تبليغاتX
بیدارشهر

بیدارشهر

(بـهـتـان ) از ريـشـه (بهت ) ، دروغى است كه به خاطر بزرگى و زشتى ، شنونده را مات و مبهوت مى سازد.

پوپولیسم

 

 سمبل یا نماد حزب دمکرات آمریکا تصویری از یک خر است با رنگهایی برگرفته از پرچم آمریکا.

نگاره‌ای از ۱۸۹۶ که در آن رهبر حزب پوپولیست آمریکا در حال بلعیدن نماد حزب دموکرات آمریکا است.

پوپولیسم (به انگلیسی: Populism) آموزه و فلسفه‌ای است در طرفداری از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نابغه و نخبه.

نظرات آقای اکبر اعلمی:

توسل به روش های پوپولیستی و عوامفریبانه از ناحیه هر شخص و گروهی که باشد اقدامی زشت و ناپسند است و اگر این عمل با نام اصلاح طلبی انجام شود اقدامی زشتر و  غیر قابل دفاع است.  اصلاح طلبی ایجاب می کند بجای توسل به مفاهیم و مقولات عوامفریبانه و بعضا بی محتوا نظیر عطر گل یاس ،عبای شکلاتی ،پارچه سبز و سوء استفاده ی ابزاری از مفاهیم مذهبی مانند سیّد و میر ،لازم است نسبت به رویکرد و کارنامه کاندیداها در مورد بنیان های عمیقی چون دموکراسی ،آزادی ،حقوق بشر ،حقوق اجتماعی ،حق انتخاب شدن ،عدالت اجتماعی ،حقوق شهروندی ،آزادی بیان ، آزادی انتخاب ،گردش آزاد اطلاعات و تحمل مخالفین متمرکز شده و مخاطبین خود را از این طریق جلب نمایند. آقای "غ" در اردبیل به عنوان عضو فعال ستاد یکی از کاندیداها چند متر پارچه سبز را به یکی از افراد پر نفوذ در دهستانی داده و گفته که فلانی سلام رساند و این پارچه ها را فرستاده است تا با توزیع آنها در میان روستائیان خیر و برکت به روستای شما سرازیر شود . این رفتار ها و پیوند زدن قدرت و تقدس که در ارومیه و سایر نقاط ایران هم به عنوان یک ترفند و جریان سازی تبلیغاتی بکار گرفته می شود چه نسبتی با اصلاحات دارد و چه تفاوتی میان چنین کاندیدائی با شخصی که قدرتش را با چاه جمکران و هاله نور پیوند زده است وجود دارد!؟

نظرات زیبا کلام:

قلم

 گرچه مردم‌گرایی و مردم‌فریبی هر دو به مردم مربوط می‌شوند ولی تفاوت‌های اساسی باهم دارند. مردم‌گرا بودن، دموکراتیک بودن است و اینکه رأی مردم، نظر آنها و شخصیت سیاسی آنها از جانب حکومت و شخص سیاسی، محترم شمرده شود.
مردم فریب به گونه‌ای رفتار می‌کند که مردم تصور کنند که به آنها خدمت می‌کند و در سَمتِ صلاح و خیر آنها حرکت می‌کند، در حالی که بیشتر در جهت حفظ منافع خود گام برمی‌دارد. مردم فریب سعی ‌می‌کند که مردم او را باور کنند؛ او به دنبال منافع مردم نیست بلکه به دنبال منافع خود است ولی هنر او در این است که مردم فکر می‌کنند به فکر آنهاست.
رواج اندیشه‌های پوپولیستی در کشورهای توسعه نیافته و به لحاظ سیاسی عقب مانده، بیشتر است. در جوامع توسعه یافته درک سیاسی مردم بالاست و چون این جوامع دموکراتیک هستند، با حضور مطبوعات، شخصیت‌ها، احزاب و نمایندگان مجلس، خیلی سخت است که یک فرد مردم فریب بتواند مطرح شود؛ چراکه نهادهای دیگری هستند که کارهای او را به نقد و چالش می‌کشند و بررسی می‌کنند.
ممکن است گاهی مردم در جوامع توسعه یافته اطلاعات سیاسی کامل نداشته باشند، ولی به دلیل وجود نهادهایی که تحت عنوان جامعه‌ی مدنی وجود دارد، یک فرد پوپولیست نمی‌تواند برای مدت زیادی مردم را به دنبال خود بکشد. اما در جوامع توسعه نیافته هم مردم اطلاعات کمی دارند و هم نهادهای منتقد دولت قوی نیستند؛ از اینرو احتمال اینکه این جوامع به سمت پوپولیسم حرکت کنند، زیاد است.
 البته ما نمی‌توانیم هر شخصیتی که می‌خواهد اصلاحات انجام دهد را عوام‌گرا و مردم‌فریب قلمداد کنیم. بلکه می‌خواهیم بگوییم احتمال به وجود آمدن پوپولیسم، در جوامع توسعه‌نیافته بیشتر است. بسیاری از افردی که حالت منجی پیدا کرده‌اند در دوران خود ما نیز در کشورهای توسعه نیافته بودند.
 

+ نوشته شده در  88/03/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خانه ی اوباما

کاخ سفید (به انگلیسی: White House) محل زندگی و کار رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا است.

امروزه کاخ سفید به سه قسمت منزل ریاست جمهور در مرکز، شاخه شرقی کاخ، و شاخه غربی کاخ تقسیم گردیده است. ساختمان کاخ سفید شامل شش طبقه است: طبقه همکف، طبقه کشور، طبقه دوم ،طبقه سوم و دو طبقه زیرزمین. و مساحتی برابر ۵٬۱۰۰ متر مربع را می پوشاند. ۱۳۲ اتاق و ۳۵ دستشویی٫ پنج آشپز تمام وقت و روزانه حدود ۵٬۰۰۰ بازدید کننده دارد.کاخ سفید در شماره 1600( Pennsylvania Avenue NW)واقع شده است. به عنوان دفتر مجریه رئیس جمهور امریکا واژه خانه سفید غالبا کنایه از کابینه ریاست جمهوری امریکا است. کاخ سفید متعلق به پارک ملی ( National Park Service) است که بخشی از پارک پرزیدنت(President's Park) است.

+ نوشته شده در  87/09/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ساختمان کاپیتول

ساختمان کاپیتال (به انگلیسی: United States Capitol) جایگاه دائمی کنگره ایالات متحده آمریکا است، و در شهر واشنگتن دی سی قرار دارد.

این بنا اول بار در سال ۱۷۹۳ ساخته گردید[۱]، و به سبک معماری نئوکلاسیک آمریکایی میباشد.

ساختمان شامل دو شاخه است. یکی حامل مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا است، و دیگری حامل مجلس سنای ایالات متحده آمریکا است. بر روی گنبد مرکزی بنا، مجسمه آزادی دیده میشود.

مجسمه ی روی گنبد

مجسمه آزادی (به انگلیسی: Statue of Freedom) مجسمه‌ای است که از سال ۱۸۶۳ تا کنون بر روی گنبد مرکزی ساختمان کاپیتال ایستاده‌است.

+ نوشته شده در  87/08/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نیروی دریایی آمریکا


July 7, 2008

The Navy Fact File contains descriptions of the roles and characteristics of Navy ships.

The make-up of a
Carrier Strike Group (CSG)
The make-up of a Carrier Air Wing (CVW)
The make-up of an Expeditionary Strike Group (ESG)


Navy Personnelپرسنل
Active Duty:   332,181
 
Officers:   52,383 افسران
 
Enlisted:   276,528 وظیفه
 
Midshipmen:   3,270 دون پایه
Ready Reserve:   125,385 [As of 08 May] آماده
 
Selected Reserves: 69,555
 
Individual Ready Reserve: 55,830
Reserves currently mobilized:   5,697 [As of 03 Jul] احتیاط
Personnel on deployment:   59,855 در حال استخدام
Navy Department Civilian Employees:   181,692
Ships and Submarinesکشتی ها و زیر دریائی ها
Deployable Battle Force Ships: 280
 
Ships Underway (away from homeport): 124 ships (44% of total)
 
On deployment: 109 ships (39% of total)
 
Attack submarines underway (away from homeport): 28 submarines (51%)
 
On deployment: 19 submarines (35%)
Ships Underway
 
Carriers:
USS Kitty Hawk (CV 63) - Pacific Ocean
USS Abraham Lincoln (CVN 72) - 5th Fleet
USS George Washington (CVN 73) - Pacific Ocean
USS Ronald Reagan (CVN 76) - Philippine Sea
 
Amphibious Warfare Ships:
USS Nassau (LHA 4) - Atlantic Ocean
USS Peleliu (LHA 5) - 5th Fleet
USS Bataan (LHD 5) - Atlantic Ocean
USS Bonhomme Richard (LHD 6) - Pacific Ocean

Aircraft (operational): 3700+

+ نوشته شده در  87/04/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اتحادیۀ اروپا

 

تاریخچۀ اتحادیۀ اروپا

 EUROPEAN UNION(EU)

۱۹۵۱ - امضای پیمان  برای تشکیل (جامعه ی زغال سنگ و فولاد اروپا)

۱۹۵۲ - تاسیس (جامعه ی زغال سنگ و فولاد اروپا)

۱۹۵۷ - امضای (پیمان رم ) برای تأسیس (جامعه ی اقتصادی اروپا)

 ۱۹۵۷ - تشکیل ( جامعۀ انرژی اتمی اروپا)

۱۹۶۵ - تعیین دستور کار تشکیل نهادهای مشترک میان سه جامعۀ فوق

۱۹۶۷ - تشکیل جامعۀ اروپا

۱۹۹۱ - پیمان ماستریخت هلند با امضای سران جامعۀ اروپا

۱۹۹۳ - اتحادیۀ اروپا پا به عرصۀ وجود گذاشت .

با تأسیس اتحادیۀ اروپا ، شهروندان کشورهای عضو علاوه بر تابعیت کشورهای متبوع خود ، تابعیت اتحادیۀ اروپا را نیز به دست آوردند.

اهداف تشکیل اتحادیۀ اروپا

  1. گسترش هر چه بیشتر همکاریهای اقتصادی و مالی
  2. اتخاذ سیاستهای مشترک در امور خارجی و دفاعی
  3. همکاری در امور داخلی و قضایی

نهادهای عمدۀ اتحادیۀ اروپا:

  1. کمیسیون اروپا
  2. شورای اتحادیۀ اروپا
  3. پارلمان اروپا
  4. دیوان دادگستری جوامع اروپایی

اعضا:

آلمان-بلژیک-ایتالیا-فرانسه-لوکزامبورگ و هلند (مؤسسین)

و انگلستان- ایرلند-دانمارک- یونان-اسپانیا-پرتغال-اتریش - سوئد-فنلاند-استونی- اسلوواکی- اسلوونی- چک- بخش یونانی نشین قبرس - لاتویا-لهستان- لیتوانی-مالت-مجارستان-رومانی-بلغارستان

یورو واحد پول اروپایی از ۱۹۹۹ در مبادلات بانکی و نقل و انتقالات حواله ای در میان کشورهای عضو رایج شد و از ژانویه ی ۲۰۰۲ در ۱۲ کشور عضو به صورت سکه و اسکناس رواج یافت و این دوازده کشور پول ملی خود را از دور خارج نمودند.

 

+ نوشته شده در  87/02/25ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

در باره ی همسایه ی شمالی

نظام حکومتی

با فروپاشی شوروی در سال 1991 و تصویب «اعلامیه حقوق و آزادی های افراد» توسط کنگره نمایندگان خلق و ضمیمه ساختن آن به قانون اساسی، روسیه نظام چند حزبی سیاسی را مورد تاکید قرار داده و در حالی که نظام فدرال همچنان پابرجا ماند، وجود هر گونه ایدئولوژی دولتی را رد کرد. اما قوای سه گانه از یکدیگر تفکیک شدند. قانون اساسی روسیه در رفراندوم 12 سپتامبر سال 1993 با 58 درصد آرا به تایید عموم رسید و طبق آن حکومت این کشور، جمهوری فدراتیو شد. قوه مقننه یا مجلس فدرال از ترکیب شورای فدراسیون با 178 عضو و دومای کشوری با 450 عضو تشکیل می شود. نیمی از اعضای دوما از طریق انتخابات مستقیم در حوزه های انتخابی منطقه ای به مجلس راه می یابند و نیم دیگر بر اساس فهرست های حزبی برگزیده می شوند. رییس جمهور روسیه از طریق انتخابات به مدت 4 سال انتخاب و بیش از دوبار نمی تواند به این پست برگزیده شود.

انتخاب نخست وزیر، با تایید دوما رییس بانک مرکزی، قضات دادگاه های عالی دادگاه قانون اساسی و دبیر شورای امنیت به عهده رییس جمهور است.

دولت فدراسیونی روسیه:

دولت فدراسیون روسیه مرکب از نخست وزیر، معاونان نخست وزیر و وزرای فدرال است. وظایف دولت اجرای سیاست خارجی، تضمین امنیت و دفاع از کشور، حفاظت از قانون و ایجاد نظم است. روش فعالیت دولت در قانون اساسی تعریف شده است. رییس جمهور می تواند قطعنامه های صادره از سوی دولت را وتو کند. رییس جمهورقبلی این کشور برای دو دوره متوالی ولادیمیر پوتین بود.

- احزاب فدراسیون روسیه

در طول دوران اتحاد شوروی، طبق قانون اساسی مصوب سال 1977، حزب کمونیست به عنوان تنها حزب و نیروی هدایت کننده جامعه شوروی با هدف برپایی و استقرار نظام کمونیستی در اتحاد شوروی بوده که کلیه سیاستهای داخلی و خارجی کشور را شکل می داد.

در سال 1999 میلادی، احزاب سیاسی زیادی در روسیه تشکیل شدند و همچنین در جولای 1996 تعداد 86 حزب سیاسی قانونی و تعدادی نیز تشکیلات سیاسی منطقه ای وجود داشت.

از جمله احزاب فدراسیون روسیه می توان به: حزب کمونیست فدراسیون روسیه، حزب وحدت، حزب همه روسیه، حزب وطن، حزب اتحاد نیروهای راستگرا، حزب لیبرال دموکرات روسیه، یابلوکو (جبهه مخالف دموکرات فعلی روسیه)، حزب خانه ما روسیه، حزب سیوسیالیست روسیه، حزب زنان روسیه، حزب دموکرات روسیه و...اشاره كرد.

- جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع

پس از کودتای محافظه کاران علیه گورباچف در سال 1991، رهبران روسیه، اوکراین و روسیه سفید در قراردادی که در مینسک، مرکز روسیه سفید به امضا رساندند، تشکیل کشورهای مستقل المنافع را اعلام کردند و این در حالی بود که هنوز اتحاد شوروی از میان نرفته بود و در حقیقت ایجاد این جامعه به معنی فروپاشی اتحاد شوروی بود.

- فرهنگی - اجتماعی

تحولات فرهنگی - اجتماعی: پس از فروپاشی شوروی، مهاجرت های گوناگون به این کشور موجب بروز تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و به تبع آن باعث دگرگونی فرهنگی نیز شد و بحران های سیاسی، اجتماعي، اقتصادی و فرهنگی کشورهای تازه به استقلال رسیده اطراف فدراسیون روسیه باعث شد در زمان حکومت گورباچف، شرایط سیاسی بوجود آمده به روسیه سرازیر شوند.

در سال 1989م. 46 درصد، در 1990م. 50 درصد، در 1991م. 57درصد، در 1992م. 6 درصد، در 1993م. 65 درصد و در 1995م. 62 درصد مهاجران را روس ها تشکیل می دادند و بقیه از اقوام دیگر بودند.

