در شرح زنبارگی فتحعلی قاجار
حسین پژمان بختیاری در کتاب "فتحعلیشاه و هوسهایش"
اما زوجات شاهنشاه ایران فتحعلیشاه :عجب نباشد که اگر کس شماره کند ، با هزار تن راست آید....
میرزا محمد تقی لسان الملک سپهر در کتاب ناسخ التواریخ ( سلاطین قاجاریه)
(بـهـتـان ) از ريـشـه (بهت ) ، دروغى است كه به خاطر بزرگى و زشتى ، شنونده را مات و مبهوت مى سازد.
حسین پژمان بختیاری در کتاب "فتحعلیشاه و هوسهایش"
اما زوجات شاهنشاه ایران فتحعلیشاه :عجب نباشد که اگر کس شماره کند ، با هزار تن راست آید....
میرزا محمد تقی لسان الملک سپهر در کتاب ناسخ التواریخ ( سلاطین قاجاریه)
![]()
آثار:
در باره ی سه مکتوب از :
http://www.jenopari.com/article.aspx?id=571
سه مکتوب33 نامهی شاهزاده کمالالدوله است به شاهزاده جلالالدوله. شاهزاده کمالالدوله نخست اظهار پشیمانی میکند از اینکه پس از سفر انگلستان، فرانسه و آمریکا به خاک ایران آمده است. آنگاه از شاهان آرمانیی دوران کهن یاد میکند؛ از کیومرث و گشتاسب، انوشیروان، خسروپرویز.
میرزا آقاخان کرمانی معتقد است شاهان آرمانیی دوران کهن اقتدار داشتند، اما توان انحراف نداشتند، به رعیت تکبر نمیفروختند، عدل را با عظمت میآمیختند،
حاکمان امروز ایران اما، جز چپاول نمیکنند، جز دروغ نمیگویند.
میرزا آقاخان کرمانی معتقد است تباهیی سرزمین ایران از دوران حملهی اعراب آغاز میشود. میرزا آقاخان کرمانی از بیانِ هیچ واژهای برای تحقیر اعراب کوتاهی نمیکند، اما اصرار دارد که زشتیی اعراب را نباید به پای اسلام گذاشت؛
چه پیغمبر اسلام هرگز نمیخواسته است کار امت اسلام به اینجا برسد. میرزا آقاخان کرمانی آنگاه به مجتهدین دوران صفویه حمله میکند، از کشتار بابیان سخن میگوید، از درندهخوییی مردم داستانها حکایت میکند؛ از خنجرها و چهرههای خونین. مردم ایران یکدیگر را سر میبرند. ساکنان کشورهای متمدن اما، به دلیلِ حاکمیتِ عقل، انسان را دوست دارند.
سه مکتوب با گفتوگوی سوسمارالدوله، حاکمِ کرمان، با کلانتر پایان میپذیرد. سوسمارالدوله به محل حکومت خود رسیده است. باید بداند چهگونه ملت را غارت کند، گردن ملت بزند، طناب به گردن ملت بیندازد، ملت را در دهانهی توپ بگذارد. کلانتر شرایط محل را برای او تصویر میکند.
|
آقا محمد خان |
نجف |
|
فتح علی |
قم |
|
محمد |
قم |
|
ناصرالدین |
شهر ری |
|
مظفرالدین شاه |
کربلا |
|
محمدعلی |
کربلا |
|
احمد |
کربلا |
|
زبان عبری :
|
|
انجیل، سرگذشت عبرانیان را چنین بیان می کند:
*کنعان به سرزمینهایی واقع در شرق دریای مدیترانه گفته شده است. |
| همسران | فرزندان |
| مریم سوادکوهی | همدمالسلطنه |
| ملکه تاجالملوک | شمس | اشرف | محمدرضا | علیرضا |
| ملکه توران امیرسلیمانی | غلامرضا |
| ملکه عصمت دولتشاهی | عبدالرضا | احمدرضا | محمودرضا | فاطمه| حمیدرضا |

علی اکبر ناطق نوری رییس مجلس چهارم و پنجم بوده است.
نمایندگی امام خمینی در وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشور در دولت موقت محمدرضا مهدوی کنی از دیگر سمتهای او بودهاست.
همچنین او در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری مغلوب محمد خاتمی شد و قبل از اتمام شمارش آرا پیروزی وی را تبریک گفت.
