تبليغاتX
بیدارشهر

بیدارشهر

(بـهـتـان ) از ريـشـه (بهت ) ، دروغى است كه به خاطر بزرگى و زشتى ، شنونده را مات و مبهوت مى سازد.

شنا در ورزش زورخانه ای


ورزشكاران چهار گونه شنا مي روند:
شناي كرسي ـ شناي دست و پا مقابل ـ شناي دو شلاقه ـ شناي پيچ. 

  1. شناي كرسي:

 در اين شنا ورزشكاران پس از اين كه تخته شنا را بر كف گود گذاشتند دو سر آن را مي گيرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا كه بتوانند چنان از هم باز مي كنند كه كف پاهايشان از كف گود بلند نشود و سپس شنا مي روند. 

  1. شناي دست و پا مقابل:
    در اين شنا، دو دست ورزشكار بر روي تخته به فاصله بيست سانتي متر از هم قرار دارد و پاهاي او در امتداد تن كشيده و جفت است. 
  2. شناي دو شلاقه:
    شناي دو شلاقه همان شناي (دست و پا مقابل) است با اين فرق كه در آن دو بار پياپي شنا مي روند و پس از آن كمي درنگ و خستگي در مي كنند و سپس دوبار ديگر پياپي شنا مي روند. اين روش را تا پايان ورزش نگاه مي دارند. 
  3. شناي پيچ:
    در اين شنا مانند شناهاي ديگر دست هاي ورزشكار بر روي تخته از يكديگر باز است و او نخست در حركت اول سر خود را زير بغل چپ مي برد و تنه خود را به سوي راست مي چرخاند و در حركت دوم ، سر خود را زير بغل راست مي برد و تنه را به سوي چپ مي چرخاند و شنا را به همين روش ادامه مي دهد. 
+ نوشته شده در  88/07/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فرزندان رهبر جمهوری اسلامی ایران

 


 آیت‌ا.. خامنه‌ای  در زندگی شخصی کاملاً ساده زیست بوده، به نحوی که با توجه به عدم دریافت حقوق از نظام توسط ایشان، ‌هزینه‌های زندگی شخصیشان از محل دریافت اجاره منزل مسکونی رهبر انقلاب در حوالی میدان شهدای تهران اداره می‌شود.
فرزندان رهبر انقلاب نیز از سوی آیت‌ا.. خامنه‌ای از انجام فعالیت‌های اقتصادی منع شده‌اند، به نحوی که چند سال قبل زمانی که یکی از فرزندان رهبر انقلاب قصد دایر کردن دفتر ثبت اسناد را داشت، آیت‌ا.. خامنه‌ای شرط موافقت با این اقدام را تغییر شناسنامه فرزند خود و تغییر نام خانوادگی برای جلوگیری از بروز شائبه استفاده از نام رهبری عنوان کرده بودند.

آیت‌ا.. خامنه‌ای در سال‌های آغازین رهبری، با وجود آماده شدن محلی در شمال تهران، تصمیم به استقرار بیت رهبری در محل فعلی گرفتند و تأکید ویژه‌ای بر ساده‌زیستی و پرهیز از استفاده از اموال بیت‌المال در زندگی شخصی دارند.
حجت‌الاسلام و المسلمین «احمد مروی» که از دوران نوجوانی با آیت‌الله خامنه‌ای آشنایی و ارتباط نزدیك داشته و از 19 سال پیش تاكنون نیز در مقام معاون ارتباطات حوزه‌ای دفتر مقام معظم رهبری از نزدیك زندگی رهبر انقلاب را دیده است، می گوید: رهبری فرمودند در خانه‌ ما یك فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیزیه‌ خانمم بوده است كه الان هم دیگر نخ‌نما شده است. ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والاّ همه‌ خانه‌ ما موكت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه‌ ما نیست و كلاً خانه‌ ما با موكت فرش شده است.
ایشان چهار پسر دارند كه هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند. پسران ایشان به ترتیب حجج‌اسلام :
سید مصطفی، سید مجتبی، سید مسعود و سید میثم حسینی خامنه‌ای هستند .
 دختران ایشان هدی سادات و بشری سادات نام دارند.
سید مصطفی داماد آیت‌ا.. خوشوقت
 سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل
سید مسعود داماد آیت‌ا.. سید محسن خرازی
و سید میثم داماد آقای لولاچیان (از بازاریان متدین) هستند.
  یکی از دختران ایشان عروس حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی است.
جالب آن که شش نوه رهبر انقلاب هم 5شنبه و جمعه خانه "پدربزرگ" را شلوغ مي كنند.
 