یکی از پی آمدهای فروپاشی شوروی، رهایی از قید و بندهای اجتماعی دوران حکومت کمونیستی بود. مخصوصا در فعالیتهای جوانان روسیه تاثیر گذار بود. درآمد کم، تورم شدید ناشی از تغییر حکومت و تبعیضات اجتماعی به مردم خیلی فشار وارد می کرد. این تحول عمده که از زمان اجرای سیاستهای گروباچف آغاز شده بود، با رفع کنترل عقاید شخصی، رفع سانسور در مطبوعات جامعه روسیه، بازگشت بسیاری از نویسندگان روسی به این کشور در کنار انقلاب اقتصادی- سیاسی، تکوین یافت.

- رسانه های گروهی

مطبوعات:

بنا به آمار وزارت مطبوعات، در حال حاضر در روسیه بیش از 20300 رسانه گروهی مختلف از جمله 3400، (66درصد) روزنامه، 5800 (6/28 درصد) مجله و 1100 (4/5 درصد) انواع دیگر نشریات منتشر می شوند. از تعداد عمومی نشریات ثبت شده در روسیه، 1032 روزنامه و مجله به مسکو تعلق دارد. از مجموع نشریات تنها 3827 (8/18 درصد) نشریه با مشاركت مالی دولت منتشر می شود و بیش از81 درصد مطبوعات روسیه خصوصی هستند و هزینه چاپ و توزیع آنها خارج از منابع مالی بودجه دولت تامین می شود.

هفته نامه «آرگومنت و فاکت» (حقایق و بحث) با 3028000 تیراژ، پرفروش ترین نشریه هفتگی و روزنامه «کامسامولسکایا پراودا» با 2893000 تیراژ، «اخبار مسکو» با 2035049 تیراژ، پرفروش ترین روزنامه در روسیه فدراتیو در سال 2000 بودند.

بخشی از روزنامه های مسکو که تعداد آنها از 10 تا تجاوز نمی کند، دارای شمارگانی از 100 تا 700 هزار نسخه هستند، از جمله این روزنامه ها، روزنامه «ترود»، روزنامه «راسیسکایا گازتا»، روزنامه «تریبونا»، روزنامه «ایزوستیا» و ... می باشند. شمارگان گروه دیگری از روزنامه های اصلی مسکو (روزنامه «پارلمانی»، «ورمیا»، «سیودنیا» و «نیزاویسیمایا گازتا) از 50 تا 70 هزار نسخه است.

خبرگزاری ها:

خبرگزاری ایتارتاس که قدیمی ترین خبرگزاری روسیه است، در سال 1904 تاسیس شده. خبرگزاری اینترفکس، غیر دولتی بوده و در سال 1898 در مسکو تاسیس شده است. از دیگر خبرگزاری ها می توان آژانس اخبار «ا.ان.آی»، بنگاه خبرگزاری «فدرال»، خبرگزاری «پست فکتوم» و خبرگزاری «نووستی» را نام برد.

و همچنین تعداد 33 خبرگزاری مهم دنیا در مسکو نمایندگی دارند.

رادیو و تلویزیون:

در حال حاضر در روسیه 5 شبکه اصلی تلویزیونی مشغول پخش برنامه هستند. این شبکه ها عبارتند از ORT- تلویزیون اجتماعی روسیه، RTR- شبکه رادیو و تلویزیونی سراسری روسیه، NTV- تلویزیون مستقل، TV6- شبکه ششم و TV centre- تلویزیون مرکزی. علاوه بر این، سه شبکه تلویزیونی دیگر که دارای جنبه تفریحی و سرگرمی هستند و دو شبکه اختصاصی موسیقی در مسکو وجود دارند. هر ناحیه مسکو حداقل یک کانال کابلی دارد. می توان گفت که هر استان از یک شبکه تلویزیونی و رادیویی برخوردار است.

طبق نظرسنجی های انجام شده، طی چند سال اخیر، شبکه ORT از لحاظ محبوبیت، تقریبا 30 درصد و 8/98 درصد بیننده از روسیه و کشورهای جامعه مشترک المنافع،RTR 15 تا 20 درصد و 91 درصد بیننده در روسیه، NTV با 7 تا 12 درصد (بیش از 100 میلیون نفر) بیننده مقام های اول، دوم و سوم را احراز کرده اند.

در اواسط سالهای 1990 میلادی، چند شبکه رادیو دولتی و خصوصی در روسیه بوجود آمد که مهمترین شبکه های دولتی از این تعداد، شبکه اول رادیو، شبکه «مایاک» (فانوس دریایی) و شبکه «یونوست» (جوانان) می باشد. وسایل فنی این سه شبکه امکان می دهند تا برنامه های آنها در دور افتاده ترین نقاط جهان نیز قابل مشاهده باشد. در نتیجه تحولاتي که در مدیریت و ساختار RTR صورت گرفته است، این شبکه به یک کمپانی نیرومند روسیه تبدیل شده است. تمام شبکه های رادیو و تلویزیون دولتی در چارچوب آن تحت عنوان VGTRC ادغام شده اند. بدین ترتیب در حال حاضر کمپانی مذکور دارای دو شبکه «روسیه» و «فرهنگ»، 3 شبکه رادیویی سراسری و حدود 80 شبکه تلویزیونی و رادیویی محلی است.

تحصیلات عالی:

آموزش عالی در روسیه فدراتیو شامل 567 موسسه آموزش عالی دولتی و 244 موسسه غیر دولتی است که این تعداد شامل موسسه های نظامی نمی شود. بیشتر از 2600000 دانشجوی روسی و غیر روسی با متجاوز از 220000 استاد، استادیار و مربی در موسسه های آموزش عالی و دانشگاه ها به تحصیل مشغول هستند.

آزمون ورودی دانشجویان خارجی: دانشجویان خارجی باید در دوره آموزش زبان روسی شرکت نموده و در آزمون نهایی آن نمره قبولی بگیرند.

کمک هزینه: دولت روسیه هر ساله برای دانشجویان خارجی هزینه تحصیلی اعطا می کند که شامل کلیه هزینه های تحصیل، کرایه محل اقامت و هزینه درمان است. هزینه های مزبور هر ماه برای دانشجویان روسی بیش از 75000 روبل است. بورسیه دولتی شامل کلیه این موارد بوده و دانشجویان خارجی لزومی به پرداخت پول ندارند. دانشجویان غیر بورسیه ای باید کلیه هزینه های فوق را که هر سال بسته به رشته و موسسه تحصیلی بین 3000 تا 10000 دلار است، پرداخت نمایند. محل اقامت: عملا کلیه موسسات عالی آموزشی دارای خوابگاه هایی هستند که در دسترس دانشجویان قرار می دهند، اما موسسه های مزبور هر یک جهت استفاده از آنها دارای قوانین و مقررات خاصی هستند. اطاق های دانشجویان دو یا سه نفره بوده و هر کدام دارای سرویس بهداشتی است.

شرایط استفاده از بورس تحصیلی:

داوطلبان تحصیل در موسسه های عالی آموزشی روسیه باید دارای گواهینامه تحصیلی معادل شده دوم دبیرستان در روسیه باشند و نمره درس های اصلی نباید کمتر از 80 درصد از بهترین نمره ها باشد. در سایر دروس نیز باید دارای نمرات خوبی باشند. فاصله فارغ التحصیل شدن از دبیرستان فوق دیپلم و یا موسسه های عالی فنی نباید بیشتر از سه سال باشد.

متقاضیان تحصیل باید مدارک خود را که شامل موارد زیر می باشد، از طریق سفارت روسیه به وزارت آموزش و پرورش روسیه ارسال نمایند.

1- فرم تقاضا به زبان انگلیسی و روسی 2- نسخه ای از گواهی نامه تایید شده شامل دیپلم و ریز نمرات 3- گواهینامه تایید شده پزشکی مبنی بر سالم بودن متقاضی 4- نتیجه به موقع آزمایش HIV که توسط مقامات مربوط تایید شده است 5- تصویری از شناسنامه تایید شده 6- شش عدد عکس 4*6

تاریخ حضور متقاضیان در روسیه که در موسسه های عالی پذیرفته شده اند به ترتیب زیر است:

- پیش دانشگاهی ها از اول تا 15 سپتامبر

- دوره های کارشناسی ارشد و کلاس های آمادگی، قبل از ماه سپتامبر

*دانشگاه دولتی ام.گ.او و لومونوسف مسکو

دانشگاه دولتی مسکو، یکی از قدیمی ترین دانشگاه های روسیه و یکی از بهترین دانشگاه های جهان تا سال 1950 محسوب می شود که در سال 1755 میلادی در نتیجه سعی و کوشش «میخاییل واسیلویچ لومونوسف»، یکی از دانشمندان، علما و حکمای برجسته قرن 18 روسیه، بنیانگذاری شد.

ساختمان این دانشگاه بسیار بزرگ و دارای 36 طبقه چند ضلعی است. در کنار این برج شاخه های دیگر ساختمان دانشگاه مسکو به شاخه های گوناگون تقسیم شده است. (شاخه آ.ب.و.گ.د.ی. ژ). شاخه آ یا شاخه اصلی دانشگاه شامل بخش اداری و مدیریت دانشگاه و چندین دانشکده (مکانیک، ریاضی، جغرافی، زمین شناسی و طب پایه) آزمایشگاه ها، کتابخانه ها، سالن های مطالعه، موزه، کاخ های فرهنگ، مجتمع ورزشی، سالن سینما و غذاخوری ها است. در ساختمان اصلی دانشگاه مسکو، 68 آسانسور کار می کند. بخش های دیگر (شاخه های ب. و ، برج های 24 طبقه و گ. د. ی. ژ برجهای 9 طبقه دارند) در این شاخه ها حدود 5000 اتاق (بنا به آمار دیگر 6000 اتاق) وجود دارد. علاوه بر آن، برای استادان و پروفسورهای دانشگاه 184 آپارتمان دو و سه چهار اتاقه اختصاص داده شده است. بزرگترین سایت و هواسنج دنیا روی ساختمان دانشگاه مسکو نصب شده است. در این ساختمان عظیم به ارتفاع 2385 متر، هر آنچه برای زندگی لازم باشد می توان یافت. از کلاس های درس، کتابخانه و کتابفروشی گرفته تا کافه و رستوران و مغازه و سینما و استخر و پلی کلینیک و هر چیز دیگر.

http://www.iras.ir/Default_view.asp?@=4418

+ نوشته شده در  87/02/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چه کسانی رئیس جمهور روسیه و شوروی بوده اند؟

  • طی سال های برقراری نهاد ریاست جمهوری در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و فدراسیون روسیه سه رئیس جمهور وجود داشتند: "میخائیل گورباچف" اولین و تنها رئیس جمهور شوروی، "بوریس یلتسین" و "ولادیمیر پوتین":
  • میخائیل گورباچف روز 15 مارس 1990 در سومین گردهمایی فوق العاده نمایندگان مردمی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی بعنوان رئیس جمهور برگزیده شد. 
  • روز 25 دسامبر 1991 با فروپاشی اتحاد شوروی، گورباچف برکناری از ریاست جمهوری را اعلام کرده و حکم انتقال کنترل سلاح هسته ای استراتژیک کشور به "بوریس یلتسین" رئیس جمهور وقت را امضا کرد.
  • روز 25 دسامبر، پس از اعلام برکناری گورباچف، در کرملین پرچم سرخ رنگ شوروی پایین آورده شده و پرچم روسیه فدراتیو شوروی بر افراشته شد. بدین ترتیب اولین و آخرین رئیس جمهور شوروی برای همیشه کرملین را ترک گفت.
  • اولین رئیس جمهور روسیه که در آن زمان هنوز جمهوری روسیه فدراتیو شوروی نام داشت، "بوریس یلتسین" روز 12 ژوئن 1991 طی انتخاباتی سراسری در دور اول با کسب 57.3% آرای کل به پیروزی رسید.
  • با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری یلتسین و بر اساس قانون اساسی فدراسیون روسیه، روز 16 ژوئن 1996 انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. این تنها انتخابات ریاست جمهوری روسیه بود که برای تعیین برنده انتخابات نیاز به دور دوم انتخابات بود. دور دوم انتخابات روز 3 جولای برگزار شد که رقابت شدیدی نیز بین کاندیداها وجود داشت. رقیب اصلی یلتسین، "گنادی زوگانوف" رهبر حزب کمونیست بود. در نتیجه انتخابات، یلتسین 53.81% از آراء را کسب کرده و بطور قابل توجهی از زوگانوف (40.31%) پیشی گرفت. در عین حال 4.82% از مردم نیز مخالف هر دو کاندیدا رای دادند.
  • 31 دسامبر 1999 یلتسین داوطلبانه استعفای خود از پست ریاست جمهوری را اعلام کرده و اختیارات ریاست جمهوری را به "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر وقت محول کرد. روز 5 آپریل 2000 یلتسین، اولین رئیس جمهور روسیه بازنشسته شد.
  • 31 دسامبر 1999 "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور موقت روسیه شد. بر اساس قانون اساسی، شورای فدراسیون (مجلس سنا) تاریخ برگزاری انتخابات پیش از موعد ریاست جمهوری را 26 مارس 2000 اعلام کرد.
  • روز 26 مارس در انتخابات 68.74% از واجدین شرایط شرکت یافتند. پوتین 52.94% از آراء، یعنی بیش از نیمی از آرای کل را به خود اختصاص داد. 5 آپریل سال 2000 کمیسیون مرکزی انتخابات فدراسیون روسیه انتخابات را برسمیت شناخته و ولادیمیر پوتین را رسماً رئیس جمهور کشور اعلام کرد. 
  • 7 ماه مه 2000 پوتین بعنوان رئیس جمهور آغاز بکار کرد.
  • 14 مارس 2004، ولادیمیر پوتین برای دومین دور متوالی بعنوان رئیس جمهور کشور برگزیده شد. در این انتخابات 6 کاندیدا به مبارزه پرداختند که پوتین با کسب 71.31% از آراء به پیروزی رسیده و روز 7 ماه مه 2004 آغاز به کار نمود.
  • قانون اساسی فدراسیون روسیه شرکت در انتخابات ریاست جمهوری برای یک فرد بیش از دو دوره متوالی را ممنوع می کند.

خبرگزاری «نووستی» روسیه، 12 اسفند ماه

+ نوشته شده در  86/12/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

کنفرانس صلح خاورمیانه

۶/۹/۸۶ در شهر آناپلیس آمریکا( ANNAPOLIS)

The United States has invited nearly 50 countries and international organizations to a Middle East peace conference  ...

This law in UN that one member vetos vote of the majority of the members is wildly - madly - insolent - despotic and  pig  .