در هنگام ورود امام داخل بلیزر بود و در بهشت زهرا هم در کنارش بود و از سرنشینان هلی کوپتری بود که امام را از بهشت زهرا به بیمارستان هزار تختخوابی ( امام خمینی ) برد و از آنجا باپیکانش امام و احمد آقا را به منزل اقوامشان در قلهک برد .
بخشی از خاطرات :
http://www.irdc.ir/fa/content/4959/default.aspx
هلیكوپتر ( که از بهشت زهرا و در پایان مراسم به سختی از جا کنده شده بود ) در محوطهی بیمارستان نشست. در اثر صدای هلیكوپتر تمام پزشكها و پرستارها بیرون دویدند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است. تصور میكردند درگیری و كشتاری شده و عدهای را آوردهاند. وقتی پیاده شدم پزشكان میپرسیدند: « چه اتفاقی افتاده است؟» من سریعا درخواست آمبولانس كردم. یكی از پزشكان گفت: « این جا بیمارستان است آمبولانس برای چه میخواهی؟ « گفتم : «خیر نمیشود بیمار ما این جا باشد، باید او را را ببریم.» آقایان رفتند یك برانكارد آوردند من آن را پرت كردم و گفتم: «ما آمبولانس میخواهیم، شما برانكارد میآورید؟
پزشكی به نام دكتر صدیقی گفت:« آقا من یك ماشین پژو دارم، بیاوریم ؟« گفتم:« بیاور.»
ایشان ماشین را آورد نزدیك هلیكوپتر در هلی كوپتر را كه باز كردیم تا پرستارها و پزشكان امام را دیدند همه فریاد كشیدند و با هجوم آنها بساط ما به هم ریخت.
خانمی دست امام را گرفته بود و میكشید و گریه میكرد. با زحمت خانم را جدا كردیم. امام و احمد آقا و آقای محمد طالقانی " کشتی گیر" سوار شدند و ماشین حركت كرد. من خودم را روی سقف پرت كردم و ماشین تند میرفت. گفتم:« آقا این قدر تند نروید.»
احمد آقا كه فكر میكرد جا ماندهام، گفت: «تو هستی؟!» گفتم: «پس چه؟ من كه رها نمیكنم.» راننده ماشین را نگه داشت و سوار شدم. پس از مدتی رسیدیم به بنبستی كه صبح ماشینم را پارك كرده بودم. از آقای دكتر عذرخواهی و تشكر كردیم.
امام را سوار ماشین پیكانم كردم. دیگر خودم راننده بودم و احمد آقا هم پهلوی من نشست. سه نفری در خیابانهای تهران راه افتادیم. همه جا خلوت بود، چون همه در بهشت زهرا دنبال امام بودند؛ اما امام داخل پیكان در خیابانهای خلوت تهران بود.
احمد آقا گفت:«برویم جماران». امام فرمود: «خیر»
عرض كردم: «آقا برویم منزل ما». فرمود: «خیر»
سؤال كردیم:«پس كجا برویم؟»
امام فرمود: «منزل آقای كشاورز»
من قبلا یك منبری برای این خانواده رفته بودم و معروف بود كه این ها فامیلهای امام هستند. آدرس منزل ایشان را نیز نداشتیم. فقط احمد آقا میدانست كه در جاده قدیم شمیران و خیابان اندیشه زندگی میكند. به جاده قدیم شمیران جلوی سینمای صحرا آمدیم. ماشین را كنار زدم. امام هم داخل ماشین بودند. احمد آقا دنبال آدرس منزل كشاورز رفت. بالاخره پرسان پرسان جلوی منزل آقای كشاورز در خیابان اندیشه آمدیم. احمد آقا گفت: « همین خانه است». در منزل را زدیم، پیرزنی در را باز كرد، پیرزن اصلا داشت سكته میكرد و باورش نمیشد خواب میبیند یا بیدار است و قصه چیست؟
بیدار شهر: در هنگام وفات امام او را تا بهشت زهرا مشایعت کرد و در مکان به خاکسپاری هم حضور داشت .
1. - معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی میخواهد وزیر آموزش و پرورش شود.شاید بشود.نشد.پیش بینی غلط بود.موافق: 49
2. مدیر عامل سابق صنایع مخابرات ایران میخواهد وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات شود. شاید بشود.شد
3. نماینده ی ولی فقیه و سرپرست کنونی سازمان اوقاف و امور خیریه میخواهد وزیر اطلاعات شود.بعید است بشود. شد- پیش بینی غلط بود.موافق: 194
4. دبیر کارگروه تحولات اقتصادی با حکم رئیس جمهورو رئیس کمیسیون اقتصادی دولت و عضو کمیسیون تخصصی شورای بورس میخواهد وزیر امور اقتصادی و دارایی شود.شاید بشود.شد
5. وزارت امور خارجه: منوچهر متکی شاید بشود.شد
6. عضو سابق شورای عالی نظام پزشکی کشور میخواهد وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شود.بعید است بشود.شد. پیش بینی غلط بود.موافق: 175
7. وزیر تعاون در دولت نهم میخواهد وزیر تعاون شود.شاید بشود.شد
8. معاون و قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی سابق میخواهد وزیر جهاد کشاورزی شود.شاید بشود.شد
9. وزیر راه و ترابری در دولت نهم میخواهد وزیر راه و ترابری شود.شاید بشود.شد
10. نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی دوره هفتم و هشتم میخواهد وزیر رفاه و تامین اجتماعی شود.بعید است بشود.نشد
11. وزیر صنایع در دولت نهم میخواهد وزیر صنایع و معادن شود.شاید بشود.شد
12. قائم مقام و معاون سیاسی وزیر کشوررئیس ستاد انتخابات کشور میخواهد وزیر علوم، تحقیقات و فناوری شود. شاید بشود.شد
13. رئیس دانشگاه پیام نور و قائم مقام وزیر علوم میخواهد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شود.بعید است بشود.شد
14. مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت نهم میخواهد وزیر کار و امور اجتماعی شود.بعید است بشود.پیش بینی غلط بود.موافق: 193
15. وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت نهم میخواهد وزیر کشور شود.شاید بشود.شد
16. معاون هماهنگی امور عمرانی و رئیس سازمان شهرداری ها و دهیاری های وزارت کشور میخواهد وزیر مسکن و شهرسازی شود.شاید بشود.شد
17. وزیر بازرگانی در دولت نهم میخواهد وزیر نفت بشود. بعید است بشود.شد پیش بینی غلط بود.موافق: 158
18. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی در دولت نهم میخواهد وزیرنیرو بشود.بعید است بشود.نشد
19. معاون وزیر بازرگانی در توسعه روابط اقتصادی رئیس کل سازمان توسعه تجارت ایران وزارت بازرگانی میخواهد وزیر بازرگانی بشود. شاید بشود.شد
از ۱۹ وزیر ۵ پیش بینی محقق نشد.
******
|
تاریخ تولد |
۱۵/۳/۱۲۹۹ |
|
نام دبستان محل تحصیل |
مدرسه ی هدایت آران |
|
دبیرستان محل تحصیل |
دبیرستان فردوسی مشهد |
|
تاریخ استخدام در اداره ی فرهنگ و معارف کاشان |
۱۲/۷/۱۳۲۸ |
|
تاریخ بازنشستگی |
به احتمال۱۲/۷/۱۳۵۸ |
|
تاریخ وفات |
۵/۸/۱۳۶۴ |
|
نام برادران |
شادروانان :میرزا عبدالباقی- دارای دفتر ازدواج و اسناد مالکیت بودند.حاج سید مهدی - روحانی بودند.سرهنگ سید تقی مصباحی. |
|
نام پدر |
شادروان میرزا سید حسین-روحانی بودند. |
![]() 17 تیر 1329 – تولد در آبادان