گفتنی است اکثر پسران ایشان در مدرسه علوی که محیطی مذهبی دارد، درس خوانده و سپس برخی از آنان مقاطعی از علوم دینی را در مدرسه شهید مطهری و نیز مدرسه علمیه آیت‌ا... مجتهدی پشت‌سر گذاشته‌اند.

حجت الاسلام مروی می گوید: اینها حقیقتاً درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با اینها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، گعده داریم، صحبت می‌كنیم. یك بار ندیده‌ام كه اینها راجع به پولی، امكاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بكنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یك فرد معمولی است.
 
آقا مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان كه طلبه‌ قم بودند،‌ الان هم قم هستند.‌ خانه‌ای اجاره كرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یك روز برای ناهار دعوت كردند. ما رفتیم منزل ایشان. یك سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یك گلدان معمولی خریدیم و رفتیم كه دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب كردم كه آیا این خانه، خانه‌ یك تازه‌داماد است؟! حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول كشور، حتّی خانه‌ یك تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یك خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یك زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یك تازه‌داماد و یك تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌كردم. حواسم بود و تا آنجا كه می‌توانستم، رصد می‌كردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موكت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.
 
آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همكاری دارند والاّ هیچ كدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و كار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت كرده‌اند. خود آقا مصطفی كه الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌كنند. ایشان مكاسب و كفایه در قم تدریس می‌كنند.
نحوه اداره زندگی آیت‌‌الله خامنه‌ای

حجت‌الاسلام مروي مي‌افزايد: اداره‌ زندگی ایشان عمدتاً‌ یعنی آن قدر كه من اطلاع دارم كه تا حدی دقیق است‌ بیشتر از نذوراتی است كه مردم در مورد حضرت آقا انجام می‌دهند. نذورات می‌آید. برای امام هم (رضوان‌الله تعالی علیه) خیلی نذورات می‌رفت. برای حضرت آقا هم نذورات زیاد می‌آید كه نذر شخصی آقا می‌كنند كه آقا، زندگی‌شان عمدتاً از همین نذورات اداره می‌شود و از بیت‌المال و از دفتر استفاده نمی‌كنند. از وجوهات كه اصلاً هیچ استفاده نمی‌كنند. عمدتاً همین نذورات است.
 
بیدارشهر:ساده زیستان امثال ایشان و امام خمینی و شهید رجایی در میان رهبران و امپراتورها و پادشاهان و روسای جمهوری  در  تاریخ جهان کمتر وجود داشته است و بسیاری از مردم ایران عاشق و شیفته ی رهبران و بزرگان ساده زیست می باشند و از شنیدن داستان زندگی آنها لذت می برند هر چند که خود به شیوه ای دیگر زندگی میکنند.ایرانیان عاشق شجاعت و عدالت و ساده زیستی حضرت علی میباشند ولی بسیاری از آنها به آویختن تبر و کشکولی به دیوار خانه های مجللشان  اکتفا میکنند.
 

+ نوشته شده در  88/06/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

 

تمامی ساعات و روزها و شبهای یک سال مبارک و فرخنده است و هر یک از اعداد و حروف و علائم و گیاهان و جانوران و موجودات ارزش خاص خود را دارند و هیچیک نحس نیستند.

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

همه ی دختران دم بخت باید بدانند که از علف کاری ساخته نیست و آنچه بختشان را خوش مینماید همانا کسب دانش و هنر و دوری از رفتارهای جلف و خوارکننده و روی آوردن به گفتار و پندار و کردار نیک و اخلاق خوش و حجب و حیای ایرانی میباشد .

۱۳ به در - سیزده به در - سبزه گره زدن

+ نوشته شده در  88/01/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ساده باید زیست.

در جاده ی زندگی سبک بار باشیم.

اسلام و فرهنگ ساده زیستی

مردم سرزمینهای مختلف با طلوع اسلام به یکی از زیباترین رموز زندگی معنوی پی بردند و آن این بود که برای برخورداری از زیستنی عاری و خالی از دغدغه های ناروای بازدارنده می باید به ساده زیستی روی آورند.

 آموزه های دینی هم بر این مهم تاکیدی وافر داشت. ساده گرفتن گذران حتمی دنیا ولی جدی گرفتن غایت آن.

