تبليغاتX
بیدارشهر

بیدارشهر

(بـهـتـان ) از ريـشـه (بهت ) ، دروغى است كه به خاطر بزرگى و زشتى ، شنونده را مات و مبهوت مى سازد.

امیر عباس را این روزها دارم میشناسم

 

برای امیر عباس مهندس

برای تو، که از آذرخش نگاهت واژه می ریزد، چونان بخارات فصل که گِرد گَرد

واژه های سهراب می رقصید .که بی تردید تو سهرابی دیگری.

تقدیم به شکوه تنهاییت.. 

امير عباس مي گفت :‌

"صفحه الهه ی ناز من سوزن خورده است "

مي گفتم ؛ حالا چه مي خواند ؟

مي گفت: چه فرقي دارد، آسمان يكرنگ است! دولت بيدلي را .

يادش به خير ؛ دره پريان و كوير و پائيز ابيانه

باد كه مي وزيد

بيدواره ها نشان خانه ی ليلا مي شد

مجنون بيچاره !

بركه آب سيد علي ،در سياه مشق افراها گم

در اختلاط سايه ها، نوري ترا تا عظمت خورشيد بالا مي برد 

و تا باران دوباره؛ التهاب باغ لبريز بوي آرزو بود. 

آوار لحظه بود بر حجم ناتواني اين درد بي شمار

تا اوج هاي نارس اين صبح شب نوشت

اين بره ی نجيب تمنا را

در مرتع نیاز و تجرد رها كند

يادش به خير

عقرب، كوير دلدادگي را با كنايه در حسرت پرواز نیش مي زد.

و آسمان همين جا ، آئينه اي مي شد براي تماشا

چقدر در وسعت كوير تنها بودیم، بي هيچ ديوار

يادم نمي رود

مي آمدي، در باغ ها مجاور ني زار سرنوشت

از شوق يك انار تكيده

بنشسته پيشاني قنوت درختان را

فرياد مي زدی

محمد !

نگفتم ابيانه دنياست!

مي بيني ؛

لاجورد آسمان ، نارنجك خرمالو را در خيال دل مي تركاند

خیس توان نداشته ، خاموش نگاه درختان برسرم هوار مي شد.

يادش به خير

در پيج و تاب راه سخت بود

اينهمه نه پيدا و نه پنهان ترا

اینهمه راه آمدم، که تو باشی!

به آتشی از پس نهان این شب ها حلقه ی عشق باختم.

به آهی تب پرواز

شوق این راههای ندیده

وهم این جاده های هماره

این همه راه آمدم

که تو باشی!

 

   با ناله های خیس دلم گل کنی و باز

    در لابلای عطر نفس پر کشی چو باز

  خاموش آب و ماتم آئینه ات قبول

 این رفتن و نیامدنت رسم دیر باز

...........

بلند بادا، شکوه عصمتی که جاری هستی وامدار کوثر اوست

سرمایه ی زلال تو بانو اگر نبود     این باغ های معرفت آب روان نداشت

http://badgirkahgeli.blogfa.com/post-33.aspx

تهیه، تنظیم، چاپ و پخش چهار شماره از ”کتاب لحظه“ با مضامین ادبیات داستانی(1)، شعر(2)، نقد و نظر(3) و داستان امروز(4) به کوشش امیر عباس مهندس با استقبال علاقمندان مواجه شده است.
در مجموعه های کتاب لحظه آنچه مدنظر تهیه کننده ی آن بوده در کنار بهره مندی از اساتید و صاحبنظران، معرفی و استفاده از آثار جوانان و نویسندگانی است که در ابتدای راه قرار گرفته و تلاش دارند محلی جهت بیان افکار و عقاید خود داشته باشند.
از دیگر اهداف کتاب لحظه همراه بودن و در دسترس بودن در هر شرایطی می باشد که با توجه به قیمت مناسب و کوتاهی مطالب می توان در سفرهای بلند یا کوتاه از آن به عنوان کتابی همراه استفاده نمود.
کتاب لحظه بدون توجه به اقلیم و یا منطقه ای خاص به آثار جوانان سراسر کشور می پردازد که این مهم از چند شماره به چاپ رسیده مورد تائید نظر علاقمندان و صاحب نظران قرار گرفته است.

فهرست موضوعی مقالات
کتاب لحظه1/ادبیات داستانی
ویژگی های داستان/گفتگو با دکتر احمد تمیم داری، کشف معنا یا خلق معنا/دکتر خلیل محمودی- این کار یک خاتم است، نشانه شناسی اولیس جیمز جویس/به قلم والری لاربود- کافکا و سایه پدر/ اثر ژوزه ساراماگو، برگردان عباس پژمان- بخش هایی از نامه اکبر رادی به مجید دانش آراسته- هنر پیشه ها/لیدیا دیویس، برگردان مرتضی هاشم پور- ساده دل/داستانی از آنتوان چخوف- نجوای جنون/ناصر عطاشنه- روزی که جنگ جهانی سوم.../داستان محمود برآبادی- آخ باز هم نوک سنجاق.../داستان کیهان خانجانی- نمی کشند کشته را/داستان جمشید خانیان- نامه ای از طرف یک گرگ/داستان حسن قریبی- شهامت درد/داستان محمدرضا گودرزی- آهو/داستان امیرعباس مهندس- چه هوای دم کرده ای/داستان زینت مهرانی

کتاب لحظه2-ویژه شعر
شعر اوستایی/حسن قریبی- ری را... صدایی که هنوز می شنویم/سعید صدیق- شعر از دیدگاه شاملو/ابوالفضل تقوایی-تضاد هسته توازن شعر/حیدر عنایتی-اتو بیوگرافی در شعر/ابوالفضل نجیب- تأملی به شیوه مناظره/ عباس اسلامی نژاد- شما آفتاب، من سایه/زندگی نوشت بیژن کلکی-با اشعاری از پانته آ صفایی، منیر عسگرنژاد، مهدی فرجی، رضا آقا حسینی، ایرج مرادی، حامد دربانیان، محمود اکبری و...

کتاب لحظه3- نقد و نظر
در سرزنش عقل/خلیل محمودی- غیبت عشق/محمدرضا گودرزی- محکوم به سنت/ابوالفضل تقوایی- بازی با تکه پاره ها/ جمشید خانیان- هفت قفل و یک کلید/مرتضی حاجی عباسی-خاطره نویسی در میان ایرانیان/مجید یوسفی- بسامد بهار و پائیز در شعر فروغ/لیلا پور کریمی-نگاهی به غزل حسین منزوی/وحید رضا گنجی- زنده یاد حبیب/ برگردان ناصر عطاشنه- هیچ راهی بی رهرو نمی ماند/نامه دکتر ابوالقاسم سری به کتاب لحظه- نگذاشتند/نامه بزرگ علوی به دکتر سری- و...

کتاب لحظه4- داستان
مهری محلوجی، کیهان خانجانی، مجید دانش آراسته، اعظم بزرگی، نسرین ارتجائی، شبنم بزرگی، حسین جاوید، مرتضی حاجی عباسی، حسین حسن پور، جابر تواضعی، احمدی نجات، علی دارمی زاده، زینب رسول زاده، امیرحسین رحیمی، یزدان سلحشور، انسیه شفیعی، بهادر کامل، ابوالقاسم مبرهن، منیر عسگرنژاد، ناتاشا محرم زاده، هادی میرزا نژاد موحد، امیر عباس مهندس، ابوالفضل نجیب، مصطفی جعفری و احسان نعلچی.
لازم به ذکر است هر شماره از کتاب لحظه در تیراژ 3000 نسخه به قیمت 350تومان هر سه ماه یکبار منتشر میشود.
نشریه الکترونیکی لحظه نیز به آدرس www.LahzehMag.com روزانه در دسترس علاقه مندان میباشد.

منبع 


جدیدترین کتاب شاعر کاشانی

  «احوال جناب الاغ، پرسیدن ندارد»

6 آذر 1387 ساعت 14:16
«احوال جناب الاغ پرسیدن ندارد» جدیدترین کتاب شعر سروده امیر عباس مهندس شاعر کاشانی است که توسط انتشارات شاسوسا منتشر شده است./
مهندس در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: این مجموعه ۹ قطعه مشتمل بر شعر و متن را در برمی‌گیرد و مانند کتاب‌های گذشته من ته‌مایه طنز دارد و نامش نیز برگرفته از یکی از قطعه‌های کتاب است. 

از تکنیک‌های مهندس در ارایه طنز این کتاب، پانوشت‌هایی است که برای برخی عبارت‌های قطعه‌های کتاب داده و در آن‌ها، به توضیح طنزگونه آن عبارت‌ها می‌پردازد. 

طنز به‌کار رفته از سوی نویسنده در این کتاب، عموما برگرفته از گوشه و کنایه‌های روزمره مردم استان اصفهان است.

قطعه‌ای از این کتاب از صفحه‌ 33:

شب وقتی وارد خانه می‌شود، زنش از احوال گاو و الاغ می‌پرسد و مرد در جواب می‌گوید: احوال الاغی که نه کاه برای میل کردن دارد و نه یونجه برای بو کشیدن، نه حوصله‌ی چریدن دارد و توان عرعر کردنش هم به گرسنگی و خستگی رفته،/ از بیکاری و بی‌حرفی پرسیدن (هم‌چنین نوشتن)/ هم داشته باشد، جواب دادن ندارد.

مهندس تا کنون مجموعه شعرهای زیادی را منتشر کرده که از میان آن‌ها می‌توان به «من دیگر امیر عباس مهندس نیست»،«فرشته‌ای با نگاهی همه از شکلات» و «نیلوفر و مهتاب» اشاره کرد. 

این کتاب در شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و ۷۷ صفحه با قیمت ۱۵۰۰ تومان منتشر شده است.  
کد مطلب : 29805

 
+ نوشته شده در  88/08/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خبر جدید در باره ی حجت الاسلام علی تهرانی

بیدارشهر:سالیان درازی بود از ایشان خبر نداشتم و فکر میکردم به سرای باقی شتافته اند امروز در تابناک از حیات ایشان آگاه شدم.

شیخ علی تهرانی که چند ماه پیش گفته بود:

  • نماز را در کل کشور حدود یک درصد از مردم می‌خوانند
  •  و در آموزش و پرورش و در مدارس بچه‌ها را گول می‌زنند
  • و مردم را با استدلال‌های غلط گمراه می‌کنند
  •  و بعضی‌ها را خانه نشین کرده‌اند
  •   مقبولیت و محبوبیت مسئولین سی سال قبل حدود 95 درصد بوده و در حال حاضر 15 درصد هم نیست."
  •  در سه ماهه گذشته مقدار دزدی 20 درصد افزایش یافته است که تمام این گناه‌ها به گردن وزرا و رئیس جمهور است.
  •  تلویزیون به عنوان برنامه کودک، رقاصی و مطربی نشان می‌دهد.
  • قرآن عالم نمی‌خواهد، قرآن عامل و عمل کننده می‌خواهد،
  •  یک مشت آدم انگلیسی و آمریکایی در تلویزیون جمع شده‌اند و به اسم برنامه کودک همه گونه برنامه خواب و رقاصی به خورد بچه‌ها می‌دهند و این می‌شود که بچه‌ها کیف دزد و جیب‌بر می‌شوند و چون گرانی است و نوجوان‌ها دوست دارند بستنی بخورند، اما گران است، می‌روند دزدی می‌کنند.
  •  امروز کسانی که به قرآن، خدا و رسول خدا پشت کرده‌اند و به صندلی ریاست چسبیده‌اند،‌ این‌ها خودشان را عالم می‌دانند، اما عالم دنیایی هستند. من این‌ها را برهم کوبیده‌ام و له کرده‌ام.
  •  علی مراد خانی ارنگه معروف به «شیخ علی تهرانی» متولد ۱۳۰۹ از مبارزانی است که در پیش از انقلاب از مجاهدین خلق حمایت کرده و پس از پیروزی انقلاب به انتقاد علنی از سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی می‌پرداخت و در کلاس‌های درس، از مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی بدگویی می‌کرد.
  • پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ریاست دادگاه انقلاب مشهد و مدتی هم ریاست دادگاه انقلاب اهواز به شیخ علی تهرانی سپرده شد و وی به محاکمه بازماندگان رژیم پهلوی مشغول گشت.
  •  در سال ۱۳۵۸ از سوی حزب جمهوری اسلامی مشهد کاندیدای مجلس خبرگان شد که به عنوان نفر هفتم از خراسان انتخاب شده و به خبرگان راه یافت و در مجلس خبرگان در کمیسیون مالی و اقتصادی حضور داشت.
  • وی در تاریخ 25/10/1358 طی نامه ای به رهبر انقلاب در خصوص افغانی بودن جلال الدین فارسی یکی از کاندیداهای اولین دوره ریاست جمهوری تذکر داد.
  • وی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۰ در نامه‌ای خطاب به رییس جمهور وقت - بنی صدر- نسبت به روند دادگاه و محاکمه عباس امیرانتظام و متهم کردن وی به جاسوسی برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اعتراض کرده و خواستار دخالت بنی صدر در روند محاکمه شد.
  • شیخ علی تهرانی به دنبال فرار بنی‌صدر از ایران و پس از استقرار مجاهدین خلق در عراق، در فروردین ۱۳۶۳ ، مخفیانه به عراق گریخت و در آنجا برای سال‌های طولانی در رادیو فارسی‌ زبان بغداد مشغول به تبلیغات برضد جمهوری اسلامی بود.
  • رژیم صدام با پخش سخنان شیخ علی تهرانی که بر علیه امام خمینی و جمهوری اسلامی بود، برای شکنجه روحی اسرای ایرانی در بند استفاده می‌کرد.
  • شیخ علی تهرانی پس از یک دهه، بالاخره سال‌ها پس از پایان جنگ و در سال ۱۳۷۴ خود را در یکی از پاسگاه‌های مرزی تسلیم نمود و نیروهای جمهوری اسلامی وی را به تهران منتقل کردند.
  •  در آن زمان اعلام شد که او به علت سالخوردگی، وضع جسمانی مناسبی ندارد و از نظر روحی و روانی نیز از تعادل برخوردار نیست.
  • شیخ علی تهرانی از کارهای گذشته خود اظهار ندامت کرد و خود را مستوجب اشد مجازات دانست.
  •  وی اکنون آزاد شده و در تهران سکونت دارد و در سخنرانی های خود همواره بدترین اهانت ها را به نظام و مسئولان آن اظهار می کند.
+ نوشته شده در  88/08/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نظرات ویلیام چیتیک در باره ی بابا افضل

ویلیام چیتیک (به انگلیسی: William Chittick) از اسلام شناسان و متخصصان عرفان[۱] مولوی[۲] و ابن عربی[۳] در آمریکا است.

وی متولد کانتیکت بوده، دکترای خود را در دانشگاه تهران زیر نظر سید حسین نصر دریافت نموده، و سپس در دانشگاه صنعتی آریامهر تدریس کرد. او هم اکنون استاد دانشگاه استونی بروک است.

وی مدتی نزدیک به ۳۰ سال از ویرایشگران دانشنامه ایرانیکا بوده‌است.[۴]

نظرات ویلیام چیتیک در باره ی بابا افضل

  • بابا افضل كاشاني را از موقعي كه در ايران بودم مي‌شناختنم،‌ اما به طور دقيق روي او كار نكرده بودم تا اين كه در حين كار بر روي دايرةالمعارف ايرانيكا،‌ از من خواسته شد كه مقاله‌اي در مورد او بنويسم كه اين امر سبب شد تا آثار و مصنفات او را بخوانم.
  • اگر فلسفه اسلامي از قبيل ابن سينا و ملاصدرا و ساير فلاسفه اسلامي را خوانده باشيد،‌ در مي‌يابيد كه اين آثار بسيار سخت و تخصصي است و بايد زمان فراواني بر روي آن‌ها بگذاريد،‌ و در بسياري موارد در انتهاي امر متوجه نمي‌شويد كه هدف چه بوده است،‌ اما باباافضل اين‌طور نيست. او آثارش را بر خلاف رسم رايج به فارسي نگاشته است و اين نشان‌گر آن است كه كمتر براي فلاسفه ی تخصصي نوشته است و بيشتر براي كساني نوشته كه اگرچه در حوزه فلسفه تخصص ندارند،‌ اما زمينه ی قوي دارند.
  •   باباافضل در آثارش كوشيده به فارسي‌زبانان دليل پرداختن به حكمت را نشان دهد.
  •  فارسي باباافضل شيرين‌ترين نثر فلسفه به زبان فارسي است و در كنار اين كه خيلي زيبا و شيرين است،‌ از دقت و عمق بالايي نيز برخوردار است. البته در اين ميان كساني چون سهروردي نيز آثاري به فارسي نوشته‌اند،‌ اما سهروردي بيشتر صبغه عرفاني دارد. 

+ نوشته شده در  88/08/09ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شهید کبیر شادروان میرزا تقی خان امیرکبیر رحمت الله علیه

مهم‌ترین اقدامات امیرکبیر

  • تأسیس مدرسه دارالفنون: مدرسه دارالفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. شاهزاده‌های قاجار نخستین دانشجویان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌های آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند.
  • انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه: اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (برابر با ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی) و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ می‌رسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود. [۱۱]
  • رسیدگی به وضع مالیه: امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتی‌های بی‌حساب و مواجب بی‌جهتی که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند؛ قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند. وی مواجب بی‌حسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد. وی سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد. تیولدارانی که حق دیوان را نمی‌دادند، امیر تیول آن‌ها را ضبط کرد[۱۲]. او همچنین برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد.
  • اصلاحات اجتماعی: امیرکبیر، دستور داد که رسم قمه‌کشی و لوطی‌بازی از شهرها و راه‌ها برداشته شود. وی حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع کرد. وی قاعده بست‌نشینی را لغو کرد.
  • سر و سامان دادن به ارتش: امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب‌منصبان، شایستگی ایشان گشت.[۱۳] مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپ‌ریزی و باروت‌سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.[۱۴]
  • اصلاحات مذهبی: امیرکبیر، در پی منع قمه‌زنی و اصلاح امور روضه‌خوانی برآمد. وی نسبت به علمای مذهبی با احترام خاصی برخورد می‌کرد، با این حال میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، از جمله روحانیونی بود که به شدت به مخالفت با امیرکبیر برخاست و بسیاری از روحانیون دیگر نیز به همراهی با او برخاستند.[۱۶]
  • حذف القاب و عناوین: امیرکبیر، القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیان‌های اجتماعی می‌دانست[۱۷]
+ نوشته شده در  88/08/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

احمد قاجار

او در سن هفده سالگی (یک سال پیش از تاج گذاری) با بدرالملوک والا که پدرش شاهزاده ظهیرالسلطان والا نوهٔ عباس میرزا بود، ازدواج کرد.

این ازدواج توسط مادر احمد ، ملکه جهان ترتیب داده شد و عروس که در آن هنگام ۱۲ ساله بود در تنها مدرسهٔ دخترانهٔ تهران درس می‌خواند.

 مراسم عقد با تشریفات مفصلی انجام شد. حاصل این ازدواج دختر بزرگ احمد ، ایران دخت بود.

 گفته می‌شود بدرالملوک بسیار زیبا بود و احمد به او علاقه داشت. اغلب او را به تالار آینهٔ قصر می‌برد و به انعکاس عکس او در آینه‌ها می‌نگریست و می‌گفت:«در اينجا من فقط يك بدرى ندارم بلكه هزاران بدرى دارم».

 با وجود این علاقه چون بدرالملوک پدر خود را شایسته تر از احمد می‌دانست بین آن‌ها اختلاف افتاد و این ازدواج منجر به جدایی شد.

 احمد سه بار دیگر نیز ازدواج کرد و از این ازدواج‌ها صاحب دو دختر به نام‌های همایون دخت قاجار و مریم قاجار و یک پسر به نام فریدون قاجار شد.

+ نوشته شده در  88/08/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پنجمین شاه قاجاری

مظفرالدینشاه در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوشش‌های صدراعظم‌هایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عین‌الدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد. او ده روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت .

+ نوشته شده در  88/08/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چهارمين شاه دودمان قاجار

قاجار

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی
محمد
ناصرالدین
مظفرالدین شاه
محمدعلی
احمد

دوره سلطنت


۱۱۶۱-۱۱۷۶
۱۱۷۶-۱۲۱۳
۱۲۱۳-۱۲۲۷
۱۲۲۸-۱۲۷۵
۱۲۷۵-۱۲۸۵
۱۲۸۵-۱۲۸۸
۱۲۸۸-۱۳۰۴

با دسیسه سفرای کشور های خارجی مخصوصا بریتانیا حکم اعدام امیرکبیر را در حالت مستی امضا نمود.

+ نوشته شده در  88/08/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ممدلی قاجار

نام پدر:مظفرالدین ابن ناصرالدین       نام مادر:تاج الملوک دختر امیرکبیر و دختر خواهر ناصرالدین

تاریخ تولد:۱/۴/۱۲۵۱                 تاریخ مرگ:۱۶/۱/۱۳۰۴

او مردی خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره می‌سپرد. مادرش بر او چیرگی و نفوذ داشت.

وی از روز تاجگذاری سر مخالفت با مشروطه را گذاشت،در روز تاجگذاریش نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. پس از آن به ستیز با مشروطه پرداخت و پس از چندی کش و قوس سرانجام شمشیر را از رو بسته و دستور به توپ بستن مجلس را داد.

پس از قیام مردم به سفارت روسیه و سپس به روسیه پناه برد .

مرگ او در "بندر ساوونا" در ایتالیا در تبعید  اتفاق افتاد و در کربلا دفن شد.

+ نوشته شده در  88/07/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

متن چند اثر علیرضا ذاکر اصفهانی استاندار جدید استان اصفهان و شرح حال او

پروتستانتیسم اروپایی و اصلاح‌طلبی اخوندزاده - علیرضا ذاکر اصفهانی

http://www.porsojoo.com/fa/node/3307

کسروی و رفورماسیون دینی(1)/ علیرضا ذاکر اصفهانی

http://www.porsojoo.com/fa/node/963

(ناسیونالیزم رمانتیک) در افکار و آثار صادق هدایت

http://www.xalvat.com/Digaran/Adabi/Iran/Adabi-Iran2/Hedayat/Hedayat.Nationalisme.htm

شرح حال:

دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی

فرزند: زین‌العابدین           شماره‌شناسنامه: 1871        متولد: 1340 – اصفهان

دارای مدرک: دکترای علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس

کارشناسی علوم سیاسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

 

آثار علمی منتشر شده:

کتاب

الف) کتاب فرهنگ و سیاست ایران در عصر تجدد، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1386

ب) مقدمه، تصحیح و تعلیقات بر کتاب جهاد در راه خدا (بررسی روند خیزش‌های اسلامی معاصر)، نوشته ویلهلم دیتل، چاپ انتشارات دانشگاه اصفهان، 1376.

ج) سیاست منطقه‌ای ایران در قبال مسأله بحرین، انتشارات علمی، فرهنگی، زیرچاپ.

د) پرسش از ماهیت مدرنیته در ایران (مشترک)، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، 1384.

 

مقالات علمی در فصلنامه‌ها و مجلات

الف) مقاله انفصال بحرین از ایران، مجله علمی، پژوهشی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، چاپ بهار 1376.

ب) مقاله سیری در اندیشه سیاسی اقبال لاهوری، فصلنامه علمی – پژوهشی پژوهشگاه علوم انسانی، 1379.

ج) مقاله روشنفکران و ادبیات دوره مشروطه، مجله علمی، پژوهشی، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، (بصورت مشترک)،  بهار 1384.

د) مقاله ایران و بازیگران جنگ ظفار، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، علمی – ترویجی، دفتر مطالعات بین‌المللی وزارت خارجه، زمستان 1385.

هـ ) مقاله دموکراسی قدیم و جدید، نقاط اشتراک و افتراق، فصلنامه کتاب نقد، 1380.

و) مقاله کسروی و رفرماسیون دینی، فصلنامه کتاب نقد، 1378.

ز ) مقاله پروتستانتیسم اروپایی و اصلاح طلبی آخوندزاده، فصلنامه کتاب نقد، 1379.

ح) مقاله ناسیونالیسم رمانتیک در آثار صادق هدایت، فصلنامه کتاب نقد، 1381.

 

مقاله‌های علمی در مجموعه‌های تخصصی

الف) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (ره)، با عنوان: پروتستانیسم اسلامی و نقد آن در کشف اسرار، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1379.

ب) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های غربگرایی در تاریخ تحولات ایران. با عنوان: پی‌جویی هویت ایرانی در آثار باستان شناسان، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381.

ج) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های هویت ملی در ایران، با عنوان: ناسیونالیسم رمانتیک در ایران، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1382.

د) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های تجدد در ایران، با عنوان: بازتاب آرای جامعه‌شناختی شرق‌شناسان در آثار ایرانیان، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1384.

هـ ) در مجموعه ایران معاصر و غرب جدید، با عنوان: شرق شناسی، چرا و چگونه بوجود آمد؟، چاپ مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1384.

 

سمینار‌های دانشگاهی و موضوعی

الف) مقاله امام خمینی و نفی پروتستانتیسم اسلامی در فرآیند توسعه عصر پهلوی، همایش توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره) دانشگاه شیراز، آذر 1378.

