسته ي اوليه اش را انسانهاي حرمسراي ناصري بعد از مرگش رونق دادند و رضا پهلوي و پسرش آن را حفظ نمودند كه اگر آن حكومت ادامه مي يافت خدا ميداند آمار بيماران ايدزي ايران چند برابر اين زمان بود .http://www.kavehgolestan.com/rospi27.htm
|
بر اساس گزارشات مورد تاييد مقامات وزارتامورخارجه آمريكا سالانه هفت ميليون دختر و زن در آمريكا خريد وفروش ميشوند و به صورتقاچاق به آمريكا ميآيند. |
|
در سال 2004 در آمريكا قاچاق مواد مخدر400 ميليارد دلار، قاچاق اسلحه 200 ميليارد دلار و قاچاق زنان درآمدي بالغ بر 20 ميليارد دلار را به خود اختصاص داده است. شايان ذكراست اين آمار مورد تاييد وزارت امور خارجه آمريكا قرار گرفته است. |
|
قاچاق زنان در عرف بينالمللي با واژههايي مانند خريد و فروش زنان، بردگي زنان، تجارت سفيد، مافياي انسان، بردگي مدرن، فروش دختران،باندهاي بينالمللي فحشا و... شناخته شده است ومفهوم قاچاق زنان طبق تعريف مجمع عمومي سازمان ملل متحد عبارت است از انتقال غيرقانوني و مخفيانه اشخاص در عرض مرزهاي ملي،عمدتا از سوي كشورهاي در حال توسعه و فقير با هدف نهايي مجبور كردن زنان و دختران به وضعيتهاي بهرهكشي و ستمگرانه از لحاظ جنسي و اقتصادي به منظور سود به كار گيرندگان،قاچاقچيان، جنايتكاران و ديگر فعالان مرتبط باقاچاق ميباشد. قاچاق زنان پديده بسيار گستردهجهاني است كه اكنون اين نوع قاچاق به منظوركار در مزرعه، ازدواجهاي اجباري يا فريبانگيز وتعارضات جنسي صورت ميگيرد. |
|
تحقيقات نشان ميدهد كه چند عامل اساسي درقاچاق زنان يا به عبارتي قاچاق جنسي وجوددارد. از جمله فقر، اوضاع بد اقتصادي، فساد دولتها، ناپايداريهاي سياسي، فجايع طبيعي مانند سيل و زلزله، آشوبهاي اجتماعي، تجاوزات مسلحانه، فشارهاي خانوادگي و اجتماعي ميتوان اشاره كرد. |
|
زنان و دختران از كشوهايي نظير تايلند، چين، پرو و كشورهاي اروپاي شرقي به آفريقاي جنوبيمنتقل شده و از آنجا در اختيار مراكز فساد دركشورهاي آمريكايي قرار ميگيرند. |
|
اما حالا دولتمردان چين ازمهاركردن فساد در كشور پهناور و پرجمعيت شانعاجز هستند و نميدانند كه چه طور مقابل فحشا رابگيرند، اما وضع زماني بغرنجتر ميشود كهژاپنيها هم كه تا همين چند سال پيش خود را الگوي اخلاقي كشورهاي شرق آسيا ميدانستند،درحال حاضر اين معضل گريبانگير آنها هم ميباشد. |
|
عدهاي از عاملان قاچاق با دادن قولهاي كاذب نظير كاريابي، اخذ كارت اقامت يا به قول معروف گرين كارت در آمريكا و قبولي در دانشگاهها زنان و دختران را فريب ميدهند و آنها را جذب باندهاي قاچاق انساني ميكنند و با فرستادن آنان به كشورهاي اروپايي و آمريكايي به مقصود خود رسيده و آنان را مورد استثمار جنسي قرارميدهند. اين دختران و زنان نيز كه راهي براي بازگشت به خانه خود ندارند مجبور به تن دادن هرگونه فسادي ميشوند البته بسياري از اين قاچاقها به صورت اختياري صورت نميگيرد و زنان بيشتر با زور وارد به اين باندها ميشوند و ازسويي ديگر ارزان بودن قيمت زنان كه با بالغ ناچيزي خريداري ميشوند موجب شده كه از آنها به عنوان نيروي كار سوء استفاده شود. |