به هر حال در چند روزه عمر که عرصه اندوختن توشه های گران برای آخرت باقی است همه تکاپوی انسان باید به کار گرفته شود.

 تن آسایی و تن پروری و سپردن سکان زندگی به تکلف های بی ثمر، نهایت سقوط فکری انسان است.

 انسان میباید ساده زیست کند اما نه اینکه اهل ساده اندیشی باشد.

 اما این ساده زیستی به معنای ساده زیستی نظری و فکری نیست.

 ساده زیستی به معنی پرهیز از تعلق به زیورهای نازل و ناپایدار دنیوی است؛ زیورهایی که برای روح پرواز خوی انسان مفسده ماندن و پلاسیدن را به همراه دارد.

 

+ نوشته شده در  87/02/17ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

وارستگي

 

داشتم فكر ميكردم كه رستگاري يعني چه؟ وارستگي يعني چه ؟ آيا هر دو به معني رها شدن است ؟ فلاح همان رستگاريست ؟ آزاد شدن و آزادي هم معني ميدهد؟ قناعت و ساده زيستي چه رابطه اي با وارستگي دارد ؟ فرد وارسته چه مشكلاتي را براي همسر و فرزندانش به وجود مي آورد ؟ رابطه ي خست با قناعت چيست ؟ رابطه ي تنبلي با ساده زيستي چيست ؟ مشكلات فرد قانع در خانواده چيست ؟ فرزندان فرد ساده زيست با چه مشكلاتي مواجه هستند ؟

يكي آرزويش اين است كه در اطاقي محكم و با ديوارهاي گچ و خاكي و با حداقل اسباب و اثاثيه در يك روستا زندگي كند ولي از امكاناتي مانند اينترنت و ماهواره برخوردار باشد. ولي خانواده اين آرزو را ندارد . آيا اين مانعي در وارسته شدن نيست ؟ آيا افرادي با خوي درويشي بهتر نيست ازدواج نكنند؟

حقيقت زندگي هر انساني را با مشكل و زحمت  رو به رو ميكند ؟ هم آنكه دنيا را دوست ندارد و هم آنكه دنيا را دوست دارد و تلاش مينمايد كه به هر نحو شده قدر و سهم بيشتري از آن را داشته باشد .شايد  مطلب را ادامه بدم . آيا بدم ؟ آيا ندم ؟

با <فلح >ادامه ميدهم ببينم به كجا ميرسم . در قرآن مجيد كلمات هم خانواده زير وجود دارد :

  1. افلح - 4 بار - AFLAHA
  2. تفلحو - يكبار - TOFLEHU
  3. يفلح -  9 بار - YOFLEHO
  4. يفلحون - 2 بار - YOFLEHUNA
  5. المفلحون - 12 بار - ALMOFLEHUNA
  6. المفاحين - يكبار - ALMOFAHINA

براي اولين بار از اين خانواده مفلحون آمده است . در آيه ۵ از سوره ي بقره و با ترجمه ي آيات قبلي از اين سوره  :

  1. الم
  2. اين كتابيست كه شك در آن روا نيست راهنماي پرهيزگاران است.
  3. همان كساني كه به غيب ايمان دارند و نماز را بر پا ميدارند و از آنچه روزيشان داده ايم ، انفاق ميكنند .
  4. و كساني كه به آنچه بر تو نازل شده است و آنچه پيش از تو فرود آمده است ، ايمان دارند و هم آنان به آخرت ايقان دارند .
  5. اينان از جانب پروردگارشان از هدايتي برخوردارند و هم اينان رستگارانند.

نتيجه : پرهيزگاران رستگارانند .

شايد ادامه داشته باشد .

    • قرآن راهنماي آنهايي است كه ميدانند آنچه انسان ميداند تمامي آنچه كه بايد بداند نيست و در كنار معلومات ، مجهولات و در كنار دانسته ها ، ندانسته ها قرار دارد.
    • قرآن راهنماي آنهايي است كه خداشناس و خدا پرست هستند و به ديگران كمك ميكنند و ميدانند كه  اعمال نيك و بدشان  هم در زمان حيات و هم بعد از حيات در زندگي خودشان و ساير انسانها تاثير ميگذارد .
    • اين انسانهاي دانا و درستكار وارسته هستند . رسته اند . رسته گارند . رستگارند .