ب) مقاله ناسیونالیسم رمانتیک در ایران، همایش تعامل اسلام و ایران در گسترة تاریخ، دانشگاه فردوسی مشهد، 1382.

ج) مقاله شرق شناسی و تاریخ‌نگاری نو در ایران، همایش نقد نظریه‌پردازی غرب درباره انقلاب اسلامی، قم مؤسسه امام خمینی، 11 خرداد 1384.

د) مقاله ریشه‌های ناسیونالیسم ایرانی در عصر انقلاب مشروطه، همایش یکصدمین سالگرد نهضت مشروطیت ایران و نقش اجتهاد شیعه در آن، قم مدرسه دارالشفاء، 23 و 24مهر 1382.

هـ ) مقاله اتحاد روشنفکران سکولار و میلیتاریسم رضاشاهی، همایش هشتادمین سالگرد شهادت حاج آقا نوراله اصفهانی، مرداد ماه 1384.

و) چرخه سوخت هسته‌ای در بالابردن روحیه و عزت ایرانی، همایش جایگاه چرخه سوخت هسته‌ای در توسعه فناوری و تحقیقات،  هتل عباسی اصفهان، آذر ماه 1385.

ز) مقاله مبانی سیاست خارجی پیامبر اعظم(ص)، همایش بین‌المللی سیره‌شناختی پیامبر اعظم‌(ص)، دانشگاه اصفهان، آذر 1385.

ح) مقاله پارادکس مبانی دیپلماسی اسلام و غرب (برآمدن عصر مهرورزی)، همایش سیره‌شناسی پیامبر اکرم، دانشگاه امام صادق (ع)، اسفند 1385.

 

جزوات درسی

الف) تاریخ اندیشه سیاسی در غرب الف، چاپ دانشگاه اصفهان، 1374.

ب) تاریخ اندیشه سیاسی در غرب ب، چاپ دانشگاه اصفهان، 1375.

ج) روانشناسی اجتماعی، چاپ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، 1375.

 

http://www2.ihcs.ac.ir/%D8%A7%D8%B4%D8%AE%D8%A7%D8%B5/tabid/89/mid/429/PID/296/Default.aspx

+ نوشته شده در  88/07/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چه خوشبخت است آنکه بگوید من تُرکم.Mustafa Kemal Atatürk

مصطفی کمال پاشا (معروف به آتاتورکبه معنای پدر ترک)

نظامی و دولت‌مرد و بنیان‌گذار جمهوری ترکیه

گفته معروف آتاتورک که شعار ملی ترکیه شده‌است: چه خوشبخت است آنکه بگوید من تُرکم.

از جمله آثار مشهور وی می توان به نطق اشاره کرد.

+ نوشته شده در  88/07/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عکس جدید خانم ناهید دایی جواد خواننده ترانه ی غروب کوهستان و اشکم دونه دونه

بیش از ۴۰ سال پیش این خواننده دو ترانه ی فوق را خواند و از عالم خوانندگی کنار رفت.سالها میخواستم خبری از او داشته باشم تا اینکه او را در سایت رادیو فارسی فرانسه پیدا کردم . شما میتوانید ترانه غروب کوهستان او را در بخش ترانه های ناسروده سایت نامبرده گوش کنید.

http://www.rfi.fr/actufa/articles/113/article_6342.asp

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آقای پهلوانزاده

امروز آقای پهلوانزاده معلم دوره ی دبستانم به اداره تشریف آورده بودند .احوال بسیاری از معلمهای دیگر را از او پرسیدم . گفت که شادروانان حاج غلامرضا ستاری و ناصر سامانی سالی یکبار معلمهای دبستان  صباحی را به ناهار دعوت میکردند.گفت که آقای جهانگیر صادقی معلم کلاس اول ابتدایی من در جاده ی برزک مرغداری دارد.

دخترخانمش از کلانشهر کرج به کوچکشهر کاشان منتقل شده است.

آقای پهلوانزاده متولد سال ۱۳۲۴ و بازنشسته میباشند و دو فرزند دارند که هر دو ازدواج نموده اند.

+ نوشته شده در  88/06/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مخمل باف و رویدادهای مخملین سال 88 ایران

+ نوشته شده در  88/06/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تو اي نجيب پر از رنج و حسرت و دردي

هـزار ديـده بر اين غمگـنـانه گريـه كند.....جواد استادیان بیدگلی
+ نوشته شده در  88/06/19ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فرزندان محترم آیات

 

  1. فاطمه هاشمی رفسنجانی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی
  2. محسن هاشمی رفسنجانی  فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی
  3. ياسر هاشمي رفسنجاني فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی
  4. فائزه هاشمی رفسنجانی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی
  5. مهدی هاشمی  فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی
  6. حجت الاسلام علی مصباح فرزند آیت الله مصباح یزدی
  7. دکتر مهدی خزعلی فرزند آيت الله خزعلی
  8. احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری
  9. حجت الاسلام مجتبی خامنه ای  فرزند آيت الله سید علی خامنه‏ای
  10. حجت الاسلام سید مصطفی خامنه ای فرزند آيت الله سید علی خامنه‏ای
  11. حجت الاسلام سید مسعود خامنه ای فرزند آيت الله سید علی خامنه‏ای
  12. حجت الاسلام سید میثم خامنه ای فرزند آيت الله سید علی خامنه‏ای
  13.  اعظم طالقانی فرزند آیت الله طالقانی
  14. دکتر سيد محمود کاشاني فرزند آیت الله کاشاني
  15. احمد کاشانی فرزند آیت الله کاشانی
  16. حجة الاسلام قوچانی فرزند آیت الله قوچانی
  17. کاظم استادي فرزند آيت الله رضا استادي
  18. مرحوم مهندس مجتبی صافی فرزند آيت الله العظمي صافي
  19. مهندس سید حسن شریعتمداری فرزند آیت الله شریعتمداری
  20. علی بهجت فرزند آیت الله بهجت
  21. علي مطهري  فرزند آيت الله مطهري
  22. محسن بیات، فرزند آیت الله بیات زنجانی
  23. دکتر ساسان طاهری، فرزند آیت‌الله طاهری
  24. مرحوم حجت الاسلام «احمد خمینی»، فرزند آیت الله «خمینی»
  25. حجت الاسلام و المسلمين محمد جواد فاضل فرزند آيت الله محمد فاضل لنکراني
  26. عليرضا انصاری شيرازی فرزند آيت الله انصاری شيرازی
  27. محمد آل اسحاق، فرزند آیت الله العظمی شيخ عبدالکريم خويينی آل اسحاق
  28.  مهندس احمد جمی فرزند آیت الله جمی
  29. دکتر سید محمود علوی فرزند آیت الله حاج سید رضا علوی
  30. علی اشراقی فرزند آیت الله اشراقی
  31. زهرا اشراقی فرزند آیت الله اشراقی
  32. مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي مدني فرزند آيت الله ملاّ عبد الرّسول مدني
  33. جعفر ناصری دولت آبادی، فرزند آیت الله ناصری
  34. سید جمال الدین خوئی (فرزند مرحوم آیت‌الله خویی)
  35.  سيد محسن طاهري فرزند آيت الله طاهري
  36. سید عبدالصاحب حکیم، فرزند آیت اللّه حکیم
  37. سیدعلیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی


+ نوشته شده در  88/06/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

با تشکر از استاد عنایتی همسفر مهربان من

 شادروان ماشاالله نیک روش معروف به ماشاالله چاروادار  

 بدون شک تصویری که آن مرحوم در دوران حیات خویش ،در ذهن دوست به جا گذاشته است،تصویر با حُرمتی است و مُنبعث از  مکانیزم (داد و ستد معیشتی ) است .

عمو ماشالله خدا بیامرز بچّه ی محلّه ی فخارخانه است با یک فاصله ی سنّی تقریبا پنجاه ساله از من و دوست.

ماشالله چاروادار سه چهار تا قاطر و الاغ داشت که با آنها کرایه کشی می کرد.

  ماشالله چاروادار که البته نام خانوادگی اش «نیک روش» بود،از  راه حمل بار با قاطر و الاغ نان در می آورد و خرج زن وبچّه اش می کرد.

پس زمینه ای که امثال من از او در خاطره داریم،پس زمینه ی بسیار مومنانه ای است.البته نه اینکه شب و روز جاده ی مسجد دستش باشد.کاسب بود و نسبت به  کارش و رابطه اش با مردم،متعّهد بود.

عمو ماشالله نسبت به فرهنگ بی در و پیکری که در آن روزها بر تعاملات اجتماعی حاکم بود،آدم جمع و جوری به حساب می آمد.نگاهش به اطراف و حرف زدنش با این وآن توسّط خودش مهار می شد.(وعجب سرمایه ی بزرگی است این قدرت مهار از درون.)

چپق کشیدنش در کنار ایوان در غروب روز های تابستان،زمانی که از شهر بر می گشت و پای سماور ذغالی و چای دم کرده ی خاله صُنعت (همسرش) - آله - می انداخت و خستگی در می کرد،همان لذّتی را برای او داشت که سرودن «گلستانه» توسّط سهراب سپهری.

 آمّا آن روزها کوچه پس کوچه های بیدگل پُر بود از قمارباز و کفتربازو بچّه باز.در این میان وجود آدمهایی از نوع ماشالله چاروادار، وجود وثوق و مطمئنّی به شمار می آمدند.او حتّی خنده و حرف زدنش  حساب و کتاب داشت.

 عمو ماشالله حریم داشت. و سرش توی کار و کاسبی اش بود.تابستان و زمستان یک قبای کرباس تنش بود و چون شکم برآمده نداشت،درراه رفتن قبراق بود.دو چیز این دنیا را خیلی دوست داشت:چای وتوتون.و هردورا از نوع مرغوب می خرید.صبح خیلی زود ،قالی و بار وبنه ای را که قرار بود تجّار به شهر(کاشان) بفرستند،بر پشت مال هایش سوار می کرد.با طناب می بست و هی میزد و عصرگاه با بار و بنه ی دیگری از جنس دیگربه خانه ی آنها بر می گشت.

فرهنگ دهخدا : چاروادار. [ چارْ ] (نف مرکب ) مکاری . مکری . آنکه خر و استر و یابو کرایه دهد بار و مسافر را و خود نیز همراه ستور خود باشد. کسی که اسب والاغ و قاطر برای بردن بار و مسافر کرایه دهد. خرکچی . قاطرچی . ستوربان . شخصی که چند الاغ یا اسب و قاطر دارد که بوسیله ٔ آن ها مسافران را از محلی بمحلی میبرد یا بار و مال التجاره حمل میکندو از این بابت وجهی میگیرد و امرار معاش مینماید.

+ نوشته شده در  88/06/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عکس جانشین مرتضوی- به نظر میرسد مهربان باشد.

+ نوشته شده در  88/06/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آیت الله عاملی آرانی

و اما بعد...:خانه ی مرحوم میرزا احمد عاملی فقیه مشهور آران در دهه ی آغازین این قرن،در جوار مسجد قاضی قرار دارد.در کمرکش خیا بان محمد هلال(ع ) دست چپ،روبروی کوچه ای که به محله ی بازار منتهی می شود،میدانگاهی است که مجموعه ی قاضی در کنار آن واقع شده است.یک ساباط نیمه روشن در کنار پله ها ی مسجد مشاهده می شود که خانه ی عاملی ها درآن قرار دارد.

بیدارشهر:مرحوم حاجی آقا مهدی عاملی آرانی (فرزند مرحوم آیت الله احمد عاملی) دفتر ازدواج و املاک داشت.

 او سه پسر به نامهای علی و محمد و جعفر داشت.مرحوم علی عاملی داماد مرحوم مشدی علی جندقیان بیدگلی و باجناق مرحوم محمد ستاری بیدگلی عموی اینجانب بود که خود و همسر و دو فرزند خردسالش در یک سانحه ی رانندگی قبل از انقلاب به سرای باقی کوچ کردند.

+ نوشته شده در  88/06/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سید محمد خاتمی

میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  88/06/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خوشبختی یعنی خوشحالی پایدار برای همه

 


 

 

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

جدید ترین عکس ناصر تقوایی

ناصر تقوایی زاده ۱۳۲۰ آبادان - یکی از کارگردانان برجستهٔ ایران است.

+ نوشته شده در  88/06/02ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پیش بینی

 

1.       - معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی میخواهد وزیر آموزش و پرورش شود.شاید بشود.

2.       مدیر عامل سابق صنایع مخابرات ایران میخواهد وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات شود. شاید بشود

3.       نمایندگی ولی فقیه و سرپرست کنونی سازمان اوقاف و امور خیریه میخواهد وزیر اطلاعات شود.بعید است بشود. 

4.        دبیر کارگروه تحولات اقتصادی با حکم رئیس جمهورو رئیس کمیسیون اقتصادی دولت و عضو کمیسیون تخصصی شورای بورس میخواهد وزیر امور اقتصادی و دارایی شود.شاید بشود.

5.       وزارت امور خارجه: منوچهر متکی شاید بشود.

6.        عضو سابق شورای عالی نظام پزشکی کشور میخواهد وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شود.بعید است بشود.

7.       وزیر تعاون در دولت نهم میخواهد وزیر تعاون شود.شاید بشود.

8.        معاون و قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی سابق میخواهد وزیر جهاد کشاورزی شود.شاید بشود.

9.       وزیر راه و ترابری در دولت نهم میخواهد وزیر راه و ترابری شود.شاید بشود.

10.   نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی دوره هفتم و هشتم میخواهد وزیر رفاه و تامین اجتماعی شود.بعید است بشود.

11.   وزیر صنایع در دولت نهم میخواهد وزیر صنایع و معادن شود.شاید بشود.

12.   قائم مقام و معاون سیاسی وزیر کشوررئیس ستاد انتخابات کشور میخواهد وزیر  علوم، تحقیقات و فناوری شود. شاید بشود.

13.   رئیس دانشگاه پیام نور و قائم مقام وزیر علوم میخواهد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شود.بعید است بشود.

14.   مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت نهم میخواهد وزیر کار و امور اجتماعی شود.بعید است بشود.

15.   وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت نهم میخواهد وزیر کشور شود.شاید بشود.

16.   معاون هماهنگی امور عمرانی و رئیس سازمان شهرداری ها و دهیاری های وزارت کشور میخواهد وزیر  مسکن و شهرسازی شود.شاید بشود.

17.   وزیر بازرگانی در دولت نهم میخواهد وزیر نفت بشود. بعید است بشود.

18.   معاون رئیس‌ جمهور و رئیس سازمان تربیت ‌بدنی در دولت نهم میخواهد وزیرنیرو بشود.بعید است بشود.

19.   معاون وزیر بازرگانی در توسعه روابط اقتصادی رئیس کل سازمان توسعه تجارت ایران وزارت بازرگانی میخواهد وزیر بازرگانی بشود. شاید بشود.

 

 

+ نوشته شده در  88/05/29ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

علی نیکزاد وزیر آینده ی احتمالی مسکن و شهرسازی

+ نوشته شده در  88/05/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

در پیر شدن و مردن پارتی بازی وجود ندارد.

+ نوشته شده در  88/05/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

«آيت الله سيد مصطفی محقق داماد» عضو هيئت علمی دانشگاه شهيد بهشتی

+ نوشته شده در  88/05/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

"اکبر ستاری" های دیگر ولایات

 

اکبر ستاری، معلول مستعد ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک با همکاری شهرام خدایی، دیگر معلول هنرمند آسایشگاه به اجرای آواز پرداختند که مورد استقبال هنرمندان حاضر قرار گرفت. این زوج هنری به تازگی نیز در دومین جشنواره موسیقی معلولان کشور با اجرای چند قطعه آواز، هنرنمایی کرده بودند.


به گزارش روابط عمومی امور آب و فاضلاب آذربایجان غربی ، اکبر ستاری مدیر دفتر بودجه شرکت ، به جهت تدریس حسابداری عمومی و صنعتی ، حسابرسی ، بودجه ، قانون چک و مدیریت مالی برای تعاونگران استان ، از سوی دبیر اتاق تعاون استان آذربایجان غربی لوح سپاس دریافت نمود .


اکبر ستاری عضو هيئت ناظربر چاپ و نشر قرآن مجيد 


 

+ نوشته شده در  88/05/09ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فرزند شادروان حاج سیّدعلی مصبا حی بیدگلی

مهندس سید محمد حسین مصباحی بیدگلی مربی دانشگاه شهید رجایی تهران

 

 

+ نوشته شده در  88/04/31ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ماهنامه فرهنگی اجتماعی بهشت پنهان

  • آقای مجتبی صادقی : صاحب امتیاز و مدیر مسئول
  • آقای محسن جانجانی :سردبیر
  • آقای مجید رفیعی : مدیر اجرایی
  • نشانی : برزک - محله ی امام خمینی - میدان بسیج
  • در ۸ صفحه با قیمت ۲۰۰ تومان
  • تلفن و نمابر : ۰۳۶۲۳۴۷۲۶۰۱
  • امور مشترکین : ۰۹۱۳۹۹۹۲۳۶۷
  • صندوق پستی : کاشان - ۸۷۱۳۵۱۳۷۱
  • وبلاگ:

http://beheshtp.blogfa.com/

  • پیامک: ۰۹۱۳۲۶۲۷۹۸۴

تا کنون ۱۴ شماره از این ماهنامه منتشر شده است . چند جمله را از شماره ی ۱۴ برای آشنایی با محتوای آن اینجا مینویسم.

  • ثبت دو آثار ( اثر ) تاریخی در جوشقان و کامو-برج و حمام قدیمی
  • سایه (ی) مظلومیت بر پایگاه بسیج.امروز به راحتی از کنارتجارب میگذریم.
  • گلابی بهتر از گلاب کاشان- گلاب بردسیر در استان کرمان.
  • خواب انتخاباتی .
  • هر کس نتواند باید رها کند...معارفه سرپرست شهرداری کاشان.
  • گفتگو با مدیر عامل یک شرکت تولیدی - ...فقط اسم شما را میدانم که حاجی هستید.
  • انتخابات و دو روی یک سکه.
  • چگونه رئیس بمانیم - علیرضا توحیدی.
  • ذبح گاو در خیابان - عمو زاده بیدگلی.
  • بارها دست مادرم هنگام پود دادن زخمی شد...محمد علی خرمی مشکانی.
  • کشتن سگ گله.
  • تلویزیون نخستین رسانه ای که از بین خواهد رفت.
  • حساسیت مغز مردها به عکس هایی از زنها.
  • توزیع خوراک یارانه ای دام.
  • اتصال قمصر به ناوگان شهری.
  • اجرای بانک جامع املاک و کاداستر در کاشان.
  • افتتاح دانشگاه آزاد جوشقان قالی.
  • آغاز عملیات بهسازی آرامستان برزک.
  • و چندین مطلب شیرین و خواندنی دیگر. 
+ نوشته شده در  88/04/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

معلمها - تا 1345- آران وبیدگل-با استفاده از زحمات استاد عنایتی

نام

نام خانوادگی

1

شادروان حمیده

اربابی

2

شادروان سیدجواد

بنی‌طباء بیدگلی

3

شادروان

پوربابایی

4

شادروان حسین

پورهاشمی (کاردی سابق)

5

شادروان عباس

خادم‌الفقرا

6

شادروان محمدعلی

خدیوی طاهرآبادی

7

شادروان نعمت الله

ذکایی بیضایی ( پدر بهرام بیضایی)-وفات۱۳۶۵

8

جناب علی

ربانی

9

جناب عباس

ربانی

10

شادروان

سامان

11

شادروان حسین

سلیمیان

12

شادروان حسام‌الدین

شریف

13

شادروان سید علی

شریف

14

شادروان احمد

شریف

15

شادروان علی

شریفی بیدگلی

16

شادروان جواد

صدر

17

شادروان محمود

صدر

18

شادروان سید ضیاء الدین

طاهری

19

شادروان حسین

عبدی

20

شادروان

عرب

21

شادروان نظام‌الدین

فقیهی آرانی معروف به شیخ‌الاسلام

22

شادروان محمد رضا

فلاح ( معروف به ارباب میرزا)

23

شادروان علی‌اکبر

فلاح (فرزند ارباب‌میرزا فلاح)

24

جناب

کریمیان طاهری

25

شادروان حجه الاسلام

مدرس

26

شادروان سیدعلی

مصباحی

27

جناب حسین

مطمئن

28

شادروان میرزا محمد

مطیعی

29

شادروان ماشاالله

مهیمنی

30

شادروان حجت‌الاسلام

نظام دربندی

تعدادی دیگر از اسامی پس از گفتگو با برادرم پرویز:

احمد مطمئن- عباس مستوری- طبیب زاده - تولیت - مسچیان-زیلوچی-علی اخباری-ریاحی-معزی-پور ابراهیمی-معارفی-حسین صفار -پاکدامن-احمد قدمگاهی-منوچهر عمرانی

+ نوشته شده در  88/04/21ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامی اعضای مجمع روحانیون مبارز-جبهه مشارکت - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و کارگزاران سازندگی

  اسامی اعضای مجمع روحانیون مبارز

  1. علی اکبر آشتیانی         
  2. سیدمحمدعلی ابطحی
  3. سید مهدی امام جمارانی
  4. مجید انصاری
  5. محمدعلی انصاری
  6. سید محمد بجنوردی
  7. سید اسدالله بیات
  8. محمدعلی نظام زاده
  9. سید علی اکبر محتشمی پور
  10. اسدالله کیان ارثی
  11. سید عبدالواحد موسوی لاری
  12. سیدمحمد موسوی خمینی
  13. سید سراج الدین موسوی
  14. محمدمقدم
  15. فاضل فردوسی
  16. محمدعلی صدوقی
  17. سیدمحمد رضوی
  18. محمدعلی رحمانی
  19. سید تقی درچه ای
  20. محمدعلی خسروی
  21. سیدمحمد خاتمی
  22. سیدمحمد بجنوردی
  23. سیدمحمد هاشمی
  24. عیسی ولایی
  25. سید مجتبی نور مفیدی
  26. محمد علی نظام زاده

 


اسامی تعدادی از  اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

  1.  بهزاد نبوی؛ عضو شورای مرکزی
  2. محمدسلامتي
  3. مسعود سپهر
  4. غفوریان
  5. مصطفی تاج زاده؛
  6. صادق نوروزي
  7. ،هاشم آقاجري
  8.  ‌فيض الله عرب سرخي
  9. ، عبدالله ناصري
  10. ، ابوالفضل قدياني
  11. ، عباس يزدانفر
  12. علي باقري
  13.  محسن تركاشوند،
  14. محمدعلي توفيقي
  15.  علي محمد احمدي
  16. محسن آرمين
  17.  جواد امام؛ عضو شورای شاخه تهران
  18. مجید نیری؛ عضو شورای شاخه تهران
  19. حجت اسماعیلی؛ عضو شورای ارگان شاخه ها
  20. محسن باستانی؛ مسئول شاخه اصفهان
  21. مهرداد بال افکن؛ عضو شورای شاخه اصفهان
  22. صفر فضلی؛ عضو شورای شاخه قزوین


اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران

1- دکتر محمد علی نجفی

2- غلامحسین کرباسچی(دبیرکل)

3- محمد هاشمی

4- حسین مرعشی

5- دکتر سید محسن نوربخش

6- دکتر عطاالله مهاجرانی

7- فائزه هاشمی بهرمانی

8-دکتر رضا امراللهی

9- مهندس مصطفی هاشمی طبا

10-مهندس علی هاشمی بهرمانی

11-مهندس محسن هاشمی

12-مهندس اسحاق جهانگیری

13-غلامرضا فروزش

14-دکتر رضا ملک زاده

15-مهندس محمد عطریان فر

16-مهندس هدایت الله آقایی

17-دکتر علی مصلحی

18-مهندس سید حسین هاشمی

19-دکتر اسماعیل جبارزاده

20-دکتر عبدالناصر همتی

21-دکتر فاطمه رمضان زاده

22-مهندس یدالله طاهرنژاد


اسامی اعضای جبهه مشارکت:

  1. کریم ارغنده‌پور،
  2.  مصطفی تاج‌زاده،
  3. جلال جلالی‌زاده،
  4. حمیدرضا جلایی‌پور،
  5.  سعید حجاریان،
  6. محمود حجتی،
  7.  سیدصفدر حسینی
  8. ، سید محمدرضا خاتمی
  9. ، ناصر خالقی
  10. ، هادی خانیکی،
  11.  علی‌اصغر خدایاری،
  12.  فاطمه راکعی
  13. ، عبدالله رمضان‌زاده،
  14.  محمدعلی سعدایی،
  15.  داوود سلیمانی،
  16.  سعید شریعتی،
  17.  علی شکوری‌راد
  18. ، احمد شیرزاد،
  19.  سعید شیرکوند،
  20.  محسن صفایی فراهانی
  21. ، هادی قابل،
  22.  حسین کاشفی،
  23.  عباس کوشا،
  24.  الهه کولایی،
  25. محمد کیانوش‌راد،
  26. فخرالسادات محتشمی‌پور،
  27.  اروج‌علی محمدی،
  28. محسن میردامادی
  29. ، محمد نعیمی‌پور،
  30.  سید شمس‌الدین وهابی.
  31.  زهره آقاجری،
  32.  نصرالله جهانگرد،
  33. محمدحسین شریف‌زادگان،
  34. جعفر کامبوزیا
  35.  فریده ماشینی
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

هوشنگ ابتهاج

 

http://www.iranpoetry.com/archives/ebtehaj.jpg

درین سرای بیکسی، کسی بدر نمی زند
به دشت پر ملال ما، پرنده پر نمی زند


یکی ز شب گرفتگان، چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب، در سحر نمی زند


نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
(دریغ! کز شبی چنین )۲بار، سپیده سر نمیزند

(عزیز عزیز عزیزانم  )۲ بار

گذرگهی است پر ستم، که اندرو بغیر غم
(یکی صلای آشنا، به رهگذر نمیزند)۲بار


چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟
(برو، که هیچکس ندا به گوش کر، نمی زند)۲ بار


نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
(وگر نه، بر درخت تر کسی تبر نمیزند)۲بار 

 

+ نوشته شده در  88/04/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چرا مجسمه به آران و بیدگل پشت کرده است؟(ویرایش 5)

نشریه جوان کویر در شماره ی 21 مطالبی در باره ی رویداد 15 خرداد سال 42 در آران و بیدگل نوشته بود که مرا بر آن داشت که مصاحبه ای با آقای حاج عزت الله خاکی که در آن روز 21 سالش بوده وحضوری فعال داشته است انجام بدهم .او گفت :

 آقای محمد قربان پور با جیپش به بازار آب پخش آمد و خبر داد که امام را بازداشت کرده اند .مغازه داران بازار همه مغازه  هایشان را بستند .به آقای رحمانی  که بهایی  و خیاط بود گفتیم :شما هم مغازه اتان را ببندید .ولی او گفت: الان در اطویم زغال ریخته ام اتوکشیم که تمام شد میبندم . او در مغازه بود که من کرکره را پایین کشیدم .او تسلیم شد و بیرون آمد و زغال اتویش را خالی کرد و با آب خاموش کرد و مغازه اش را بست .