1332 – سکونت در تهران 1335 – شروع تحصیلات ابتدایی در دبستان روش نو 1341 – شروع تحصیلات متوسطه در دبیرستان البرز 1343 – کوچ به لندن و آغاز تحصیل در دبیرستان شبانه روزی میلفیلد 1347 – بازگشت به تهران 50-1348 – کار در شرکت های تبلیغاتی به عنوان عکاس و انیماتور 1352 – ازدواج با هنگامه جلالی نخستین ماموریت مطبوعاتی برای تهیه عکس و گزارش جنگ در ایرلند برای روزنامه کیهان همکاری با ابراهیم گلستان در فیلم « اسرار گنج دره جنی » به عنوان عکاس و مجسمه ساز انتشار کتاب « قلمکار» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان عکاسی از کودکان گوشه و کنار ایران برای انتشارات فرانکلین جهت چاپ در کتابهای درسی 1353- نمایشگاه کولاژهای پولارویدی در گالری سیحون نمایشگاه عکس های کودکان ایران در گالری سیحون انتشار کتاب « گلاب » در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 1355-آغاز همکاری فعال با روزنامه آیندگان با چاپ گزارش سه گانه : کارگر ، مجنون ، روسپی برگزاری نمایشگاه سه گانه در دانشگاه تهران و توقیف آن 1356- کار با مجله سبز 1357 – عکاسی گسترده از رویداد های انقلاب و کار با مجله تایم ، تهران مصور و نشریات دیگر 1358 – دریافت جایزه « رابرت کاپا » برای عکس هایش از انقلاب عکاسی از درگیری ها و رویدادهای سیاسی و اجتماعی گوشه و کنار کشور انتشار کتاب « شورش » از عکس های انقلاب با محمد صیاد 1359 – حضور فعال در جبهه ها با آغاز جنگ آغاز همکاری با آژانس های جهانی عکس 1360 – انتشار کتاب جنگ با آلفرد یعقوب زاده انتشار کتاب « انقلاب نور » مجموعه عکس . کار گروهی 1362- تولد فرزندش مهرک و رفتن به لندن تاسیس آژانس عکس ریفلکس و حضور های متناوب در ایران برای عکاسی جنگ و دیگر رویداد ها 1360 – انتشار کتاب « غنچه ها در توفان » درباره حضور کودکان و نوجوانان در انقلاب . کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 1369 – شروع کار با دوربین ویدیویی 1370 – ساخت مستند « ثبت حقیقت » که با پخش آن از کانال چهار انگلستان در ایران ممنوع اعلام شد . 1371- مصاحبه های ویدئویی ، چهره های ادبیات ایران 1372 – تصویر برداری و تدوین مستند « گنگ خوابدیده » لغو ممنوعیت کار در پایان سال و آغاز کار با آسوشیتد پرس AP 1373 – آغاز تدریس عکاسی در دانشکده های هنری تهران 1376- تصویر برداری فیلم مستند « ماندن » با کارگردانی مانی حقیقی 1378- آغاز کار با بی بی سی 13 فروردین 1382 – مرگ در شمال عراق بر اثر انفجار مین |
|
|
|
۸دسامبر ۱۹۷۸ «گلداماير» نخست وزير سابق اسرائيل در سن هشتاد سالگي مرد.
«گلداماير» در كيف (شوروي) به دنيا آمد ولي همراه خانواده خود به آمريكا مهاجرت كرد. او به زودي وارد فعاليتهاي صهيونيستي شد و در سال ۱۹۲۲ در يك «كيبوتز» (تعاوني) در خاك فلسطين مستقر شد و در مه ۱۹۴۸ با چهره تغييريافته در جنگ عليه فلسطيني ها شركت كرد. گلداماير در سال۱۹۴۹ به عنوان سفير فوق العاده اسرائيل در مسكو مستقر شد و در سال ۱۹۵۰ وزير امور خارجه اسرائيل شد. او از همكاران نزديك بن گوريون بود. گلداماير در سال۱۹۶۹ جايگزين لوي اشكول شد و سمت نخست وزيري اسرائيل به او محول شد. گلداماير روابط نزديكي با نيكسون رئيس جمهوري آمريكا داشت و حمايت آمريكا را در همه زمينه ها به دست آورد و لقب مادربزرگ اسرائيل به او داده شد. از ليوني اغلب به عنوان نخست وزير آينده اسراييل ياد مي شود و اين بدين معني است که او قصد دارد در مسير گلداماير گام بردارد. "گلداماير جديد" يکي از القابي است که ليوني با آن شناخته مي شود و اين موضوع بيشتر از شباهت جنسيتي اين دو با هم، به دليل سرسختي و شقاوتي است که همچون گلداماير در وجود ليوني نيز موج ميزند. به دليل همين ويژگي هاي شخصيتي ، ليوني در بين همکاران خود به "ايتان الرهيب" معروف است که به معني ترس و عدم تاثيرپذيري است.