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آمريكا شناسي

آمریکا شناسی--  U.S.A
ايالات متحده امريكا
آمريكا
كريستف كلمب پرچمدار استعمار «قاره نو»
 
* كريستف كلمب، واقعا كيست.
كريستف كلمب از چهره هاى بحث برانگيز تاريخ است. برخى (از جمله اكثر سرخپوستان آمريكا) او را مسوول مستقيم يا غيرمستقيم كشتار ده هاميليون نفر از مردم بومى و عامل استثمار قاره آمريكا از سوى اروپا به ويژه اسپانيا مى دانند، در حالى كه ديگران به ويژه اروپايى ها، كلمب را به خاطر نقش موثرى كه در گسترش فرهنگ و تمدن غرب ايفا كرد، مى ستايند.
او اگرچه سوداگر و دريانوردى بود كه بر حسب اتفاق موفق به كشف قاره آمريكا شد، اما نتايج اين اقدامش چنان تاريخى و گسترده بود كه همچنان جهان را تحت تاثير خود قرار داده است.
كلمب كه از طرف پادشاهى «كاستيل» (بخشى از اسپانيا) ماموريت داشت تا راهى از سمت غرب به سوى هندوستان بيابد، در سال ۱۴۹۲ميلادى با سه كشتى از عرض اقيانوس اطلس گذشت اما به جاى آسيا به آمريكا رسيد. كلمب هرگز ندانست كه قاره اى ناشناخته را كشف كرده و تا آخر عمر مى پنداشت سرزمينى كه به آن قدم گذاشته، همان هندوستان است.
واقعيت آن است كه در سايه كشف او، اسپانيا و اروپا نه تنها براى حدود چهار قرن بر كشورهاى قاره آمريكا مسلط شدند، بلكه همه كشورهاى اين قاره اعم از كانادا و ايالات متحده آمريكا در شمال كه زير سيطره انگليس رفتند تا آرژانتين و شيلى در جنوب كه به اسپانيا تعلق گرفتند، هويت اصيل خود را براى هميشه از دست داده و به كشورهايى با زبان و حتى فرهنگ استعمارگران تبديل شدند.
بسيارى بر اين باور هستند كه آنچه طى سده ها پس از كشف آمريكا بر ساكنان اصلى اين سرزمين يعنى سرخپوستان گذشت بيش از آنكه به شخص كلمب مربوط باشد نتيجه شرايط اقتصادى و سياسى اروپاى بحران زده قرن پانزدهم بود كه آن چنان مشتاق كشف سرزمين هاى تازه با هدف يافتن بازارهايى جديد بود كه اگر كلمب نيز در ماموريت خود شكست مى خورد، كسان ديگرى دير يا زود قاره آمريكا را پيدا مى كردند.
در هر حال كريستف كلمب با عبور از اقيانوس اطلس بى آنكه خود بخواهد آغازگر اين راه و عصر تازه شد.
* كلمب، دريانوردى جسور
اروپاييان در عصر كلمب براى سفر به هند راهى جز حركت به سمت جنوب و دور زدن قاره آفريقا از كنار دماغه «اميدنيك» و از آنجا پيشروى در مسير شرق تا رسيدن به اقيانوس هند را نمى شناختند.
در دهه ۱۴۸۰ميلادى، كلمب نيز خيال سفر به هند را در سر داشت اما تصميم گرفت با توجه به كروى بودن زمين، براى نخستين بار با حركت مستقيم از اروپا به سوى غرب و عبور از اقيانوس اطلس به آسيا برسد.
از نظر ديگران نقشه جسورانه كلمب، كارشناسى شده، پذيرفتنى و اقتصادى نبود و براى همين، ناچار شد براى يافتن پشتيبانانى در ميان قدرتمندان و افراد صاحب نفوذ كوشش زيادى به كار برد.
بيشتر دريانوردان اروپايى معتقد بودند مسافت ميان اروپا و آسيا از سمت غرب چنان طولانى است كه با كشتى نمى توان آن را پيمود. واضح است كه حق با آنان بود و كلمب اشتباه مى كرد ولى در نهايت همچون بسيارى از مردمان موفق، پيروزى از طريقى غيرمعمول به وى روى آورد.
* گام در راه تغيير تاريخ
كريستف كلمب در آغاز در سال ۱۴۸۵ميلادى طرح خود را به دربار پرتغال ارائه داد و پيشنهاد كرد كه زير پرچم اين كشور در جزاير هند به اكتشاف بپردازد اما كارشناسان پادشاه پس از بررسى به اين نتيجه رسيدند كه خط سير سفر بسيار طولانى تر از آن چيزى است كه كلمب ادعامى كند و درخواست او پذيرفته نشد.او كه از مقامات ليسبون نوميد شده بود به اسپانيا رقيب سياسى پرتغال پناه برد تا از حاكمان آن ديار كمك بخواهد.
 در سال ۱۴۸۵ميلادى بخش اعظم اسپانياى امروزى زير سلطه فرديناند شاه آراگون و ايزابل ملكه كاستيل بود كه پس از ازدواج با يكديگر بطور مشترك بر قلمرويى بزرگ حكومت مى كردند.
كلمب در مجموع توانست نقشه اش را به متخصصان دربار اسپانيا بقبولاند اما هفت سال (تا ۱۴۹۲ميلادى) طول كشيد تا با شاه و ملكه به توافق نهايى برسد.در نهايت، قرار بر اين شد كه نيمى از بودجه سفر را سرمايه داران ايتاليايى بگذارند و نيم ديگر از سوى دولت اسپانيا فراهم شود.
اين ايام مصادف با سرنگونى حكومت اسلامى پس از ۸قرن دوام در اسپانيا و اخراج مسلمانان از اندلس بود. به همين دليل، نبردهاى سخت با مسلمانان و تصرف گرانادا خزانه سلطنتى را تهى كرده بود و پرداخت همين سهم پنجاه درصد هم براى دولت مسيحى اسپانيا آسان نبود. پيش از آغاز سفر، شاه و ملكه، كلمب را به مقام درياسالارى گماردند و سخاوتمندانه حق موروثى حكومت بر تمام سرزمين هاى كشف شده در آن سوى اقيانوس را به وى بخشيدند.
 اين سخاوت احتمالا ناشى از آن بود كه آنان گمان مى كردند كه كلمب هرگز از سفر باز نخواهد گشت.
* آغاز دوران استعمار
چگونگى رفتار با بوميان آمريكا يكى از موارد اختلاف نظر ميان كريستف كلمب و هيات حاكمه اسپانيا بود. ملكه ايزابل و فرديناند اين قوم را اعضاى آينده جامعه مسيحيت مى دانستند و خواستار برقرارى روابط دوستانه با آنان بودند، در حالى كه به عقيده كلمب براى بهره بردارى از منابع سرزمين هاى تازه لازم بود بوميان به بردگى گرفته شوند.
يكبار در ميانه سفر دوم كلمب طى نامه اى به دربار پيشنهاد دستگيرى تعدادى از بوميان ياغى خصوصا كارائيبى ها را مطرح كرد و سپس بدون توجه به مخالفت مقامات، در فوريه ۱۴۹۵ميلادى حدود ۱۶۰۰بومى «آراواك» را به عنوان برده به اسارت گرفت و ۵۵۰نفرشان را نيز به اسپانيا فرستاد. ۲۰۰نفر از بردگان در طول راه مردند و نيمى از بقيه نيز وقتى به مقصد رسيدند بيمار بودند. با اين وجود دولت اسپانيا افراد باقيمانده را پس از گذراندن مراحل قانونى به آمريكا بازگرداند.
كلمب از همان آغاز، كشف طلا را اصلى ترين هدف سفر خود قرار داده بود و براى رسيدن به مطلوبش از اعمال روش هاى افراطى و غيرانسانى ابايى نداشت.در يكى از مناطق هائيتى (هيسپانيولا) او تمام بوميان بالاى ۴۰سال را مجبور كرد كه هر يك مقدار مشخصى طلا براى او پيدا كنند و كسانى كه در موعد مقرر سهم خود را تحويل نمى دادند با مجازات قطع دست روبرو مى گشتند. او در هائيتى نوعى نظام توليتى برقرار كرده بود كه به موجب آن در ازاى مسيحى كردن اهالى بومى، حق استفاده از نيروى كار آنان منحصرا در اختيار اسپانيايى ها قرار مى گرفت. به اين ترتيب برده سازى و برده دارى صورت قانونى يافت. در مناطق زير سلطه اسپانيا بوميان بسيارى بر اثر كار شديد، بيمارى و سوء تغذيه مردند. سياست هاى اقتصادى كلمب و جانشينانش آنچنان زيانبار بود كه به گفته برخى مورخان باعث شد نسل بوميان «تاينو» جزيره هائيتى كه در سال ۱۴۹۳حدود هشت ميليون نفر تخمين زده مى شد در سال ۱۵۴۲ميلادى تقريبا منقرض شوند.
كلمب پس از سپردن امور بدست برادرانش در ۱۰مارس ۱۴۹۶ميلادى هيسپانيولا را به مقصد اروپا ترك كرد و به اين ترتيب، سفر دوم او هم به پايان رسيد.
* سومين سفر كلمب، بركنارى از منصب
كريستف كلمب در سال ۱۴۹۸ميلادى براى سومين بار به قاره آمريكا رفت. او در اين سفر پيش از رسيدن به هيسپانيولا، جزيره «ترينيداد» را در ۳۱ژانويه و بخش هايى از ريزشگاه رودخانه «اورينوكو» در خاك اصلى آمريكاى جنوبى را در اول اوت كشف كرد.
در آن دوران اوضاع در مهاجرنشين اسپانيايى ناآرام بود. مهاجرانى كه وعده هاى كلمب را شنيده و به طمع ثروت هاى بى پايان دنياى نو راهى قاره آمريكا شده بودند، اينك ناخشنود از وضعيت خود بركنارى وى را مى خواستند.
كلمب كه درگير سركوب بوميان بود، براى مقابله با فتنه جديد از خود شدت عمل نشان داد و چند نفر از افرادش را به جرم نافرمانى اعدام كرد. شمارى از ناراضيان پس از بازگشت به وطن، از كلمب به دربار اسپانيا شكايت بردند و او را به سوء مديريت و بى كفايتى متهم كردند.شاه و ملكه يك بازرس سلطنتى به نام «فرانسيسكو د بوباديلا» را مامور رسيدگى به اين شكايات كردند. او نيز پس از ورود به قاره آمريكا در سال ۱۵۰۰ميلادى بى درنگ كلمب و برادرانش را از مناصبشان خلع و همه را
تحت الحفظ به اسپانيا فرستاد.هرچند كلمب پس از مدت كوتاهى بازداشت، آزادى خود را بدست آورد ولى مقام فرماندارى ديگر به او داده نشد.
* سفر آخر
كريستف كلمب در ۹مه ۱۵۰۲ميلادى براى چهارمين و آخرين بار با اين هدف جسورانه به قاره آمريكا رفت تا براى نخستين بار كره زمين را دور بزند. او و پسر كوچك ترش «فرديناند» براى يافتن راه عبورى به سوى غرب، سراسر كرانه هاى آمريكاى مركزى را از «بليز» تا «پاناما» جستجو كردند ولى حادثه تصادف با يك كشتى بازرگانى بومى، آنان را از ادامه سفر بازداشت.
كلمب تا زمان رسيدن نيروى كمكى از هيسپانيولا، به ناچار يك سال را در جامائيكا بسر برد و سرانجام در هفتم نوامبر ۱۵۰۴ميلادى بدون آنكه بتواند آرزويش را جامه عمل پوشاند، به اسپانيا بازگشت.
كريستف كلمب در سال هاى آخر عمر طبق توافقات اوليه با دربار اسپانيا خواستار دريافت ۱۰درصد كل سودهاى بدست آمده از سرزمين هاى جديد شد اما دولت به اين بهانه كه وى ديگر به عنوان فرماندار انجام وظيفه نمى كند، قراردادهاى پيشين را معتبر ندانست و درخواست هايش را رد كرد.به اين ترتيب كريستف كلمب در ۲۰مه ۱۵۰۶ميلادى در اسپانيا درگذشت و پيكر او به مانند دوران زندگى، چند بار ميان اسپانيا و قاره آمريكا را پيمود، به گونه اى كه اكنون مشخص نيست جسد كلمب واقعا در كليساى جامع سوييا جاى گرفته يا آن طورى كه مقامهاى جمهورى دومينيكن مى گويند در كليساى جامع سانتو دومينگو قرار دارد.اگر چه معمولا تاريخ نويسان فرض را بر جنوايى بودن كلمب مى گذارند، ولى مليت واقعى او بطور دقيق روشن نيست و دانسته هااز زندگانى كلمب تا ميانه دهه ۱۴۷۰ميلادى نيز بسيار ناچيز است.به گمان برخى كلمب بيشتر مايل بوده او را اسپانيايى بدانند و به همين دليل اطلاعات و تاريخچه زندگى خود را پنهان مى كرده و حتى براى مكاتبه با ايتاليايى ها نيز زبان اسپانيايى را بكار مى برده است.بنابر برخى گزارشها، با رشد ملى گرايى در غرب قضيه مليت كلمب صورت جدى ترى به خود گرفت، به گونه اى كه در سال ۱۸۹۲ميلادى در خلال جشن هاى آغاز سده پنجم كشف آمريكا مسوولان شهردارى نيويورك مجبور شدند دو مجسمه يادبود كلمب در دو محل، يكى با زيرنويس اسپانيايى و ديگرى به ايتاليايى نصب كنند. اين درحالى است كه خود اسپانيايى ها نيز درباره اينكه كلمب مليت كدام پادشاهى اين منطقه را برعهده داشته است، اختلاف نظر دارند. شمارى از تاريخ نگاران او را باسكى مى دانند. گروهى ديگر مى گويند او يك كاتالان بوده و عده اى نيز حدس مى زنند كلمب يك «كونورسو» (يهودى اسپانيايى مسيحى شده) بود. اين در حالى است كه يونانى ها و پرتغالى ها نيز او را از شهروندان خود خوانده اند.
http://www.abrarnews.com/politic/1385/850518/html/melal.htm

 

Bottom of Form

قانون اساسي ايالات متحده آمريكا

 

مقدمه

ما مردم ايالات متحده، به منظور تشكيل اتحاديه‌اي كامل‌تر، استقرار عدالت، تأمين آسايش ملي، تضمين دفاع مشترك، ارتقاي رفاه عمومي و حفظ بركات آزادي براي خود و آيندگانمان، قانون اساسي حاضر را براي ايالات متحده آمريكا وضع و مقرر مي‌نماييم.

 

اصل اول

بخش 1

كليه اختيارات قانونگذاري اعطا شده در اين قانون اساسي، به كنگره ايالات متحده مركب از مجلس سنا و مجلس نمايندگان، واگذار مي‌گردد.

بخش 2

[1] مجلس نمايندگان متشكل از اعضايي است كه مردم ايالتهاي مختلف هر دو سال يك بار آنان را انتخاب مي‌كنند و رأي دهندگان در هر ايالت بايد از همان شرايط لازم براي رأي دهندگان ايالتي كه مجلس آن ايالت بيشترين نماينده را دارد، برخوردار باشند.

[2] هيچ كس تا زماني كه به سن بيست و پنج سالگي نرسد و هفت سال تبعه ايالات متحده نباشد و در زمان انتخاب، مقيم ايالتي كه از آن‌جا انتخاب مي‌گردد نباشد، نمي‌تواند نماينده (مجلس) شود.

[3] تعداد نمايندگان و ميزان مالياتهاي مستقيم ايالتهايي كه به اتحاديه ملحق مي‌شوند برحسب تعداد جمعيت آنها تعيين مي‌شود. تعداد جمعيت با افزودن سه پنجم ساير افراد به كل افراد آزاد معين مي‌شود. افراد آزاد شامل كساني است كه براي يك دوره چند ساله تعهد خدمت داشته باشند ولي سرخپوستان معاف از ماليات را در بر نمي‌گيرد. سرشماري اصلي ظرف سه سال پس از نخستين اجلاس كنگره ايالات متحده و در هر دوره ده سالة بعدي به طريقي انجام خواهد شد كه كنگره از طريق قانون تعيين مي‌كند. تعداد نمايندگان براي هر سي هزار نفر از يك نماينده نبايد تجاوز كند، ليكن هر ايالت بايد حداقل يك نماينده داشته باشد و تا زمان انجام سرشماري مزبور هر يك از ايالتها به تعداد ذيل نماينده انتخاب مي كنند: ايالت نيوهمپشير، سه نماينده؛ ماساچوست، هشت نماينده؛ رود آيلند و توابع، يك نماينده؛ كانكتيكت، پنج نماينده؛ نيويورك، شش نماينده؛ نيوجرسي، چهار نماينده؛ پنسيلوانيا، هشت نماينده؛ دلاوير، يك نماينده؛ ويرجينيا، ده نماينده؛ كاروليناي شمالي، پنج نماينده؛ كاروليناي جنوبي، پنج نماينده وجورجيا، سه نماينده.