بعد سوار جیپ در آران به همه اعلام کردیم و همه مغازه هایشان را بستند و حدود 200 نفر به سوی بیدگل حرکت کردیم تا به آنها هم خبر بدهیم . موقع خروج از بیدگل پرچم بزرگی که دست من بود را در دالان منزل خاله ام ( منزل شیدا ) گذاشتم و همگی تصمیم گرفتیم که به کاشان برویم و مجسمه ی شاه (در میدان ۱۵ خرداد فعلی) را پایین بکشیم .آقای ماشاالله اکرمیان داوطلب شده بود که با ماشینش در این کار کمک نماید (بیدارشهر:گفته میشود ماشالله خان در بازجویی در خصوص علت این امر گفته است " برای اینکه مجسمه پشتش به آران و بیدگل است ")

پیاده "یا مرگ یا خمینی گویان" به سمت کاشان حرکت کردیم ولی حوالی شازده قاسم امنیه هایی که از کاشان آمده بودند جلو ما را گرفتند و ما بازگشتیم .در غیاب ما عده ای تند روی کرده بودند و مغازه های بهایی هایی مثل   آقای رحمانی در آب پخش و آقای فرقانی  در کوچه ی یخچال و آقای مشفق در میدان بزرگ را غارت نموده و به آتش کشیده بودند .

یکی دو روز بعد ماموران منزل ما را محاصره کردند و مرا دستگیر نموده و کتک زدند و به ژاندارمری کاشان بردند و بعد با گذشت شاکی خصوصی که یکی از بهاییان بود آزاد شدم  وچند روز بعد هم ماموران گفتند که باید به ساواک قم بروم . با یکی دو نفر از دوستان به قم رفتم  که بعد از معرفی خود یکی از ماموران دو سیلی محکم به من زد که از هوش رفتم . سپس از من انگشت نگاری به عمل آمد و مرا آزاد نمودند .

بیدار شهر : آنزمان من کودکی 6-7 ساله بودم و یادم است که گروهی با شعار" یا مرگ یا خمینی " با در دست داشتن پرچمی با چوبی بلند از سمت دروازه به سوی منزل ما می آمدند و این بیرق چند روزی در گوشه ی یکی از اطاقهای ما بود تا اینکه حاجی عزت آمد و آن را برد .این واقعه باعث شد که بهاییان مهاجرت نمودند . همزمان گروهی از مردم بیدگل هم به سوی کاشان حرکت کرده اند که جوانی ۱۷ ساله به نام شادروان سید احمد بنی هاشمی بیدگلی فرزند شادروان سید محمد تقی در این مسیر پس از تحمل تشنگی بسیار وقتی به حوالی دشت معین آباد میرسد آب زیادی نوشیده و در خانه به دل دردی شدید مبتلا شده و به بیمارستان اخوان کاشان منتقل میشود و درنهایت متاسفانه فوت مینماید و در قبرستان شازده هاشم به خاک سپرده میشود .که چون قدم در راه حق گذاشته بوده است انشاالله شهید راه حق میباشند .روحش شاد یادش گرامی .گویا گروهی که از آران وارد بیدگل شده بودند در غیاب پاسگاه در تمامی محلات راهپیمایی کرده بوده اند آقای عنایتی در کودکی آنها را در محله ی فخارخانه دیده بوده است و دوستی دیگر در درب ریگ .  امیدوارم بتوانم جریان مفصل قیام بیدگلی ها را به زودی بنویسم .

+ نوشته شده در  88/03/31ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فائزه هاشمی و چهار تن از اعضای خانواده هاشمی دستگیر شدند .

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=20613

پنج تن از اعضای خانواده حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی که در بین آنها فائزه هاشمی نیز به چشم می‌خورد، شب گذشته توسط ماموران امنیتی شناسایی و با حکم مرجع قضایی دستگیر شدند.

به گزارش خبرنگار شبکه ایران فائزه هاشمی، دختر وی، همسر حسین مرعشی، دختر مرعشی و خواهر زن وی از جمله دستگیر شدگان هستند.

این گزارش می‌افزاید این 5 نفر روز گذشته در تجمعات غیر قانونی خیابان آزادی در حال تحریک و تشویق اغتشاش گران بودند.

گفته می شود یکی دیگر از فرزندان هاشمی رفسنجانی نیز روز گذشته در نا آرامی‌های میدان توحید حضور داشته که پس از شناسایی بلافاصله متواری شده است.

+ نوشته شده در  88/03/31ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

58 حقوقدان:باید صدای دادخواهی مردم را شنید و به خواست های بحق آنان گردن نهاد.

قلم - جمعی از استادان شاخص حقوق و وکلای دادگستری با صدور بیانیه ای، برخوردهای خشونت آمیز و غیرمسوولانه با اعتراض های مردمی را محکوم کردند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه استادان حقوق و وکلای دادگستری به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم  

به خشونت علیه مردم پایان دهید!  

برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد 1388، به دلیل شک و تردیدهای مطرح در رعایت اصول و قواعد انتخابات آزاد و منصفانه، موجی از اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی را به همراه داشت. متأسفانه رویارویی خشونت آمیز و غیرقانونی با این حرکت، کشور ما را در فضایی آکنده از خشونت و ارعاب فرو برد. در این روزها انبوهی از اقدامات خشونت آمیز و غیر مسوولانه در رویارویی با اعتراض های مردمی، امنیت، جان و مال مردم را شدیدا به مخاطره انداخته است که موارد زیر تنها گوشه ای از آنهاست:

  • - تیراندازی به سوی مردم بی پناه و کشتن شماری از آنها
  • - عدم اعلام نام و مشخصات مجروحان و بی اطلاعی و سرگردانی خانواده های آنان
  • - دستگیری های گسترده جوانان این مرز و بوم و بی اطلاع نگاه داشتن خانواده های دستگیر شدگان از وضعیت آنها
  • - ضرب و جرح وحشیانه و غیر قانونی به بهانه برقراری نظم و امنیت
  • - تخریب اموال عمومی
  • - ورود غیر مجاز به اماکن مسکونی
  • - تجاوز به حریم مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویی شهرهای مختلف کشور به ویژه کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان
  • - مداخله نیروهای بی نام و نشان و لباس شخصی به بهانه استقرار نظم و استفاده از انواع ابزارها و روشهای نامتعارف
  • - سکوت شگفت انگیز و غیر مسوولانه صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی در برابر اعتراض میلیونی مردم و تحریف وقایع که بر خلاف وظیفه قانونی اطلاع رسانی صحیح آنها بوده و همزمان تحریک احساسات و تشدید خشونت در فضای ملتهب جامعه
  • - برقراری محدودیت های گسترده، پیوسته و توجیه ناپذیر و اخلال در امکانات ارتباطی و مخابراتی در پوشش ظواهر قانونی

 ما گروهی از  حقوقدانان و استادان حقوق دانشگاه های تهران ضمن همدردی با خانواده های  داغدیده و آسیب دیده و تاکید بر پیگیری جدی خواسته ها و مطالبات مردمی از راه های مسالمت جویانه، از تمام مقامات و نهادهایی که به موجب قانون اساسی و قوانین عادی وظیفه صیانت از حقوق و آزادی های شهروندی را بر عهده دارند می خواهیم تا هر چه سریع تر به این اقدامات غیر قانونی و خشونت آمیز پایان داده و به خواسته های مشروع و بحق مردم توجه کنند. بدیهی است در صورت عدم اقدام عاجل، در پیشگاه خداوند متعال و مردم مسوول خواهند بود. بی شک بستن مجاری قانونی برای اعمال و استیفای حقوق ملت راه حل مشکلات نیست، باید صدای دادخواهی مردم را شنید و به خواست های بحق آنان گردن نهاد.

 

  • 1. دکتر ناصر کاتوزیان (دانشگاه تهران)
  • 2. آیت الله دکترسید مصطفی محقق داماد (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 3. دکتر هدایت الله فلسفی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 4. دکتر محمدعلی اردبیلی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 5. دکتر سید محمد هاشمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 6. دکتر رضا نوربها (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 7. دکترعلی حسین نجفی ابرندآبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 8. دکتر ابراهیم بیگ زاده (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 9. دکتر اردشیر امیرارجمند (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 10. دکتر امیر حسین آبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 11. دکنر محمد راسخ (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 12. دکتر سید محمد قاری سید فاطمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 13. دکتر محمد جعفر قنبری جهرمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 14. دکتر محمد حسین زارعی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 15. دکتر میر قاسم جعفرزاده (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 16. دکتر علی صفاری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 17. حجت الاسلام دکتر رحیم نوبهار (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 18. دکتر هادی وحید (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 19. دکتر امیر نیکپی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 20. دکتر رضا اسلامی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 21. دکتر اسد الله یاوری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 22. دکتر هومن موثق (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 23. دکتر صابر نیاورانی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 24. دکتر مهدی مختاری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 25. دکتر مهدی هداوند (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 26. دکتر عباس شیری (دانشگاه تهران)
  • 27. دکتر محمد رضا ضیایی بیگدلی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 28. دکتر محمد رضا پاسبان (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 29. دکتر جواد کاشانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 30. دکتر علی تقی زاده (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 31. دکتر رضا ولویون (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 32. دکتر همایون حبیبی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 33. دکتر سید قاسم زمانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 34. دکتر سید منصور میر سعیدی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 35. دکتر حسین غلامی دون (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 36. دکتر خیرالله هرمزی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 37. دکتر علی نجفی توانا (دانشگاه آزاد اسلامی)
  • 38. دکتر کامران آقایی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 39. دکتر محمد جلالی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 40. دکتر علیرضا آذربایجانی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 41. دکتر جعفر حبیب زاده (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 42. دکتر محمود صادقی (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 43. دکتر محمد فرجیها (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 44. دکتر ستار زرکلام (دانشگاه شاهد)
  • 45. دکتر شاهپور منوچهری (وکیل دادگستری)
  • 46. دکتر رضا تمدن (وکیل دادگستری)
  • 47. دکتر حمید جلیل زاده خویی (وکیل دادگستری)
  • 48. سید احمد سعادت (وکیل دادگستری)
  • 49. علی کاکاافشار (وکیل دادگستری)
  • 50. اسماعیل مصباح اسکویی (وکیل دادگستری)
  • 51. محمدباقر میرسراجی (وکیل دادگستری)
  • 52. رضا آشوری (وکیل دادگستری)
  • 53. محمد فرض پور عاکیانی (وکیل دادگستری)
  • 54. جهانگیر مستوفی (وکیل دادگستری)
  • 55. خانم بتول کیهانی (وکیل دادگستری)
  • 56. خانم صدیقه حجت پناه (وکیل دادگستری)
  • 57. مجتبی پویا (وکیل دادگستری)
  • 58. صالح نیک بخت (وکیل دادگستری)
  • http://www.ghalamnews.ir/news-21178.aspx
+ نوشته شده در  88/03/31ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

هيچ اطلاعيه‌اي از سوي دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني درباره وقايع اخير منتشر نشده و نمي‌شود.

خبر انتشار اطلاعيه‌اي منتسب به دفتر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني تكذيب شد.

به گزارش ايلنا، مديركل روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن بيان اين مطلب‏، تأكيد كرد: هيچ اطلاعيه‌اي از سوي دفتر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني درباره رخدادهای اخير منتشر نشده و نمي‌شود.

گفتني است، برخي خبرگزاري‌ها، خبر از انتشار اطلاعيه‌ رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره اتفاقات يك هفته گذشته داده بودند
+ نوشته شده در  88/03/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامی 238 نفر اهالی هنر و فرهنگ کشور و تقاضای آنها از تمامی مراجع قانونی و مذهبی

 

هیچکس خس نبود، خاشاک نبود.

جمعه بیست و دوم خرداد روز با شکوهی بود. همه بودند. آنها که همیشه می آمدند و آنها که هرگز نیامده بودند. همه محترم بودند. هیچکس خس نبود، خاشاک نبود.

جمعه بیست و دوم خرداد روز نمایش اعتماد، آگاهی و عقلانیت ملت و درک صحیح مردم از ارادة در دست گرفتن سرنوشت خویش بود.

1- جامعة هنری ایران همپای این جریان تاریخی، پیشگام حرکت سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری دهم شد و در بستر سازی این اعتماد عمومی، به سهم خود تلاش کرد.

2- متاسفانه در هنگامة تجلی این ارادة ملی، جریان های شناخته شده ای با سوءاستفاده از امکانات ملی و دولتی به کارگردانی آرا و مدیریت آن پرداختند و در یک اقدام ویرانگر تاریخی، ضربه مهلکی به حقوق مدنی مردم وارد کردند و عملاً بخش گسترده ای از جامعه ایران را در آستانه خروج از دایرة اعتماد به نظام قرار دادند.

3- در شرایطی که بسیاری از نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور به همراه بخش عظیمی از ملت ، در صحت انتخابات دچار تشکیک شده اند ، متاسفانه رسانه ملی ایران به جای بستر سازی برای رفع نگرانی ها و اعتراضات و تلاش جهت شفاف سازی واقعیت ها ، همچنان از مواضع و ادبیاتی  دور از شان این ملت بزرگ استفاده می کند.

جامعه هنری و فرهنگی ایران همگام با خواست و ارادة عمومی ملت که در راهپیمایی میلیونی آنها تجلی یافته و در اظهارات نامزدهای معترض نیز منعکس شده است، از تمامی مراجع قانونی و مذهبی درخواست می کند، نقش پناه مردم را در این شرایط خطیر ایفا کنند و برای اعاده حقوق از دست رفتة ملت و بازسازی بنای ویران شده عدالت اجتماعی ، اقدام کنند.

این جامعة هنری و فرهنگی همچنین از نیروهای نظامی و انتظامی درخواست می کند با خویشتن داری و پرهیز از خشونت ، تصویری جوانمردانه تر از رفتار و فرهنگ ملت ایران را به نمایش گذارند .

  1. عزت الله انتظامی
  2. صابر ابر
  3. ، محمد آلادپوش
  4. ، امیر اثباتی
  5. ، پگاه آهنگرانی
  6. ، محمد احمدی
  7. ، حمید اسکندری
  8. ، محمدرضا اعلامی
  9. ، حمید امجد،
  10.  ژیلا ایپکچی
  11. ، اهورا ایمان
  12. ، بابک اطمینان
  13. ، ساعد باقری
  14. ، مرضیه برومند
  15. ، مهدی بزرگمهر
  16. ، رخشان بنی‌اعتماد،
  17.  بیتا بهشتیان،
  18. شهرزاد بهشتیان،
  19. امیرحسین بیاتی،
  20. کامبوزیا پرتوی،
  21.  کیومرث پور‌احمد،
  22.  حمید‌ پور‌آذری،
  23. فرهاد توحیدی،
  24.  هدیه تهرانی،
  25. شاپور حاتمی،
  26.  امیر راد،
  27.  حیب‌اله صادقی،
  28.  مهرداد صدیقی،
  29.  هاجر صمدی،
  30.  فرشته طائر‌پور،
  31.  طناز طباطبایی،
  32. امیر عابدی،
  33.  قدرت‌ا... عاقلی،
  34.  ساقی عطائی،
  35. افشین علاء،
  36.  حسین علیزاده،
  37. فریدون عموزاده خلیلی،
  38.  کیانوش عیاری،
  39.  حمید فرخ‌نژاد
  40. ، شبنم فرشاد‌جو،
  41. محمد فرشته‌نژاد
  42. ، اصغر فرهادی،
  43.  فرشاد فزونی،
  44.  فرهاد فزونی،
  45. عبدالجبار کاکانی،
  46.  مهدی کرم‌پور،
  47.  باران کوثری،
  48.  احمدرضا گرشاسبی،
  49.  نعمت‌ لاله‌ای،
  50.  نیلوفر لاری‌پور،
  51.  محمدحسین لطیفی،
  52.  مهسا محب‌علی،
  53.  غلامحسین نامی،
  54. لیلا حاتمی،
  55. احمدعلی حسین‌نژاد،
  56.  محمدحسین حقیقی،
  57. منیژه حکمت،
  58. حسین خسرو‌جردی،
  59.  فردین خلعتبری،
  60. سیف‌ا... داد
  61. ، ابوالحسن داوودی
  62. ، احمدرضا درویش،
  63.  بهمن دهقانی،
  64.  علیرضا رئیسیان،
  65.  شادمهر راستین،
  66.  فاطمه راکعی،
  67. محمد رحمانیان،
  68. داوود رشیدی،
  69.  لیلی رشیدی،
  70.  محمد رضایی‌راد،
  71.  حسین زمان،
  72. جمال ساداتیان،
  73.  حسام‌الدین سراج،
  74.  سعید سهیلی،
  75. علی‌اصغر سید‌آبادی،
  76.  مرتضی شایسته،
  77. پرویز شهبازی،
  78. سهیل محمودی،
  79.  محسن مخملباف،
  80.  آزاده مدنی،
  81.  سهراب مدنی،
  82.  علی مصفا،
  83. فاطمه معتمد‌آریا،
  84.  حسن معجونی،
  85.  کسری معظمی،
  86.  محمدرضا مویینی،
  87.  نازنین مفخم،
  88. تورج منصوری،
  89.  داریوش مهرجویی،
  90.  مازیار میری،
  91. محمدعلی نجفی
  92. ، مهتاب نصیر‌پور
  93. ، نشاط نوذری،
  94. ضیاء هاشمی،
  95.  افشین هاشمی‌
  96. ، کارن همایون‌نفر
  97. ، محمدرضا درویشی
  98. ، مریلا زارعی،
  99.  محبوبه هنریان،
  100.  اشکان خطیبی
  101. ، مرضیه محبوب
  102. ، سعید شهرام،
  103.  نادر رضایی،
  104. سعید پور‌اسماعیلی
  105. ، آتوسا قلمفرسایی
  106. ، مصطفی احمدی،
  107.  احمد وکیلی،
  108. مریم نراقی،
  109. علیرضا سمیع‌آذر،
  110.  طاهره ایبد،
  111. بیوک ملکی،
  112. افسانه گیریان
  113. ، فریبا نباتی،
  114.  شهرام اقبال‌زاده
  115. ، پرویز تناولی،
  116.  منوچهر معتبر،
  117. حمیدرضا قلیچ‌خانی،
  118.  داریوش فرهنگ،
  119. امیر توده‌روستا،
  120. خسرو خسروی،
  121.  احمد مرشد‌لو،
  122.  شهاب فتوحی،
  123. رضا بهار‌انگیز،
  124.  بهذرنگ صمد‌زادگان،
  125.  شهرام مکری،
  126. رضا نامی،
  127. بهرام عظیم‌پور،
  128.  طوفان نهان‌قدرتی،
  129.  کوروش شیشه‌گران،
  130.  حامد صحیحی،
  131.  سمیرا اسکندر‌فر،
  132. پیروز کلانتری،
  133. فرح اصولی،
  134. واحد خاکدان،
  135. لیلا نقد‌پری،
  136. مجید برزگر،
  137. پریوش نظریه،
  138.  سعید شهلا‌پور،
  139. امین نورانی،
  140. محمدمهدی طباطبایی
  141. ، معصومه بختیاری
  142. ، ابراهیم حقیقی
  143. ، بیتا فیاضی
  144. ، ژینوس تقی‌زاده
  145. ، حامد رشتیان،
  146.  امیر‌حسین بیرجندی
  147. ، پیمان نهان‌قدرتی،
  148.  علی واجد‌سمیعی،
  149.  بهمن کیارستمی،
  150.  محمدرضا مقدسیان،
  151.  ایمان افسریان،
  152.  معصومه مظفری،
  153.  میترا کاویان،
  154.  گلناز فتحی،
  155.  رعنا فرنود،
  156. محمدحسین ماهر
  157. ، رزیتا شرف‌جهان
  158. ، پویا آریان‌پور،
  159. منیز صحی،
  160.  مصطفی دره‌باغی،
  161.  مرتضی دره‌باغی،
  162. محسن صادقیان،
  163.  رعنا جوادی،
  164. بهمن جلالی،
  165.  تورج کیانی،
  166. پروین صفری،
  167.  منصوره حسینی،
  168.  پرویز آبنار،
  169.  باربد گلشیری،
  170. ثمیلا امیر‌ابراهیمی،
  171.  علی‌اکبر صادقی
  172. ، لیلی گلستان،
  173. توکا نیستانی،
  174.  شیده تامی،
  175.  وحید حکیم،
  176.  احمد میراحسان،
  177.  علاء محسنی،
  178. مانی پتگر،
  179. ماجد نیسی،
  180. منوچهر مشیری
  181. ، میترا کارآگاه،
  182.  پژمان حبیبیان،
  183.  هوشنگ آزادی‌ور،
  184.  محمد نصیری،
  185.  مجید عاشقی،
  186. سحر سلحشور،
  187.  مهوش شیخ‌الاسلامی،
  188.  فرهاد مهرانفر،
  189. رضا کاظمی،
  190. ارد زند،
  191. کیوان کیانی
  192. ، مهدی شکیب
  193. ، رضا بهرامی‌نژاد
  194. ، محمد حدادی،
  195. علی حدادی،
  196. اکبر حدادی،
  197.  عمید راشدی،
  198. جلال متولی،
  199.  هاله باستانی،
  200.  محمدحسین مهدوی‌سعیدی
  201. ، علی اسدی،
  202. سید‌رضا یکرنگیان،
  203.  ماکان محمدی،
  204.  سعید صدیق،
  205.  سعید حدادی،
  206.  محمد عاشقی
  207. ، غزل شاکری،
  208. مهدی قربانپور،
  209.  مجتبی میرطهماسب
  210. ، تبسم هاشمی
  211. ، ایمان وزیری،
  212.  اریکا ابراهیمی‌قاجار
  213. ، نیلوفر قادری‌نژاد
  214. ، فرشته یمینی شریف
  215. ، مهشید رحیم‌ تبریزی
  216. ، یعقوب عمامه پیچ،
  217.  جعفر پناهی،
  218. پرویز آبنار،
  219.  منوچهر محمدی
  220. ، رایکا میلانیان
  221. ، آرزو نیکپور
  222. ، محمدعلی سعیدی،
  223.  شیما طباطبایی
  224. ، فرزاد موتمن
  225. ، سمیرا علیخان‌زاده
  226. ، مهرداد میرکیانی
  227. ، شالیزه عارف پور ،
  228.  مونا زندی ،
  229. علیرضا شمس
  230. ، منوچهر سفر زاده
  231.  ، فیروزه امینی ،
  232.  هایده دیلمغانی ،
  233.  مجید اخوان
  234. ، محمد هادی قمیشی
  235. ، مسعود صادقیان
  236.  ، خزر معصومی
  237. ، شادی افشار
  238. ، معصومه عبیری.
http://www.ghalamnews.ir/news-21160.aspx
+ نوشته شده در  88/03/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مدیران آموزش و پرورش کاشان پس از انقلاب

نام و نام خانوادگی

محل تولد

مدرک و رشته تحصیلی

مدت مدیریت

اسحاق مشکینی

نجف

فوق لیسانس ادبیات عرب

۵سال

محمود بیدگلی

کاشان

لیسانس مهندسی مکانیک

یکسال

رضا محمدی

قم

لیسانس حوزوی

یکسال

محمد تقی صبائی

گلپایگان

لیسانس ریاضی

یکسال

عباس خصاف

کاشان

لیسانس ریاضی

۴سال

عباس دهقانی

اصفهان

لیسانس علوم تربیتی

۵/۲سال

علی فرزانه

کاشان

لیسانس حقوق قضایی

۶سال

علیمحمد الماسی

کاشان

لیسانس علوم تربیتی

۵/۷سال

احمد فرهنگ

نطنز

لیسانس ادبیات فارسی

۲سال

حسین حنطه ای

*******

*******

اکنون مدیر است

 
در طول ۳۰ سال گذشته هیچ مدیری  لیسانس مدیریت آموزشی نداشته است.
۵/۱۸ سال کاشانیها مدیریت آموزش و پرورش شهرشان را عهده دار بوده اند .
۶سال روحانیون مدیریت آموزش و پرورش کاشان را عهده دار بوده اند .
اکنون آموزش و پرورش کاشان در ساختمانی فرسوده روبروی باشگاه تاج سابق استقرار دارد .
 
