کلمات روسی در ایران
|
، آفتامات ، آسفالت ، باک ، بالانس ، برزنت ، بکسوات ، بکسل ، بنزین ، پلاتین ، پُلُس ، ماشین ، ترانزیت ، ترمز ، دینام ، پُز ، پُست (به معنی مقام اداری) ، پودر ، تراخم ، چرتکه ، چدن ، چمدان ، دوجین، دوش، ، سماور، ، وان (حمام)، ، وان (حمام)، ، قرنیز ، کتلت املت، |
، رادیاتور ، رزوه ، رُل ، زاپاس ، ژیگلور ، ساسات ، شاتون ، شاسی ، شلنگ ، فابریک ، قالپاق ، کاپوت ، کوپه ، لاستیک ، بانک ، بلیط ، پاگون ، راپورت ، شنل ، فانوسقه ، فرم (در کاربرد لباس) ، قرنطینه ، قزاق، ، مانور ، مدال ، واکسیل ، آرتیست ، استکان ، اسکناس ، باندرول ، کمپوت، ، گتر (نوار پارچهای) ، متقال،
|
پیک (پیالهٔ مشروب) ، چای ، چتول (ظرف مشروب) ، سوخاری ، شکلات ، کالباس ، وانیل ، ودکا ، ورمیشل ، پالتو ، پُرو (لباس) ، جلیقه ، زیگزاگ، ، کُرک ، کِلوش (نوعی دامن زنانه) ، گالش ، بایکوت ، برلیان ، بشکه ، بیلیارد ، پارتیزان ، پاسور ، پاکت ، پُرس ، شابلون، ، شانتاژ ، شانس ، شماطه ، شوت (فرد کندذهن) ، فرز (دستگاه برش) ، فرغون |