[4] هر گاه كرسيهاي نمايندگي ايالتي خالي شود، مقامات اجرايي آن ايالت دستور انتخابات را براي جايگزيني آنها صادر مي‌كنند.

[5] مجلس نمايندگان رئيس و ساير «مقامات» خود را انتخاب مي‌نمايد و داراي اختيار انحصاري «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» است.

بخش 3

[1] دو سناتور از هر ايالت كه مجلس قانونگذاري ايالتي براي مدت شش سال انتخاب مي‌كند سناي ايالات متحده را تشكيل مي‌دهند و هر سناتور داراي يك رأي است.

[2] در جلسه‌اي كه سناتورهاي مجلس سنا پس از نخستين انتخابات تشكيل مي‌دهند، سناتورها بايد بلافاصله به سه دسته در حد امكان مساوي تقسيم شوند. كرسيهاي سناتورهاي دسته نخست بايد در پايان سال دوم، كرسيهاي دسته دوم در پايان سال چهارم و كرسيهاي دسته سوم در پايان سال ششم خالي شود، به طوري كه بتوان هر دو سال يك بار يك سوم نمايندگان را دوباره انتخاب نمود و چنانچه در دوره فترت مجلس قانونگذاري ايالتي كرسي نماينده‌اي به دليل استعفا يا نظاير آن خالي شود، مقامات اجرايي آن ايالت مي‌توانند تا برگزاري اجلاس آينده مجلس قانونگذاري ايالتي كه كرسيهاي خالي را پر مي‌نمايد به طور موقت انتصابهايي را انجام دهند.

[3] هيچ‌كس تا زماني كه به سن سي سالگي نرسد و نه سال تبعه ايالات متحده نباشد و در زمان انتخاب مقيم ايالتي نباشد كه از آن انتخاب مي‌شود، نمي‌تواند سناتور سنا شود.

[4] معاون رئيس‌جمهوري ايالات متحده، رياست مجلس سنا را به عهده دارد ولي حق رأي نخواهد داشت، مگر زماني كه تعداد نمايندگان موافق و مخالف مساوي باشد.

[5] سنا ساير مقامات خود و نيز يك نفر رئيس موقت را براي مواقع غيبت معاون رئيس‌جمهور و يا زماني كه وي به جاي رئيس‌جمهور ايالات متحده انجام وظيفه مي‌نمايد، انتخاب خواهد كرد.

[6] مجلس سنا به طور انحصاري اختيار دارد كه به كليه «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» رسيدگي كند و اعضاي آن هنگامي كه بدين منظور تشكيل جلسه مي‌دهند، بايد سوگند ياد نموده يا رسماً اظهار كنند كه جز حقيقت نگويند. زماني كه شخص رئيس‌جمهور ايالات متحده محاكمه مي‌شود، رياست جلسه با رئيس ديوان عالي كشور مي‌باشد. هيچ كس را نمي‌توان مجرم شناخت مگر اين كه دو سوم نمايندگان حاضر در اين مورد اتفاق نظر داشته باشند.

[7] در مورد اعلام جرم عليه مقامات دولتي، حكم صادره در حد عزل از سمت، سلب صلاحيت احراز هر گونه سمت افتخاري يا مسئوليت تعهدآور و يا انتفاعي در ايالات متحده خواهد بود؛ با اين حال كسي كه محكوم مي‌شود، براساس قانون تحت پيگرد، محاكمه، محكوميت و مجازات قرار مي‌گيرد.

بخش 4

[1] مجلس قانونگذاري هر ايالت، زمان، مكان و شيوه برگزاري انتخابات سنا و مجلس نمايندگان را مشخص خواهد كرد، ولي كنگره در  هر زمان، از طريق وضع قانون مي‌تواند مقررات مزبور را به جز در موارد مربوط به مكان انتخاب سناتورها، تنظيم نموده يا تغيير دهد.

[2] كنگره در هر سال حداقل يك بار تشكيل جلسه مي‌دهد، جلسه مزبور در اولين دوشنبه ماه دسامبر مي‌باشد، مگر اين‌كه نمايندگان به موجب قانون روز ديگري را تعيين نمايند.

بخش 5

[1] هر يك از مجلسين برانتخابات، گزارش آراي انتخابات و صلاحيت اعضاي خود نظارت مي‌نمايد و جلسات [آنها] با حضور اكثريت نمايندگان رسميت مي‌يابد. اما در صورت به حدنصاب نرسيدن تعداد حضار، جلسه به روز ديگري موكول خواهد شد و مجلس مجاز خواهد بود كه حضور اعضاي غايب را به شيوه و با تنبيهاتي كه خود تعيين مي‌كند الزامي سازد.

[2] هر يك از مجلسين مي‌تواند آيين‌نامه داخلي خود را تهيه و اعضاي خود را به دليل بي‌انضباطي مجازات و با اتفاق نظر دو سوم نمايندگان عضوي را اخراج نمايد.

[3] هر مجلس مشروح مذاكرات خود را در نشريه‌اي تنظيم و هراز چند گاه آن را منتشر مي‌كند و مذاكراتي را كه محرمانه ماندن آنها ضروري باشد، از انتشار مستثني مي‌نمايد؛ و آراي مثبت و منفي نمايندگان هر مجلس در زمينه مسائل مختلف بايد با تمايل يك پنجم اعضاي حاضر، در روزنامه درج گردد.

[4] هيچ يك از مجلسين در مدت تشكيل جلسات كنگره نبايد تشكيل جلسه را بدون موافقت مجلس ديگر بيش از سه روز به تعويق اندازد و يا به مكان ديگري غير از محل تشكيل جلسات دو مجلس منتقل نمايد.

بخش 6

[1] سناتورها و نمايندگان در ازاي خدمتشان حقوق و مزايايي را كه قانون تعيين مي‌كند و از محل خزانه‌داري ايالات متحده پرداخت مي‌شود، دريافت مي‌نمايند. آنان در هنگامي كه در جلسه‌هاي مجلس مربوطه حضور دارند و در زمان رفت و آمد به مجلس، در كليه موارد به جز خيانت، جنايت و اخلال در نظم عمومي از بازداشت مصون خواهند بود و براي هر گونه سخنراني يا بحثي كه در هر يك از مجلسين ايراد نمايند، در هيچ مكان ديگري نبايد مؤاخذه شوند.

[2] هيچ سناتور يا نماينده‌اي طي دوره نمايندگي خود نبايد به يك سمت دولتي در دستگاه حاكمه ايالات متحده كه در زمان تصدي مقام سناتوري ايجاد، يا موجب افزايش حقوق و مزاياي وي در طي دوره مزبور مي‌گردد، منصوب شود و شخصي كه در ايالات متحده داراي سمت دولتي باشد تا زماني كه تصدي سمت فوق را داشته باشد، نبايد به عضويت هيچ يك از مجلسين درآيد.

بخش 7

[1] كليه لوايح براي تحصيل درآمد در مجلس نمايندگان تصويب مي‌شود، ولي سنا مي‌تواند همانند ساير لوايح در مورد آنها اصلاحاتي را پيشنهاد يا با اصلاحات موافقت نمايد.

[2] هر لايحه‌اي كه به تصويب مجلس نمايندگان و سنا برسد، قبل از اينكه به صورت قانون درآيد به رئيس‌جمهور ايالات متحده تقديم خواهد شد كه آن را تأييد و امضا نمايد؛ در صورت عدم تاييد [رئيس‌جمهور] آن را، با ذكر دلايل مخالفت به مجلسي كه لايحه در آن تصويب شده است ارجاع و مجلس مزبور پس از درج موارد مخالفت در نشريه خود، در لايحه تجديدنظر خواهد كرد. چنانچه بعد از تجديدنظر فوق، لايحه‌اي با رأي دو سوم اعضاي آن تصويب شود، همراه با موارد مخالفت به مجلس ديگر ارسال خواهد شد تا به روش مشابه آن را بررسي نمايد و در صورتي كه دو سوم اعضاي مجلس مزبور نيز آن را تاييد نمايند به صورت قانون درخواهد آمد، وي در همه اين موارد آراي هر دو مجلس به صورت «آري» و «نه» مشخص خواهد شد و اسامي موافقان و مخالفان لايحه در نشريه هر يك از مجلسين به ترتيب ثبت خواهد شد. اگر لايحه‌اي پس از ارائه به رئيس‌جمهوري ظرف مدت ده روز (بدون احتساب يكشنبه‌‌ها) توسط وي اعاده نگردد، لايحه امضا شده تلقي خواهد شد و به صورت قانون درخواهد آمد، مگر اينكه كنگره طي دوره فترت از ارجاع آن امتناع ورزد كه در اين حالت، لايحه به صورت قانون درنخواهد آمد.

[3] هر گونه دستور، تصميم يا رأي كه نياز به نظر موافق سنا و مجلس نمايندگان داشته باشد (به جز مسأله تعويق) بايد به رئيس‌جمهور ايالات متحده ارائه و قبل از اجرا توسط وي تأييد شود و در صورت عدم موافقت وي لايحه را مي‌توان با رأي دو سوم اعضاي سنا و مجلس نمايندگان طبق قوانين و حدودي كه در مورد لوايح تعيين شده است دوباره بررسي و تصويب كرد.

بخش 8

[1] كنگره در موارد ذيل داراي اختيار مي‌باشد: وضع و وصول مالياتها، عوارض گمركي، تعرفه‌ها، مالياتهاي غيرمستقيم، پرداخت بدهيها و تأمين دفاع مشترك و رفاه عمومي ايالات متحده؛‌ لكن كليه عوارض گمركي، تعرفه‌ها و مالياتهاي غيرمستقيم در سراسر ايالات متحده يكسان مي‌باشد.

[2] دريافت وام با استفاده از اعتبارات ايالات متحده.

[3] وضع مقررات براي تجارت با كشورهاي خارجي، بين ايالتهاي مختلف و با قبايل سرخپوست.

[4] تهيه قانون واحد براي اعطاي تابعيت و قوانين واحد در مورد ورشكستگي در سراسر ايالات متحده.

[5]انتشار پول، تعيين ارزش آن و ارزش پول خارجي و تعيين معيارهاي وزن و اندازه‌گيري.

[6] تعيين مجازات جعل اوراق بهادار و پول رايج ايالات متحده.

[7] تأسيس ادارات پستي و ايجاد راههاي مراسلاتي.

[8] تشويق پيشرفت علم و هنرهاي سودمند از راه حفظ حق انحصاري براي تأليفات و اختراعات نويسندگان و مخترعان براي مدت زمان محدود.

[9] تشكيل دادگاه‌هاي تالي ديوان كشور.

[10] تعريف و مجازات دزديهاي دريايي و جنايات ارتكابي در درياهاي آزاد و جرائم برعليه حقوق ملل.

[11] اعلان جنگ و «صدور مجوز اقدام مقابله به مثل» و وضع قوانين مربوط به متصرفات زميني و دريايي.

[12] تشكيل ارتش و حمايت از آن؛ اختصاص هر گونه اعتبار به منظور استفاده در اين زمينه براي بيش از يك دوره دو ساله مجاز نخواهد بود.

[13] تشكيل و نگهداري نيروي دريايي.

[14] وضع مقررات براي اداره نيروهاي زميني و دريايي و ايجاد نظم در ميان آنها.

[15] فراخواني نيروهاي مردمي براي اجراي قوانين اتحاديه، سركوب شورشها و دفع تهاجمات.

[16] سازماندهي، تأمين سلاح و منظم ساختن نيروهاي شبه نظامي و ترتيب به خدمت گرفتن بخشي از آنان به طوري كه در خدمت ايالات متحده باشند؛ در عين حال، براي ايالات اختيار نصب افسران و آموزش شبه نظاميان طبق قواعد انضباطي مقرر از سوي كنگره محفوظ مي‌باشد.

[17] اعمال قانونگذاري انحصاري در همه موارد نسبت به منطقه‌اي (با مساحت حداكثر ده مايل مربع) كه با واگذاري ايالتهاي خاص و پذيرش كنگره مي‌تواند مقر حكومت ايالات متحده گردد و نيز اعمال اختيارات مشابه در مورد مكانهايي كه با موافقت مجلس قانونگذاري ايالتي براي ايجاد استحكامات، زرادخانه، وزارتخانه، كارخانه‌هاي كشتي‌سازي و ساير تأسيسات مورد نياز در آن ايالت خريداري مي‌شوند.

[18] تدوين كليه قوانين كه براي اعمال اختيارات آينده و ساير اختياراتي كه به دولت ايالات متحده و يا هر وزارتخانه يا دستگاه‌هاي اجرايي به موجب قانون اساسي واگذار شده، ضروري و مقتضي است.

بخش 9

[1] كنگره نبايد مهاجرت يا ورود افرادي را كه هر يك از ايالتهاي فعلي پذيرش آنان را تأييد مي‌كنند تا قبل از سال هزار و هشتصد و هشت ممنوع نمايد، اما مي‌تواند براي اينگونه ورود پرداخت ماليات يا عوارض گمركي را حداكثر تا ده دلار مقرر كند.

[2] حق «قرار احضار زنداني» قابل تعليق نيست، مگر در موارد شورش يا تهاجم خارجي كه امنيت عمومي آن را ايجاب نمايد.

[3] هيچ گونه لايحه‌اي داير بر مجازات افراد بدون محاكمه و يا قانوني كه عطف به ماسبق گردد، نبايد تصويب شود.

[4] هيچ گونه ماليات سرانه يا ماليات مستقيم ديگري نبايد وضع شود مگر اينكه متناسب با آمارگيري يا سرشماري پيش‌بيني شده در اين قانون باشد.

[5] هيچ گونه ماليات يا عوارض گمركي بر كالاهاي صادراتي هر يك از ايالات وضع نخواهد شد.

[6] مقررات بازرگاني يا مالياتي يك ايالت نبايد هيچ امتيازي را براي بندرهاي خود نسبت به بندرهاي ايالتهاي ديگر قايل شوند؛ كشتيهايي كه عازم ايالتي هستند و يا از آن حركت مي‌كنند، مجبور به ورود به بندر ديگر يا ترخيص از آن و يا پرداخت عوارض در آنجا نمي‌باشند.

[7] برداشت پول از خزانه‌داري فقط براساس اعتباراتي كه قانون معين مي‌كند خواهد بود و اظهارنامه‌ها و صورتحساب دريافت و پرداخت كليه وجوه دولتي به طور منظم و هر از چند گاه منتشر مي‌شود.

[8] ايالات متحده هيچ گونه عنوان اشرافي اعطا نمي‌كند: هر كسي كه در ايالات متحده داراي سمت رسمي تعهدآور يا اماني باشد نمي‌تواند بدون رضايت كنگره هيچ نوع هديه، مقرري، سمت و يا عنواني را از هيچ شاه، شاهزاده و يا كشور خارجي بپذيرد.

 

بخش 10

[1] انجام موارد ذيل براي ايالتها ممنوع است: الحاق به معاهده، اتحاديه و يا كنفدراسيون؛ صدور مجوز اقدام مقابله به مثل؛ چاپ پول؛ انتشار اوراق بهادار؛ پيشنهاد هر چيزي غير از سكه طلا و نقره براي پرداخت بدهي‌ها؛ تصويب هر نوع لايحه، مجازات افراد بدون محاكمه يا به موجب قانوني كه عطف به ماسبق شود يا قانوني كه به تعهدات قراردادي لطمه وارد آورد و اعطاي هر گونه عنوان اشرافي.