+ نوشته شده در  88/03/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

عکس قدیمی از هاشمی و موسوی

+ نوشته شده در  88/03/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فرزندان هاشمی رفسنجانی در یک نگاه

 

محسن هاشمی رفسنجانی بزرگ‌ترین پسرهاشمی نامبرده دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک مونترال کانادا می‌باشد. محسن هاشمی که هم اکنون ۱۱ سال است

  • رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت متروی تهران و
  • نایب رئیس اتحادیه بین المللی حمل و نقل عمومی در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا است قبلا در مشاغل گوناگون مانند
  • رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام،
  • رئیس بازرسی ویژه ریاست جمهوری و
  • عضو هیئت مدیره سازمان صنایع دفاع اشتغال داشته‌است.
  • در زمان مدیریت وی متروی تهران راه اندازی شد و
  • او تا کنون بطور پیوسته (غیر از مدت زمان اندکی که از سوی شهردار وقت تهران محمود احمدی نژاد عزل شده بود) عهده دار این سمت بوده‌است.
  • محسن هاشمی رفسنجانی هم‌زمان یک موسسه انتشاراتی به نام دفتر نشر معارف انقلاب را اداره می‌نماید که ناشر کتب تخصصی تالیف وی و خانواده وی، به ویژه دوره خاطرات آقای اکبر هاشمی رفسنجانی از قبل و بعد از انقلاب اسلامی می‌باشد.
  • محسن هاشمی همچنین رئیس هیئت مدیره اتحادیه قطارهای شهری کشور بوده و
  • ریاست هیئت مدیره انجمن مهندسی حمل و نقل ریلی ایران را هم به عهده دارد.
  • او به زبان‌های فرانسه و انگلیسی تسلط داشته و کتاب آنالیز رایانه‌ای قالب‌های تزریقی تالیف وی می‌باشد.


  • مهدی هاشمی رفسنجانی، دريافت رشوه از شرکت نفتی توتال برای تسهيل کار اين شرکت در ايران در ۱۰ سال پيش را تکذيب کرد.

    به گزارش رادیو فردا مهدی هاشمی رفسنجانی که برای دومين بار طی دو سال اخير به دريافت رشوه از شرکت های نفتی اروپايی متهم شده است، روز شنبه به خبرگزاری فرانسه گفت: «من اين اتهام را که به کلی غلط است، رد می کنم. هيچ ارتباطی ميان من و توتال وجود ندارد.»

    مهدی هاشمی رفسنجانی در زمان امضای قراردادی در پروژه توسعه ميدان گازی پارس جنوبی ميان ايران و شرکت فرانسوی توتال، رياست شرکت گاز ايران را به عهده داشت.

http://news.hammihan.com/id/000364.php


مهندس مهدی هاشمی رفسنجانی گرچه عضو هیچ یک از احزاب کشور نیست اما سیاست ورزی حرفه یی است. علاوه بر اینکه ظرایف بازی سیاسی در ساختار جمهوری اسلامی را به خوبی می شناسد اما منویات سیاسی خود را در قالبی مدرن عرضه می کند. نگاهش به پدیده انتخابات علمی است. شاید تنها کسی باشد که پس از انتخابات ریاست جمهوری به تحقیق و آنالیز نتایج پرداخته است و امروز با اتکا به آمارهای دور اول و دوم انتخابات 84 قادر است پیش بینی دقیقی از احتمالات مختلف در انتخابات ریاست جمهوری سال آتی ارائه دهد. او پس از سال ها حضور در جبهه، دانشگاه و مدیریت کلان در وزارت نفت و دو دوره فعالیت نفس گیر انتخاباتی در ستاد پدر (ریاست جمهوری نهم و خبرگان چهارم ) حالا مشغول تحصیل در مقطع دکترای رشته انرژی است. 
http://shahabnews.com/vdcc.iq1a2bq11la82.txt


  • ياسر هاشمي رفسنجاني نامزد رياست سواركاري شد
گروه ورزشي: با پايان  يافتن  مهلت  ثبت  نام  داوطلبان  شركت  در انتخابات  فدراسيــون  سواركاري  جهت  تعيين  رئيس  جديد اين  فدراسيون ، شش  نفر خود را براي  احــراز اين  پست  نامزد كرده اند.
مسعود خليلي  معاون  فني  پيشين  فدراسيون  سواركاري ، دكتــر محمد بردبار دامپزشك  اسب ، حسين  رمضاني  رئيس  پيشين  هيأت  سواركاري  استان  تهران ، ياسـرهاشمي  رفسنجاني  عضو هيأت  رئيسه  فدارسيون  سواركاري ... از جمله  نفراتي  هستند كه  براي  احراز اين  پست  خود را نامزد كرده اند.
 

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820118/news/vrzsh.htm
«فاطمه هاشمی رفسنجانی» عضو هيئت مديره فدراسيون بين‏المللی تالاسمی و رئيس بنياد امور بيماری‏های خاص در ايران است که پيشنهاد اجباری شدن آزمايش تالاسمی پيش از ازدواج، درمان رايگان بيماران تالاسمی و کمک به تأسيس و راه‏اندازی مراکز درمانی تالاسمی از جمله اقدامات وی است.

فائزه هاشمی رفسنجانی (۱۳۴۱-) دومین دختر علی اکبر هاشمی رفسنجانی است. از بین دختران هاشمی، فائزه تنها دختری است که وارد سیاست شد و نماینده‌ دوم تهران در مجلس پنجم بود. شرکت او در انتخابات مجلس ششم با شکست سختی همراه بود که باعث کناره‌گیری او از سیاست شد.[۱]

او در سال ۱۳۷۸ شمسی اولین روزنامه مربوط به زنان یعنی روزنامه زن را منتشر کرد و مدیر مسئول آن بود .


+ نوشته شده در  88/03/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

ویرایش مطالب قبلی - تقدیم به آقای عنایتی

 ۴۰ سال قبل چه چی را از کجا میخریدیم ؟
  1. مجله و روزنامه ----> آران -  ازفروشگاه آقای حسن سلمانی
  2. نان سنگک------>بيدگل  بازار استاد عليرضا - از مرحوم شاطر مندعلی دولوسی.روبرو مسجد کريم- از آقای سيف ا...خدمتی. محله توی ده-  از مرحوم غلامرضا جلوداريان.روبروی تربيت بدنی از مرحوم حاجی رستم جندقيان.باغ علوی از آقای جواد حسن زاده.
  3. نان بازاری( تافتون)------> بيدگل بازار فاضل . آقای حاج سيد فخرالدين مصطفوی .نرسيده به مسجد نقشينه - حاجی اکبر آقا...
  4. تمبر و بادکنک و نامه پست نمودن-----> بيدگل محله ی توی ده - مرحوم آقای اسدالله صديقيان. البته چيزی را که ما به عنوان بادکنک و خيلی ارزان می خريديم کان...... بود .
  5. کوزه - تنگی - قلقله-----> بيدگل بعد از مسجد عبدالصمد - فخاری.....
  6. سوهان-----> بيدگل مرحوم حاج قاسم حقيقيان
  7. فالوده------> بيدگل جنب نانوايی حاجی اکبرآقا - از آقای احمد جریده ای یا جلیده ای
  8. بستنی -----> آران - آقای صابری
  9. نفت -----> بيدگل محله ی دروازه - از مرحوم آقای علی پارسا
  10. دارو -----> بيدگل از  آقای بنی طبا و مرحوم آقای جعفری
  11. گوشت---->بيدگل-بازار فاضل- مرحوم آقارضا قصاب- و کوچه ی محقق مرحوم استاد حسين مردادی
  12. ميوه ----->بيدگل -مرحوم استاد محمود بقال - مرحوم آقامحمد فاضل - آقای حسن فتح القريب- مرحوم آقای عنايتی-مرحوم استاد عليرضا ساطع
  13. لوازم خانگی----> بيدگل مرحوم آقای حاج محمد ستاری- آقای حاجی فخرالدين مصطفوی
  14. جعبه ی شانسی( اسباب بازی) ----> بيدگل - محله ی فخارخانه - مرحوم آقای عنايتی
  15. کنجاله و پوسته دانه ---->( غذای دام )- بيدگل - محله دروازه - آقای علی منوری
  16. زغال-----> بيدگل محله دروازه - مرحوم داش رضا حسن زاده
  17. كت و شلوار عيد-----> كاشان- بازار - ميانچال- پارچه از حاج سيد ولي ---دوخت آقاي معيري
  18. بيدگل-بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي محمد حقيقيان
  19. آرايش -----> بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي كمباف(حسامي) و مرحوح دلاکی بعد از مسجد نقشینه و مرحوم فرزین
  20. لحاف و تشك----->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع-آقاي فتح الله حقيقيان
  21. كفاشي---->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- اسم كفاش يادم نيست.
  22. كباب----->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي شيخي
    روبروي تربيت بدني-----> آقاي عليمحمد لامع
  23. مش باقر جنب حمام مرحوم کجایی
  24. تعمير دوچرخه---->بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع- آقاي علي عنايتي و بعدا احمد عنايتي در فخارخانه- و آقاي حسن مرشدي رو به روي مسجد جنب مغازه آقاي عبداللهي - نرسيده به درمانگاه مركز بيدگل.
  25. آرد- جو - گندم ----> بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع
  26. نجاري-----> آقاي دياري-بازارمرحوم استاد عليرضا ساطع
  27. پارچه و لباس------>آران -آب پخش- مرحوم جواد عرفان
    آمپول-----> مرحوم آقاي لطفي و آقاي كاظم ...؟
  28. حمام ----->حاج عباس عنایتی-بقچه ي بيدي رنگ را باز كردم و حوله ي سفيد و لنگ و لباسها را روي آن گذاشتم و چهارگوشه اش را رويهم گذاشتم و شامپو وكيسه و ليف را داخل پاكت نايلوني قرار دادم و بعد بقچه را زير بغل و پاكت را در دست ديگر گرفتم .از مغازه ي اوسا علي و قصابي اوسا حسين گذشتم و پيچيدم تو كوچه ي صابري و از جلو حسينيه ي كوچك به طرف خونه ي اوسا ممدلي رفتم .از بازار فاضل كه رد شدم به حمام رسيدم .از روي پشت بام حمام گذشتم و از پله ها پايين رفتم .روی تخگاه بزرگ ، کنار چند بقچه ی دیگر ، لباسهایم را در آوردم و از راهروی گذشته و وارد  گرمخانه شدم .در کنار هر شیر یکی دو نفر نشسته بودند و اوسا علی اکبر هم سیگار هما بر لب مشغول کیسه کشیدن بود .( سال ۱۳۴۵ - حمام حاج عباس عنایتی)

    حاج عباس عنایتی انسان فوق العاده مهربان ، فوق العاده زحمتکش و پرهیزکاری بود که سالهای متمادی به تنهایی مسئولیت اداره ی تنها حمام عمومی محله های دروازه و فخارخانه را عهده دار بود و با خانواده اش در محل همین حمام  سکونت داشت و شرافتمندانه زندگی مینمود. هرگز فراموش نمیکنم زمانی را که کودکی  هفت - هشت ساله بودم و به تنهایی به حمام میرفتم و گاهی دل او برایم میسوخت و می آمد روبروی من کنار شیر آب می نشست و دست کوچکم را با دست بزرگش  میگرفت و کیسه میکشید .من این حمام را از زمانی که هنوز دوش و لوله کشی آب نداشت و مردم از خزینه استفاده میکردند به یاد دارم .

    از خداوند میخواهم که  آقای حاجی عباس عنایتی هر کجا هستند سلامت و شاد باشند.

پیام وحید

وحيد شنبه 22/2/1386 - 18:24

زير بازارسلمقان- جايي كه هنوز هم مقداري از ْآن باقي مانده
يك آقا ي مغازه داري بود كه مااورا به نام شاه عباس مي شناختيم البته اسم واقعي اوعباس زارعي بود كه چند سال پيش فوت كرد وپسرهاي اوآقايان زارعي ها بچه هاي تحصيلكرده اي هستند كه الان تهران وكاشانند ونوه دختري او دكتر مسعودي نژاد دندانپزشك معروف است
اين آقاي مغازه دار هرچي چيزهاي خوشمزه آن روزها در دنيابود داشت .ماسرراه مدرسه به مغازه اوكه مي رسيديم از شكلات هاي سه گوش قهوه اي رنگ كاكائويي تاترشي هاي ليته هركدام راكه پولي داشتيم مي خريديم
بدنبود يادي هم از مغازه آقاحسن زواره كه در ابتداي كوچه باغ علوي بود بكني چون دانش اموزان آن روزها ازمشتريان اوبودند وهنوز من چندكتاب داستان راكه سال ۵۵ از مغازه اوخريده ام دارم.
درضمن نانوايي هاي سنگكي ديگري هم دربيدگل بود ازجمله همين بازار سلمقان مغازه ابوالقاسم ارباب پور-خيابان سلمقان شاطر علي محمد جلوداريان ومحله سلمقان مغازه حاج غلامعلي
درضمن فالوده وبستني امرالله زارعي رادر جنب نفت فروشي اربا ب آقاولي درسلمقان فراموش كرده اي

در اينجا ياد ميکنم از چند تا رانندگان محترم قديم:

مرحوم آقای حسين جندقيان- مرحوم آقای عبدالله جلوداريان - مرحوم آقای حسن مشهودی- مرحوم آقای علی زراعتی - مرحوم آقای عباس عنايتی - آقای محمود صلواتی - مرحوم آقای علی محمد قهاری- آقای محمد غيرتی-آقای رضا مصلح - مرحوم آقای رضا اربابی- آقای حسن مجيدی

بزرگترها میگویند:

در بیدگل سه برادر بوده اند به نامهای نواب - زعیم و کریم

نواب آب انباری در محله ی دروازه احداث کرده که اکنون زیر خیابان مدفون میباشد.

زعیم حمامی در محله ی فخارخانه احداث کرده که اکنون متروکه میباشد و قبلا توسط زحمتکشانی به نامهای مرحومان حسن و حسین حمومی - استاد محمد زینلی - استاد جعفر و ارباب احمد عنایتی و حاجی عباس عنایتی ( عمرش طولانی باد ) اداره میشده است.

کریم مسجدی در محله ی فخارخانه احداث کرده که اکنون دایر است .

 

+ نوشته شده در  88/03/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پریوش سطوت

پریوش سطوت همسر شهید دکتر حسین فاطمی سطوت ‌که اکنون در پايان دهه ششم زندگي خود به سر مي‌برد.

پریوش سطوت:

  • دکتر «فاطمي» هنگامي که به جوخه اعدام سپرده شد، تنها يک عصا و چهار دست کت و شلوار را براي من و فرزندش به يادگار باقي گذاشت .
  • دکتر فاطمي به خاطر عشق به وطن  ساعت چهار صبح به خانه مي‌آمد و پنج و نيم صبح منزل را با پاي سوخته و حال بد ترک مي‌کرد.
  • من در آن زمان 16 سال بيشتر نداشتم و در کارهاي سياسي دکتر دخالت نمي‌کردم و پيشنهادي هم نمي‌دادم، اما به خوبي مي‌دانم که عشق به ملت و اين خطه پهناور،‌دکتر فاطمي را تا پاي اعدام زنده نگه داشت.
  • دکتر فاطمي،‌ روزنامه نگاري شجاع و سرسخت بود و رقيبي نداشت.

 

دکتر سيد حسين فاطمي در دهم محرم سال 1296 شمسي پس از سه پسر و يک دختر آخرين فرزند سيف العلما روحاني نائيني ،چشم به جهان گشود.
وي در سال 1328 پيشنهاد ملي کردن صنعت نفت را به دکتر مصدق تقديم کرد که مورد تصويب قرارگرفت و با استفاده از همين ايده و بسيج آرا مردمي بود که دراين دوران از شرکت غاصب نفت ايران وانگليس خلع يد به عمل آمد.

دکتر فاطمي در 19 مهر ماه 1331 زماني که در سمت وزير خارجه بود سفارتخانه انگليس را تعطيل و کاردار آن را اخراج کرد.
دکتر مصدق در نامه خود درباره ملي شدن صنعت نفت مي‌نويسد: «ملي شدن صنعت نفت خدمت بزرگي است که به وطن شده است و بايد از کسي که اول اين پيشنهاد را نمود تشکر کرد و آن کس شهيد راه وطن دکتر حسين فاطمي است.»

سرانجام در صبح روز 19 آبان سال 1332 چند ماه پس از کودتاي شوم 28 مرداد صداي چند گلوله فرياد مردي را در هم شکست که پيش از اجراي حکم درحالي که در سوز تبي 40 درجه بودبه مامور اجراي حکم گفته بود: " مرگ بر دو قسم است؛ مرگي در رختخواب ناز و مرگي در راه شرف و افتخار و من خداي را شکر مي‌کنم که در راه مبارزه با فساد شهيد مي‌شوم. خداي را شکر مي‌کنم که با شهادتم در اين راه دين خود را به ملت ستمديده و استعمارزده ايران ادا کرده‌ام و اميدوارم سربازان مجاهد نهضت همچنان مبارزه را ادامه دهند…ایرنا

+ نوشته شده در  88/03/09ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دیدار با جناب آقای مکارم نژاد

مسلم مکارم‌نژاد در تاریخ آموزش و پرورش آران وبید گل، نامی خوش خاطره است. کسی با شنیدن این نام، ابرو درهم نمی‌کشد و در دل، احساس همراه با اِکراهی ندارد. در طول ده سال مدیریّت  پاسخ همه را با مهربانی داد. به همین دلیل بود که در 29 خرداد سال گذشته (1387)، مراسم تودیع و خداحافظی او از شکوه و گرمی کم‌نظیری برخوردار بود.

آقای عنایتی همان موقع در طنین نوشت:

 یک مدیر خوب کسی است که در دوران بازنشستگی‌اش، در کوچه و بازار، کسی از او روی برنگرداند و از دیدنش منزجر نشود.

مکارم‌نژاد از معدود مدیران شهر ماست که مردم هنوز با دیدنش ذوق می‌کنند و با لبخند به طرفش می‌روند.

توسعه‌ی آموزش و پرورش آران و بیدگل بویژه در ابعاد فرهنگی در زمان آقای مکارم‌نژاد از شکوفایی چشم‌گیری برخوردار بود. و بعید است که دوباره روزی شاهد این شکوفایی باشیم. آقای مکارم‌نژاد پس از بازنشستگی نتوانست بیکار بنشیند. به همراه یکی دو تن از دوستانش تلاش کرد از بستر امور خیریّه و جذب افراد نیکوکار، یک مدرسه شبانه‌روزی را برای بچه‌های یتیم اما بااستعداد در آران و بیدگل راه‌اندازی کند.

آقای مکارم‌نژاد آدم مُنعمی نیست. اما محتاج هم نیست. همیشه جوری زندگی کرده است که بتواند هم شاد باشد، هم سالم. و هم بتواند جواب مردم را با خوش‌خُلقی و تعظیم و کرامت بدهد.

مسافرت و تفریح و ورزشش، تعطیلی‌بردار نیست. لاهیجان برای او نقطه‌ی قشنگ و خاطره‌آفرینی است. ماهی یکی دو بار سر می‌زند. هم صله‌ی ارحام به جا می‌آورد، هم در جنگل‌های گیلان به یاد می‌آورد آن ترانه‌ی باطراوتِ گلچین گیلانی را ... باز باران .... باز باران با گُهرهای فراوان ... می‌خورد بر بام خانه...

آقای مکارم‌نژاد اصالتاً بچّه‌ی محلّه‌ی وشاد آران است. پارسال آقای علیرضا توحیدی به مناسبت بازنشستگی ایشان، مصاحبه‌ای را با او انجام داد. در بخشی از مصاحبه گفته بود دو چیز را از دوران بچگی فراموش نمی‌کند . یکی ستاره‌های سحریِ آسمان آران و بیدگل. دوم صدای پود و شونه‌ی مادر روی تخته‌ی قالی. از سه برادر  او یک تن شهید شده است.

آقای مکارم‌نژاد به خانواده‌اش عشق می‌ورزد. از آن مردهاست که اگر روزی دست تقدیر بخواهد (دور از جان) بین او و همسرش جدایی بیندازد، زندگی برای او دیگر رنگ و بویی نخواهد داشت. مادرزن سالخورده‌ای دارد. تا حالا یک بار او را به مکّه برده است و دو بار به کربلا. بعد از قرآن و نهج‌البلاغه با مثنوی مأنوس است. پنجاه و چهار ساله است. یک پسر زن داده است، دو دختر به خانه‌ی بخت فرستاده است. و یک پسر دبیرستانی در خانه دارد. همواره تمیز است و آراسته. مقیّد به رعایت آدابِ عُرف و اجتماع. ولی دین را گسترده‌تر از آن می‌بیند که عُرف و اجتماع می‌بینند.

 ( با استفاده از وبلاگ" و اما بعد ...")

+ نوشته شده در  88/03/06ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اغلب كساني در راس مسووليت‌ها قرار گرفته‌اند كه طرز فكر و اعتقاد ما را قبول نداشته‌اند.

 

سهیل محمودی

مهم‌ترين ويژگي شخصيتي مهندس ميرحسين موسوي اين است كه از نسل اول انقلاب است و در قلب جريان‌هاي سياسي سال‌هاي نخستين انقلاب حضور فعال داشته است.

موسوي در 8 سال نخست وزيري سياست را اخلاقي و بدون دروغ اجرا كرد و به شيوه‌هاي غلطي كه امروزه باب شده متوسل نشد.
ما به اندازه كافي حرفهاي نادرست شنيده‌ايم و از آنجايي كه موسوي نماد صداقت سال‌هاي جنگ بود امروز به آن صداقت و راستگويي كه در او سراغ داريم نيازمنديم. 
نكته ديگري در مورد موسوي و شخصيت او وجود دارد نگاه فرهنگي او به تمام حوزه‌ها از قبيل سياسي، اجتماعي و اقتصادي است.
29 سال است كه حضور ميرحسين موسوي را مي‌شناسم و آشنايي من با او به سال 59 و زماني كه من به عنوان روزنامه‌نگار در روزنامه جمهوري اسلامي فعاليت مي‌كردم برمي‌گردد. 
آن زمان ميرحسين موسوي سردبير روزنامه جمهوري اسلامي بود و بسيار شايسته و موقر وظايف خود را به نحو احسن انجام مي‌داد. همچنين ويژه‌نامه صبح پنجشنبه در حوزه شعر و ادبيات يكي از معدود فضاهايي بود كه نويسندگان و شاعران در آن سال‌ها به آن دلخوش كرده بودند. 
ما در دوران خاتمي شاهد سال‌هاي درخشاني در موضع اصلاحات بوديم كه متاسفانه وقفه‌اي 4 ساله در مسير اين جريان موثر و مقتدر ايجاد شد كه به اعتقاد من با حضور ميرحسين موسوي بايد اين جريان ادامه يابد.
آنچه از نگاه مردم بزرگ‌ترين مشكل كشور است فروپاشي اقتصادي جامعه است اما از ديدگاه آشنايان و متخصصان جامعه‌شناسي شكل اول فروپاشي اخلاق و مباني اجتماعي در جامعه است.
من معتقدم اولويت نخست ، برطرف كردن مشكلات فرهنگي جامعه است. اين همه برخوردهاي خشن در خانواده‌ها و جامعه، تعدد مجرمين و قتل‌ها و ديگر حوادث ناخوشايند اجتماعي نشان‌دهنده ناديده گرفتن زيرساخت‌هاي اجتماعي و فرهنگي است. 
رئيس‌جمهور آينده بايد اصلاح زيرساختي فكري و اخلاقي جامعه را در اولويت كارهايش قرار دهد و از آنجايي كه ميرحسين موسوي يك چهره فرهنگي و ما از نسل انقلابيم و فرزندان ادبيات جنگ هستيم اما هيچ اعتماد متقابلي بين ما و مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد در چهار سال اخير وجود نداشت و اغلب كساني در راس مسووليت‌ها قرار گرفته‌اند كه طرز فكر و اعتقاد ما را قبول نداشته‌اند. 
احمد مسجدجامعي شخصيتي بود كه هم مورد تاييد علماي قم بود و هم مورد تاييد شاعران و نويسندگان و ساير گروه‌هاي هنري از قبيل فيلم‌سازان. اين در حالي است كه در حال حاضر وزارت ارشاد و مسوولان آن فقط از سوي گروههاي مشخص و معدودي از قبيل انجمن قلم مورد تاييد است.
هنرمندان بايد مورد حمايت تامين اجتماعي قرار گيرند تا بتوانند مستقل از دولت به فعاليت‌هاي خود بپردازند. اما متاسفانه در چهار سال اخير نه تنها اين اتفاق نيفتاده بلكه هنرمندان فقط از سوي مسوولان مورد بي‌مهري و بي‌توجهي قرار گرفته‌اند. 
امروزه هنرمندان دو دسته هستند آنهايي كه به دولت و انديشه‌هاي آن نزديك شده‌اند از امكانات خاص و حمايت‌هاي ويژه‌اي برخوردارند و آنهايي كه با انديشه و اهداف دولت همخواني ندارند متحمل سختي‌ها و مشكلات متعددي هستند. 
اميدوارم با حضور ميرحسين موسوي شعار او مبني بر دولت فرهنگي و فرهنگي غيردولتي به وقوع بپيوندد و شاهد تكرار دوران درخشان اصلاحات در سال‌هاي آينده باشيم.