 رستگاران از چه رسته اند ؟

  • از اندوه و غم و غصه.
  • از آه و حسرت و افسوس.
  • از ترس و اضطراب و تشويش .
  • از حسد و كينه و حرص .
+ نوشته شده در  86/06/01ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ساده زيستی

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: گفت و گوي اديان و تمدنها

آيت‌الله خامنه‌اي در تمام طول زندگي، مشي ساده‌زيستي و مردمي بودن را حفظ كرده و تمام اطرافيان و مسوولان كشور را نيز به اين امر دعوت مي‌كنند. رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره‌هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده‌شان مي‌گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مي‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مي‌کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»

اما خانه‌اى را که خانواده سيد جواد در آن زندگى مى‌کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مي‌کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقيرنشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زيرزمين تاريک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عده‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»

كودكي ايشان در شرايطي سپري مي‌شد كه اغلب مادر بزرگوارشان از لباس‌هاي كهنه پدر، برايشان لباس تهيه مي‌كردند كه غالبا داراي چند وصله بود.

ايشان در پيامي به مناسبت آغاز فعاليت مجلس هفتم توصيه مي‌كنند:
«پيوند حقيقي با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگي آنان است. ساده‌زيستي و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه کردن بيت‌المال در امور شخصي و غير ضروري، شرط لازم براي حفظ اين پيوند است. ترويج فرهنگ اشرافي‌گري و تجمل و سفرهاي پرهزينه و بيهوده خرجي از کيسه‌ي مردم، دور از شأن نمايندگي و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده با مردم است.»

رهبري انقلاب برخلاف بسياري از مقامات عالي‌رتبه كشورهاي مختلف، هميشه در شرايطي كاملا عادي و ساده زندگي كرده‌اند و به گفته‌ي كساني كه با ايشان ارتباط بيشتري دارند، زندگي او در پايين‌ترين سطح و با کم‌ترين امکانات است و مانند معمولي‌ترين افراد جامعه زندگي مي‌کند.

حجت‌الاسلام سيدعلي اكبري در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود مي‌گويد:
«ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري کنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند که ايشان چگونه زندگي مي‌کنند. آقا فرمودند:«اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد مي‌ترسم خيلي‌ها باور نکنند.»

سردار سرلشکر سيدرحيم صفوي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد:‌
روزي که در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهرباني به من فرمودند:«آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد». بنده در عين حال که اين را توفيقي مي‌دانستم، خدمتشان عرض کردم: «اسباب زحمت مي شود.» مقام معظم رهبري فرمودند:«نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم مي‌خوريم.» وقتي‌که سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نيز مي‌گويد:
با اين‌که مقام معظم رهبري مي‌توانند از همه‌ي امکانات مادي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يک شهروند معمولي پايين‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر اين که از يک زندگي معمولي سطح پايين بهره مي‌برند، دائماً به مسوولان سفارش مي کنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اصراف نکنيد.»

آيت‌الله خامنه‌اي معتقدند که مردم را بايد عملاً به ساده زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصي که برنامه خواندن صيغه‌ي عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يک ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند: «خرج‌هاي گزاف نداشته باشيد؛ تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد.» خود آقا هم در زندگي خصوصي‌شان، دقيقاً همين طور عمل مي‌کنند. معظم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌کنند و نه از وجوهاتي که از اطراف و اکناف خدمت ايشان مي‌آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي‌کنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است که علاقه‌مندان و ارادتمندان معظم لَه تقديم مي‌کنند. فرزندان آقا هم همين طور زندگي مي‌کنند و همين سادگي و ساده زيستي را دارند.

دکتر غلامعلي حداد عادل در خاطراتش مي‌گويد:
در اوايل رياست جمهوري آيت‌الله خامنه اي، يک شب ديداري با ايشان داشتم. صحبت به درازا کشيد، معظم لَه فرمودند:
«شام پيش ما بمان.»
من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا مي‌توانستم مدتي بيش‌تر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند:
«من نمي‌دانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم مي خوريم.»
از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند:
«خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفته‌ام که هر چه باشد با هم مي‌خوريم.»

از جواب‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي، احساس کردم که در منزل به اندازه يک نفر شام کنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند:
«عيبي نداره! هر چه هست براي ما بفرستيد، قدري هم پنير و ماست همراهش کنيد.»
پس از گذشت حدود يک ربع، يک بشقاب برنج ساده با يک کاسه کوچک خورشت معمولي خيلي متوسط و مختصر آوردند .قدري هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف کرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شکر کردم که چنين تحولي در کشور ايجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذيري وجود داشت و امروز رييس‌جمهور چه ساده زندگي مي‌کند.