![]() نیکسون و گلدامایر |
|
جلسات نقد ادبی و نقد کتاب که در کانون شهید بنی طبا برپا می شد به پایان رسید .به این بهانه جستجویی در وبلاگ دوستان داشتم ببینم چه کتابهایی مورد نقادی قرار گرفته و چرا این جلسه تعطیل شده است. ؟ |
|
کتاب مشروطه ایرانی نوشته دکتر آجودانی |
|
آثار مرتبط با دکتر مصدق |
|
جامعه شناسی تحریفات عاشورا نوشته دکتر ضیایی |
|
منم کوروش شهریار روشنایی ها -سید علی صالحی |
|
ماهنامه صادق ویژه ویگل |
|
کتاب ؛ بوف کور |
|
آنطور که در کتاب کورت فریشلر ترجمه ی استاد منصوری آمده است : در زمان صدر اسلام و در حیات پیامبر چون قبیله ی کلب مزاحم کاروانهای مسلمین میشدند عمر بن الخطاب با ۱۵۰ تن از مسلمین برای گوشمالی آنها میروند و چون غروب میرسند اردوگاه به وجود می آورند تا صبح پیکار نمایند.صبح زود روز بعد سپاه مسلمین توسط مردان و زنان کلبی غافلگیر میشوند و به سختی خود را از مهلکه نجات میدهند به جز هشت نفر که اسیر میشوند . کلبیها دستهای اسرا را از پشت میبندند و میبرند و زیر آفتاب نگاه میدارند.راوی میگوید : بعد از اینکه شب فرا رسید ما تصور کردیم که دستهای ما را خواهند گشود و به ما غذا و اب خواهند داد. لیکن زنهای بی رحم کلبی اینکار را نکردند. روز بعد هم گرسنه و تشنه با دستهای بسته در زیر آفتاب بودیم . وقتی آفتاب سومین روز اسارت ما دمید دانستیم که ما هشت نفر امروز می میریم .وقتی آفتاب بالا آمد زن ها به ما گفتند: امروز دستهای شما را خواهیم گشود و در یک خیمه جا خواهیم داد تا اینکه آفتاب به شما نتابد .... بعد از چند ساعت زنهای کلبی آتشی نزدیک ما روشن کردند و چند قطعه آهن در آن انداختند ... بعد بدون آنکه دستهای ما را باز کنند در حالیکه همچنان گرسنه و تشنه بودیم ما را عریان کردند .... و یکی بعد از دیگری ما را مثله و خواجه کردند و بعد از بریدن ، یکی از آهنهای تفته را با انبر از آتش خارج میکردند و روی مقطع عضو بریده شده میگذاشتند تا اینکه جریان خون قطع شود... و تا عصر همچنان با دستهای بسته گرسنه و تشنه زیر آفتاب بودیم ... هفت اسیر بعد از این جنایت جان باختند و تنها من زنده ماندم و بعدا با گرفتن فدیه مرا آزاد کردند. |
|
چگونگی وفات چهار خلیفه
|
|
معاويه – تو از طرف من مورد محاكمه قرار ميگيري و مكلف هستي كه پاسخ هر سوال را به درستي بدهي .آيا تو مرا ميشناسي ؟
معاويه – خيلي شجاعي!
معاويه – براي چه قبل از قتل عثمان از مدينه خارج شدي؟
معاويه – تو مردم را تحريك به قتل عثمان كردي. چرا نماندي موفقيت خود را ببيني؟
معاويه – تو از مدينه رفتي كه مبادا وبال كارهاي تو دامانت را بگيرد . چه موقع از قتل مطمئن شدي ؟
معاويه – نقشه ات چه بود ؟
معاويه – لابد تو ميخواستي تاج بر سر بگذاري و ملكه ي دنيا بشوي ؟
|
|
سه نفر از خوارج تصميم گرفتند كه در يك روز ، سه تن را به قتل برسانند : 1. علي بن ابيطالب خليفه ي چهارم در كوفه. او به مسجد رفت و ابن ملجم هنگام سجود ضربتي شديد بر فرقش وارد آورد و او نتوانست سر از سجده بردارد ولي ذكر سجده را به اتمام رسانيد و بعد از آن هم ذكر مزبور را تكرار كرد تا اينكه نمازش باطل نشود و جز به خداوند به چيزي توجه نداشته باشد . 2. معاويه حاكم شام در شام . او به مسجد رفت و ضارب يك ضربت از عقب با شمشير بر او وارد آورد و خواست ضربت دوم را بزند اما مردم به وي حمله كردند و شمشير را از دستش گرفتند . مردم مجروح را روي دست به خانه بردند و تحت مداوا قرار دادند و چون زخم شمشير شديد نبود معالجه شد . 3. عمرو عاص در مصر . او مريض بود و به مسجد نرفت . با استفاده از ترجمه ی استاد ذبیح الله منصوری |