 نوشته شده توسط سهیل محمودی در سه شنبه پنجم خرداد 1388 - ساعت 0:40 

+ نوشته شده در  88/03/05ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

کروبی و حامیانش

حامیان معروف کروبی چه اهدافی دارند ؟

چند فرضیه:

  1. تضعیف روحانیت
  2. به چالش کشیدن نظام
  3. عدم انتخاب سه کاندیدای دیگربه هر نحو ممکن
  4. انتقام از خاتمی
  5. طرفداری از بخشی از روحانیت
  6. کاهش آراء رئیس جمهور منتخب
  7. تفنن و تفریح
  8. استهزا ء انتخابات
  9. واقعا باور دارند کروبی از سه تای دیگر بهتر است و میتواند به شعارهایش جامه ی عمل بپوشاند .
+ نوشته شده در  88/03/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

زهرا رهنورد

زهرا رهنورد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 
تولد ۱۳۲۴
نام دیگر زهرا کاظمی
زمینه فعالیت استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران[نیازمند منبع] ،روزنامه‌نگار
ملیت Flag of ایران ایرانی
همسر میرحسین موسوی
نقش‌های برجسته سردبیر نشریه راه زینب
رئیس دانشگاه الزهرا ۱۳۸۵-۱۳۷۷


زهرا کاظمی (زهرا رهنورد) (۱۳۲۴–) رئیس دانشگاه، روزنامه‌نگار، هنرمند، نویسنده ایرانی است.

رهنورد دکترای علوم سیاسی دارد و ریاست دانشگاه الزهرا را بر عهده داشته‌است. از رهنورد به عنوان هنرمند، مجسمه «نرگس عاشقان» اثر او (۱۳۷۳) در میدان مادر تهران نصب شده است. همسر زهرا رهنورد، میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق ایران است.[۱]

او پس از دانش‌آموختگی در دکترای علوم سیاسی ، مدتی سردبیر نشریه راه زینب از موسسه اطلاعات بود . پس از آن از سال ۱۳۵۹ در پست تدریس دانشگاهی زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۳۶۷-۱۳۷۲) نیز فعالیت کرد.[۱]

از او کتاب‌ها و مقاله‌هایی به چاپ رسیده است، از جمله مقاله‌های:

  • موضع‌گیری طبقات اجتماعی در قرآن- ۱۳۵۷
  • ریشه‌های استعماری کشف حجاب- ۱۳۵۹
  • زن در نظام ارزشی طاغوتی- ۱۳۵۹
  • شورش زن بر شخصیت تاریخی خود- ۱۳۵۹
  • تنظیم قوانین در جهت احیای حقوق زن از ویژگی‌های ضداستعماری مجلس است- ۱۳۵۹ ،
  • سفری به دیار زنان بت- ۱۳۶۶ [۱].
  1.  فرخ‌زاد، پوران خواهر فروغ فرخزاد کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز). تهران: نشر قطره، ۱۳۸۱، ISBN 964-341-116-8. ‏
+ نوشته شده در  88/03/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

کدامین؟

 

قاسم شعله سعدی

+ نوشته شده در  88/02/29ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دکتر محمد امین ریاحی خوئی

 

***********

دکتر محمد امین ریاحی خوئی

***********

+ نوشته شده در  88/02/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سهیل محمودی

به تشویق خواهر زاده ام قرار شد آدمی که هرگز انگشتهایش به دکمه های کامپیوتر نخورده ؛ چت کردن و بازی با اینترنت بلد نیست ؛ اهل سرک کشیدن به سایتها و وبلاگها نبوده ؛ و ایمیلش را حتی خواهر زاده اش و بر و بچه ها چک می کنند ، حالا از دنیای حقیقی خودش قدمی هم در این دنیای مجازی بردارد ... خاکم به سر ترقی معکوس کرده ای! در حالی که پیشتر دنیای مجازی معبری بود برای ورود به حقیقت. به قول صائب تبریزی :

دلیل عشق حقیقی ست عشقهای مجاز
به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل

... و توفیق از اوست!

سهیل محمودی

http://sohail-mahmoudi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  88/02/24ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

شادروان رضا عاملي

 سال دوم دبيرستان معلمي داشتيم كه با بقيه فرق مي كرد.مرحوم رضا عاملي هميشه خنده را بر لبان ما جاري مي كرد.طرز حرف زدنش با ديگر معلمان تفاوت داشت.به امتحان خيلي معتقد نبود.هر وقت هم امتحان مي گرفت به جواب داده شده حساس نبود.از ذهن باز صحبت مي كرد.قالب شكني مي كرد وفضا را گشاده مي خواست.با او راحت بوديم.شريعتي خوانده بود.سوال وجواب با اولذت داشت.

http://kavir2010.blogfa.com/

+ نوشته شده در  88/02/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دوستان وبلاگ نویس از همه ی گروههای شغلی هستند .

مهدي خطيب فر قاري قرآن ، مداح اهلبيت و مجري برنامه هاي فرهنـگي هنري مذهبـي

http://shabhayemaranjab.blogfa.com/

+ نوشته شده در  88/02/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دیدار با آقای مسعودی در منزل ایشان

آقای عبدالله مسعودی آرانی

عکس دستجمعی در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/02/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فریدون

+ نوشته شده در  88/02/17ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مسعود

+ نوشته شده در  88/02/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

محمدرضا ترکی

پارسای پارسی
(سلمان فارسی به روایت متون فارسی)
غرفه انتشارات علمی و فرهنگی
۴۰۰ صفحه
۶۵۰۰ تومان

 

 


پرسه در عرصه کلمات
(پنجاه و پنج مقاله و یادداشت در زمینه ادبیات)
غرفه انتشارات سخن
۲۲۴ صفحه
۳۹۰۰ تومان

 

 

 


هنوز اول عشق است
مجموعه شعر (چاپ دوم)
غرفه انتشارات تکا
۱۷۱ صفحه
۱۷۵۰ تومان

 

 
http://mr-torki.blogfa.com/
+ نوشته شده در  88/02/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

جناب آقای نوروزپور آموزگاربازنشسته ی مدارس آران و بیدگل

با همت آقای عنایتی با تعدادی از اهالی فرهنگ شهرستان امشب به منزل جناب آقای نوروزپور آموزگاربازنشسته ی مدارس آران و بیدگل رفتیم . او  از نظر تنفسی و عضلانی تحت درمان میباشد .او بسیار مشتاق گفتن بود و ما بسیار مشتاق پرسیدن و زمان بسیار اندک.

کاش در این گفتگو ها بگذاریم فقط میزبان بگوید تا خود بگوید بگویید آنگاه بگوییم آنچه باید بگوییم که اگر آنجا نگوییم کجا بگوییم ؟ 

با نوبرانه ی شاه توت ( توت سرخ) حیاط منزلش از  ما پذیرایی کرد و با کاسه ای از آن منزلش را ترک نمودیم.

آقای علوی گفت : وبلاگ فرزند شما را نگاه میکنم . ( منظورش بیدارشهر بود .)

 

+ نوشته شده در  88/02/13ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یادی از یک گوینده ی متبحر - ادیب و هنرمند

سرکار خانم فروزنده اربابی

خانم فوژان زینی دختر خانم فروزنده اربابی - روانشناس


خانم فروزنده اربابی و آقای کمال الدین مستجاب الدعوه در سالهای کودکی و نوجوانی من قبل از سال ۵۷ برنامه ی شما و رادیو را در روزهای جمعه اجرا میکردند که برنامه ی شادی به روال برنامه های شاد روزهای جمعه ی این زمان بود. ولی چون آن زمانها رادیو یکه تاز بود و هنوز تلویزیون نیامده بود این برنامه  بسیار برای ما جذاب بود .هنرمندانی چون شادروانان زرندی - نوذری - علی تابش -تاجی احمدی- مهین دیهیم و بسیاری دیگر... نمایشنامه های کمدی و طنز را اجرا میکردند .

خانم فروزنده اربابی اهل قمصر کاشان و نوه ی عموی همسر شادروان مهندس نصرت الله اربابی بیدگلی میباشد و خوشبختانه در ایران و با ما هستند و چند سال قبل من ایشان را در منزل یکی از اقوامم زیارت کردم .خانم فوژان زینی دختر خانم فروزنده اربابی - روانشناس میباشد و در آمریکا زندگی میکند و در برنامه های رادیو تلویزیونی به ایرانیان خارج از کشور در زمینه ی روانشناسی کمک می نماید .

مهندس اربابی به مناسبت تولد فوژان در کتابش شعری دارد که با این بیت شروع میشود :

امشب که شب چهارده ماه آبان است ---- شاد است فروزنده که میلاد فوژان است


 

+ نوشته شده در  88/02/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

چاه مرحوم ارباب علی هاشمی

عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه

کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه

بوتهء یاس بابا جون هنوز
گوشهء باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاست خدا میدونه

تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گوشهء طاقچه توی ایوونه
خودش کجاهاست خدا میدونه

پرسید زیر لب
یکی با حسرت
از ماها بعدها
چه یادگاری
میخواد بمونه؟
خدا ميدونه!

+ نوشته شده در  88/02/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تصویر استاد عنایتی

 

 در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/02/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پدر و مادر مهربان در دانشگاه فردوسی

جدید ترین عکس از میرحسین و زهرا رهنورد

میرحسین:بنده با اعتقاد به مسئله ولایت فقیه وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم شده ام.(تابناک)

+ نوشته شده در  88/02/04ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سی و سومین رئیس جمهور آمریکا

هری اس. ترومن ( ۸ مه ۱۸۸۴ - ۲۶ دسامبر ۱۹۷۲ ) سی و سومین رئیس جمهور آمریکا بود.


ترومن که در سال ۱۹۴۴ به عنوان معاون فرانکلین روزولت کار در دستگاه اجرایی آمریکا را آغاز کرده بود، پس از مرگ ناگهانی وی ریاست این دستگاه را بر عهده گرفت. او باید آمریکای پس از جنگ را اداره می‌‌کرد که با بحران‌های متعددی دست به گریبان بود.

آلمان در ماه مه ۱۹۴۵ تسلیم شد و ترومن در ژوئیه همان سال در کنفرانس پتسدام حضور یافت تا در بحث‌های مربوط به طرح‌های توافق برای اروپای پس از جنگ شرکت کند. ترومن برای پایان دادن به جنگ آمریکا و ژاپن دستور پرتاب بمب‌های اتم به شهرهای هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرد که در نتیجهٔ آنها ژاپن هم تسلیم شد.

با این حال وجهه ترومن پس از ارائه پیشنهاداتی نظیر دکترین وی برای تحدید کمونیسم و کمک به بازسازی اقتصادی کشورهای جنگ زده، احیا شد. وی بار دیگر در سال ۱۹۴۸ به عنوان رئیس جمهور آمریکا برگزیده شد. اما ترومن در دور جدید زمامداری‌اش باید با مسائل جدیدی از جمله جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی، اجرای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، استقرار پلیس سازمان ملل در کره و مشکلات داخلی دیگری از جمله ثبات اقتصادی آمریکا، مواجه می‌شد

+ نوشته شده در  88/02/01ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

زن و مردِ آن، ساده و كارگر-همه زارعِ و قانعِ و رنجبر

قديمي دِهي بود آران بنام
پر از نعمت و ثروت و احتشام
همه باغ و دشت و چمنزار و كشت
در آزادي و خرّمي چون بهشت
فروزان، شبانِ دل­افروز او
فروغِ رخِ زندگي­روزِ او
فضايش مهيّج، چو كانونِ دل
گلش زندگي­بخش، چون خونِ دل
زن و مردِ آن، ساده و كارگر
همه زارعِ و قانعِ و رنجبر
شنيدم كه آران از آن نام جست
كه بُد مركزِ آريا از نخست
وزان نام بُردار، آراني است
كه خود ز اولين قومِ ايراني است


                     ***

يكي چشمه­اي نامش، آران دشت
در آن دِه، ز هر خانه­اي مي­گذشت
ز پيرانِ پيشينِ دِه، اين سخن
بُدي نقشِ پيشانيِ مرد و زن
كه اين چشمه­ي پاك، معجز نماست
در آن موجي از قُلزم كبرياست
بشويد از او هر كه رخ، صبحدم
نبيند يقين تا شب، آشوب و غم


                       ***

همه­ مردمِ اين دِهِ بخت­ْيار
دلِ و جانِ خود شسته از هر غبار
تمدّن نكرده بدان سو گذر
نبود از تجمّل در آنجا اثر
زن و مردِ آن پاك و پاكيزه دل
به يكديگر از جان و دل متصل
دلِ هر يك از مهر گنجينه­اي
فروزان­تر از پاك، آيينه­اي

 شادروان استاد نظام وفا

http://va-ama-bad.blogfa.com/

+ نوشته شده در  88/01/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سالشمار زندگی کاوه گلستان

 
 
17 تیر 1329 – تولد در آبادان
1332 – سکونت در تهران
1335 – شروع تحصیلات ابتدایی در دبستان روش نو
1341 – شروع تحصیلات متوسطه در دبیرستان البرز
1343 – کوچ به لندن و آغاز تحصیل در دبیرستان شبانه روزی میلفیلد
1347 – بازگشت به تهران
50-1348 – کار در شرکت های تبلیغاتی به عنوان عکاس و انیماتور
1352 – ازدواج با هنگامه جلالی
نخستین ماموریت مطبوعاتی برای تهیه عکس و گزارش جنگ در ایرلند برای روزنامه کیهان
همکاری با ابراهیم گلستان در فیلم « اسرار گنج دره جنی » به عنوان عکاس و مجسمه ساز
انتشار کتاب « قلمکار» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
عکاسی از کودکان گوشه و کنار ایران برای انتشارات فرانکلین جهت چاپ در کتابهای درسی
1353- نمایشگاه کولاژهای پولارویدی در گالری سیحون
نمایشگاه عکس های کودکان ایران در گالری سیحون
انتشار کتاب « گلاب » در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
1355-آغاز همکاری فعال با روزنامه آیندگان با چاپ گزارش سه گانه : کارگر ، مجنون ، روسپی
برگزاری نمایشگاه سه گانه در دانشگاه تهران و توقیف آن
1356- کار با مجله سبز
1357 – عکاسی گسترده از رویداد های انقلاب و کار با مجله تایم ، تهران مصور و نشریات دیگر
1358 – دریافت جایزه « رابرت کاپا » برای عکس هایش از انقلاب
عکاسی از درگیری ها و رویدادهای سیاسی و اجتماعی گوشه و کنار کشور
انتشار کتاب « شورش » از عکس های انقلاب با محمد صیاد
1359 – حضور فعال در جبهه ها با آغاز جنگ
آغاز همکاری با آژانس های جهانی عکس
1360 – انتشار کتاب جنگ با آلفرد یعقوب زاده
انتشار کتاب « انقلاب نور » مجموعه عکس . کار گروهی
1362- تولد فرزندش مهرک و رفتن به لندن
تاسیس آژانس عکس ریفلکس و حضور های متناوب در ایران برای عکاسی جنگ و دیگر رویداد ها
1360 – انتشار کتاب « غنچه ها در توفان » درباره حضور کودکان و نوجوانان در انقلاب .
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
1369 – شروع کار با دوربین ویدیویی
1370 – ساخت مستند « ثبت حقیقت » که با پخش آن از کانال چهار انگلستان در ایران ممنوع اعلام شد .
1371- مصاحبه های ویدئویی ، چهره های ادبیات ایران
1372 – تصویر برداری و تدوین مستند « گنگ خوابدیده »
لغو ممنوعیت کار در پایان سال و آغاز کار با آسوشیتد پرس AP
1373 – آغاز تدریس عکاسی در دانشکده های هنری تهران
1376- تصویر برداری فیلم مستند « ماندن » با کارگردانی مانی حقیقی
1378- آغاز کار با بی بی سی
13 فروردین 1382 – مرگ در شمال عراق بر اثر انفجار مین
 
+ نوشته شده در  88/01/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دوستان دبستان صباحی پس از 40 سال

 تلفن یکی از دوستان دوران دبستان را به صدا در آوردم .

آمد اداره .

بیش از ۴۰ سال ندیده بودیم یکدگر را.

سید عباس پردل .

داغ جوانش را دیده بود.

موهایش اندازه ی موهای من سفید داشت و در شقیقه عقب نشینی کرده بود .

مرا با خود به کوچه ی فاطمیه برد .

سید احمد میرحسینی یکی دیگر از یاران دبستان.

قصابیش کنار خانه اش بود .

همان بودند که قبلا بودند دوست داشتنی و مهربان.

جلال دادخواه در سوپرمارکتش نبود .

 او که آقای دادگر معلم کاشی کلاس سوم خیلی نفرینش میکرد .

مهدی مجیدی در خیابان سیدالشهدا دفتر باربری داشت .

دفترش را دیدم و خودش نبود .

عزیز لبافیان راننده ی آژانس مسافربری را هم ندیدم .

+ نوشته شده در  88/01/10ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

رضا ارحام صدر

رضا ارحام صدر ، پیش گام در تاتر کمدی انتقادی ایران ، عصر ۲۴ آذرماه از دنیای خاکی جدا شد ، که روحش شاد شاد باد . زمانی که وارد دانشگاه شدم ، او مدیر گروه تاتر بود . به قول مهدی ممیزان ( نویسنده ی بسیاری از تاتر های ارحام صدر ) که می گوید " شهرت ارحام صدر تنها مرهون بازی او نیست ، اخلاق انسانی او باعث پیشرفت او شد  " ، که روحش شاد ، درست می گفت . همیشه تشویق می کرد و با خوش خلقی دست همه را می گرفت . استاد محمد علی کشاورز در باره ی او می گوید " همانگونه که ما در موسیقی ایرانی سبک اصفهان داریم ، در تاتر هم سبک اصفهان داریم ، که ارحام صدر پایه گذار و شاخص آن است . " رضا در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۲ در اصفهان چشم به دنیا گشود و بعد از گذراندن شش کلاس ابتدایی وارد کالج شد . پس از دریافت سیکل ، راهی آبادان شده و دو سال در دانشکده ی نفت به تحصیل پرداخت اما به دلیل کسالت به اصفهان باز گشت و در سال ۱۳۲۴ دیپلم تجارت و در سال ۱۳۲۵ دیپلم ادبی گرفت . او در سال ۱۳۲۶ به استخدام شرکت بیمه ی ایران درآمد و سی و پنج سال در سمت های مختلف این شرکت خدمت کرد و سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد . ارحام در سال ۱۳۴۸ از دانشکده ی ادبیات اصفهان با مدرک لیسانس فارغ التحصیل شد . وی در سال ۱۳۴۷ ازدواج نمود و صاحب یک فرزند پسر و دو دختر گردید . رضا ارحام صدر ، شروع بازی بر صحنه ی تاتر را از سال ۱۳۲۴ در دبیرستان ادب شروع و پنج سال بعد در تاتر اصفهان که به مدیریت شادروان ناصر فرهمند اداره می شد ، کار حرفه یی را آغاز کرد . سپس وارد تاتر سپاهان شد و پس از تعطیلی هر دو مجموعه ، گروه هنری ارحام را در سینما تاتر پارس جلفای اصفهان تاسیس کرد . ارحام با دعوت از هنرمندان این رشته به مدت بیست سال برنامه های خود را یکی بهتر از دیگری به روی صحنه برد . از عزت الله انتظامی شنیدم که " در یک دوره ی نسبتا طولانی ، هر توریستی به اصفهان وارد می شد ، حتما در برنامه ی خود تماشای نمایش ارحام صدر را قرار می داد " ( مهر ۸۵ - اصفهان ) و علی نصیریان در باره ی وی می گوید " ارحام صدر را به عنوان یک الگو ، به عنوان یک نمونه ی خیلی واضح و روشن یک سبک و سیاق و یک نمایش ایرانی - که من روی این نمایش ایرانی تاکید می کنم - داریم . کسی که بتواند چند دهه ، هر شب مردم را در یک تماشاخانه یی با سیصد چهارصد نفر جمع کند و کام آنها را با خوشمزگی و شیرینی بازی و نمایش ، شیرین کند و آنها را با نقدهای اجتماعی متنبه کند و سال ها هم تداوم داشته باشد ، این کار کوچکی نبوده است . " رضا ارحام صدر در حدود ۱۷۶ تاتر و ۲۰ فیلم ساخته است . یادش به خیر ، می گفت : " وقتی تاتر من در اوج بود تکلیف کردند که بیا تهران ، گفتم : چرا ؟ گفتند این تاتر را بیاور تهران تا این همه علاقه مند پایتخت نشین هم ببینند . گفتم : آخر چرا هر چیزی در شهرستان ها خوب است باید به تهران برود ! بنده در این شهر به دنیا آمده ام ، در این شهر زندگی کرده ام و در این شهر هم باید دار فانی را وداع کنم . بنابراین من از اصفهان بیرون برو نیستم ! گفتند که اگر برای تو حکمی زدند چه می کنی ؟ گفتم : باز هم نمی آیم ! گفتند شرط خودت برای آمدن چیست ؟ گفتم : هر وقت دولت توانست منارجنبان را از کف قطع کند و در میان خیابان لاله زار بنشاند ، آن وقت بلندگو هم اعلام می کند که از امشب تاتر ارحام صدر در این مکان برنامه اجرا می کند ! . " ارحام صدر کارهایش را به صورت مقطعی و تنها برای معرفی به گوشه و کنار ایران می برد . او چندین اجرا نیز در اروپا و آمریکا داشته است است . جمشید مشایخی در نشستی به ارحام صدر چنین می گوید " سال ۱۳۳۷ که من در اداره ی تاتر بودم ، شما ( رضا ارحام صدر ) برای اجرای تاتر - وادنگ - به نفع یکی از جمعیت های خیریه ، به تهران آمدید . من سیزده شب به عنوان مهماندار در خدمت شما بودم . این عجیب است که من هر شب می خندیدم . هر شب هم همان تاتر را اجرا می کردید . ولی آنقدر شما هنرمندانه اجرا می کردید که می خندیدم . چیز عجیبی بود . وقتی خودم وارد عرصه ی هنر شدم ، فهمیدم که از ارحام صدر بالاتر نداریم . تنها کسی که مرا خندانده است ، ارحام صدر است . " وقت تنگ است . رضا ارحام صدر را صبح سه شنبه ( ۲۶/۹/۸۷ ) از مقابل صدا و سیمای استان اصفهان به سوی باغ رضوان خواهند برد و در قطعه ی هنرمندان به خاک خواهند سپرد . صبح عید غدیر خم یعنی چهارشنبه ( ۲۷/۹/۸۷ ) نیز مراسم ختم این هنرمند با اخلاق در مسجد سید اصفهان برگزار می گردد . افسوس ، همیشه زود دیر می شود . در یکی از اولین نمایشگاه های کاریکاتور در اصفهان ، چهره اش را کار کرده بودم . شور و حال و تشویق او از اولین محرک های من برای ادامه ی راه بود . بعد ها هم در جریان های طنز مکتوب در اصفهان ، مانند تاسیس حلقه ی طنز نصف جهان و یا اولین کتاب طنزآوران اصفهان هم که به نام ( نصفهان ) منتشر شد ، تشویق او کارگر بود . مطلب را به پایان ببرم با سخنی از مرتضی احمدی که می گوید " بی خود این ارحام صدر ، ارحام صدر نشده ، یک چیزهایی بوده ، من فکر می کنم ارحام صدر همیشه بوده و جاودان خواهد بود . . .  http://nesfahan.blogfa.com/

+ نوشته شده در  87/10/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

مهربان منوچهر آریان پور کاشانی

در وبلاگ

http://www.thesky.blogfa.com/ گفته شده تصویر زیر مهربان منوچهر آریان پور کاشانی میباشد.

من و آقای دکتر یه شب و دو روز رو در برزک (شهری در پنجاه کیلومتری کاشان) گذروندیم ویکی از این روزها رو برای تفریح به یه باغ با صفا رفتیم که چن تایی درخت گوجه سبز هم داشت! اونجا یه چن ساعتی رو با هم نشستیم و صحبت کردیم. در این میون، من فرصت رو غنیمت شمردم و یه مصاحبه ی داغ با آقای دکتر انجام دادم که رهاورد این دو روز سفر پر بار با ایشون باشه برای شما خواننده های من.

-آقای دکتر در ابتدا اگه میشه خودتون رو برای خواننده های من معرفی کنین، هر چن چهره ی شما معرف همه ی اهالی علم و دانش هست.  