[2] هيچ ايالتي نمي‌تواند بدون موافقت كنگره هيچ گونه تعرفه يا عوارض گمركي بر واردات و صادرات وضع نمايد به جز مواردي كه براي اجراي قوانين بازرسي آن ايالت كاملاً ضروري باشد؛ سود خالص كليه عوارض گمركي و تعرفه‌ها كه هر يك از ايالتها بر واردات يا صادرات وضع نمايند بايد از طريق خزانه‌داري ايالات متحده به مصرف برسد. كنگره مي‌تواند تمامي اين قوانين را بازنگري و بر آنها نظارت نمايد.

[3] هيچ ايالتي نبايد بدون موافقت كنگره، عوارض بار يا ماليات وضع نمايد، در زمان صلح سرباز يا كشتي جنگي نگهداري كند، با ايالت ديگر و يا با يك قدرت خارجي موافقتنامه يا ميثاقي امضا نمايد يا وارد جنگ شود، مگر اينكه عملاً مورد تهاجم قرار گيرد يا در معرض خطر قريب‌الوقوعي باشد كه درنگ در برابر آن جايز نباشد.

اصل دوم

بخش 1

[1] قوه مجريه در اختيار رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريكا قرار دارد. دوره رياست جمهوري چهار سال است و با معاون رئيس‌جمهور كه دوره وي نيز چهار سال مي‌باشد به ترتيب ذيل انتخاب خواهند شد:

[2] هر ايالت به شيوه‌اي كه مجلس قانونگذاري آن معين مي‌كند، تعدادي انتخاب كننده تعيين خواهد نمود كه تعدادشان برابر با تعداد كل سناتورها و نمايندگاني مي‌باشد كه يك ايالت مجاز به داشتن آنها در كنگره است. ولي هيچ سناتور، نماينده يا فردي كه در ايالات متحده داراي سمتي غيرانتفاعي و يا انتفاعي باشد نمي‌تواند به عنوان انتخاب كننده تعيين گردد.

[3] انتخاب كنندگان بايد در ايالتهاي خود تشكيل جلسه دهند و از طريق رأي مخفي دو نفر را كه حداقل يك نفرشان مقيم ايالت آنان نباشد انتخاب كنند و آنگاه فهرستي از افرادي را كه رأي به آنان داده شده است و همچنين تعداد آراي هر يك از آنان را تهيه و پس از امضا و تاييد به صورت مهر شده به مركز حكومت ايالات متحده و به نام شخص رئيس سنا ارسال نمايند؛ رئيس سنا در حضور نمايندگان سنا و مجلس نمايندگان كليه تأييديه‌ها را مي‌گشايد و سپس آراء شمارش مي‌شوند. شخصي كه بيشترين تعداد آراء از كل انتخاب كنندگان تعيين شده كسب نمايد، رئيس‌جمهور مي‌شود و اگر بيش از يك نفر اكثريت مزبور را به تساوي داشته باشند و تعداد آراء مساوي باشد، مجلس نمايندگان بي‌درنگ از طريق رأي مخفي يك از آنان را به سمت رياست جمهوري انتخاب مي‌نمايد، و اگر هيچ فردي حائز اكثريت آراء نباشد، در اين صورت مجلس نمايندگان مزبور به همان روش از ميان پنج نفر اول فهرست، رئيس‌جمهور را انتخاب مي‌نمايد. اما در انتخاب وي، ايالتها رأي خواهند داد و هر ايالت داراي يك رأي مي‌باشد، حد نصاب لازم براي اين منظور عبارت است از مجموع عضو يا اعضاي دو سوم ايالتها و اكثريتي از كل ايالتها براي انتخاب ضروري مي‌باشد. در هر حالت پس از انتخاب رئيس‌جمهور، شخصي كه بيشترين تعداد آراي انتخاب كنندگان را كسب نموده باشد معاون رئيس‌جمهور مي‌شود. وي اگر دو يا چند نفر باقي بمانند كه داراي آراي مساوي باشند، سنا از ميان آنان معاون رئيس‌جمهور را با رأي مخفي انتخاب مي‌كند.

[4] كنگره مي‌تواند زمان تعيين انتخاب كنندگان و روزي را كه آنان بايد آراي خود را به صندوق بريزند، معين نمايد. اين روز بايد در سراسر ايالات متحده يك روز واحد باشد.

[5] هر شخصي براي احراز مقام رياست جمهوري بايد در زمان تصويب اين قانون اساسي، شهروند بومي يا تبعه ايالات متحده، حداقل سي و پنج ساله و مدت چهارده سال مقيم ايالات متحده باشد.

[6] وظايف و اختيارات رئيس‌جمهور در صورت بركناري، فوت، كناره‌گيري يا ناتواني از انجام آنها، به معاون رئيس‌جمهور واگذار مي‌شوند. كنگره مي‌تواند به موجب قانون در موارد بركناري، فوت، كناره‌گيري يا ناتواني رئيس‌جمهور و نيز معاون وي، مقام مسئولي را به عنوان كفيل رياست جمهوري تعيين نمايد، و مقام مزبور طبق مقررات، تا زمان رفع ناتواني يا انتخاب رئيس‌جمهور، به عنوان رئيس‌جمهور انجام وظيفه مي‌نمايد.

[7] رئيس‌جمهور در ازاي خدماتش در زمانهاي معين حقوق دريافت خواهد كرد و ميزان آن در طول دوره رياست جمهوري وي افزايش يا كاهش نمي‌يابد، رئيس‌جمهور نبايد در طول دوره مزبور هيچ گونه مقرري ديگري از ايالات متحده يا هيچ يك از ايالتها دريافت نمايد.

[8] رئيس‌جمهور پيش از تصدي سمت خود به شرح ذيل سوگند ياد نموده و مراتب ذيل را تأييد مي‌نمايد:

«من رسماً سوگند ياد مي‌كنم كه مسئوليت رياست جمهوري ايالات متحده را صادقانه انجام دهم و تا آنجا كه در توان دارم از قانون اساسي ايالات متحده صيانت، حمايت و دفاع نمايم».

بخش 2

[1] هرگاه ارتش و نيروي دريايي ايالات متحده و نيروهاي مردمي ايالتهاي مختلف كه جهت انجام خدمت بالفعل براي ايالات متحده فراخوانده شوند، رئيس‌جمهور فرمانده كل آنان خواهد بود. وي مي‌تواند نظرات كتبي مقام عالي رتبه هر يك از «دستگاههاي اجرايي» را در مورد موضوعات مربوط به وظايف دستگاه متبوع آنها جويا شود. رئيس‌جمهور حق تعليق اجراي مجازات و يا عفو جرائم ارتكابي عليه ايالات متحده را جز در موارد «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» دارا مي‌باشد.

[2] رئيس‌جمهور با مشورت و موافقت سنا و به شرط موافقت دو سوم سناتورهاي حاضر، داراي اختيار انعقاد معاهدات مي‌باشد و به ترتيبي كه قانون معين خواهد كرد، سفيران و ساير نمايندگان و كارداران كشور، قضات ديوان عالي و ساير مقامات ايالات متحده را كه انتصاب آنان در قانون اساسي به نحو ديگري مقرر نشده باشد، معرفي و منصوب خواهد نمود. ولي كنگره مي‌تواند به موجب قانون، اختيار انتصاب مقامات ردههاي پايين را به نحوي كه شايسته بداند به شخص رئيس‌جمهور، محاكم قضايي يا رؤساي وزارتخانه‌ها واگذار نمايد.

[3] رئيس‌جمهور مختار است براي كليه سمتهايي كه ممكن است در زمان تعطيلي موقت سنا بلاتصدي شوند با اعطاي مأموريت شخص يا اشخاصي را منصوب نمايد، مأموريت مزبور در پايان اجلاس بعدي سنا خاتمه مي‌يابد.

بخش 3

رئيس‌جمهور هر از چند گاه گزارشي در مورد وضعيت اتحاديه به كنگره ارائه و اقداماتي را كه ضروري و مقتضي تشخيص دهد براي ملاحظه اعضاي سنا پيشنهاد مي‌نمايد، وي مي‌تواند در مواقع اضطراري هر دو مجلس يا يكي از آن‌ها را [براي تشكيل جلسه] فراخواند، و در صورت [بروز] اختلاف در مورد دوره فترت، آنها را تا هر زمان ديگري كه مناسب بداند تعطيل كند؛ وي سفيران و نمايندگان خارجي را به حضور مي‌پذيرد، بر اجراي صحيح قوانين نظارت و كليه مقامات مسئول ايالات متحده را منصوب مي‌نمايد.

بخش 4

رئيس‌جمهور، معاون رئيس‌جمهور و كليه مقامات كشوري پس از اعلام جرم عليه آنان و محكوميت به خاطر ارتكاب (جرم) خيانت، ارتشاء و ساير جرائم شديد و جنحه از كار بركنار مي‌شوند.

اصل سوم

بخش 1

قوه قضاييه ايالات متحده به ديوان عالي و دادگاههاي تالي كه كنگره مي‌تواند درهر زماني تعيين نمايد و تشكيل دهد واگذار مي‌گردد. قاضيان ديوان عالي و دادگاه‌هاي تالي تا زماني كه حسن رفتار داشته باشند. در مقام خود باقي مانده و حقوق خود را در زمانهاي معين در ازاي خدمتشان دريافت مي‌كنند. ميزان اين حقوق در طول مدت عهده‌داري اين سمت كاهش نمي‌يابد.

بخش 2

[1] حيطه عمل قوه قضاييه ايالات متحده موارد ذيل را شامل مي‌شود:

          كليه دعاوي، براساس قانون و انصاف ناشي از قانون اساسي، ساير قوانين ايالات متحده و معاهداتي كه به موجب قوانين منعقد شده يا خواهند شد؛ـ كليه دعاوي مربوط به سفيران، كنسولها و ديگر مقامات بلند پايه دولتي؛ـ دعاوي دريايي و دريانوردي؛ـ اختلافاتي كه در آنها ايالات متحده يكي از طرفهاي دعوي باشد؛ـ اختلاف بين دو يا چند ايالت؛ـ بين يك ايالت و شهروندان ايالت ديگر؛ـ بين شهروندان ايالتهاي مختلف؛ـ بين شهروندان يك ايالت كه مدعي اراضي واگذار شده ايالتهاي مختلف ديگر هستند، بين يك ايالت يا شهروندان آن با كشورها، شهروندان يا اتباع خارجي.

[2] در كلية دعاوي مربوط به سفيران، كنسولها و ساير مقامات بلند پايه و در مواردي كه يك ايالت طرف دعوي است، صلاحيت اصلي را ديوان عالي خواهد داشت. در كليه موارد ديگري كه قبلاً ذكر شد، ديوان عالي صلاحيت پژوهشي را هم نسبت به «مسائل شكلي» و هم نسبت به «مسائل ماهوي» با استثنائات و براساس مقرراتي كه كنگره طبق قانون معين مي‌كند دارا خواهد بود.

[3] رسيدگي به كليه جرائم به جز موارد «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» بايد توسط هيأت منصفه انجام شود، و چنين رسيدگي بايد در ايالت محل وقوع جرم برگزار گردد؛ ولي هرگاه محل وقوع جرم هيچ يك از ايالتها نباشد، محاكمه بايد در محل يا محلهايي كه كنگره به موجب قانون تعيين مي‌كند برگزار شود.

بخش 3

[1] خيانت به ايالات متحده، فقط شامل تحميل جنگ به آن يا طرفداري از دشمنان آن يا كمك و مساعدت به آنان مي‌باشد. هيچ فردي به (جرم ارتكاب) خيانت محكوم نمي‌شود مگر براساس گواهي دو شاهد بر يك اقدام آشكار و يا اعتراف در دادگاه علني.

[2] كنگره اختيار تعيين مجازات (جرم ارتكاب) خيانت را دارا مي‌باشد؛ ولي حكم داير بر مجازات فرد بدون محاكمه به سبب خيانت مبني بر مهدورالدم بودن يا در زمان زندگي شخص محكوم اجرا مي‌شود.

اصل چهارم

بخش 1

قوانين عمومي، سوابق و تصميمات قضايي يك ايالت در ساير ايالتها اعتبار و رسميت كامل خواهد داشت. كنگره مي‌تواند از طريق قوانين كلي شيوه احراز اصالت اين قوانين، سوابق و تصميمات مزبور و اثر آن را معين نمايد.

بخش 2

[1] شهروندان هر ايالت از تمامي امتيازات و مصونيتهاي شهروندان در ايالتهاي ديگر برخوردار خواهند شد.

[2] هرگاه شخصي در هر ايالتي متهم به (ارتكاب) خيانت، جنايت، يا جرائم ديگر گردد، (و) از چنگال عدالت بگريزد، و در ايالت ديگر يافت شود، با تقاضاي مقامات اجرايي ايالتي كه وي از آنجا گريخته است، به ايشان تحويل و به ايالتي كه صلاحيت قضايي رسيدگي به جرم را دارد، منتقل خواهد شد.

[3] شخصي كه در يك ايالت طبق قوانين آن موظف به انجام خدمت يا كاري مي‌باشد، و به ايالت ديگر فرار كند به موجب هيچ يك از قوانين يا مقررات آنجا از انجام خدمت يا كار مزبور بري‌الذمه نخواهد شد، به درخواست طرفي كه خدمت يا كار مي‌بايستي براي وي انجام مي‌شد تحويل مي‌شود.

بخش 3

[1] كنگره مي‌تواند ايالتهاي جديد را به عضويت اتحاديه بپذيرد، اما هيچ ايالت جديدي در حوزه قضايي ايالت ديگر تشكيل يا تأسيس نخواهد شد، و نيز هيچ ايالتي از الحاق دو يا چند ايالت يا بخشهايي از ايالتها، بدون موافقت مجلس قانونگذاري ايالتهاي مربوطه و كنگره تشكيل نخواهد شد.

[2] كنگره اختيار تنظيم يا تدوين كليه قوانين و مقررات مربوط به سرزمينها يا ساير املاك متعلق به ايالات متحده را دارا مي‌باشد؛ مفاد قانون اساسي به نحوي تفسير نخواهد شد كه ناقض حقوق ايالات متحده يا يك ايالت خاص باشد.

 

 

بخش 4

[1] ايالات متحده براي هر يك از ايالتهاي اتحاديه، شكل حكومت جمهوري را تضمين و در برابر تهاجم (حمله) و در صورت درخواست مجلس قانونگذاري ايالتي، يا قوه مجريه (در زماني كه نتوان مجلس مزبور را تشكيل داد) در مقابل آشوب داخلي، از آنها حمايت خواهد نمود.

اصل پنجم

هرگاه دو سوم نمايندگان دو مجلس ضروري تشخيص دهند، كنگره اصلاحاتي را براي قانون اساسي پيشنهاد خواهد داد، و يا بنا به درخواست مجلسين قانونگذاري دو سوم ايالتهاي مختلف، خواستار تشكيل مجمعي براي پيشنهاد اصلاحات خواهد گرديد. در هر دو حالت هرگاه پيشنهادها را مجلسين قانونگذاري سه چهارم ايالتهاي مختلف و يا مجامع سه چهارم ايالتها تصويب نمايند، به عنوان بخشي از اين قانون اساسي براي كليه مقاصد و اهداف معتبر خواهد بود. هر يك از دو روش اصلاحي فوق را كنگره مي‌تواند پيشنهاد نمايد. با وجود اين، هيچ اصلاحيه‌اي كه ممكن است قبل از سال يكهزار و هشتصد و هشت ميلادي به تصويب برسد به هيچ نحوي بر بندهاي اول و چهارم بخش نهم اصل اول تأثيري نخواهد گذاشت و هيچ ايالتي بدون رضايت خود از حق رأي مساوي در سنا محروم نمي‌شود.

اصل ششم

[1] كليه تعهدات و ديوني كه پيش از تصويب اين قانون اساسي پذيرفته شده‌اند، همان گونه كه به موجب كنفدراسيون براي ايالات متحده معتبر بوده‌اند، طبق قانون اساسي حاضر نيز معتبر است.