|
يكي از روشهاي اغفال دختران و زنان توسط باندهاي قاچاق طي سالهاي اخير از طريق اينترنت ميباشد. دلالان و قاچاقچيان زنان از طريق گفتگوي تايپي يا چت و ارائه تصوير خود، طرح دوستي با اين دختران را ريخته و سپس با وعده ازدواج، كار خوب و درآمد بالا و حتي فرستادن بليط و ويزا، دختراني را كه آرزو دارندخود را به آمريكا برسانند را فريب داده و آنها را ازكشور خود خارج كرده و در مكاني قرار ملاقاتميگذارند و سپس در آنجا به قاچاقچيان تحويلميدهند، ناگفته نماند كه مسئله قاچاق جنسي در داخل كشور آمريكا ميان آمريكاييها نيز متداول است. دختراني كه به دلايل گوناگون از خانه رانده شده در معرض خطر هستند و به سرعت در دام قاچاقچيان قرار ميگيرند. |
|
حتي زناني كه ازهمسران خود جدا شده يا بر اثر اختلافات خانوادگي خانه و همسر خود را ترك ميكنندبلافاصله جذب اين باندها ميشوند مواردي ازجمله بيوه بودن، طلاق، اختلافات خانوادگي وزياده طلبي در ميان خانوادههاي آمريكايي بهوفور ديده ميشود گفتني است، دولتمردان آمريكايي نيز از اين معضل به تنگ آمده و قاچاق و مافياي انسان را از جمله معضلات بزرگ جوامع خود ميخوانند. |
| http://www.ksabz.net/article.asp?AID=5793 |
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
مردي با سابقه ابتلا به بيماري رواني، در نبود همسرش، سه فرزندش را در خواب با ضربات پتك از پاي درآورد. سرهنگ محمدي، رييس پليس آگاهي فارس در گفتوگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا درباره جنايت دلخراش يكشنبه شب شيراز گفت: نيمههاي شب يكشنبه 25 شهريور ماه، مرد 50 ساله در تماس با اپراتور مركز فوريتهاي پليسي 110 پس از آنكه با صداي گرفته اظهار كرد «بچههامو كشتم»، آدرس محل را در اختيار ماموران قرار داد و بدين ترتيب با حضور تيم پليس جنايي، كارآگاهان با مرگ دلخراش دو دختر 18 و 13 ساله در يكي از اتاقهاي منزل مواجه شده و در ادامه جسد پسر 8 ساله نيز به عنوان آخرين قرباني پدر در اتاقي ديگر يافت شد. وي با اشاره به تحقيقات اوليه انجام شده، اظهار كرد: پدر متهم به قتل از همان لحظات اوليه پس از وقوع قتل پشيمان بود و از اين كه موفق به خودكشي نشده بود، زجر ميكشيد. به گفته سرهنگ محمدي، در بررسيهاي بعدي براي پليس آشكار شد كه مرد جنايتكار در تصميم آني به سراغ فرزندانش رفته است و با برداشتن پتكي كه در منزل داشته، ابتدا دو دخترش را از پاي در آورده و سپس به سراغ پسر خردسالش رفته است. در اين حال به دنبال صداي ناله خواهران، «هادي» 8 ساله از خواب بيدار شده بود، اما با مشاهده پدر در آن وضعيت، تواني براي گريختن از سرنوشت تلخ نداشته است. همچنين رييس پليس آگاهي فارس با اشاره به مشكلات مالي شديد اين كارمند بازنشسته به