  منوچهر آریان پور کاشانی هستم متولد شهریور ماه هزار و سیصد و هشت در تهران. چون پدرم کارمند دولت بود و از شهری به شهر دیگر منتقل می شد، بنده دوران دبستان و دبیرستان خود را در شهرهای تهران،اصفهان، آبادان و مشهد گذراندم و از دبیرستان البرز در تهران دیپلم گرفتم.

 - پس کاشان چی؟!

 ما تابستان ها به کاشان می آمدیم و علاقه ی من به کاشان بخاطر این بود که پدر و مادرم و اجدادم (به خنده) اهل کاشان بودند. فامیلی مادرم فلاح بود.

-آقای دکتر تا آنجایی که من میدونم شما برای یک دوره ی هشت ساله به ایران آمدین و دوباره به آمریکا برگشتین. چرا؟

 البته این دوره هشت ساله در ایران برای من خیلی سود بخش و نافع بود چون به سروری مرحوم پدرم مدرسه عالی ترجمه (دانشگاه زبان علامه طباطبایی فعلی) را بنیاد نهادیم و همچنین سری اول فرهنگ های انگلیسی-فارسی را توسط نشر امیر کبیر چاپ کردیم.

اوضاع دوران انقلاب و این واقعیت که همسر من آمریکایی بود ما را بر آن داشت که به آمریکا برگردیم و خوشبختانه من در آنجا و در دانشگاه ایالت ایوا (Iowa) مشغول تدریس ادبیات انگلیسی شدم و در آنجا من پانزده سال تدریس کردم و سپس باز نشسته شدم و به شهر سان دیاگو رفتم چون برادرانم و خواهرانم در آنجا ساکن هستند و ضمنا آن شهر دارای ملایم ترین آب و هوا در آمریکاست.

- از دانشجویانتان راضی بودین؟

 بله- آنها خیلی مودب و مهربان بودند و در دانشجویان من در ایران علاوه بر ادب و مهربانی خونگرمی نیز وجود دارد که کمتر در آنجا دیده می شود.

 - آیا دانشجویی هست که نامش در ذهن شما مونده باشه؟

 بله- کارلا برگر(Carla Berger)، او یک دختر نوزده ساله بودکه مرض قند داشت ولی با این وجود خیلی پرکار بود. او در آماده کردن فرهنگ شش جلدی به من کمک زیادی کرد و من هم نام او را در فرهنگم آوردم.

 - کمترین نمره ای که تا حالا دادین؟

 در آمریکا نمره ها به صورت A, B, C, D و F می باشد و من زیاد F می دادم (با خنده) ولی Aهای من از Fهایم بیشتر بود. در آمریکا نمره ی قبولی C است و نمره های زیر C مردودی محسوب می شود.

 - زندگی در آمریکا و یه خاطره خوب و یه خاطره بد؟

 زندگی در امریکا برای من خیلی راحت و آسان است و از اینکه در آمریکا آزادی هست و کسی به کسی کاری ندارد، خیلی خوشم می آید.

یکی از بهترین خاطرات من در آنجا تولد فرزندان من در آنجاست، چهار تا فرزند دارم و هفت تا نوه و حضور آنها مرا خرسند می کند.

بدترین خاطره ام هم فوت پدر و مادرم به فاصله ی نه ماه بود که برای ما خیلی دشوار بود.

 - یعنی آنها در آمریکا فوت کردند؟

  بله- آنها در شهر سن دیاگو فوت کردند و در همان جا به خاک سپرده شدند.

 - اسم فرزندان شما ایرانیه یا انگلیسی؟!

 نه- اسم آنها انگلیسی است. پسر بزرگم جان نام دارد، دومین فرزندم دیوید است، فرزند سومم مری است که او را در خانه مهری صدا میزنیم و دختر کوچکم هم (که البته الان کوچک نیست و سی و نه سال دارد!) جولی است.

 - بچه های شما، شما رو تو خونه چی صدا میکنن؟

 Daddy یا Dad

 - همسرتون چطور؟!

 Dear یا Honey (با خنده)

- چطور با همسرتان آشنا شدین؟

 ایشان در همان جایی که من تدریس میکردم کار می کرد و ما با هم آشنا شدیم و حدود دو سال با هم مراوده داشتیم و سپس تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم.

 - خانواده ی ایشان با شما مشکلی نداشتن؟

 نه-  در آمریکا تصمیم نهایی با آن دو نفری است که میخواهند ازدواج کنند و والدین هم چون این مسئله را می دانند، قبول می کنند ولی در مواقع استثنایی هم که موافق نیستند باز هم عاشق و معشوق علی رغم میل آنها ازدواج می کنند (با خنده)، به این امید که بعد ها آنها هم با یکدیگر آشتی کنند. در آمریکا رضایت والدین الزام آور نیست.

 - چه ماشینی دارین؟

 ماشین من کادیلاک 2002 است.

 - چه ورزشی میکنین؟

 هر روز حدود چهل دقیقه پیاده روی میکنم، بعضی روزها هم (بویژه وقتی در آمریکا هستم) به شنا میروم.

 - چه میوه ای رو دوست دارین؟

 به ترتیب: هندوانه، خربزه و خیار(با خنده)

 - از چه رنگی خوشتون میاد؟

 آبی

 - استقلالی هستین؟!

 (با خنده) نه، اتفاقا پرسپولیسی هستم.

 - نویسنده مورد علاقه ی شما کیه؟

 (با خنده) ;do you need to ask? شکسپیر، میان نویسندگان ایرانی هم فردوسی، حافظ و خیام را دوست دارم.

 - آیا تا به حال حس میساجنیستی داشته اید؟!

 نه- هرگز. I've always admired women, and I believe that they should have the same right as men.

 - من چن تا کلمه میگم، اولین چیزی رو که به ذهنتون میرسه بگین:

1. شکسپیر

نابغه

2. ایران

میهن

3. آمریکا

کشور مهمان نواز

4. خوشکلی!

لذت زندگی

5. عشق

عصاره زندگی

6. آزادی

شرط اول زندگی

7. گوجه سبز!

ترش

8. برزک

زیبا شهر

9. محمد فلاحی

کنجکاو و باهوش

 - یه لطیفه بگین

 (والا باید فکر کنم) گاوی که سرما خورده است به جای شیر بستنی می دهد!!

 - حالا شما از من یه سوال بپرسین

 عزیز ترین شخص در زندگی شما کیست؟

(من) – پدر و مادرم

(دکتر) بله- هیچ کس به اندازه ی مادر آدم رو دوست نداره.

 - تا حالا کسی به شما گفته که خیلی زیبا میخندین؟

 نه! (با خنده)

 - چرا بعد از بازگشتتون به ایران از میون این همه دانشگاه، دانشگاه کاشان رو انتخاب کردین؟

 برای اینکه کاشان زادگاه والدین و نیاکان من است و من علاقه ی عجیبی نسبت به آن دارم.

 - الآن در حال چه کاری هستین؟

 الان در حال تهیه ی ویراست دوم فرهنگ یک جلدی انگلیسی-فارسی خود هستم که امیدوارم تا حدود آذرماه سال آینده تمام شود.

 - آقای دکتر اگه قرار بود شما ادبیات انگلیسی نخونین، چه رشته ی رو انتخاب می کردین؟

 جغرافی- من به جغرافی هم علاقه ی زیادی داشتم.

 - استاد شما در زبان چه کسی بود؟

 استاد صورتگر، و البته دکتر خانلری استاد فارسی ما بود (وقتی ما ادبیات انگلیسی می خواندیم، ادبیات فارسی هم داشتیم)، برخی از اساتید ما هم انگلیسی بودند.

 - آقای دکتر در پایان اگر صحبتی با خواننده های من دارین بفرمایین

 دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید امید

آخر به کمال ذره ای راه نیافت

 (محمد این شعر رو هم بنویس چون اونو خیلی دوست دارم)

 بهشت آنجاست که آزاری نباشد

کسی را با کسی کاری نباشد

 - آقای دکتر خیلی ممنونم که واسم وقت گذاشتین؛ خیلی لطف کردین.

 خدایا قلبم را آنقدر بزرگ گردان که محبت همگان در آن جای گیرد و آنرا آنقدر کوچک گردان  تا کینه و نخوت هرگز در آن جای نگیرد.
 

+ نوشته شده در  87/09/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نامه ی سرگشاده

دکترها می­گویند قسمت عمده­ی این آشفتگی­های خواب، مربوط می­شود به فشار خون بالا و قند اضافی و وزن سنگین که خلاصی از این امراض نیز تقریباً برای من غیرممکن است.

http://library51.blogfa.com/post-170.aspx

جناب آقای عنایتی

درود بر شما

  اگر مواظب خود نباشید و فشار و قند و وزن را پایین نیاورید هرگز شما را نخواهم بخشید .این روزها در دنیای پزشکی ( غیر ممکن ) وجود ندارد.۵۰ سالگی که موقع این حرفها نیست.شما اصلاْ حق ندارید زودتراز ۱۰۰سالگی خانواده و دوستان را ترک کنید و حالا تا آن موقع ۵۰ سال مانده است .بالا بودن سه عدد فوق نشانگر آن است که غذا زیاد میل فرموده اید و کمتر حرکت نموده اید .

پایبندی به رژیم غذایی مناسب و تحرک میتواند به سرعت سه عدد فوق را پایین بیاورد.دوستان و همسر و فرزندان هم باید مواظبت کنند.سفره ی رنگین برای شما خطرناک است این را همسر مهربان شما همواره باید مدنظر داشته باشند.

دیگر هم صحبت مرگ و عزاداری و ختم و اعلامیه و صحن و ...را نفرمایید چرا که شما الگوی هزاران دانش آموز آرانبیدگلی هستید و انتظار میرود بیشتر از مال و مکنت و بیمارستان مجهز و پول و پله و موتور تریل و سمبک و چای و مهمانی و سور و سات و شادیها بنویسید.

در پایان از جناب فرزین که با شما مصاحبه کردند تشکر میکنم و امیدوارم این کردار نیک مستمر باشد.پاینده و شاد باشید.

+ نوشته شده در  87/08/29ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یاد گذشته(2)

38

شادروان

ناصر

سامانی

39

شادروان

ایرج

ستاری

40

شادروان

حسین

ستاری

41

شادروان

عبدالصمد

ستاری

42

شادروان

غلامرضا

ستاری

43

شادروان

محمد

ستاری

44

شادروان

فرامرز

ستاري

45

شادروان

علی

شاهمیرزایی

46

شادروان

حسین

صابری

47

شادروان

رضا

صابری

48

شادروان

عبدالله

صابری

49

شادروان

هدایت الله

صابری

50

شادروان

اسدالله

صدیقیان

51

شادروان

علیمحمد

صدیقیان

52

شادروان

احمد

طحان

53

شادروان

مسلم

طحان

54

شادروان

ناصر

طحان

55

شادروان

جواد

عرفان

56

شادروان

حسین

عرفان

57

شادروان

عزیزالله

عرفان

58

شادروان

علی

عظیمی

59

شادروان

رحمت الله

عظیمیان

60

شادروان

ماشاالله

عظیمیان

61

شادروان

اکبر

فاضل

62

شادروان

محمد

فاضل

63

شادروان

علی

قربانی

64

شادروان

حسن

کله ای

65

شادروان

علی

لطف آبادی

66

شادروان

محمد

لطف آبادی

67

شادروان

نعمت الله

مرادی

68

شادروان

حسین

مردادی

69

شادروان

احمد

مروانی

70

شادروان

ماشاالله

مروانی

71

شادروان

اصغر

مشهودی

72

شادروان

حسن

مشهودی

73

شادروان

عبدالباقی

مصباحی

74

شادروان

حسین

منوری

75

شادروان

علی اکبر

نیک بخت

+ نوشته شده در  87/08/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یاد گذشته(1)

 قصد من درج نام تمامی اموات نبوده ولی چنانچه مایلید نام عزیز درگذشته ی شما هم در این لیست ثبت شود اعلام نمایید.

1

شادروان

احمد

اربابی

2

شادروان

حسین

اربابی

3

شادروان

عیسی

اربابی

4

شادروان

فرامرز

اربابی

5

شادروان

نصرت الله

اربابی

6

شادروان

نیکزاد

اربابی

شادروان

حسام

اميري

7

شادروان

ولی

اربابی

8

شادروان

حسن

استادیان

9

شادروان

احمد

استادیان

10

شادروان

حسین

اقدسی

11

شادروان

احمد

بدرقه

12

شادروان

رحمت الله

بدرقه

13

شادروان

عباس

بدرقه

14

شادروان

عباس

برخوردار

15

شادروان

اسماعیل

پارسا

16

شادروان

حسین

پارسا

17

شادروان

علی

پارسا

18

شادروان

محمود

پارسا

19

شادروان

جعفر

جلوداریان

20

شادروان

حسن

جلوداریان

21

شادروان

عبدالله

جلوداریان

22

شادروان

علیمحمد

جلوداریان

23

شادروان

غلامرضا

جلوداریان

24

شادروان

حسین

جندقیان

25

شادروان

حسن

جندقیان (قهرمانی)

26

شادروان

محبوب

حاجی جعفری

27

شادروان

مرتضی

حسینی

28

شادروان

حسینعلی

حقیقیان

29

شادروان

علی

حقیقیان

30

شادروان

قاسم

حقیقیان

31

شادروان

حسین

حیدرزاده

32

شادروان

اسدالله

خدمتی

33

شادروان

غلامرضا

خدمتی

34

شادروان

رحمت الله

دهقانی

35

شادروان

عباس

دهقانی

36

شادروان

رضا

روحانی

37

شادروان

قاسم

زینلی

 

+ نوشته شده در  87/08/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

به يادشان باشيم و به ياد داشته باشيم كه دنيا محل گذره و ...

1

ابوالحسن صبا

20

حسین طاهرزاده

39

غلامحسين بنان

2

احمد کسروی

21

حسين عظیمی

40

غلامرضا تختی

3

اخوان ثالث

22

ﺣﺴﻴﻦ ﻓـاطمي

41

فردین

4

اسماعيل داورفر

23

خسرو شكيبايي

42

فریدون فرخزاد

5

الهه

24

داوود پيرنيا

43

قيصر امين پور

6

انجوي شيرازي

25

ذبيح الله منصوري

44

کلنل وزيري

7

ايرج بسطامی

26

روح الله خالقی

45

مانی

8

بابک بیات

27

رهی معیری

46

محمد قریب

9

پرویز ناتل خانلری

28

زرین پنجه

47

*

10

پرويز فني زاده

29

سپيده كاشانى

48

محمد مصدق

11

پرويزدهداری

30

سیروس قایقران

49

محمد معین

12

پوپك گلدره

31

شیون فومنی

50

محمدجعفر پوينده

13

تاج اصفهانی

32

صمد بهرنگي

51

محمود محمودی خوانساری

14

تجویدی

33

عبّاسِ إقبالِ آشتياني

52

منوچهر نوذری

15

تورج نگهبان

34

عباس مسعودی

53

مهستی

16

جعفرشعار

35

عبدالحسین سپنتا

54

نادر ابراهیمی

17

جلال الدين همايي

36

علی اكبر خان شهنازی

55

ناصر عبداللهی

18

جواد بديع زاده

37

علی شریعتی

56

نعمت آغاسی

19

حسین پناهی

38

علي حاتمي

57

نورالدين کیانوری

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

حسين توفيق

حسين توفيق از پيشكسوتان و با سابقه‌ترين روزنامه‌نگاران معاصر و از شاعران و نويسندگان طنزپرداز روزگار ماست. به گونه‌اي كه مي‌توان او را پدر طنز ادب فارسي امروز ناميد.

مرحوم «حسين توفيق» موسس «روزنامه توفیق» در سال 1301 شمسي است.

او با تاسيس اين روزنامه ايجادكننده مكتبي شد كه بسياري از شعرا و نويسندگان و اديبان مشهور ايران در آن به پرورش ذوق و استعداد خود پرداختند و نام‌آوران بسياري در ادبيات طنز ايران با آن همكاري كردند و افزون بر آن محل و مجمعي براي تبادل افكار ميان اهل قلم و رشد و تعالي فرهنگ طنز و كاربردهاي سياسي و اجتماعي نيز بود.

شادروان «حسين توفيق» نشريه توفيق را ابتدا با روش جدي و ادبي منتشر مي‌كرد كه كم و بيش آثار طنزآميز نيز داشت، ولي از اواسط سال 1317 استاد ابوالقاسم حالت كه در آ‌ن زمان نوجواني پرشور بود، سردبيري آ‌ن را به عهده گرفت. توفيق به نشريه‌اي با راه و روش فكاهي، انتقادي، اجتماعي و سياسي تبديل شد و از اين تاريخ به بعد است كه روزنامه توفيق شهرت بسزايي پيدا كرد و مورد اقبال طبقات مختلف مردم قرار گرفت و در تاريخ مطبوعات طنزآميز ايران نشريه ديگري را نمي‌يابيم كه قدمت و مداومت و محبوبيت توفيق را پيدا كرده باشد.

مرحوم حسين توفيق در اشعار و بحر طويل‌هاي خود از اسامي مستعار: «بوقلمون»، «غاز»، «شونه‌بسر»، «هدهد ميرزا»، «تربچه نقلي»، «گشنيز خانم» و... شايد «ملندر» استفاده كرده است.

شادروان حسين توفيق در انتشار توفيق مكرر با سختگيري‌هاي عوامل دولتي كه مزاجشان با انتقاد و شوخي سازگار نبود، مواجه شد؛ به طوري كه اين سختگيري‌ها بارها به توقيف روزنامه و زنداني شدن خودش انجاميد و در اثر همين ناملايمات سرانجام در شب دوشنبه 29 بهمن ماه 1318 رخت به سراي باقي كشيد و ادامه انتشار روزنامه به دست خواهرزادگان او انجام گرفت و روزنامه توفيق تا سال 1350 به صورت هفتگي، ماهنامه و سالنامه انتشار يافت.

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2008%5C08%5C08-28%5C11-16-22.htm&storytitle=%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86%20%D8%AA%D9%88%D9%81%D9%8A%D9%82

+ نوشته شده در  87/06/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

هادي خرسندي‌

هادي خرسندي‌، فرزند احمد خرسندي در سال 1322 (اول مرداد) در فريمان متولد شد. دروس اوليه را در زادگاه خود به پايان رساند. در دبيرستان ذوقي تهران سال 1335 ـ 1340 درس خواند سپس در دبيرستان ابومسلم ادامه داد (1341 ـ 1342) و در پنجم طبيعي‌، تحصيل را خاتمه داد. مدتي زبان انگليسي را پي گرفت ولي آن را هم نيمه‌تمام گذاشت‌.
وي كار مطبوعاتي و نويسندگي را از سال 1340، در سن هجده سالگي آغاز نمود و در مطبوعات مختلف مقاله نوشت‌. مطبوعاتي كه در آن مقاله و طنز مي‌نوشت عبارتند از:
توفيق‌، تهران مصور، كاريكاتور، جلب سياحان‌، اطلاعات و جهانگردي‌، روزنامه اطلاعات‌. وي در سال 1344 به عضويت سنديكاي نويسندگان و روزنامه‌نگاران و خبرنگاران درآمد و در سال 1354 سفري به امريكا داشت و سپس مدتي در لندن ماند.
وي دو برادر به نامهاي «منصور» و كمال‌الدين داشت كه اولي تكنسين برق و دومي رئيس كارگزيني شركت شيميكو بودند.
هادي بيش از هفت سال نداشت كه پدرش درگذشت (1329) و او برادر بزرگ خانواده بود. او توانست در اوايل دهه 1340 به استخدام وزارت اطلاعات و جهانگردي درآيد.
خرسندي در مصاحبه‌اي با مجله سپيدوسياه كارش را اين گونه شرح مي‌دهد: كار روزنامه‌نويسي را از نشرياتي آغاز كردم كه دو نسخه آن حدود هفتصد، هشتصد خواننده داشت‌. ولي متأسفانه هر بار فقط در يك نسخه منتشر مي‌شد.
اين نشريه روزنامه ديواري دبيرستان ذوقي بود. در سال چهل و يك كه كلاس پنجم دبيرستان بودم‌ وارد روزنامه توفيق شدم و به عنوان كاريكاتوريست مشغول كار گشتم‌. منتهي به من گفتند اگر وقت كردي‌، ضمن كاريكاتور كشيدن‌، شعر هم بگو و مطلب فكاهي بنويس‌. من هم قبول كردم و بالاخره كار به آنجا كشيد كه من از بس شعر مي‌گفتم و مطلب مي‌نوشتم ديگر فرصت كاريكاتور كشيدن پيدا نكردم‌. حدود چهار سال با توفيق كار كردم كه آقايان «منوچهر محجوبي‌» و لطيفي نشريه فكاهي سياسي كشكاسه را به صورت ضميمه مجله تهران مصور منتشر مي‌كردند و من هم در آنجا مشغول كار شدم‌. حالا كاري به اين نداريم كه اين ضميمه چگونه گل كرده بود. كم‌كم بزرگتر شد و بالاخره به صورت ماهنامه سياسي مستقل درآمد و آخر هم جوانمرگ شد. بعد از تعطيلي آن در اواخر سال 1346 من كم‌وبيش همكاري خود را با مجله تهران مصور ادامه دادم‌. با باز كردن دو صفحه «پارازيت‌» شروع كردم به كار. در اواخر 1347 كه آقاي «دولو» خبر دادند كه مي‌خواهند مجله كاريكاتور را دوباره منتشر كنند، به سراغ ايشان رفتم‌، در اين فاصله مقداري كار تلويزيوني و تئاتر و غيره هم انجام دادم و با يكي دو مجله ديگر هم همكاري مي‌كردم‌. در حال حاضر با تهران مصور، كاريكاتور، و اخيراً روزنامه اطلاعات همكاري دارم‌. قبل از اين‌ها مدتي هم در كتابفروشي كار مي‌كردم‌. و مدتي هم به عنوان مصحح روزنامه اطلاعات و مجله تهران مصور و ماهنامة نگين بوده‌ام‌. هم‌اكنون هم كارمند پيماني سازمان جلب سياحان در قسمت چاپ‌، معاون منوچهر محجوبي هستم‌. ضمناً هر چند وقت يك بار با مجله سپيد و سياه مختصري همكاري دارم‌.(1)

هادي در لندن
او در سال 1357 راهي لندن شد. مي‌دانست در تهران پس از انقلاب جايي براي كار كردن ندارد. همكاري همه‌جانبه با باقي مانده دستگاه‌هاي تبليغاتي رژيم‌ پهلوي، فعاليت در فرقه ضاله بهائيت و اسائه ادب به اعتقادات مقدس مردم از علل مهم گريختن او از ايران بود.
در لندن با ستار لقايي‌، منوچهر محجوبي‌، اسماعيل نوري علاء، شكوه ميرزازادگي‌، عليرضا نوري‌زاده‌، حسن عرب‌... دوستي و همكاري دارد.
او در بدو ورود با كمك «كيهان چاپ لندن‌» از سوي دكتر مصباح‌زاده مورد حمايت قرار گرفت‌. ابتدا مجله «طاغوت‌» را منتشر نمود. بعد از چندي «اصغرآقا» را.
در كنار فعاليت مطبوعاتي چند اثر شعر، نثر در «هجو» و «طنز» انتشار داد ـ كه عمدتاً عليه مقدسات اسلامي بود. با همكاري پرويز صياد در كارهاي نمايشي و تأتر نيز فعاليت نمود. ارتباط گسترده با نويسندگان و اهل قلم «ضدانقلاب‌» در اروپا و امريكا ـ وي را به عنوان يك نويسنده سرشناس‌! و «امضاكننده اعلاميه‌» عليه جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي درآورد. به عنوان نمونه در جريان مرگ سعيدي سيرجاني در 4 مورد، با چهار تيپ از نويسندگان اعلاميه مشترك داد! آن هم با كساني چون‌، سيدمحمود طباطبائي قمي‌، محمد عاصمي‌، پرويز قاضي سعيدي‌، عليرضا نوري‌زاده‌، نادر نادرپور، نسيم خاكسار، پرويز قليچ‌خاني‌، ماشأالله آجوداني‌، علي‌اصغر حاج سيدجوادي‌، اسماعيل خويي‌، رضا مظلومان‌، منوچهر گنجي‌ و مهشيد اميرشاهي.
هادي در كنار اين گونه كارها در جلسات «شب شعر» در پاريس‌، لندن‌، واشنگتن‌، لوس‌آنجلس‌.. شركت مي‌كند. همكاري با مجله توفيق براي او توفيق شهرت را بدنبال داشت‌.