[2] اين قانون اساسي و قوانين ايالات متحده كه براساس آن وضع مي‌شوند و كليه معاهدات منعقد شده و يا معاهداتي كه به نام (و اختيار) ايالات متحده منعقد مي‌شوند، قانون برتر اين سرزمين مي‌باشند و قضات در تمام ايالتها بدون توجه به آنچه با قانون اساسي يا ساير قوانين هر يك از ايالتها مغاير است، از آن تبعيت مي‌نمايند.

[3] سناتورها و نمايندگاني كه قبلاً ذكر شدند، اعضاي مجلسين قانونگذاري ايالتهاي مختلف و تمام مقامات قضايي و اجرايي ايالات متحده و ايالتهاي مختلف با اداي سوگند يا اعلام رسمي موظف مي‌شوند از قانون اساسي حمايت نمايند، اما هيچ آزمون مذهبي به عنوان شرط لازم براي واگذاري سمت رسمي يا غيرانتفاعي در ايالت متحده وجود ندارد.

اصل هفتم

تصويب قانون اساسي از سوي مجامع نه ايالت، اين قانون را بين ايالتهايي كه آن را تصويب مي‌نمايند لازم‌الاجرا مي‌نمايد.

اصلاحات قانون اساسي ايالات متحده آمريكا و اصول افزوده شده به آن بنا به پيشنهاد كنگره و تصويب مجلسين قانونگذاري ايالتهاي مختلف، به موجب اصل پنجم قانون اساسي اوليه لازم الاجرا مي‌باشد.

 

 

اصلاحيه اول [1791]

كنگره در خصوص ايجاد مذهب، يا منع پيروي آزادانه از آن، يا محدود ساختن آزادي بيان يا مطبوعات يا حق مردم براي برپايي اجتماعات آرام و دادخواهي از حكومت براي جبران خسارت، هيچ قانوني وضع نمي‌كند.

اصلاحيه دوم [1791]

داشتن يك نيروي منظم شبه نظامي مردمي كه براي امنيت يك كشور آزاد ضروري باشد و حق مردم براي حمل و نگهداري اسلحه محترم شمرده مي‌شود.

اصلاحيه سوم [1791]

هيچ سربازي نه در زمان صلح و نه در زمان جنگ بدون رضات صاحبخانه در هيچ خانه‌اي مستقر نخواهد شد، مگر به ترتيبي كه به موجب قانون معين كند.

 

اصلاحيه چهارم [1791]

حق امنيت جان، مسكن، اوراق و اسناد و [مصونيت] داراييهاي مردم در برابر تفتيش و توقيف غير موجه تضمين مي‌شود و هيچ گونه حكم بازداشت اشخاص يا توقيف اموال صادر نمي‌شود، مگر بر پايه يك دليل محتمل با سوگند يا اعلام رسمي، و محل مورد تفتيش و اشخاص يا اموالي كه بايد توقيف شود دقيقاً بايد مشخص شود.

اصلاحيه پنجم [1791]

هيچ شخصي به سبب ارتكاب جرم سنگين يا جرم نامعين مسئول شناخته نخواهد شد، مگر براساس «كيفر خواست يا اعلام جرم» هيأت عالي منصفه، مگر در موارد مربوط به نيروهاي زميني، دريايي يا نيروهاي شبه نظامي مردمي كه عملاً در حال خدمت در زمان جنگ يا خطر عمومي باشند. هيچ كس براي يك جرم دوبار به حبس يا اعدام محكوم نخواهد شد. هيچ كس در هيچ موردي كيفري به اداي شهادت عليه خود مجبور و يا از زندگي، آزاد و دارايي خويش بدون طي مراحل قانوني لازم محروم نخواهد شد. اموال خصوصي بدون پرداخت غرامت عادلانه مورد استفاده عمومي قرار نخواهد گرفت.

اصلاحيه ششم [1791]

در كليه دادرسيهاي كيفري، متهم از حقوق ذيل برخوردار خواهد بود: حق محاكمه سريع و علني توسط هيأت منصفه بي‌طرف ايالت و منطقه‌اي كه جرم در آن رخ داده است، منطقه مزبور را بايد قانون از پيش تعيين كرده باشد؛ حق آگاهي از ماهيت و دليل اتهام؛ حق مواجهه با شهودي كه عليه او شهادت مي‌دهند؛ حق احضار شهود به نفع خود؛ و حق داشتن وكيل براي دفاع از خود.

 

 

 

 

اصلاحيه هفتم [1791]

در دعاوي حقوق نانوشته، هنگامي كه ارزش مسأله مورد اختلاف بيش از بيست دلار باشد، حق رسيدگي هيأت منصفه محفوظ خواهد بود و هر جرمي كه هيأت منصفه مورد رسيدگي قرار دهد، در هيچ دادگاه ديگري در ايالات متحده به گونه ديگري دوباره مورد رسيدگي قرار نخواهد گرفت مگر براساس قواعد حقوق نانوشته.

اصلاحيه هشتم [1791]

اخذ وجه ضمان سنگين و جزاي نقدي و يا اعمال مجازات ظالمانه يا غير متعارف ممنوع مي‌باشد.

اصلاحيه نهم [1791]

ذكر برخي حقوق در قانون اساسي به مفهوم نفي يا انكار ساير حقوقي كه مردم كسب كرده‌اند، تعبير نخواهد شد.

اصلاحيه دهم[1791]

اختياراتي كه به موجب قانون اساسي به ايالات متحده اعطا نگرديده و يا براي ايالتها ممنوع نشده باشد، براي ايالتهاي ذي‌ربط، يا مردم محفوظ خواهد بود.

اصلاحيه يازدهم [1798]

دعاوي مبتني بر قانون يا انصاف كه شهروند يك ايالت يا شهروندان يا اتباع يك دولت خارجي عليه يكي از ايالتهاي ايالات متحده اقامه نمايند، در قوه قضاييه ايالات متحده مسموع نيست.

اصلاحيه دوازدهم [1804]

رأي دهندگان در ايالتهاي متبوع خود گرد هم آمده و با رأي مخفي، رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور را كه حداقل يك نفرشان نبايد از اهالي ايالت خود آنان باشد انتخاب مي‌كنند. آنان بايد در ورقه‌هاي رأي، نام شخصي را كه به عنوان رئيس‌جمهور به او رأي داده‌اند و در ورقه جداگانه ديگري، نام شخصي را كه به عنوان معاون رئيس‌جمهور به او رأي داده‌اند قيد نمايند و سپس فهرستي جداگانه از اسامي كساني را كه به عنوان رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور رأي آورده‌اند همراه با سياهه تعداد آراي هر يك تهيه و پس از امضا و گواهي، ممهور و به مركز حكومت ايالات متحده به عنوان رئيس مجلس سنا ارسال كنند. رئيس سنا در حضور اعضاي سنا و مجلس نمايندگان همه تأييديه‌ها را گشوده و سپس رأيها شمارش مي‌شوند. شخصي كه بيشتري تعداد رأي را براي رياست جمهوري به دست آورده باشد، به عنوان رئيس‌جمهور معرفي مي‌شود، مشروط بر آنكه آراي اكثريت كل تعداد رأي دهندگان تعيين شده را به دست آورده باشد. چنانچه هيچ كس حائز چنين اكثريتي نباشد، در اين صورت از ميان كساني كه بيشترين تعداد آراء را دارا هستند ـ و در فهرست كساني كه به آنان به عنوان رئيس‌جمهور رأي داده شده است و تعدادشان از سه نفر تجاوز نكند ـ مجلس نمايندگان بي‌درنگ با رأي مخفي رئيس‌جمهور را انتخاب مي‌كند. به هر حال در انتخاب رئيس‌جمهور، ايالتها رأي مي‌دهند و نمايندگي‌ هر ايالت داراي يك رأي مي‌باشد. حد نصاب لازم براي اين منظور حضور عضو يا اعضاي دو سوم ايالتها مي‌باشد و رأي اكثريت تمام ايالتها براي يك انتخاب ضروري است. اگر مجلس نمايندگان هنگامي كه حق انتخاب به آن تفويض مي‌شود قبل از روز چهارم ماه مارس بعد، رئيس‌جمهور را انتخاب ننمايد، همانند مواقع فوت يا ساير ناتوانيهاي مستمر رئيس‌جمهور به موجب قانون اساسي، معاون رئيس‌جمهور به جاي رئيس‌جمهور انجام وظيفه خواهد كرد. فردي كه بيشترين تعداد آراء را به عنوان معاون رئيس‌جمهور به دست آورده باشد، چنانچه تعداد آراء، معادل اكثريت كل تعداد رأي دهندگان تعيين شده باشد، وي معاون رئيس‌جمهور مي‌شود و چنانچه هيچ فردي حائز چنين اكثريتي نباشد، مجلس سنا از ميان دو نفر از دارندگان بيشترين تعداد رأي در فهرست، معاون رئيس‌جمهور را انتخاب مي‌كند. حد نصاب لازم براي اين منظور حضور دو سوم از كل تعداد نمايندگان سنا مي‌باشد و اكثريت كل تعداد رأي براي يك انتخاب ضروري است. به هر حال شخصي كه از نظر قانون اساسي براي مقام رياست جمهوري فاقد صلاحيت باشد براي سمت معاونت رياست جمهوري ايالات متحده نيز داراي صلاحيت نمي‌باشد.

اصلاحيه سيزدهم [1865]

بخش 1

بردگي و كار اجباري جز به عنوان مجازات جرمي كه شخص طبق مقررات به آن محكوم شده باشد در ايالات متحده يا هر مكان ديگري در حوزه قضايي آنها وجود ندارد.

بخش 2

كنگره قدرت اجراي اين اصل را با تصويب قوانين مقتضي دارد.

اصلاحيه چهاردهم [1868]

بخش 1

كليه افرادي كه در ايالات متحده متولد شده يا تابعيت ايالات متحده را كسب نموده‌اند و تابع صلاحيت قضايي آن هستند تبعه ايالات متحده و تبعه ايالت محل اقامتشان مي‌باشند. هيچ ايالتي قانوني را وضع يا اعمال نخواهد كرد كه امتيازات يا مصونيتهاي اتباع ايالات متحده را كاهش دهد و هيچ ايالتي كسي را بدون طي مراحل قانوني مقتضي از زندگي، آزادي، يا حق مالكيت و نيز از حمايت مساوي قانون در حوزه قضايي خود محروم نمي‌سازد.

بخش 2

تعداد نمايندگان از ميان ايالتهاي مختلف برحسب تعداد جمعيت آنها با احتساب كل تعداد افراد در هر ايالت، به جز سرخپوستان معاف از ماليات تعيين مي‌گردند. ولي هرگاه در هر انتخاباتي براي گزينش هيأت انتخاب كنندگان رئيس‌جمهوري ومعاون رئيس‌جمهور ايالات متحده، نمايندگان كنگره، مقامات اجرايي و قضايي يك ايالت با اعضاي مجلس قانونگذاري مربوطه، حق رأي از افراد ذكور 25 ساله ساكن چنين ايالتي كه تبعه ايالات متحده باشد سلب گردد و يا به هر طريقي كاهش يابد، به جز به سبب شركت در شورش يا ساير جرائم، تعداد نمايندگان به نسبت تعداد اتباع ذكور مزبور، به تعداد كل اتباع ذكور 21 ساله در يك چنين ايالتي كاهش مي‌يابد.

بخش 3

شخصي كه به عنوان يكي از مقامات ايالات متحده يا به عنوان عضو مجلس قانونگذاري ايالتي يا در مقام يك مسئول اجرايي يا قضايي ايالتي، براي حمايت از قانون اساسي ايالات متحده قبلاً سوگند ادا نموده باشد، ولي بعداً برعليه خود ايالت شورش يا طغيان كند يا به دشمنان وابسته آن كمك و مساعدت نمايد، نمي‌تواند سناتور يا نماينده كنگره، يا عضو هيأت انتخاب كننده رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور شود، يا هر گونه سمت كشوري و لشكري را در ايالات متحده يا در هر يك از ايالتها تصدي نمايد؛ با اين حال كنگره مي‌تواند با رأي دو سوم [اعضاي] هر يك از مجلسين عدم صلاحيت مزبور را مرتفع نمايد.

بخش 4

اعتبار بدهي دولتي ايالات متحده كه قانون مجاز شناخته است. از جمله بدهيهاي ناشي از پرداخت حقوق بازنشستگي و حقوق خدمات مربوط به سركوب شورش يا طغيان، به قوت خود باقي است، اما ايالات متحده يا هيچ يك از ايالتها هيچ نوع بدهي يا تعهدي را كه براي كمك به شورش يا طغيان برضد ايالات متحده حاصل شود و يا هيچ گونه طلبي را بابت از دست دادن يا آزادسازي برده‌اي تقبل يا پرداخت نخواهد نمود، [بلكه] كليه بدهيها، تعهدات و مطالبات فوق غيرقانوني و بي‌اعتبار هستند.

بخش 5

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال مفاد اين اصل را دارد.

اصلاحيه پانزدهم [1870]

بخش 1

ايالات متحده يا هر ايالت ديگر حق رأي شهروندان ايالات متحده را به سبب نژاد، رنگ يا شرايط سابق بردگي، نفي يا محدود نمي‌نمايد.

بخش 2

كنگره از طريق وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال مفاد اين اصل را دارد.

اصلاحيه شانزدهم [1913]

كنگره قدرت وضع و وصول ماليات بر درآمد را از هر منبعي كه حاصل شود، بدون تخصيص و تقسيم در ميان ايالتهاي مختلف و بدون در نظر گرفتن هر گونه آمار جمعيتي يا سرشماري، دارد.

اصلاحيه هفدهم [1913]

سناي ايالات متحده مركب از دو نماينده از هر ايالت مي‌باشد كه مردم هر ايالت براي مدت شش سال انتخاب مي‌كنند. هر عضو سنا داراي يك رأي است. انتخاب كنندگان هر ايالت بايد از شرايط لازم براي انتخاب كنندگان ايالتي كه مجلس آن ايالت بيشترين نماينده را دارد، برخوردار باشند.

          هر گاه كرسي نمايندگي ايالتي در سنا خالي شود، مقام اجرايي ايالت مزبور فرمان انتخابات را براي تصدي كرسيهاي خالي صادر خواهد نمود، مشروط بر اين‌كه مجلس قانونگذاري هر ايالت بتواند به مسئولان اجرايي تابع خود اختيار دهد تا زماني كه مردم كرسيهاي خالي را از طريق انتخابات به شيوه‌اي كه مجلس قانونگذاري ايالتي مقرر مي‌كند، پر ننموده‌اند، افرادي را به طور موقت [به عنوان نماينده] منصوب كنند.

          تفسير اصلاحيه حاضر به نحوي نمي‌باشد كه بر انتخاب يا دوره نمايندگي هر عضو سنا كه قبل از تنفيذ اصلاحيه به عنوان بخشي از قانون اساسي برگزيده مي‌شود، تأثيري بگذارد.

اصلاحيه هيجدهم [1919]

بخش 1

يك سال پس از تصويب اين اصل، توليد، فروش يا حمل و نقل مشروبات الكلي، اعم از وارد يا صادر كردن آنها، از ايالات متحده و كليه نقاط واقع در حوزه قضايي آن، به منظور مصرف آشاميدني، ممنوع مي‌گردد.

بخش 2

كنگره و ايالتها براي اجراي اصل حاضر از طريق وضع قوانين مقتضي، داراي اختيار متقارن مي‌باشند.

بخش 3

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخي كه كنگره آن را به هر يك از ايالتها ارسال مي‌كند، از سوي مجلسين قانونگذاري چندين ايالت، به ترتيب پيش‌بيني شده در قانون، به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب شود.