|
نام : عایشه نام پدر : ابوبکر نام مادر : زینب ( اهل اسکندریه مصر ) نام همسر : پیامبر اسلام نام قابله در هنگام تولد : ام عمرو محل تولد : مکه تاریخ تولد : حوالی بعثت پیامبر اکرم جهیزیه عایشه : دو جامه - دو روانداز - دو جفت کفش سال وفات : ۲۵ ذیحجه سال ۵۴ هجری قمری محل وفات : مدینه - در محل مدفن پیامبر او سر را روی قبر پیامبر نهاد و دست را دراز کرد و مثل این بود که قصد دارد سنگ قبر را در بر گیرد و در همان حالت وفات یافت . محل دفن : در مدینه - خانه ی پیامبر و در کنار پیامبر و پدرش ابوبکر منبع: کتاب استاد منصوری |
|
|
اسامی چهرهای مشهور سياسی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی | ||
|
رديف |
مخالفين حكومت پهلوي |
موافقين حكومت پهلوي |
|
۱ |
امام خمينی |
محمدرضا پهلوی |
|
۲ |
رهبر فعلی ايران |
اميرعباس هويدا |
|
۳ |
دکترسيد محمد حسينی بهشتی |
جعفر شريف امامی |
|
۴ |
سيد محمود طالقانی |
عبدالله رياضی |
|
۵ |
حسينعلی منتظری |
اشرف پهلوی |
|
۶ |
مهندس مهدی بازرگان |
غلامرضا پهلوی |
|
۷ |
دکتر ابراهيم يزدی |
عبدالرضا پهلوی |
|
۸ |
دکتريدالله سحابی |
تاج الملوک پهلوی |
|
۹ |
دکتر علی اصغر حاج سيد جوادی |
شمس پهلوی |
|
۱۰ |
مسعود رجوی |
نعمت الله نصيری |
|
۱۱ |
دکتر ابوالحسن بنی صدر |
داريوش همايون |
|
۱۲ |
دکترمحمد مفتح |
رضا قطبی |
|
۱۳ |
دکتر مصطفی چمران |
محمود جعفريان |
|
۱۴ |
دکتر کريم سنجابی |
غلامرضا ازهاری |
|
۱۵ |
داريوش فروهر |
غلامعلی اويسی |
|
۱۶ |
دکتر نورالدين کيانوری |
هوشنگ ثابتی |
|
۱۷ |
احسان طبری |
فرح ديبا |
|
۱۸ |
فرخ نگهدار |
منوچهر خسرو داد |
|
۱۹ |
محمد منتظری |
منوچهر گنجی |
|
۲۰ |
احمد خمينی |
منوچهر آزمون |
|
۲۱ |
مرتضی مطهری |
اسدالله علم |
|
۲۲ |
علی اکبر هاشمی رفسنجانی |
اردشير زاهدی |
|
۲۳ |
محمد علی رجايی |
شهناز پهلوی |
|
۲۴ |
دکتر محمد جواد باهنر |
حسين فردوست |
|
۲۵ |
محمد رضا مهدوی کنی |
جمشيد آموزگار |
|
۲۶ |
دکتر حبيب الله پيمان |
هژبر يزدانی |
|
۲۷ |
دکتر کاظم سامی |
پرويز راجی |
|
۲۸ |
مهندس عزت الله سحابی |
فريدون جوادی |
|
۲۹ |
هادی غفاری |
هوشنگ نهاوندی |
|
۳۰ |
دکتر پرويز ورجاوند |
فریدون جم |
|
۳۱ |
دکتر عباس اميرانتظام |
حسن طوفانیان |
|
۳۲ |
دکتر ابوالحسن بنی صدر |
مهدی رحیمی |
|
۳۳ |
دکتر حسن حبیبی |
رضا ناجی |
|
۳۴ |
دکتر حسن آیت |
فرخ روی پارسا |
|
به نظر شما دلیل توجه برخی به دوران ایران باستان چیست؟ نمونه هایی از وبلاگها و سایتهایی را که در این باره مینویسند اینجا ببینید و اگر خواستید نظرتان را بنویسید :
نویسنده: عباس رسول زاده جمعه 23 شهريور1386 ساعت: 10:59
مشخص است که :
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش پیشرفت پایدار حاصل نخواهد شد مگر در خود شناسی یک جامعه که نگاه به گذشته بخشی از ان است.
|
| نام |
(سال پيش از ميلاد عيسی) |
محل زندگی |
|
|
تاسيس تقويم مصری |
۴۲۴۱ |
|
اولين تاريخ مضبوط |
|
حضرت ابراهيم |
۲۱۴۹ |
بدون شك، «كورش»، بنيان گذار امپراطوري هخامنشي، از برجسته ترين نوابغ نظامي و سياسي دنياي باستان است...
|
|