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704020564

+ نوشته شده در  87/06/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

بانو مرضیه

بانو مرضیه


دیدی که رسوا شد دلم

دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل
بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی
بر زلف او عاشق شدم
عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود
وز رشته ی گیسوی خود
بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل
بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی
بر زلف او عاشق شدم
عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود
وز رشته ی گیسوی خود
بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

در پیش بی دردان چرا
فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل
با یار صاحبدل کنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد

از گل شنیدم بوی او
مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او
در کوی جان منزل کند
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم
از فتنه ی گردون رهی
افتادم و سرگشته چون
امواج دریا شد دلم
افتادم و سرگشته چون
امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم


 


جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخنها نکته ها از انجمن ها
بشنو ای سنگ بیابان بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون

شمع خود سوزی چو من در میان انجمن گاهی اگر آهی کشد دلها بسوزد
یک چنین آتش به جان مصلحت باشد همان با عشق خود تنها شود تنها بسوزد

من یکی مجنون دیگر در پی لیلای خویشم
عاشق این شور و حال عشق بی پروای خویشم
تا به سویش ره سپارم سر ز مستی بر ندارم
من پریشان حال و دل خوش با همین دنیای خویشم

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخنها نکته ها از انجمن ها
بشنو ای سنگ بیابان بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون


مِی زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده ی رهگذرم
از خود نبوَد خبرم
ای فتنه گرم


مِی زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده ی رهگذرم
از خود نبوَد خبرم
ای فتنه گرم


شب ها سر کوی تو
آشفته چو موی تو
می آیم تا جویم
خانه به خانه
مگر از تو نشانه

میخانه به میخانه
پیمانه به پیمانه
راه تو می پویم
این می و مستی
بوَد بی تو بهانه

می سوزم، شب ها با شمع رخ تو با سوز نهان
می سازم، با این آتش دل خود با کاهش جان


تشنه ای به راه سرابم
به لب رسیده جان چو حبابم
مستم و خرابم

فارغ از غمم چه نشستی
چرا دل مرا بشکستی
همچو من تو مستی

مست از باده یا از آن نگه
بر تو عاشقم یا بر روی مه

من بر تو عاشقم
بر تو عاشقم
قلب من نشد
شاد از عشق تو
داد از عشق تو

مِی زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده ی رهگذرم
از خود نبوَد خبرم
ای فتنه گرم


به رهي ديدم برگ خزان  پژمرده ز بيداد زمان
كز شاخه جدا بود

چو زگلشن روكرده نهان  در رهگذرش باد خزان
چون پيك بلا بود

اي برگ ستم ديده ي پاييزي
آخر تو ز گلشن ز چه بگريزي
روزي تو هم آغوش گلي بودي
دلداده و مدهوش گلي بودي

اي عاشق شيدا دلداده ي رسوا
گويمت چرا فسرده ام
در گل نه صفايي باشد نه وفايي
جز ستم ز وی نبرده ام

آه بار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گلِ گلشن و زیب چمن

رفت آن گل من از دست
با خار و خسي پيوست
من ماندم و صد خار ستم
وين پيكر بي جان


ای تازه گلِ گلشن 
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی 
پژمرده و لرزان

+ نوشته شده در  87/05/30ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

زندگینامه اکبر اعلمی

 

بیان جزئیات زندگی و ورود به حریم خصوصی خود و خانواده ام سه هدف عمده را تعقیب می کند...

http://www.akbaralami.com/content/view/135/64/

+ نوشته شده در  87/05/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

نکو کرداران مدرسه ساز

آقاي حاج حسينعلي محبوبي 

مدرسه سه طبقه دخترانه وسالن سرپوشیده ورزشی و ساختمان تجاری ، اداري - شهرآران وبیدگل

آقاي محمود جمالي

مدرسه شهداي ابوزيدآباد

آقاي محمد مهدوي

آموزشگاه قمربني هاشم روستاي كاغذي ابوزيدآباد

آقای سيدعباس سبزپوشان

مدرسه راهنمائي زنده يادسبزپوشان حسين آباد بخش كويرات 

http://madan345.blogfa.com/
+ نوشته شده در  87/05/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تجلیل از البرادعی

البرادعی: در صورت حمله به ایران استعفا می کنم.

محمد البرادعی در ۸ اكتبر ۲۰۰۵  برای سومین بار در سمت دبیر كلی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ابقا شد. وی اصلی ترین اهداف دوره سوم دبیركلی خود را عادی سازی كارها در عراق، بازگرداندن كره شمالی به پیمان عدم گسترش سلاحهای هسته‌ای (ان پی تی)، و شفافیت برنامه هسته‌ای ایران عنوان كرد. دولت جرج بوش در گذشته و پس از اختلاف نظر با محمد البرادعی در مورد نحوه برخورد با ایران و عراق خواستار كناره گیری وی در پایان دومین دوره خدمتش شده بود.
آمریكا تنها كشوری بود كه با ادامه ریاست وی بر آژانس اتمی سازمان ملل مخالفت می‌كرد، اما در پی دیدار البرادعی و كاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریكا در واشنگتن، واشنگتن به ادامه ریاست وی رای مثبت داد. البرادعی ۶۳ ساله اولین ‌بار در دسامبر ۱۹۹۷ به ریاست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رسید.
او هفدهم ژوئن ۱۹۴۲ در خانواده‌ای‌ متوسط‌ در قاهره، پایتخت مصر بدنیا آمد. پدرش مصطفی ‌البرادعی وكیلی متبحر بود. البرادعی در سال ۱۹۶۲از دانشكده حقوق دانشگاه قاهره موفق به اخذ لیسانس شد، دو سال بعد به خدمت وزارت امور خارجه مصر درآمد و به عضویت هیات نمایندگی این كشور در سازمان ملل‌متحد منصوب شد. عزیمت او به ایالات‌متحده فرصتی شد تا با پشت سرگذاشتن دوره تحصیلات تكمیلی در مدرسه حقوق دانشگاه‌ ایالتی ‌نیویورك در سال ۱۹۷۴ موفق به كسب درجه دكترای حقوق بین‌الملل شود. آشنایی البرادعی با آژانس از زمانی آغاز شد كه دوبار از سوی وزارت امور خارجه ‌مصر ماموریت یافت به عنوان نماینده حقوقی و كنترل تسلیحاتی مصر در سازمان ملل ‌متحد در نیویورك و ژنو خدمت كند. وی طی یك دوره چهارساله حدفاصل سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ دستیار ارشد وزیرخارجه مصر شد اما آغاز به كار او در سازمان‌ ملل بر فعالیتش در وزارت‌ خارجه این كشور نقطه پایان نهاد. همكاری البرادعی با نهادهای وابسته به سازمان‌ملل‌متحد با پذیرفتن مسوولیت برنامه‌ حقوق‌ بین‌الملل انستیتو تحقیقات‌وآموزش ملل‌متحد (UNITR) در سال ۱۹۸۰ آغاز شد. این همكاری رهگشای افزایش همكاری‌های او با این سازمان شد. در سال ۱۹۸۴ به عضویت دبیرخانه آژانس‌بین‌المللی‌انرژی اتمی درآمد. مهمترین سمت‌های او پیش از آن كه در سال ۱۹۹۳ به عنوان دستیار دبیركل‌آژانس در امور روابط‌ خارجی منصوب شود، مشاورحقوقی آژانس بوده است. مقارن با عضویت در دبیرخانه آژانس وی حد فاصل سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۷ استادیار رشته حقوق‌بین‌المللی مدرسه حقوق دانشگاه ایالتی نیویورك بود. البرادعی چهارمین دبیركل آژانس بین‌المللی انرژی‌ اتمی است. اترلنیگ‌كول، دانشمند آمریكایی حد فاصل ۱۹۷۵ تا ۱۹۶۱ به دبیركلی آژانس رسید. بعد از او زیگوار داكلوند، دانشمند برجسته سوئدی دومین دبیركل آژانس بود كه برای پنج دوره‌ متوالی از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۱ كرسی ریاست آژانس را به خود اختصاص داد. سپس نوبت به هانس‌بلیكس هموطن او رسید كه چهار دوره از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۷ ریاست این نهاد را بر عهده داشت.
بلیكس علاوه بر ریاست آژانس حد فاصل مارس ۲۰۰۲ تا ژوئن ۲۰۰۳ ریاست كمیسیون تحقیق‌ و نظارت سازمان ‌ملل ‌متحد را برعهده داشت. مدتی نیز مدیر تیم بازرسان تسلیحاتی عراق بود. عملكرد وی در این تیم موجب شد شایعات زیادی در مورد ارتباط او با آمریكایی‌ها و ارایه گزارشهای مغرضانه آژانس در مورد برنامه هسته‌ای عراق كه توسط او تهیه می‌شد بر سرزبان‌ها افتد. حادثه یازدهم‌ سپتامبر اگر چه موجب شد تحولات عمیقی در دنیا به وقوع بپیوندد و چهره‌های جنجال‌آفرینی چون ملامحمدعمر، رهبر طالبان و صدام‌حسین، دیكتاتور پیشین عراق از صحنه سیاست جهان محو شوند اما این امر برای البرادعی دوره‌ای طلایی بود. البرادعی سالهاست به وین نقل مكان كرده است. او با ایدا الكاچف، معلمی كه سابقا آموزشیار مهد كودك بود و اكنون در مدرسه بین‌المللی وین به تدریس اشتغال دارد، ازدواج كرده است.
لیلا دختر آنها وكیل است و مصطفی تنها پسرشان مهندس است كه به همراه خواهرش در لندن اقامت دارد.
+ نوشته شده در  87/04/01ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

خبری از تابناک

به گزارش ابنا، «شبانه رحمان»، نويسنده و بازيگر زن پاکستاني‌الاصل فيلم‌هاي کمدي، در حين برگزاري يك مراسم با گرفتن قرآن در يک دست و شعله آتش در دست ديگر، از بينندگان مراسم خواست تا هر جا قرآن يافتند آن را به آتش بکشند.

وي با خطرناک توصيف کردن تعاليم قرآن تاکيد کرد: «بايد هر زمان و در هر کجا قرآن را يافتيم آن را به آتش بکشيم و نبايد از پيامدهاي آن ترسيد».

البته اين بازيگر جرأت نيافت تا قرآن را در مقابل حاضران در برنامه به آتش بکشد اما وي چندي پيش در تئاتري توهين‌آميز به مسلمانان و مقدسات آنها حمله کرده و آنها را به سخره گرفته بود.

شبانه رحمان متولد سال 1976 در شهر کراچي است. او يک ساله بود که همراه با پدرش که به عنوان آشپز در نروژ شغلي پيدا کرده بود، به آن کشور رفت. شبانه سپس با يک مرد غيرمسلمان نروژي ازدواج کرد و اينك فعاليتش را بر شکستن هنجارها و سنت‌ها و ايجاد بي‌بندوباري بيشتر متمركز نموده است. اين بازيگر هتاك از سال 2006 ميلادي وارد مؤسسه کمدي نيويورک گرديده است.

کوف بر تو حلقت بیفته!مرده شور بشوردد .خال بر گرمت بیفته !

Shabana Rahman

+ نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

فرزند مرحوم حاج سید عباس گلابچی نوشته است :

آنچه از مرحوم پدرم ( حاج سيد عباس گلابچی ) میدانم :
مرحوم حاج سید عباس گلابچی فرزند اصیل كاشان و از محله پشت مشهد و از سادات معتبر كاشان بوده است. نسبت او بعد از سی و سه پشت به حضرت سید الشهدا میرسد . ايشان در سال 1288 شمسی در منطقه پشت مشهد محله ای به نام باغچه شاهی به دنیا آمد . پدر وی آقا سيد حسين از كسبه بازار كاشان و مادرشان محترم خانم بوده است دوران كودكی مرحوم پدر مصادف با قحطی و جنگ ستيز نائب حسين خان و ماشاا.. خان سردار بود كه به مناسبتهای مختلف برايمان تعريف مينمود .
مرحوم پدر دو خواهر و دو برادر يكی به نام سيد احمد گيوه چی و دیگری به نام دكتر سید امیر باقر هنربخش داشت . حاج سید احمد در اثر عارضه قلبی بسرای باقی شتافت و دكتر هنر بخش پزشك و استاد بیماریهای قلبی دانشگاه تهران بوده و در قید حیات هستند. آنطور كه پدر تعریف می كرد امكان تحصیل بيش از چند كلاس را نيافت و سراسر عمر و نوجوانی را بكار مشغول بود و در سنین 18 تا 25 سالگی با مختصر اندوخته عازم تهران میشود .
حجره كوچكی اجاره میكند در بازار سرای حاج محمد علی روزها در حجره و شبها در اطاقك بالای حجره روزگار میگذراند . پس از 10سال تلاش تا اندازه ای در كسب و كار موفق میشود و مادر و دو برادر ايشان نزد وی آمده و با او زندگی میكنند . ايشان با خاندان توتونچيان وصلت نموده كه حاصل آن چهار فرزند ميباشد . از خصوصيات بارز مرحوم پدر نجابت و تقوی ، بسیار صبور ، بطوریكه گاهی اوقات صبوری وی برای ما غير قابل تحمل بود . پدرمان بسيار عاشق شهر خود كاشان بود در حدود سال 1332 اولين غسالخانه كاشان را بنا نهاد تا قبل از آن مردم اموات را يا در خانه يا قنوات می شستند كه در هر حال وضع خوشايندی از نظر بهداشتی و عاطفی نداشت و درسال 1350 در محله پشت مشهد جنب مدرسه علمیه حضرت آيت ا.. يثربی اقدام به ساخت پلی كلينيك كاشان نمود .
سپس اقدام به احداث گورستان عمومی برای كاشان نمودند كه سال 1358مورد بهره برداری قرار گرفت . در سال 1368 يك باب مدرسه در شهرك انقلاب تاسيس نمودند. ايشان جهت انجام معاينات پزشكی در سال 1372 به آمريكا سفر كردند كه دچار عارضه قلبی شده و دعوت حق را لبيك گفتند بر حسب وصيت ، ايشان را در دارالسلام گلابچی كاشان به خاك سپردند مرحوم پدر در آرزوی احداث یك مركز درمانی و خدماتی در كاشان بودند كه ما نیز (فرزندان) تصمیم به احداث مجتمع سالمندان و معلولین گلابچی نمودیم سال1376 احداث و در سال 1378 مورد بهره برداری قرار گرفت اين بنا با توجه به معماری نوين و متناسب با منطقه كوير در زمينی به وسعت 40 هكتار احداث شده است .در مهرماه 1379 مصادف با ولادت حضرت علی (ع) اين مركز افتتاح و به صورت هيئت امنايی اداره میشود در پايان جا دارد از كليه هموطنان خصوصا همشهريان عزيز كاشان دعوت نمايم كه با حضور خود از اين مجتمع حمايت كنند و شيفتگان خدمت را ياری دهند و با مشاركت خود اين مجموعه را پر بار تر نمايند . از پرسنل اين مركز كه صميمانه زحمت می كشند و از بذل هيچگونه محبت و فداكاری كوتاهی ننموده اند نهايت احترام و سپاسگزاری را داریم و برای همگی اجر جزیل و بركات فرآوان آرزومندیم .

http://www.salmandan-golabchi.com/home.asp

+ نوشته شده در  87/02/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آيت الله سيد محمد طاهري خرم آبادي امروز بر اثر عارضه مغزي در گذشت.

آخرین خبر قبل از وفات1387/01/20

خبرگزاري دانشجويان ايران - خرم‌آباد
سرويس: سياسي

باهدف پاسخگويي به سوالات دانشجويان در رابطه بامباحث اعتقادي وديني، گفتمان‌هاي ديني باعنوان حلقه‌هاي معرفت دردانشگاه علوم پزشکي لرستان برگزارمي‌شود.

مسوول نهادنمايندگي مقام معظم رهبري دردانشگاه علوم پزشکي لرستان با اعلام اين مطلب به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: اين گفتمان‌هاي ديني به صورت بحث‌هاي دوطرفه دانشجويان بااساتيد برگزارمي شود .

حجت‌الاسلام سيد محمد طاهري خرم آبادي با اشاره به اينکه درهر جلسه اين گفتمان‌هاي ديني 45نفرازدانشجويان شرکت خواهند داشت افزود: اين جلسات هر پنج‌شنبه در محل معاونت آموزشي دانشگاه علوم پزشکي لرستان برگزارخواهد شد.

وي برگزاري جشن روز پرستار با حضور دانشجويان پرستاري اين دانشگاه وجمعي ازپرستاران بيمارستانهاي استان وهمچنين برگزاري جشنواره شهيد مطهري همزمان با سالروز شهادت استاد مطهري را از ديگر برنامه هاي اين نهاد طي روزهاي آينده برشمرد و گفت : بازديد مسوولان دانشگاه از خوابگاههاي دانشجويي، برگزاري جلسات پرسش وپاسخ دانشجويان با مسوولين دانشگاه وهمچنين برگزاري دعاي کميل ، ندبه و زيارت عاشورا در سطح خوابگاههاي دانشجويي از ديگر برنامه هاي است که توسط اين نهاد برگزارمي شود.

+ نوشته شده در  87/02/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسماعيل داورفر

همین چند شب پیش بود که استاد ایرج پزشکزاد نویسنده ی کتاب دايي جان ناپلئون با صدای آمریکا مصاحبه داشت و یادی کرد از آقای اسماعيل داورفر که در سریالی به همین نام به کارگردانی استاد تقوایی قبل از انقلاب در نقش دوستعلي در کنار زنده یادان فنی زاده و غلامحسین نقشینه بازی کرده بود . دیشب گفتند که متاسفانه جناب داورفر به دیار باقی رفته اند و از رنج زمانه خلاص شده اند . 

«اسماعيل داورفر» در سال 1311 در تهران متولد شد و فارغ التحصيل هنرستان هنرپيشگي بود.

مرحوم «داور‌فر»  در سن 76 سالگي بر اثر سرطان درگذشت. او بازي در تئاتر را از سال 1335 و همچنين بازي در سينما را از سال 1348 با فيلم «گاو» به كارگرداني «داريوش مهرجويي» شروع كرد.
از جمله كارهاي او در سينما مي‌توان به تعطيلات تابستاني (1374)، تحفه هند (1373)، روزهاي خوب زندگي (1373)، مهريه بي بي (1373)، پادزهر (1372)، عيالوار (1371)، آقاي بخشدار (1370)، زير بامهاي شهر (1368)، افسون (1367)، لنگرگاه (1367)، وكيل اول (1365)، تاتوره (1363)، سرايدار (1355)، غبار نشينها (1353)، صادق كرده (1351) و آقاي هالو اشاره كرد.

در زمينه كارهاي تلويزيوني علاوه بر دايي جان ناپلئون  نيز مي‌توان به «آژانس دوستي»، «خانه شماره 13» و «آقاي دلار» اشاره كرد.

پرویز فنی زاده در نقش مش قاسم در دايي جان ناپلئون

 

 


ایرج پزشکزاد- نویسنده


استاد ناصر تقوایی

+ نوشته شده در  87/02/15ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

غم کوچ زودهنگام دوست

با خبر شدم از نعمت دیدار دوست دیرینم جناب  حسن آقای استادیان بیدگلی متاسفانه تا زمان کوچ به دیار باقی محروم شده ام . دوستانم آقاجواد  وآقا محمد  و میثم جان خواهش میکنم من را هم در غم این مصیبت شریک بدانید.روحش شاد یادش جاودان.

+ نوشته شده در  87/02/07ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

قبل و بعد از 24 اسفند

 
- اصغرگرانمايه پور فرزند عباس 44762 راي 
2- دكترمحمد زارع جوشقاني فرزند تقي 27666 راي
3- حسن فدايي فرزند علي 17160راي
4 - ابراهيم تفرشي فرزند تقي 14464راي
5- مجتبي شريعتي نياسر فرزند آقامهدي 7395 راي
6 - رمضانعلي آقابيگي آراني فرزند حسين 2377 راي
7 - احسان رجب زاده فرزند غلامعلي 1693 راي
8 - مهدي شادنوش فرزند نصرت اله 1224 راي
9 - محمد متوسلي آراني فرزند حبيب 1005 راي
10 - حسين ناظم الريا فرزند آقاجواد 1004 راي
11 - بهروز ستاري فرزند اسفنديار850 راي
12 - محمدرضا فيرروزيان فرزند احمد 507 راي
13 - عليرضا شعوري بيدگلي فرزند غلامرضا 493 راي
14 - محمدرضا مبيني بيدگلي فرزند محمد كاظم 481 راي
15 - محمد حسن احمدي راد فرزند 461 راي
16 - علي اكبرشاهميري برزكي فرزند حسين 410 راي
17 - علي هراتي فرزند هدايت 367 راي
18 - عبدالرضا كوه پيما وني فرزند محمد 338 راي
19 - رحمت اله علي اكبري فرزند احمد 314 راي
20 - جواد اصولي فرزند ابوالقاسم 261 راي
21 - ابوالفضل متين پور فرزند جواد 188 راي
۱‬رمضانعلي آقابيگي آراني فرزند حسين
‪ - ۲‬رضا آقا ظهيري كاشاني فرزند محمد
‪ - ۳‬محمد حسن احمدي راد فرزند حسين
‪ - ۴‬جواد اصولي فرزند ابوالقاسم
‪ - ۵‬علي اكبر ايماني فرزند ناصر
‪ - ۶‬ابراهيم تفرشي فرزند تقي
‪ - ۷‬احسان رجب زاده فرزند غلامعلي
‪ - ۸‬محمد زراع جوشقاني فرزند تقي
- ۹‬بهروز ستاري فرزند اسفنديار
 ‪ - ۱۰‬مهدي شاد نوش فرزند نصرت‌الله
‪ - ۱۱‬علي اكبر شاهميري برزكي فرزند حسين
‪ - ۱۲‬مجتبي شريعتي نياسر فرزند آقا مهدي
‪ - ۱۳‬عليرضا شعوري بيدگلي فرزند غلامرضا
‪ - ۱۴‬رحمت اله علي‌اكبري فرزند احمد
‪ - ۱۵‬حسن فدايي فرزند علي
‪ - ۱۶‬محمد رضا فيروزيان فرزند احمد
‪ - ۱۷‬عبدالرضا كوه پيماوني فرزند محمد
‪ - ۱۸‬اصغر گرانمايه‌پور فرزند عباس
‪ - ۱۹‬محمدرضا مبيني بيدگلي فرزند محمد كاظم
‪ - ۲۰‬محمد متوسل آراني فرزند حبيب
- ۲۱‬ابوالفضل متين پور فرزند جواد
‪ - ۲۲‬مهدي مدني فرزند رضا
‪ - ۲۳‬ماشاالله مهمان نواز فرزند نعمت‌الله
‪ - ۲۴‬حسين ناظم‌الرعايا فرزند آقا جواد
‪ - ۲۵‬علي هراتي فرزند هدايت

+ نوشته شده در  86/12/26ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

تغییر در سیاست و ورزش دو همسایه

 

 

 

 

 

Dmitry Medvedev

دمیتری مدودیف
 رییس جمهور جدید روسیه 

علی دايي سرمربي جدید تيم ملي فوتبال جمهوری اسلامی ایران

+ نوشته شده در  86/12/14ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

دکتر حسن روحانی

دکتر حسن روحانی

 در 21 آبان ماه 1327 در سرخه سمنان دیده به جهان گشود. تحصیلات حوزوی سطح و خارج را در حوزه علمیّه قم گذراند. درس خارج فقه و اصول فقه را در محضر اساتید بزرگ و مراجع عظام به ویژه آیه ...‏العظمی محقّق داماد، آیه ...‏العظمی  شیخ مرتضی حائری و آیه ...‏العظمی  سیّد محمد رضا گلپایگانی(ره) تلمّذ نموده. در دوره سطح عالی نیز از محضر اساتید بزرگی هم‏چون مرحوم آیه ...‏العظمی  سلطانی طباطبائی، آیه ...‏العظمی  فاضل لنکرانی و آیه ...‏العظمی  شیخ محمد شاه آبادی استفاده نموده. در کنار درس‏های حوزوی به تحصیلات علوم جدید نیز همّت گماشته و موفّق به اخذ لیسانس حقوق از دانشگاه تهران شد. آن‏گاه برای ادامه تحصیلات جدید به انگلستان رفته و در آن‏جا موفّق به اخذ درجه دکترای (P.h.D) حقوق از دانشگاه گلاسکو گردید.وی در طول مدّت عمرش در حوزه وغیر آن، از مکتب فکری عالمان فرزانه‏ای بهره ‏گرفته که سیاست اسلامی را مبنای استقلال، آزادی و حکومتی اسلامی - مردمی در ایران می‏دیدند، انسان‏های والایی چون امام خمینی، آیه...شهید مطهّری و آآیه ...‏ شهید دکتر بهشتی.

‌● فعّالیّت سیاسی پیش از انقلاب از زبا خودش
از شروع مبارزات انقلاب اسلامی در سال 1341شمسی با پخش اعلامیّه مراجع عالی‏قدر، مبارزات خود را آغاز نموده و سپس با سخنرانی‏های فراوان در سراسر کشور در جهت آگاهی بیش‏تر مردم کوشیدم. اوّلین بار در سال 1343شمسی دستگیر شدم و در طول مبارزه بارها دستگیر و ممنوع‏المنبر گردیدم. برای اوّلین بار لقب زیبای «امام» را برای رهبر کبیر انقلاب و بنیان‏گذار جمهوری اسلامی ایران امام‏راحل(ره) در آبان ماه 1356 به ملت ایران پیشنهاد نمودم که مورد استقبال مردم قرار گرفت.

● مسئولیّت‏های بعد از انقلاب از زبان خودش
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیّت‏های فراوانی را بر عهده گرفتم. در پنج دوره قانون‏گذاری به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی و در دوره اوّل و دوم به عنوان رئیس کمیسیون دفاع و در دوره چهارم و پنجم به عنوان رئیس کمیسیون سیاست خارجی و نایب رئیس اوّل مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه نمودم و هم‏زمان از سال 1362 تا 1364شمسی، در سمت معاونت فرماندهی جنگ و از سال 1364 تا سال 1367 شمسی در سمت ریاست ستاد قرارگاه مرکزی خاتم‏الانبیاء(ص)، مسئولیّت‏های متعدّدی را در دوران دفاع مقدّس بر عهده داشتم.