ايسنا گفت: در تمامي اعترافات به دست آمده، متهم از آينده مبهم فرزندانش ابراز نگراني كرده و به ماموران گفته است: «از ترس اين كه مبادا با خودكشي خود، فرزندانم پس از من بيپناه و آواره شوند، تصميم به قتل آنها گرفتم و در نبود همسر و دختر 22 سالهام در اقدامي آني سايه شوم مرگ را بر سر فرزندانم گستراندم.» سرهنگ محمدي همچنين افزود: تحقيقات محلي كارآگاهان جنايي نيز حاكي از آن بوده كه مرد 50 ساله، درگيريهاي مداومي با همسرش داشته است و به شدت فرزندانش را در لحظات عصبانيت كتك ميزده، به طوري كه همسايگان در جريان تحقيقات به پليس گفتهاند همواره صداي ضجه فرزندان اين مرد را حين ضرب و شتم ميشنيدهاند. رييس پليس آگاهي فارس به ايسنا گفت: سوابق بيماري رواني متهم براي پليس آشكار شده و او مدتها در بيمارستان روانپزشكي بوعلي بستري بوده است. بر اساس گزارش سرهنگ محمدي، در حال حاضر متهم به قتل در اختيار پليس آگاهي استان فارس قرار داشته و تحقيقات جنايي از وي ادامه دارد.
|
|
من يك دختر دهاتي بودم، با يك پيشاني كه از آن اول هم بد روش نوشته بود.
ازدواج اول : سيزده سالگي شوهرم دادند به يك نامرد كه خدا نصيب هيچكس نكند. تا ميخوردم ميزد. فقط ميزد. بيدليل و با دليل. يك دختر هم گذاشت رو دستم. اسمش را گذاشتم فاطمه.
طلاق اول: با بدبختي طلاق گرفتم، دخترم را گرفت و ديگر نگذاشت رويش را هم ببينم.
برگشتم دهاتمان «ازنا» يك جايي نزديك اليگودرز.
ازدواج دوم :هنوز سرم را تكان ندادم، بابام شوهرم داد به يك نامرد تو خرمشهر. يك ترياكي كه شلوارش را هم من بايد ميكشيدم بالا. نشان به اين نشان كه قند و چاي و برنجمان هم هر وقت ميآمدم ده، از ننه بابام ميگرفتم. مردك اهل كار كردن نبود. پير شده بودم، توي آن جواني. جواني كجا بود؟
طلاق دوم :بيست سالگي دوباره يك مهر طلاق تو شناسنامهام بود.
ديدم اينطور نميشود. بايد يك كاري ميكردم. دختر همسايهمان يك مغازه آرايشگري داشت، گفت بيا اينجا كار كن، هم كار ياد بگير، هم يك پولي دربياور.
فاطمه را يك طوري شده بود كه يواشكي ميرفتم ميديدم. بابام و داداشهام كه فهميدند قيامتي كردند كه بيا و ببين. شايد همين بود كه باز دست به سرم كردند، از سرشان بازم كردند.
ازدواج سوم : شوهرم دادند به يك پيرمرد كه جاي بابابزرگم بود. گريه كردم، جيغ كشيدم، موهاي سرم را كندم.
يك دختر تو دهات اختياري ندارد از خودش. باباش و برادراش اگر تو سرش هم زدند، بايد سرش را پايينتر نگه دارد.
شدم زن حاجي
شوهرم بود، ولي بهش ميگفتم حاجي. يك شوهر 75 ساله كه يك زن 27 ساله داشت. كفن زنش هنوز خشك نشده بود كه آمد من را گرفت. بچههاش گفتند رفتي با دخترت ازدواج كردي حاجي؟! راست ميگفتند، دخترش كه هيچي، جاي نوهاش بودم.
دروغ هم ميگفت . دو تا زن صيغهاي ديگر هم با يك شناسنامه ديگر داشت. شهرستان زندگي ميكردند.
از زن خدابيامرزش كه تازه هم مرده بود، شش تا بچه داشت! او هم صد تا چاخان سر هم كرده بود.