زندگي آيت‌الله خامنه اي هنوز هم همين طور است. روش ايشان در زندگي عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جويي دعوت مي کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جويي عمل مي نمايند.

آيت‌الله سيدمحمودهاشمي شاهرودي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد:
زندگي شخصي آقا از سادگي و سلامت خاصي برخوردار است. اين سادگي به زندگي نزديکان ايشان نيز سرايت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا يک ميز ساده و قديمي ديدم. در کنار ميز نيز يک صندلي کهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در کتابخانه ي ساده ي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي‌کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني«ره»نيز مي‌گويد:
بر خود واجب مي‌دانم که شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين که رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلکه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ي معظم لَه روي موکت زندگي مي‌کنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يک فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موکت پناه بردم.

آيت‌الله مصباح يزدي نيز مي‌گويد:
مصرف گوشت خانه‌ي آيت‌الله خامنه‌اي در زمان رياست‌جمهوري تنها از طريق کوپن بود.ايشان در آن زمان به من فرمودند: «من تاکنون غير از همان گوشت کوپني که به همه مردم داده مي‌شود گوشت ديگري از بازار نخريده‌ام.» امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است.

سيد علي اکبر طاهايي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد:
« من در آن زمان نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يکي از بچه‌ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات کرد. ايشان نيز يکي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. کسي نمي‌دانست که ايشان کيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت:
«براي مداواي فرزندتان روزي يک ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت:
«ما چنين امکاناتي را نداريم» پزشک که ايشان را نمي شناخت عصباني شد و گفت:
«مگر امکان دارد درخانه اي برنج نباشد؟» همسر مقام معظم رهبري فرمود:
«آقاي ما اجازه نمي‌دهد که در خانه، غير از برنج کوپني استفاده کنيم و آن هم کفاف خوراک ما را بيش از يک بار در هفته نمي‌دهد.»

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي اصغر باقي‌زاده نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد:
زماني که مقام معظم رهبري در ايرانشهر تبعيد بودند، در ساختماني که يک اتاق و يک آشپزخانه داشت زندگي مي‌کردند. همين مکان کوچک هر روز پذيراي تعداد زيادي از مهماناني بود که از راه‌هاي دور و نزديک به آن جا مي‌آمدند. من هم توفيق داشتم که در آن روزها به ديدن ايشان بروم. چون به ايرانشهر رفتم وآقا را زيارت کردم، ديدم که تک و تنهايند و کسي کمک کار ايشان نيست. تصميم گرفتم چند روز در آن‌جا بمانم و به معظم‌لَه کمک کنم. در تمام روزهايي که من در محضر آقا بودم، غذاي ايشان و مهمان‌ها سيب زميني، نيمرو وتخم مرغ آب پز بود.

زهرا رهنورد نيز تعريف مي‌كند:
« در زمان رياست جمهوري آيت‌الله خامنه اي، روزي همسر ايشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «کوپن قند و شکر ما تمام شده است، اگر شما قند و شکر داريد مقداري به ما قرض بدهيد».

سردار سرتيپ پاسدار شوشتري نيز در با اشاره به توجه رهبري به ساده‌زيستي و پرهيز از تجمل‌گرايي مي‌گويد:
« مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آن‌ها را جمع کرديم و فروختيم و يک مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آن‌ها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه کنيم. وقتي زيلوها را عوض کرديم و فرش‌ها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند:
«اين‌ها ديگر چيست؟» گفتم:
«زيلوها را عوض کرديم».فرمودند:
«اشتباه کرديد که عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بي‌فايده ديدم و با هزار مکافات رفتم و زيلوها را پيدا کردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي که واقعاً به آن‌ها نگاه مي‌کردي، مي‌ديدي که نخشان در آمده و ساييده شده‌اند.

 

 

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سادگی = زيبايی

دستبند ----> ندارد
گردن بند ----> ندارد
گوش بند -----> ندارد
تاج سر----> ندارد
ولی
مهربان و ساده زيست است.
امروزه زنی چنين ، خود گوهری گران بهاست .
زن قرن ۲۱ پايبند زيورآلات نيست .اگر بود فکرش قرون وسطايی است و با خود جهنم را به خانه ی شما می آورد . مگر اينکه مرد نيز قرون وسطايی باشد .

 

 

 

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت   توسط اکبر ستاری  |