پس از بازنگری قانون‏اساسی جمهوری اسلامی ایران و تشکیل نهاد شورای‏عالی امنیّت ملّی تاکنون، در سمت نمایندگی مقام معظّم رهبری و دبیر این شورا انجام وظیفه می‏نمایم.

این‏جانب هم‏چنین از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس کمیسیون سیاسی، دفاعی امنیّتی این مجمع می‏باشم.
در انتخابات میان‏دوره‏ای سومین دوره مجلس خبرگان رهبری در 29 بهمن‏1378 از حوزه انتخابیه استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری انتخاب گردیدم.
در طول سال‏های 75 - 1372شمسی، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک را که صدها شخصیّت فرهیخته و روشن‏فکر از حوزه و دانشگاه بااین مرکز همکاری می‏کردند، به عهده داشتم.

● تألیفات
این‏جانب دارای تألیفاتی هستم که به شرح زیر نام برده می‏شوند:

الف) آثار فارسی
1.انقلاب اسلامی ریشه‏ها و چالشها
2.نقش امامت در مبارزات اجتماعی
3.نقش هجرت و جهاد در نهضت‏های اسلامی؛

ب) آثار عربی
4.تقریرات درس فقه مرحوم محقّق داماد(مبحث صلات)
5.تقریرات درس اصول مرحوم حائری (مبحث اصول علمیّه)؛

ج) آثار انگلیسی
6.سیر قانونگذاری در ایران و پویایی قوانین اسلامی.

http://www.aftab.ir/discussion/topic.php?id=345
+ نوشته شده در  86/12/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

اسامي - محل تولد- و سن مراجع محترم تقليد

 -

 اسامي - محل تولد- و سن مراجع محترم تقليد

 

 

 

 

نام و نام خانوادگي

محل تولد

تاريخ تولد

سن

آية اللّه شيخ محمد تقى بهجت فومنى

فومن

1334 ق

95

آيت اللّه شيخ لطف‏اللّه صافى

گلپايگان

1337 هـ.ق،

92

آية الله سيد محمد حسينى شاهرودى

نجف اشرف

1344 هجرى قمرى

85

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

شيراز

1345 هجرى قمرى

84

آيت ا… العظمي نوري همداني

همدان

1304 شمسي

83

آيت ا...‏ موسوى اردبيلى

اردبيل

1304 ه ش

83

آیت الله سید علی حسینی سیستانی

مشهد

1349 هـ . ق

80

آيت الله ميرزا جواد غروی علياری

تبریز

1313 هجری شمسی

74

آية الله شيخ يوسف صانعى

نيك آباد اصفهان

1316 ش،

71

آيت الله سيد على خامنه اى

مشهد

1318 شمسي

69

آيت الله سيد محمد تقى مدرسى

كربلاى مقدس

1945 ميلادى

63

+ نوشته شده در  86/12/08ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

حاج حسين عمويي انسان خوش اخلاقي بود .

uuuuuuuuuuuu

uمرحوم حاج حسين عموييu

uuuuuuuuuuuu

حاجی حسین عمويي و حاج محمد تقی حقیقیان در سال 57 از کارمندان جوان مخابرات بودند و در ساختمان کارخانه ی حاجی ستاری روبروی مسجد محقق که آن زمان مخابرات اجاره کرده بود شاغل و همکار بودند . روز 21 بهمن 57 در تسخیر پادگانهای تهران شرکت کرده بودند و سپس به خانه ی من که دانشجو بودم آمدند و با خود یک جعبه فشنگ ژ3 آورده بودند ولی گویا به دلايلي سختشان بود که آن را به آران و بیدگل ببرند .من گفتم : برایتان می آورم . آنها رفتند و فردایش من مثل یک جعبه ی شیرینی 2 کیلویی آن را داخل پارچه ای گذاشتم و گره زدم و جعبه به دست و خیلی خونسرد پیاده از میدان امام حسین به خیابان مولوی ( ترمینال هنوز نبود )رفتم . در گاراژ اتوبوسی آماده ی حرکت بود . رفتم بالا و جعبه را در وسط اتوبوس در محل بار بالای سر یک مسافر قرار دادم و خودم رفتم صندلی آخر نشستم و با آقای اکبر عرفان پسر دائیم که تصادفا آ نجا بود مشغول صحبت شدیم و هیچ در مورد جعبه صحبتی نکردم .از جاده قدیم تهران - قم به ورودی قم رسیدیم چند جوان انقلابی آمدند بالا و گفتند سلاح و مهمات هرچه دارید تحویل بدهید و چند بار از جلو جعبه رد شدند و لی به آن مشکوک نشدند و فقط زیر صندلی ها را نگاه کردند و رفتند . خلاصه گلوله ها به خانه ی ما رسید . فردایش آقای عمویی آمدند درب خانه و گفتند : آوردی ؟ گفتم : بله . گفت : ما آموزش تیراندازی داریم لطفا گلوله ها را بیاور . با اجازه اش چند دانه را به عنوان یادگار نگاه داشتم و بقیه را به او تحویل دادم .بعدا به تدریج باروت های گلوله ها را خارج کرده و آتش زدم و پوکه ها هم بازیچه ی بچه ها شد .


سوره حمد 

 به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سپاس خداوند را که پروردگار جهانيان است

خدای رحمان مهربان

دادار روز جزا

تنها تو را میپرستيم و تنها از تو ياری می خواهيم

ما را بر راه راست استوار بدار

راه کسانی که آنان را نواخته ای ، آنان نه که از نظر انداخته ای و نه گمراهان

از قرآن کريم ترجمه ی استاد بهاءالدين خرمشاهی

+ نوشته شده در  86/12/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

هر دم از این باغ بری میرود - خوبتر از خوبتری میرود

مرحوم محمدرضا توسلی

+ نوشته شده در  86/11/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

یاران دبستانی من

 

 شش سالی که در دبستان صباحی گذشت همکلاسی هایی داشتم که خیلی به یادشون هستم و دلم میخواد بدانم کجا هستند و چه میکنند ، اسماشونا اینجا مینویسم اگر دوستان میشناسند ممنون میشوم خبری از آنها به من بدهند.بعضی را هم خبر دارم که مینویسم شاید برای شما هم جالب باشد .این دوستان حدودا ۵۰ ساله هستند .

1

ابراهیم زاده( باغ علوی )

2

ابوالفضل ابن رحیم

متاسفانه  فوت نموده اند.به خانواده ی محترمش تسلیت عرض مینمايم.S 

3

ابوالفضل فرزانگان ( برادر مسعود )

میدانم خوزستان هستند ولی سالهاست او را ندیده ام .

4

احمد احمدی

5

احمد اهلی

دوست خوب من .کامیون دارند.

6

احمد حاجی زاده

7

احمد صلواتی

هم محله ایم ولی خیلی وقت است که ندیدمش.

8

اسدالله اصیلیان

9

اسماعیل روحانی

متاسفانه  فوت نموده اند.به خانواده ی محترمش تسلیت عرض مینمايم.S 

10

امیر هوشنگ فائضی

سالهاست او را ندیده ام .

11

بهمنی

12

جلال داد خواه

وای که آقای دادگر چه نفرین هایی نثارش میکرد .سه راه فاطمیه بیدگل صاحب سوپر لبنیات فجر 

13

جواد حقیقیان

متاسفانه تازگی فوت نموده اند.به خانواده ی محترمش تسلیت عرض مینمايم.S 

14

حامدآبادي

15

حسن ( ماشاالله ) حاجی جعفری

خیلی رفیق بودیم - گاهی که برادرم را میبیند احوال من را میپرسد ولی سالهاست او را ندیده ام .

16

حسن حسنی

مهند س کشاورزی شاغل دراداره کشاورزی کاشان-با تشکر از آقای عموزاده - آقای بنی هاشمی : علی عباس حسنی

17

حسن طاهایی

گاهی ایشان را میبینم .خیلی دوستش دارم .

18

حسین شفیعی

داماد مرحوم علی محمد قهاری-بسیار باهوش - سالهاست او را ندیده ام .

19

حسین عبداللهی

از خانواده ای کشاورز بود و نان خانگی هایش را میخوردم .راننده اتوبوس - ساکن کاشان

20

حسین یا احمد مقری

در کارخانه برق بیدگل ساندویچ وپیتزافروشی دارد ؟ دوستي ديگر : در قم زندگي ميكند.

21

حسینی ( مختص آباد )

22

دهقانی

23

رضا فاضل

ایشان را میبینم .

24

روحانی

شهید- به خانواده ی محترمش تبریک و تسلیت عرض مینمايم.S 

25

زین العابدینی( باغ علوی )

26

سید جعفر سجادی

شنیده ام در قم سکونت دارد .

27

سید عباس بنی هاشمی

روحانی هستند و همدیگر را میبینیم .دو فرزند گل دارد .

28

سید عباس پردل

29

سید علی بنی طبا

 فرهنگی - امسال بازنشسته می شود-

30

سید مصطفی بنی طبا

پزشک هستند و یکی دوبار در زاهدان ایشان را دیدم .اکنون گویا در کرج و تهران هستند .

31

سیدی ( مختص آباد )

دوتا برادر بودند .

32

شمس الله حامد آبادی

آقای بنی هاشمی گفتند محمد و عباس حامد آبادی 

33

عباس اصیلیان

شهید- به خانواده ی محترمش تبریک و تسلیت عرض مینمايم.S 

34

عباس جلوداریان

گاهی ایشان را میبینم

35

عباس حاجی حسینی

گویا خارج از کشور است .

36

عباس روحانی ( فرزند حجه اسلام آقای اسدالله روحانی )

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

37

عزیزالله لبافیان

38

علی صابری

مهندس شیمی - کارخانه دار - خیلی دوستش داشتم و رقیب درسی هم بودیم - سال سوم که دبستان کاشانچی افتتاح شد دبستانمان جدا شد . ایشان را میبینم .

39

عیسی احمدی

شاغل در آموزش وپرورش وساکن کاشان 

40

غضنفر عبدالمجیدی

کنار میدان ورودی شازده هادی نانوایی دارد .

41

ماشاالله روحانی ( برادر امام جمعه )

42

ماشاالله شمالی

43

ماشاالله کیوانی

یتیمی که پدر و مادرش را از دست داده بود و نزد مادر بزرگش زندگی میکرد .

44

مجدالدین برخوردار

بازنشسته ی مخابرات

45

محمد افکانه ( باهنر )

در قم زندگی میکند یکسال پیش لطف کردند  و به محل کارم تشریف آوردند .دبیر فیزیک میباشند .

46

محمد شاطریان

گاهی ایشان را میبینم .

47

محمد فلاح نیا ( آژغ)

بسیار باهوش-سالهاست او را ندیده ام .

48

مرتضی کریمشاهی

حدود یکماه پیش ایشان را زیارت کردم .

49

مقنی باشی

50

مهدی مجیدی

51

مهدی مریخی

پدرش معروف به دولت بود .

52

میر حسینی

53

ناصر ابلوجی

54

ناصر حاجی زاده

گویا در بهداری شاغل است . گاهی او را میبینم .

55

ناصر طحان

خواهر زاده ی  شهید شمس آبادی-  متاسفانه تازگی فوت نموده اند.به خانواده ی محترمش تسلیت عرض مینمايم.S 

56

نصرالله کمباف

گاهی دیده ام ایشان را .

  ۵۷-عبدالرحیم حاجی جعفری ۵۸ - محمد آقایی ۵۹ - علی محمد حفیظیان ۶۰ - عباسعلی متولی ۶۱ - مرتضی متولی  ۶۲ - محمدرضایی ۶۳ - آکسته ۶۴ - ایوبی
+ نوشته شده در  86/11/28ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

حاج میرزا حسن رشدیه

vvvvvvvvvvvv

نام : حاج میرزا حسن رشدیه -  بنيانگذار مدارس جديد

تاریخ تولد : جمعه پنجم رمضان ۱۲۷۶ هجری قمری

محل تولد : تبریز

نام پدر : آخوند ملا مهدی تبریزی

نام مادر : سارا خانم نوه ی صادق خان شقاقی

نام یکی از فرزندان : شمس الدین رشدیه نویسنده ی کتاب سوانح عمر که زندگی نامه ی پدرش میباشد .

نام دختران :

  • شهناز موسس دبستان ستاره و کودکستان شهناز
  • جمیله موسس دبستان های عفاف و آزاده و کودکستان رشدیه

"زندگینامه حاج میرزا حسن رشدیه تبریزی" از تازه‌ترین آثار محمود حکیمی در ماه‌های اخیر به شمار می‌رود. این کتاب را هم نشر قلم چاپ کرده است.
 
 {اما در ميان همه كساني كه براي ايجاد و راه اندازي مدارس جديد در اين ديار كمر همت به ميان بسته بودند، نام حاج ميرزا حسن رشديه يادآور خاطرات تلخ و شيرين است كه به پدر مدرسه جديد در ايران ملقب است. مساله و موضوع مهمي كه بايد بدان با چشم تامل نگريست، مقابله و مخالفت بخشي از نهادهاي جامعه و مردم آن روز با راه اندازي مدارس جديد است. اساسا آموزش و پرورش نوين در ايران در آغاز، خود از سوي نهادهاي سنتي و به تبع آن از طرف شخصيت هاي ذي نفوذ مورد ترديد و چالش فراوان و شكننده قرار گرفت؛ چالش و سوءظني كه اگرچه انگاره هاي آن در اين زمان يافت نمي شود، ولي رسوبات آن همچنان بر بخش مهمي از تاريخ، فرهنگ، اجتماع و سياست و متاسفانه بر نهاد تعليم و تربيت ايران سايه سرد و تاريك افكنده است. 
     اگر امروز شاهد حضور ده ها ميليون دانش آموز دختر و پسر در كلاس هاي درس هستيم بايد بدانيم پيشگامان و پيشقراولان تعليم و تربيت مدرن براي تحقق و راه اندازي آن انواع شدائد و مصيبت ها را به جان ديدند. در حافظه تاريخي اين ملت ثبت شده است كه در يكي از حملات، مخالفان نظام آموزشي مدرن به مدرسه ميرزا حسن حمله ور شدند و با بيل و كلنگ درهاي مدرسه را كندند و با نارنجك ساختمان مدرسه را منفجر كردند، در اين هنگام، رشديه قاه قاه مي خنديد، مفخم الملك، پيشكار وليعهد رو به رشديه كرد و گفت: خانه خراب، همه به حال تو گريه مي كنند تو قاه قاه مي خندي؟ رشديه پاسخ داد:<هر يك از اين آجرپاره ها يك مدرسه خواهد شد، من به آن روز مي خندم. كاش زنده باشم و ببينم
.http://www.art-of-music.net/npview.asp?ID=1488051}

 حسن رشديه فرزند ملا مهدي تبريزي که تحصيلات را در مکتب خانه هاي قديم آموخت در 22 سالگي پيشنماز يکي از مساجد تبريز شد.  رر ميرزا حسن رشديه چون در خانواده روحاني بزرگ شده و در مکتب خانه درس خوانده بود و از آن رنج مي برد براي ادامه تحصيلات به بيروت رفت و تحت نظر معلمين فرانسوي قرار گرفت و بعد به استانبول و ايروان رفت و در آنجا مدرسه اي داير کرد و سپس به ايران آمد و اولين مدرسه را به سبک نوين در تبريز تاًسيس نمود. ولي چند بار آخوندها عليه او فتوا دادند و مدرسه اش را غارت کردند. به مشهد گريخت ولي باز به تبريز مراجعت کرد. رشديه با حمايت مظفرالدين شاه و امين الدوله توانست در تهران مدرسه تاًسيس کند ولي باز هم از فشار قشريون در امان نماند و در حرم حضرت معصومه در قم متحصن شد. ميرزاحسن رشديه پدر تعليم و تربيت نوين ايران لقب يافت و تعداد زيادي شاگرد تربيت کرد و کتابهاي درسي زيادي با الفباي نوين از او به يادگار ماند و در سال 1323 شمسی در قم درگذشت. خانواده رشديه از خدمتگذاران صديق فرهنگ  ايران شناخته شده اند.   ر

 http://www.farhangsara.com/fnamdaran_iran_rashdiyeh.htm

شادروان حاج میرزا حسن رشدیه در قبرستان حاج شیخ عبدالکریم ( حاج شیخ عبدالکریم حائری خدمات فراوانى نيز به اهالى شهر مقدس قم نمود از قبيل تاسيس چند بيمارستان، تعطيل كردن قبرستان گرد حرم مطهر و انتقال قبرستان به قبرستان نو در آن سوى رودخانه )قم به خاک سپرده شدند .

قبرستان نو قم

vvvvvvvvvvvv


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/27ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

غلامعلی حدادعادل

 

 

 

دكترغلامعلی حدادعادل

 

        •  رییس مجلس شورای اسلامی ایران
        • عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی
        • اولین رئیس مجلس شورای اسلامی که ملبس به لباس روحانیون شیعه نمیباشد.
  •  دومین رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران بود که در اواخر دوران ریاستش بر این فرهنگستان به ریاست مجلس شورای اسلامی نیز انتخاب شد.
  • دارای مدرک لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران
  • دارای مدرک فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه شیراز

  • دارای مدرک فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه بهشتی 
  • دارای مدرک دکترای فلسفه

aftab.ae/discussion/topic.php?id=127 - 86k

+ نوشته شده در  86/11/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آیت الله محمد امامی کاشانی

 آیت الله محمد امامی کاشانی:

  1.  رئیس مدرسه عالی شهید مطهری
  2.   امام جمعه موقت تهران
  3. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
  4. عضو مجلس خبرگان رهبری
  5. نویسنده ی کتاب "خط امان؛ پژوهشی در موعود ادیان"

 

 

+ نوشته شده در  86/11/16ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

همشهري خوب ما در صدا و سيما آقاي میثم آقابیگی

همشهري خوب ما در صدا و سيما آقاي میثم آقابیگی

http://www.photo-tbk.blogfa.com/post-21.aspx

+ نوشته شده در  86/11/03ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

انیسی آلوینا

     

انیسی آلوینا با نام اصلی انیسه شه منش علوی نیا از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در 28 ژانویه 1954 در پاریس به دنیا آمد . این بازیگر به خاطر ایرانی بودنش ، در دهه 50 میان سینما روهای ایرانی به محبوبیت و شهرت رسید ، چنانچه در سال 1352 صف های طولانی مقابل سینما رادیو سیتی تهران ، سینمای نمایش دهنده فیلم دوستان ( Friends  ، لوییس گیلبرت 1971 ) ، فروش این فیلم را به رکوردی میان فروش فیلم های خارجی تبدیل کرد .  موفقیت فیلم دوستان در گیشه باعث ساخت قسمت دوم آن با نام پل و میشل( 1974 ) شد . جذابیتش حتی آلن روب گریه بنیانگذار جنبش ادبی رمان نو در فرانسه را نیز به سوی خود کشاند و او را به عنوان نقش اول فیلم های سرخوردگی های پی در پی لذت ( 1974 ) و بازی با آتش ( 1975 ) انتخاب کند . البته در این فیلم ها او قدرت بازیگری اش را به رخ کشید اما به توجه بیش از اندازه به جاذبه جنسی اش در سینمای فرانسه به هرز رفت و در حد یک تیپ باقی ماند . او فیلم های با ارزشی همچون گودال های هوس ( 1972 ) ، دومین نفس ( 1978 ، ژرار بلن ) ، پوستر قرمز ( فرانک کاسنتی ، 1976 که برنده جایزه با ارزش ژان ویگو شد ) ، چنین باد ( 2000 ، ژرار بلن که برنده جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو شد ) را از خود به یادگار گذاشت .انیسه شه منش علوی نیا که با دندانپزشکی اهل فرانسه ازدواج کرده و فرزندانی از او داشت در روز دهم نوامبر 2006 در پاریس در گذشت .

http://www.deeziwood.blogfa.com/post-4.aspx

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

پروین- فروغ - سیمین - شیرین

 

پروین- فروغ - سیمین - شیرین

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

سه رئیس جمهور در یکسال

سال ۱۳۶۰ سالی که در طول آن سال ایران سه رئیس جمهور داشت.
  • بني‌صدر  روز 12 بهمن 1357 همراه با امام خميني و با هواپيماي حامل وي به تهران آمد .
  • بني‌صدر در اولين انتخابات رياست جمهوري كه در 5 بهمن 1358 و به فاصله كمتر از يك سال پس از پيروزي انقلاب برگزار شد، توانست با حدود 11 ميليون رأي ساير رقيبان خود از جمله شهيد محمد حسن آيت‌، صادق قطب‌زاده‌، دريادار مدني‌، كاظم سامي‌، صادق طباطبايي‌، داريوش فروهر و حسن حبيبي را پشت سر گذاشته و به عنوان اولين رئيس جمهور اسلامي ايران انتخاب گردد.
  • رياست جمهوري بني‌صدر رسماً از 15 بهمن 1358 كه وي در برابر امام خميني سوگند ياد كرد، آغاز شد.
     
  • رياست جمهوري بني‌صدر تنها 17 ماه به طول انجاميد. 
  •    امام خميني روز 20 خرداد 1360 طي حكمي وي‌ را از سمت فرماندهي كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بركنار کرد.
  • 10 روز پس از صدور حكم امام‌، هاشمي رفسنجاني ـ رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي‌ـ گزارش آراء نمايندگان مجلس را در مورد عزل بني‌صدر از رياست جمهوري به اطلاع امام رساند.  روز 31 خرداد 1360، لايحه عدم كفايت سياسي بني‌صدر براي ادامه منصب رياست جمهوري به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي رسيد. 
  • امام (ره) نيز در پاسخ به نامه رئيس مجلس‌،  بني‌صدر را از رياست جمهوري عزل كردند.اول تير 1360
  • عزل بني صدر اختفاء وي را به مدت 5 هفته در پي داشت. وي سپس همراه مسعود رجوي رييس سازمان مجاهدين خلق (منافقين‌)، در روز هفتم مرداد 1360 مخفيانه تهران را به قصد پاريس ترك كردند.او با يك فروند هواپيماي بوئينگ 707 به خلباني سرهنگ معزي، خلبان ويژه شاه، از كشور گريخت‌.( معزي در ديماه 1357 پس از آن كه شاه را به مصر و سپس به مراكش برد، در بازگشت از مراكش با تظاهر به جانبداري از انقلاب اسلامي، وارد كشور شد.) بني‌صدر هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد و فرار از كشور، سوار بر اتومبيل وانت و ملبس به لباس زنانه بود. 
    منبع:
    http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=55&SP=Farsi
  • معزي- قديم و جديد
  • دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از عزل بنی‌صدر جمهوری در 2 مرداد 1360 و در شرایطی كه حدود یك سال از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌گذشت برگزار شد.
  • نامزدهای اصلی این دوره محمدعلی رجایی، عباس شیبانی، ‌اكبر پرورش و حبیب‌الله عسگراولادی بودند كه از این میان محمدعلی رجایی به عنوان دومین رییس جمهور انتخاب و حكم تنفیذ وی توسط امام خمینی صادر شد.

  • دوران ریاست جمهوری رجایی تنها یك ماه دوام آورد و در روز 8 شهریور 1360 بر اثر انفجار بمب در ساختمان نخست وزیری به همراه محمدجواد باهنر به شهادت رسید.

  • پس از شهادت رجایی، بلافاصله مقدمات برگزاری انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 10/7/1360 فراهم شد. در این دوره 46 نفر داوطلب ریاست جمهوری بودند كه صلاحیت 4 نفر از آنها تایید شد. این چهار نفر عبارت بودند از: سیدعلی خامنه‌ای، اكبر پرورش، حسن غفوری‌فرد و سیدرضا زواره‌ای.

  • منتخب این دوره آیت‌الله خامنه‌ای بود كه حكم تنفیذ ایشان در تاریخ ۱۷/۷/۶۰ توسط رهبر فقید انقلاب صادر شد.

     

http://sharifnews.com/?8339

+ نوشته شده در  86/10/12ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

آنجلينا جولي»، بازيگر ضدجنگ و ضد‌بوش هاليوود

به گزارش فارس، طی یک نظر سنجي كه نتيجه آن پنجشنبه گذشته توسط خبرگزاري رويترز اعلام شد، «آنجلينا جولي»، بازيگر ضدجنگ و ضد‌بوش هاليوود به عنوان بشر دوست‌ترين هنرمند هاليوود در سال 2007 معرفي شد.

«جولي» به خاطر كارهايي كه به عنوان سفير صلح سازمان ملل و مادر خوانده چهار فرزند انجام داده، در ميان عموم مردم قابل احترام است، او همچنين در زمينه افزايش آگاه‌سازي جهانيان نسبت به درد و رنجي كه مردم آفريقا متحمل مي‌شوند، كارهاي مثمر ثمر فراواني انجام داده است.

+ نوشته شده در  86/10/11ساعت   توسط اکبر ستاری  | 

حمید عاملی

 بیدار شهر : قدیمی ترین خاطره ام از آقای حمید عاملی هنرنمایی او در داستانهای را