بابام تو ازنا لوبياكار بود، فكر ميكرد دخترش را دارد ميدهد به يك شوفر پولدار. پولدار چي چي بود. چهار تا تكه طلايي هم كه داشتم، براي حاجي فروختم تا يك پيكان قراضه بخرد، روش كار بكند. زبانم دراز شد و عوضش حضانت فاطمه را گرفتم و آوردمش پيش خودم.
دلخوشيم همين فاطمه بود. گفتم من كه تلف شدم اين درس بخواند يك جايي برسد. اسمش را نوشتم كلاس زبان. كاش قلم پام ميشكست. خانهمان ته خاوران بود، كلاس زبانش نزديك ميدان خراسان. خودم هر روز ميآوردم و ميبردمش.
بهنام همان موقعها پيداش شد. مسافركش خطي بود.
گفت: اسمت چيه؟ جواب دادم: من يك زن شوهردارم، اين هم بچهام است. گير داد، پيله كرد. هر روز بيشتر تو گل ميرفتم. گفت ميآيم شوهرت را ميكشم. حيفي تو براي آن پيرمرد. قسمش دادم، گريه كردم. گفت اگر نگذاري خودت يا دخترت را ميكشم.
قرار گذاشتيم پارك خاوران، سي چهل تا قرص خوابآور گذاشت كف دستم گفت بدهم به حاجي و كاريم نباشد.
حاجي ظهر آمد خانه. سراغ فاطمه را گرفت.
گفتم: رفته خانه دوستش با هم درس بخوانند. ناهار خورديم. قرصها را ريخته بودم تو پارچ دوغ. حاجي سنگين شد. گفت : خوابم ميآيد اكرم. گفتم: برو بخواب رو تخت. گفت: نه همين جا، جلوي كولر يك چرت ميزنم. تكيه داد به رختخوابها كه پيچيده شده بود تو چادر شب.
گفت: يك جوريام اكرم، سنگينم، سرم درد ميكند. نميتوانم پاشوم نمازم را هم بخوانم. گفتم : خب حالا پاشو. وسط خواب و بيدار گفت : نه، بيدار كه شدم، ميخوانم و خوابش برد.
زنگ زدند، پرسيدم كيه، هول بودم. دكمه آيفون را زدم و توي دلم آرزو كردم فاطمه باشد. نيم ساعت از وقتي كه بهنام گفته بود ميآيم و نيامده بود، گذشته بود و ته دلم قرص بود كه ديگر نميآيد.
بهنام بود. سست شدم، از جلوي در زدم كنار، شيرجه رفت تو شكم حاجي. با همان چاقويي كه دستش بود. حاجي منگ بود. قرصها رمق نگذاشته بود براش. شيشه عينك ته استكانيش خون خالي بود. حاجي نميمرد، يا مرده بود، نميدانم. بهنام روسري دور گردنم را كشيد و حلقه كرد به گلوي حاجي. حاجي دست و پا ميزد. خفه پرسيد:
« چي كار كردي اكرم؟
راست ميگفت، خودم هم نميدانستم. خون جلوي چشمهاش را گرفته بود. تمام خانه را شوري خون برداشته بود، خون بو داشت، نميدانستم.
گفتم: نميدانم حاجي، نميدانم.
كلافه بودم. دستپاچه. بهنام فقط چاقو ميزد. حاجي تكه پاره شده بود. آنقدر قرص خواب بهش داده بودم كه نميتوانست از جايش تكان بخورد. نصف رختخوابها كه بهش تكيه داده بود، ريخته بود روش. شيشههاي عينك ته استكانيش سرخ سرخ شده بود. بهنام خانه را بنزين خالي كرد و يك كبريت هم روش.
سوار ماشين حاجي شديم. فاطمه را برداشتم و گذاشتمش خانه ننه. ننه گفت: چي شده اكرم، با حاجي حرفت شده؟ گفتم : ننه، كي ديدي تا حالا با حاجي دعوا و قهر كنم.