 

 

اصلاحيه نوزدهم [1920]

بخش 1

[دولت] ايالات متحده يا هر يك از ايالتها حق رأي شهروندان ايالات متحده را به لحاظ  جنسيت، نفي يا محدود نمي‌نمايد.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي قدرت اعمال اين اصل را دارد.

اصلاحيه بيستم [1933]

بخش 1

پايان دوره مأموريت رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور در ساعت 12 ظهر روز بيستم ژانويه و دوره نمايندگي اعضاي سنا و نمايندگان مجلس در ساعت 12 ظهر روز سوم ژانويه سالي كه دوره‌هاي مزبور ـ‌چنانچه اصل حاضر به تصويب نرسيده بود ـ پايان مي‌پذيرفت، مي‌باشد و از آن پس دوره جانشينان آنان آغاز مي‌شود.

بخش 2

كنگره حداقل يك بار در سال تشكيل جلسه مي‌دهد و در صورتي كه قانوناً روز خاصي را تعيين ننمايد، جلسه مزبور در ساعت 12 روز سوم ژانويه تشكيل مي‌گردد.

بخش 3

اگر در تاريخ تعيين شده براي آغاز دوره مأموريت رياست جمهوري، رئيس‌جمهور منتخب فوت نمايد، معاون منتخب وي رئيس‌جمهور مي‌شود. چنانچه رئيس‌جمهور قبل از موعد مقرر براي آغاز دوره مأموريتش انتخاب نشده باشد و يا اگر رئيس‌جمهور منتخب حائز شرايط لازم نباشد، معاون منتخب تا زماني كه رئيس‌جمهور واجد شرايط انتخاب شود به عنوان رئيس‌جمهور انجام وظيفه مي‌نمايد. هر گاه رئيس‌جمهور منتخب و نيز معاون منتخب وي حائز شرايط لازم نباشند، كنگره مي‌تواند به موجب قانون شخص رئيس‌جمهور و نيز نحوه انتخاب وي را اعلام كند. شخص مزبور تا زماني كه رئيس‌جمهور يا معاون رئيس‌جمهور واجد شرايط شوند براساس قانون مذكور انجام وظيفه مي‌نمايد.

بخش 4

براي موارد فوت هر يك از افرادي كه مجلس نمايندگان مي‌تواند در صورت برخوردار بودن از حق انتخاب، يك نفر را از ميان آنان به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب نمايد، و براي موارد فوت هر يك از افرادي كه مجلس سنا مي‌تواند در صورت برخوردار بودن از حق انتخاب، يك نفر را از ميان آنان به عنوان معاون رئيس‌جمهور انتخاب نمايد، كنگره از طريق قانون پيش‌بينيهاي لازم را به عمل مي‌آورد.

بخش 5

بخشهاي (1 و 2) در روز پانزدهم اكتبر پس از تاريخ تصويب اين اصل لازم‌الاجرا مي‌شوند.

 

بخش 6

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخ ارسال آن، مجلسين قانونگذاري سه چهارم ايالتها آن را به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب نمايند.

اصلاحيه بيست و يكم [1933]

بخش 1

بدين وسيله اصل هيجدهم اصلاحيه قانون اساسي ايالات متحده ملغي مي‌گردد.

بخش 2

حمل و نقل يا وارد كردن مشروبات الكلي به منظور استفاده يا تحويل آنها در هر ايالت، قلمرو، يا [مناطق] تحت تملك ايالات متحده، برخلاف قوانين آنها بدين وسيله ممنوع اعلام مي‌گردد.

بخش 3

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اين كه ظرف هفت سال از تاريخي كه كنگره آن را به ايالتها ارسال مي‌كند، از سوي مجامع چندين ايالت به ترتيبي كه در قانون اساسي پيش‌بيني شده است، به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب شود.

اصلاحيه بيست و دوم [1951]

بخش 1

هيچ كس بيش از دوبار به سمت رياست جمهوري انتخاب نخواهد شد و شخصي كه بيش از دو سال تصدي سمت رياست جمهوري دوره‌اي را كه شخص ديگري به عنوان رئيس‌جمهور دوره مزبور انتخاب شده است به عهده داشته يا به عنوان كفيل رياست جمهوري انجام وظيفه كرده باشد، نمي‌تواند بيش از يك بار به سمت رياست جمهوري انتخاب گردد. اما اصل حاضر در مورد شخصي كه در زمان پيشنهاد اصل توسط كنگره، رئيس‌جمهور باشد اعمال نخواهد شد و مانع از اين نمي‌شود كه شخصي كه در طول مدت لازم‌الاجرا گرديدن اين اصل در سمت رياست جمهوري يا كفالت رياست جمهوري است، بقيه دوره مزبور را در سمت خود باقي بماند.

بخش 2

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخي كه كنگره آن را به ايالتها ارسال مي‌كند، از سوي مجالس قانونگذاري سه چهارم ايالتها، به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب شود.

اصلاحيه بيست و سوم [1961]

بخش 1

حوزه‌اي كه مقر حكومت ايالات متحده است بايد به شيوه مورد نظر كنگره تعدادي انتخاب كننده رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور به تعداد كل سناتورها و نمايندگان مجاز حوزه مزبور در كنگره ـ در صورتي كه ايالت باشد ـ تعيين نمايد. ولي تعداد فوق نبايد به هيچ وجه از تعداد انتخاب كنندگان كم جمعيت‌ترين ايالتها بيش‌تر باشد؛ اين تعداد بر كساني كه ايالتها تعيين مي‌كنند، افزوده مي‌شود. اما آنان به منظور انتخاب رئيس‌جمهور و معاون وي، به عنوان انتخاب كنندگان منتخب يك ايالت محسوب مي‌شوند و بايد در حوزه مربوطه تشكيل جلسه داده و وظايف محوله را به موجب اصل دوازدهم اصلاحيه، به انجام برسانند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.

اصلاحيه بيست و چهارم [1964]

بخش 1

ايالات متحده يا هر يك از ايالتها حق رأي شهروندان ايالات متحده را در هر انتخابات مقدماتي يا انتخابات رياست جمهوري يا معاون رياست جمهوري براي انتخاب كنندگان رئيس‌جمهور يا معاون رئيس‌جمهور يا براي سناتورها يا نمايندگان مجلس در كنگره به دليل عدم پرداخت هر گونه ماليات سرانه يا مالياتهاي ديگر، نفي يا محدود نمي‌كند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.

اصلاحيه بيست و پنجم [1967]

بخش 1

در صورت عزل، فوت يا كناره‌گيري رئيس‌جمهور از سمت خود، معاون وي رئيس‌جمهور مي‌شود.

بخش 2

هرگاه سمت معاون رياست جمهوري بلاتصدي شود، رئيس‌جمهور يك نفر را به عنوان معاون خود نامزد مي‌نمايد كه در صورت تاييد رأي اكثريت مجالس قانونگذاري، سمت مزبور را عهده‌دار مي‌شود.

بخش 3

هرگاه رئيس‌جمهور طي اعلاميه كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهد كه توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد و تا زماني كه اعلاميه‌اي كتبي مبني بر لغو اعلاميه پيشين ارسال ننمايد، معاون وي به عنوان كفيل رئيس‌جمهور اختيارات و وظايف مزبور را عهده‌دار مي‌شود.

بخش 4

هرگاه معاون رئيس‌جمهور و اكثريتي متشكل از مقامات اصلي دستگاههاي اجرايي يا هر مرجع ديگري كه كنگره مي‌تواند به موجب قانون پيش‌بيني نمايد، طي اعلاميه‌اي كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهند كه رئيس‌جمهور توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد، معاون رئيس‌جمهور بي‌درنگ به عنوان كفيل رياست جمهوري اختيارات و وظايف فوق را به عهده مي‌گيرد.

          از آن پس در صورتي كه رئيس‌جمهور با اعلاميه‌اي كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهد كه ناتواني وي رفع شده است، مي‌تواند اعمال اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را دوباره عهده‌دار گردد، مگر اينكه معاون رئيس‌جمهور و اكثريتي متشكل از مقامات اصلي بخشهاي اجرايي، يا مراجع ديگري كه كنگره مي‌تواند از طريق قانون پيش‌بيني كند ظرف چهار روز طي اعلاميه‌اي كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهند كه رئيس‌جمهور توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد. در اين صورت، چنانچه كنگره جلسه رسمي نداشته باشد ظرف چهل و هشت ساعت تشكيل جلسه خواهد داد و در اين مورد تصميم‌گيري مي‌كند. چنانچه كنگره ظرف بيست و يك روز پس از دريافت اعلاميه كتبي اخير، يا در صورتي كه جلسه رسمي نداشته باشد، ظرف بيست و يك روز پس از اينكه از كنگره خواسته مي‌شود، تشكيل جلسه دهد و با دو سوم آراي هر دو مجلس تشخيص دهد كه رئيس‌جمهور توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد، معاون رئيس‌جمهور به عنوان كفيل وي انجام همان وظايف را به عهده مي‌گيرد. در غير اين صورت رئيس‌جمهور اختيارات و وظايف خود را دوباره برعهده مي‌گيرد.

اصلاحيه بيست و ششم [1971]

بخش 1

ايالات متحده يا هر يك از ايالتها حق رأي شهروندان ايالات متحده را كه به سن هيجده سالگي يا بيشتر رسيده باشند، نفي يا محدود نمي‌كند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.

اصلاحيه پيشنهادي قانون اساسي

بخش 1

تساوي حقوق قانوني را ايالات متحده يا هيچ يك از ايالتها براساس جنسيت [افراد] نفي يا محدود نمي‌كند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال مفاد اين اصل حاضر را دارد.

بخش 3

اين اصلاحيه دو سال پس از تاريخ تصويب لازم‌الاجرا مي‌گردد.

اصلاحيه پيشنهادي قانون اساسي

بخش 1

به منظور داشتن نماينده در كنگره، انتخاب رئيس‌جمهور و معاون وي و نيز براي اجراي اصل پنجم قانون اساسي حاضر، حوزه مقر حكومتي ايالات متحده به عنوان يك ايالت محسوب مي‌شود.

 

بخش 2

شهروندان حوزه مقر حكومتي به نحوي كه كنگره مقرر مي‌كند، حقوق و اختيارات محوله به موجب اصل حاضر را اعمال مي‌كنند.

بخش 3

بدين وسيله اصلاحيه بيست و سوم قانون اساسي ملغي مي‌گردد.

بخش 4

آن توسط اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخ ارسال مجلس قانونگذاري سه چهارم ايالتها به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب گردد.

 

رديف

نام ایالت

مرکز

تاریخ پیوستن به اتحاد

مخفف نام ایالت

1

آرکانزاس

لیتل راک

15ژوئن 1836 به عنوان بیست و پنجمین ایالت

Ark

2

آریزونا

فینیکس

14فوریه 1912 به عنوان چهل و هشتمین ایالت

Ariz

3

آلاباما

مونتگومری

14دسامبر 1819 به عنوان بیست و دومین ایالت

Ala

4

آلاسکا

جونو

3 ژانویه 1959 به عنوان چهل و نهمین ایالت

مخفف ندارد

5

آیداهو

بویزی

3ژانویه 1890 به عنوان چهل و سومین ایالت

مخفف ندارد

6

آیوا

دموینز

28 دسامبر 1846 به عنوان بیست و نهمین ایالت

Ia

7

اورگن

سیلم

14 فوریه 1859 به عنوان سی و و سومین ایالت

Ore

8

اوکلاهما

اوکلاهما سیتی

16 نوامبر 1907 به عنوان چهل و ششمین ایالت

Okla

9

اوهایو

کلمبوس

1 مارس 1803 به عنوان هفدهمین ایالت

مخفف ندارد

10

ایلی نوی

اسپرینگ فیلد

3 دسامبر 1818 به عنوان بیست و یکمین ایالت

Iu

11

ایندیانا

ایندیاناپلیس

11 دسامبر 1816 به عنوان نوزدهمین ایالت

Ind

12

پنسیلوانیا

هاریسبرگ

12دسامبر 1787 به عنوان دومین ایالت

Pa

13

تکزاس

آستین

29 دسامبر 1845 به عنوان بیست و هشتمین ایالت

مخفف ندارد

14

تنسی

ناشویل

1 ژوئن 1796 به عنوان شانزدهمین ایالت

Tenn

15

جورجیا

آتلانتا

2 ژانویه 1788 به عنوان چهارمین ایالت

Ga

16

داکوتای جنوبی

پیر

2 نوامبر 1889 به عنوان چهلمین ایالت

SD

17

داکوتای شمالی

بیسمارک

2 نوامبر 1889 به عنوان سی و نهمین ایالت

ND

18

دلاویر

دو ور

7 دسامبر 1787 به عنوان اولین ایالت

Del

19

رود آیلند

پراویدنس

29 مه 1790 به عنوان سیزدهمین ایالت

RI

20

فلوریدا

تالاهاسی

3 مارس 1845 به عنوان بیست و هفتمین ایالت

Fla

21

کارولینای جنوبی

کلمبیا

23 مه 1788 به عنوان هشتمین ایالت

SC

22

کارولینای شمالی

رالی

21 نوامبر 1789 به عنوان دوازدهمین ایالت

NC

23

کالیفرنیا

ساکرامنتو

9 سپتامبر 1850 به عنوان سی و یکمین ایالت

Calif

24

کانتیکات

هارتفورد

9 ژانویه 1788 به عنوان پنجمین ایالت

Conn

25

کانزاس

توپکا

29 ژانویه 1861 به عنوان سی و چهارمین ایالت

Kan::

26

کلرادو

دنور

1 اوت 1876 به عنوان سی و هشتمین ایالت

Colo

27

کنتاکی

فرانکفورت

1 ژوئن 1792 به عنوان پانزدهمین ایالت

Ky

28

لوئیزیانا

باتون روژ

30 آوریل 1812 به عنوان هیجدهمین ایالت

La

29

ماساچوست

بستون

6 فوریه 1788 به عنوان ششمین ایالت

Mass

30

مریلند

آناپلیس

28 آوریل 1788 به عنوان هفتمین ایالت

Md

31

مونتانا

هلنا

8 نوامبر 1889 به عنوان چهل و یکمین ایالت

Mont

32

میزوری

جفرسون سیتی

10 اوت 1821 به عنوان بیست و چهارمین ایالت

Mo

33

می سی سی پی

جکسون

10 دسامبر 1817 به عنوان بیستمیم ایالت

Miss

34

میشیگان

لانسینگ

26 ژانویه 1837 به عنوان بیست و ششمین ایالت

Mich

35

مین

آکوستا

15 مارس 1820 به عنوان بیست و سومین ایالت

Me

36

مینه سوتا

سنت پل

11 مه 1858 به عنوان سی و دومین ایالت

Minn

37

نبراسکا

لینکن

1 مارس 1867 به عنوان سی و هفتمین ایالت

Nebr

38

نوادا

کارسون سیتی

31 اکتبر 1864 به عنوان سی و ششمین ایالت

Nev

39

نیوجرزی

ترنتون

18 دسامبر 1787 به عنوان سومین ایالت

Nj

40

نیومکزیکو

سانتافه

6 ژانویه 1912 به عنوان چهل و هفتمین ایالت

NM

41

نیو همپشیر

کنکورد

21 ژوئن 1788 به عنوان نهمین ایالت

NH

42

نیویورک

آلبانی

26 ژوئیه 1788 به عنوان یازدهمین ایالت

NY

43

واشینگتن

المپیا

11 نوامبر 1889 به عنوان چهل و دومین ایالت

Wash

44

وایومینگ

شاین

10ژوئیه 1890 به عنوان چهل و چهارمین ایالت

Wyo

45

ورمونت

مونت پلیر

4 مارس 1791 به عنوان چهاردهمین ایالت

Vt

46

ویرجینیا

ریچموند

26 ژوئن 1788 به عنوان دهمین ایالت

Va

47

ویرجینیایی غربی

چارلستون

20 ژوئن 1863 به عنوان سی و پنجمین ایالت

Wva

48

ویسکانسین

مدیسن

29 مه 1848 به عنوان سی امین ایالت

Wise

49

هاوائی

هونولولو

21 اوت 1959 به عنوان پنجاهمین ایالت

مخفف ندارد

50

یوتا

سالت لیک سیتی

4 ژانویه 1896 به عنوان چهل و پنجمین ایالت

مخفف ندارد

51

بخش فدرال(بخش کلمبیا )

واشینگتن

DC

 

تاریخ معاصر

 

 



در آغاز قرن نوزدهم، ایالات متحد امریکا به موجب خرید لوئیزیانا مساحت کشور را دو برابر کرد. این تملک مرز ایالت متحد را به اعماق ناحیه سنترال لولندز کشاند. گسترش ایالات متحد امریکا به سوی غرب، این کشور را از ملتی عقب مانده و زراعی به قدرتی جهانی مبدل کرد که از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام وسعت داشت. در نتیجه چندین جنگ با مکزیک در دهه 1840 سرزمینهای جدید وسیعی – تکزاس ،کالیفرنیا ، آریزونا و نیومکزیکو – به اتحاد افزوده شد.