با بهنام رفتيم شمال. حرف زديم، من گريه كردم، او حرف زد.
من را گذاشت پايين. گفت ميرود بازار يك خريد بكند، برگردد.
برنگشت، دروغ گفته بود. پليس من را گرفت كه يك زن تنها اينجا چي كار ميكند؟ سوار يك اتوبوسم كردند كه ميآمد تهران.
هيچي پول نداشتم. رسيدم، حلقهام را فروختم تا يك چيز دستم باشد.
در به در ميگشتند دنبالم. پيدام كردند. سيزده روز تو آگاهي تحت فشار بودم. قتل و سوزاندن ميت، جفتش افتاده بود گردن من. آخر سر گفتم جريان بهنام را و يك نشاني كه فكر ميكردم شايد آنجا بشود پيداش كرد.
با دو تا مامور زن فرستادند مرا به همان نشاني. بهنام خودش در را باز كرد. زد زيرش كه من را ميشناسد. او را هم گرفتند.
چند سال است كه فاطمه را نديدم. آبروي خودم و خانواده را بردم.
فاطمه حالا پانزده سالش است. هنوز هم دوستم دارد، گاهي صدايش را ميشنوم، تلفني.
هم جرمم همين جاست. بچههاي حاجي اولش قصاص خواستند، حالا هم كه به ديه راضي شدند، كسي را ندارم كه چنين پولي داشته باشد. ماندم همين جا و دارم ميپوسم، الان چهار سال است. اين يازدهم تير رفتم تو 32 سالگي. خدا ميداند چقدر ديگر ميخواهم عمر كنم، يا مرگم را كجا و چطور ببينم.
پدر مادرها فقط ميزايند، انگار زاييدن خيلي كار مهمي باشد. خود ما هشت تا خواهر برادريم. يك برادر فلج و يك باباي پير كشاورز.
خب به چه درد ميخورد اين زندگي. ميخواهم نباشد. روزي چند دفعه غش ميكنم، صرع دارم. مريضم، اعصابم سرجايش نيست. چي كار كنم؟ |
بر اساس اين آمارها، دست كم يك زن از هر پنج زن نيز در زندگي خود مورد تجاوز يا در معرض آن قرار گرفته است....
زنان قربانيان اصلى جنگند. آنان هدف اصلى سوء استفاده جنسى و جسمى هستند.
خريد و فروش زنان سالانه ميلياردها دلار نصيب دلالان مى كند. اين سود عظيم سبب افزايش جنايات سازمان يافته شده و اين دادو ستد را به تهديدى جهانى تبديل كرده است.
هر ساله ميليونها دختر بين ۵ تا ۱۵ سال وارد اين بازار مى شوند. در كشورهاى در حال توسعه، تقاضا براى زنان جوان، سبب ورود فرزندان خانواده هاى فقير به كشورهايى مى شود كه چنين بازارى دارند يا صنعت گردشگرى در آنها فعال است.
فحشا در برخی خانواده های بزهکار در داخل خانه سازماندهی می شود.
برخلاف تصور عمومی سوءاستفاده جنسی در روستاها زياد ديده می شود.
در خانواده هايی که زن شاغل است و نگهداری فرزندان به عناصر مختلف محول می شود نيز آزار جنسی کودک زياد ديده می شود.
گاه فرزند کوچک تر را به پسر بزرگتر می سپارند. اين خود می تواند فرصتی برای يک پسر تازه بالغ و غرايز جنسی او باشد.
سوءاستفاده جنسی از کودکان در خانه و خانواده می تواند از سوی پدر، برادر، عمو، دايی و هر خويشاوند مردی صورت گيرد.
سوءاستفاده از کودکان عقب مانده ذهنی در سطح گسترده ای صورت می گيرد.
قتل دو فرزند توسط مادر- قتل دو فرزند توسط پدر- قتل همسر توسط شوهر