میان شمال کشور که به طور فزاینده ای صنعتی میشد و جنوب کشور که زراعی بود بر سر مسأله برده داری تنش نمایان شد. این امر تحت ریاست جمهوری آبراهام لینکلن (1809 تا 1865) منجر به جنگ داخلی گردید. شمال پیروز شد، ولی پس از خروج سربازان فدرال از جنوب در 187 تفکیک نژادی بار دیگر در جنوب برقرار شد و تا پس از جنگ جهانی دوم ادامه یافت.


بین سالهای 1880 تا 1900 امریکا به صورت غول صنعتی درآمد.


در همان زمان با سرازیری سیل مهاجرات به دنیای جدید به ویژه از آلمان و اروپای شرقی و روسیه، جمعیت کشور در حد کلانی افزایش یافت. علاقه به تجارت جهانی، درگیری آمریکا در خارج از کشور را افزایش داد شورش کوبا بر ضد سلطه اسپانیا ، امریکا را به جنگ با اسپانیا (1898) کشاند و موجب تسلط امریکا بر فیلیپین ، پوئرتوریکو و گوام شد.


بعد از پایان جنگ امریکا به سیاست انزواگرایی و حمایت از تجارت داخلی عقب نشینی کرد. برقراری قانون منع تولید و فروش مشروبات الکلی (1919 تا 1933)موجب افزایش فعالیت باندهای تبهکار و قاچاق شد، ولی دهه 1920 دوران پر رونقی بود تا اینکه در 1939 با سقوط بورس اوراق بهادار بحران اقتصادی آغاز گشت.


سرمایه گذاری و مداخله از سوی دولت فدرال به واسطه برنامه «طرح جدید» پرزیدنت فرانکلین روزولت (1882 تا 1945) به اوضاع کمک کرد. حمله ژاپن به پایگاه دریایی پرل هاربر در 1941 امریکا را وارد جنگ جهانی دوم کرد. درگیری امریکا در صحنه جنگ اروپا و اقیانوس آرام سرنوشت ساز بود ودر 1945 این کشور را متعهد به نقشی جهانی به صورت ابر قدرت کرد. مساعدت آمریکا (از طریق طرح مارشال) در بازسازی اروپا و ژاپن مؤثر بود.


طی جنگ سرد از اواخر دهه 1940 تا پایان دهه 1980، امریکا در برابر چیزی که آن را خطر جهانی اتحاد شوروی تعبیر میکرد ایستاد.


امریکا به عنوان رهبر اتحاد غرب در اروپا، خاور دور، اقیانوسهای هند و آرام پایگاههای نظامی ایجاد کرد و بدین ترتیب بلوک شوروی رابه محاصره درآورد. امریکا در جنگ کره (1950 تا 1953) با نیروهای چین و کره شمالی درگیر شد و در گواتمالا (1954)، لبنان (1958 و 1983 تا 1985) ، جمهوری دومینیکن (1965)، پاناما(1968 و 1989) و گرادانا (1983) مستقیما مداخله نظامی کرد.


ولی بزرگترین تعهد در ویتنام بود، جایی که از 1964 تا 1973 نیروهای امریکایی کوشیدند تامانع سلطه کمونیستها بر هندوچین شوند، ولی سرخوردگی فزاینده ازجنگ آمریکا را وادار به عقب نشینی کرد.


ا زدهه 1950 جنبش حقوق مدنیبه رهبری مارتین لوترکینگ (1929 تا 1968) – برای کسب حقوق کامل سیاسی برای سیاهپوستان و برای لغو جدایی نژادی در مدارس، بیمارستانها و غیره مبارزه کرد.


در اوائل دهه 1960 پرزیدنت جان فیتز جرالد کندی (1917 تا 1963) تبعیض نژادی را غیر قانونی کرد. کندی از تهاجم ناموفق کوبا از سوی تبعیدیان راستگرا در 1961 حمایت کرد، با موفقیت بر شوروی فشار آورد تا موشکهایش را از کوبا برچیند (1962). در 1963 کندی ترور شد

 .
در دهه 1970 مسائل رو به رشد اقتصادی منجر به انتخاب رونالد ریگان (متولد 1911) به ریاست جمهوری گردید.


ریگان پیرو سیاست تثبیت اقتصاد کشور با کنترل میزان پول در گردش بود. امریکا به ادامه پشتیبانی از جنبشها و دولتهایی پرداخت که حمایت از آنها را مطابق با منافع غرب تلقی میکرد.


در اوایل 1990 پرزیدنت جورج بوش (متولد 1924) برنامه های تعطیل بعضی از پایگاههای نظامی خارج از کشور را اعلام کرد.


ولی کمی بعد در همان سال پس از تهاجم عراق به کویت (2 اوت 1990) ائتلاف بین المللی بر ضد عراق را سازماندهی کرد تا بالاخره در سال 2004 رژیم بعث عراق را بر کنار کردند

+ نوشته شده در  86/07/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پایگاه های نظامی آمریکا

به نوشته یک روزنامه یونانی درحال حاضر آمریکا برای حفظ سلطه ی ‌خود ، دارای ‪ ۷۳۷‬پایگاه نظامی در ‪ ۱۳۰‬کشور جهان است . روزنامه یونانی زبان الفترو تیپیا در شماره اخیر خود می‌نویسد : البته این تعداد شامل گزارش ساخت و احداث پایگاه‌ها از سال ‪ ۲۰۰۵‬میلادی به بعد نمی‌شوند و با احتساب پایگاه‌های جدید و یا در حال تاسیس ، در واقع تعداد پایگاه‌های نظامی آمریکا در جهان ، به بیش از یک هزار واحد می رسد.
هم اکنون تعداد یک میلیون و ‪ ۱۴۰‬هزار نظامی آمریکایی در این پایگاه‌ها مستقر هستند.
از این تعداد ‪ ۴۰۰‬هزارنفر سرباز نیروی زمینی، ‪ ۳۱۰‬هزار نفر نیروی دریایی، ‪ ۱۳۰‬هزار نفر تفنگدار دریایی و ‪ ۳۰۰‬هزار نفر جزء نیروی هوایی هستند که در این پایگاه‌ها فعالیت دارند.

 http://www.arnet.ir/?lang=fa&state=showbody_news&row_id=10439

 

    خبرگزاری جبهه ملی ایران

 

 پایگاه های نظامی آمریکا در سرتاسر جهان/امیر هوشنگ آریان پور


چگونه آمریکا در حال گسترش امپراتوری خود می باشد ؟



در حالیکه کشور آمریکا بهیچ کشوری در جهان اجازه نداده است که در داخل سرزمین آمریکا ، آلاسکا، هاوائی، گوام و پورتو ریکو و حتی در نزدیکی های این سرزمین ها پایگاه نظامی ایجاد کند؛ ولی وزارت دفاع آمریکا و مرکز فرماندهی آن " پنتاگون" با تحت فشار قرار دادن سایر کشورها موافقت آنها را برای ایجاد پایگاه های نظامی آمریکا در کشورشان بدست آورده است. اکثر این پایگاه ها فقط از قوانین مصوبه کشور آمریکا تبعیت کرده و کشورهای میزبان حق کوچکترین دخالتی در نحوه عملکرد ، اداره و فعالیت های نظامی آن ندارند.

 لذا به وضوح می توان نتیجه گرفت که کشور آمریکا با این روش خود توانسته است یک نوع جدیدی از امپراطوری را در خیلی از کشورهای به اصطلاح آزاد جهان بر قرار کند.

 
تاریخ امپراطوری های مهم جهان از چند هزار سال پیش شروع می گردد. ولی پس از پیشرفت صنعت کشتی سازی و اختراع تفنگ و توپ در قرن شانزدهم چند کشور اروپایی از جمله پرتقال، اسپانیا، هلند، انگلیس، اطریش و فرانسه ، شروع به کشورگشایی کرده و بیشتر کشورهای موجود آن زمان را که بعضی از آنها دارای تاریخ چند هزار ساله بودند و مناطق و سرزمینهای دور افتاده و ظاهراً بی صاحب در آمریکای شمالی و مرکزی و جنوبی و قاره استرالیا و نیوزلند و حتی قطب شمال و جنوب را به زور نیروی نظامی پیشرفته (آن زمان) به تصرف خود در آوردند. در نتیجه امپراطوری هایی بنام : بریتانیای کبیر، اسپانیا، پرتقال، اطریش، عثمانی و فرانسه بوجود آمدند.

 
بعضی از این امپراطوری ها چون پرتقال و اسپانیا بتدریج مستعمرات خود را در دنیا از دست دادند، و پس از جنگ بین المللی اول امپراطوری های اطریش و عثمانی نیز مضمحل گردیدند. در سال 1948 آخرین امپراطوری جهان یعنی بریتانیای کبیر نیز پس از مبارزات سرسختانه مردم شبه قاره هندوستان مجبور به واگذاری حکومت به مردم هندوستان گردید و دست از داشتن امپراطوری برداشت.

 
البته کشورهای دیگری چون: آلمان، ایتالیا و ژاپون نیز داعیه ایجاد یک امپراطوری را در سر می پروراندند، ولی با شکست در جنگ دوم جهانی خواسته آها عملی نشد.

 
پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم کشورهای آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر دو نوع دیگری از امپراطوری را برای خود براه انداختند. 1- اتحاد جماهیر شوروی با تصرف کشورهای اروپای شرقی و وادار نمودن آن ها به پیوستن به بلوک کمونیستی امپراطوری سوسیالیستی را بوجود آورد. این امپراطوری با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1989 خود بخود از بین رفت . 2- ولی کشورآمریکا امپراطوری خود را به طریق دیگری پایه گذاری نمود!

 
نیروهای مسلح این کشور که در اواخرسال 1945، با عقب زدن نیروهای متجاوز آلمانی و متحدانش وارد سرزمینهای فرانسه، آلمان، ژاپون، ایتالیا و غیره شده بودند؛ بنام برقراری صلح و حفظ امنیت و پشتیبانی لجستیکی از مردم این سرزمین ها و بهبود وضع خراب اقتصادی آن کشورها، شروع به ایجاد پایگاه های عظیم نظامی نمود.

پس از گذشت بالغ بر 62 سال از آن تاریخ هنوز این پایگاه ها در آن کشورها به فعالیت های خود ادامه می دهند!؟

 
بر مبنای گزارش سالیانه وزارت دفاع آمریکا بنام: “
Base structure report” که صورت واقعی املاک ارتش آمریکا را در خارج سرزمینهای آمریکا ارائه کرده است؛ اشاره به 702 پایگاه در 130 کشور جهان گردیده است. ولی بطور قطع مسلم است که تعداد پایگاه های آمریکا در سایر کشور هابیش از رقم یکهزاراست.

 
برخلاف مردم سایر کشورهای جهان که علاقمندند تا بدانند در کشورشان چه می گذرد ؟ شهروندان آمریکایی نه علاقمندند که بدانند و نه تشخیص می دهند که چگونه کشورشان از طریق ایجاد پایگاه های نظامی در سایر کشورهای جهان توانسته است بربیشتر آن کشورها چیره شده و به نحوی بر آنها امر و نهی کند. ممکن است این عدم آگاهی شهروندان آمریکایی را به علت محرمانه نگه داشتن این فعالیت های سیاسی و نظامی دانست.

 
شبکه زنجیره ای پایگاه های آمریکا در پنج قاره جهان ( بجز قطب جنوب) بررویهم تشکیل یک نوع امپراتوری جدیدی را داده است که دارای مختصات خاص مربوط به خود بوده و در باره اش در هیچ یک از کلاسهای درس جغرافیا صحبتی نمی شود.

 
بدون پی بردن به ابعاد عظیم این پایگاه های کمربندی که آمریکا به دور زمین کشیده است، بسختی امکان پذیر است که بتوان نتیجه گرفت که این امپراطوری جدید که ستونهای اصلیش بر روی قدرت نیروهای نظامی آمریکا بنا شده است، تا چه میزانی به اصول قانون اساسی آمریکا لطمه زده است!؟

 
پس از پایان جنگ جهانی دوم و جنگ کره ، ایجاد این پایگاه های نظامی در سطح دنیا شروع گردید. هدف آمریکا و بعضی از کشورهای غربی در پشتیبانی از ایجاد این پایگاه ها در مرحله یکم جلوگیری از نفوذ اتحاد جماهیر- شوروی که به سرعت مشغول توسعه نفوذ خود در کشورهای اروپای شرقی ، خاور دور ، خاور میانه و افریقا بود. در مرحله دوم با پیاده کردن طرح مارشال (
Marshal Plan) ظاهراً هدف آمریکا کمک به کشورهای شکست خورده در جنگ و کشورهای عقب نگهداشته شده و یا بقولی "جهان سومی" به منظور دوباره سازی صنایع از بین رفته آنها و بهبود وضع اقتصادی شان بود.

 
با گذشت زمان مشاهده کردیم که تعداد این گونه پایگاه های آمریکایی بتدریج اضافه شده و گسترش آنها را به منظور پیشگیری و دفاع از اروپای غربی و کشورهای آزاد جهان وانمود می کردند!

 
ولی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و آزادشدن ده ها کشور که یا جزو مستعمرات شوروی بوده و یا بصورت اقمار آن کشور بحساب می آمدند و با توجه به این حقیقت که به دلایلی کشور روسیه دست از حالت تهاجمی خود برداشت و دیگر خطری کشورهای آزاد جهان را تهدید نمی کرد. مشاهده می کنیم که نه تنها تعداد پایگاه های آمریکا رو به کاهش نرفت، بلکه روز بروز تعداد آنها بیشتر گردیده است. ضمناً این پایگاه ها، ظاهراً از حالت دفاعی خارج شده وعملاً به صورت پایگاه های تهاجمی در آمدند.

 
پس از وقایع ناگوار یازدهم سپتامبر 2001 ، تغییر کلی در سیاست خارجی - نظامی آمریکا در مورد وظیفه اصلی پایگاه هایش در سطح جهان داده شد و مبارزه با تروریسم جهانی را در راس وظایف این پایگاه ها اعلام نمود.
 به نوشته چالز جانسون در کتاب
Nemesis” “ تا سال 2005 برابر گزارش وزارت دفاع  آمریکا تعداد این پایگاه ها بالغ بر 737 بوده است ولی از آن سال به سرعت تعدادشان افزایش یافته و به بیش از یکهزار رسیده است.

http://www.jebhemelli.info/Didgah1/1386.1-3/3.17arampour.html

+ نوشته شده در  86/06/25ساعت   توسط اکبر ستاری  |